ونس: درگیری آمریکا با جمهوری اسلامی طی یکی دو ماه آینده وارد مرحلهای کاملا متفاوت میشود


جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، به روزنامه «نیویورکپست» گفت درگیری آمریکا با جمهوری اسلامی «طی یکی دو ماه آینده وارد مرحلهای کاملا متفاوت خواهد شد.»
به نوشته نیویورکپست، او با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، همنظر بود که جنگ پس از ماهها حملات متقابل میان واشینگتن و تهران، «بلافاصله پس از» انتخابات میاندورهای [ماه نوامبر] پایان خواهد یافت.
ونس گفت جمهوری اسلامی تا زمان برگزاری انتخابات [نوامبر]، کنترل خود بر تنگه هرمز را بیش از پیش از دست خواهد داد. به گفته او، این گلوگاه حیاتی انرژی در جهان اکنون «به بیش از ۵۰ درصد سطح عادی تردد کشتیها بازگشته است.»
او افزود: «ما نمیتوانیم آینده را پیشبینی کنیم، اما فکر میکنم رییسجمهور درست میگوید که این موضوع طی یکی دو ماه آینده وارد مرحلهای کاملا متفاوت خواهد شد. او همچنین فرمانده کل قواست. بنابراین این او است که تعیین میکند... درگیریها چه زمانی آغاز شوند و چه زمانی پایان یابند.»
ونس اضافه کرد: «بهطور قطع، درک میکنم که مردم آمریکا تا حدی بیصبر شدهاند، اما اساسا آنچه در حال حاضر اتفاق میافتد، این است که ایالات متحده درگیر عملیات تهاجمی نیست. واقعاً نیست.»
او ادامه داد: «اما آنچه اتفاق میافتد این است که ایرانیها گاهبهگاه به کشتیهای تجاری شلیک میکنند که بهطور معمول هم موفق نیستند.»
ونس اشاره کرد که «دو مرحله در این ماجرا وجود دارد و مرحله اول به پایان رسیده است.»
به گفته معاون رییسجمهوری آمریکا، «مرحله اول شامل نابود کردن برنامه هستهای، نابود کردن نیروهای نظامی متعارف آنها و از بین بردن تواناییشان برای اعمال قدرت به شیوهای بود که حتی تا یکی دو سال پیش قادر به انجام آن بودند.»
او گفت: «مرحله دوم این است که اطمینان حاصل کنیم آنها قادر به بازسازی توانمندیهای خود نیستند و در پی آن، تا حد امکان ثبات جهانی حفظ شود.»






فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، سهشنبه ۲۴ شهریور با انتشار بیانیهای تایید کرد که فرماندهان ارشد نظامی آمریکا، اسرائیل و هشت کشور عربی منطقه هفته گذشته در «کنفرانسی برنامهریزیشده» در آلمان با یکدیگر دیدار و گفتوگو کردهاند.
براساس این بیانیه، فرماندهان درباره «فرصتهای تقویت همکاریهای امنیتی در خاورمیانه» گفتوگو کردند.
وبسایت اکسیوس ساعاتی پیش از انتشار بیانیه سنتکام، بهنقل از دو مقام اسرائیلی، گزارش داده بود که فرماندهان ارشد نظامی آمریکا، اسرائیل و هشت کشور عربی هفته گذشته در نشستی محرمانه در آلمان درباره جنگ ایران و تنشهای گستردهتر منطقهای با یکدیگر دیدار و گفتوگو کردهاند.
براساس این گزارش، این نشست به ابتکار دریاسالار برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، برگزار شد و هیچیک از کشورهای شرکتکننده آن را بهطور رسمی اعلام نکرده بودند.
اورشلیمپست نیز بهنقل از منابع آگاه گزارش داد که علاوه بر کوپر، روسای ستاد مشترک ارتشهای اسرائیل، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت، قطر، اردن و مصر در این نشست حضور داشتند.
یک مقام آمریکایی به اورشلیمپست گفت:«هفته گذشته سنتکام در جریان یک کنفرانس برنامهریزیشده در آلمان میزبان رهبران ارشد نظامی هشت کشور بود. رهبران درباره فرصتهای تقویت همکاریهای امنیتی در خاورمیانه گفتوگو کردند.»
اطمینان خاطر آمریکا به متحدان خود
براساس این گزارشها، کوپر به فرماندهان حاضر اطمینان داد که ارتش آمریکا، با وجود حملات جمهوری اسلامی به پایگاههای ایالات متحده، نیروهای خود را از منطقه خارج نخواهد کرد.
فرمانده سنتکام همچنین همتایان خود را در جریان برنامه آمریکا برای افزایش تردد کشتیها در تنگه هرمز قرار داد.
یک مقام اسرائیلی به اکسیوس گفت سرلشکر ایال زمیر، رییس ستاد ارتش اسرائیل، گزارشی درباره عملیات ارتش این کشور در جبهههای مختلف به دیگر شرکتکنندگان ارائه کرد.
سنتکام برگزاری این نشست را تایید کرد و در بیانیهای گفت که این فرماندهی «در جریان یک کنفرانس برنامهریزیشده در آلمان میزبان رهبران ارشد نظامی هشت کشور بوده است.»
براساس این بیانیه، فرماندهان درباره «فرصتهای تقویت همکاریهای امنیتی در خاورمیانه» گفتوگو کردند.
گسترش همکاری نظامی اسرائیل با کشورهای عربی
اگرچه در گذشته نیز نشستهای مشابهی میان فرماندهان ارشد نظامی این کشورها برگزار شده بود اما این نخستین گردهمایی از این نوع از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی در بیش از شش ماه پیش است.
