فضائلی: مجتبی خامنهای برای تمام سناریوهای جنگی دستور صادر کرده است


مهدی فضائلی، عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر جمهوری اسلامی، گفت نیروهای مسلح برای همه سناریوها، از جمله «جنگ فرسایشی» یا «عملیات برقآسا» از سوی دشمن آمادگی دارند و مجتبی خامنهای نیز برای تمام این سناریوها دستورهایی صادر کرده است.
او در گفتوگو با خبرگزاری ایرنا افزود نیروهای مسلح در جنگ اخیر تنها بخشی از توانمندیهای خود را به کار گرفتهاند و توان نظامی جمهوری اسلامی از ۹ اسفند تاکنون «ارتقا و افزایش چشمگیری» داشته است.
فضائلی گفت: «دشمن باید بداند که در صورت ارتکاب هرگونه حماقت مجدد، شرایط را برای خود بسیار دشوارتر خواهد کرد.»
او همچنین گفت در هفتههای اخیر آزمایشهایی انجام شده که در آنها موشکهای جمهوری اسلامی در نزدیکی ناوهای آمریکایی منفجر شدهاند و این اقدام را «هشدار آشکاری به آمریکا» خواند.







وبسایت حالوش از درگیری شدید نیروهای جمهوری اسلامی با افراد مسلح در منطقه منزلآب زاهدان خبر داد. سپاه پاسداران نیز اعلام کرد شش عضو «یک گروه تروریستی» در این درگیری کشته شدهاند.
حالوش که اخبار سیستان و بلوچستان را پوشش میدهد، پنجشنبه ۹ مهر گزارش داد درگیریها از حدود ساعت شش صبح آغاز شده و صدای تیراندازی شدید و شلیک گلولههای آرپیجی در منطقه به گوش رسیده است.
بر اساس این گزارش، درگیری میان نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی و افراد مسلح چند ساعت به طول انجامیده و تا زمان انتشار این گزارش همچنان ادامه داشته است.
در هفتههای اخیر، استان سیستان و بلوچستان شاهد درگیریهای متعددی میان افراد مسلح و نیروهای جمهوری اسلامی، از جمله نیروهای فاطمیون، بوده است.
در مواردی نیز افراد مسلح به مقرها، پاسگاهها و خودروهای انتظامی حمله کردهاند.
در تازهترین مورد در بامداد ۹ مهر، علیرضا سنچولی، مامور فرماندهی انتظامی، در حمله افراد مسلح به ایست بازرسی احمدآباد در ورودی شهر راسک کشته شد.
هفتم مهر نیز دستکم یک نفر در جریان درگیری با نیروهای جمهوری اسلامی در ایرانشهر جان باخت.
روایت سپاه پاسداران از درگیری مسلحانه
روابط عمومی قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه پاسداران با انتشار بیانیهای اعلام کرد نیروهای این نهاد «یک تیم مسلح» را در منطقه منزلآب زاهدان شناسایی و «منهدم» کردند.
سپاه پاسداران افراد مسلح را اعضای یک گروه «تروریستی-تکفیری» معرفی کرد و افزود آنها قصد اجرای عملیات داشتند، اما پیش از عملی کردن نقشه خود شناسایی شدند.
بر اساس این بیانیه، شش نفر از اعضای این گروه در درگیری با نیروهای سپاه پاسداران کشته شدند و تعدادی «بسته انفجاری» نیز از آنان به دست آمد.
سپاه پاسداران نام گروه مورد اشاره و هویت افراد کشتهشده را اعلام نکرده است.
برخی رسانههای حکومتی نیز ویدیوهایی از درگیری در زاهدان منتشر کردند.
۲۱ شهریور، درگیری حدود ۹ ساعته نیروهای حکومتی با اعضای «جبهه مبارزین مردمی» در منطقه بخشان سراوان به کشته شدن سه عضو سپاه پاسداران و چهار فرد مسلح انجامید.
شماری از احزاب و گروههای فعال در سیستان و بلوچستان، آذر ۱۴۰۴ از تشکیل «جبهه مبارزین مردمی» با هدف «اتحاد و افزایش اثرگذاری مبارزات» خبر دادند.
