• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

رکوردشکنی هافبک آرژانتینی؛ انزو فرناندز با قراردادی ۱۲۵ میلیون پوندی به منچسترسیتی پیوست

۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۰۷:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

منچسترسیتی انتقال انزو فرناندز از چلسی را به ارزش ۱۲۵ میلیون پوند نهایی کرد. این هافبک ۲۵ سالهٔ آرژانتینی که پیش‌تر زیر نظر انزو مارسکا در چلسی بازی می‌کرد، برای تقویت خط هافبک سیتی، به این تیم ملحق شد.

این دومین بار در دو ماه گذشته است که سیتی رکورد نقل‌وانتقالات خود را می‌شکند؛ رکوردی که پیش از این با پیوستن ۱۱۶ میلیون پوندی الیوت اندرسون از ناتینگام فارست در ماه ژوئیه جابه‌جا شده بود.

فرناندز چهارمین بازیکنی است که در این تابستان با قراردادی به ارزش دست‌کم ۱۰۰ میلیون پوند به یک باشگاه لیگ برتری می‌پیوندد؛ پس از مورگان راجرز (۱۱۷ میلیون پوند) به چلسی، بردلی بارکولا (۱۲۳ میلیون پوند) به لیورپول و پیوستن اندرسون به سیتی.

با این انتقال، مجموع هزینه‌های منچسترسیتی در این پنجره به رکورد ۴۵۸ میلیون پوند رسید. آن‌ها همچنین حدود ۳۰۰ میلیون پوند نیز از فروش بازیکنان کسب کردند.

رقم ۱۲۵ میلیون پوندی فرناندز برابر با رکورد انتقال الکساندر ایزاک به لیورپول است. انزو که سال ۲۰۲۳ با مبلغ ۱۰۷ میلیون پوند از بنفیکا به چلسی پیوسته بود، پس از ابراز تمایل برای جدایی و هو شدن توسط هواداران چلسی، در نهایت با موافقت دو باشگاه راهی منچستر شد.

فرناندز در نامه‌ای سرگشاده خطاب به هواداران چلسی نوشت: «روزهای سختی را گذراندم. از زمان ورودم عاشق بردن جام برای این باشگاه بودم و چلسی همیشه در قلب من خواهد بود.»

او پس از پیوستن به سیتی گفت: «بسیار خوشحالم و برای چالش جدید و کمک به ادامهٔ جام‌آوری سیتی آماده‌ام. قول می‌دهم تمام توانم را در زمین بگذارم.»

Banner

پربازدیدترین‌ها

حسین زیاری، داور فوتبال و مدیرکل برنامه و بودجه استانداری سمنان به ۵ سال زندان محکوم شد
۱

حسین زیاری، داور فوتبال و مدیرکل برنامه و بودجه استانداری سمنان به ۵ سال زندان محکوم شد

۲

نوید محمدزاده پس از جنجال بر سر حمایت از فلسطین از نمایش «آرش» کنار گذاشته شد

۳
تحلیل

دو جنگ پی‌درپی چگونه زنجیره تامین صنایع رنگ ایران را مختل کرد

۴
اختصاصی

سپاه در حال برنامه‌ریزی برای عملیات خرابکارانه در تنگه مالاکا و بندرهای شرق آسیا است

۵
روایت شما

شهروندان خطاب به معاون پزشکیان: نمی‌شود حقوق‌ها ریالی باشد و هزینه‌ها دلاری

انتخاب سردبیر

  • ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن پس از ۲۸۶ روز ماموریت در دریا به تایلند رسید

    ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن پس از ۲۸۶ روز ماموریت در دریا به تایلند رسید

  • شروط پکن برای تهران؛ شی جین‌پینگ در بحبوحه پیامدهای جنگ ایران وارد مصر شد

    شروط پکن برای تهران؛ شی جین‌پینگ در بحبوحه پیامدهای جنگ ایران وارد مصر شد

  • هکرهای بی‌مرز تهران؛ از جاسوسی برای حکومت تا باج‌گیری از شهروندان
    گزارش ویژه

    هکرهای بی‌مرز تهران؛ از جاسوسی برای حکومت تا باج‌گیری از شهروندان

  • جست‌وجویی ۵ روزه؛ پدر ایمان اسدی تصویر پسرش را میان هزاران عکس کهریزک یافت

    جست‌وجویی ۵ روزه؛ پدر ایمان اسدی تصویر پسرش را میان هزاران عکس کهریزک یافت

  • دولت سهمیه بنزین یارانه‌ای خودروهای قدیمی را حذف می‌کند

    دولت سهمیه بنزین یارانه‌ای خودروهای قدیمی را حذف می‌کند

•
•
•

مطالب بیشتر

پروژه جمهوری اسلامی برای بازنویسی حکومتی ماجرای استرالیا

۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۰۷:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
رها پوربخش
100%

پنج ماه پس از مسابقات جام قهرمانی زنان آسیا در استرالیا، جمهوری اسلامی در پی ساخت مستندی نمایشی برای روایت ماجرای پناهندگی اعضای تیم ملی فوتبال زنان ایران است.

