ونس درباره تهران: گزینههای فشار اقتصادی، نظامی، دیپلماتیک و اقدامات پنهانی روی میز است


جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، درباره رویکرد آمریکا در برابر موضوع جمهوری اسلامی گفت: «همه گزینهها روی میز است؛ فشار اقتصادی، فشار نظامی، فشار دیپلماتیک و اقدامات پنهانی. همه اینها ابزارهایی در اختیار رییسجمهوری هستند.»
ونس گفت: «یکی از دلایلی که اینها ابزار باقی میمانند این است که معاون رییسجمهوری آنقدر بیاحتیاط نیست که مقابل شما و میلیونها آمریکایی که در خانه این برنامه را تماشا میکنند، دقیقا بگوید چه برنامهای برای آینده داریم.»
معاون ترامپ گستردگی عملیات نظامی آمریکا در ایران در روزهای اخیر را رد کرد و گفت: «کاری که تنها چند روز پیش انجام دادیم این بود که توان جمهوری اسلامی برای هدف قرار دادن کشتیهای تجاری را کاهش دادیم تا جریان نفت و گاز به بازار جهانی انرژی حفظ شود. بار دیگر تاکید میکنم که ابزارهای زیادی در اختیار داریم، اما آنچه اکنون درباره آن صحبت میکنیم، حفظ تعادل در بازارهای جهانی انرژی است.»
ونس افزود: «همانطور که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت، آمریکا تنها کشوری است که میتواند امنیت تنگه هرمز را تضمین کند. جمهوری اسلامی مایل است هیچ بشکه نفتی از تنگه هرمز عبور نکند، اما شب گذشته ۱۵ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور کرد و این به دلیل اقدامهای ایالات متحده بود.»






معاون رییسجمهوری آمریکا، درباره گزارش حمله به یک مراسم عروسی در ایران گفت واشینگتن در حال تحقیق در این باره است و تاکید کرد آمریکا غیرنظامیان را هدف قرار نمیدهد. او حملات ۱۰ و ۱۱ شهریور به ایران را اقداماتی برای دشوارتر کردن حمله جمهوری اسلامی به کشتیرانی تجاری توصیف کرد.
ونس پنجشنبه ۱۲ شهریور در نشست رسانهای کاخ سفید گفت اطلاعات موجود درباره حمله به مراسم عروسی هنوز برای نتیجهگیری کافی نیست.
او افزود: «تا آنجا که من در جریان قرار گرفتهام، در حال تحقیق درباره این موضوع هستیم. من هم همان گزارشهای عمومی رسانهها را دیدهام.»
او با ابراز تردید درباره روایت رسانههای حکومتی جمهوری اسلامی گفت این رسانهها در جریان درگیریها «راوی چندان قابل اعتمادی» نبودهاند.
معاون رییسجمهوری آمریکا افزود: «چیزی که با اطمینان صددرصد میتوانم بگویم این است که برخلاف سپاه پاسداران، ایالات متحده هرگز در جنگ غیرنظامیان را هدف قرار نمیدهد و هرگز چنین کاری نخواهد کرد.»
ونس در عین حال احتمال وقوع اشتباه را رد نکرد و گفت در مورد این حمله مشخص هنوز اطلاعاتی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن، وقوع یا عدم وقوع چنین اشتباهی را تایید کرد.
او افزود واشینگتن به همین دلیل در حال انجام تحقیقات کامل درباره این حادثه است و گفت اگر ارتش آمریکا اشتباه کند، «از آن درس میگیرد و تلاش میکند عملکرد خود را بهبود دهد».
ونس: حملات اخیر برای دشوار کردن حمله ایران به کشتیها بود
ونس در پاسخ به پرسشی درباره حملات هشتم و دهم شهریور به ایران و اینکه جنگ چه زمانی پایان خواهد یافت، با استفاده از عبارت «پایان جنگ» مخالفت کرد و گفت عملیات عمده رزمی مدتهاست ادامه ندارد.
او گفت: «کاری که فقط چند روز پیش انجام دادیم این بود که شلیک ایرانیها به کشتیهای تجاری را دشوارتر کردیم؛ باز هم برای اینکه جریان نفت و گاز به بازارهای جهانی انرژی ادامه پیدا کند.»
ونس گفت عملیات عمده رزمی حدود شش هفته طول کشید و افزود آمریکا از آن زمان تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی را در عملیات «چکش نیمهشب» نابود کرده و در عملیات «خشم حماسی» نیز زیرساخت صنایع دفاعی برای تولید تسلیحات و بخش بزرگی از توان نظامی متعارف جمهوری اسلامی را از بین برده است.
او همچنین گفت آمریکا بازسازی برنامه هستهای جمهوری اسلامی را دشوارتر کرده است.
