امام جمعه قم: مردم جهان روزی شاهد نابودی اسرائیل خواهند بود
محمد سعیدی، امام جمعه قم، در سخنرانی پیش از نماز جمعه ۳۰ مرداد اعلام کرد «دشمنان اسلام آرزوی نابودی اسلام و مسلمانان را در سر میپرورانند»، اما مردم جهان روزی شاهد «نابودی اسرائیل خواهند بود.»
امام جمعه قم افزود اسرائیل به اهدافی که برای مقابله با اسلام و مسلمانان دنبال میکند، دست نخواهد یافت.
سعیدی همچنین گفت: «مسلمانان با حفظ وحدت و ایستادگی در برابر دشمنان، توطئههای آنان را ناکام خواهند گذاشت.»
معمر قذافی در نشست خبری در مقر کمیسیون اروپا در بروکسل؛ اردیبهشت ۱۳۸۳
سقوط قذافی در اوت ۲۰۱۱ یکی از چشمگیرترین لحظههای بهار عربی بود. پایان حکومت مردی که بیش از چهار دهه بر لیبی فرمان رانده بود. اما تجربه ۱۵ سال بعد نشان میدهد سرنگونی یک حکومت و ساختن یک دولت، دو فرایند کاملا متفاوتند.
در روزهای پایانی اوت ۲۰۱۱، تصاویری از طرابلس به جهان مخابره شد که تا چند ماه پیش از آن تقریبا تصورناپذیر بود: مخالفان مسلح معمر قذافی در خیابانهای پایتخت پیش میرفتند و پرچم سبز حکومت پایین کشیده میشد ….
سرانجام نیروهای شورشی وارد بابالعزیزیه، مقر مستحکم مردی شدند که ۴۲ سال بر لیبی حکومت کرد.
قذافی آن روز کشته نشد و حتی سقوط طرابلس نیز پایان فوری جنگ نبود. اما تصرف بابالعزیزیه در ۲۳ اوت عملا نشان داد حکومتی که از سال ۱۹۶۹ بر لیبی مسلط بود دیگر توان اداره کشور را ندارد.
قذافی نزدیک دو ماه دیگر مخفی ماند تا سرانجام در ۲۰ اکتبر در زادگاهش، سرت، به دست نیروهای مخالف افتاد و کشته شد.
از اعتراض در بنغازی تا جنگ داخلی
شروع ماجرا به شش ماه پیش از سقوط طرابلس بازمیگشت. در ۱۵ و ۱۶ فوریه ۲۰۱۱، بازداشت فتحی تربل، وکیل خانواده زندانیان سیاسی، جرقه اعتراضها را در بنغازی زد.
دو روز بعد، همزمان با «روز خشم»، اعتراضها گسترش یافت. لیبی در آن زمان تازهترین حلقه موجی بود که با انقلابهای تونس و مصر در جهان عرب به راه افتاده بود.
معمر قذافی هنگام ترک نشست سران گروه هشت در لاکوئیلا ایتالیا علامت پیروزی نشان میدهد؛ ۱۹ تیر ۱۳۸۸
واکنش حکومت به اعتراضها خشونتآمیز بود اما خلاف تونس و مصر، بحران لیبی خیلی زود از اعتراض خیابانی به شورش مسلحانه و سپس جنگ داخلی تبدیل شد.
بخشهایی از ارتش و مقامهای حکومت جدا شدند و مخالفان در شرق کشور، بهویژه بنغازی، کنترل مناطق وسیعی را به دست گرفتند. «شورای ملی انتقالی» نیز به مرکز سیاسی مخالفان تبدیل شد.
در هفتههای بعد، نیروهای قذافی توانستند ضدحمله کنند و در ماه مارس به سوی بنغازی پیش بروند. همین وضعیت پای قدرتهای خارجی را به جنگ باز کرد.
نقش تعیینکننده ناتو
شورای امنیت سازمان ملل ۱۷ مارس ۲۰۱۱ قطعنامه ۱۹۷۳ را تصویب کرد. این قطعنامه منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی ایجاد میکرد و به کشورهای عضو اجازه میداد برای حفاظت از غیرنظامیان «تمام اقدامات لازم» را انجام دهند؛ با این قید که «نیروی اشغالگر خارجی» در خاک لیبی مستقر نشود.
چند روز بعد حملات هوایی آغاز شد و از پایان ماه مارس، ناتو فرماندهی عملیات را در دست گرفت.
ابعاد عملیات بسیار بزرگ بود. بر اساس آمار ناتو، در طول جنگ بیش از ۲۶ هزار و ۵۰۰ سورتی پرواز انجام شد که بیش از ۹ هزار و ۷۰۰ مورد آن ماموریت تهاجمی بود. هزاران هدف نظامی، از تانک و سامانه توپخانهای گرفته تا مراکز فرماندهی نیروهای قذافی، هدف قرار گرفتند.
ناتو نیروی زمینی به لیبی نفرستاد و پیشروی روی زمین را نیروهای مخالف انجام دادند، اما برتری هوایی ایجادشده به دست ائتلاف، توازن جنگ را عوض کرد.
توان نیروهای قذافی برای جابهجایی ستونهای زرهی، تمرکز نیرو و استفاده آزادانه از تسلیحات سنگین، به شدت کاهش یافت.