«جنبش پادا بلوچ»، «حرکت نصر بلوچستان»، «سازمان جیشالعدل»، «گروه محمد رسولالله» به رهبری حاجی واحدبخش و گروههایی با عنوان «پیکارجویان خودجوش بلوچ» از جمله تشکلهای مشارکتکننده در این جبهه هستند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از شهرهای مختلف ایران نشان میدهند هزینه مدرسه برای بسیاری از خانوادهها دیگر به شهریه، کتاب و لوازمالتحریر محدود نیست و لوازم جانبی، از جزوه و حمل کتاب تا خرید برگه امتحان، ابزار تخصصی و وسایل آموزشی، به مخارجی اجتنابناپذیر تبدیل شدهاند.
این هزینهها در شرایطی از خانوادهها مطالبه میشود که شماری از دانشآموزان و والدین از نبود کتاب درسی، کمبود تجهیزات، کلاسهای نامناسب و فرسودگی امکانات آموزشی خبر دادهاند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از اخذ هزینه «کرایه حمل کتاب» از سوی متولیان مدارس حکایت دارند.
یک مخاطب ساکن کرج گفت برای تحویل کتابهای درسی از هر دانشآموز ۴۰۰ هزار تومان با عنوان «هزینه ایاب و ذهاب» خواستهاند، در حالی که پیش از آن نیز ۵۰۰ هزار تومان برای ثبتنام کتاب پرداخت کرده بودند.
به گفته او، خانوادهها علاوه بر این مبالغ باید برای جزوه دو درس که کتابهایش هنوز نرسیده هم در مجموع یک میلیون تومان پرداخت کنند.
شهروندی از قزوین نیز گفت هزینه کتاب را از طریق سامانه پرداخت کرده، اما دوم مهر مدرسه دولتی از هر دانشآموز ۲۰۰ هزار تومان دیگر با عنوان «هزینه کرایه حمل کتاب» گرفته و سپس کتابها را تحویل داده است.
دانشآموز پایه دهم رشته الکتروتکنیک نوشت تاکنون نزدیک به هشت میلیون تومان بابت ثبتنام مدرسه هزینه کرده و اکنون مدرسه از آنان خواسته ابزار مورد نیاز رشته خود را با هزینهای بین پنج تا هفت میلیون تومان تهیه کنند.
هزینههایی که دیگر جانبی نیستند
پیشتر شماری از والدین و دانشآموزان در پیامهایی به ایراناینترنشنال از دریافت اجباری پول در مدارس دولتی خبر داده و گفته بودند این مبالغ نه لزوما با عنوان «شهریه»، بلکه با عناوینی چون «کمک به مدرسه»، «مشارکت»، هزینه کتاب یا برنامههای مدرسه مطالبه میشود.
به گفته آنها، مدارس دولتی تا «کمک اجباری چندمیلیونی» را دریافت نکنند، کتاب را به دانشآموز تحویل نمیدهند.
روایت دانشآموزان نشان میدهد هزینههای تحمیل شده به آنها، ابعاد دیگری هم دارد.
دانشآموزی در پایه نهم گفت معلم هنر فهرستی از ۱۰ وسیله را که خرید آنها اجباری است در اختیار دانشآموزان قرار داده و تهیه آنها دستکم هشت میلیون تومان هزینه دارد.
یک دانشآموز پایه دوازدهم رشته معماری هم از هزینه بالای وسایل مورد نیاز این رشته خبر داد و گفت مدرسه از دانشآموزان انتظار دارد این تجهیزات را تهیه کنند، در حالی که به گفته او، خانوادهها توان تامین چنین هزینههایی را ندارند.
یکی از ساکنان هشتگرد عنوان کرد مدرسه هنوز کتابهای درسی دخترش را تحویل نداده، اما در عوض فهرستی از وسایل مورد نیاز با هزینه حدود ۱۵ میلیون تومان در اختیار خانواده قرار داده است.
