• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

انتقاد یک کارگردان زن از نابرابری جنسیتی در صنعت سینما و جشنواره ونیز

۱۶ شهریور ۱۴۰۵، ۰۷:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)

می الطوخی، کارگردان دانمارکی-مصری، حضور بسیار محدود زنان در میان سازندگان آثار نامزد دریافت جایزه اصلی جشنواره فیلم ونیز را نشانه وجود مشکلی ساختاری در صنعت سینما دانست.

این فیلم‌ساز پیش از نخستین نمایش «زن ناشناس»، تازه‌ترین اثر خود، در یک نشست خبری گفت: «این مشکلی ساختاری است که در تمام دوران حرفه‌ای‌ام با آن دست‌وپنجه نرم کرده‌ام.»

او افزود: «پس از پایان تحصیل، ساخت نخستین فیلمم بسیار دشوار بود و فکر می‌کنم شش یا هفت سال طول کشید. این در حالی بود که هم‌دوره‌ای‌های مرد من خیلی زودتر نخستین فیلمشان را ساختند.»

به گفته الطوخی، کارگردانان زن برای تامین بودجه با دشواری بیشتری مواجه‌اند و این نابرابری بر همه مراحل فیلم‌سازی، از میزان بودجه و انتخاب بازیگران تا بخت حضور آثار در جشنواره‌های بزرگ، تاثیر می‌گذارد.

الطوخی تنها زنی است که کارگردانی یکی از ۲۱ فیلم داستانی حاضر در رقابت شیر طلایی را بر عهده دارد.

در میان دیگر آثار بخش رقابتی نیز تنها یک مستند حضور دارد که یکی از دو کارگردان آن زن است.

چنین ترکیبی بار دیگر به بحث‌ها درباره سهم و جایگاه زنان در صنعت سینما دامن زده است.

با این حال، آلبرتو باربرا، مدیر جشنواره ونیز، از فهرست آثار امسال دفاع کرده و گفته است زنان تنها ۲۴ درصد از فیلم‌های ارسال‌شده را کارگردانی کرده‌اند. این رقم سال گذشته ۳۰ درصد بود.

او تاکید کرد فیلم‌های راه‌یافته به جشنواره بر اساس کیفیت هنری انتخاب شده‌اند.

روایت زنانی که دیده و شنیده نشدند

داستان فیلم «زن ناشناس» در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم می‌گذرد و زندگی ماری، خدمتکاری دانمارکی، را روایت می‌کند.

ماری در آستانه ازدواج با کارفرمای ثروتمند خود قرار دارد، اما آشکار شدن رابطه پیشین او با یک سرباز آلمانی، آینده‌اش را به خطر می‌اندازد.

داستان فیلم در دانمارکی که به‌تازگی آزاد شده، رخ می‌دهد. در آن دوران، زنان متهم به رابطه با نیروهای اشغالگر آلمانی، اغلب در ملا عام تحقیر می‌شدند و هدف مجازات‌های خودسرانه قرار می‌گرفتند.

100%
عوامل فیلم «زن ناشناس» در جشنواره ونیز

الطوخی گفت درون‌مایه‌های این فیلم با دیدگاه‌های او درباره جایگاه زنان در سینما پیوند دارد.

این کارگردان دانمارکی-مصری افزود: «فیلم من درباره نادیده ماندن زنان است. درباره زنانی که از یک سو به چشم شی به آنان نگاه می‌شود و از سوی دیگر، کسی آنها را نمی‌بیند و صدایشان را نمی‌شنود.»

الطوخی ضمن ابراز خرسندی از توجهی که حضورش در بخش رقابتی جشنواره برانگیخته است، گفت ترجیح می‌داد فیلم‌سازان زن بیشتری در کنار او حضور داشته باشند.

او ادامه داد: «پس از جنبش می‌تو، همه ما به این نابرابری جنسیتی پی بردیم، اما در چند سال اخیر اتفاقی افتاده و به نظر می‌رسد کم‌کم در حال بازگشت به وضعیت پیشین هستیم.»

ماتیلده آرسل، بازیگر نقش ماری، نیز گفت این فیلم سرگذشت زنانی را بازگو می‌کند که دهه‌ها با انگ ناشی از روابطشان در دوران جنگ زندگی کرده‌اند.

او اضافه کرد: «زنانی هستند که هرگز به خانواده‌هایشان نگفتند چه بر سرشان آمده است. برخی از آنان هنوز هم در روزی که دانمارک آزادی خود را جشن می‌گیرد، می‌ترسند و احساس شرم می‌کنند.»

Banner

پربازدیدترین‌ها

سنتکام: در پی حمله موشکی به دو ناو جنگی آمریکا، ۳ نفتکش متعلق به سپاه را منهدم کردیم
۱

سنتکام: در پی حمله موشکی به دو ناو جنگی آمریکا، ۳ نفتکش متعلق به سپاه را منهدم کردیم

۲

دو آپارتمان لوکس مرتبط با مجتبی خامنه‌ای در لندن به فروش گذاشته شدند

۳

یگان محرمانه ارتش اسرائیل هواپیماهای نظامی را در تاریکی به خاک دشمن می‌رساند

۴
تحلیل

افزایش ابتلای زنان ایرانی به ایدز؛ چهره تازه تن‌فروشی در کشور

۵
اختصاصی

مکالمه جنگنده‌ آمریکایی با نفتکش حامل نفت ایران در تنگه هرمز و دادن اخطار پیش از شلیک

انتخاب سردبیر

  • ایران؛ جایی که تخم‌مرغ سرمایه مطمئن‌تری از پول نقد است

    ایران؛ جایی که تخم‌مرغ سرمایه مطمئن‌تری از پول نقد است

  • عملیات محرمانه آمریکا برای مین‌روبی تنگه هرمز چگونه انجام شد؟

    عملیات محرمانه آمریکا برای مین‌روبی تنگه هرمز چگونه انجام شد؟

  • مقام اسرائیلی: تلاش‌های حکومت ایران برای حمله به مخالفان در خارج افزایش یافته است
    اختصاصی

