نخل ابراهیمی، نماینده میناب در مجلس: مردم جنوب آمادهاند با لنج و قایق به جنگ دشمن بروند
عبدالکریم هاشمی نخل ابراهیمی، نماینده بشاگرد و میناب در مجلس، گفت: «مردم منطقه و حافظان تنگه هرمز و مردم میناب، رودان، جاسک، سیریک، بشتک، هرمز و قشم آمادگی دارند با لنجها و قایقهای کوچک خود به جنگ دشمن بروند، نباید از هیمنه دشمن بترسیم.»
با آغاز فروش بنزین با نرخ سوم ۱۰ هزار تومان، هزاران نفر در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال در مورد این افزایش قیمت، از نگرانیها درباره موج تازه گرانی و فشار بیشتر بر معیشت خود نوشتند.
برخی شهروندان نیز از بیاعتمادی به اثرگذاری نظر مردم در این خصوص حکایت کردند.
به گفته آنها، این روزها اعتراض به هر امری، هزینه سنگینی برایشان به همراه خواهد داشت.
نگرانی از سرایت گرانی به دیگر کالاها
مخاطبان در پاسخ به این پرسش که نظرشان درباره بنزین ۱۰ هزار تومانی چیست، از تاثیر افزایش قیمت سوخت بر سایر هزینههای زندگی و همچنین افزیش هزینهها، بدون افزایش کیفیت زندگی، سخن گفتند.
مخاطبی نوشت: «۱۰ هزار تومان برای یک لیتر بنزین شاید برای بعضیها فقط یک عدد باشد، اما برای مردم یعنی یک قدم دیگر به سمت سختتر شدن زندگی.»
بنا به گفته او، وقتی قیمت یک چیز بالا میرود، فقط همان چیز گران نمیشود، بلکه رد گرانیاش به نان، کرایه و سفر مردم میرسد.
شهروند دیگری هم عنوان کرد که کاش پیش از بالا رفتن قیمتها، دستکم قدرت خرید مردم افزایش مییافت.
فرد دیگری با طعنه خطاب به مسئولان نوشت: «شما که اینقدر متفکرانه فکر و برنامهریزی میکنید، یک فکری هم برای معیشت مردم بکنید.»
یک مخاطب نوشت که دغدغه مردم تنها افزایش قیمت بنزین نیست و به موازات آن قیمت روغن نباتی و یک کیسه برنج هم تا ۵۰ درصد گران شده است.
به گفته او، یک روغن نباتی پنج کیلویی که پیشتر دو میلیون و ۲۰۰ هزار تومان قیمت داشت، امروز چهار میلیون تومان فروخته میشود.
پیش از این هم مخاطبان در پیامهایشان به ایراناینترنشنال از پیامدهای افزایش قیمت بنزین گفته بودند.
یکی از شهروندان گفته بود که بحث بنزین ۱۰ هزار تومانی نیست، بلکه این قیمت عین بمب عمل میکند و قیمت تمام اجناس چند برابر میشود.
شهروندی با اشاره به اینکه بنزین را تا ۱۰۰ درصد گران کردهاند، نوشت: «ما تمامی اجناس را با دلار گران میخریم، اما پایه حقوقمان تنها ۱۰۰ دلار است. کجای دنیا چنین چیزی را میتوان دید؟»
مخاطب دیگری هم با اشاره به ثابت ماندن درآمدها نوشت: «همهچیز را چند برابر گران میکنید، حقوق را هم بر طبق گرانی تصویب کنید. نمیشود همهچیز گران بشود، ولی حقوقها ثابت بمانند.»
متوسط حقوق در ایران ۲۵ میلیون تومان، برابر با حدود ۱۲۰ دلار در ماه است.
پایه مزد کارگران در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان است.
بسیاری از کارگران در ایران حدود ۲۰ میلیون تومان حقوق میگیرند که ارزش آن زیر ۱۰۰ دلار است.
یک مخاطب هم نوشت اگر مردم در ایران شرایط اقتصادی معمولی همچون بقیه دنیا داشتند و مصرف سوخت خودروها در حد نرمال جهانی بود، شاید این افزایش قیمت نیز طبیعی بود.
یک خیابانگردی ساده هم حذف شد
گروهی از مخاطبان هم افزایش قیمت بنزین را پایانی بر رفتوآمد و تفریح هرچند اندکی دانستند که میتوانست برای مدتی آنها را از تنش و استرس دور کند.
مخاطبی نوشت: «حس یک مسافرت رفتن تمام شد. ۱۰ دقیقه با ماشین بیرون رفتن و دور زدن تمام شد. ما جوانها خیلی وقت است با دلخوشیها خداحافظی کردهایم.»