به گفته ونس، پرسش درباره زمان پایان وضعیت کنونی در عمل به این معناست که جمهوری اسلامی چه زمانی حمله به کشتیها را متوقف خواهد کرد؛ موضوعی که او گفت پاسخ آن را نمیداند.
او در عین حال گفت تاثیر حملات ایران به کشتیها بر بازارهای جهانی انرژی «روزبهروز کمتر میشود».
شرط آمریکا برای مذاکره: شلیک به کشتیهای تجاری متوقف شود
ونس در ادامه گفت شرط واشینگتن برای ازسرگیری مذاکره با جمهوری اسلامی روشن است و تا زمانی که حمله به کشتیرانی تجاری ادامه داشته باشد، گفتوگویی انجام نخواهد شد.
او گفت: «پیام ما به ایرانیها ساده است و از همان ابتدا همین بوده است: باید شلیک به کشتیهای تجاری را متوقف کنند. باید متوقفش کنند. موضوع به همین سادگی است.»
معاون رییسجمهوری آمریکا افزود: «رییسجمهوری کاملا روشن گفته است: ما با آنها مذاکره نمیکنیم و تا زمانی که شلیک به کشتیهای تجاری را متوقف نکنند، با آنها مذاکره نخواهیم کرد.»
ونس: همه گزینههای فشار بر جمهوری اسلامی روی میز است
معاون رییسجمهوری آمریکا گفت دولت دونالد ترامپ ابزارهای متعددی برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی در اختیار دارد، اما قصد ندارد از پیش اعلام کند در ماهها و سالهای آینده از کدامیک استفاده خواهد کرد.
او گفت: «هر چیزی ممکن است مطرح باشد: فشار اقتصادی، فشار نظامی، فشار دیپلماتیک و فشار مخفیانه.»
ونس افزود همه این گزینهها در «جعبهابزار» رییسجمهوری قرار دارند و علنی کردن برنامههای احتمالی واشینگتن، دامنه تصمیمگیری ترامپ را محدود خواهد کرد.
او با لحنی طنزآمیز گفت بخشی از دلیل اینکه این گزینهها در «جعبهابزار» باقی میمانند این است که امیدوار است معاون رییسجمهوری «آنقدر احمق نباشد» که مقابل خبرنگاران و میلیونها بیننده اعلام کند دولت دقیقا قصد انجام چه کاری را دارد.
ونس: حملات ایران به کشتیها عامل بالا ماندن قیمت بنزین است
ونس در بخش دیگری از این نشست، حملات جمهوری اسلامی به کشتیرانی تجاری را دلیل اصلی بالا ماندن قیمت بنزین دانست.
او گفت: «واقعیت اساسی این است که دلیل بالا بودن قیمت بنزین در حال حاضر این است که ایرانیها به کشتیهای تجاری شلیک میکنند.»
به گفته او، جمهوری اسلامی حتی پس از امضای توافقی برای توقف حمله به کشتیهای تجاری، «تقریبا بلافاصله» این حملات را از سر گرفت.
ونس گفت این وضعیت نشان میدهد چرا توافقهایی مانند توافق نفتی آمریکا با ونزوئلا اهمیت دارند و افزود واشینگتن به این نتیجه رسیده است که نباید برای تامین انرژی جهان بیش از حد به هیچ طرفی وابسته باشد.
او همچنین از عملکرد متحدان اروپایی آمریکا انتقاد کرد و گفت ناتوانی آنها در کمک به تامین بازارهای جهانی انرژی، «پوچی» وضعیت کنونی را نشان میدهد.
معاون رییسجمهوری آمریکا گفت دولت ترامپ در برابر دو گزینه قرار دارد: یا آمریکا منطقه را ترک کند که به گفته او دسترسی تضمینشده جهان به نفت و گاز را به خطر میاندازد، یا بپذیرد جمهوری اسلامی همچنان به کشتیها حمله میکند و برای جلوگیری از تبدیل شدن این حملات به بحران جهانی انرژی اقدام کند.
او گفت کشورهای عربی خلیج فارس نیز به واشینگتن گفتهاند خروج آمریکا و از میان رفتن تضمین دسترسی به نفت و گاز «بدترین اتفاق ممکن» خواهد بود.
ونس افزود: «میتوانیم بپذیریم که ایرانیها مثل آدمهای دیوانه به کشتیها شلیک خواهند کرد و ما هم هر کاری لازم باشد انجام خواهیم داد تا اطمینان پیدا کنیم اقدامات آنها به بحران جهانی انرژی منجر نمیشود.»