این نشست همچنین فرصتی کمسابقه برای فرماندهان نظامی اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس بود تا بهطور مستقیم درباره جنگ ایران تبادل نظر کنند. برخی از این کشورها روابط دیپلماتیک با اسرائیل ندارند.
در مارس ۲۰۲۲، آویو کوخاوی، رییس وقت ستاد مشترک ارتش اسرائیل، و فرماندهان ارشد نظامی عرب از جمله ژنرال فیاض الرویلی، رییس ستاد مشترک ارتش عربستان، در شرمالشیخ دیدار کردند تا درباره مقابله با تهدیدهای فزاینده منطقهای جمهوری اسلامی گفتوگو کنند.
بهنوشته اورشلیمپست مقامهای موساد و ارتش اسرائیل نیز طی سالهای اخیر به وجود ارتباطات مختلف با عربستان یا ارتباطات غیرمستقیم از طریق آمریکا اشاره کردهاند.
یوسی شلی، سفیر اسرائیل در امارات، اوایل این هفته گفته بود که به اعتقاد او کویت احتمالا ظرف چهار تا شش ماه آینده به توافقهای ابراهیم خواهد پیوست.
دونالد ترامپ نیز با شماری از رهبران منطقه، از جمله محمد بن سلمان ولیعهد عربستان، محمد بن زاید آل نهیان رییس امارات و رهبران قطر، پاکستان، ترکیه، مصر، بحرین و اردن گفتوگو کرده است.
بهنوشته اورشلیمپست ترامپ به رهبران این کشورها گفته است با توجه به «کار بزرگی» که آمریکا برای تدوین یک توافق انجام داده، کشورهای درگیر باید بهطور همزمان توافقهای ابراهیم را امضا کنند.
بهنوشته اکسیوس همکاری اسرائیل با دیگر کشورهای منطقه پس از امضای توافقهای ابراهیم میان اسرائیل، امارات و بحرین در سپتامبر ۲۰۲۰ افزایش یافته است.
مدت کوتاهی پس از آن، اسرائیل از حوزه مسئولیت فرماندهی اروپایی ارتش آمریکا به حوزه مسئولیت سنتکام منتقل شد. این تغییر به اسرائیل امکان داد زیر چتر سنتکام با کشورهای عربی همکاری نظامی داشته و به بخشی از ساختار امنیتی منطقه، بهویژه در زمینه دفاع هوایی و موشکی، تبدیل شود.
براساس این گزارش، این همکاریها در جریان جنگ ایران بیش از پیش گسترش یافته است. اسرائیل در عملیاتهای دفاعی و تهاجمی با آمریکا و امارات همکاری کرده است.
مقامهای اسرائیلی میگویند اسرائیل سامانه دفاع موشکی گنبد آهنین را همراه با نیروهای لازم برای عملیاتی کردن آن در امارات مستقر کرده و به این کشور در زمینه اطلاعات، نظارت و شناسایی بهصورت لحظهای کمک کرده است.
همچنین در جریان جنگ، تبادل اطلاعات میان اسرائیل و دیگر کشورهای عربی منطقه افزایش یافته است.
گفتوگوی اسرائیل و عربستان درباره مقابله با حوثیها
نشست آلمان در شرایطی برگزار شد که حوثیهای تحت حمایت جمهوری اسلامی در یمن حملات خود علیه عربستان سعودی را تشدید کردهاند و همزمان با پیشرویهای زمینی، عملا کنترل تنگه بابالمندب در دریای سرخ را در دست گرفتهاند.
یک منبع آگاه به اکسیوس گفت اسرائیل و عربستان سعودی با کمک سنتکام در حال مذاکره درباره چگونگی حمایت اسرائیل از عملیات نظامی عربستان علیه حوثیها هستند.
بهنوشته اکسیوس یکی از موضوعات مورد بحث این است که اسرائیل چگونه میتواند برای عربستان کمکهای اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی فراهم کند.
براساس این گزارش، الگوی مورد بررسی مشابه حمایتی است که اسرائیل در جریان جنگ ایران در اختیار امارات قرار داده و بعید است این کشور بهطور مستقیم دست به عملیات تهاجمی علیه حوثیها بزند.
پیش از این گزارشهایی درباره درخواست کمک عربستان سعودی از آمریکا و بریتانیا برای مقابله با حوثیها منتشر شده بود. در این گزارشها نیز تاکید شده بود که هم آمریکا و هم بریتانیا پذیرفتهاند که کمکهای اطلاعاتی در اختیار عربستان قرار دهند اما بهطور مستقیم وارد درگیری با حوثیها نخواهند شد.
دفتر بودجه کنگره آمریکا (CBO) سهشنبه ۲۴ شهریور اعلام کرد جنگ ایران تا اول اوت حدود ۳۸ میلیارد دلار برای ایالات متحده هزینه داشته و ذخایر مهمات این کشور را به میزان قابل توجهی کاهش داده است.
براساس تحلیل ۱۹ صفحهای این نهاد غیرحزبی، انتظار میرود ادامه جنگ ماهانه حدود ۲ تا ۳ میلیارد دلار دیگر هزینه داشته باشد و بازسازی ذخایر تسلیحاتی مصرفشده آمریکا ممکن است «دستکم پنج سال» زمان ببرد.
این گزارش یک روز پس از نخستین گزارش «بازرسان کل ارشد» آمریکا درباره عملیات «خشم حماسی» منتشر شد که در آن هزینه این عملیات تا ۲۹ ژوئن ۲۰۲۶ (هشت تیر ۱۴۰۵) حدود ۳۳.۴ میلیارد دلار برآورد شده است.