شهروندی هم گفت: «بنزین شد لیتری ۱۰ هزار تومان؛ جیبها خالیتر، مسیرها کوتاهتر و آرزوها دورتر شدند.»
مخاطب دیگری پیامد فشار اقتصادی را چنین توصیف کرد: «بنزین ۱۰ هزار تومانی مساوی است با شرمندگی پدرها، افسردگی جوانها، ناامید شدن بچهها، فروپاشیدن زندگیها و فقیرتر شدن جامعه.»
نگرانی درباره حملونقل و مدیریت سوخت
به باور مخاطبان ایراناینترنشنال، بنزین لیتری ۱۰ هزار تومان یعنی خداحافظی تاکسیهای اینترنتی.
یک راننده پیک از مشهد با اشاره به اینکه پیش از این نیز بنزین را به همین نرخ میخریده، گفت: «به کارت سوخت موتورسیکلت اصلا بنزین پنج هزار تومانی اختصاص نمیدهند. ما رانندههای پیک مجبوریم روزی یک باک بزنیم، با این کرایههای پایین.»
پیشتر هم یک راننده اسنپ اکو در پیامی نوشته بود وقتی باید مداوم کولر ماشین را روشن نگه دارد، زدن روزی دو باک بنزین اجتنابناپذیر است و باید این بنزین را از بازار سیاه بین لیتری ۹۰ تا ۱۰۰ هزار تومان خریداری کند، چرا که جایگاههای سوخت تنها ۱۰ لیتر بنزین میدهند.
راننده دیگری هم خبر داد که بنزین ۱۰ هزار تومانی را تنها به اندازه ۲۰ لیتر میدهند.
همزمان با افزایش نرخ سوم بنزین به لیتری ۱۰ هزار تومان، پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از افزایش حضور نیروهای انتظامی، یگان ویژه و بسیج، در اطراف جایگاههای سوخت و خیابانهای شماری از شهرهای ایران حکایت دارند.
مخاطبان از آبادان، اصفهان، بیرجند، تبریز، تهران، خرمآباد، خمین، شیراز، قشم، کرج و مشهد از استقرار گسترده نیروهای سرکوبگر خبر دادند.
همزمان گزارشهایی درباره افت سرعت اینترنت در شماری از شهرها به ایراناینترنشنال رسیده است.
دولت جمهوری اسلامی ۱۵ شهریور اعلام کرد نرخ سوم بنزین، یعنی سوخت قابل خرید با کارت جایگاهها، از بامداد ۱۷ شهریور با افزایش ۱۰۰ درصدی از پنج هزار تومان به ۱۰ هزار تومان میرسد.
سهمیه ماهانه ۶۰ لیتر بنزین ۱۵۰۰ تومانی و ۵۰ لیتر بنزین سه هزار تومانی بدون تغییر باقی مانده است.
نیروهای امنیتی در جایگاههای مشهد، کرج، شیراز، خمین و بیرجند
چند مخاطب ایراناینترنشنال از مشهد گفتند از شامگاه ۱۶ شهریور و در آستانه اجرای نرخ جدید بنزین، حضور نیروهای امنیتی در اطراف جایگاههای سوخت افزایش یافته است.
یک شهروند گفت: «شامگاه دوشنبه از مقابل سه پمپبنزین عبور کردم. مقابل هر کدام چند خودروی پلیس مستقر بود و مقابل یکی از جایگاهها شمار زیادی موتورسوار بسیجی و نیروهای یگان ویژه حضور داشتند.»
شهروند دیگری از مشهد در روایتی مشابه نوشت در تمام جایگاههای سوخت، نیروی انتظامی و یگان ویژه مستقر شده بودند.
بر اساس ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال، نیروهای امنیتی با استقرار تیربار، خودرو و موتور در سطح شهر خرمآباد، جو امنیتی ایجاد کردهاند.
در سه هفته اخیر و با صحبتهای مقامهای جمهوری اسلامی درباره افزایش قیمت بنزین، عرضه سوخت در مناطقی مانند خراسان رضوی، خراسان جنوبی، تهران و البرز با اخلال گسترده مواجه شده بود.
اوایل شهریور شهروندان از تعطیلی برخی جایگاهها، صفهای طولانی، محدودیت عرضه و انتظار حدود دو ساعته برای دریافت ۱۰ لیتر بنزین در شماری از شهرها خبر دادند.
با افزایش رسمی قیمت بنزین، یک مخاطب از بیرجند از «فضای شدید امنیتی» در جایگاههای سوخت خبر داد و گفت شماری از پمپبنزینها تعطیل و بر روی آنها اعلامیه «تعطیل بهدلیل نقص فنی» نصب شده است.