«اگر آمریکا نبود، بحران جهانی انرژی رخ میداد»
ونس گفت حفاظت آمریکا از کشتیرانی یکی از دلایلی است که تاکنون بحران جهانی انرژی رخ نداده است.
او افزود: «اگر رهبری پرزیدنت ترامپ و تلاش سخت نیروهای ما نبود، با یک بحران انرژی مواجه شده بودیم، زیرا ایرانیها حاضر نیستند رفتار تروریستی خود را در تنگه هرمز متوقف کنند.»
معاون رییسجمهوری آمریکا همچنین گفت ایالات متحده تنها کشوری است که توانایی تضمین کنترل بر تنگه هرمز و تداوم جریان انرژی از این آبراه را دارد.
او گفت جمهوری اسلامی میخواهد «صفر میلیون بشکه» نفت از تنگه هرمز عبور کند، اما شب پیش از این نشست ۱۵ میلیون بشکه از این تنگه خارج شده است.
ونس افزود: «این بهخاطر ایالات متحده آمریکا است. اگر ما این کار را انجام ندهیم، هیچکس دیگری انجامش نخواهد داد و اگر هیچکس این کار را نکند، با یک بحران فاجعهبار جهانی انرژی مواجه خواهیم شد.»
ونس: توان ایران برای مختل کردن زندگی آمریکاییها بسیار محدود است
معاون رییسجمهوری آمریکا در بخش دیگری از سخنانش درباره احتمال اقدامات جمهوری اسلامی در خاک آمریکا گفت دولت این کشور از امنیت داخلی اطمینان دارد.
او گفت: «ما کاملا اطمینان داریم خاک آمریکا امن است.»
ونس افزود مقامهای آمریکایی انتظار دارند جمهوری اسلامی برای انجام اقداماتی تلاش کند که در بسیاری موارد توانایی اجرای آنها را ندارد.
به گفته او، دولت آمریکا بهطور مستمر بر شناسایی تهدیدهای سایبری احتمالی، مقابله با آنها و جلوگیری از وقوع حملات متمرکز است.
ونس گفت توانایی جمهوری اسلامی برای مختل کردن زندگی عادی شهروندان آمریکا «بسیار محدود» است و افزود: «صفر نیست، اما بسیار محدود است.»
او گفت شخصا حملات سایبری از سوی برخی بازیگران دیگر را تهدید بزرگتری میداند، اما تاکید کرد دولت آمریکا در تلاش است در برابر چنین تهدیدهایی «یک قدم جلوتر» باشد.
معاون رییسجمهوری آمریکا در پایان گفت خطر اقدام جمهوری اسلامی وجود دارد، اما به نظر او شهروندان آمریکایی نباید زندگی خود را تحت تاثیر نگرانی از «خطرات مبهم و نامشخص» قرار دهند.
بیبیسی اسپرت گزارش داد که فیفا با ارایه اسناد حقوقی به دادگاهی در آمریکا، خواستار رد درخواست یوفا برای دسترسی به مدارک مربوط به طرح لغوشده فروش ۲۰ درصد از یک شرکت تجاری جدید فیفا به سرمایهگذاران خصوصی شد و یوفا را به راهاندازی «کارزار تخریبی» علیه جانی اینفانتینو متهم کرد.
هفته گذشته، یوفا اسناد حقوقی را در آمریکا ثبت و درخواست کرد شواهد و مدارک فیفا در اختیارش قرار گیرد تا از آنها در چارچوب شکایتهای کیفری احتمالی در سوییس استفاده کند.
در تشدید چشمگیر این مناقشه، یوفا جانی اینفانتینو را در ارتباط با طرح کنار گذاشتهشده فیفا فوروارد اینترپرایز یا FFE به «سو مدیریت مجرمانه» و «تعیین متقلبانه قیمتی خارج از عرف بازار از سوی او برای منفعت شخصی خودش» متهم کرد.
با این حال، فیفا اکنون با ثبت درخواستی حقوقی در آمریکا پاسخ داده و از دادگاه خواسته است تا پایان ماه با درخواست یوفا «مخالفت» کند.
فیفا اعلام کرد که پیشتر روشن کرده بود ایجاد FFE «صرفا یک پیشنهاد» بوده است و این طرح تنها در صورتی میتوانست پیش برود که اکثریت فدراسیونهای عضو از آن حمایت میکردند و «تاییدهای لازم شورای فیفا» نیز دریافت میشد.
فیفا در اسناد ارایهشده به دادگاه نوشت: «یوفا به جای مشارکت در این فرایند دموکراتیک، بیانیهای مطبوعاتی منتشر کرد که آغاز کارزار تخریبی چند هفتهای علیه فیفا و مدیران آن بود.»
فیفا همچنین مدعی شد «انگیزه اقتصادی» یوفا جلوگیری از دستیابی کشورهای کوچکتر به «توان مالی برای رقابت با نخبگان فوتبال اروپا» است.