این گزارش که برای ارائه به کنگره آمریکا تهیه شده، نخستین گزارش بازرسی درباره عملیات «خشم حماسی» است و در آن گفته شده است که در جریان عملیات رزمی از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۹ تیر ۱۴۰۵، ۱۴ نظامی آمریکایی کشته و ۴۱۷ نفر زخمی شدهاند و ذخایر مهمات آمریکا با کمبود راهبردی روبهرو شده است.
دفتر بودجه کنگره نیز در گزارش روز سهشنبه خود گفت ارزیابی این دفتر شامل هزینه جایگزینی مهمات مصرفشده و تجهیزات از دسترفته در نبرد، افزایش ساعات پرواز، دیگر عملیاتهای نظامی و افزایش هزینه سوخت است. این برآورد تقریباا با رقمی مطابقت دارد که پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، اواخر ژوئیه در کنگره اعلام کرد؛ هگست در آن زمان هزینه جنگ را ۳۷.۵ میلیارد دلار برآورد کرده بود.
با این حال، دفتر بودجه کنگره تاکید کرد که ارزیابیاش با یک محدودیت مهم روبهرو بوده است: وزارت دفاع آمریکا به درخواست این نهاد برای ارائه اطلاعات درباره هزینههای جنگ پاسخ نداده است. به همین دلیل، دفتر بودجه کنگره برای محاسبات خود به پایگاههای اطلاعاتی دولت و گزارشهای عمومی متکی شده است.
این برآورد همچنین هزینههایی را که ممکن است در آینده برای تعمیر یا نگهداری اضافی کشتیها، هواپیماها و دیگر تجهیزاتی که در جنگ مورد استفاده قرار گرفتهاند ایجاد شود، در بر نمیگیرد. هزینه تعمیر پایگاههای نظامی آسیبدیده نیز محاسبه نشده است.
این بررسی به درخواست شماری از دموکراتهای ارشد کنگره، از جمله برندن بویل، نماینده پنسیلوانیا و ارشدترین دموکرات کمیته بودجه مجلس نمایندگان، انجام شد.
بویل گفت: «جنگ فاجعهبار دونالد ترامپ در ایران تاکنون جان نظامیان شجاع آمریکایی را گرفته و دیگران را زخمی کرده است.»
او افزود که گزارش غیرحزبی دفتر بودجه کنگره نشان میدهد این جنگ، علاوه بر تلفات انسانی، تاکنون دهها میلیارد دلار برای مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه داشته و این رقم همچنان در حال افزایش است.
در گزارش بازرس کل ارشد وزارت جنگ آمریکا که با همکاری دفاتر بازرسی کل وزارت امور خارجه و آژانس توسعه بینالمللی آمریکا تهیه شده، نیز گفته شده است که حملات جمهوری اسلامی صدها ساختمان و سازه در پایگاههای آمریکا در کویت، بحرین، قطر، امارات، عربستان، عراق، عمان و اردن را تخریب کرده یا به آنها آسیبزده است.
طبق این گزارش حملات جمهوری اسلامی به «صدها ساختمان و سازه در پایگاههای آمریکا در کویت، بحرین، قطر، امارات متحده عربی، عربستان سعودی، عراق، عمان و اردن آسیب زده یا منهدم کرده است.»
در این گزارش همچنین گفته شده است: «دهها فروند هواپیمای آمریکایی نیز آسیب دیده یا منهدم شدهاند که از جمله آنها میتوان به چهار فروند اف-۱۵ای، هفت فروند هواپیمای سوخترسان کیسی-۱۳۵، یک فروند اف-۳۵ای، یک فروند ای-۱۰ و حداکثر ۳۰ فروند پهپاد شناسایی امکیو-۹ اشاره کرد.»
بر اساس این گزارش، تاسیسات دیپلماتیک آمریکا در چهار کشور عراق، کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی در حملات جمهوری اسلامی آسیب دیدند و هزینه تقریبی خسارات واردشده به این تاسیسات حدود ۱۸۴ میلیون دلار برآورد شده است.
مصرف احتمالی نیمی تا دوسوم ذخایر موشکهای رهگیر
دفتر بودجه کنگره در گزارش خود مهمترین هزینه جنگ برای وزارت دفاع را مصرف گسترده موشکهای رهگیر دفاع موشکی دانسته است؛ موضوعی که به گفته این نهاد باعث خواهد شد آمریکا برای چند سال ذخیره کمتری از این تسلیحات در اختیار داشته باشد.
دفتر بودجه کنگره هشدار داد این کمبود در صورت وقوع جنگ با کشوری که دارای شمار زیادی موشک بالستیک و کروز باشد، میتواند به مشکلی جدی تبدیل شود و چین را بهعنوان نمونه چنین رقیبی ذکر کرد.
این نهاد با مقایسه تعداد گزارششده موشکهای رهگیر مصرفشده با کل موشکهایی که وزارت دفاع تاکنون خریداری کرده است، نتیجه گرفت که آمریکا احتمالا از ژوئن ۲۰۲۵ تاکنون بین نیمی تا دوسوم موجودی این نوع مهمات خود را مصرف کرده است.
یکی از مهمترین یافتههای گزارش بازرس کل ارشد وزارت جنگ آمریکا نیز تاثیر جنگ بر ذخایر مهمات آمریکا است. دفتر معاون وزیر در امور تامین و پشتیبانی میگوید مصرف مهمات در جنگ باعث «کمبودهای راهبردی در موجودیها» شده و گلوگاههای جدی در ظرفیت صنایع دفاعی برای جایگزینی آنها را آشکار کرده است.
مشکلات اصلی شامل تولید موتورهای سوخت جامد موشک، دسترسی به مواد منفجره و پیشرانهای با کیفیت بالا و کمبود نیروی متخصص تولیدی است.