ساعت صفر در طرابلس
تا اوت، حلقه محاصره پایتخت تنگ شده بود. مخالفان شهرهای اطراف طرابلس و مسیرهای مهم تدارکاتی را یکی پس از دیگری تصرف کردند.
شب ۲۰ به ۲۱ اوت، هستههای مخالف حکومت در داخل طرابلس نیز دست به شورش زدند؛ عملیاتی که از آن با عنوان «ساعت صفر» یاد میشد.
همزمان، نیروهای شورشی از غرب به سوی شهر طرابلس حرکت کردند. ۲۱ اوت، ستونهای مخالفان وارد بخشهای غربی این شهر شدند و در بسیاری از محلهها، با مقاومت محدود روبهرو شدند.
معترضان در میدان شهدای طرابلس؛ ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
دو روز بعد، مهمترین نماد قدرت قذافی فرو ریخت. مخالفان پس از درگیری وارد مجموعه بابالعزیزیه شدند؛ مقر نظامی و سیاسیای که دههها مرکز قدرت حکومت بود. تصرف آن بیش از آنکه صرفا یک پیروزی نظامی باشد، پایان اقتدار سیاسی قذافی را به نمایش گذاشت.
اما قذافی در مقر نبود.
آخرین ایستگاه؛ سرت
قذافی پس از سقوط طرابلس به مناطق تحت کنترل هوادارانش رفت و سرانجام در سرت، زادگاه خود، محاصره شد.
صبح ۲۰ اکتبر ۲۰۱۱، کاروانی از نیروهای باقیمانده حکومت تلاش کرد از سرت خارج شود. این کاروان ابتدا هدف حملات هوایی ناتو قرار گرفت و سپس با نیروهای مسلح مخالف درگیر شد. قذافی که زخمی شده بود، در نزدیکی یک مجرای آب پیدا و زنده دستگیر شد.
فیلمهای ثبتشده در همان روز نشان دادند او پس از دستگیری زنده است، اما اندکی بعد خبر مرگش منتشر شد.
دیدهبان حقوق بشر با استناد به تصاویر، شهادتها و شواهد صحنه، خواستار تحقیق درباره احتمال قتل فراقضایی قذافی و شماری از همراهان او شد. تحقیقات این سازمان بعدتر شواهدی از اعدام شماری از افراد بازداشتشده در همان منطقه ارائه کرد.
سه روز بعد، شورای ملی انتقالی رسما «آزادی لیبی» را اعلام کرد.
آیا ناتو حکومت قذافی را سرنگون کرد؟
این پرسش از همان سال ۲۰۱۱ محل اختلاف بوده است.
جنبش ضد قذافی در داخل لیبی آغاز شد، بخش بزرگی از کشور علیه حکومت او شورید و نیروهای لیبیایی بودند که در نهایت طرابلس و سرت را تصرف کردند.
در عین حال، دشوار است نتیجه جنگ را بدون دخالت هوایی ناتو تصور کرد.
ماموریت رسمی ائتلاف «حفاظت از غیرنظامیان» بود، نه سرنگونی حکومت. با این حال، کمیته روابط خارجی مجلس عوام بریتانیا پنج سال بعد در گزارشی بسیار انتقادی، نتیجه گرفت عملیات محدود برای حفاظت از غیرنظامیان بهتدریج به سیاست تغییر حکومت از طریق ابزار نظامی تبدیل شد و برای دوران پس از قذافی برنامه کافی وجود نداشت.
رانندگان تاکسی زیر تصویر معمر قذافی در طرابلس؛ ۳۰ مرداد ۱۳۷۹
دولت بریتانیا با بخشی از این نتیجهگیری مخالفت کرد و تاکید داشت عملیات در چارچوب ماموریت شورای امنیت انجام شده است.
این اختلاف همچنان در ارزیابی میراث جنگ لیبی نقشی اساسی دارد: آیا مداخله خارجی مانع سرکوب گسترده مخالفان شد یا با فروپاشاندن حکومت، بدون ساختن جایگزینی برای آن، زمینه بحران بعدی را فراهم کرد؟
بحرانی که پس از سقوط قذافی آغاز شد
قذافی حکومتی بهشدت فردمحور ساخته بود. ساختارهای رسمی دولت ضعیف بودند و بخش مهمی از قدرت از شبکههای امنیتی، وفاداریهای محلی و سازوکارهایی میگذشت که مستقیما به رهبر و اطرافیانش وابسته بودند.
با حذف قذافی، بسیاری از این ساختارها یکباره فروپاشیدند، اما نیروی دولتی قدرتمندی برای جایگزینی آنها وجود نداشت. گروههای مسلحی که در جنگ علیه حکومت شکل گرفته بودند نیز سلاحهای خود را تحویل ندادند.
لیبی در سال ۲۰۱۲ انتخابات برگزار کرد، اما گذار سیاسی خیلی زود گرفتار رقابت گروههای مسلح، شکافهای منطقهای و کشمکش بر سر قدرت و منابع نفتی شد.
از سال ۲۰۱۴ دور تازهای از جنگ داخلی آغاز شد و کشور عملا میان مراکز قدرت رقیب در شرق و غرب تقسیم شد.
آتشبس سراسری سال ۲۰۲۰ جنگ بزرگ را متوقف کرد و در سال ۲۰۲۱ دولت وحدت ملی تشکیل شد، اما انتخابات ریاستجمهوری و پارلمانی که قرار بود دسامبر همان سال برگزار شود، انجام نشد.