فیفا اعلام کرد: «اگر فوتبال در کشورهای در حال توسعه تقویت شود، رقابت جهانی افزایش پیدا میکند و این در نهایت قدرت یوفا در بازار را کاهش میدهد و رقابت بیشتری برای مهمترین مسابقات آن ایجاد میکند.»
فیفا افزود: «FFE با جذب منابع مالی برای کمک به برخی فدراسیونهای کوچکتر عضو فیفا به منظور توسعه بهتر فوتبال، باعث میشد بازیکنان بیشتری از این کشورها به جای بازی در خارج، کشور مبدا خود را برای بازی ملی انتخاب کنند و در لیگهای داخلی خود به میدان بروند.»
از یوفا برای اظهارنظر درخواست شده است. یوفا رهبری مخالفتها با رییس فیفا را بر عهده دارد؛ اینفانتینو اکنون با درخواست سه کنفدراسیون برای کنارهگیری روبهرو است.
یوفا همچنین از دادگاهی در نیویورک خواسته است سندی حقوقی را تایید کند که بر اساس آن جاشوا کوشنر، سرمایهگذار خطرپذیر و برادر داماد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ملزم به ارایه شهادت و مدارک شود. قرار بود کوشنر و شرکت او، ترایو اترنال، سرمایهگذاران اصلی FFE باشند.
ترایو اترنال با اینفانتینو درباره سرمایهگذاری ۴.۲ میلیارد دلاری، معادل ۳.۱ میلیارد پوند، در ازای ۲۰ درصد از سهام یک شرکت تجاری جدید فیفا مذاکره کرده بود. این طرح چند روز پس از افشای آن در ماه ژوییه و در پی واکنشهای شدید کنار گذاشته شد.
فیفا در آن زمان مدعی شد FFE میتوانست بودجه توزیعشده به هر فدراسیون ملی در دوره ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۰ را از ۵.۹ میلیون پوند به ۱۴.۷ میلیون پوند افزایش دهد.
کوشنر روز یکشنبه با ابراز تاسف درباره FFE گفت: «با وجود اینکه همچنان از انگیزههای FFE حمایت میکنیم، نتوانستیم پویاییهای سیاسی فوتبال جهان و حد و مرزی را که برخی حاضرند تا آن پیش بروند، درک کنیم... اگر میدانستیم ماجرا به چنین وضعیتی منجر خواهد شد، وارد آن نمیشدیم.»
یوفا همچنین خواستار افشای اسناد مربوط به گرگ مافی، سرمایهگذار آمریکایی و یکی از مشاوران اصلی این معامله، شده است.
یوفا میگوید انتظار نمیرود کوشنر یا مافی در هیچ روند حقوقی احتمالی جزو متهمان باشند، اما مدعی است این دو نخستین بار در ژوییه ۲۰۲۵ درباره ایده FFE گفتوگو کردند و اینفانتینو «نزدیک به یک سال پیش از امضای نهایی برگه شرایط معامله، درباره ایده اصلی با کوشنر گفتوگو میکرده است.»
وکلای یوفا همچنین استدلال میکنند که ارزش جام جهانی عمدا حدود ۱۵ میلیارد پوند تعیین شده بود؛ رقمی که به گفته آنها «نه حاصل یک مزایده آزاد و رقابتی بود و نه هیچ ارزشگذار مستقلی آن را ارزیابی کرده بود». یوفا همچنین مدعی است اینفانتینو درباره این طرح با مدیران ارشد فیفا مشورت نکرده بود.
بیش از نیم قرن پس از جشنهای ۲۵۰۰ ساله، نت کامل سرود ویژه این جشنها برای نخستین بار منتشر شد. بازیابی این سند موسیقایی گوشهای کمتر دیدهشده از تاریخ فرهنگی یکی از مناقشهبرانگیزترین رویدادهای دوران پهلوی را آشکار میکند.
«سرود ویژه جشنهای دو هزار و پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران» به کوشش پژمان اکبرزاده، پژوهشگر ایرانی مقیم هلند، منتشر شده است. نسخهای از نت این اثر در یک بایگانی در تهران پیدا شد؛ نسخهای که عنوان صفحه نخست آن با جوهر سیاه پوشانده شده و هویت اثر در نگاه اول قابل تشخیص نبود.
یک مسابقه برای صدای رسمی جشنها
در سال ۱۳۵۰ و در آستانه برگزاری جشنها در پاسارگاد و تخت جمشید، وزارت فرهنگ و هنر مسابقهای برای ساخت سرودی ویژه برای این مراسم برگزار کرد. از میان آثار ارائهشده، قطعهای ساخته یوسف یوسفزاده با شعری از هدایتالله نَیرسینا انتخاب شد.