در روزهایی که دو بازیکن تیم ملی زنان ایران با گرفتن شهروندی استرالیا تلاش می‌کنند هزاران کیلومتر دورتر از خانه و عزیزانشان زندگی تازه‌ای بسازند، فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی بار دیگر بازیکنان را به اردو فراخوانده تا اتفاقات استرالیا این بار با روایت حکومت مقابل دوربین ثبت شود.

فریده شجاعی، نایب رییس زنان فدراسیون فوتبال، تایید کرده که در این اردو مستندی درباره حضور ایران در جام قهرمانی آسیا ضبط می‌شود و هدف آن را تکمیل آرشیو مسابقات و ثبت بخشی از تاریخ فوتبال زنان ایران دانسته است.

فوتبال ۳۶۰ پیش‌تر گزارش داده بود این پروژه متعلق به نهادی غیرفوتبالی است و بیشتر بازیکنانی که از استرالیا بازگشته‌اند، تمایلی به نشستن روبه‌روی دوربین فدراسیون و بازگویی اتفاقات آن سفر ندارند.

برگزاری همین اردو آغاز لیگ برتر فوتبال زنان را یک هفته عقب انداخته است.

بر اساس گزارش رسانه‌های داخلی، وقتی مربیان باشگاهی به زمان اردو اعتراض کردند، شجاعی به آنان وعده داد بازیکنان تحت فشار تمرینات فوتبالی قرار نگیرند و هدف اصلی اردو ضبط مستند باشد. اما او بعدتر در توضیح برگزاری اردو در روزهای غیر «فیفا دی» و در شرایطی که مسابقه‌ای هم پیش روی تیم ملی نیست، گفت اردو به درخواست مرضیه جعفری، سرمربی تیم ملی، برای آماده‌سازی بازیکنان تشکیل شده است.

مرضیه جعفری در حال حاضر قرارداد فعالی با فدراسیون فوتبال ندارد و همزمان سرمربی تیم خاتون بم است. خاتونی که بخش اصلی بدنه تیم ملی را تشکیل می‌دهد، به تازگی مسابقات انتخابی لیگ قهرمانان زنان آسیا را پشت سر گذاشته و حالا باید برای آغاز فصل جدید لیگ برتر آماده شود.

بنابراین اردویی که برنامه باشگاه‌ها را تغییر داده، به درخواست مربی‌ای نسبت داده شده که قرارداد فعالی با فدراسیون ندارد و پیش‌تر به مربیان معترض گفته شده بوده هدف اصلی آن تمرین نیست.

این پروژه چند ماه پس از آن ساخته می‌شود که مسئولان جمهوری اسلامی روایت خودشان را از اتفاقات استرالیا ارائه کردند.

  • تمرین عاطفه رمضانی‌زاده و فاطمه پسندیده با تیم فوتبال زنان «بریزبن رور» در استرالیا

    تمرین عاطفه رمضانی‌زاده و فاطمه پسندیده با تیم فوتبال زنان «بریزبن رور» در استرالیا

مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال، در روزهای پایانی حضور تیم در استرالیا مدعی شد پلیس این کشور زنان را از مردان تیم جدا کرده و بازیکنان را برای ماندن و درخواست پناهندگی تحت فشار قرار داده است.

اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، هم در گفت‌وگویی تلویزیونی، دولت استرالیا را به «گروگان گرفتن اعضای تیم» متهم کرد.

همزمان با ادعاهای تاج و بقائی درباره گروگان‌گیری و فشار دولت استرالیا، بر اساس روایت مدیرعامل چادرملو، در داخل فوتبال ایران برای تشویق بازیکنان به بازگشت به ایران، مشوق مالی فراهم می‌شده است.

علیرضا بابایی، مدیرعامل چادرملوی اردکان، در گفت‌وگویی با لایو فوتبال ۳۶۰، مدعی شد در مقطعی که فدراسیون برای بازگرداندن همه اعضای تیم به ایران تلاش می‌کرد، هدایت ممبینی، دبیرکل فدراسیون، از چادرملو خواسته است سه میلیارد تومان برای اعضای تیم ملی زنان پرداخت کند. باشگاهی لیگ برتری که حتی تیم زنان ندارد.

به گفته بابایی، ممبینی از پرداخت پنج میلیارد تومانی باشگاه گل گهر هم گفته و از سپاهان اصفهان هم نام برده است. باشگاهی که در همان مقطع به‌دلیل جنگ و آسیب به صنعت فولاد، حتی گزینه ادامه ندادن تیم‌داری را روی میز داشت.

پنج میلیارد تومان در فوتبال زنان آن هم فقط از یک باشگاه، رقمی قابل چشم‌پوشی نیست.