به گفته او، در دیگر جایگاهها نیز نیروهای انتظامی حضور دارند.
در شیراز نیز فضای مشابهی گزارش شده است.
یک شهروند گفت بامداد ۱۷ شهریور همزمان با اجرای نرخ جدید بنزین، در محدوده معالیآباد «حضور گسترده نیروهای امنیتی» دیده میشد.
از کرج نیز پیامهایی درباره افزایش حضور ماموران پس از گران شدن بنزین رسیده است.
یکی از مخاطبان گفت شمار نیروها بهویژه در فردیس، گوهردشت و مهرشهر افزایش یافته است.
یک شهروند در خمین استان مرکزی نیز گفت هنگام مراجعه به جایگاه سوخت خیابان شهدای دانشجو، با «صف طولانی و حضور شمار زیادی پلیس» روبهرو شده است.
دولت تنها چند هفته پیش از اجرای نرخ جدید، بر پرهیز از «شوک ناگهانی» تاکید کرده بود.
دفتر محمدرضا عارف، معاون اول مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، سوم شهریور اعلام کرد سهمیههای بنزین دستکم تا پایان شهریور تغییر نخواهد کرد و هر برنامهای با اطلاع قبلی به مردم اعلام خواهد شد.
حضور یگان ویژه در خیابانهای تهران
از شامگاه دوشنبه تاکنون، چند مخاطب از نقاط مختلف تهران مانند شهرری، از افزایش حضور نیروهای امنیتی خبر دادهاند.
یک شهروند که نیمهشب برای سوختگیری به پمپبنزین میدان فردوسی مراجعه کرده بود، گفت: «جایگاه بهشدت امنیتی بود. یگان ویژه و بسیج مدام تردد میکردند و خیابانها شلوغ بود.»
مخاطبی دیگر گفت از شامگاه ۱۶ شهریور در محدوده سلسبیل «فضای امنیتی» برقرار شده و نیروهای متعددی در خیابانها حضور دارند.
تردد موتورسیکلتهای یگان ویژه و استقرار نیروها در اطراف میدانهای شهر نیز از تهران گزارش شده است.
مخاطبی که دوشنبهشب با موتورسیکلت به جایگاه سوخت خیابان پیروزی رفته بود، گفت صف خودروها طولانی بوده و «یگان ویژه نیز کنار جایگاه مستقر شده بود».
افزایش قیمت بنزین در ایران پیش از این نیز پیامدهای امنیتی گستردهای داشته است.
آبان سال ۱۳۹۸ در پی افزایش ناگهانی بهای بنزین و سهمیهبندی، تجمعاتی در دهها شهر شکل گرفت و بهسرعت به اعتراضات گسترده ضدحکومتی تبدیل شد.
این اعتراضها با سرکوب نیروهای امنیتی، کشتار هزار و ۵۰۰ نفر، بازداشت هزاران نفر و قطع سراسری اینترنت همراه شد؛ رخدادهایی که بعدها به «آبان خونین ۹۸» معروف شد.
ماموران مسلح در ورودی جایگاههای آبادان، اصفهان، تبریز و قشم
دو مخاطب از اصفهان گفتند همزمان با عرضه بنزین آزاد با نرخ ۱۰ هزار تومان، نیروهای انتظامی در شمار زیادی از جایگاههای سوخت مستقر شدهاند.
یکی از آنها نوشت: «تقریبا در همه پمپبنزینها نیرو مستقر کردهاند.»
از آبادان نیز یک شهروند گفت ماموران مسلح انتظامی در ورودی جایگاههای سوخت شهر مستقر شدهاند.
او این حضور را به نگرانی حکومت از شکلگیری اعتراضها در پی افزایش قیمت بنزین مرتبط دانست.
از قشم هم یک شهروند گفت شامگاه ۱۶ شهریور میدانهای اصلی شهر شاهد حضور گسترده ماموران مسلح بوده و «در ورودی پمپبنزین درگهان نیز درگیری رخ داده» است.
حساسیت عمومی نسبت به افزایش نرخ بنزین پیش از اجرای تصمیم دولت نیز آشکار بود.
بررسی صدها کامنت کاربران شبکههای اجتماعی از سوی ایراناینترنشنال در هفتم شهریور نشان داد نگرانی اصلی شهروندان، سرایت افزایش بهای سوخت به قیمت کالاها، کرایهها و دیگر هزینههای زندگی است.
از تبریز نیز دو پیام درباره حضور گسترده نیروهای امنیتی و افت کیفیت اینترنت به ایراناینترنشنال رسیده است.
یک مخاطب گفت: «شهر تبریز پر از یگان ویژه شده است. نیروها مسلحاند و تجهیزات سنگین نیز دیده میشود.»
