• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

افزایش ابتلای زنان ایرانی به ایدز؛ چهره تازه تن‌فروشی در کشور

منصوره حسینی یگانه
منصوره حسینی یگانه

ایران‌اینترنشنال

۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ۱۳:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)

مرکز تحقیقات ایدز ایران در تازه‌ترین گزارش خود از وضعیت ابتلا به این بیماری در کشور اعلام کرد در سال ۱۴۰۴ حدود ۶۵ درصد موارد شناسایی‌شده، از طریق رابطه جنسی مبتلا شده‌اند و روند ابتلای زنان نیز در سال‌های اخیر افزایش یافته است. اما در زیر پوست این گزارش چه می‌گذرد؟

به نظر می‌رسد در جامعه‌ای که حکومتش چند دهه تحریم و چند جنگ را بر آن تحمیل کرده و در اقتصادی که هزینه مسکن و مواد غذایی با سرعتی بسیار بیشتر از درآمد بسیاری از خانوارها افزایش یافته، مرز میان فقر و تن‌فروشی، باریک و باریک‌تر می‌شود.

در چنین شرایطی، زنانی که شبکه حمایتی ضعیف‌تری دارند، ممکن است زودتر از دیگران از لبه فقر به سمت بی‌خانمانی و اقتصاد غیررسمی رانده شوند.

این به معنای آن نیست که فقر به‌طور خودکار به تن‌فروشی منجر می‌شود، اما فقر شدید، بی‌خانمانی و وابستگی اقتصادی، می‌توانند قدرت انتخاب و امکان مقاومت در برابر استثمار را به شدت محدود کنند.

یک

با اصرار علی خامنه‌ای، دیکتاتور کشته‌شده ایران، بر سیاست‌های افزایش جمعیت در کشور، فشار ساختاری و خطرهای پرشماری بر حقوق، بهداشت و امنیت اقتصادی زنان تحمیل شده است.

ممنوعیت یا جرم‌انگاری ارائه رایگان وسایل پیشگیری در شبکه بهداشت عمومی، ریسک ابتلای زنان را افزایش داده است و فقدان زیرساخت‌های حمایتی واقعی، گاهی زنان را مجبور به تن دادن به مشاغل غیررسمی، بدون بیمه و کم‌درآمد می‌کند.

فشار اقتصادی، استقلال مالی زنان را کاهش داده و قدرت تصمیم‌گیری و توان خروج آن‌ها را از روابط آسیب‌زا یا سوءاستفاده‌گرانه، سلب می‌کند و در این میان، بیشترین تبعات این سیاست‌ها متوجه زنان طبقات فرودست و مناطق محروم است که به بهداشت استانداردهای درمان و اقلام پیشگیری، دسترسی ندارند.

دو

مطالعات مربوط به زنان تن‌فروش در ایران یک ویژگی مشترک دیگر هم دارند: تن‌فروشی اغلب یک پدیده منفرد نیست. مصرف مواد، بی‌خانمانی، خشونت جنسی و ناامنی اقتصادی، بارها در زندگی زنان مورد مطالعه، در کنار یکدیگر دیده شده‌اند.

در یکی از پیمایش‌های بزرگ، بخش قابل توجهی از زنان تجربه خشونت جنسی داشتند و گروه قابل توجه دیگری مصرف مواد را گزارش کرده بودند.

این همان چرخه‌ای است که مددکاران اجتماعی نیز در کف خیابان مشاهده می‌کنند.

ممکن است زنی ابتدا خانه‌اش را از دست بدهد و بعد برای تحمل زندگی خیابانی به مواد روی بیاورد. زن دیگری ممکن است ابتدا گرفتار اعتیاد شود و برای تامین هزینه مواد به رابطه جنسی در برابر پول برسد. و برای زنی دیگر، طلاق یا خشونت خانگی می‌تواند نقطه آغاز سقوط اقتصادی باشد.

در زندگی واقعی، مرز این عوامل همیشه روشن نیست. همزمان، الگوی اچ‌آی‌وی هم تغییر کرده است.

درست در زمانی که مددکاران درباره تغییر جمعیت زنان در معرض آسیب هشدار می‌دهند، نظام سلامت ایران نیز با تغییر دیگری مواجه شده است.

سه

یک مطالعه تطبیقی، - مقایسه با پاکستان -، همسایه مسلمان ایران، نشان می‌دهد چرا باید در استفاده از عبارت «کاهش سن تن‌فروشی» محتاط بود.

پاکستان هم مانند ایران با فقر، نابرابری جنسیتی، انگ شدید اجتماعی و پنهان بودن تن‌فروشی روبه‌روست. با این حال، این کشور در دوره‌هایی پایش‌های منظم‌تری درباره گروه‌های در معرض اچ‌آی‌وی انجام داده است.

در یک تحقیق که زنان تن‌فروش در ۹ شهر پاکستان را در فاصله چند سال بررسی کرد، پژوهشگران واقعا توانستند یک تغییر سنی را اندازه‌گیری کنند: سن میانه ورود به تن‌فروشی طی پنج سال حدود دو سال پایین آمد.

به عبارت دیگر، در پاکستان برای یک دوره مشخص شواهد آماری وجود دارد که اجازه می‌دهد از «کاهش سن ورود» صحبت شود.

برای ایران چنین شواهد روشنی وجود ندارد و این تفاوت مهم است.

داده‌های ایران بیشتر جمعیتی از زنان بزرگسال را نشان می‌دهند که تعداد قابل توجهی از آنان ازدواج و طلاق را تجربه کرده‌اند و در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ زندگی همچنان در چرخه تن‌فروشی قرار دارند.

از سوی دیگر، در هر دو کشور یک نقطه مشترک دیده می‌شود: تن‌فروشی در خلأ اتفاق نمی‌افتد.