    مقام اسرائیلی: تلاش‌های حکومت ایران برای حمله به مخالفان در خارج افزایش یافته است

  • ماه‌ها درمان مخفیانه برای نجات پای گلوله‌خورده یک معترض در قزوین
    اختصاصی

    ماه‌ها درمان مخفیانه برای نجات پای گلوله‌خورده یک معترض در قزوین

  • چالش واشینگتن در اجرای تحریم‌ها؛ رخنه شبکه بانکداری سایه ایران به نظام مالی آمریکا

    چالش واشینگتن در اجرای تحریم‌ها؛ رخنه شبکه بانکداری سایه ایران به نظام مالی آمریکا

  • شیر طلایی در دستان کلونی؛ سایه سیاست، هوش مصنوعی و تبعیض جنسیتی بر سر جشنواره ونیز

    شیر طلایی در دستان کلونی؛ سایه سیاست، هوش مصنوعی و تبعیض جنسیتی بر سر جشنواره ونیز

•
•
•

مطالب بیشتر

نُت کامل سرود ویژه جشن‌های ۲۵۰۰ ساله پس از نیم قرن منتشر شد

۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ۱۸:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
نیلوفر منصوری
100%
صفحه‌ای از نُت سرود ویژه جشن‌های ۲۵۰۰ ساله که به‌صورت اتفاقی در یک بایگانی در تهران پیدا شد

بیش از نیم قرن پس از جشن‌های ۲۵۰۰ ساله، نت کامل سرود ویژه این جشن‌ها برای نخستین بار منتشر شد. بازیابی این سند موسیقایی گوشه‌ای کمتر دیده‌شده از تاریخ فرهنگی یکی از مناقشه‌برانگیزترین رویدادهای دوران پهلوی را آشکار می‌کند.

«سرود ویژه جشن‌های دو هزار و پانصدمین سال بنیان‌گذاری شاهنشاهی ایران» به کوشش پژمان اکبرزاده، پژوهشگر ایرانی مقیم هلند، منتشر شده است. نسخه‌ای از نت این اثر در یک بایگانی‌ در تهران پیدا شد؛ نسخه‌ای که عنوان صفحه نخست آن با جوهر سیاه پوشانده شده و هویت اثر در نگاه اول قابل تشخیص نبود.

یک مسابقه برای صدای رسمی جشن‌ها

در سال ۱۳۵۰ و در آستانه برگزاری جشن‌ها در پاسارگاد و تخت جمشید، وزارت فرهنگ و هنر مسابقه‌ای برای ساخت سرودی ویژه برای این مراسم برگزار کرد. از میان آثار ارائه‌شده، قطعه‌ای ساخته یوسف یوسف‌زاده با شعری از هدایت‌الله نَیرسینا انتخاب شد.

پژمان اکبرزاده می‌گوید در یک مصاحبه منتشرنشده با یوسف‌زاده که در آرشیو خانواده آهنگساز باقی مانده است، او توضیح داده که مهرداد پهلبد، وزیر وقت فرهنگ و هنر، به همراه مسئولانی از وزارتخانه نسخه اولیه سرود را برای محمدرضا شاه پهلوی بردند و در نهایت این اثر به‌دلیل سادگی، روانی و تناسب موسیقی و شعر برگزیده شد.

نسخه اصلی سرود با اجرای ارکستر سمفونیک تهران به رهبری حشمت سنجری و گروه کُر تهران به رهبری اِوِلین باغچه‌بان ضبط شد.

اکبرزاده معتقد است این اثر برخلاف بسیاری از سرودهای سفارشی آن دوره، تنها یک قطعه مناسبتی نیست و ساختار ملودیک آن امکان اجرای مستقل و تنظیم‌های مختلف برای ارکستر و آواز گروهی را فراهم می‌کند.

نسخه‌ای از نوت که نامش پاک شده بود

اما شاید جذاب‌ترین بخش داستان، نه چگونگی ساخت سرود، بلکه نحوه پیدا شدن آن باشد.

یکی از همکاران اکبرزاده نسخه‌ای از نت کامل اثر را در آرشیوی در تهران پیدا کرد. عنوان روی صفحه اول سیاه شده بود و در نگاه نخست نمی‌شد تشخیص داد نت‌ها متعلق به چه قطعه‌ای هستند.

اکبرزاده پیش‌تر صفحه گرامافون اجرای همین سرود را در آمریکا دریافت کرده و نسخه صوتی آن را دیجیتال کرده بود. همین آشنایی سبب شد با دیدن نسخه کامل نوت بتواند اثر را شناسایی کند.

100%
یکی از پوسترهای منتشرشده به مناسبت جشن‌های ۲۵۰۰ ساله

حذف عنوان، یادآور سرنوشت بسیاری از اسناد مرتبط با دوران پهلوی در سال‌های پس از انقلاب است؛ دوره‌ای که در آن نشان شیر و خورشید، نام‌ها و عبارت‌های مرتبط با سلطنت از بسیاری از اسناد، ساختمان‌ها و آثار عمومی حذف شد.

اما اکبرزاده فرضیه دیگری نیز مطرح می‌کند. او احتمال می‌دهد سیاه کردن عنوان نسخه مکتوب نت با هدف نابودی آن انجام نشده باشد، بلکه فردی در آرشیو با پنهان کردن هویت اثر، تلاش کرده باشد آن را از حذف یا نابودی حفظ کند.

اثبات این فرضیه ممکن نیست، اما در صورت صحت آن، سیاه کردن عنوان نسخه نت در عمل به حفظ اثر و جلوگیری از حذف یا نابودی آن کمک کرده است.

سازندگانی که خود نیز به حاشیه تاریخ رفتند

هدایت‌الله نَیرسینا، شاعر این سرود، از چهره‌های فعال شعر و ترانه در ایران قرن بیستم بود و مدتی ریاست شورای شعر رادیو را برعهده داشت.