شهروند دیگری از این شهر از کاهش شدید کیفیت اینترنت خبر داد و گفت خیابانها نیز شاهد حضور گسترده ماموران است.
در بابل هم مخاطبی گفت سرعت اینترنت همراه و ثابت کاهش یافته است.
او احتمال داد این اختلال با تلاش برای محدود کردن فعالیت در شبکههای اجتماعی همزمان با افزایش قیمت بنزین مرتبط باشد.
عارف: هزینه واردات هر لیتر بنزین بیش از ۷۰ هزار تومان است
معاون اول پزشکیان در تازهترین اظهارات خود از افزایش نرخ سوم بنزین دفاع کرد و گفت حتی قیمت ۱۰ هزار تومانی نیز با هزینه واقعی واردات فاصله زیادی دارد.
عارف گفت هزینه واردات هر لیتر بنزین برای دولت «بیش از ۷۰ هزار تومان» است و افزود بنزین وارداتی «بهصورت تدریجی و با اصلاح قیمت آزادسازی خواهد شد».
او پیشتر نیز گفته بود دولت باید مردم را درباره هزینه تامین بنزین «توجیه» کند و مدعی شده بود مصرف سوخت ثروتمندترین دهک جامعه ۲۳ تا ۲۴ برابر فقیرترین دهک است.
بحث هزینه واقعی بنزین نیز پیشتر محل مناقشه بوده است.
ایراناینترنشنال آبان ۱۴۰۴ با بررسی صورتهای مالی پالایشگاهها در آن زمان، در برابر ادعای دولت درباره هزینه تمامشده ۳۴ هزار تومانی هر لیتر بنزین، گزارش داده بود هزینه عملیاتی پالایش بدون احتساب ارزش خوراک، حدود سه هزار و ۵۰۰ تومان است؛ یعنی حدود ۹۰ درصد کمتر از رقم اعلامی دولت.
کارشناسانی نظیر موسی غنینژاد اعتقاد دارند مصرف واقعی بنزین در ایران حدود ۷۰ میلیون لیتر در روز است و مابقی آن در قالب قاچاق از کشور خارج میشود.
خبرگزاری رویترز گزارش داد جمهوری اسلامی همزمان با اعلام شلیک موشک «قاسم بصیر» به سوی ناوهای آمریکا، واشینگتن را به «جنگ اقتصادی» و ایجاد منطقه ممنوعه دریایی در خلیج فارس تهدید کرد. همزمان حملات حوثیها به عربستان سعودی ۷۳ زخمی بر جای گذاشت.
این تهدیدها سهشنبه ۱۷ شهریور و چند روز پس از آغاز دور تازه حملات متقابل مطرح شد.
جنگ شش ماهه ایران و آمریکا تاکنون شاهد وقفههایی بوده که هر بار با شعلهور شدن دوباره درگیری پایان یافته است.
نیروهای ایالات متحده ۱۴ شهریور در دور تازه حملات، سه نفتکش ایرانی را هدف قرار دادند.
رسانههای حکومتی ایران ۱۵ شهریور اعلام کردند جمهوری اسلامی در حمله به چند شناور آمریکایی از موشک قاسم بصیر استفاده کرده است.
ارتش آمریکا گفت هیچ یک از موشکها به ناوهایش اصابت نکرده است.
تهدید به ایجاد منطقه ممنوعه دریایی
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، ۱۵ شهریور گفت تهران در روزهای آینده منطقه ممنوعه تازهای در خلیج فارس اعلام و نقشههای یک کریدور جدید کشتیرانی در تنگه هرمز را منتشر خواهد کرد.
زمان انتشار این جزییات مشخص نشده است.
به گفته رضایی، این منطقه از محل آغاز محاصره ایران به دست آمریکا شروع میشود و تا بخشهایی از خلیج فارس ادامه مییابد. هر کشتی واردشده به این محدوده نیز در فهرست تحریمهای جمهوری اسلامی قرار خواهد گرفت.
رضایی ۱۷ شهریور در ایکس نوشت: «جنگ اقتصادی با منطقه ممنوعه دریایی در سراسر خلیج فارس، تا خط محاصره، پاسخ داده خواهد شد.»
او افزود آرایش عملیاتی تهران در برابر ناوها و پایگاههای آمریکا «بهطور بنیادین» تغییر کرده است.
با وجود مینروبی محرمانه آمریکا و تلاش واشینگتن برای باز نگه داشتن تنگه هرمز، جمهوری اسلامی همچنان کشتیرانی را مختل کرده و تردد کشتیهای حامل کالا در هفته جاری دوباره کاهش یافته است.