با این حال پنتاگون ارزیابیها درباره کمبود مهمات را رد کرد. شان پارنل، سخنگوی ارشد پنتاگون، در واکنش به گزارش دفتر بودجه کنگره گفت: «ادعاها درباره کمبود مهمات آمریکا نادرست است.»
او رسانهها را به انتشار این ادعاها متهم کرد و گفت چنین گزارشهایی میتواند دشمنان آمریکا را به تحریک یا حمله به نیروهای آمریکایی تشویق کند.
پارنل افزود: «ارتش آمریکا همچنان قدرتمندترین نیروی رزمی روی زمین است. ما هر آنچه برای حمله در زمان و مکانی که رییسجمهوری انتخاب کند لازم است، در اختیار داریم.»
توقف بررسی درخواست بودجه اضطراری در کنگره
کاخ سفید از کنگره خواسته است تا ۷۰ میلیارد دلار بودجه اضطراری نظامی برای پوشش هزینههای جنگ ایران و تامین هزینه خرید تسلیحات جدید و نیروی انسانی اختصاص دهد، اما این درخواست تاکنون در کنگره پیشرفتی نکرده است.
دموکراتها از رأی دادن به تامین مالی جدید جنگ از طریق روند دوحزبی تخصیص بودجه خودداری کردهاند. در عین حال، جمهوریخواهان سنا نیز استقبال چندانی از تلاش مجلس نمایندگان برای استفاده از روند حزبی موسوم به «آشتی بودجهای» برای تأمین این منابع نکردهاند.
«تهران؛ زیر پوست» مستند تازهای است از افسانه سالاری، فیلمساز ایرانی ساکن پاریس که این روزها در جشنواره جهانی تورنتو، بزرگترین جشنواره فیلم آمریکای شمالی، به نمایش درآمده است.
فیلم به دل دو کلینیک جراحیهای زیبایی نفوذ میکند و با مصاحبه و تصویر کردن مراجعان و همینطور دو جراح زیبایی، تصویری از این اپیدمی در ایران به نمایش میگذارد، جایی که عملهای زیبایی از بینی تا برداشت چربی، از بزرگ کردن سینه تا شکل دادن باسن، در جهان کمتر مشابهی دارد.
فیلم سعی دارد خاستگاه این نیاز و علاقه مفرط زنان ایران به این نوع جراحیها را به تصویر بکشد، با آنکه بسیاری از آنها از نظر ظاهر نیاز چندانی به آن ندارند و بیشتر به قول خودشان به خاطر نوعی «چشم و همچشمی» تن به این کار میدهند.
فیلمساز با چند تن از مراجعان حرف میزند که آنها نه با میل و علاقه خودشان، بلکه بهخاطر درخواست دیگران، از جمله درخواست شوهر، یا در برخی موارد انتظار جامعه و اطرافیان تن به این کار دادهاند تا از قافله عقب نمانند.
از اینجا فیلم به روایت غمگینی از جامعهای بدل میشود که در آن زیباتر به نظر رسیدن از هر چیزی مهمتر به نظر میرسد، آن هم به شکلی اغراقآمیز و بیمارگونه.
فیلمساز اما عامدانه میخواهد موضع نگیرد و تنها به روایت این موقعیت بپردازد، موقعیتی که خودش میگوید پس از بازگشت به ایران پس از ۱۵ سال زندگی در پاریس، حس کرده که چهره شهر با این جراحیهای زیبایی عوض شده و حتی او به محض رسیدن به ایران با انواع و اقسام پیشنهاد از طرف آشنایان برای جراحی بینی و دیگر اعضای صورتش روبهرو شده است.
فیلم در عین حال به پسزمینه وقایع سیاسی/اجتماعی میپردازد و میخواهد از دل وقایع امروز ایران و یأسها و نومیدیها، به دلایل این اپیدمی دردناک برسد.
او برای این کار رجوع میکند به یادداشتهایی از زنان و دخترانی که طی سالهای مختلف با برخوردهای تبعیضآمیز و زننده با بدنشان روبرو شدهاند.
این یادداشتها هر از گاه در بین صحنههای کلینیک ظاهر میشوند و چهرههای گوناگونی را از دهههای مختلف جامعه ایران ترسیم میکنند که در آن بدن زن همواره مساله بوده است.
برای مثال یادداشتی از دهه شصت میگوید که چطور یک دختر ده ساله از معلماش شنیده که اگر نوک سینههای تازه درآمدهاش از زیر لباس دیده شود، در آن دنیا او را از سینههایش آویزان خواهند کرد، برای همین دست از غذا خوردن برداشته تا سینههایش کوچک و کوچکتر شوند تا در آن دنیا از آن آویزان نشود!
«زن، زندگی، آزادی» هم در فیلم نقش مهمی دارد و به چرخش مهمی در مساله زن، بدن او و حجاب اشاره میکند.
در طول فیلم چندین بار به این جنبش بازمیگردیم و برخی یادداشتها هم آشکارا به آن اشاره دارند، از جمله دختری که میگوید در جنبش زن، زندگی، آزادی عکس بیحجاب خود را برای اولین بار منتشر کرده و یکی از مردان فامیل زیرش نوشته:« حالا که میخواستی لخت بشی لااقل چند کیلو وزن کم میکردی!».
فیلمساز سعی دارد این نگاه مردانه و خواستههایش را بکاود و در فیلمی زنانه به تصویر بکشد، جایی که رفتهرفته خودش به مراجعان علاقهمند میشود و در صحنهای به یکی از آنها میگوید: «ابتدا خیلی مخالف بودم، اما الان فکر میکنم برای بعضیها پانسمان روی زخم است.»
فیلمساز سعی دارد این زخمها را تصویر کند و از زخم اجتماعی به زخم روی بدن میرسد: با فیلمی روبهرو هستیم که در آن خون و خونریزی، بریدن واضح اعضای بدن، تیغ جراحی و بیهوشی تمام فیلم را در برگرفته است.