در پاکستان نیز پژوهش‌ها میان آسیب‌پذیری در برابر اچ‌آی‌وی با عواملی مانند فقر و ناتوانی در استفاده مداوم از کاندوم ارتباط یافته‌اند.

در هر دو سوی مرز، جنسیت، فقر و سلامت عمومی به هم می‌رسند؛ هرچند مسیر ورود زنان به این چرخه لزوما یکسان نیست.

چهار

شاید مهم‌ترین تغییر در تن‌فروشی در ایران را نتوان با یک عدد درباره سن توضیح داد.

دختران نوجوان همچنان در معرض استثمار جنسی قرار دارند و وجود زنانی که پیش از ۱۸ سالگی وارد تن‌فروشی شده‌اند یک واقعیت ثبت‌شده در پژوهش‌های ایران است.

گاهی زنی پس از سال‌ها زندگی خانوادگی، پس از طلاق، از دست دادن شغل یا خانه و در میانه زندگی، به این نقطه می‌رسد. اگر چنین تغییری در حال گسترش باشد، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که سن تن‌فروشی در ایران بالا رفته یا پایین آمده است.

پرسش این است که چه چیزی در ساختار اقتصادی و حمایتی جامعه ایران تغییر کرده که زنان بیشتری ممکن است حتی در میانسالی، فاصله میان یک زندگی معمولی و «ته خط» را در مدتی کوتاه طی کنند؟

پنج

وقتی رییس مرکز تحقیقات ایدز ایران گفته است در سال گذشته حدود دو سوم موارد جدید شناسایی‌شده اچ‌آی‌وی از طریق رابطه جنسی منتقل شده‌اند، این تحول برای کشوری که اپیدمی اچ‌آی‌وی آن زمانی بیش از هر چیز با اعتیاد تزریقی بود، تغییر مهمی است.

حال، برای زنانی که در شرایط اقتصادی و اجتماعی آسیب‌پذیر، وارد رابطه جنسی در برابر پول می‌شوند، تغییر الگوی اچ‌آی‌وی یک خطر مضاعف ایجاد می‌کند؛ به‌خصوص اگر حکومت، امکان استفاده از کاندوم یا توان اقتصادی مراجعه به خدمات درمانی را محدود کرده باشد.

Banner

پربازدیدترین‌ها

اعلام جرم دادستانی علیه دیدارنیوز پس از اعتراض پروانه سلحشوری به تجمعات شبانه و اعدام‌ها
۱

اعلام جرم دادستانی علیه دیدارنیوز پس از اعتراض پروانه سلحشوری به تجمعات شبانه و اعدام‌ها

۲

پویا ایدنی، استادبزرگ شطرنج ایران، پرچم خود را به فرانسه تغییر داد

۳

کارزار حرکت موتورسواران در لندن برای آزادی لیندزی و کریگ فورمن

۴

نُت کامل سرود ویژه جشن‌های ۲۵۰۰ ساله پس از نیم قرن منتشر شد

۵

وزیر دفاع اسرائیل: تونل‌های زیرزمینی علی الطاهر از نیروهای حزب‌الله پاک‌سازی شدند

انتخاب سردبیر

  • مکالمه جنگنده‌ آمریکایی با نفتکش حامل نفت ایران در تنگه هرمز و دادن اخطار پیش از شلیک
    اختصاصی

    مکالمه جنگنده‌ آمریکایی با نفتکش حامل نفت ایران در تنگه هرمز و دادن اخطار پیش از شلیک

  • نیویورک‌تایمز: پنتاگون برای یافتن منبع درز اطلاعات، ۵۰ عضو ستاد مشترک را با دروغ‌سنج آزمود

    نیویورک‌تایمز: پنتاگون برای یافتن منبع درز اطلاعات، ۵۰ عضو ستاد مشترک را با دروغ‌سنج آزمود

  • خرید پسماند تره‌بار؛ انسان‌زدایی از شهروندان و سقوط آزاد یک جامعه
    تحلیل

    خرید پسماند تره‌بار؛ انسان‌زدایی از شهروندان و سقوط آزاد یک جامعه

  • چرا فرمان «انسجام اجتماعی» مجتبی خامنه‌ای جدی گرفته نمی‌شود؟
    تحلیل

    چرا فرمان «انسجام اجتماعی» مجتبی خامنه‌ای جدی گرفته نمی‌شود؟

  • اکونومیست: نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی دیگر یک جبهه واحد نیستند

    اکونومیست: نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی دیگر یک جبهه واحد نیستند

  • انتقال جنسی، عامل ۶۵ درصد موارد جدید اچ‌آی‌وی در ایران در سال ۱۴۰۴

    انتقال جنسی، عامل ۶۵ درصد موارد جدید اچ‌آی‌وی در ایران در سال ۱۴۰۴

•
•
•

مطالب بیشتر

مکالمه جنگنده‌ آمریکایی با نفتکش حامل نفت ایران در تنگه هرمز و دادن اخطار پیش از شلیک

۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ۱۲:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
مجتبا پورمحسن
100%

ایران‌اینترنشنال به سه فایل مکالمه بین ارتش آمریکا و عرشه و اتاق مخابرات نفتکش استارک۱ دست یافته که هدف تهدید قرار گرفته است. صبح شنبه ۱۴ شهریور، رسانه‌ها در ایران از شلیک ارتش ایالات متحده به یک نفتکش ایرانی خبر دادند اما نامش را اعلام نکردند.

در این مکالمات که صبح شنبه به‌وقت ایران انجام گرفته، جنگنده آمریکایی به کشتی مورد نظر هواپیمای نظامی، اخطار می‌دهد: «‌این آخرین اخطار به شما بود. همین الان او [فرمانده] را پیدا کنید …. سوار قایق‌های نجات شوید و بلافاصله کشتی را ترک کنید.»