بر اساس پیام دیگری از اصفهان، هزینه تحصیل در یک هنرستان دولتی در سال جاری ۱۷ میلیون تومان اعلام شده، با این حال دانشآموزان هنوز کتاب ندارند، برخی درسها با جزوه آموزش داده میشوند و حتی از آنان خواسته شده است برگه A4 مورد نیاز آزمون را خودشان تهیه کنند.
پرداخت هزینه بیشتر، امکانات کمتر
روایتهای رسیده نشان از آن دارند که پرداخت این هزینهها الزاما به معنای برخورداری دانشآموزان از امکانات اولیه آموزشی نیست و با گذشت بیش از یک هفته، مدارس کماکان آمادگی اولیه را برای آغاز سال تحصیلی ندارند.
مدارس بخشی از هزینههای روزمره و تجهیزات مورد نیاز آموزش را مستقیما به خانوادهها منتقل کردهاند، در حالی که برخی از آنها حتی قادر به تامین کتاب، کلاس مناسب یا وسایل اولیه آموزشی نیستند.
مخاطبی با تاکید بر اینکه ۴۵ میلیون تومان بابت شهریه مدرسه دولتی پرداخته، گفت مدرسه «کولر، شوفاژ، تخته و نیمکت درستوحسابی» ندارد.
دانشآموز مدرسه فرهنگیان «سروش» در سراوان هم گفت کلاسشان فاقد وسایل سرمایشی و تجهیزات آموزشی است و ساختمان کلاس که با بلوک ساخته شده، حتی هنوز گچکاری نشده است.
بنا به گفته محصلی از مدرسه رازی آمل، علاوه بر اینکه برای دریافت کتب درسی باید تا یکماه صبر کنند، مدرسه کلاس ثابت ندارد و برخی کلاسها در کتابخانه و نمازخانه برگزار میشود و صندلیها نیز فرسودهاند.
یک شهروند از خوزستان از بینظمی در مدارس و تحویل نشدن کتابها خبر داد و گفت بین معلمان صحبت از احتمال غیرحضوری شدن مدارس پس از دریافت پول از خانوادهها مطرح شده است.
استمرار فشارهای ایدئولوژیک بر دانشآموزان
در کنار مشکلات مالی و کمبود امکانات، شماری از دانشآموزان در پیامهای خود به ایراناینترنشنال از ادامه برنامههای ایدئولوژیک و حضور نهادهای حکومتی در مدارس گفتند.
یک دانشآموز ۱۴ ساله گفت هفتم مهرماه نیروهای بسیج به مدرسه آنها رفته و از دانشآموزان خواستهاند در پویش «جانفدا» ثبتنام کنند.
دانشآموزی از تبریز هم گفت هشتم مهر، دانشآموزانی که معلم نداشتند، به اجبار و تحت عنوان برنامه «جانفدا» برای شرکت در راهپیمایی به خیابان برده شدند.
ایراناینترنشنال اواخر شهریور گزارش داده بود شماری از شهروندان بدون ثبتنام قبلی، پیامکهایی درباره آغاز دورههای «آموزش نظامی و امدادی یگانهای مردمی جانفدا» دریافت کردهاند.
در ادامه فشار ایدئولوژیک بر نوجوانان، دانشآموزی گفت معلم دینی و برخی دیگر از معلمان اعلام کردهاند ۱۰ نمره از ۲۰ نمره دانشآموزان به شرکت در تجمعات شبانه حکومتی اختصاص دارد.
به گفته او، از دانشآموزان خواسته شده با چادر و پرچم در این تجمعات حاضر شوند و عکس یا فیلم خود را برای مدرسه ارسال کنند.
یک دانشآموز دیگر هم گفت از زمان بازگشایی مدارس، فشار بر دانشآموزان بر سر حجاب اجباری افزایش یافته و حتی بالا زدن آستین هنگام انجام کار نیز با تذکر و برخورد همراه است.
او در ادامه افزود گاهی شدت برخورد و فشار از سوی معلمان و مدیران بر سر حجاب به حدی بالاست که دانشآموزان را به گریه میاندازند.
طالبان افغانستان اعلام کرد حملات هوایی پاکستان به سه خانه در ولایتهای کنر و هلمند، ۹ نفر، از جمله زنان و کودکان، را کشت و ۱۱ نفر را زخمی کرد. اسلامآباد در مقابل گفت دو مخفیگاه «تروریستها» را هدف قرار داده و ۲۲ نفر را کشته است.