۱۵ سال پس از سقوط حکومت قذافی، این گذار هنوز به پایان نرسیده است. سازمان ملل در ارزیابیهای تازه خود میگوید لیبی همچنان با نهادهای تقسیمشده، گروههای مسلح قدرتمند و مراکز رقیب قدرت روبهروست و نقشه راه فعلی سازمان ملل بار دیگر بر برگزاری انتخابات و تشکیل دولت واحد متمرکز شده است.
لیبی توانست قذافی را کنار بزند، اما هنوز نتوانسته بر سر نظمی که جای او را بگیرد به توافق برسد.
غزل مرزبان، زن ترنس زندانی در اوین، در نامهای از تجربه تجاوز جنسی پس از بازداشت در اردیبهشت ۱۴۰۲ در یکی از بازداشتگاههای وزارت اطلاعات خبر داد و نوشت پس از آن برای سکوت تهدید شده است. او همچنین گفت تلاشهایش برای ثبت شکایت درباره این واقعه با ممانعت و تهدید روبهرو شده است.
بازداشت و انتقال به بازداشتگاه وزارت اطلاعات
مرزبان در این نامه که در وبسایت حقوق بشری هرانا منتشر شد، نوشته است ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۲ هنگام پیادهروی در یک پارک، دو مرد و یک زن مقابل او قرار گرفتند و اعلام کردند بازداشت است.
به گفته او، پس از مقاومت در برابر بازداشت، دو مرد دیگر نیز به آنها اضافه شدند و او را به زور سوار خودرو کردند.
به روایت مرزبان، ماموران چشمانش را بستند و پس از حدود یک ساعت او را به مکانی منتقل کردند که بعدها در جریان بازداشت مجدد دریافت یکی از بازداشتگاههای عملیاتی وزارت اطلاعات بوده است.
مرزبان نوشته است پس از ثبت مشخصات، زنی او را برای بازرسی به اتاقی برد و سپس از او خواسته شد لباسهایش را بهطور کامل درآورد.
او نوشت پس از آن، در حالی که برهنه بود، چادری به سرش پیچیدند و به زور به سلولی در زیرزمین منتقلش کردند.
به گفته مرزبان، کمتر از ۱۰ دقیقه بعد مردی نقابدار وارد سلول شد و بهرغم مقاومت، فریاد و اعتراض او، به او تجاوز کرد.
آزار و تجاوز جنسی به زندانیان در زندانها و بازداشتگاههای جمهوری اسلامی سابقهای طولانی دارد. زندانیان سیاسی و معترضان در دهههای گذشته بارها روایتهایی از تجربه خشونت جنسی منتشر کرده و از آن بهعنوان ابزاری برای شکنجه، تحقیر، اعترافگیری و سرکوب سیاسی هدفمند، یاد کردهاند.
در یکی از آخرین نمونهها، ایراناینترنشنال ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ گزارش داد شماری از زنان و دختران بازداشتشده در اعتراضات دیماه از تجربه آزار و تجاوز جنسی در بازداشتگاهها خبر دادند.
یک زن جوان و یک نوجوان ۱۷ ساله در یکی از این روایتها گفتند در بازداشتگاهی غیررسمی متعلق به سپاه پاسداران مورد تجاوز قرار گرفتند.
مرزبان در بخشی از روایت خود نوشت: «زمان برایم مثل سالها بود … نمیدانم، شاید نیم ساعت؛ شاید کمتر یا بیشتر.»
او افزود پس از آن تنها رها شده و در حالی که کف سلول افتاده بوده، خونریزی داشته است: «کفپوش اتاق با لکه بزرگی از خون بدنم سرخ شده بود.»
مرزبان نوشت در همان لحظات به جانباختگان اعتراضات سال قبل فکر کرده است؛ کسانی که به گفته او «کمترین خواستهشان یک زندگی معمولی بود».
او در توصیف وضعیت خود نوشت: «حال من، حال انسانی بود که در بیپناهی مطلق گیر افتاده بود.»
به روایت این زندانی سیاسی، کمتر از پنج دقیقه بعد دو زن با ماسک و چادر و زن دیگری با لباس سفید پرستاری وارد سلول شدند و به وضعیتش رسیدگی کردند. سپس چند مرد به او گفتند در ازای سکوت درباره آنچه رخ داده، همان شب آزاد خواهد شد.
مرزبان نوشت که پس از آن چشمانش را دوباره بستند و او را با خودرو از بازداشتگاه خارج کردند.
به گفته او، در طول مسیر بارها تهدید شد و درباره پیامدهای شکستن سکوتش به او هشدار دادند و سرانجام حدود ساعت هفت عصر در نزدیکی محل سکونتش رهایش کردند.
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح، خرداد ۱۴۰۳ کارزاری علیه تعرض و آزار جنسی زندانیان به راه انداخت.
در بیانیه این کارزار، تعرض و تجاوز جنسی «ابزار شکنجه، تهدید و اعترافگیری» حکومت برای سرکوب جنبشهای اعتراضی توصیف شد.
در چهار دهه گذشته، بسیاری از قربانیان تعرض و آزار جنسی در زندانها و بازداشتگاههای ایران بهدلیل ترس از انتقامجویی و بیاعتمادی به روند رسیدگی قضایی از گزارش این موارد خودداری کردهاند.