پس از پخش این اخطار اضطراری روی دستگاه بی‌سیم وی‌اچ‌اف، مکالمه‌ای میان خدمه و ملوانان حاضر در شناور به زبان‌های فارسی و اردو ضبط شده است.

در این گفت‌وگو، یکی از کارکنان در حال پیگیری حضور فرمانده و دستیار ارشد در پست کاری است و طرف مقابل اعلام می‌کند که او هنوز بیدار نشده و در حال استراحت است.

همچنین در یک فایل صوتی دیگر از این مکالمات که به دست ایران‌اینترنشنال رسیده، به نفتکش استارک۱ سه دقیقه فرصت داده شده که خدمه‌اش را تخلیه کند چون قرار است هدف حمله جنگنده آمریکایی قرار بگیرد: «نفت‌کش موتوری استارک۱‌، اینجا هواپیمای نظامی ایالات متحده است. من در حال آماده‌سازی برای شلیک به بخش عقب (پاشنه) کشتی شما هستم. شما سه دقیقه فرصت دارید تا خدمه را از بخش عقب کشتی تخلیه کنید. تمام.»

در فایل سوم، جنگنده آمریکایی بار دیگر به نفتکش استارک۱ اخطار می‌دهد که خدمه‌اش یک دقیقه فرصت دارند کشتی را ترک کنند؛ چون می‌خواهد به عقب نفتکش شلیک کند.‌

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، ۱۴ شهریور خبر داد که یک نفتکش ایرانی در شش مایلی جزیره خارک، هدف حمله نیروهای آمریکایی قرار گرفت.

هم‌زمان، خبرگزاری دانشجو ویدیویی از حمله به یک نفتکش ایرانی در نزدیکی جزیره خارک منتشر کرد.

نفتکش استارک۱ که نفت ایران را حمل می‌کرد، پیش‌تر با پرچم‌های پاناما و مالت فعال بود.

آمریکا سه سال پیش این نفتکش را تحریم کرد.

از زمان تشدید محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا، صادرات نفت ایران تقریبا متوقف شده است.

پیش‌تر تانکر ترکرز، شرکت ردیابی داده‌های نفتکش‌ها، اعلام کرد صادرات نفت ایران از تنگه هرمز به صفر رسیده است.

  • وال‌استریت ژورنال: زمان در رویارویی بر سر تنگه هرمز به ضرر تهران می‌گذرد

    وال‌استریت ژورنال: زمان در رویارویی بر سر تنگه هرمز به ضرر تهران می‌گذرد

مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم، نیز پیش از این در مصاحبه‌ای تلویزیونی تایید کرد که جمهوری اسلامی نمی‌تواند نفت صادر کند.

محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، دو روز پیش در یک فایل ویدیویی هشدار داد در صورت تشدید محاصره دریایی، تهران پاسخ نظامی خواهد داد.

۱۱ شهریور، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که دو کشتی در حال عبور از تنگه هرمز، بر اثر برخورد با مین منفجر شدند.

آمریکا در یک موج حمله گسترده در شامگاه ۱۰ شهریور و بامداد ۱۱ شهریور، ۱۰۰ موضع را در ۴۰ نقطه ایران، عمدتا در جنوب کشور، هدف قرار داد تا توان جمهوی اسلامی را برای حمله به کشتی‌ها، از بین ببرد.

دو روز پیش‌تر هم آمریکا به دو لانچر سامانه موشکی فجر-۵ که در حال پرتاب مین دریایی به خلیج فارس بود، شلیک کرد.

جمهوری اسلامی و هراس از خیابان؛ چرا فشار بر تشکل‌های مستقل کارگری تشدید شده است؟

۱۴ شهریور ۱۴۰۵، ۰۱:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
روزبه بوالهری
100%
عکس آرشیوی است.

جمهوری اسلامی در سالیان اخیر، به‌موازات گسترش اعتراضات کارگران، ‌بازنشستگان،‌ معلمان، پرستاران و سایر مزدبگیران، برخوردهای امنیتی و قضایی با آن‌ها و تشکل‌های مستقل صنفی‌شان را تشدید کرده است.

هدف از این نوع برخوردها ممانعت از تشکل‌یابی کارگران و سایر مزدبگیران و در نتیجه،‌ خروج آن‌ها از «خیابان» است که بارها در بیانیه‌های تشکل‌های کارگری و صنفی بر لزوم آن تاکید شده است.

در همین ارتباط، گزارش‌های رسیده به ایران اینترنشنال در روزهای اخیر حاکی است که طی هفته‌های اخیر، شمار زیادی از فعالان صنفی و مدنی به دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی احضار شده‌ و بازجویی شده‌اند. در ماه‌های اخیر هم شاهد احضار، بازداشت و صدور احکام زندان برای شمار قابل‌توجهی از معلمان و فعالان صنفی آن‌ها بوده‌ایم.

بر اساس این گزارش‌ها، موضوع مشترک در بازجویی‌ها، «پرسش‌های مکرر در مورد فعالان و تشکل‌های مستقل کارگری و صنفی» بوده است و به‌نظر می‌رسد که نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی پرونده‌سازی جدیدی را علیه فعالان و تشکل‌های مستقل کارگری و صنفی تدارک می‌بینند. این روند را می‌توان ادامه رویکرد سرکوب از سوی جمهوری اسلامی از دهه ۶۰ خورشیدی تاکنون دانست.

بررسی عملکرد امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی در سال‌ها و دهه‌های گذشته نشان می‌دهد که تشدید فشار بر فعالان و تشکل‌های مستقل کارگری و صنفی، به‌طور معمول با مقاطعی هم‌زمان بوده که حکومت احساس خطر بیشتری از احتمال گسترش اعتراضات کارگری، بازنشستگان و معلمان و سایر مزدبگیران داشته است.