خوانندگانی چون روح‌انگیز، بنان، مرضیه و پوران آثار او را اجرا کرده‌اند و جواد بدیع‌زاده نیز یکی از سرودهایش را در سفری به هند روی صفحه ضبط کرده بود.

اما بخشی از فعالیت نیرسینا به سرودهای رسمی حکومت پهلوی مربوط می‌شد؛ از جمله سرود جشن‌های ۲۵۰۰ ساله و سرود انقلاب سفید.

او هنگام وقوع انقلاب در فرانسه بود و دیگر به ایران بازنگشت. خانه و کتابخانه شخصی‌اش پس از انقلاب مصادره شد و دو دهه پایانی زندگی خود را در لس‌آنجلس گذراند.

یوسف یوسف‌زاده، آهنگساز اثر، از دهه ۱۳۲۰ در هنرستان عالی موسیقی تهران تدریس می‌کرد و بیش از سه دهه در آموزش موسیقی فعالیت داشت. او در سال ۱۳۵۱ نیز به سرپرستی این هنرستان منصوب شد. بخش مهمی از فعالیت آهنگسازی یوسف‌زاده به ساخت سرود اختصاص داشت و شماری از آثار او امروز یا در دسترس نیستند یا ضبط شناخته‌شده‌ای از آن‌ها باقی نمانده است.

آن سوی ضیافت‌های پرزرق و برق

جشن‌های ۲۵۰۰ ساله همچنان یکی از موضوعات مناقشه‌برانگیز دوران پهلوی است. منتقدان آن را نمادی از هزینه‌های سنگین حکومت، شکاف طبقاتی و استفاده سیاسی از تاریخ ایران می‌دانند؛ در مقابل، حامیان حکومت پیشین بر اهمیت بین‌المللی جشن‌ها و تلاش برای معرفی تمدن ایران تاکید می‌کنند.

اما این دوگانه سیاسی باعث شده بخش دیگری از این رویداد کمتر دیده شود: پروژه‌های فرهنگی و پژوهشی‌ که همزمان با برگزاری جشن‌ها شکل گرفت.

در آن دوره شماری از متون کهن ایرانی بازنشر شد، پروژه‌های ایران‌شناسی توسعه یافت و فعالیت‌های هنری متعددی انجام گرفت.

یکی از نمونه‌های کمتر شناخته‌شده، بازسازی سازهای ایران باستان برای رژه تاریخی تخت جمشید بود.

100%
تصویری از اجرای گروه موسیقی در جشن‌های ۲۵۰۰ ساله با استفاده از سازهای کهن

پژوهشگرانی از جمله ثمین باغچه‌بان برای این پروژه به نقش سازها در آثار باستانی، نمونه‌های موزه‌ای، شعر فارسی و دیگر منابع تاریخی مراجعه کردند.

از آنجا که هیچ سند مکتوب یا شنیداری از موسیقی ایران باستان به جا نمانده است، این پروژه‌های پژوهشی تلاشی بود برای ارائه تصویری پژوهش‌محور از موسیقی احتمالی آن دوره. این سازها بعدها در تصاویر جشن‌ها و فیلم «شعله ایران» ساخته شاهرخ گلستان نیز ثبت شدند.

شیر طلایی در دستان کلونی؛ سایه سیاست، هوش مصنوعی و تبعیض جنسیتی بر سر جشنواره ونیز

۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ۱۲:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

هشتاد‌ و سومین جشنواره فیلم ونیز با حضور ستارگان سینما روی فرش قرمز و نمایش فیلم «جوهر» ساخته دنی بویل آغاز شد. این رویداد تاکنون صحنه بحث درباره تحولات سیاسی جهان، هوش مصنوعی، تغییرات اقلیمی و نابرابری جنسیتی در صنعت فیلم بوده است.

فیلم «جوهر» خرید روزنامه سان از سوی روپرت مرداک در سال ۱۹۶۹ و تلاش لری لمب، سردبیر آن، برای نجات روزنامه از ورشکستگی و تبدیل آن به پرفروش‌ترین روزنامه بریتانیا را روایت می‌کند.

گای پیرس نقش مرداک و جک اوکانل نقش لمب را بازی می‌کنند.

100%
دنی بویل (سمت چپ) و سایر عوامل فیلم «جوهر» در جشنواره ونیز

کلونی و انتقاد از صاحبان قدرت

جورج کلونی، بازیگر، کارگردان و تهیه‌کننده آمریکایی، برجسته‌ترین چهره روز افتتاحیه بود و جایزه شیر طلایی را برای یک عمر دستاورد هنری دریافت کرد.

نزدیک به ۳۰ سال از نخستین حضور کلونی در لیدو با فیلم «خارج از دید» می‌گذرد. لیدو جزیره‌ای در ونیز و محل برگزاری جشنواره است. کاخ سینما و محل اصلی نمایش فیلم‌ها نیز در همین جزیره قرار دارد.

ونیز با شماری از لحظات مهم زندگی شخصی و حرفه‌ای کلونی پیوند خورده است؛ از برگزاری مراسم ازدواج او در هتل «آمان ونیز» تا نمایش فیلم «شب به‌خیر و موفق باشید» که نخستین نامزدی اسکار بهترین کارگردانی را برایش به همراه آورد.

100%
جورج کلونی

لورا درن، بازیگر و دوست کلونی، هنگام اهدای جایزه از او با عنوان «اسطوره» یاد کرد. صدها نفر نیز کلونی و همسرش، امل، را هنگام حضور روی فرش قرمز تشویق کردند.

درن در جریان مراسم پیام‌های همبازی‌های پیشین کلونی، از جمله برد پیت و آدام سندلر، را خواند.

کلونی در نشست خبری بیش از آن که درباره کارنامه هنری خود سخن بگوید، به موضوعاتی چون هوش مصنوعی، تغییرات اقلیمی، وضعیت روزنامه‌نگاری و تمرکز قدرت در دست ثروتمندان پرداخت.