در مواردی هم که شکایت رسمی ثبت شده، پروندهها عموما به نتیجه نرسیده یا با بیتوجهی مقامها مواجه شدهاند.
بازداشت دوباره و ممانعت از ثبت شکایت
مرزبان نوشت که پس از بازگشت به خانه، آنچه بر او گذشته بود را حتی از همسرش پنهان کرد.
او دلیل سکوتش را نگرانی از وضعیت همسرش عنوان کرد که به گفته او، سالها به پارکینسون پیشرفته مبتلا بوده است: «پس از این واقعه منزوی شدم، از دیگران فاصله گرفتم و دیگر برای پیادهروی به پارک نرفتم.»
مرزبان در ادامه نوشت که ۲۴ دی ۱۴۰۴، حدود نیمهشب، بار دیگر بازداشت و به همان بازداشتگاه منتقل شد. «بزرگترین شکنجه» او در ۲۲ روز بازداشت در بازداشتگاه وزارت اطلاعات، ترس از تکرار آن واقعه بوده است.
مرزبان که به مسیحیت کاتولیک گرویده است، پس از آن به زندان اوین منتقل شد و خرداد امسال از سوی دادگاه انقلاب تهران با اتهامهایی از جمله «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به ۹ سال و هشت ماه حبس محکوم شد.
به گفته مرزبان، او چندین بار به رفتوآمد مردان در بازداشتگاه زنان اعتراض کرده و با برخورد تند مسئولان مواجه شده است.
او افزود پس از ۱۰ روز اعتصاب غذای خشک و تر و در شرایطی که به گفته خودش «رو به مرگ» بود، به زندان منتقل شد.
مرزبان همچنین نوشت در جریان بازداشت بعدی چندین بار تلاش کرد شکایتش درباره تعرض سال ۱۴۰۲ را ثبت کند، اما هر بار از این کار جلوگیری کردند و با تهدید به سکوت وادار شد.
او نوشت با گذشت هفت ماه از بازداشت و زندانی شدنش، همچنان دیدن مردان برایش اضطرابآور است.
مرزبان در پایان نامه، خود را «دادخواه» رنجی خواند که به گفته او وزارت اطلاعات به زندگیاش تحمیل کرده و ابراز امیدواری کرد روایت تجربهاش، به دیگران برای بازگو کردن چنین خشونتهایی جسارت بدهد.
او نوشت: «امید دارم که روزی بذر رنجهای ما جوانه خواهد زد و درخت دادخواهی ما تنومند خواهد شد.»
۲۲ زن زندانی سیاسی و عقیدتی مهر ۱۴۰۳ در نامهای از زندان اوین خواستار توقف و رسیدگی به «اذیت و آزار جنسی» شماری از زندانیان هنگام بازرسی بدنی شدند.
تحقیق یکساله ایراناینترنشنال که مرداد ۱۴۰۳ منتشر شد، نشان داد نیروهای امنیتی در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ در چندین استان از خشونت جنسی بهشکل گسترده و سازمانیافته برای سرکوب معترضان استفاده کردهاند.
افشاگری درباره این موارد اغلب با برخورد قضایی همراه شده است.
نرگس محمدی اردیبهشت ۱۴۰۳ پس از افشاگری درباره آزار و تعرض جنسی به زنان بازداشتشده، با شکایت وزارت اطلاعات با پروندهای تازه روبهرو شد و یک ماه بعد دادگاه انقلاب او را به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس دیگر محکوم کرد.
شوراهای صنفی دانشجویان کشور، آذر ۱۴۰۱ گزارش داده بودند سها مرتضایی، دبیر پیشین شورای صنفی دانشگاه تهران، پس از بازداشت وزارت اطلاعات در جریان انتقال مورد ضربوجرح و آزار جنسی قرار گرفته است.
نیلوفر بیانی، فعال محیط زیست، نیز در نامهای که سال ۱۳۹۸ منتشر شد، نوشت بازجویان با تکرار توهینهای جنسی از او میخواستند «تصورات جنسی» آنان را تکمیل کند.
گزارشهای حقوق بشری و شهادت زندانیان از دهه ۱۳۶۰ تا دهه ۱۳۹۰ نیز بارها از تجاوز، تعرض، تهدید جنسی و دیگر اشکال خشونت جنسی علیه زنان و مردان در زندانها و بازداشتگاههای جمهوری اسلامی خبر دادهاند.
روایت تازه مرزبان نیز به این مجموعه شهادتها افزوده شده و بار دیگر این نوع خشونت در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی را در کانون توجه قرار داده است.
قیمت نفت جمعه ۳۰ مرداد اندکی کاهش یافت اما همچنان در مسیر ثبت دومین افزایش هفتگی متوالی قرار دارد، زیرا ادامه جنگ با جمهوری اسلامی و اختلاف بر سر تنگه هرمز، نگرانیها را درباره عرضه نفت از خاورمیانه پا بر جا نگه داشته است.
بر اساس دادههای تریدینگ اکونومیکس تا زمان تنظیم این گزارش در ۳۰ مرداد، بهای نفت برنت با حدود ۰.۷ درصد کاهش به ۹۳ دلار و ۱۶ سنت در هر بشکه رسید.