از اولین صحنه تا آخرین، با سکانسهای تکاندهندهای از عمل جراحی روبهرو هستیم که حتی تماشای فیلم را گاه مشکل میکند.
فیلمساز از ابتدا تا انتها با این سوال درگیر است: این همه خون و مصیبت و درد و رنج، به حاصلش میارزد؟ در این راه صراحت غریبی هم دارد، دائم در حال نمایش بدنهایی است که خودخواسته دریده میشوند و این ضربالمثل رایج را به خاطر میآورند که «بکش، ولی خوشگلم کن!»
حملات حوثیها در هفته گذشته به جمهوری اسلامی امکان داده است فشار بر عربستان سعودی و مسیرهای صادرات نفت این کشور را افزایش دهد، بیآنکه مستقیم وارد درگیری شود. اما پاسخ شدیدتر ریاض میتواند این مزیت را به خطری برای تهران تبدیل و در نهایت موقعیت منطقهای حکومت ایران را تضعیف کند.
عربستان سعودی پس از به بنبست رسیدن تلاشها برای کاهش تنش با تهران، موضع نظامی سختگیرانهتری در پیش گرفته است. ریاض پیشتر در پی تنشزدایی بود، زیرا نگران بود گسترش جنگ، ثبات منطقه را که تحقق برنامههای اقتصادیاش به آن وابسته است، به خطر بیندازد.
نشستی که قرار بود دوشنبه ۲۳ شهریور میان ایران و چند کشور حاشیه خلیج فارس درباره سازوکار مربوط به تنگه هرمز برگزار شود، به درخواست عربستان سعودی به تعویق افتاد. این درخواست در شرایطی مطرح شد که نارضایتی ریاض از حملات گروههای نیابتی تحت حمایت جمهوری اسلامی افزایش یافته است.
اکنون ریاض گزینههایی پیش رو دارد که هیچکدام مطلوب نیست. عربستان سعودی خواهان جنگی تمامعیار نیست، اما حوثیها شاید در حال آزمودن این باشند که این کشور تا چه زمانی میتواند هزینه پرهیز از چنین جنگی را تحمل کند.
سعد بن طفله العجمی، وزیر پیشین اطلاعرسانی کویت، به ایراناینترنشنال گفت عربستان سعودی تاکنون شکیبایی به خرج داده، اما گزینههای نظامیاش همچنان روی میز است.
این خویشتنداری نشاندهنده منافعی است که ریاض در معرض خطر میبیند. عربستان سعودی سالها تلاش کرده است بار دیگر به درگیری مستقیم با حوثیها کشیده نشود؛ آن هم در شرایطی که تحول اقتصادیاش بهشدت به ثبات منطقه وابسته است.
عجمی همچنین گفت: «بدون ثبات، توسعهای در کار نیست. بدون ثبات، رفاهی در کار نیست.»
اما حملات حوثیها به خاک عربستان سعودی و پیشروی در امتداد سواحل یمن در دریای سرخ، ادامه این خویشتنداری را دشوارتر میکند. ائتلاف به رهبری عربستان سعودی اعلام کرد حملات موشکی و پهپادی حوثیها به خمیس مشیط، ابها و طائف در دوشنبه، ۱۳ غیرنظامی را زخمی کرد.
عجمی معتقد است حوثیها ممکن است بخشی از مناطقی را که بهتازگی تصرف کردهاند از دست بدهند؛ بهویژه اگر عربستان سعودی تصمیم بگیرد از برتری چشمگیر قدرت هوایی خود استفاده کند. او نیروهای حوثی مستقر در دشت ساحلی و هموار تهامه را «اهدافی آسان و بیدفاع» توصیف کرد.
عربستان سعودی از سال ۲۰۱۵ رهبری مداخله نظامی علیه حوثیها را بر عهده داشت. درگیریهای مستقیم پس از آغاز آتشبسی با میانجیگری سازمان ملل در سال ۲۰۲۲، تا حد زیادی فروکش کرد. سالها بمباران نتوانست این جنبش را از میان ببرد و ریاض پس از آن کوشید از ورود دوباره به جنگی تمامعیار در یمن پرهیز کند.
اکنون پرسش این است که آیا حوثیها بیش از اندازه روی خویشتنداری عربستان سعودی حساب باز کردهاند.
حوثیها و خطر پیشروی فراتر از توان
وضعیت میدان نبرد در یمن همچنان در حال تغییر است. حوثیها مخا، ذباب و جزیره پریم را تصرف کردهاند و دامنه کنترل خود را در امتداد سواحل یمن در دریای سرخ گسترش دادهاند. در مقابل، نیروهای دولتی تحت حمایت عربستان سعودی تجدید قوا کرده و وعده دادهاند مناطق ازدسترفته را بازپس بگیرند. از این رو، هنوز روشن نیست دستاوردهای حوثیها تا چه اندازه پایدار خواهد بود.
آلبرتو فرناندز، دیپلمات ارشد پیشین آمریکا، به ایراناینترنشنال گفت: «حوثیها سالها با سعودیها و شبهنظامیان وابسته به عربستان جنگیدهاند. پیشتر هم سابقه داشته که دامنه عملیات خود را فراتر از توانشان گسترش دهند.»
فرناندز گفت حوثیها ممکن است این بار نیز بیش از حد پیش رفته باشند.
او افزود: «فکر میکنم ممکن است شاهد از دست رفتن بخشی از مناطقی باشیم که تصرف کردهاند.»
فرناندز حوثیها را «مغرور» توصیف کرد و گفت: «بله، انگیزههای ایدئولوژیک دارند. وقتی هم انگیزه ایدئولوژیک داشته باشید و هم مغرور باشید، گاهی فراتر از توان خود پیش میروید.»