او که از منتقدان دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، به شمار می‌رود، با اشاره به تحولات ایالات متحده گفت: «واژه جالبی داریم؛ کاکیستوکراسی، یعنی کشوری که بی‌صلاحیت‌ترین افراد آن را اداره می‌کنند. فکر می‌کنم شاید اکنون گرفتار چنین حکومتی شده‌ایم، اما از این وضعیت عبور خواهیم کرد.»

100%
لورا درن، بازیگر آمریکایی

کلونی درباره پیامدهای هوش مصنوعی هشدار داد و گفت صنعت سینما باید راه‌هایی برای ادامه حیات پیدا کند. او با لحنی طنزآمیز افزود دوست ندارد ۲۰ سال پس از مرگش تصویرش در تبلیغ تامپون استفاده شود.

این بازیگر همچنین از مالکیت رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به دست شماری از ثروتمندترین مردان جهان انتقاد کرد.

او خاطرنشان کرد کسانی که از فیلم، کتاب، موسیقی و داستان می‌ترسند، هرگز قهرمانان تاریخ نیستند.

  • «مراقب»؛ دیوار، زندان و ایران

    «مراقب»؛ دیوار، زندان و ایران

حضور دو فیلم ایرانی در ونیز

دو فیلم ایرانی در این دوره جشنواره ونیز حضور دارند. «مراقب»، آخرین ساخته محسن قرایی، در بخش افق‌ها به نمایش درآمده است. انتشار تصویری از این فیلم که بازیگران زن را بدون حجاب اجباری نشان می‌داد، در ایران جنجال‌برانگیز شد.

شماری از رسانه‌های حکومتی با اشاره به دریافت مجوز تولید، این پرسش را مطرح کردند که چگونه فیلمی می‌تواند با مجوز سازمان سینمایی ساخته شود و سپس برخلاف مقررات جمهوری اسلامی عمل کند.

قرایی که در خارج از ایران زندگی می‌کند، در مصاحبه با وب‌سایت ددلاین گفت سازندگان فیلم برای دریافت مجوز کتبی فیلم‌برداری، فیلمنامه‌ای غیرواقعی به مقام‌های مسئول ارائه کرده بودند.

فیلم «کمی نور»، تازه‌ترین ساخته علی عسگری که به‌صورت زیرزمینی تولید شده است، در بخش مسابقه اصلی حضور دارد.

جشنواره ونیز طی چهار سال گذشته فیلمی از سینمای ایران را در این بخش نپذیرفته بود.

آخرین حضور ایران در رقابت اصلی به سال ۲۰۲۲ بازمی‌گردد که «خرس نیست» ساخته جعفر پناهی و «شب، داخلی، دیوار» به کارگردانی وحید جلیلوند به نمایش درآمدند.

  • «کمی نور» در بخش مسابقه جشنواره ونیز؛ تصویر امروز ایران

    «کمی نور» در بخش مسابقه جشنواره ونیز؛ تصویر امروز ایران

انتقاد از تعداد کم فیلمسازان زن

کلونی تنها چهره جشنواره ونیز نبود که از شرایط کنونی جهان انتقاد کرد. مگی جیلنهال، رییس هیات داوران، نیز درباره جنگ‌ها، سیاست، تبعیض جنسیتی و جایگاه سینما در جهانی بحران‌زده سخن گفت.

به گفته جیلنهال، ممکن است این پرسش مطرح شود که در شرایط اضطراری جهان چگونه می‌توان از سینما سخن گفت، اما پاسخ این پرسش را باید در توانایی هنر برای ایجاد همدلی جست‌وجو کرد.

او همچنین از حضور اندک زنان در بخش مسابقه انتقاد کرد.

در میان ۲۱ فیلم بخش مسابقه، تنها یک اثر را زنی به تنهایی کارگردانی کرده و یک مستند نیز کارگردانی مشترک یک زن و یک مرد است.

جیلنهال افزود بسیاری از زنان برای تامین بودجه آثارشان با دشواری بیشتری مواجه هستند و نگاه آن‌ها به موضوعات سینمایی نیز گاه با معیارهای مسلط و مردانه سازگار نیست.

او این وضعیت را نشانه وجود «مشکلی ساختاری» در صنعت سینما دانست.

مستند «نازا» درباره غزه که یکی از دو کارگردان آن زن است، هفته گذشته به فهرست آثار جشنواره افزوده شد؛ اقدامی که می‌تواند واکنشی به انتقادها از کم‌رنگ بودن حضور زنان تلقی شود.

100%

حضور کم‌رنگ هالیوود

فهرست آثار این دوره، مستندهایی درباره ایلان ماسک و روزنامه‌نگاران مستقل روسی پوشش‌دهنده جنگ اوکراین را نیز در بر می‌گیرد.

چند فیلم فلسطینی و اثری درباره اداره مهاجرت و گمرک آمریکا هم نمایش داده خواهند شد.

با این حال، استودیوهای بزرگ هالیوود و غول‌های پخش اینترنتی، از جمله آمازون و نتفلیکس، امسال حضور کم‌رنگی در ونیز دارند؛ همان‌گونه که پیش‌تر از جشنواره‌های برلین و کن فاصله گرفته بودند.

با وجود کمبود فیلم‌های پرهزینه و عامه‌پسند، ونیز امسال از آثار مرتبط با چهره‌های جنجالی و خبرساز خالی نیست؛ از ماسک و مرداک گرفته تا برادران گلگر، اعضای پرحاشیه گروه بریت‌پاپ «اوئیسیز».

«مراقب»؛ دیوار، زندان و ایران

۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۰:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
محمد عبدی
100%
صحنه‌ای از فیلم مراقب

مراقب آخرین فیلم محسن قرایی در بخش افق‌های هشتاد و سومین دوره جشنواره بین‌المللی ونیز، قدیمی‌ترین جشنواره سینمایی جهان به نمایش درآمد.