به گزارش خبرگزاری رویترز، این حملات پنجشنبه نهم مهر در ادامه تشدید درگیریهای دو همسایه، پس از حدود سه ماه آرامش نسبی انجام شد.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت زنان و کودکان در میان کشتهشدگان حملات به کنر و هلمند هستند.
او این اقدام را «تجاوز و جنایتی در نقض تمامی اصول پذیرفتهشده» خواند و محکوم کرد.
وزارت اطلاعات پاکستان در مقابل اعلام کرد حملات بر اساس «اطلاعات معتبر» انجام شده و «مخفیگاههای تروریستها را در دو نقطه» هدف قرار داده است.
این وزارتخانه در بیانیهای در ایکس نوشت که «اهداف با دقت منهدم شدند» و گزارشهای اولیه از کشته شدن ۲۲ «تروریست» حکایت دارند.
به گفته این نهاد، مقادیر زیادی سلاح و مهمات ذخیرهشده در این مخفیگاهها نیز نابود شد.
رویترز تاکید کرد نتوانسته است اطلاعات ارائهشده از سوی دو طرف را بهطور مستقل تایید کند.
تشدید دوباره درگیریها پس از سه ماه آرامش نسبی
رویترز نوشت حمله ماه گذشته شبهنظامیان به یک مقر پلیس در شمالغرب پاکستان که به گزارش این خبرگزاری ۲۴ کشته بر جا گذاشت، تنش میان اسلامآباد و کابل را دوباره شعلهور کرد.
دو کشور در بهمن و اسفند ۱۴۰۴، شدیدترین درگیریهای خود را در سالهای اخیر تجربه کرده بودند.
پاکستان در دو هفته گذشته چندین حمله هوایی به افغانستان انجام داده و گفته است «اردوگاههای تروریستی» را هدف گرفته و شبهنظامیان را کشته است.
کابل در مقابل تاکید کرده قربانیان این حملات غیرنظامی بودهاند.
پاکستان دوم مهر اعلام کرد ۱۰ نقطه در افغانستان را در واکنش به پرتاب پهپادها از خاک این کشور هدف قرار داده است.
طالبان پرتاب پهپاد را تکذیب کرد و گفت حملات به قندهار، پکتیا و خوست چهار غیرنظامی را کشته است.
مجاهد نیز هشدار داد این حملات با «پاسخ مناسب» روبهرو خواهند شد.
روز بعد، منابع امنیتی پاکستان از دفع تلاش نیروهای طالبان برای ورود به خاک این کشور در منطقه مرزی گلستان و کشته شدن چند عضو طالبان خبر دادند.
همزمان، منابع محلی وقوع درگیری مرزی حدودا دو ساعته میان نیروهای طالبان و مرزبانان پاکستانی در منطقه کاروانگو در اسپینبولدک قندهار را گزارش کردند.
اتهامهای متقابل درباره فعالیت شبهنظامیان
طالبان پنجم مهر اعلام کرد نیروهایش پس از ورود گروهی از جنگجویان از پاکستان، ۲۸ نفر را کشته و ۳۲ نفر را زخمی کردهاند.
بر اساس این اعلام، «اعضای داعش» در میان این گروه بودهاند.
اسلامآباد این ادعاها را رد کرد.
پاکستان و طالبان افغانستان، دو متحد پیشین، اکنون بر سر فعالیت شبهنظامیان اختلاف فزایندهای پیدا کردهاند.
اسلامآباد کابل را به پناه دادن به گروههایی متهم میکند که از خاک افغانستان حملات فرامرزی علیه پاکستان انجام میدهند.
طالبان این اتهام را رد میکند و میگوید فعالیت شبهنظامیان، مساله داخلی پاکستان است.
کارزار فشار اقتصادی دولت دونالد ترامپ دهها نفتکش ایرانی و مرتبط با جمهوری اسلامی را در آبهای آسیا سرگردان کرده است. آمریکا با هشدار به شرکتها و کشورهای ارائهدهنده خدمات به این کشتیها میکوشد مسیرهای صادرات نفت ایران را مسدود کند.