نفت خام وست تگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با حدود ۰.۸ درصد کاهش، در محدوده ۸۶ دلار و ۱۴ سنت معامله شد.
در بازار فرآوردهها، بنزین آمریکا حدود سه دلار و ۲۵ سنت در هر گالن معامله شد و نفت گرمایشی با حدود ۰.۶ درصد کاهش به چهار دلار و ۴۵ سنت در هر گالن رسید.
با وجود کاهش قیمتها در معاملات جمعه، برنت نسبت به قیمت پایانی هفته گذشته بیش از پنج درصد و نفت خام آمریکا حدود چهار و نیم درصد افزایش یافتهاند. هر دو شاخص پس از پنج نوبت افزایش پیدرپی، به بالاترین سطح خود از ۲۴ ژوئیه رسیدند.
رشد قیمتها بیش از هر چیز ناشی از نگرانی درباره ادامه محدودیت عرضه تولیدکنندگان عمده منطقه، از جمله امارات متحده عربی، عربستان سعودی، عراق و کویت است.
جنگی که با حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی در ۹ اسفند آغاز شد، صادرات انرژی از خلیج فارس را مختل کرده است.
دادههای شرکت ردیابی کپلر نشان میدهد ۲۹ مرداد فقط هفت کشتی حامل کالا از تنگه هرمز عبور کردند؛ رقمی که نصف تعداد ثبتشده در ۲۸ مرداد بود.
چهار کشتی وارد تنگه شدند و سه کشتی از آن خارج شدند.
هیچ نفتکش غولپیکر حامل نفت خام یا کشتی حامل گاز طبیعی مایع در میان این هفت شناور نبود.
با این حال، یک کشتی بزرگ حامل گاز مایع، شامل پروپان و بوتان، از مسیر تحت کنترل ایران از تنگه خارج شد.
پیش از آغاز جنگ، نزدیک به یکپنجم محمولههای جهانی نفت خام و گاز طبیعی مایع از تنگه هرمز عبور میکرد.
کاهش شمار کشتیها به محدوده تکرقمی نشان میدهد مسیر دریایی هنوز فاصله زیادی با وضعیت عادی دارد.
آمار کپلر کشتیهایی را که فرستندههای موقعیتیاب خود را خاموش کردهاند، شامل نمیشود.
همزمان تردد در تنگه بابالمندب نیز کاهش یافت. ۲۹ مرداد ۲۳ کشتی حامل کالا از این آبراه عبور کردند؛ در حالی که شمار آنها در هر یک از دو روز پیش از آن ۳۴ فروند بود.
از مجموع کشتیهای ۲۹ مرداد، ۱۶ فروند وارد آبراه شدند و هفت فروند از آن خارج شدند.
در میان کشتیهای خروجی دو نفتکش سوئزمکس، یکی حامل نفت برای ویتنام و دیگری عازم هند، دیده شدند؛ اما هیچ نفتکش غولپیکر یا کشتی حامل گاز طبیعی مایع از بابالمندب عبور نکرد.
توافق موقت قبلی میان طرفهای جنگ این هفته منقضی شد، بیآنکه تلاشی جدی برای ازسرگیری مذاکرات صورت گیرد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۸ مرداد تهدید کرد علیه تهران «جنگ اقتصادی و انزوایی در مقیاسی بیسابقه» به راه خواهد انداخت و به کشورهایی که هر نوع کمک حیاتی در اختیار جمهوری اسلامی قرار دهند هشدار داد.
امارات متحده عربی نیز این هفته همه مبادلات مالی و اقتصادی با ایران را تا اطلاع ثانوی تعلیق کرد؛ اقدامی که نشاندهنده تشدید تنش میان تهران و یکی از مهمترین تولیدکنندگان نفت خلیج فارس است.
شرکت پژوهشی بیامآی، از زیرمجموعههای فیچ سولوشنز، اعلام کرد پیشبینی خود را درباره قیمت نفت برنت در ماه جاری، بازبینی میکند و خطرهای موجود عمدتا میتوانند قیمت را افزایش دهند.
این موسسه گفت صادرات انرژی همزمان زیر فشار بسته ماندن تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی، محاصره دریایی ایران به دست آمریکا و محدودیتهای اعمال شده از سوی حوثیها در دریای سرخ قرار دارد.
تونی سیکامور، تحلیلگر بازار در شرکت مالی آیجی، نیز گفت هر دو طرف بر مواضع خود پافشاری میکنند، اما با توجه به افزایش مداوم بهای نفت، فرصت نامحدودی برای ادامه این وضعیت ندارند.
خبرگزاری رویترز نوشت بنبست نظامی و سیاسی، احتمال ادامه اختلال در عرضه منطقه را بالا نگه داشته است.
همزمان با افزایش مصرف و کمبود بنزین در ایران، بحث تغییر قیمت و شیوه سهمیهبندی دوباره جدی شده است؛ طرحهایی که انتقال سهمیه از خودرو به افراد و افزایش هزینه مصرف را مطرح کرده و همزمان هشدارها را درباره فشار بیشتر بر معیشت و احتمال اعتراضات افزایش داده است.
خبرگزاری دولتی ایسنا جمعه ۳۰ مرداد گزارش داد دولت سه الگو را برای مدیریت مصرف و توزیع بنزین بررسی میکند و پیشبینی میشود طی ۱۰ تا ۱۵ روز آینده درباره آنها تصمیمگیری شود.