رسانههای حکومتی در ایران گفتند منظور رضایی احتمالا استفاده از موشک بالستیک قاسم بصیر بود که به سوی ناوهای آمریکایی نزدیک تنگه هرمز شلیک شد. تهران آن را موشکی ارتقایافته با قدرت مانور بیشتر معرفی کرده که به ادعای مقامهای جمهوری اسلامی، میتواند از سامانههای پدافندی بگریزد و در برابر جنگ الکترونیک کارایی داشته باشد.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، نخستین استفاده رزمی از این موشک را در خرداد ۱۴۰۴ و علیه اسرائیل گزارش کرده بود.
حملات سنگین آمریکا توان متعارف نظامی جمهوری اسلامی را کاهش داده و اقتصاد بحرانزده ایران را زیر فشار بیشتری برده است. با این حال، تهران توان موشکی و پهپادی لازم را برای تهدید نفتکشهایی که بدون اجازه حکومت ایران از تنگه هرمز عبور میکنند و حمله به کشورهای همسایه میزبان پایگاههای آمریکا، حفظ کرده است.
همزمان حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی چند شهر عربستان سعودی را هدف قرار دادند.
سخنگوی ائتلاف به رهبری عربستان سعودی، شمار زخمیها را ۷۳ نفر اعلام کرد.
این حملات، همزمان با توقف پیشرفت دیپلماتیک، خطر گسترش جنگ به یک رویارویی منطقهای را افزایش داده است.
پیش از جنگ حدود ۲۰ درصد محمولههای نفت و گاز طبیعی مایع جهان از تنگه هرمز عبور میکرد. برخی تحلیلگران معتقدند اهرم تنگه هرمز برای تهران رو به تضعیف است، در حالی که تحمل تحریمهای شدید تازه آمریکا دشوارتر میشود.
اختلال در تنگه هرمز بهای انرژی را افزایش داده است. جنگی که نظرسنجیها از نامحبوب بودن آن در آمریکا حکایت دارند، همزمان خطرهای سیاسی را برای حزب جمهوریخواه دونالد ترامپ در انتخابات کنگره در ماه نوامبر افزایش داده است.
ترامپ در شبکههای اجتماعی نوشت که «با پیروزی آمریکا»، بهای نفت بهشدت کاهش خواهد یافت و قیمت بنزین ابتدا به سه دلار و در نهایت به کمتر از دو دلار در هر گالن میرسد.
او بار دیگر گفت جمهوری اسلامی هرگز به سلاح هستهای دست نخواهد یافت.
رییسجمهوری آمریکا هنوز به اهداف اعلامشده خود هنگام آغاز عملیات «خشم حماسی» در ۹ اسفند دست نیافته است: پایان دادن به برنامه هستهای جمهوری اسلامی، متوقف کردن توان تهران برای حمله به همسایگان و فراهم کردن شرایط سرنگونی حکومت به دست مردم ایران.
حاکمان جمهوری اسلامی همچنان در قدرت هستند و میکوشند پس از جنگ موقعیتی قویتر داشته باشند. تهران همچنین رفع تحریمها را مطالبه میکند و امیدوار است سرانجام از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز عوارض دریافت کند.
چهار نماینده و سناتور ارشد ائتلاف مخالف دولت فدرال استرالیا در گفتوگوهای اختصاصی با ایراناینترنشنال، شاهزاده رضا پهلوی را صدایی مهم برای آزادی و دموکراسی و چهرهای موثر در دوران گذار ایران دانستند و بر ضرورت تعامل با او و حمایت از مردم ایران در این مسیر تاکید کردند.
این مواضع را سناتور اندرو براگ وزیر محیط زیست در دولت سایه، سناتور جسیکا کالینز، رییس کمیته مراجع امور خارجی، دفاع و تجارت مجلس سنا، جولیان لیسر وزیر آموزش در دولت سایه و سناتور دیو شارما، معاون وزیر امور شهروندی و چندفرهنگی در دولت سایه و سفیر پیشین استرالیا در اسرائیل، در گفتوگو با ایراناینترنشنال مطرح کردند.
این گفتوگوها در آستانه دیدار مجازی اعضای ائتلاف استرالیا با شاهزاده انجام شد. این ائتلاف همچنین از شاهزاده رضا پهلوی برای سفر به استرالیا دعوت کرده است.
این نشست مجازی قرار است به زودی برگزار شود اما زمان دقیق آن هنوز رسانهای نشده است. پیش از این نیز گزارشهایی درباره احتمال سفر شاهزاده رضا پهلوی به استرالیا منتشر شده بود اما تاریخ این سفر هنوز اعلام نشده است.