پژمان اکبرزاده میگوید در یک مصاحبه منتشرنشده با یوسفزاده که در آرشیو خانواده آهنگساز باقی مانده است، او توضیح داده که مهرداد پهلبد، وزیر وقت فرهنگ و هنر، به همراه مسئولانی از وزارتخانه نسخه اولیه سرود را برای محمدرضا شاه پهلوی بردند و در نهایت این اثر بهدلیل سادگی، روانی و تناسب موسیقی و شعر برگزیده شد.
نسخه اصلی سرود با اجرای ارکستر سمفونیک تهران به رهبری حشمت سنجری و گروه کُر تهران به رهبری اِوِلین باغچهبان ضبط شد.
اکبرزاده معتقد است این اثر برخلاف بسیاری از سرودهای سفارشی آن دوره، تنها یک قطعه مناسبتی نیست و ساختار ملودیک آن امکان اجرای مستقل و تنظیمهای مختلف برای ارکستر و آواز گروهی را فراهم میکند.
نسخهای از نوت که نامش پاک شده بود
اما شاید جذابترین بخش داستان، نه چگونگی ساخت سرود، بلکه نحوه پیدا شدن آن باشد.
یکی از همکاران اکبرزاده نسخهای از نت کامل اثر را در آرشیوی در تهران پیدا کرد. عنوان روی صفحه اول سیاه شده بود و در نگاه نخست نمیشد تشخیص داد نتها متعلق به چه قطعهای هستند.
اکبرزاده پیشتر صفحه گرامافون اجرای همین سرود را در آمریکا دریافت کرده و نسخه صوتی آن را دیجیتال کرده بود. همین آشنایی سبب شد با دیدن نسخه کامل نوت بتواند اثر را شناسایی کند.
حذف عنوان، یادآور سرنوشت بسیاری از اسناد مرتبط با دوران پهلوی در سالهای پس از انقلاب است؛ دورهای که در آن نشان شیر و خورشید، نامها و عبارتهای مرتبط با سلطنت از بسیاری از اسناد، ساختمانها و آثار عمومی حذف شد.
اما اکبرزاده فرضیه دیگری نیز مطرح میکند. او احتمال میدهد سیاه کردن عنوان نسخه مکتوب نت با هدف نابودی آن انجام نشده باشد، بلکه فردی در آرشیو با پنهان کردن هویت اثر، تلاش کرده باشد آن را از حذف یا نابودی حفظ کند.
اثبات این فرضیه ممکن نیست، اما در صورت صحت آن، سیاه کردن عنوان نسخه نت در عمل به حفظ اثر و جلوگیری از حذف یا نابودی آن کمک کرده است.
سازندگانی که خود نیز به حاشیه تاریخ رفتند
هدایتالله نَیرسینا، شاعر این سرود، از چهرههای فعال شعر و ترانه در ایران قرن بیستم بود و مدتی ریاست شورای شعر رادیو را برعهده داشت.
خوانندگانی چون روحانگیز، بنان، مرضیه و پوران آثار او را اجرا کردهاند و جواد بدیعزاده نیز یکی از سرودهایش را در سفری به هند روی صفحه ضبط کرده بود.
اما بخشی از فعالیت نیرسینا به سرودهای رسمی حکومت پهلوی مربوط میشد؛ از جمله سرود جشنهای ۲۵۰۰ ساله و سرود انقلاب سفید.
او هنگام وقوع انقلاب در فرانسه بود و دیگر به ایران بازنگشت. خانه و کتابخانه شخصیاش پس از انقلاب مصادره شد و دو دهه پایانی زندگی خود را در لسآنجلس گذراند.
یوسف یوسفزاده، آهنگساز اثر، از دهه ۱۳۲۰ در هنرستان عالی موسیقی تهران تدریس میکرد و بیش از سه دهه در آموزش موسیقی فعالیت داشت. او در سال ۱۳۵۱ نیز به سرپرستی این هنرستان منصوب شد. بخش مهمی از فعالیت آهنگسازی یوسفزاده به ساخت سرود اختصاص داشت و شماری از آثار او امروز یا در دسترس نیستند یا ضبط شناختهشدهای از آنها باقی نمانده است.
آن سوی ضیافتهای پرزرق و برق
جشنهای ۲۵۰۰ ساله همچنان یکی از موضوعات مناقشهبرانگیز دوران پهلوی است. منتقدان آن را نمادی از هزینههای سنگین حکومت، شکاف طبقاتی و استفاده سیاسی از تاریخ ایران میدانند؛ در مقابل، حامیان حکومت پیشین بر اهمیت بینالمللی جشنها و تلاش برای معرفی تمدن ایران تاکید میکنند.