هنوز هیچ یک از این سه الگو به تصویب نهایی دولت نرسیده است.
در سناریوی نخست، قیمت بنزین تغییر نمیکند، اما روزانه فقط به اندازه تولید داخلی، معادل ۱۲۱ میلیون لیتر، در جایگاهها عرضه میشود و پس از مصرف این میزان، نازلها خاموش خواهند شد.
در سناریوی دوم، همین میزان بنزین میان خودروهای موجود سهمیهبندی میشود و قیمت سهمیه یارانهای افزایش نمییابد، اما مصرفکنندگانی که به بنزین بیشتری نیاز دارند باید مازاد مصرف خود را با نرخ آزاد خریداری کنند.
سناریوی سوم، مبنای تخصیص سهمیه را از خودرو به افراد تغییر میدهد؛ به این ترتیب، همه شهروندان صرفنظر از اینکه خودرو داشته باشند یا نه، سهمیه بنزین دریافت خواهند کرد.
در هفتههای اخیر، همزمان با ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی در منطقه و محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران از سوی ارتش آمریکا، ناتوانی دولت در تامین بنزین مورد نیاز مردم بیش از پیش آشکار شده است.
گزارشهای رسیده از شهروندان به ایراناینترنشنال در روزهای گذشته نیز نشان میدهد کمبود بنزین در تهران تشدید شده است.
شهروندان گفتهاند برخی جایگاهها با نصب اطلاعیههایی از اتمام بنزین و تعطیلی جایگاه خبر میدهند.
هشدار درباره فشار معیشتی و اعتراضات
طرحهای مطرحشده برای تغییر قیمت و سهمیهبندی بنزین همزمان نگرانیهایی را درباره پیامدهای معیشتی و اجتماعی اجرای این سیاستها به دنبال داشته است.
کمیسیون اجتماعی حزب مجمع ایثارگران ۲۹ مرداد هشدار داد افزایش قیمت بنزین در شرایط تورمی کنونی میتواند فشار بیشتری بر معیشت خانوارها وارد کند و نارضایتیهای انباشته را به «نقطه اشتعال» برساند.
این کمیسیون همچنین با اشاره به آنچه «انباشت خشم و یأس اجتماعی» خواند، هشدار داد ادامه شرایط موجود میتواند زمینه تبدیل نارضایتیها را به اعتراضات و رادیکالتر شدن آنها فراهم کند.
حسین صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، نیز ۲۶ مرداد هشدار داد افزایش قیمت بنزین در شرایط کنونی مانند «جرقه در انبار باروت» است.
مالک شریعتی، عضو کمیسیون انرژی مجلس و میثم ظهوریان، نایبرییس کمیسیون اقتصادی مجلس، در گفتوگو با صداوسیما درباره تغییر سهمیه و قیمت بنزین و پیامدهای اقتصادی آن برای خانوارها صحبت کردند.
شریعتی گفت سهمیه بنزین باید بهجای خودرو بر اساس افراد یا خانوارها توزیع شود.
او رقمهایی مانند ۸۷ هزار تومان برای قیمت بنزین را ناشی از «محاسبه غلط» دانست و گفت هزینه واقعی تولید و رساندن هر لیتر بنزین به مصرفکننده حدود ۱۷ هزار تومان است.
شریعتی همچنین گفت بر اساس آمار رسمی، روزانه حدود ۲۰ میلیون لیتر سوخت قاچاق میشود که ۸۰ درصد آن گازوئیل است.
ظهوریان نیز هشدار داد افزایش قیمت بنزین از طریق هزینه حملونقل و افزایش قیمت کالاها به خانوارهای فاقد خودرو هم منتقل میشود و گفت چنین افزایشی میتواند ماهانه شش تا هشت میلیون تومان هزینه اضافی به خانوارهای دهکهای پایین تحمیل کند.
سهمیه فردی در میانه شکاف تولید و مصرف
در سناریوی سوم مطرحشده، از ۱۲۱ میلیون لیتر بنزین تولیدی روزانه، حدود ۳۰ میلیون لیتر برای حملونقل عمومی، تاکسیها و تاکسیهای اینترنتی در نظر گرفته میشود تا افزایش هزینه سوخت به کرایهها منتقل نشود. باقیمانده قرار است به جای خودرو میان شهروندان توزیع شود.
علیاکبر سقاب اصفهانی، معاون دولت و رییس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، درباره این الگو گفته است به هر فرد ماهانه حدود ۳۰ لیتر بنزین تعلق میگیرد؛ حتی اگر خودرو نداشته باشد. سهمیه قابلیت انتقال و خریدوفروش خواهد داشت و مدیریت آن به خود افراد سپرده میشود.
او ۲۴ مرداد نیز اعلام کرد ایران روزانه با حدود ۱۴ تا ۱۵ میلیون لیتر کسری بنزین مواجه است.
عماد رفیعی، مدیر دفتر مدیریت مصرف شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی، گفت تولید روزانه بنزین به حدود ۱۳۰ میلیون لیتر رسیده، در حالی که مصرف در برخی روزها تا ۱۵۳ میلیون لیتر افزایش یافته است.