با این حال، حوثیها روی بیمیلی عربستان سعودی و ایالات متحده به ورود عمیقتر به این درگیری نیز حساب باز کردهاند.
به گفته فرناندز، تلاش عربستان سعودی برای دور ماندن از جنگ گستردهتر با ایران، تاکنون «قطعا برایش نتیجه معکوس داشته است».
ابهام درباره اینکه عربستان سعودی تا چه اندازه میتواند به متحدانش اتکا کند، انتخاب را برای این کشور دشوارتر میکند.
فرناندز روابط واشینگتن و ریاض را بهطور فزایندهای پیچیده توصیف کرد. به گفته او، سعودیها احساس میکردند آمریکا با آغاز جنگ با ایران غافلگیرشان کرده است؛ در مقابل، واشینگتن نیز احساس میکرد ریاض از آن حمایت نکرده است.
این تنش زمانی آشکارتر شد که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، خواستار اقدام نظامی مستقیم آمریکا علیه حوثیها شد، اما ترامپ درخواستها برای حملات آمریکا را رد کرد و واشینگتن حمایت خود را به کمکهای اطلاعاتی و کمک به شناسایی و تعیین اهداف محدود کرد.
این ابهام درباره «توافق دفاع مشترک مکه» نیز وجود دارد؛ توافقی که عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان ۱۶ مرداد امضا کردند. بر اساس این پیمان، حمله مسلحانه به هر یک از این سه کشور، حمله به هر سه کشور تلقی میشود.
فرناندز گفت: «این توافق تا اینجا پوشالی از آب درآمده است.» او به کنایه افزود به نظر میرسد این توافق چیزی شبیه «بند مربوط به بیماریهای از پیش موجود» در بیمه درمانی دارد؛ اشارهای به استثناهای بیمه برای مشکلاتی که پیش از آغاز پوشش وجود داشتهاند.
درخواست کمک ریاض و خطر گسترش مقابله با متحدان تهران
در حالی که واشینگتن مردد است، عربستان سعودی برای دریافت کمک به کشورهای دیگر روی آورده است.
بلومبرگ دوشنبه گزارش داد اندی برنهم، نخستوزیر بریتانیا، در حال بررسی درخواستهای عربستان سعودی برای حمایت دیپلماتیک و نظامی در مقابله با حوثیهاست. این در حالی است که نگرانی لندن از پیامدهای اقتصادی گسترش جبههای دیگر در جنگ با ایران افزایش یافته است.
این درخواستها در شرایطی مطرح شده که بریتانیا از حق عربستان سعودی برای دفاع از خود در برابر حملات حوثیها حمایت کرده و بر اهمیت حفاظت از آزادی کشتیرانی و تجارت جهانی از مسیر دریای سرخ تاکید کرده است.
گسترش درگیری، دامنه مخاطرات را به فراتر از یمن کشانده است. پیشروی حوثیها در امتداد سواحل دریای سرخ و اطراف بابالمندب، در کنار حملات به زیرساختهای انرژی عربستان سعودی، مسیرهای صادراتی به سمت غرب را زیر فشار گذاشته است؛ مسیرهایی که با ادامه محدودیت کشتیرانی در تنگه هرمز، اهمیت بیشتری یافتهاند.
تهاجم حوثیها و حملات به زیرساختهای انرژی عربستان سعودی، فشار بیشتری بر بازارهای نفت وارد کرده است؛ بازارهایی که پیشتر نیز از جنگ با ایران متاثر بودند. پس از آنکه حملات، فعالیت خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی را متوقف کرد، قیمت نفت خام برنت دوشنبه به بیش از ۱۰۸ دلار در هر بشکه رسید. این خط لوله یکی از مسیرهای حیاتی جایگزین برای صادرات نفت در شرایط محدودیت عبور از تنگه هرمز است.
فرناندز گفت این وضعیت به تهران امکان میدهد «قیمت نفت را کمی بیشتر بالا ببرد». او افزود: «از نظرشان، هر یک دلار افزایش قیمت، امتیازی برای رژیم است که فشار را بر آمریکاییها و اروپاییها کمی بیشتر میکند.»
تناقض برای جمهوری اسلامی همینجاست: هرچه اختلال ناشی از گسترش درگیری بیشتر شود، ممکن است انگیزه دولتهای خارج از منطقه برای کمک به عربستان سعودی در مهار این تهدید نیز افزایش یابد.
بهرهبرداری تهران از حوثیها، بدون نیاز به کنترل کامل
محمد فهمی، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی خاورمیانه، به ایراناینترنشنال گفت: «خطر راهبردی گستردهتر این است که ایران برای بهرهبرداری از اقدامات حوثیها، نیازی به کنترل کامل این گروه ندارد.»
او افزود: «کافی است این جنبش توان نظامی، استقلال عمل و انگیزه لازم را برای فشار آوردن بر مسیرهای حیاتی دریایی حفظ کند، در حالی که تهران خود از رویارویی فاصله میگیرد.»
فهمی هشدار داد نباید حوثیها را صرفا نیرویی نیابتی برای ایران دانست. او این گروه را «جنبشی بهشدت ملیگرا با دستور کار داخلی خاص خود و منافعی عمیقا ریشهدار در محیط محلی» توصیف کرد.
با این حال، روابط این گروه با تهران بسیار نزدیک است. به گفته فهمی، جمهوری اسلامی سلاح، فناوری نظامی، اطلاعات و دیگر حمایتها را در اختیار حوثیها گذاشته و منافع راهبردی دو طرف نیز بیش از پیش به یکدیگر نزدیک شده است.