در این ارتباط، «پرونده‌سازی» نهادهای امنیتی حکومت؛ اعم از وزارت اطلاعات یا سپاه پاسداران، را می‌توان در کنار شرایط کنونی جامعه تحلیل کرد:

-هنوز چند ماه از اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ نگذشته است و آثار و تبعات آن همچنان در سطح کشور حضور دارد.

-شرایط معیشتی مردم به‌مراتب وخیم‌تر شده است. این مساله ناشی از مواردی همچون تبعات جنگ ۴۰ روزه، تشدید محاصره اقتصادی و پیش از همه این‌ها، ناتوانی در مدیریت اقتصادی و ناتوانی در تامین نیازهای پایه جامعه از سوی حکومت در طول ‌دهه‌های گذشته است.

احتمال الگوبرداری از نقش تشکل‌های کارگری در تحولات منطقه‌ای

یکی از جنبه‌های کلیدی در تحلیل دلایل تشدید فشار بر فعالان صنفی، بررسی تحولات منطقه‌ای و تجربه جنبش‌های اجتماعی موسوم به «بهار عربی» است؛ تحولاتی که حکومت جمهوری اسلامی به آن توجه جدی داشته است.

در این مورد می‌توان به تونس اشاره کرد که پس از خودسوزی طارق طیب محمد بن بوعزیزی، جوان دستفروش، و آغاز تظاهرات علیه حکومت زین‌العابدین بن‌علی، تشکل‌های کارگری و صنفی نقش مهمی در سازماندهی و پیشبرد اعتراضات داشتند. همچنین تجربه مصر که برخلاف تصور عمومی که نقطه آغاز تحولات مصر را تظاهرات و تجمع در میدان «التحریر» قاهره می‌داند، جرقه‌ اصلی جنبش علیه حکومت حسنی مبارک از اعتصابات کارگری در اسکندریه زده شد.

به‌همین دلیل می‌توان گفت که به نظر می‌رسد هدف نهادهای امنیتی از تلاش برای پرونده‌سازی علیه فعالان و تشکل‌های مستقل کارگری و صنفی، پیشگیری از شکل‌گیری سناریوهای مشابه و جلوگیری از سازمان‌دهی اعتراضات احتمالی مردمی در پاسخ به شرایط وخیم معیشتی باشد. چرا که همین فعالان و تشکل‌ها به رغم برخوردهای امنیتی و قضایی گسترده حکومت، همچنان فعال هستند.

موضوعی که در حال حاضر مطرح است، شکاف بی‌سابقه میان دستمزدها و هزینه‌ زندگی است. در حال حاضر، بر اساس مصوبه شورای عالی کار جمهوری اسلامی، دستمزد یک کارگر مشمول قانون کار (متاهل و دارای فرزند) حدود ۲۴ میلیون تومان است. این در شرایطی است که بر اساس آمار ارائه شده توسط تشکل‌های رسمی کارگری، هزینه زندگی رقمی حدود ۹۰ میلیون تومان تخمین زده می‌شود.

  • ۹۲ درصد پاسخ‌دهندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: شاهد بیکاری در اطراف خود هستیم

    ۹۲ درصد پاسخ‌دهندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: شاهد بیکاری در اطراف خود هستیم

این فاصله فاحش و عمیق میان دستمزد و سبد معیشت، طبقه کارگر و مزدبگیران را زیر فشار شدید اقتصادی قرار داده و پتانسیل اعتراضات اجتماعی را به‌شدت افزایش داده است. همین موضوع را می‌توان در گسترش اعتراضات کارگری و صنفی در مناطق مختلف کشور مشاهده کرد. این در شرایطی است که حکومت پس از سرکوب وحشیانه اعتراضات سراسری دی‌ماه سال گذشته با انجام اقدامات امنیتی بی‌سابقه‌، از جمله با اعدام‌های گسترده، درصدد ایجاد هراس و وحشت در میان مردم بوده است. در همین ارتباط، حکومت در دو مورد در هفته گذشته، با تیراندازی به سوی جوانان جویای کار در گچساران و اهواز، نشان داد که تا چه اندازه برای سرکوب اعتراضات صنفی آماده شده است.

در عین حال، در کنار همین برخوردها باید به یک نکته توجه داشت؛ این‌که حکومت با همراهی کارفرمایان و از طریق اهرم‌هایی مانند اخراج و یا تهدید به جایگزینی نیروی کار، سعی در مهار ناآرامی‌ها و کنترل اعتراضات صنفی، به‌ویژه در کارخانه‌ها و واحدهای صنعتی دارد. اگرچه این‌گونه اقدامات ممکن است به‌عنوان مسکن برای حکومت عمل کند، اما تجربه سالیان گذشته ثابت کرده است که این روش‌ها قادر به حذف ریشه‌های نارضایتی نیستند و مانع از شکل‌گیری دور جدید تحولات و اعتراضات نخواهند شد.

جابه‌جایی هسته اصلی اعتراضات و اهمیت توان سازمان‌دهی

تجربه سال‌های اخیر (به‌ویژه از اعتراضات سراسری سال ۱۳۹۸ تاکنون) نشان می‌دهد که هسته اصلی اعتراضات تا حد زیادی به کارگران، مزدبگیران و طبقات فرودست منتقل شده است.

ریشه این موضوع به حضور مداوم و گاه روزانه بازنشستگان، معلمان، پرستاران و کارگران در خیابان‌ها طی سالیان اخیر باز‌می‌گردد که اعتراضات خیابانی را در سطح جامعه به امری عادی و بدیهی تبدیل کردند؛ اقدامی که به‌نوبه خود حاصل فعالیت‌های صنفی و ساختار تشکل‌های مستقل بوده است.