روزنامه والاستریت ژورنال پنجشنبه ۹ مهر گزارش داد حدود ۲۰ نفتکش خالی ایرانی در فاصله ۲۴ کیلومتری سواحل جنوب غربی سریلانکا سرگردان ماندهاند.
موتورهای این کشتیها برای صرفهجویی در مصرف سوخت خاموش شدهاند و ذخایر اقلام ضروری آنها رو به پایان است.
از ماه ژوئیه، همزمان با برقراری مجدد محاصره تنگه هرمز از سوی آمریکا، دهها نفتکش ایرانی یا مرتبط با ایران که در انتقال نفت تحریمشده به چین مشارکت داشتند، در آبهای اطراف کشورهای آسیایی، از جمله مالزی و سریلانکا، گرفتار شدهاند.
آمریکا در هفتههای اخیر کارزار فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را تشدید کرده و در پی محدود کردن شریانهای مالی حکومت ایران بوده است.
محاصره دریایی، جلوگیری از فروش نفت ایران و مسدود کردن مسیرهای جابهجایی درآمدهای نفتی، از جمله محورهای این کارزار است.
واشینگتن در روزهای اخیر بارها به شرکای جمهوری اسلامی هشدار داده است روابط تجاری خود را با تهران قطع کنند.
اختلال در صادرات نفت ایران
پیش از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، نفتکشهای حامل نفت ایران محمولههای خود را به آبهای بینالمللی نزدیک مالزی منتقل میکردند.
نفت در این منطقه به کشتیهای دیگری انتقال مییافت و سپس راهی پالایشگاههای چین میشد. هدف از این عملیات، دور زدن تحریمهای آمریکا علیه صادرات نفت ایران بود.
نفتکشها پس از تخلیه محمولههای خود به ایران بازمیگشتند و بار دیگر نفت بارگیری میکردند. شماری از این کشتیها ایرانی بودند و برخی دیگر با پرچم کشورهای دیگر تردد میکردند.
به گزارش والاستریت ژورنال، اکنون محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران مانع از بازگشت این کشتیها شده و تحریمهای جدید آمریکا نیز سبب شده است برخی کشورهای آسیایی از ترس مجازاتهای واشینگتن، ارائه خدمات به آنها را متوقف کنند.
این محدودیتها همچنین کشتیهای کانتینربر حامل کالاهایی مانند ذرت و مواد اولیه صنعتی به مقصد ایران را تحت تاثیر قرار داده است.
در جریان بازدید از آبهای بینالمللی نزدیک مالزی که سازمان «اتحاد علیه ایران هستهای» ترتیب داده بود، شماری از نفتکشهای خالی و زنگزده مرتبط با ایران مشاهده شدند که بسیاری از آنها از ماه ژوئیه در این منطقه متوقف ماندهاند.
تحلیلگران بازار نفت پیشبینی میکنند آخرین محمولههای نفت ایران که همچنان در انتظار انتقال به خریداران هستند، طی هفتههای آینده به پایان برسند.
همایون فلکشاهی، مدیر بخش تحلیل نفت خام شرکت کپلر، پیشبینی کرد تا ماه دسامبر، تمام درآمدهای نفتی ایران به صفر خواهد رسید.
پنجم مهر، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرد حکومت ایران احتمالا تا دو هفته دیگر آخرین محمولههای نفتی خود را به چین تحویل میدهد و پس از آن «چیزی برای مبادله نخواهد داشت».
فشار آمریکا بر سریلانکا برای قطع خدمات به نفتکشها
در دو ماه گذشته، بسیاری از نفتکشها آبهای نزدیک مالزی را ترک کرده و راهی اقیانوس هند و سواحل سریلانکا شدهاند؛ کشوری که به ایران نزدیکتر است و سابقه تامین سوخت، مواد غذایی و خدمات تعمیراتی برای کشتیهای ایرانی را دارد.
بر اساس اسناد دولتی سریلانکا که والاستریت ژورنال مشاهده کرده است، سفارت آمریکا در کلمبو در ماه اوت به دولت این کشور اطلاع داد ۱۹ نفتکش ایرانی را در نزدیکی سواحل غربی سریلانکا زیر نظر دارد.