افسانه چترنور، مهاجم تیم ملی و گل گهر، فصل گذشته بهترین گلزن لیگ برتر زنان شد. همان بازیکنی که چند ماه پیش مقابل غلامحسین محسنی اژه‌ای نشست و از رییس قوه قضاییه برای پیدا کردن شغل پس از بازنشستگی کمک خواست.

چترنور در باشگاهی بازی می‌کند که به گفته بابایی پنج میلیارد تومان برای بازگشت ملی‌پوشان پرداخت کرده است. در بالاترین سطح فوتبال زنان ایران هم قرارداد بازیکنان مطرح همچنان در محدوده چند میلیارد تومان باقی می‌ماند.

جام قهرمانی زنان آسیا در استرالیا برای مسئولان جمهوری اسلامی از همان ابتدا فقط یک اتفاق فوتبالی نبود. چند عضو تیم در خلال جنگ و پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، دیکتاتور ایران، درخواست حمایت بشردوستانه از دولت استرالیا کردند. برخی بعدتر در پی فشار نیروهای امنیتی بر خانواده‌هایشان از درخواست پناهندگی صرف‌نظر کردند و به ایران بازگشتند.

در همان روزها، مسئولان جمهوری اسلامی هم مشغول ساخت روایت حکومتی خود بودند. آنان از گروگان‌گیری و فریب بازیکنان گفتند و همزمان برای بازگرداندن پناهجوها، به تهدید و ارعاب و مشوق مالی روی آوردند.

حالا بخشی از همان بازیکنان که پس از فشار، تهدید و پیشنهادهای مالی به ایران برگشتند، قرار است همان روزها را در پروژه‌ای متعلق به یک نهاد غیرفوتبالی دوباره مقابل دوربین روایت کنند.

پروژه‌ای که بیش از ثبت تاریخ، به ساخت نسخه‌ای حکومتی از ماجرای تیم ملی زنان ایران در استرالیا شباهت دارد.

این بار جمهوری اسلامی فقط روایتش را از استرالیا نمی‌سازد. می‌خواهد بازیکنان را هم وارد بازنویسی حکومتی آن کند.

دربی ۱۰۷ تهران؛ به یاد جاویدنامان سرخابی انقلاب ملی ایرانیان

۱۰ شهریور ۱۴۰۵، ۱۳:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

در آستانه دربی ۱۰۷ تهران، مسابقه‌ای که نخستین دربی پس از کشتار خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ محسوب می‌شود، غیبت ده‌ها هوادار سرخابی که در جریان انقلاب ملی ایرانیان در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه به‌دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند، بیش از پیش حس می‌شود.

جاویدنام مهرداد مشتاقی، هوادار سرسخت استقلال و رئال مادرید بود که بسیاری او را به‌دلیل سیمای زیبایش «آلن دلون ایران» می‌نامیدند. مهرداد شامگاه جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در اراک بر اثر اصابت گلوله جنگی نیروهای سرکوب به سرش دچار مرگ مغزی شد و جان باخت. برادر او با انتشار تصویری از حک‌شدن لوگوی رئال مادرید بر سنگ مزارش نوشت: «آرزویش دیدن بازی رئال از نزدیک بود، آرزویش ماند روی سنگ مزارش.»

جاویدنام مانی صفرپور، هوادار عاشق پرسپولیس، متولد ۲۱ آذر ۱۳۸۶ بود و تنها کمتر از یک ماه پس از جشن تولد ۱۸ سالگی‌اش، در ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در محله سلسبیل تهران با شلیک گلوله جنگی جان باخت. خواهر مانی در مراسم چهلم او یادآور شد که اگرچه زندگی مانی کوتاه بود، اما چنان تأثیرگذار زیست که نامش برای همیشه در تاریخ ایران جاودانه باقی خواهد ماند.

جاویدنام محمدجواد (مهدی) پورکریم جلالی، هوادار تیم استقلال و دانشجوی ترم آخر مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد لاهیجان بود. این جوان هنرمند که به‌عنوان شاعر و آهنگساز نیز فعالیت می‌کرد و ترانه‌هایی با مضامین اجتماعی می‌خواند، در جریان اعتراضات انقلاب ملی ایرانیان در آستانه اشرفیه به‌دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد و به کاروان جاویدنامان وطن پیوست.

جاویدنام امیرحسین دولت‌آبادی فراهانی، یکی دیگر از هواداران پرسپولیس بود که در جریان انقلاب ملی ایرانیان به‌دست نیروهای سرکوب جان باخت. یاد او یادآور هواداران واقعی و مردمی پرسپولیس است؛ کسانی که برخلاف لیدرهای وابسته به سرکوبگران، قلبشان برای آزادی ایران و آرمان‌های مردم می‌تپید و جان خویش را در این راه فدا کردند.