  • سندیکای کارگران شرکت واحد: امنیتی‌سازی مطالبات اجتماعی مانع شکل‌گیری اعتراضات نخواهد شد

    سندیکای کارگران شرکت واحد: امنیتی‌سازی مطالبات اجتماعی مانع شکل‌گیری اعتراضات نخواهد شد

اما در شرایطی که سرکوب شدید سیاسی، امکان شکل‌گیری تشکل‌های جدید را با دشواری‌‌هایی روبه‌رو کرده است، می‌توان همین تشکل‌های موجود صنفی و کارگری را تنها نهادهایی دانست که همچنان پتانسیل و قدرت سازمان‌دهی را در صورت بروز اعتراضات دارند. به همین دلیل، نهادهای امنیتی با توجه به «درس‌های بهار عربی»، تمرکز ویژه‌ای بر عملکرد فعالان و تشکل‌های مستقل کارگری و صنفی داشته‌اند.

حکومت با وجود اعمال فشارهای سنگین مانند اخراج، بازداشت و صدور احکام حبس برای شمار زیادی از کارگران، معلمان، پرستاران، و فعالان صنفی آنان و همچنین بازنشستگان در یک سال گذشته، به‌ این دلیل ‌که این تشکل‌ها را نقطه ثقل و عامل اصلی هرگونه تغییر و تحول می‌داند، همچنان از پتانسیل آن‌ها نگران است.

دوباره باید تاکید کرد که در کنار فشارهای امنیتی، وضعیت کلی اقتصاد ایران روبه‌وخامت بیشتر است و خطر شکل‌گیری ابرتورم تا پایان سال جاری، همان حداقل قدرت خرید بسیار اندک کارگران و مزدبگیران را نیز از بین خواهد برد. در همین ارتباط، هنگامی که اقشار کم‌درآمد و کارگران چیزی برای از دست دادن نداشته باشند، از انگیزه بیشتری برای مطالبه‌گری برخوردار خواهند شد.

ضرورت تشکل‌یابی، پیوند اعتراضات و راهکارهای فعالیت متناسب با شرایط

اگرچه اعتراضات صنفی و معیشتی (مانند تجمع‌های بازنشستگان، کارگران و معلمان) اغلب با مطالبات صنفی آغاز شده‌اند، اما ماهیت آن‌ها به‌تدریج جنبه سیاسی پیدا می‌کند. مطرح‌شدن شعارهایی علیه جنگ‌، اعدام و ناکارآمدی و بی‌کفایتی حکومت، نشان می‌دهد که برای کارگران، بازنشستگان، معلمان و سایر مزدبگیران مطالبات معیشتی از سیاست جدا نیستند.

  • دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه «حق اعتصاب» برای کارگران را تایید کرد

    دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه «حق اعتصاب» برای کارگران را تایید کرد

با این حال، بزرگ‌ترین چالش، پراکندگی اعتراضات صنفی و نبود تشکل‌های سراسری در سطوح شهری، استانی و ملی است. این موضوع مانع از تکرار اعتراضات صنفی از جمله مانند دهه ۲۰ خورشیدی شده است که گاه، شاهد اعتصاب کارگران در یک کارخانه و سپس اعتصاب سایر کارخانه‌ها در حمایت از آن‌ها بودیم. برای گذار از این پراکندگی، وجود تشکل‌های سازمان‌دهنده ضرورت دارد؛ تشکل‌هایی که بتوانند اعتراضات را سازماندهی، هدایت و مدیریت کنند.

در شرایط سرکوب شدید، این‌گونه تشکل‌یابی می‌تواند ساختاری نیمه‌مخفی، شبکه‌ای یا متکی بر هسته‌های کوچک و مستقل داشته باشد که با بهره‌گیری از تجربیات تاریخی مبارزات مخفی در ایران فعالیت ‌کنند؛ الگویی مشابه سال‌هایی که به دلیل ممنوعیت‌ها، فعالان کارگری طی حدود یکصد سال گذشته در قالب مراسم‌های خانوادگی، گردهمایی‌های خیریه یا محافل دوستانه به تبادل نظر، انتقال تجربه و سازماندهی می‌پرداختند.

هرگونه حرکت و اعتراض بدون ساختار و بدون تشکل‌یابی، در بلندمدت به نتایج پایدار دست نخواهد یافت. حکومت نیز با آگاهی کامل از این موضوع، تمام توان و ابزارهای امنیتی خود را به کار گرفته است تا از پیوند، سازماندهی و شکل‌گیری تشکل‌های مستقل میان کارگران و مزدبگیران جلوگیری کند؛ همان‌گونه که در جریان اعتراضات کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه و گروه ملی صنعتی فولاد ایران در اهواز در آبان سال ۹۷ و حمایت دانشجویان از آنان روی داد.

نیلوفر مجاور پس از ۱۰ روز ناپدید شدن با مرگ مغزی به بیمارستان رسید؛ مظنون متواری است

۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ۲۲:۲۷ (‎+۱ گرینویچ)
100%
عکس منتشر شده از نیلوفر مجاور در رسانه‌های حقوق بشری

نیلوفر مجاور، زن جوانی از منطقه پیرانشهر و اشنویه، ۱۰ روز پس از خروج از خانه با جراحات شدید به یک مرکز درمانی منتقل شد و بر اثر مرگ مغزی جان باخت. خانواده او مردی ۴۱ ساله را مسئول این اتفاق می‌دانند؛ موضوعی که هنوز نتیجه تحقیقات رسمی آن را تایید نکرده است.

دو گزارش منتشر‌شده از سوی خبرگزاری حکومتی رکنا و سازمان حقوق بشری کردپا، روایت‌هایی با جزئیات متفاوت از چگونگی خروج نیلوفر مجاور از خانه، آسیب‌دیدن او و انتقالش به بیمارستان ارائه کرده‌اند. رکنا نوشته است که پلیس و دستگاه قضایی همچنان در حال بررسی علت جراحات و نقش افراد مرتبط با این پرونده‌اند.