با اعلام حضور این فیلم در جشنواره ونیز و منتشر شدن عکسی از فیلم بدون حجاب اجباری، جنجالی در ایران برپا شد و برخی خبرگزاری‌های دولتی از مجوز داشتن این فیلم گفته‌اند و این سوال را مطرح کرده‌اند که چطور برخی فیلم‌ها از سازمان سینمایی مجوز تولید می‌گیرند و سپس خلاف مقررات حکومت عمل می‌کنند.

محسن قرایی در گفت‌و‌گو با ددلاین ضمن اعلام این‌که در خارج از ایران زندگی می‌کند، گفت:«نوعی فیلمنامه جعلی به آنها دادیم تا مجوز کتبی برای فیلمبرداری دریافت کنیم.»

فیلم داستان یک زندانبان را روایت می‌کند، مردی متعصب و از لحاظ فکری بسته که مخالف آزادی‌های فردی زنان است. دختر او با نام انسیه، جوانی است که قصد دارد در صنعت مد به‌عنوان یک مدل به کار مشغول شود و حالا بدون اجازه پدر سفری به ترکیه تدارک دیده است.

  • «بیداد»؛ عبور از سانسور و جدال بر سر عقب‌ماندن از جامعه

    «بیداد»؛ عبور از سانسور و جدال بر سر عقب‌ماندن از جامعه

فیلم داستان این خانواده را در یک فضای بسته در داخل خانه‌ای که قرار است به‌زودی ویران شود و اتوبانی جای آن را بگیرد، روایت می‌کند، زمانی که مرد برای جلوگیری از سفر انسیه، او و همچنین همسرش را به همراه دختر کوچک‌شان در اتاق زندانی می‌کند.

به این ترتیب فیلم از زندان و زندانبانی در جامعه به مورد مشابهی در داخل خانه می‌رسد، جایی که جامعه و خانه به هم می‌رسند و معنا و کارکرد مشابهی پیدا می‌کنند.

فیلم آشکارا تاویل‌پذیر است و این‌که فیلمساز عامدانه به این معنا می‌پردازد یا این تاویل و تفسیر زاییده شرایط امروز ایران است، تفاوتی در اصل ماجرا ایجاد نمی‌کند: خانه رو به ویرانی چیزی نیست جز ایران که به دست یک پدر زورگوی عقب‌مانده(حکومت) اداره می‌شود و نسل پیش- مادر- خواه‌ناخواه طی سال‌ها با آن کنار آمده اما نسل تازه- نسل زد- و حتی نسل پس از آن(یک دختر بچه) حالا در برابر زور سر خم نمی‌کند و حاضر نیست از اهداف و خواسته‌هایش دست بکشد.

فیلم روایت این کشمکش است که به جاهای باریک می‌کشد. ویران‌تر شدن لحظه به لحظه خانه آشکارا تمثیلی است از وضعیت امروز ایران که در آن مردم در برابر هجوم، در داستان فیلم تراکتورهای بزرگی که قرار است خانه را ویران کنند، به گروگان گرفته می‌شوند و مستاصل و نگران به وضعیت بغرنج خود خیره شده‌اند.

حتی انسیه در دیالوگی می‌گوید کارشان به جایی کشیده که تنها خراب‌کنندگان دیوارها می‌توانند نجات‌بخش آنها باشند و آنها را از این زندان خلاص کنند.

  • «بهشت خالی»؛ کانادا و ماموران جمهوری اسلامی

    «بهشت خالی»؛ کانادا و ماموران جمهوری اسلامی

شباهت خانه به جامعه جایی پررنگ‌تر می‌شود که افراد خانواده دلیلی برای زندانی شدن خود می‌طلبند و مرد به مانند احکام فضایی جمهوری اسلامی حکم‌هایی برای آنها صادر می‌کند. پایان فیلم هم به تلخی ویرانگری اشاره دارد که گویی چاره دیگری جز آن برای این جامعه وجود ندارد.

شخصیت‌ها از تیپ عبور می‌کنند و به کاراکترهای ملموسی بدل می‌شوند. حتی پدر به‌رغم سبعیت و خشونت تمام‌عیار، جلوه‌هایی انسانی هم دارد، از جمله کمک به زندانی‌ها (اینجاست که تاویل حکومت و خانه و ایران چندان جواب نمی‌دهد و سوال ایجاد می‌کند) و مادر ضمن نمایش جلوه‌های مادرانگی (از جمله کمک به دخترش برای رفتن) با احساس گناه همراه است و نوعی تقابل سنت و مدرنیته را به نمایش می‌گذارد و دو دختری که نه از شغل پدرشان راضی هستند(در تقابل با اجتماع قرار می‌گیرند و نوعی گرفتار در آن) تنها می‌خواهند زندگی کنند.

فیلم تقابل این زندگی و مرگ را به نمایش می‌گذارد، جایی که پدر به سمت و سوی مرگ تمایل دارد و نسل بعد به زندگی.

فیلم اما خوشبختانه به شعار پناه نمی‌برد و روایت نسبتا یکدستی دارد هرچند یکی دو مورد از وقایع در ساختار آن جا نمی‌افتد(مثل پول ریخته شدن به حساب این مرد از سوی یک زندانی یا مراجعه به مرکز استعدادیابی مدل‌ها و رفتار بسیار اغراق‌آمیز یکی از مسئولان آنجا که نه ضرورتی دارد و نه قابل باور است).

با این حال اجرای بازیگران به کمک فیلم می آید تا در فضایی نسبتا راحت و باورپذیر، داستانی غریب اما واقعی را دنبال کنیم: داستان تقابل دو نسل در ایران، یا اگر اهل تاویل و تفسیر هستید بخوانید تقابل حکومت و مردم.

رنجی که به هنر تبدیل شد؛ یایویی کوساما، ملکه آینه‌های بی‌نهایت، درگذشت

۶ شهریور ۱۴۰۵، ۰۸:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
سمیرا گلچین
100%
یایویی کوساما

یایویی کوساما، هنرمند ژاپنی که با نقطه‌های رنگی، کدوهای خالدار و اتاق‌های آینه بی‌نهایت، به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های هنر معاصر تبدیل شد، در ۹۷ سالگی درگذشت. استودیوی او پنجم شهریور اعلام کرد کوساما دو هفته پیش در توکیو درگذشت. او تا روزهای پایانی زندگی به نقاشی ادامه داد.