جاویدنام علی امیراصلانی، ۳۰ ساله و هوادار دوآتشه استقلال بود که در ۱۸ دی ۱۴۰۴ در خیابان سلسبیل تهران با شلیک گلوله جنگی کشته شد. علی که از کودکی شیفته استقلال بود و در تمام جشن‌های تولدش از لوگوی این تیم استفاده می‌کرد، همواره برای تشویق تیم محبوبش به استادیوم می‌رفت و در نهایت پیکرش با پرچم آبی استقلال به خاک سپرده شد.

جاویدنام معین بصیری، هوادار ۲۱ ساله پرسپولیس و دانشجوی روان‌شناسی بود که ۱۸ دی ۱۴۰۴ در شهریار با شلیک مستقیم گلوله جان باخت. معین که لوگوی پرسپولیس و رئال مادرید بر مزارش حک شده، بارها به خانواده‌اش گفته بود: «ما جوانی نداریم، باید اتفاقی بیفتد تا رها شویم.» جواد کاظمیان نیز در رثای او نوشت که دیگر فوتبال و پرسپولیس اولویت ما نیست.

جاویدنام شاهین آذرآتش، جوان ۲۷ ساله و «آبی‌دل» اهل گیلان، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در آستانه اشرفیه بر اثر اصابت گلوله جنگی نیروهای سرکوب جان باخت. دوستانش پیکر او را شبانه از سردخانه منتقل کرده و در زادگاهش به خاک سپردند. لوگوی باشگاه استقلال روی سنگ مزار شاهین حک شده تا یاد و عشق او به این تیم همواره زنده بماند.

جاویدنام علیرضا باقری منجیلی، هوادار ۲۴ ساله پرسپولیس بود که در اعتراضات منجیل با گلوله جنگی کشته شد. علیرضا همیشه برای دیدن بازی‌های پرسپولیس به استادیوم آزادی می‌رفت و آرزوی بازی در آن زمین را داشت. پدرش پس از مرگ او نوشت: «خدا دوستت داشت در این زمین بازی نکردی، چون فوتبالیست‌های بی‌غیرت نیستند، اما نام تو همیشه در قلب ما می‌ماند.»

  • جاوید‌نام معین بصیری، عشق به پرسپولیس و رئال مادرید را جاودانه کرد

    جاوید‌نام معین بصیری، عشق به پرسپولیس و رئال مادرید را جاودانه کرد

جاویدنام نادر مولوی، فوتبالیست ۱۸ ساله، بازیکن تیم پایه حامی تهران و هوادار متعصب استقلال بود. او شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در میدان شهرری به‌دست نیروهای سرکوب کشته شدید. نهادهای امنیتی حتی با اعمال فشار بر خانواده نادر، از برگزاری مراسم ترحیم و سوگواری در مسجد برای این جوان ورزشکار و آبی‌پوش جلوگیری کردند.

جاویدنام علی مرادی اردبیلی، جوان ۲۵ ساله، تحصیل‌دار بازار بزرگ تهران و هوادار سرسخت پرسپولیس و عاشق علی کریمی بود. او در تاریخ ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در محله سلسبیل تهران، هدف شلیک گلوله نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفت و در راه آزادی جان خود را فدا کرد تا نامش در زمره جاویدنامان وطن ثبت شود.

جاویدنام رهام سعادتی، نوجوان ۱۷ ساله و عضو تیم والیبال ستارگان البرز، هوادار دوآتشه استقلال بود. او شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در اعتراضات کرج با شلیک مستقیم به ناحیه ریه کشته شد. خانواده رهام پس از پرداخت هزینه‌ای سنگین و تحت تدابیر شدید امنیتی، پیکر این نوجوان ورزشکار و استقلالی را در قبرستان حاجی‌آباد کرج به خاک سپردند.

جاویدنام طاها سلیمانی، هوادار ۱۸ ساله پرسپولیس بود که ۱۸ دی‌ماه در آریاشهر تهران با شلیک گلوله به پهلویش کشته شد. خانواده‌اش پیکر او را پس از ۲۳ روز، در حالی که روی کاور آن «ناشناس» نوشته شده بود، پیدا کردند. طاها که دارای یک خواهر دوقلو بود، علاقه زیادی به موسیقی رپ و مراقبت از گربه‌ها داشت.

جاویدنام حمیدرضا شیرازی، ۴۴ ساله و از هواداران سرسخت و قدیمی استقلال بود که در شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در منطقه شهریار تهران با شلیک مستقیم گلوله جنگی مأموران سرکوب کشته شد. تصاویر تشییع او نشان می‌دهد که خانواده‌اش پیکر این جاویدنام راه آزادی را با پرچم افتخارآفرین استقلال پوشانده و به خاک سپردند.

جاویدنام حامد بصیری، ۳۵ ساله، کارگر فنی و هوادار وفادار پرسپولیس بود که شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در فردیس کرج با شلیک گلوله کشته شد. از او دختری ۶ ساله به یادگار مانده است. لوگوی پرسپولیس بر سنگ مزارش حک شده و حاضران در چهلم او سرود «سوگند به خون همرهان» را سر دادند.