اما این دوگانه سیاسی باعث شده بخش دیگری از این رویداد کمتر دیده شود: پروژههای فرهنگی و پژوهشی که همزمان با برگزاری جشنها شکل گرفت.
در آن دوره شماری از متون کهن ایرانی بازنشر شد، پروژههای ایرانشناسی توسعه یافت و فعالیتهای هنری متعددی انجام گرفت.
یکی از نمونههای کمتر شناختهشده، بازسازی سازهای ایران باستان برای رژه تاریخی تخت جمشید بود.
پژوهشگرانی از جمله ثمین باغچهبان برای این پروژه به نقش سازها در آثار باستانی، نمونههای موزهای، شعر فارسی و دیگر منابع تاریخی مراجعه کردند.
از آنجا که هیچ سند مکتوب یا شنیداری از موسیقی ایران باستان به جا نمانده است، این پروژههای پژوهشی تلاشی بود برای ارائه تصویری پژوهشمحور از موسیقی احتمالی آن دوره. این سازها بعدها در تصاویر جشنها و فیلم «شعله ایران» ساخته شاهرخ گلستان نیز ثبت شدند.
حکومت سوریه تخریب بقایای یک برنامه مخفیانه تسلیحات شیمیایی متعلق به دوران حکومت بشار اسد را که در ماه مه کشف کرده بود، آغاز کرده است.
یک نماینده سوریه و یک مقام سازمان ملل متحد پنجشنبه ۱۲ شهریور گفتند این نخستین عملیات از این نوع در یک دهه گذشته است.
رویترز در ماه مه گزارش داده بود که رهبران جدید سوریه بقایایی از برنامه تسلیحات شیمیایی بشار اسد، رییسجمهوری پیشین این کشور، را پیدا کردهاند؛ از جمله مواد اولیه و مهماتی مشابه آنچه در حملات مرگبار شیمیایی در جریان جنگ داخلی سوریه مورد استفاده قرار گرفته بود.
ایزومی ناکامیتسو، نماینده عالی سازمان ملل متحد در امور خلع سلاح، پنجشنبه در جلسه توجیهی شورای امنیت گفت که سازمان منع سلاحهای شیمیایی (OPCW) برای نخستین بار از سال ۲۰۱۴ تاکنون، تخریب مهمات شیمیایی در سوریه را راستیآزمایی کرده است.
ناکامیتسو گفت پس از کشفیات ماه مه، سوریه «یک تاسیسات اضافی تولید سلاحهای شیمیایی، یک ماده شیمیایی تازه کشفشده که در تولید عوامل اعصاب مورد استفاده قرار میگیرد و مهمات شیمیایی خالی» را نیز پیدا کرده است.
او افزود سوریه همچنین وجود «دو سایت نگهداری سلاحهای شیمیایی را که تاسیسات تازه کشفشده در آنها نگهداری میشدند» اعلام کرده است.
ماه گذشته، سازمان منع سلاحهای شیمیایی تیمی را به سوریه اعزام کرد تا تخریب سلاحهای شیمیایی رده سه را راستیآزمایی کند؛ ردهای که شامل مهمات پرنشده و دیگر تجهیزاتی است که برای رهاسازی سلاحهای شیمیایی مورد استفاده قرار میگیرند.
ناکامیتسو گفت این تیم در چارچوب این ماموریت، «تخریب غیرقابل بازگشت ۴۲ بمب هوایی» را راستیآزمایی کرده است.
ابراهیم علبی، سفیر سوریه در سازمان ملل متحد، به شورای امنیت گفت سوریه با انجام چنین اقداماتی «از جهان و منطقه حفاظت میکند».
با این حال، او بهشدت از اسرائیل انتقاد کرد و گفت حملات مکرر اسرائیل مانع انجام برخی عملیات جستوجو و تخریب شده و تیمهای سوری مشغول به کار را در معرض خطر قرار داده است.
علبی گفت: «اگر امنیت خود ما در معرض حملات اسرائیل باشد، نمیتوانیم امنیت منطقه را حفظ کنیم. آنها امنیت کل منطقه را نادیده میگیرند و کنوانسیونها و معاهداتی را که درباره آنها صحبت کردهایم، نقض میکنند.»
ارتش اسرائیل بلافاصله به درخواست رویترز برای اظهارنظر پاسخ نداد.
علبی گفت سوریه در حال آماده شدن برای برگزاری نخستین جلسه دادگاه افراد مظنون به دست داشتن در برنامه تسلیحات شیمیایی این کشور است.
مقامهای سوریه اوایل سال جاری میلادی ۱۸ مظنون را به اتهام مشارکت در برنامه تسلیحات شیمیایی اسد بازداشت کردند؛ افرادی که شماری از مقامهای بلندپایه نظامی، سیاسی و فنی نیز در میان آنها هستند.