کوساما در بیش از هفت دهه فعالیت هنری، تجربه‌های شخصی، اضطراب‌ها، توهم‌های بصری و ترس‌های دوران کودکی خود را به یکی از متمایزترین زبان‌های هنر معاصر تبدیل کرد؛ جهانی از نقطه‌های رنگی، شبکه‌های بی‌پایان، آینه‌ها و کدوهایی که مرز میان انسان و محیط را از بین می‌برند.

100%

کودکی و آغاز جهان نقطه‌ها

کوساما در سال ۱۹۲۹ در شهر ماتسوموتوی ژاپن به دنیا آمد. خانواده‌اش در تجارت بذر و گیاه فعالیت داشتند، اما دوران کودکی او با تنش‌های خانوادگی همراه بود.

او بعدها گفت از حدود ۱۰ سالگی دچار توهم‌های بصری می‌شد؛ گل‌هایی که با او حرف می‌زدند، نورها و نقطه‌هایی که تمام محیط اطرافش را فرا می‌گرفتند و اشیایی که در برابر چشمانش بی‌نهایت تکثیر می‌شدند.

کوساما به جای فرار از این تصاویر، شروع به کشیدن آن‌ها کرد و همین تجربه بعدها به هسته اصلی آثارش تبدیل شد.

کالوین تامکینز، نویسنده و منتقد باسابقه هنر، فعالیت کوساما را نمونه‌ای از «قدرت درمانگر هنر» می‌دانست؛ هنرمندی که فرایند آفرینش را به ابزاری برای مهار جهانی تبدیل کرد که در ذهنش پیوسته تکثیر می‌شد.

نیویورک و «تورهای بی‌نهایت»

کوساما در سال ۱۹۵۸ به نیویورک رفت؛ شهری که در آن زمان مرکز یکی از مهم‌ترین تحولات هنر مدرن جهان بود.

مجموعه «تورهای بی‌نهایت» از نخستین آثاری بود که جایگاه او را تثبیت کرد. این تابلوها از هزاران حرکت کوچک و تکرارشونده قلم تشکیل شده بودند که تمام سطح بوم را مانند شبکه‌ای بدون ابتدا و انتها می‌پوشاندند.

اهمیت این آثار در سادگی ظاهری آن‌ها نبود، بلکه در ایده‌ای بود که بعدها تقریبا تمام فعالیت هنری کوساما را شکل داد: تکرار تا جایی که مرز میان یک شی و محیط اطراف آن از بین برود و فرد در جهانی بی‌انتها محو شود.

این مفهوم را خود کوساما «محو شدن» می‌نامید؛ تجربه‌ای که هم از توهم‌های دوران کودکی او سرچشمه می‌گرفت و هم بعدها به یکی از محورهای اصلی آثارش تبدیل شد.

100%

وقتی هنر از بوم بیرون آمد

در دهه ۱۹۶۰، آثار کوساما از سطح نقاشی خارج شدند. او شروع به پوشاندن صندلی‌ها، کفش‌ها، لباس‌ها و وسایل روزمره با صدها فرم پارچه‌ای تکرارشونده کرد؛ مجموعه‌ای که بعدها با عنوان «انباشت‌ها» شناخته شد.

بخشی از این آثار با اضطراب او درباره بدن و جنسیت ارتباط داشتند. کوساما چیزی را که از آن می‌ترسید، بارها تکثیر می‌کرد تا قدرت تهدیدکننده‌اش را از بین ببرد.

اما یکی از تعیین‌کننده‌ترین لحظات فعالیت او در سال ۱۹۶۵ فرا رسید؛ زمانی که نخستین «اتاق آینه بی‌نهایت» را ساخت.

دیوارهای این فضا با آینه پوشیده شده بودند و اشیا بارها و بارها در آن‌ها انعکاس پیدا می‌کردند. خود بازدیدکننده نیز وارد تصویر می‌شد و همراه با اثر تا بی‌نهایت تکثیر می‌شد.

دهه‌ها پیش از آن‌که نمایشگاه‌های تعاملی و غوطه‌ورکننده به پدیده‌ای جهانی تبدیل شوند، کوساما فضایی ساخته بود که در آن مرز میان اثر هنری، فضای نمایش و تماشاگر از میان می‌رفت.

آدریان سیرل، منتقد هنری بریتانیایی، درباره آثار کوساما به دوگانگی مهمی اشاره کرده است: «پشت ظاهر شاد، رنگارنگ و گاه بازیگوش آثار او، نوعی اضطراب و حتی تهدید وجود دارد. همین تضاد است که بهترین آثار کوساما را از یک تجربه صرفا تزیینی جدا می‌کند.»

100%

«باغ نرگس» و تمسخر بازار هنر

یکی از مشهورترین آثار اعتراضی کوساما در سال ۱۹۶۶ و هم‌زمان با دوسالانه ونیز شکل گرفت.

او حدود هزار و ۵۰۰ گوی آینه‌ای را روی زمین قرار داد و نام اثر را «باغ نرگس» گذاشت. بازدیدکنندگان در هر گوی تصویر خود را می‌دیدند و کوساما تلاش می‌کرد آن‌ها را دانه‌ای دو دلار بفروشد؛ تا زمانی که مسئولان نمایشگاه مانع ادامه فروش شدند.

این اثر هم‌زمان درباره خودشیفتگی و انتقادی از بازار هنر بود: تماشاگر می‌توانست تصویر خودش را به عنوان یک اثر هنری خریداری کند.

طنز تاریخی آن‌جاست که چند دهه بعد، آثار خود کوساما با قیمت‌های میلیون‌ دلاری در همان بازار جهانی هنر معامله شدند.