جاویدنام زهرا آزادپور، متولد ۱۳۷۷، هوادار استقلال و بازیکن سابق تیم‌های فوتبال زنان و مدعو به اردوی تیم ملی بود. او که رویای بازی در تیم زنان استقلال را در سر داشت، شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در کرج به‌دست نیروهای سرکوب کشته شد و پیکرش سه روز بعد در اسلامشهر به خاک سپرده شد.

جاویدنام علی محمدی، ۴۴ ساله و کافه‌دار در مهرشهر کرج بود که هواداری سفت‌وسخت از پرسپولیس می‌کرد. او در ۱۸ دی ۱۴۰۴ و در پاسخ به فراخوان‌های اعتراضی، کافه‌اش را تعطیل کرد و در جریان تظاهرات با شلیک مستقیم گلوله به سر و سینه‌اش کشته شد. پیکر او با برافراشتن پرچم شیر و خورشید به خاک سپرده شد.

جاویدنام ایمان بهداری، مربی فوتبال پایه در اراک و برادر دروازه‌بان آلومینیوم اراک، همراه با جاویدنام علی امیراصلانی از چهره‌های ورزشی و استقلالی بودند که در جریان اعتراضات دی‌ماه جان باختند. ایمان پس از ضربات باتوم، هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و حکومت برای تحویل پیکرش از خانواده مبالغ هنگفتی دریافت کرد.

جاویدنام شایان اسدالهی، ۲۸ ساله و از هواداران پروپاقرص و همیشگی پرسپولیس بود. او که در شبکه‌های اجتماعی همواره عشق خود را به سرخ‌پوشان ابراز می‌کرد، شامگاه ۱۱ دی‌ماه در شهر ازنا هدف حمله خودروهای هایلوکس سپاه قرار گرفت و با اصابت گلوله جنگی به شکمش کشته شد.

خداحافظ لئوی بزرگ؛ سلام بر فوتبال که هنوز جاری است

۹ شهریور ۱۴۰۵، ۲۳:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
روزبه میرابراهیمی
100%

بالاخره زمان خداحافظی لئونل مسی از تیم ملی فوتبال آرژانتین فرا رسید؛ همان لحظه‌ای که خیلی از ما، آن‌هایی که سال‌ها دوستش داشتیم و هنوز هم دوستش داریم، می‌دانستیم روزی خواهد رسید، اما ترجیح می‌دادیم به آن فکر نکنیم.

برای عاشقان فوتبال، خداحافظی فقط رفتن یک بازیکن نیست. با رفتن بعضی بازیکنان، انگار تکه‌ای از یک دوران هم تمام می‌شود؛ دورانی که خودت در آن زندگی کرده‌ای، بزرگ شده‌ای، شادی کرده‌ای، حرص خورده‌ای، فریاد زده‌ای و گاهی حتی گریه کرده‌ای.

اسطوره‌های فوتبال ناخواسته تبدیل می‌شوند به نشانه‌های تقویم زندگی ما. کافی است نام‌شان را بشنوی تا ناگهان به سال‌ها قبل برگردی و به یاد بیاوری آن روزها کجا بودی و چه کسی بودی.

من هنوز خداحافظی احمدرضا عابدزاده را به یاد دارم. فوتبالیستی که از جام ملت‌های ۱۹۸۸ و روزهای حضورش در تام اصفهان شناختم و بعدها تمام لحظه‌های تلخ و شیرینش را در تیم ملی و پرسپولیس دنبال کردم. هنوز وقتی آن روزهای آخر را به یاد می‌آورم، چیزی درونم تکان می‌خورد.

یا علی کریمی؛ وقتی ناگهان پس از شکست پرسپولیس مقابل سپاهان در فینال جام حذفی خداحافظی کرد. هنوز یادم هست آن روز ساعت‌ها با بغض در خیابان‌های نیویورک قدم می‌زدم. برای کسی که فوتبال را فقط یک مسابقه نمی‌بیند، چنین لحظه‌هایی شاید برای دیگران قابل توضیح نباشد.

حتی سال‌ها پیش‌تر، وقتی اریک کانتونای بزرگ به دلیل مسائل انضباطی از حضور در ترکیب منچستریونایتد محروم شده بود، من که شیفته بازی و شخصیت شورشی‌اش بودم، روزها را می‌شمردم تا دوران محرومیتش تمام شود و دوباره او را با یقه بالا زده در زمین ببینم.

  • شوک به دنیای فوتبال؛ لیونل مسی از تیم ملی آرژانتین خداحافظی کرد

    شوک به دنیای فوتبال؛ لیونل مسی از تیم ملی آرژانتین خداحافظی کرد

  • پایان دوران مسی با آرژانتین؛ ۱۲۵ گل، سه فینال جام جهانی و سه قهرمانی بزرگ

    پایان دوران مسی با آرژانتین؛ ۱۲۵ گل، سه فینال جام جهانی و سه قهرمانی بزرگ

  • مسی در آستانه فینال جام جهانی: هر اتفاقی بیفتد، تاریخی را رقم زدیم که فراموشش نخواهیم کرد

    مسی در آستانه فینال جام جهانی: هر اتفاقی بیفتد، تاریخی را رقم زدیم که فراموشش نخواهیم کرد

اما قصه مسی متفاوت بود.