شاهزاده رضا پهلوی؛ چهرهای کلیدی برای دوران گذار
سناتور براگ، جمهوری اسلامی را «احتمالا بدترین حکومت و بدترین رژیم روی کره زمین» توصیف کرد و گفت این حکومت علیه مردم ایران جنایت کرده و در خارج، از جمله استرالیا، از تروریسم حمایت کرده است.
سناتور اندرو براگ، وزیر محیط زیست در دولت سایه استرالیا
وزیر محیط زیست در دولت سایه استرالیا، در گفتوگویی اختصاصی با ایران اینترنشنال، تعامل با شاهزاده رضا پهلوی را از مهمترین اهداف سیاست خارجی ائتلاف دانست و گفت: «برای ائتلاف، دیدار با ولیعهد یکی از مهمترین اهداف سیاست خارجی ماست، زیرا معتقدیم دیدار با این چهره کلیدی دوران گذار، بهترین راه برای پیش بردن بحث درباره تشکیل یک حکومت جدید در ایران است؛ حکومتی که مردم ایران، ایرانیان استرالیا و در واقع تمام بشریت بهشدت به آن نیاز دارند.»
براگ گفت تا زمانی که با یک آلترناتیو بهطور جدی تعامل نشود، جمهوری اسلامی کنار نخواهد رفت: «آلترناتیوی که ما بهعنوان چهره دوران گذار در اختیار داریم، ولیعهد است.»
او این دیدار را «بسیار مهم» و «افتخاری بزرگ» خواند.
سناتور کالینز، رییس کمیته مراجع امور خارجی، دفاع و تجارت مجلس سنای استرالیا نیز شاهزاده رضا پهلوی را «نمادی مهم از مخالفت با حکومت و حمایت از دموکراسی» خواند و گفت ائتلاف به ارتباط با او و دیگر نیروهای دموکراسیخواه، شنیدن دیدگاههای آنان و بررسی چالشهای پیش روی مردم ایران ادامه خواهد داد.
حمایت از تغییر سیاسی مسالمتآمیز در ایران
دیو شارما، سناتور فدرال نیز در گفتوگو با ایران اینترنشنال شاهزاده رضا پهلوی را صدایی مهم و تاثیرگذار در مباحث سیاسی ایران دانست و گفت بسیاری از ایرانیان در سراسر جهان رهبری او را دنبال میکنند و از او راهنمایی میخواهند.
سناتور دیو شارما، معاون وزیر امور شهروندی و چندفرهنگی در دولت سایه استرالیا
او گفت: «ما خواهان تغییر سیاسی مسالمتآمیز در ایران هستیم. از حکومت فعلی حمایت نمیکنیم.»
شارما افزود جمهوری اسلامی نهتنها آسیب فراوانی به مردم خود وارد کرده، بلکه به کشورهای همسایه، منطقه، جهان و حتی استرالیا نیز آسیب زده است.
بهگفته این عضو دولت سایه، این تعامل با هدف دریافت تازهترین اطلاعات درباره ایران و حمایت از نیروهای سیاسی خواهان تغییر انجام میشود.
شارما گفت سفر شاهزاده، بازتاب رسانهای گستردهای خواهد داشت و توجه افکار عمومی استرالیا را بار دیگر به ایران جلب خواهد کرد.
او افزود: «فکر میکنم سفر ولیعهد به استرالیا به مردم استرالیا نشان خواهد داد که چشمانداز یک آینده سیاسی روشنتر برای ایران وجود دارد.»
شارما تاکید کرد شاهزاده در هرگونه دوره گذار، نقش مهمی خواهد داشت.
دعوت از شاهزاده و محکومیت اقدامات جمهوری اسلامی
جولیان لیسر، وزیر آموزش در دولت سایه استرالیا نیز جمهوری اسلامی را «رژیمی جنایتکار و تروریستی» خواند که در داخل ایران حقوق بشر را نقض و در خارج از مرزهای خود ترور صادر میکند.
او گفت این حکومت مسئول دستکم دو حمله تروریستی در استرالیاست که یکی از آنها حمله با بمب آتشزا به کنیسه آداس اسرائیل در ملبورن بود.
سناتور جسیکا کالینز، رییس کمیته مراجع امور خارجی، دفاع و تجارت مجلس سنای استرالیا
عضو مجلس نمایندگان استرالیا به ایراناینترنشنال گفت ائتلاف در این مقطع از شاهزاده رضا پهلوی دعوت کرده است، زیرا او از آزادی و دموکراسی برای مردم ایران حمایت میکند و مقامهای ائتلاف میخواهند دیدگاهش را درباره وضعیت داخل ایران و امیدها و چشماندازش برای آینده کشور بشنوند.
او این تعامل را با سنت استرالیا در شنیدن صدای مبارزان آزادی مقایسه کرد و از دزموند توتو و وینی ماندلا در دوران آپارتاید و رهبران استقلال تیمور شرقی نام برد.