سفارت آمریکا از مقامهای سریلانکا خواست به شرکتهای ارائهدهنده خدمات بندری هشدار دهند که کمک به این نفتکشها میتواند آنها را در معرض تحریمهای ثانویه واشینگتن قرار دهد.
تقریبا همزمان، بسیاری از کشتیهای ایرانی آبهای سرزمینی سریلانکا را ترک کردند و به مناطق دورتری در اقیانوس هند رفتند. دادههای ردیابی کشتیها نشان میدهد موتورهای شماری از آنها برای صرفهجویی در مصرف سوخت خاموش شده است.
اوایل سپتامبر، پس از ورود دو کشتی کانتینربر ایرانی به محدوده بندر کلمبو، سازمان بنادر سریلانکا اعلام کرد ارائه خدمات به کشتیهای با پرچم ایران، بهدلیل خطر تحریمهای آمریکا، «اقدامی عاقلانه نیست».
سفارت آمریکا همچنین در اواسط سپتامبر دورهای آموزشی با حضور بیش از ۴۰ مقام سریلانکایی برگزار کرد و درباره خطر مجازات شرکتهایی که آگاهانه یا ناآگاهانه به کشتیهای تحریمشده خدمات ارائه میکنند، هشدار داد.
تحریمهای ثانویه مجازاتهایی هستند که یک کشور علیه افراد و شرکتهای خارجی بهدلیل همکاری با افراد و نهادهای تحریمشده وضع میکند.
میعاد ملکی، رییس پیشین دفتر هدفگذاری تحریمهای وزارت خزانهداری آمریکا، پنجم مهر در گفتوگو با ایراناینترنشنال اعلام کرد افزایش فشارهای واشینگتن باعث میشود شرکتها از تعاملاتی که به تهران برای دور زدن تحریمها کمک میکند، دست بکشند.
کمبود مواد غذایی و سوخت در کشتیهای سرگردان
به گزارش والاستریت ژورنال، نمایندگان شرکتهای کشتیرانی مستقر در دبی از شرکتهای سریلانکایی درخواست کردهاند برای نفتکشهای سرگردان غذا و سوخت ارسال کنند.
یکی از فعالان صنعت کشتیرانی سریلانکا گفت درخواستهای اضطراری متعددی برای تامین مواد غذایی و اقلام ضروری دریافت کرده، اما مقامهای این کشور مجوز ارسال محمولهها به کشتیهای ایرانی را صادر نمیکنند.
توشارا رودریگو، سخنگوی وزارت امور خارجه سریلانکا، نیز خطر کمبود غذا، سوخت و آب در کشتیهای تحریمشده را تایید کرد و گفت شرکتهای خصوصی ممکن است حتی در شرایط اضطراری بهدلیل نگرانی از تحریمها از کمک به این کشتیها خودداری کنند.
در همین حال، شماری دیگر از کشتیهای مرتبط با ایران به آبهای نزدیک هند و چین رفتهاند.
آمریکا در ماه اوت شبکهای از شرکتهای تامینکننده سوخت کشتیهای ایرانی را تحریم کرد تا محدودیتهای بیشتری بر فعالیت ناوگان نفتی جمهوری اسلامی اعمال کند.
دستور روبیو برای «بیرون انداختن» هیات جمهوری اسلامی از آمریکا، فقط یک تحقیر دیپلماتیک نبود؛ این اقدام در لحظهای انجام شد که واشینگتن خود را در موقعیتی برتر میبیند، اهرم تهران در تنگه هرمز تضعیف شده، جریان نفت با اختلال کمتری ادامه دارد و میانجیگری قطر نیز به بنبست خورده است.
دستور مارکو روبیو برای خروج فوری هیات جمهوری اسلامی از آمریکا، تازهترین نشانه از تغییر فضای حاکم بر رویارویی تهران و واشینگتن است، تغییری که تنها به لحن دیپلماتیک محدود نمیشود و به نظر میرسد با ارزیابی تازه آمریکا از توازن فشار در میدان، بازار نفت و تنگه هرمز ارتباط مستقیم دارد.