رفیعی افزود در جریان جنگ حدود ۲۳۰ هزار بشکه از ظرفیت تولید از دست رفت که نزدیک به نیمی از آن بازیابی شده است.
او همچنین گفت ایران که سال ۱۳۹۹ از صادرات بنزین حدود سه میلیارد دلار درآمد داشت، اکنون تقریبا همین میزان برای واردات آن هزینه میکند.
به گفته رفیعی، کاهش مصرف سیانجی و فرسودگی ناوگان حملونقل نیز کمبود بنزین را تشدید کرده است.
انتقاد از انتقال هزینه به مردم
یاشار سلطانی، روزنامهنگار، طرح «سقاب» برای بنزین را ناشی از «بیعرضگی دولت» و دارای «ریسک آشوب اجتماعی» دانست.
او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت بر اساس یک گزارش محرمانه دولت، خودروهای بیکیفیت ۵۶.۷ درصد و ارزانی بنزین تنها ۷.۳ درصد در مصرف بالای بنزین نقش دارند.
سلطانی افزود بر اساس همین گزارش، سهم خودروهای بیکیفیت در مصرف بالای بنزین نزدیک به هشت برابر ارزانی این سوخت است و پرسید: «چرا از نظر دولت سادهترین نسخه، دست بردن به قیمت بنزین و جیب مردم است؟»
او همچنین نوشت: «مردم قرار نیست صورتحساب بیعرضگی مدیران در خودروسازی، حملونقل، کنترل قاچاق و مدیریت انرژی را پرداخت کنند.»
محمدرضا عارف، معاون اول مسعود پزشکیان، ۲۶ مرداد گفت دولت قصد کاهش سهمیه اول بنزین را ندارد، اما سهمیه دوم باید بهتدریج کاهش یابد، زیرا راهبرد بلندمدت دولت حرکت به سمت آزادسازی قیمتهاست.
عارف همچنین گفت دولت پس از بررسیهای کارشناسی «نرخ چهارمی» برای بنزین تعیین کرده بود، اما اجرای آزمایشی آن در استان کرمان بدون هماهنگی آغاز شد و پس از رسانهای شدن، دستور توقف آن صادر شد.
او تاکید کرد نرخ اعلامشده در کرمان نیز با نرخ مورد نظر دولت متفاوت بوده است.
بحث افزایش قیمت بنزین در ایران با سابقه اعتراضات سراسری گره خورده است.
۲۴ آبان ۱۳۹۸، دولت حسن روحانی بهطور ناگهانی از افزایش ۲۰۰ درصدی نرخ بنزین خبر داد؛ تصمیمی که موجی از خشم و اعتراض را در سراسر کشور برانگیخت.
در کمتر از یک هفته، صدها شهر در ۲۹ استان صحنه تجمعات اعتراضی شد. اعتراضها با مطالبات معیشتی آغاز شد، اما به سرعت رنگ سیاسی و ضدحکومتی گرفت و با سرکوب گسترده نیروهای امنیتی مواجه شد که صدها کشته بر جای گذاشت.
وبسایت گلفنیوز در گزارشی تحلیلی نوشت ایران بهدلیل موقعیت جغرافیایی و توان نظامی خود میتواند هزینه عبور کشتیها از تنگه هرمز را بهشدت افزایش دهد، اما بستن طولانیمدت یا کنترل دائمی این آبراه، انزوای سیاسی، خطر نظامی و زیان اقتصادی بیشتری برای تهران به همراه خواهد داشت.
این گزارش میگوید [حکومت] ایران برای اعمال فشار نیازی به متوقفکردن همه نفتکشها ندارد. ایجاد سطح بالایی از ناامنی میتواند مالکان کشتیها، شرکتهای بیمه و اجارهکنندگان را به تاخیر در سفرها، تغییر مسیر، مطالبه تضمینهای امنیتی یا صرفنظرکردن از عبور از تنگه وادار کند.
به نوشته این رسانه اماراتی، حملات منتسب به حکومت ایران به کشتیهای تجاری، تردد در هرمز را بهشدت کاهش داده و هزینه بیمه، کرایه حملونقل و قیمت انرژی را افزایش داده است. سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز برخورد «پرتابههای ناشناس» یا پهپادها با کشتیهای تجاری را تایید کرده و از شناورها خواسته است احتیاط بیشتری به خرج دهند.
امارات متحده عربی [حکومت] ایران را مسئول حمله به کشتیهای مرتبط با شرکت ملی نفت ابوظبی، ادنوک، معرفی و استفاده از تنگه هرمز بهعنوان ابزار فشار اقتصادی را «دزدی دریایی» توصیف کرده است. به نوشته این رسانه، ابوظبی در پی این حملات، مبادلات تجاری و مالی خود با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است.
جریان نفت از هرمز بهشدت کاهش یافته است گلفنیوز با استناد به آژانس بینالمللی انرژی گزارش داده است که پیش از بحران، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکرد. این میزان در فاصله ماههای مارس تا مه بهطور متوسط به ۲.۷ میلیون بشکه در روز کاهش یافت؛ افتی که ظرفیت مسیرهای جایگزین نمیتواند آن را بهطور کامل جبران کند.
عربستان سعودی انتقال نفت از طریق خط لوله شرق - غرب به پایانههای دریای سرخ را افزایش داده و امارات از خط لوله حبشان - فجیره استفاده کرده است. ظرفیت خط لوله امارات حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز اعلام شده، اما مجموع ظرفیت این مسیرهای جایگزین همچنان بسیار کمتر از حجم نفتی است که پیش از بحران از هرمز عبور میکرد.