لیسر گفت سفر شاهزاده نیز در همین چارچوب قرار میگیرد و فرصتی برای شنیدن دیدگاه او درباره ایران است.
پیام همبستگی با مردم ایران
هر چهار سیاستمدار در گفتوگوهای خود با ایراناینترنشنال همچنین بر حمایت از مردم ایران در برابر سرکوب جمهوری اسلامی تاکید کردند.
کالینز گفت ائتلاف به همان ارزشهایی باور دارد که ایرانیان برای آن مبارزه میکنند: «آزادی، رهایی و امنیت.»
او این مبارزه را مقابله با ترس، سرکوب و کشتار دانست و خطاب به ایرانیان گفت: «ما در تمام این مسیر در کنار شما هستیم.»
جولیان لیسر، وزیر آموزش در دولت سایه استرالیا
کالینز خطاب به زنان ایرانی نیز گفت شجاعت آنان به دیگران برای ایستادگی انگیزه میدهد.
شارما نیز پیام این تعامل را چنین خلاصه کرد: «شما تنها نیستید؛ مبارزه شما برای آزادی و دموکراسی، مبارزهای است که ما نیز در آن با شما همراهیم و به همان اندازه به آن متعهد هستیم؛ و موفقیت شما، موفقیت ماست.»
براگ نیز کنار رفتن جمهوری اسلامی را به نفع امنیت جهان، استرالیا و جامعه ایرانیان استرالیا دانست و گفت بدون تعامل جدی با یک جایگزین سیاسی، صلح و پیشرفتی در کار نخواهد بود و دیدار با ولیعهد احتمال تحقق این هدف را بیشتر خواهد کرد.
این روزها ویدیوهای ارسالی از سوی شهروندان از سراسر ایران، صحنه تلخ و تکاندهندهای را به تصویر میکشند: یخچالهایی کاملا خالی که تنها یک پارچ آب یا تکهای نان در آنها دیده میشود. این تصاویر اغلب به عنوان گواهی بر بحران معیشت و تهدید بقای فیزیکی مردم منتشر میشوند.
اما اگر با دقتی عمیقتر به این ویدیوها بنگریم، حقیقتی به مراتب دردناکتر نمایان میشود؛ این تنها داستان کمبود کالری و کمبود غذا نیست، بلکه روایت فروپاشی تدریجی و سیستماتیک کرامت انسانی یک ملت است.
برای درک اینکه چرا یک یخچال خالی، مفاهیمی فراتر از گرسنگی ساده را در بر دارد، میتوان به پژوهش بنیادین و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۱۹، نوشته آبهیجیت بنرجی (Abhijit Banerjee) و استر دوفلو (Esther Duflo) نگاه کرد که در کتاب معروفشان با نام «اقتصاد فقیر» (Poor Economics) منتشر شده است.
بنرجی و دوفلو سالها به مطالعه وضعیت خانوارهایی پرداختند که در فقر مطلق زندگی میکردند؛ از جمله در مناطقی مانند اودایپور در هند.
این خانوادهها با درآمدی کمتر از یک دلار در روز زندگی میکردند و برای تامین تغذیه پایه خود با مشکلات اساسی روبهرو بودند.
مدلهای سنتی اقتصاد پیشبینی میکردند افرادی که در آستانه قحطی و گرسنگی هستند، تمام درآمدهای اندک خود را صرف خرید ارزانترین و پرکالریترین مواد غذایی (مانند برنج، گندم یا عدس) میکنند تا صرفا زنده بمانند.
اما این دو پژوهشگر به کشف غیرمنتظره و شگفتانگیزی دست یافتند: ترجیح کیفیت و لذت بر صرف کالری: این خانوادهها حتی زمانی که کالری کافی برای خوردن نداشتند، حدود هفت درصد از بودجه غذایی خود را صرف خرید قند، چای، تنباکو و همچنین مشارکت در جشنها و آیینهای محلی میکردند.
نقش «کالاهای حفظ کرامت» (Dignity Goods): زمانی که درآمد این خانوادهها کمی افزایش مییافت، آنها صرفا غلات بیشتری نمیخریدند؛ بلکه غذای خوشطعمتر، یک استکان چای شیرین برای صبح یا امکانی کوچک برای پذیرایی از یک مهمان تهیه میکردند.
بنرجی و دوفلو دریافتند که انسانها ماشینهای بیولوژیکی نیستند که تنها به دنبال محاسبه سوخت و کالری بدن باشند. لذتهای کوچک - مانند یک استکان چای شیرین، شیرینی مختصری برای مهمان، یا یک وعده غذای سنتی در روزهای عید - «کالاهای حفظ کرامت» هستند.