او در این سال‌ها چند بار ما را تا آستانه وداع برد؛ وداع‌هایی که هر بار تلخ بود، اما انگار هنوز امیدی باقی می‌ماند که این داستان تمام نشده باشد.

یکی از تلخ‌ترین آن‌ها برای من، فینال کوپا آمریکای ۲۰۱۶ مقابل شیلی بود.

آن شب در ورزشگاه مت‌لایف نیویورک بودم. آمده بودم تا بالاخره قهرمانی آرژانتین و مسی را از نزدیک ببینم؛ قهرمانی بازیکنی که همه افتخارات ممکن را در فوتبال باشگاهی به دست آورده بود، اما هنوز نتوانسته بود جام بزرگی را با تیم ملی کشورش بالای سر ببرد.

اما به جای جشن، شاهد یکی از تلخ‌ترین شب‌های دوران فوتبال مسی شدم. مسی پنالتی‌اش را از دست داد و در پایان، این بازیکنان شیلی بودند که مقابل چشمان او جام را بالای سر بردند. کمی بعد خبر آمد که مسی از تیم ملی خداحافظی کرده است. آن شب تصور اینکه قصه او و آرژانتین همین‌جا تمام شده باشد، سخت بود.

خوشبختانه تمام نشد. مسی برگشت. دوباره شکست خورد، دوباره ایستاد، دوباره تلاش کرد و سرانجام جام‌هایی را که سال‌ها از او گریخته بودند، یکی پس از دیگری به دست آورد. و آن تصویر ماندگار هم بالاخره ساخته شد: لئونل مسی با پیراهن آرژانتین و جام جهانی در دست.

سال‌ها بعد، وقتی آرژانتین بار دیگر به فینال رسید و همان ورزشگاه مت‌لایف دوباره میزبان مسی شد، خاطره آن شب تلخ هنوز گوشه ذهنم بود. با خودم می‌گفتم این ورزشگاه برای مسی خوش‌یمن نیست.

و باز هم نبود. جام جهانی دوم برای مسی به دست نیامد.

اما شاید دیگر چیزی برای اثبات کردن باقی نمانده بود. نه برای فوتبال، نه برای آرژانتین و نه برای میلیون‌ها نفری که نزدیک به دو دهه هر بار شماره ۱۰ آرژانتین صاحب توپ می‌شد، منتظر اتفاقی بودند که فقط او می‌توانست رقم بزند.

حالا همه آن لحظه‌ها تبدیل به خاطره شده‌اند و مسی گفته است دیگر لباس تیم ملی آرژانتین را نخواهد پوشید. شاید خیلی از ما تصور می‌کردیم هنوز یک کوپا آمریکای دیگر باقی مانده باشد؛ چند بازی دیگر، چند دریبل دیگر، چند پاس غیرممکن دیگر و چند بار دیگر دیدن آن پیراهن آبی‌وسفید بر تن شماره ۱۰.

اما پایان، بالاخره باید جایی از راه برسد. خداحافظی اسطوره‌هایی مانند مسی برای عاشقان فوتبال تلخ است، چون فقط با یک فوتبالیست خداحافظی نمی‌کنیم؛ با بخشی از زندگی خودمان خداحافظی می‌کنیم.

همان‌طور که خداحافظی عابدزاده هیچ‌وقت از خاطره من پاک نشد. همان‌طور که تلخی رفتن ناگهانی علی کریمی هرگز کاملاً کهنه نشد. همان‌طور که نسل‌های قبل‌تر با رفتن پله، کرویف یا بکن‌باوئر چیزی از جوانی خودشان را بدرقه کردند. حالا نوبت ماست.

برای من، به عنوان کسی که بخش بزرگی از زندگی‌اش را با فوتبال زندگی کرده، یک خوشبختی بزرگ باقی می‌ماند: اینکه در زمانه‌ای زندگی کردم که فرصت تماشای دو اعجوبه را داشتم؛ دیه‌گو آرماندو مارادونا و لئونل مسی.

یکی فوتبال را در کودکی و نوجوانی‌ام به چیزی شبیه جادو تبدیل کرد و دیگری سال‌های طولانی بزرگسالی‌ام را با جادویی دیگر همراه ساخت.

شاید به همین دلیل است که خداحافظی مسی فقط خداحافظی با یک بازیکن نیست؛ پایان یک دوره شگفت‌انگیز دیگر از زندگی ماست.