آمریکا، برزیل، قزاقستان و ونزوئلا نیز برای جبران کاهش عرضه نفت خلیج فارس، صادرات خود را افزایش دادهاند. براساس آمار نقلشده در گزارش، صادرات نفت خام و فرآوردههای نفتی آمریکا در ماه مه به رکورد روزانه ۱۳.۱ میلیون بشکه رسید.
کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی همچنین با آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری موافقت کردهاند. این اقدام در ماه مه روزانه ۲.۵ میلیون بشکه به بازار افزود، اما گلفنیوز آن را راهکاری موقت میداند که نمیتواند جایگزین بازگشت جریان عادی نفت از تنگه هرمز شود.
بستن تنگه برای ایران نیز هزینه دارد در این گزارش آمده است که بستهماندن طولانی هرمز، صادرات و واردات انرژی خود ایران را نیز محدود خواهد کرد. چنین وضعیتی میتواند خریداران بزرگ آسیایی، از جمله چین، هند، ژاپن و کره جنوبی، را به تنوعبخشیدن به منابع انرژی و کاهش وابستگی به این آبراه ترغیب کند.
ادامه اختلال همچنین ممکن است به افزایش حضور نیروهای دریایی، گسترش تبادل اطلاعات، اجرای هماهنگتر تحریمها و حتی اقدام مستقیم نظامی منجر شود. در این صورت، تهران ممکن است در افکار عمومی جهانی نه صرفا یکی از طرفهای درگیری منطقهای، بلکه مسئول یک شوک گسترده انرژی شناخته شود.
گلفنیوز تاکید کرده است که براساس کنوانسیون سازمان ملل درباره حقوق دریاها، کشتیها و هواپیماها در تنگههای مورد استفاده برای کشتیرانی بینالمللی از حق عبور پیوسته و سریع برخوردارند و کشورهای ساحلی نمیتوانند این حق را تعلیق کنند. از این رو، حمله به کشتیهای تجاری نمیتواند ابزار قانونی چانهزنی برای اعمال حاکمیت بر هرمز باشد.
کشورهای جهان حملات به کشتیرانی را محکوم کردهاند به نوشته این رسانه، مخالفت با حملات به کشتیهای تجاری به آمریکا و کشورهای خلیج فارس محدود نیست. مصر، ژاپن، اعضای گروه هفت، شماری از کشورهای خاورمیانه و اتحادیه عرب نیز این حملات را محکوم کرده و خواستار حفاظت از آزادی کشتیرانی شدهاند.
چین بارها بر ضرورت بازگشایی هرمز و تامین امنیت این گذرگاه حیاتی انرژی تاکید کرده است. شورای امنیت سازمان ملل نیز درباره افزایش حملات به کشتیهای تجاری ابراز نگرانی کرده، هرچند دستیابی به اجماع درباره تعیین مسئولیت و اعمال مجازات همچنان دشوار است.
گلفنیوز مشکل اصلی را نه کمبود محکومیتهای سیاسی، بلکه نبود اراده مشترک برای اجرای اقدامات عملی دانسته است. بسیاری از کشورها با حمله به کشتیرانی غیرنظامی مخالفاند، اما نمیخواهند به یکی از طرفهای رویارویی آمریکا و [حکومت] ایران تبدیل شوند.
به نوشته این رسانه، [حکومت] ایران میکوشد فشار بر کشتیرانی را پایینتر از آستانهای نگه دارد که واکنشی هماهنگ و نظامی در سطح بینالمللی ایجاد کند، اما همزمان هزینه فعالیت عادی کشتیها را بهشدت بالا ببرد.
بازگشایی از مسیر مذاکره محتملتر است گلفنیوز نتیجه گرفته است که پایان محتمل بحران نه کنترل دائمی ایران بر تنگه هرمز خواهد بود و نه یک راهحل صرفا نظامی. محتملترین سناریو، بازگشایی تنگه از طریق توافقی است که با نظارت، بازدارندگی و تضمینهای امنیتی همراه باشد و به طرفهای درگیر اجازه دهد هر یک مدعی دستیابی به بخشی از اهداف خود شوند.
این گزارش اهداف احتمالی تهران را حفظ بقای حکومت، وادارکردن واشینگتن به مذاکره مستقیم، دریافت امتیازهای تحریمی یا امنیتی و افزایش هزینه فشار نظامی دانسته است. در مقابل، آمریکا و متحدانش خواستار عبور آزادانه کشتیها بدون بهرسمیتشناختن حق وتو برای [حکومت] ایران در یک آبراه بینالمللی هستند.
این رسانه در جمعبندی نوشته است هر بار که [حکومت] ایران از موقعیت هرمز بهعنوان ابزار فشار استفاده میکند، انگیزه جهان برای توسعه خطوط لوله جایگزین، افزایش ذخایر اضطراری، یافتن تامینکنندگان تازه و تقویت همکاریهای امنیت دریایی بیشتر میشود. بنابراین، قدرت فشار [حکومت] ایران تا زمانی بالا خواهد ماند که تنگه هرمز برای بازار جهانی انرژی جایگزینناپذیر باشد.