در گزارش‌ها حتی درباره سن و محل سکونت نیلوفر نیز اختلاف وجود دارد. رکنا او را دختری ۲۸ ساله و اهل اشنویه معرفی کرده، اما کردپا نوشته است که او ۲۷ سال داشت و اهل و ساکن پیرانشهر بود.

نیلوفر چگونه از خانه خارج شد؟
سهیلا مهدی‌زاده، خاله نیلوفر، در گفت‌وگو با کردپا گفته است که خواهرزاده‌اش شامگاه یکشنبه اول شهریور ۱۴۰۵ از خانه خارج شد. به گفته او، نیلوفر قرار بود صبح روز بعد همراه مادرش سر کار برود و شب هنگام مشغول آماده‌کردن غذا بود؛ اما مادرش پس از بیدار‌شدن متوجه شد که قابلمه غذا روی اجاق و شعله گاز روشن مانده و نیلوفر در خانه نیست.

براساس روایت خاله نیلوفر، او هنگام خروج تنها تلفن همراه و کارت ملی خود را برده بود و لباس یا وسایل شخصی دیگری همراه نداشت.

  • زن‌کشی در سراوان: یک زن بلوچ به دست همسرش به آتش کشیده شد و پس از دو روز جان باخت

    زن‌کشی در سراوان: یک زن بلوچ به دست همسرش به آتش کشیده شد و پس از دو روز جان باخت

کردپا به نقل از خانواده گزارش داده است که مردی به نام «سید عزت‌الدین سیدطاهری» پس از خروج نیلوفر از خانه، با تلفن همراه او به مادرش زنگ زد و گفت که نیلوفر به میل خود همراه او رفته و آنها قصد ازدواج دارند. نیلوفر نیز در همان تماس کوتاه این موضوع را تایید کرد، اما پس از آن خانواده دیگر نتوانستند با او گفت‌وگو کنند.

خانواده گفته‌اند این مرد در روزهای بعد با پدر و مادر نیلوفر تماس می‌گرفت و وعده می‌داد برای گفت‌وگو درباره ازدواج نزد آنها برود. خاله نیلوفر در عین حال تاکید کرده است که خانواده نمی‌داند نیلوفر دقیقا چگونه خانه را ترک کرده است. او احتمال داده که خواهرزاده‌اش فریب خورده یا ترسانده شده باشد، اما گفته است خانواده شاهد نحوه خروج او نبوده است.

رکنا نیز، بدون نام‌بردن از این مرد، گزارش داده است که نیلوفر پس از آشنایی با فردی، مدتی را در محلی در اطراف پیرانشهر گذراند. به نوشته این خبرگزاری، خانواده مدعی است آن فرد بدون خواستگاری رسمی و با وعده‌هایی اعتماد نیلوفر را جلب کرده و او را به خانه‌ای در اطراف پیرانشهر برده بود. خانواده همچنین گفته است که نیلوفر بعدتر قصد بازگشت داشت، اما امکان آن برایش فراهم نشد. رکنا تصریح کرده است که این روایت هنوز در حد ادعای خانواده است.

انتقال به درمانگاه با ادعای «تصادف»
کردپا نوشته است که نیلوفر روز سه‌شنبه ۱۰ شهریور با جراحات شدید به مرکز درمانی روستای اندیزه منتقل شد. براساس اطلاعات این منبع، مرد همراه او خود را همسر نیلوفر معرفی کرد و گفت جراحاتش در یک سانحه رانندگی ایجاد شده است.

  • روایت یک دادخواهی؛ مسیر دشوار زنان در پرونده‌های خشونت جنسی

    روایت یک دادخواهی؛ مسیر دشوار زنان در پرونده‌های خشونت جنسی

به گزارش کردپا، کادر درمان به دلیل وخامت وضعیت نیلوفر خواستار انتقال فوری او به بیمارستان پیرانشهر شد. مرد همراه ابتدا از رفتن با آمبولانس خودداری کرد، اما در نهایت تا فلکه قرآن همراه آن رفت و سپس به بهانه آوردن مدارک از آمبولانس پیاده شد و بازنگشت.

این سازمان حقوق بشری به نقل از خاله نیلوفر نوشته است که همان مرد حدود ساعت ۱۱:۳۰ شب با مادر نیلوفر تماس گرفت و گفت او و نیلوفر تصادف کرده‌اند و مادر باید به بیمارستان «امام خمینی» پیرانشهر برود.

نیلوفر ابتدا به بیمارستان «امام خمینی» پیرانشهر، سپس به بیمارستان نقده و در نهایت به بیمارستان «امام خمینی» ارومیه منتقل شد. رکنا نیز انتقال او به بیمارستان در وضعیت وخیم و اعلام مرگ مغزی را تایید کرده، اما جزئیات مربوط به مسیر انتقال و ادعای تصادف را در گزارش خود نیاورده است.

خانواده از شکنجه و تعرض جنسی می‌گوید
کردپا به نقل از خاله نیلوفر و آنچه گفته شده نظر پزشکان بیمارستان بوده، تاکید کرده که نیلوفر طی ۱۰ روز با خشونت شدید جسمی و جنسی روبه‌رو شده و از آب و غذا محروم بوده است. براساس این روایت، سراسر بدن او آثار کبودی و ضرب‌وجرح داشت، چانه و استخوان‌های پهلویش شکسته و به پشت سرش نیز ضربه شدیدی وارد شده بود.

کردپا به نقل از خاله قربانی در تشریح «آثار شکنجه و تجاوز خشونت‌آمیز» نوشته «آسیب شدید به ناحیه واژن و مقعد او وارد شده و بدنش تمام دچار کبودی شده و انگار با یک چیز سنگین از روی تمام بدنش رد شده است. از سمت چانه و ناحیه استخوان‌های پهلو شکستگی داشت و از پشت سر به او ضربه وارد شده بود.»