نمی‌دانم فوتبال آینده چه چیزی برای نسل‌های بعد کنار گذاشته است. شاید اعجوبه‌ای دیگر از راه برسد. شاید پسری جایی در روساریو، بوئنوس‌آیرس، ریودوژانیرو یا گوشه‌ای دیگر از جهان همین حالا با توپی زیر پایش رؤیایی را آغاز کرده باشد که ما هنوز از آن خبر نداریم.

فوتبال همیشه راهی برای غافلگیر کردن ما پیدا کرده است. اما بعضی‌ها تکرار نمی‌شوند. مارادونا تکرار نشد. مسی هم تکرار نخواهد شد.

و ما می‌مانیم با تمام آن شب‌ها، گل‌ها، دریبل‌ها، شکست‌ها، اشک‌ها و جام‌هایی که بخشی از خاطرات زندگی‌مان شدند. سال‌ها بعد، وقتی دوباره تصاویرشان را ببینیم، احتمالاً فقط مسی را به یاد نخواهیم آورد؛ خودمان را هم به یاد خواهیم آورد، در روزگاری که جوان‌تر بودیم و هنوز منتظر بودیم شماره ۱۰ توپ را بگیرد و معجزه‌ای اتفاق بیفتد.

ممنون برای همه آن معجزه‌ها. ممنون برای همه خاطراتی که ساختی. خداحافظ، لئوی بزرگ.

و سلام بر فوتبال؛ که بعد از رفتن اسطوره‌هایش هم ادامه پیدا می‌کند، همچون زندگی.

مورینیو با سه پیروزی، بهترین شروع خود در لالیگا با رئال مادرید را ثبت کرد

۹ شهریور ۱۴۰۵، ۰۰:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

ژوزه مورینیو، فقط در ۹ روز با سه پیروزی مقابل اسپانیول، رئال سوسیداد و مالاگا و کسب ۹ امتیاز، بهترین شروع خود در سه هفته نخست لالیگا به‌عنوان سرمربی رئال مادرید را ثبت کرد. او در سه فصل دوره نخست حضورش هرگز هر سه بازی ابتدایی را نبرده بود.

به نوشته مارکا، هدف بعدی مورینیو عبور از شش پیروزی پیاپی ژابی آلونسو در آغاز لالیگای فصل گذشته است. رئال مادرید پس از سه برد پیاپی، در هفته بعد میهمان رئال بتیس خواهد بود و هشتم سپتامبر نیز مقابل اینتر وارد رقابت‌های لیگ قهرمانان می‌شود.

مورینیو در فصل ۱۱-۲۰۱۰ از سه بازی نخست هفت امتیاز گرفت؛ مقابل مایورکا مساوی کرد و اوساسونا و رئال سوسیداد را شکست داد. در فصل ۱۲-۲۰۱۱ با پیروزی مقابل ساراگوسا و ختافه و شکست برابر لوانته شش امتیاز کسب کرد. در فصل ۱۳-۲۰۱۲ نیز پس از تساوی با والنسیا، شکست مقابل ختافه و پیروزی برابر گرانادا، چهار امتیاز داشت.

مورینیو فصل را با ثبت نشانه‌های ذهنیت برنده خود آغاز کرده و پروژه جدید رئال مادرید را تثبیت می‌کند. خود او اذعان کرده بود که شروع فصل به‌دلیل بازگشت دیرهنگام بازیکنان حاضر در جام جهانی و غایبان تیم، دشوار خواهد بود. نخستین «مشکل» حل شده و حالا چالش‌های تازه‌ای پیش روی او قرار دارند.

درست است که مورینیو پیش از این هرگز سه بازی نخست خود در لالیگا با رئال مادرید را نبرده بود، اما در دوره نخستش استاندارد بسیار بالاتری برای ادامه فصل ثبت کرد. او در نخستین فصل حضورش روی نیمکت سفیدپوشان، کار را با تساوی مقابل مایورکا آغاز کرد، اما سپس در ۱۲ هفته نخست بدون شکست ماند و ۱۰ پیروزی و دو تساوی کسب کرد.

رئال مادرید تا سفر به نیوکمپ در آخرین هفته نوامبر در لالیگا شکست نخورد؛ مسابقه‌ای که در آن سفیدپوشان مقابل بارسلونا شکست سنگینی متحمل شدند. تا آن زمان، تیم مورینیو ۳۲ امتیاز از ۳۶ امتیاز ممکن کسب کرده بود.

مورینیو همان‌طور که در دوره رقابت با بارسلونای گواردیولا تجربه کرد، می‌داند برای رقابت بر سر قهرمانی با بارسلونای کنونی تحت هدایت فلیک، باید فصلی تقریبا بی‌نقص در لالیگا داشته باشد.

شروع فصل تاکنون با انتظارات مورینیو مطابقت داشته است، اما از این پس مسیر دشوارتر خواهد شد و رئال مادرید به‌زودی رقابت در لیگ قهرمانان اروپا را نیز آغاز می‌کند؛ این تیم هشتم سپتامبر مقابل اینتر قرار خواهد گرفت.