بدن، سیاست و اعتراض

در اواخر دهه ۱۹۶۰، کوساما فعالیت خود را از گالری‌ها به خیابان‌های نیویورک برد.

او اجراهایی علیه جنگ ویتنام برگزار کرد و بدن شرکت‌کنندگان را با نقطه‌های رنگی می‌پوشاند. نقطه‌ها دیگر فقط امضای بصری او نبودند و به ابزاری برای بیان اعتراض سیاسی، آزادی بدن و مخالفت با ساختارهای اجتماعی نیز تبدیل شده بودند.

کوساما بارها گفته بود به عنوان یک زن ژاپنی مهاجر در فضای عمدتا مردانه هنر نیویورک نادیده گرفته شده و برخی از ایده‌هایش بعدها در آثار هنرمندان مشهورتر دیده شدند.

بازنگری‌های تاریخی چند دهه اخیر نیز نشان داده‌اند بسیاری از تجربه‌های او در زمینه هنر چیدمان، اجرا و استفاده از محیط، پیش از آن صورت گرفته بودند که این شیوه‌ها به جریان اصلی هنر معاصر تبدیل شوند.

بازگشت به ژاپن

کوساما در سال ۱۹۷۳ به ژاپن بازگشت و از سال ۱۹۷۷ به انتخاب خود در یک مرکز روان‌پزشکی در توکیو زندگی کرد.

استودیوی او در نزدیکی همان مرکز قرار داشت و تقریبا هر روز برای کار به آن‌جا می‌رفت.

این برنامه برای نزدیک به نیم قرن ادامه یافت: بیمارستان، استودیو، نقاشی و بازگشت به بیمارستان.

او علاوه بر نقاشی و مجسمه‌سازی، رمان، شعر و داستان نیز نوشت و برخلاف تصور عمومی، سال‌های زندگی در مرکز روان‌پزشکی نه دوران کناره‌گیری او، بلکه یکی از طولانی‌ترین دوره‌های فعالیت هنری‌اش بود.

100%

کدوها و شهرت جهانی

کدوهای خالدار کوساما در کنار نقطه‌ها و آینه‌ها به یکی دیگر از نمادهای هنر او تبدیل شدند.

او می‌گفت از کودکی به شکل کدو علاقه داشته و در آن نوعی سادگی، استحکام و آرامش می‌دیده است. کدوهای زرد با نقطه‌های سیاه او بعدها در موزه‌ها و فضاهای عمومی سراسر جهان ظاهر شدند.

از دهه ۱۹۹۰، شهرت کوساما به‌شدت افزایش یافت. بزرگ‌ترین موزه‌های جهان نمایشگاه‌های مرور آثارش را برگزار کردند و اتاق‌های آینه‌ای او به یکی از محبوب‌ترین تجربه‌های هنری جهان تبدیل شدند.

ظهور شبکه‌های اجتماعی این شهرت را چند برابر کرد، اما هم‌زمان پرسشی را نیز پیش کشید: آیا برخی آثار متاخر کوساما بیش از آن‌که تجربه‌ای هنری باشند، به صحنه‌ای برای عکاسی و سرگرمی تبدیل شده‌اند؟

این یکی از مهم‌ترین نقدهایی بود که در سال‌های پایانی فعالیت او مطرح شد. برخی منتقدان معتقد بودند تولید گسترده کدوها، نقطه‌ها و اتاق‌های آینه‌ای، مرز میان هنر، سرگرمی و تجارت را کم‌رنگ کرده است.

با این حال، حتی منتقدان آثار متاخر او نیز معمولا اهمیت تجربه‌های رادیکال دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ کوساما را انکار نمی‌کردند.

جایگاه تاریخی او هم بیش از هر چیز بر همان آثار استوار است؛ زمانی که هنوز نقطه‌های کوساما به یکی از شناخته‌شده‌ترین تصاویر فرهنگ عمومی تبدیل نشده بودند.

100%

رنجی که به هنر تبدیل شد

اهمیت کوساما فقط در ساختن تصاویری زیبا و قابل تشخیص نبود. او تجربه‌ای بسیار شخصی و در مواردی دردناک را به زبانی تبدیل کرد که میلیون‌ها نفر در سراسر جهان توانستند با آن ارتباط برقرار کنند.

توهم به نقطه تبدیل شد، اضطراب به شبکه، ترس به مجسمه و تنهایی به اتاقی پر از آینه و نور.

تناقض نیز همیشه بخشی از جهان او باقی ماند: هنرمندی که درباره محو شدن «خود» سخن می‌گفت، به یکی از مشهورترین چهره‌های هنر جهان تبدیل شد؛ کسی که بازار هنر را به سخره گرفته بود، خود به یکی از گران‌ترین هنرمندان معاصر بدل شد.

کوساما تمام عمر درباره بی‌نهایت کار کرد.

زندگی او اکنون پایان یافته است، اما جهانی که ساخت ادامه دارد؛ نقطه‌هایی که از بوم بیرون آمدند، دیوارها و آینه‌ها را پوشاندند و سرانجام به بخشی از حافظه هنر معاصر تبدیل شدند.

شاید مناسب‌ترین تصویر از پایان زندگی او همان باشد که استودیویش پنجم شهریور در هنگام اعلام مرگش ارائه کرد: یایویی کوساما تا روزهای آخر زندگی، قلم‌مو را زمین نگذاشت.

محسن نامجو از بازگشت به ایران و لغو کنسرت‌هایش خبر داد

۵ شهریور ۱۴۰۵، ۱۳:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

محسن نامجو، آهنگساز و خواننده ایرانی ساکن نیویورک، با انتشار ویدیویی در اینستاگرام اعلام کرد پس از حدود ۲۰ سال دوری به ایران بازمی‌گردد و کنسرت‌های پیش‌روی او در تورنتو، واشینگتن‌ دی‌سی و نیویورک برگزار نخواهد شد.