اکسیوس گزارش داده است که وزیر خارجه آمریکا دوشنبه شب، پس از آنکه تلاشها برای رسیدن به پیشرفت در مذاکرات به بنبست رسید، دستور داد هیات جمهوری اسلامی، از جمله عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، فورا آمریکا را ترک کند. این رسانه برای توصیف اقدام روبیو از تعبیر «کیک اوت» استفاده کرده است، تعبیری که در این چارچوب معنایی فراتر از پایان معمول سفر یک هیات دیپلماتیک دارد. اکسیوس این اقدام را یک سرزنش دیپلماتیک بسیار غیرمعمول توصیف کرده که عمق بیاعتمادی میان دو طرف را آشکار میکند.
البته یک منبع آگاه به اکسیوس گفته است عراقچی از قبل نیز قرار بود دوشنبه شب آمریکا را ترک کند. بنابراین نمیتوان گفت دستور روبیو الزاما برنامه سفر وزیر خارجه جمهوری اسلامی را تغییر داده است. اهمیت ماجرا بیشتر در تصمیم سیاسی واشینگتن برای ابلاغ رسمی و فوری خروج هیات ایرانی، درست در زمانی است که مذاکرات به بنبست رسیده بود.
این اتفاق تنها چند ساعت پس از تغییر محسوس فضای مذاکرات رخ داد. بر اساس گزارش اکسیوس، کاخ سفید صبح دوشنبه هنوز امیدوار بود تلاش میانجیهای قطری بتواند به پیشرفتی منجر شود، اما تا پایان روز روشن شد که دو طرف بر مواضع اصلی خود باقی ماندهاند. علی الثوادی، میانجی قطری، ساعتها با عراقچی و اعضای هیات جمهوری اسلامی در نیویورک مذاکره کرد و سپس برای ادامه رایزنیها با مقامهای آمریکایی به واشینگتن رفت. محور این تلاش، پیشنهاد مصالحهای بود که قرار بود خواسته تهران برای رفع محاصره دریایی را با مطالبه واشینگتن برای امتیازهای مشخص هستهای در یک چارچوب قرار دهد.
اما میانجیگری قطر دستکم تا این مرحله نتوانسته فاصله دو طرف را کم کند. یک منبع آگاه از مذاکرات به اکسیوس گفته است تهران خواستههایی دارد که آمریکا قادر به پذیرش آنها نیست و در مقابل، واشینگتن تصور میکند در حال پیروز شدن است و بنابراین دلیلی برای مصالحه نمیبیند. مقامهای آمریکایی حتی احتمال دادهاند دونالد ترامپ پس از انتخابات میاندورهای بار دیگر دستور عملیات نظامی گسترده علیه جمهوری اسلامی را صادر کند.
اهرم هرمز در حال تغییر
برای درک رفتار تازه واشینگتن، باید تحولات تنگه هرمز و بازار نفت را نیز در کنار مذاکرات قرار داد.
جمهوری اسلامی در پیشنهاد هفتروزه خود، بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت به مذاکرات هستهای را به اقداماتی از سوی آمریکا، از جمله رفع محاصره دریایی و تسهیل فروش نفت ایران، مرتبط کرده بود. ترامپ این پیشنهاد را رد کرد و گفت شرایط ارائهشده از سوی تهران برای واشینگتن قابل قبول نیست. اکسیوس نیز گزارش داده است که مذاکرهکنندگان آمریکایی به طرف ایرانی گفتهاند از نگاه واشینگتن، جمهوری اسلامی دیگر کنترل موثری بر تنگه ندارد که بتواند بازگشایی آن را بهعنوان امتیاز اصلی روی میز مذاکره بگذارد.
تحولات بازار انرژی به این ارزیابی واشینگتن وزن بیشتری داده است. والاستریت ژورنال گزارش داده که توان کشورهای خلیج فارس و نیروی دریایی آمریکا برای مقابله با اختلال در صادرات نفت افزایش یافته و جریان نفت منطقه به شکل محسوسی بازیابی شده است. در تازهترین ارزیابی این روزنامه، صادرات نفت خام خاورمیانه حتی به سطوح پیش از جنگ بازگشته و حدود ۴۰ درصد صادرات از مسیرهایی غیر از هرمز منتقل میشود. در مقابل، صادرات نفت جمهوری اسلامی تحت فشار محاصره دریایی آمریکا نزدیک به صفر گزارش شده است.