این خریدهای بهظاهر غیرضروری، آرامش روانی ایجاد میکنند، پیوندهای اجتماعی را زنده نگه میدارند و احساس «انسان بودن» و حفظ حرمت نفس را در سختترین شرایط محیطی ممکن میسازند.
انسانها حتی تحت شدیدترین فشارها نیز سعی میکنند با حفظ این رفتارهای کوچک، کرامت خود را پاس بدارند.
بحران ایران: زمانی که کالاهای حفظ کرامت نابود میشوند
آنچه امروز در ایران رخ میدهد، یک معکوسسازی دردناک از این پدیده اقتصادی-اجتماعی است.
با سقوط بیسابقه ارزش ریال و رسیدن دلار به ارقام سرسامآور، از جمله عبور از مرز دو میلیون و ۲۰۰ هزار ریال، قدرت خرید خانوادههای ایرانی بهشدت کاهش یافته است.
تورم موجود دیگر تنها کالاهای غیرضروری را هدف نگرفته، بلکه سفره و غذاهای پایه مردم را نشانه رفته است.
در فرهنگ ایرانی - فارغ از طبقه اجتماعی - مهماننوازی، دورهمیهای خانوادگی و سنت نوشیدن چای، همواره از ارکان اصلی زندگی فردی و اجتماعی بودهاند.
یک استکان چای که جلوی مهمان گذاشته میشود، یک جعبه شیرینی کوچک برای دید و بازدید، یا میوهای ساده در سفره شبهای عید، ابزارهایی غیرقابل معامله برای حفظ احترام و کرامت خانوادگی بودهاند.
امروز، همانطور که در ویدیوهای شهروندان دیده میشود، فروپاشی پول ملی، میلیونها خانواده ایرانی را از مرزی که بنرجی و دوفلو در هند مشاهده کرده بودند، پایینتر برده است:
۱. از بین رفتن حاشیه امنیت روانی: میلیونها خانواده ایرانی دیگر حتی توان مالی برای انتخاب بین «کالری پایه» و «کالاهای حفظ کرامت» را ندارند. جهش قیمت گوشت، مرغ، لبنیات و برنج، خانوادهها را مجبور کرده تا چای، قند، میوه و تنقلات را بهطور کامل حذف کنند تا فقط بتوانند اجارهخانه را بدهند یا نان خالی تهیه کنند.
۲. انزوای اجباری اجتماعی: وقتی خانوادهای توان ارائه یک استکان چای یا یک پذیرایی ساده را از دست میدهد، رفتوآمدهای خانوادگی و رفتن به خانه دوستان قطع میشود. فروپاشی اقتصادی، پیوندهای عاطفی و اجتماعی جامعه را از هم میگسلد و افراد را در انزوای کامل فرو میبرد.
۳. گذار از «خرید برای کرامت» به «تنازع برای بقا»: وقتی فقر به نقطهای میرسد که حتی هزینههای کوچک برای حفظ کرامت نیز محو میشوند، ضربه روانی دیگر فقط «استرس مالی» نیست، بلکه یک «تحقیر وجودی و عمیق» است. یخچال خالی در برابر دوربین، تصویر خانوادهای است که حتی ابزارهای پایه برای زندگی انسانی و اجتماعی از او سلب شده است.
هزینه واقعی فروپاشی ارزش پول ملی
سقوط ارزش پول ملی تا سطحی که با دهها میلیون ریال هم توان خرید حداقلهای زندگی وجود ندارد، یک مساله صرفا عددی و آماری نیست. این فاجعه را نمیتوان تنها در نرخ تورم یا شاخصهای خط فقر خلاصه کرد.
هزینه واقعی این بحران، کیفی و انسانی است. فقر، کالری را میگیرد؛ اما تورم افسارگسیخته، عزتنفس و کرامت انسانی را به سرقت میبرد.
فاجعهای که در ویدیوهای شهروندان دیده میشود فقط این نیست که مردم گرسنهاند؛ بلکه این است که سوءمدیریت اقتصادی، شهروندان را از سادهترین رفتارهایی که احساس انسان بودن و هویت اجتماعی به آنها میدهد، محروم کرده است.
وقتی شهروندان ایرانی یخچالهای خالی خود را در برابر دوربین باز میکنند، نتیجه نهایی یک ابربحران اقتصادی را به جهان نشان میدهند: نقطهای که در آن، حتی همان «دلخوشیها و خریدهای کوچک برای حفظ کرامت» - یعنی همان چای شیرینی که اقتصاددانان برجسته جهان در فقیرترین نقاط زمین ثبت کرده بودند - در ایران به تاریخ پیوسته است.