او در ویدیویی که عصر پنجشنبه پنجم شهریور در صفحه رسانه اینستاگرامی بیلبورد منتشر شد، گفت: «شما این ویدیو را زمانی مشاهده خواهید کرد که بنده یا در پرواز تهران هستم یا بعد از حدود ۲۰ سال در خود خاک وطن.»

نامجو دلیل این تصمیم را خستگی از زندگی در خارج از ایران دانست و گفت به مرحله‌ای از زندگی رسیده است که احساس می‌کند «غربت بسه، کافیه».

او افزود امکان فعالیت موسیقی یا فرهنگی در ایران تاثیری در تصمیمش نداشته و برایش مهم است که در وطن و کنار دوستان، اعضای خانواده و خواهرانش باشد و سال‌های باقی‌مانده عمرش را در کنار آنان بگذراند.

قرار بود نامجو ۱۳ شهریور در تورنتو، ۲۷ شهریور در واشینگتن‌ دی‌سی و ۲۸ شهریور در نیویورک کنسرت برگزار کند. فروش بلیت‌های هر سه برنامه آغاز شده بود.

او خطاب به کسانی که برای این اجراها بلیت خریده‌اند، گفت: «قطعا این اتفاق برای آنها سورپرایز است. من از تک‌تک شما عذرخواهی می‌کنم.»

نامجو اطمینان داد هزینه بلیت‌ها به خریداران بازگردانده خواهد شد، اما زمان و سازوکار بازپرداخت را مشخص نکرد.

او همچنین احتمال بازگشت خود به صحنه را منتفی ندانست و گفت: «بعد از اینکه تکلیفم با زندگی در ایران و بیرون از ایران روشن شود، شاید دوباره برگردم روی استیج و در خدمت شما باشم.»

نامجو در بخشی از این ویدیو خطاب به همسرش، شارلوت، گفت او «در جریان خیلی از امور» است که دیگران از آن خبر ندارند و ابراز امیدواری کرد تصمیمش را درک کند. او گفت: «برایم دعا کن که شرایط برای من خوب پیش برود و ان‌شاءالله بتوانیم در کنار همدیگر باشیم. تو هم بتوانی مثل یک شهروند معمولی رفت‌وآمد کنی، چون این حق هر دوی ماست.»

او در پایان رسانه‌هایی را که «رسانه‌های اپوزیسیون» خواند، خطاب قرار داد و گفت: «اگر من در ایران به هزار جور بدبختی بیفتم، ته جوب بیفتم یا به عرش اعلی برسم، شما کوچک‌ترین حقی بابت اینکه گزارشی در رابطه با محسن نامجو پخش بکنید ندارید.»

نامجو افزود: «حساب من و شما سال‌هاست که از هم جداست و ما هیچ نسبتی با هم نداریم، چه از لحاظ اجتماعی و چه سیاسی، چه حتی هنری.» او همچنین گفت در این رسانه‌ها «هیچ فهم هنری» سراغ ندارد و از آنها خواست درباره او و اتفاق‌هایی که ممکن است در ایران برایش رخ دهد، گزارش منتشر نکنند.

تا زمان تنظیم این گزارش، صفحات فروش بلیت هر سه کنسرت همچنان فعال بودند و برگزارکنندگان اطلاعیه جداگانه‌ای درباره لغو برنامه‌ها یا چگونگی بازپرداخت هزینه بلیت‌ها منتشر نکرده بودند.

اتهام‌های آزار جنسی و پاسخ نامجو

در شهریور ۱۳۹۹، زنی با نام مستعار «ماهی» محسن نامجو را متهم کرد که سال ۲۰۱۳ در خانه یکی از دوستان مشترکشان در کالیفرنیا، هنگامی که او خواب بوده، به او تعرض کرده است. این زن گفت ماجرا را همان زمان به پلیس گزارش کرده بود.

ایران‌اینترنشنال بعدتر تصویری از گزارش پلیس منتشر کرد که در آن به مواردی از جمله لمس بدون رضایت، اقدام برای تجاوز و حبس غیرقانونی اشاره شده بود.

نامجو این اتهام‌ها را «شایعه» و «تسویه‌حساب شخصی» خواند و گفت آنها را «قویا» رد می‌کند.

او همچنین گفت هیچ مرجع قضایی این اتهام‌ها را وارد ندانسته است. وکیل نامجو نیز اعلام کرد هیچ پرونده کیفری بازی علیه او وجود ندارد و او به جرمی متهم نشده است.

در فروردین ۱۴۰۰، زنان دیگری از جمله پانیدا، خواننده، لونا شاد، بازیگر و مجری و بشرا دستورنژاد، بازیگر، روایت‌هایی از رفتار جنسی یا تحقیرآمیز نامجو مطرح کردند.

ایران‌اینترنشنال در آن زمان از اتهام‌های دست‌کم پنج زن علیه او خبر داد. نامجو پس از مطرح شدن این روایت‌ها ویدیویی منتشر کرد و گفت پاسخ پیشین او به اندازه کافی «شفاف و صادق» نبوده است.

او بابت رفتار یا گفتاری که برای این زنان «اشتباه یا آزارنده» بوده، عذرخواهی کرد و رفتار خود را ناشی از آموزش ندیدن درباره روابط صحیح در فرهنگی مردسالار دانست.

کمتر از ۲۴ ساعت پس از انتشار این عذرخواهی، یک فایل صوتی ۱۷ دقیقه‌ای از سخنان خصوصی نامجو با یکی از دوستانش منتشر شد. او در بخشی از آن مفهوم «نه یعنی نه» را زیر سوال برد و در اشاره به کسانی که خواستار توقف فعالیتش بودند، گفت: «یک ساعت نفس کشیدن من برابر با شش ماه از زندگی هر کدام از شماهاست.»

نامجو پس از انتشار این فایل گفت سخنانش درد دل خصوصی با یکی از دوستانش و حاصل «عصبانیت و غصه چندماهه» بوده است. او در عین حال گفت از عذرخواهی خود پشیمان نیست و تاکید کرد: «از زنان عذرخواهی کرده‌ام و از این کار پشیمان نیستم.»