حل و فصل پرونده هستهای سوریه
این اقدام چند روز پس از آن صورت میگیرد که خبرگزاری رویترز با استناد به گزارشهای محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش داد از نظر این نهاد به پرسشهای باقیمانده درباره فعالیتهای مخفی هستهای سوریه در دوران حکومت خاندان اسد پاسخ داده شده، اما در پرونده ایران هیچ پیشرفتی به دست نیامده است.
رویترز سهشنبه ۱۰ شهریور نوشت در یکی از گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی که پیش از نشست فصلی هفته آینده شورای حکام آژانس برای کشورهای عضو ارسال شده، از مقامهای جدید سوریه بهدلیل «شفافیت و همکاری» آنها در کمک به روشن شدن فعالیتهای گذشته و تعیین تکلیف مواد هستهای باقیمانده تمجید شده است.
از زمان برکناری بشار اسد، در اواخر سال ۲۰۲۴، مقامهای جدید این کشور متعهد شدهاند با آژانس بینالمللی انرژی اتمی همکاری کنند.
بهنوشته رویترز در این گزارش آمده است: «آژانس پس از دریافت اطلاعات و دسترسیهای لازم از سوریه، ... توانسته است پرسشهای خود درباره مسائل پادمانی حلنشدهای را که پیشتر به شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش شده بود، روشن و حلوفصل کند.»
تازهترین برآوردهای مبتنی بر دادههای ردیابی نفتکشها نشان میدهد که دستکم ۲۹ نفتکش حامل حدود ۳۶ میلیون و ۱۱۰ هزار بشکه نفت ایران، در انتظار عبور، انتقال یا یافتن خریدار در آبهای منطقه متوقف ماندهاند.
همزمان، میزان بارگیری نفت از پایانههای ایران در ماه اوت به حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز کاهش یافته است؛ رقمی که در مقایسه با سطح معمول صادرات نفت جمهوری اسلامی، از شدت اختلال در زنجیره صادرات حکایت دارد.
البته آمار تجارت نفت ایران بهدلیل خاموشکردن سامانههای شناسایی، تغییر مکرر پرچم و نام نفتکشها، انتقال کشتیبهکشتی و دستکاری اسناد محموله، همواره با میزانی از عدم قطعیت همراه است.
بااینحال، مجموعه دادههای موجود یک واقعیت روشن را نشان میدهد: بخشی از نفتی که در آمارهای صادراتی جمهوری اسلامی ثبت شده، هنوز به پالایشگاه نرسیده، پول آن وصول نشده و عملا به ذخیره شناور و پرهزینه تبدیل شده است.
نفتکش بارگیریشده، درآمد ارزی نیست
در آمار رسمی یا تبلیغات حکومتی، خروج یک نفتکش از پایانه ممکن است بهعنوان صادرات نفت ثبت شود؛ اما از نظر اقتصادی، بارگیری با فروش نهایی و دریافت پول یکسان نیست. تا زمانی که محموله به خریدار تحویل داده نشود، کیفیت و مقدار آن تایید نگردد و وجه معامله نیز در دسترس فروشنده قرار نگیرد، نفت بارگیریشده را نمیتوان درآمد تحققیافته دانست.
در شرایط کنونی، برخی نفتکشها پس از بارگیری قادر به عبور عادی از تنگه هرمز یا ادامه مسیر بهسوی شرق نیستند. گروه دیگری نیز باید برای مدتی طولانی در دریا منتظر بمانند تا نفتکش واسطه، محل مناسب برای انتقال کشتیبهکشتی و ترتیبات تازهای برای پنهانکردن منشاء محموله فراهم شود.
مسیر پرهزینه نفت ایران تا چین را میتوان بهصورت زیر خلاصه کرد:
اگر هر یک از این مراحل متوقف شود، نفتکش حامل محموله به یک مخزن شناور تبدیل خواهد شد؛ مخزنی که برخلاف انبار زمینی، هر روز هزینه عملیاتی، انسانی، فنی و امنیتی تولید میکند.
هزینههایی که در این مسیر ایجاد میشود
توقف نفت روی آب رایگان نیست. از لحظهای که نفتکش بارگیری میشود اما نمیتواند محموله خود را تحویل دهد، مجموعهای از هزینههای مستقیم و پنهان آغاز میشود:
نفتکشهای خالی؛ بخش فراموششده بحران
مشکل تنها نفتکشهای پر نیست. پس از آنکه نفت ایران از طریق انتقال کشتیبهکشتی تخلیه یا به نفتکش دیگری منتقل شد، کشتی خالی باید برای بارگیری مجدد به ایران بازگردد. اما اگر مسیر بازگشت ناامن، مسدود یا از نظر بیمهای پرخطر باشد، نفتکش ممکن است در آبهای آسیایی یا اطراف سریلانکا متوقف بماند.