این تحول یک متغیر مهم را در محاسبات مذاکراتی تغییر میدهد. اگر تهران نتواند محدود کردن جریان نفت از هرمز را به همان اندازه گذشته به بازار جهانی تحمیل کند، ارزش این اهرم در معامله با واشینگتن نیز کاهش پیدا میکند. البته این به معنای از میان رفتن خطر هرمز نیست. قیمت نفت همچنان به حوادث منطقه واکنش نشان میدهد و بازار، احتمال حمله به زیرساختهای انرژی یا اختلال تازه در کشتیرانی را جدی میگیرد.
پاسخ آمریکا رسیده، اما فاصله باقی است
در تهران نیز اکنون تایید شده که پاسخ واشینگتن به پیشنهاد تازه جمهوری اسلامی دریافت شده است. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، چهارشنبه اعلام کرد عراقچی در جلسه هیات دولت از دریافت پاسخ آمریکا خبر داده است، هرچند هنوز جزئیات این پاسخ و واکنش رسمی تهران به آن منتشر نشده است.
این موضوع نشان میدهد کانال دیپلماتیک کاملا بسته نشده است. قطر همچنان پیامها را میان دو طرف منتقل میکند و عراقچی نیز پیش از ترک نیویورک گفته بود برای دریافت پاسخ آمریکا در این شهر منتظر نخواهد ماند و قطریها میدانند چگونه پاسخ واشینگتن را به تهران منتقل کنند.
اما باز بودن کانال مذاکره الزاما به معنای نزدیک شدن به توافق نیست. مجموعه تحولات چند روز گذشته تصویر متفاوتی ارائه میدهد، پیشنهاد تهران رد شده، میانجیگری قطر به پیشرفت قابل توجهی نرسیده، اهرم جمهوری اسلامی در بازار نفت و هرمز تضعیف شده و در نهایت هیات جمهوری اسلامی با دستور وزیر خارجه آمریکا برای خروج فوری مواجه شده است.
از این منظر، «کیک اوت» کردن هیات جمهوری اسلامی را میتوان بخشی از یک تصویر بزرگتر دانست. واشینگتن در شرایط کنونی ظاهرا کمتر از تهران برای رسیدن سریع به مصالحه احساس فشار میکند. بازگشت جریان نفت خلیج فارس، افزایش توان دور زدن اختلال در هرمز و ارزیابی آمریکا از برتری موقعیت خود، هزینه ادامه فشار را برای واشینگتن کاهش داده است. این وضعیت میتواند توضیح دهد چرا آمریکا در برابر خواستههای تهران انعطاف کمتری نشان میدهد و در مقابل، خواهان امتیازهای مشخص هستهای است.
با این همه، همین عدم تقارن میتواند خطر دیگری ایجاد کند. کاهش ارزش اهرمهای تهران ممکن است جمهوری اسلامی را به تلاش برای بازسازی بازدارندگی از طریق تشدید تنش سوق دهد، احتمالی که والاستریت ژورنال نیز به آن اشاره کرده است.
بنابراین پرسش اکنون فقط این نیست که مذاکرات قطر به توافق منجر خواهد شد یا نه. مساله مهمتر این است که آیا تهران حاضر خواهد شد در شرایطی مذاکره کند که واشینگتن معتقد است موازنه فشار به سود آمریکا تغییر کرده است. از دستور «بیرون انداختن» هیات جمهوری اسلامی از آمریکا تا بازگشت نفت خلیج فارس به بازار، نشانههای چند روز گذشته حاکی از آن است که واشینگتن فعلا خود را در موقعیتی نمیبیند که برای پذیرش شروط تهران عجله داشته باشد. همین برداشت، هم میتواند قدرت چانهزنی آمریکا را افزایش دهد و هم در صورت ادامه بنبست، فاصله میان میز مذاکره و بازگشت به رویارویی نظامی را کوتاهتر کند.