این نزدیکی منافع، بهویژه در محدوده دریای سرخ و بابالمندب، پیامدهای مهمی پیدا کرده است.
فهمی گفت: «یکی از اهداف راهبردی حوثیها، اعمال کنترل بر سواحل یمن در دریای سرخ و بخش شمالی این دریاست؛ جایی که میتوانند بیش از پیش بر اینکه چه کسی اجازه عبور داشته باشد و چه کسی نداشته باشد، تاثیر بگذارند.»
بنابراین، حوثیها بدون نیاز به دخالت مستقیم نظامی جمهوری اسلامی، ابزار دیگری برای فشار بر رقبای تهران فراهم میکنند.
اما پاسخ نظامی عربستان سعودی به این وضعیت، ساده نیست.
فهمی به صعده اشاره کرد؛ پایگاه سنتی حوثیها و مرکز جغرافیایی قدرت این گروه که نیروهای سعودی از آغاز مداخله در سال ۲۰۱۵، بارها آن را هدف قرار دادهاند. با وجود سالها بمباران و فشار نظامی ائتلاف به رهبری عربستان سعودی، حوثیها دوام آورده و توان نظامی قابلتوجهی را حفظ کردهاند.
فهمی گفت: «بنابراین، بعید است دور تازهای از حملات محدود بتواند توان این گروه را برای تهدید کشتیرانی یا اعمال قدرت در پهنه دریای سرخ بهشکلی اساسی کاهش دهد.»
این وضعیت عربستان سعودی را با انتخابی دشوار روبهرو کرده است.
ادامه خویشتنداری ممکن است به حوثیها فرصت دهد هزینههای بیشتری بر عربستان سعودی تحمیل کنند و اهرم فشار بیشتری در اختیار جمهوری اسلامی بگذارند. اما آغاز دوباره عملیات نظامی نیز خطرهایی دارد که ریاض پس از سالها جنگ بینتیجه برای از میان بردن این جنبش، بهخوبی میشناسد.
کشیده شدن جنگ به عربستان سعودی، قدرت فشار تهران را افزایش داده است. اما هرچه حملات حوثیها هزینههای بیشتری بر ریاض تحمیل کند، احتمال پاسخی افزایش مییابد که در نهایت همین اهرم فشار جمهوری اسلامی را تضعیف کند.
بریتانیا، ایالات متحده و هلند در یک هشدار مشترک امنیت سایبری اعلام کردند عوامل سایبری مرتبط با جمهوری اسلامی از یک خانواده بدافزاری برای هدف قرار دادن مخالفان، فعالان و روزنامهنگاران و دسترسی به ایمیلها، پیامها و دیگر اطلاعات حساس آنها استفاده میکنند.
این هشدار که سهشنبه ۲۴ شهریور از سوی مرکز ملی امنیت سایبری بریتانیا (اِنسیاِسسی)، پلیس فدرال آمریکا (افبیآی)، و سازمان اطلاعات و امنیت عمومی هلند (اِیآیویدی) منتشر شده، بدافزار مورد استفاده در این کارزار را «چوزن بریک» (CHOSEN BRICK) معرفی کرده است. بر اساس این گزارش، مهاجمان با استفاده از مهندسی اجتماعی و «فیشینگ هدفمند» در پیامرسانهایی از جمله واتساپ و تلگرام اعتماد قربانی را جلب و او را به دریافت و اجرای فایلهای آلوده ترغیب میکنند.
همزمان با انتشار این هشدار مشترک، افبیآی نیز در گزارشی فنی و جداگانه اعلام کرد عوامل سایبری وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی از بدافزاری که این نهاد آن را «هِویگرام» (HEAVYGRAM) مینامد، برای هدف قرار دادن مخالفان ایرانی، روزنامهنگاران منتقد جمهوری اسلامی و دیگر گروههای مخالف در سراسر جهان و جمعآوری اطلاعات درباره آنها استفاده کردهاند.
سرکوب فرامرزی و خطر برای امنیت قربانیان
در هشدار مشترک آمده است حکومت ایران «تقریبا بهطور قطع» از فعالیتهای سایبری برای کمک به سرکوب مخالفان، فعالان و روزنامهنگارانی استفاده میکند که آنها را تهدیدی علیه حکومت میداند.
این سه نهاد همچنین این فعالیتها را در بستر وسیعتر اقدامات اطلاعاتی جمهوری اسلامی قرار داده و یادآوری کردهاند نهادهای اطلاعاتی حکومت ایران در مواردی برای ربودن یا انجام عملیات مرگبار علیه افرادی در خارج از کشور که دشمن حکومت تلقی میشوند، توطئه کردهاند. بر اساس این هشدار، اطلاعات سرقتشده از قربانیان میتواند موقعیت، ارتباطات و الگوی زندگی آنان را آشکار کند و انتشار اطلاعات شخصی برخی قربانیان در وبسایتهای حامی جمهوری اسلامی نیز میتواند خطر برای امنیت شخصی آنها را افزایش دهد.
پل چیچستر، مدیر عملیات مرکز ملی امنیت سایبری بریتانیا، گفت: «جزییات این کارزار سایبری نشان میدهد ایران چگونه بیرحمانه از نظارت دیجیتال برای پیشبرد هدف خود در سرکوب منتقدان حکومت استفاده میکند؛ ایمیلها و پیامهایشان را میدزدد و به دستگاههای آنها دسترسی پیدا میکند.»
سفارت جمهوری اسلامی در لندن به درخواست خبرگزاری رویترز برای اظهارنظر درباره این هشدار و محتوای طرح شده در آن پاسخ نداد.