در نتیجه، پایانههای ایران نهتنها با مشکل خروج نفتکشهای حامل نفت روبهرو میشوند، بلکه با کمبود نفتکش خالی برای بارگیری محمولههای تازه نیز مواجه خواهند شد. این وضعیت میتواند توضیح دهد که چرا حتی در صورت ادامه تولید نفت، میزان بارگیری از بنادر ایران بهشدت کاهش مییابد.
هنگامی که مخازن ساحلی پر شوند و نفتکش کافی برای انتقال نفت وجود نداشته باشد، حکومت ناچار خواهد شد تولید برخی میدانها را کاهش دهد. کاهش اجباری تولید نیز صرفا به معنای فروش کمتر نیست؛ زیرا توقف یا کاهش غیراصولی تولید در بعضی میدانهای قدیمی ایران میتواند به مخزن آسیب بزند، فشار آن را کاهش دهد و بازگرداندن تولید به سطح قبلی را پرهزینه و زمانبر کند.
بنابراین، محاصره یا محدودیت فیزیکی صادرات، تنها درآمد جاری را کاهش نمیدهد؛ بلکه ممکن است به ظرفیت تولید آینده صنعت نفت ایران نیز آسیب وارد کند.
فاصله میان صادرات روی کاغذ و درآمد واقعی
حتی اگر تمام نفت متوقفشده سرانجام به فروش برسد، مبلغ اسمی محموله با درآمد واقعی و قابلاستفاده جمهوری اسلامی برابر نخواهد بود. از ارزش نفت باید هزینه حمل، توقف، بیمه، واسطهها، عملیات انتقال کشتیبهکشتی، تغییر اسناد، تخفیف فروش و هزینه تبدیل یا جابهجایی پول را کم کرد.
از سوی دیگر، ممکن است پول حاصل از فروش نیز مستقیما در اختیار حکومت قرار نگیرد و در حسابهای محدود، شبکههای واسطهای یا سازوکارهای تهاتری باقی بماند. بنابراین، وجود میلیونها بشکه نفت روی آب الزاما به معنای برخورداری جمهوری اسلامی از یک ثروت آماده وصول نیست.
این نفت تا زمانی که فروخته، تحویل و پول آن قابلاستفاده نشده باشد، نهتنها ارز وارد اقتصاد ایران نمیکند، بلکه برای نگهداری و جابهجایی خود ارز مصرف میکند.
هرچه زمان توقف محموله طولانیتر شود، قدرت چانهزنی فروشنده ایرانی نیز کاهش مییابد. خریدار میداند که فروشنده با هزینههای روزافزون، محدودیت بازار و نیاز فوری به ارز روبهرو است؛ بنابراین میتواند برای دریافت تخفیف بیشتر، پذیرش شرایط پرداخت طولانیتر یا انتقال بخش بزرگتری از هزینه و ریسک به طرف ایرانی فشار وارد کند.
در چنین شرایطی، نفت ایران پیش از رسیدن به بازار، بخشی از ارزش اقتصادی خود را از دست میدهد.
نتیجهگیری
نفت روی آب را نباید ذخیرهای امن یا نشانه موفقیت صادرات دانست. نفتکش بارگیریشدهای که نمیتواند محموله خود را تحویل دهد، بهجای تولید درآمد، به یک انبار شناور پرهزینه تبدیل میشود. خدمه، سوخت، بیمه، نگهداری، انتقال کشتیبهکشتی، شبکه واسطهها و تخفیف اجباری، هر روز بخشی از ارزش محموله را از بین میبرند.
اگر نفتکشهای خالی نیز نتوانند به ایران بازگردند، چرخه بارگیری محمولههای تازه مختل میشود؛ مخازن ساحلی پر میشوند و در نهایت، کاهش اجباری تولید به میدانهای نفتی تحمیل خواهد شد.
بنابراین، پیامد اصلی بحران کنونی فقط کاهش تعداد بشکههای صادرشده نیست. جمهوری اسلامی همزمان با سه زیان روبهرو است: کاهش فروش، افزایش هزینه نگهداری و انتقال، و احتمال آسیب به ظرفیت تولید آینده.
نفتی که باید برای کشور ارز تولید کند، اکنون روی آب متوقف مانده و خود به عاملی برای مصرف منابع تبدیل شده است. هر روز تاخیر، ارزش واقعی این ثروت را کمتر و هزینه سیاستهای جمهوری اسلامی را برای مردم ایران بیشتر میکند.