خاله نیلوفر با بیان این جزییات گفته که آثار تعرض جنسی و جراحات شدید در بدن او مشاهده شده است. کردپا این آسیب‌ها را نتیجه شکنجه و تجاوز توصیف کرده است. با این حال، در گزارش‌های منتشرشده به هیچ سند پزشکی یا اظهارنظر رسمی پزشکی قانونی اشاره نشده است.

رکنا نیز از ادعای خانواده درباره آزار و صدمات شدید جسمانی خبر داده، اما تاکید کرده است که علت دقیق جراحات، چگونگی ایجاد آنها و ادعاهای مربوط به آزار، تا زمان تکمیل تحقیقات پلیس، بررسی پزشکی قانونی و اعلام نظر دستگاه قضایی قطعی نیست.

دو کلیه نیلوفر اهدا شد
کردپا گزارش داده است که پزشکان پس از تشخیص مرگ مغزی، از خانواده خواستند اعضای سالم نیلوفر را اهدا کنند. خانواده روز جمعه ۱۳ شهریور با اهدای دو کلیه او موافقت کرد. به گفته خاله نیلوفر، کلیه‌ها تنها اعضای قابل اهدا بودند و قلب او به دلیل ضعف شدید امکان اهدا نداشت.

  • یونیسف می‌گوید ۲۰ میلیون کودک در یک سال آزار جنسی آنلاین دیده‌اند

    یونیسف می‌گوید ۲۰ میلیون کودک در یک سال آزار جنسی آنلاین دیده‌اند

رکنا نیز تصمیم خانواده برای اهدای اعضا را گزارش کرده و به نقل از مادر نیلوفر نوشته است: «اعضای بدن دخترم را اهدا می‌کنم تا دخترم نمیرد و روحش زنده بماند.» این خبرگزاری هنگام انتشار گزارش خود گفته بود انجام اهدا به تکمیل مراحل پزشکی و قانونی بستگی دارد؛ کردپا در گزارش همان روز، انجام اهدای دو کلیه را قطعی اعلام کرده است.

مظنون پرونده بازداشت نشده است
کردپا مردی ۴۱ ساله، اهل و ساکن پیرانشهر، را مظنون این پرونده معرفی کرده و نوشته است که خانواده پس از بستری‌شدن نیلوفر در پلیس آگاهی پیرانشهر از او شکایت کرده‌اند. براساس گزارش این رسانه حقوق بشری، این فرد تا زمان انتشار گزارش بازداشت نشده و متواری بوده است.

خاله نیلوفر همچنین به کردپا گفته است پس از رسانه‌ای‌شدن پرونده، دو خانواده دیگر مدعی شدند دخترانشان نیز از سوی همین فرد هدف خشونت و تعرض قرار گرفته‌اند، اما نخواسته‌اند نامشان منتشر شود. او از ادعاهایی درباره کشته‌شدن سه زن دیگر نیز سخن گفته، ولی تاکید کرده است که شخصا نمی‌تواند آنها را تایید کند.

رکنا به نقل از دادستان اشنویه گزارش داده است که با هماهنگی دادستانی پیرانشهر، نیروهای پلیس آگاهی و انتظامی دو شهرستان عملیات شناسایی محل حضور و بازداشت فرد موردنظر را آغاز کرده‌اند. دادستان گفته است که پرونده با حساسیت در حال پیگیری است و پس از روشن‌شدن جزئیات و نقش احتمالی افراد مرتبط، اقدامات قانونی انجام خواهد شد.

یک پزشک: سن سکته قلبی در ایران به محدوده ۳۰ تا ۴۰ سال رسیده است

۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ۱۹:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

یک متخصص قلب و عروق آمار بیماری‌های قلبی در ایران را نگران‌کننده خواند و هشدار داد سن سکته قلبی در کشور به ۳۰ تا ۴۰ سال کاهش یافته است.

محمدرضا افتخاری، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، جمعه ۱۳ شهریور در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا گفت سکته قلبی در افراد بالای ۳۰ سال، به‌ویژه مردان، مشاهده می‌شود.

او استرس، عوامل محیطی، سبک زندگی ناسالم و رژیم غذایی نامناسب را از عوامل موثر در کاهش سن سکته قلبی دانست.

افتخاری ادامه داد: «در کشور ما به‌دلیل کاهش ارزش پول و افزایش فشارهای اقتصادی، بسیاری از افراد مجبورند ساعات بیشتری کار کنند و مانند گذشته فرصت بازگشت به منزل و صرف غذای مناسب را ندارند. در نتیجه، به غذاهای آماده و سریع روی می‌آورند.»

این پزشک افزود در گذشته، مصرف سبزیجات و غذاهای سالم جایگاه پررنگ‌تری در فرهنگ غذایی ایرانیان داشت، اما اکنون گرایش به مواد غذایی فرآوری‌شده، به‌ویژه در میان جوانان، افزایش یافته است.

در ماه‌های اخیر، سفره مردم روزبه‌روز کوچک‌تر شده و فشارهای معیشتی امان شهروندان را بریده است.

هم‌زمان، ادامه سیاست‌های تنش‌آفرین جمهوری اسلامی در منطقه به تشدید تحریم‌ها، سقوط ارزش پول ملی و افزایش بهای کالاهای اساسی انجامیده و قدرت خرید مردم را بیش از پیش کاهش داده است.

  • خرید پسماند تره‌بار؛ انسان‌زدایی از شهروندان و سقوط آزاد یک جامعه

    خرید پسماند تره‌بار؛ انسان‌زدایی از شهروندان و سقوط آزاد یک جامعه

فشار اقتصادی، تغذیه ناسالم و کم‌تحرکی

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در ادامه به نقش کم‌تحرکی در افزایش موارد سکته قلبی اشاره کرد و گفت مشغله‌های کاری، استفاده گسترده از وسایل نقلیه و تغییر ماهیت مشاغل، به‌ویژه در شهرها، فعالیت بدنی را کاهش داده‌اند.