مسابقه بعدی رئال مادرید در لالیگا خارج از خانه مقابل رئال بتیس است. پس از آن، سفیدپوشان در خانه با رایو وایکانو بازی خواهند کرد و سپس دو مسابقه پیاپی خارج از خانه مقابل الچه و در متروپولیتانو خواهند داشت.

پرونده انضباطی یوفا برای ستاره سرخ بلگراد به دلیل تجلیل از «قصاب بوسنی»

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۶:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
100%

اتلتیک گزارش داد یوفا به‌دلیل نمایش بنرهایی در تجلیل از راتکو ملادیچ، معروف به «قصاب بوسنی» در دیدار ستاره سرخ بلگراد و ویکتوریا پلژن، علیه باشگاه صربستانی پرونده انضباطی باز کرده است. ملادیچ به نسل‌کشی سربرنیتسا محکوم شده بود و پنجشنبه درگذشت.

این باشگاه که در پایتخت صربستان فعالیت می‌کند، تصاویری را در شبکه‌های اجتماعی خود منتشر کرد که هوادارانش را در جریان بازی پنجشنبه لیگ اروپا مقابل ویکتوریا پلژن در حال در دست داشتن بنرهایی با این نوشته نشان می‌داد: «ژنرال، شکوه و سپاس ابدی.»

همچنین گزارش شد که در جریان مسابقه نام ملادیچ از سوی هواداران شعار داده شده است.

ملادیچ ۸۴ ساله، ساعاتی پیش از این مسابقه در روز پنجشنبه درگذشت. او که به «قصاب بوسنی» معروف بود، مسوول مرگبارترین کشتار اروپا از زمان جنگ جهانی دوم شناخته شد؛ کشتاری که در آن در سال ۱۹۹۵، هشت هزار مرد و پسر مسلمان در شهر سربرنیتسا در بوسنی کشته شدند.

هنگامی که حکم حبس ابد ملادیچ در سال ۲۰۱۷ تایید شد، آلفونس اوری، قاضی رییس جلسه، گفت جنایت‌های او «در شمار شنیع‌ترین جنایت‌های شناخته‌شده برای بشریت» قرار دارند.

ملادیچ در دوران حبس در لاهه هلند درگذشت؛ شهری که محکومان دادگاه‌های بین‌المللی جنایت‌های جنگی در آن نگهداری می‌شوند.

  • مرگ راتکو ملادیچ، معروف به «قصاب بوسنی»، در بیمارستان زندان لاهه

    مرگ راتکو ملادیچ، معروف به «قصاب بوسنی»، در بیمارستان زندان لاهه

یوفا، نهاد حاکم بر فوتبال اروپا، روز جمعه در بیانیه‌ای به اتلتیک اعلام کرد که علیه باشگاه صربستانی در سه مورد پرونده انضباطی باز کرده است: «رفتار نژادپرستانه و/یا تبعیض‌آمیز»، «انتقال پیامی نامناسب برای یک رویداد ورزشی» و «رفتار نامناسب تیم».

مرکز یادبود سربرنیتسا که یاد قربانیان نسل‌کشی سال ۱۹۹۵ را گرامی می‌دارد، پس از مسابقه با یوفا تماس گرفت و اعلام کرد که موضوع این بنرها را نمی‌توان «به رفتار هواداران تقلیل داد».

در بیانیه این مرکز که در رسانه‌های بوسنی پوشش داده شده و اتلتیک نیز اصالت آن را تایید کرده، آمده است: «باشگاهی که آگاهانه از کانال‌های ارتباطی رسمی خود برای انتشار پیام‌هایی در تجلیل از فردی استفاده می‌کند که به‌طور قانونی به نسل‌کشی محکوم شده است، نمی‌تواند چنین رفتاری را صرفا به رفتار هواداران تقلیل دهد.»

در ادامه این بیانیه آمده است: «این دیگر فقط مساله هواداران نیست، بلکه مساله رویکرد نهادی باشگاه به ارزش‌هایی است که یوفا فوتبال اروپا را بر پایه آنها بنا کرده است.»

برای دریافت اظهارنظر با مرکز یادبود سربرنیتسا و باشگاه ستاره سرخ بلگراد تماس گرفته شده است.

ستاره سرخ بلگراد مسابقه پنجشنبه در جمهوری چک را پنج بر یک واگذار کرد و در نتیجه از حضور در لیگ اروپا این فصل بازماند و به لیگ کنفرانس، سومین سطح رقابت‌های باشگاهی اروپا، رفت.

ستاره سرخ پرافتخارترین باشگاه صربستان است و در مجموع دوران یوگسلاوی سابق، صربستان و مونته‌نگرو و صربستان امروزی، رکورد ۳۷ قهرمانی لیگ داخلی را در اختیار دارد. این باشگاه همچنین در سال ۱۹۹۱ قهرمان جام باشگاه‌های اروپا شد.