هدفگیری جهانی و دور زدن سامانههای امنیتی
بر اساس هشدار مشترک، چوزنبریک دستکم از سال ۲۰۲۵ افراد را در نقاط مختلف جهان، از جمله بریتانیا، آمریکا و هلند، هدف گرفته است. مهاجمان گاه ابتدا سراغ دستگاه کاری قربانی رفتهاند و در صورت ناکامی یا افزایش خطر شناسایی، او را به بازکردن فایل روی دستگاه شخصی ترغیب کردهاند تا کنترلهای امنیتی سازمانی دور زده شود.
جلب اعتماد قربانی و استفاده از فایلها و برنامههای جعلی
مرکز ملی امنیت سایبری بریتانیا اعلام کرد مهاجمان اغلب در پیامرسانها خود را افراد مورد اعتماد قربانیان جا میزنند یا بهعنوان کارمند پشتیبانی فنی یک سرویس معرفی میکنند. آنها به این ترتیب با استفاده از اطلاعاتی که از قبل درباره هدف جمعآوری کردهاند، شیوه نزدیک شدن به هر فرد را متناسب با شرایط او طراحی میکنند، سپس قربانی را به دریافت فایلی ترغیب میکنند که ظاهری معتبر دارد.
این فایلها در موارد مختلف بهشکل نسخهای ظاهرا معتبر از برنامههایی چون تلگرام، آنتیویروس نورتون، نرمافزار مدیریت رمز عبورِ کیپَس، پلتفرمهای هوش مصنوعی پیکتوری و رانوی امال، نرمافزار ادوبی فلش پلیر ارائه شدهاند.
بر اساس این هشدار، مهاجمان در برخی موارد از فایلهایی استفاده کردهاند که وانمود میکردند حاوی نتایج آزمایشهای اِمآرآی قربانی هستند. پس از بازشدن این نوع فایل، صفحهای متناسب، با پوشش جعلی، به قربانی نمایش داده میشد و همزمان بدافزار در پسزمینه روی دستگاه قربانی نصب میشد.
همه نمونههایی که در این کارزار مشاهده شدهاند، سیستمعامل ویندوز را هدف گرفتهاند.
از شنود میکروفون تا حذف کامل اطلاعات
بر اساس هشدار مشترک، چوزِن بریک پس از آلودهکردن دستگاه میتواند از صفحهنمایش تصویر بگیرد، میکروفون را برای ضبط صدا فعال کند، اطلاعات واتساپ و تلگرام موجود در مرورگر و محتوای ایمیلها را سرقت کند و فایلها یا بدافزارهای دیگری را روی دستگاه دریافت و اجرا کند.
این بدافزار همچنین توانایی حذف فایلها و در برخی نمونهها پاککردن اطلاعات سیستم را دارد. چوزن بریک برای باقیماندن روی دستگاه طراحی شده و با راهاندازی مجدد ویندوز از بین نمیرود. این بدافزار همچنین میتواند برای کاهش احتمال شناسایی، برای برخی مسیرها در سامانه امنیتی مایکروسافت دیفِندِر استثنا ایجاد کند و از تلگرام برای دریافت فرمان کمک بگیرد.
مرکز ملی امنیت سایبری بریتانیا اعلام کرد اطلاعات شخصی برخی از قربانیان پیشین این بدافزار بعدا در وبسایتهای افشاگر حامی جمهوری اسلامی منتشر شده است.
یک روز پیش از انتشار این هشدار مشترک، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، از آغاز فعالیت «سامانه رصدی و اطلاعاتی علاج» با هدف «شناسایی و پیگیری» مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور خبر داد. به نوشته فارس، این سامانه قرار است با «پایش مستمر و هوشمند» افراد، زمینه «پیگیری حقوقی» و «محدودسازی دسترسیهای مالی و رسانهای» آنان را فراهم کند. وبسایت این سامانه در نخستین روز فعالیت، نام، تصویر و اطلاعات شخصی شماری از ایرانیان مقیم خارج از کشور را منتشر کرده بود و از کاربران میخواست با تکمیل فرمی در همان وبسایت، اطلاعات مربوط به دیگر مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از ایران را نیز در اختیار این سامانه قرار دهند.
گزارش افبیآی درباره عملیات وزارت اطلاعات
افبیآی در گزارش جداگانه خود اعلام کرد در جریان تحقیقاتش هفت نمونه از بدافزار مورد استفاده در این عملیات را بررسی کرده است. بر اساس این گزارش، مهاجمان از تلگرام، واتساپ و اینستاگرام برای برقراری ارتباط با قربانیان و مهندسی اجتماعی استفاده کرده و در برخی موارد با پیشنهاد خدمات فناوری اطلاعات به آنها نزدیک شدهاند.
به نوشته این گزارش، مهاجمان در برخی موارد با پیشنهاد خدمات فنی به قربانی نزدیک شدهاند، سپس یا او را به نصب نرمافزار اِنیدِسک (AnyDesk) برای دسترسی از راه دور به دستگاهش ترغیب کردهاند، یا فایلی آلوده برایش فرستادهاند که ظاهری شبیه به فایل نصب یک برنامه معمولی داشته است. افبیآی میگوید این نوع فعالیت دستکم از پاییز ۱۴۰۲ در جریان بوده است.
افبیآی اعلام کرد گزارش تازه، نسخه بهروزشده هشداری است که در بهار ۱۴۰۵ منتشر کرده بود و اکنون تحلیل فنی گستردهتر و شاخصهای بیشتری برای شناسایی آلودگی در اختیار سازمانها قرار میدهد.
این نهاد در گزارش پیشین خود گفته بود اطلاعات جمعآوریشده از اهداف در مواردی از طریق عملیات افشای اطلاعات در اینترنت منتشر شده و از «گروه هکری حنظله» بهعنوان یکی از هویتهای هکری مرتبط با چنین فعالیتهایی نام برده بود.