افتخاری مصرف مواد غذایی سرشار از روغن، نمک و افزودنی‌ها، از جمله سوسیس و کالباس، را از دیگر عوامل موثر دانست و تاکید کرد فشارهای اقتصادی و کاری فرصت تهیه و مصرف غذای سالم را از بسیاری از افراد گرفته‌اند.

او افزود گرایش به فست‌فودها به‌دلیل آماده‌سازی سریع و سازگاری با برنامه‌های کاری فشرده، تنها به ایران محدود نیست و در کشورهای غربی نیز دیده می‌شود.

افتخاری کاهش سالانه سن ابتلا به سکته قلبی را «هشداری جدی» خواند و خواستار توجه بیشتر به پیامدهای سبک زندگی کم‌تحرک و تغذیه ناسالم شد.

بحران اقتصادی ناشی از ناکارآمدی جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر، سلامت عمومی و نظام درمانی کشور را با تهدیدی جدی مواجه کرده است.

تداوم این وضعیت در کنار سرکوب خونین اعتراضات، امید به آینده را در میان شهروندان کمرنگ کرده و به گسترش ناامیدی و سرخوردگی، به‌ویژه در میان جوانان، دامن زده است.

بر اساس نتایج نظرسنجی آنلاین ایران‌اینترنشنال که دوم شهریور منتشر شد، ۹۰ درصد از شرکت‌کنندگان گفتند در وضعیت فعلی کشور، تمایلی به ازدواج یا فرزندآوری ندارند.

آینه‌ای در مترو؛ بازخوانی یک ترانه رپ

۱۳ شهریور ۱۴۰۵، ۱۸:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
آسیه امینی
100%

دو پسر جوان و شاید نوجوان در مترو ترانه‌ای رپ می‌خوانند. صدایشان اعتراضی در فضای خفقان است: «ازم نخواه آروم بشم/ پر کابوس شب، چیزی نمونده تا نابود بشم. ... معترضم، اعتراض دارم/ می‌زنم حرف حقیقت و بهت نیاز دارم.»

چهره‌هایشان پیدا نیست. در ابتدای ویدیو فقط پای مسافران دیده می‌شود، ولی شلوار جین‌ها و کفش‌ها هم حرف می‌زنند. سخن از چهره‌های حذف شده، صداهای سانسور شده است. خودسانسوری راوی تصاویری است که از در و دیوار خودش را به رخ می‌کشد. هرچند صدا مانده است، آن هم کوبنده، بی‌تعارف، راسخ و معترض.

پیش‌تر ترانه‌های خیابانی زیادی، مسیر خوانندگان‌شان را به دادگاه‌های سیاسی و احکام غیر انسانی زندان و شلاق ختم کرده‌اند؛ زارا اسماعیلی، پرستو احمدی، و بسیار کسان دیگر.

پس این نوجوانان رپر حق دارند که هم با صدایشان فضای عمومی مترو را از آن خود کنند و هم خیلی ساده امنیت‌شان را هم در نظر گیرند.

روایت این ترانه رپ، قصه زندگی روزمره‌ مردم ایران است: « اصلا یه پله نیست/ چرا همه بد شدن؟/ ببندم دل به کی؟/ خدایا چقدر سخت شده اینجا زندگی؟ تو هم هر روز حالمونو بیا هی بگیر. ... پدره دو شیفت داره کار می‌کنه/ پس چی؟ / بازار فروش آدم خوبه، بریم وصل شیم؟»

بر صندلی‌های مترو مردم کنار هم نشسته‌اند. کمی ‌بی‌تفاوت، کمی کنجکاو. شاید نمی‌خواهند زندگی‌شان مثل فیلمی پیش روی‌شان بازخوانی شود.

شاید هم در ذهنشان خود را هدف انتقادهای تند این دو جوان رپر می‌بینند: «مردم چرا خودشونو گول می‌زنن؟ .../ می کنن زیر پاتو خالی تا که بری از دست./ ... همه می‌ذارن سر هم کلاه/ همه‌ش می‌ره بالا قیمت دلار / زندگی تو دود و دم و جنایت و گناه / آدمام می‌کنن به هم خیانت، چرا؟»

اما حکایت اندوه نشسته بر برخی چهره‌ها بیشتر همدلی در یک فاجعه مشترک است. آنها بازیگران ناخواسته روایت تلخ جامعه‌ای هستند که بیش از آنکه هدف این واژه‌ها باشند، خود را شاید قربانی این واژه‌ها می‌بینند.

اما تاثیرگذارترین چهره، از نیمه‌های ویدیو ظاهر می‌شود؛ کودکی که نگاهش به دو خواننده جوان روبه‌رو که تنشان با ترمز‌های مترو تاب می‌خورد خیره و مبهوت است. حتی وقتی که اجرای رپ این دو نوجوان به اینجا می‌رسد که «تهش به آزادی می‌رسم/ ببین! یا اینکه تهش زندانم؟»

او از واژه‌های سرگردان در فضای مترو هنوز درک واضحی ندارد. ترانه تمام می‌شود. اما از اینجا به بعد قهرمان این قصه همین کودک است؛ تنها نقطه امید. امید پس از اعتراض.

نه واژه‌‌‌های این رپ و انتقادها و اعتراض‌هایش متوجه اوست، نه او هنوز بازیگر این واژه‌هاست. کسی چه می‌داند؟ شاید سرنوشت این ترانه‌ معترض، از همین نگاه اوست که آینده مسافران هم‌‌مسیر را هدایت می‌کند؟ شاید او نسلی است که این روایت را جور دیگری تجربه و روایت خواهد کرد.