قطر بر ضرورت پایبندی واشینگتن و تهران به مذاکره و اجرای تفاهمنامه تاکید کرد


محمد بن عبدالرحمن بن جاسم آل ثانی، نخستوزیر و وزیر خارجه قطر، در گفتوگوی تلفنی با اسعد حسن الشیبانی، وزیر خارجه سوریه، بر ضرورت پایبندی همه طرفین به مذاکره و دیپلماسی و اجرای توافقهای حاصل شده در چارچوب تفاهمنامه بین واشینگتن و تهران تاکید کرد.
به گزارش وزارت خارجه قطر در شبکه اجتماعی ایکس، نخستوزیر و وزیر خارجه قطر در این مورد به تضمین آزادی دریانوردی در تنگه هرمز، به منظور حفظ امنیت منطقهای، حفظ دستاوردهای حاصل شده و افزایش ثبات منطقهای اشاره کرد.
او همچنین بر حمایت کامل دولت قطر از همه تلاشها با هدف کاهش تنشها و دستیابی به توافقی جامع که به صلح پایدار در منطقه منجر شود، تاکید کرد.
بر اساس این گزارش، وزیران خارجه قطر و سوریه آخرین تحولات منطقه، به ویژه تلاشهای دیپلماتیک و هماهنگی مشترک با هدف کاهش تنش و افزایش امنیت و ثبات در منطقه را مورد بحث و بررسی قرار دادند.






برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، اعلام کرد ناوگروه هواپیمابر آبراهام لینکلن در ماههای عملیات علیه جمهوری اسلامی، بیش از ۲۰۰ پهپاد سپاه پاسداران را سرنگون و صدها حمله علیه مواضع این نهاد انجام داده است.
او همچنین گفت ماموریت بیش از ۲۶۰روزه این ناوگروه در دریای عرب پایان یافته و نیروهای آن به خانه بازمیگردند.
کوپر در مقالهای که یکشنبه ۲۵ مرداد در روزنامه والاستریت ژورنال منتشر شد، نوشت روز شنبه به ناو آبراهام لینکلن رفته و از طریق سامانه اعلان عمومی، پایان ماموریت را به بیش از چهار هزار ملوان و تفنگدار دریایی آن اعلام کرده است. او خطاب به خدمه گفت: «شما عملکردی ماندگار در تاریخ از خود نشان دادهاید و اکنون به خانه بازمیگردید.»
به نوشته فرمانده سنتکام، خدمه لینکلن بیش از ۲۶۰ روز در دریا بودهاند که بیش از ۱۵۰ روز آن در منطقه جنگی سپری شده است. او این ماموریت را یکی از فشردهترین و پراهمیتترین عملیاتهای نظامی دوران معاصر توصیف کرد و گفت خدمه با وجود خستگی همچنان با تمام توان به وظایف خود ادامه دادهاند.
کوپر نوشت نیروهای مستقر در ناوگروه لینکلن طی ماهها عملیات رزمی، بیش از ۲۰۰ پهپاد سپاه پاسداران را که به گفته او کشتیرانی بینالمللی و نیروهای آمریکایی را تهدید میکردند، سرنگون کردند. به گفته او، یگان هوایی ناو نیز صدها حمله علیه اهداف سپاه انجام داد و «نیروی دریایی ایران را با دقت تاکتیکی فوقالعادهای غرق کرد».
او همچنین عملیات ناوشکنهای موشکانداز این ناوگروه را احتمالا شدیدترین نبرد دریایی نیروی دریایی آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم خواند. کوپر افزود ناوگروه لینکلن دو بار آنچه را «موثرترین محاصره دریایی تاریخ معاصر» نامید، علیه [حکومت] ایران به اجرا گذاشته است.
بخش دیگری از مقاله به فشار این ماموریت طولانی بر خدمه و خانوادههای آنان اختصاص داشت. کوپر نوشت در گفتوگو با ملوانان و افسران جوان، مشکلاتی مانند کیفیت غذا و دسترسی به آب گرم را بررسی کرده و دریافته است مسائلی که چند ماه پیش مطرح شده بودند، از سوی فرماندهان پیگیری و برطرف شدهاند. او اذعان کرد خدمه خستهاند، اما گفت روحیه آنان را استوار و همراه با احساس افتخار دیده است.
فرمانده سنتکام همچنین نوشت ملوانان در گفتوگوهایشان از تولدها، نخستین گامهای فرزندان و مراسم فارغالتحصیلی اعضای خانواده گفتهاند که در دوران ماموریت از دست دادهاند. به گفته او، سلامت و امنیت نیروها و خانوادههایشان موضوعی فرعی نیست و فرماندهان نظامی موظفاند در برابر نگرانیهای مطرحشده، شفاف، همدل و پاسخگو باشند.
مقاله کوپر در واکنش به گزارشهایی منتشر شد که از فرسودگی، افت روحیه، کمبود مواد غذایی و نگرانیهای مرتبط با سلامت روان خدمه لینکلن پس از ماهها حضور بیوقفه در دریا حکایت داشتند. یک مقام نیروی دریایی آمریکا تایید کرده است که یکی از ملوانان در اوایل اوت به دریا افتاد، اما نجات یافت و برای ادامه درمان از ناو خارج شد؛ مقامها درباره احتمال اقدام به خودکشی توضیح ندادهاند. نیروی دریایی آمریکا در عین حال اعلام کرده افزایش افکار یا اقدامهای مرتبط با خودکشی را در این ناو مشاهده نکرده، اما با استناد به محرمانگی اطلاعات پزشکی، آماری ارائه نکرده است.
آسوشیتدپرس پیشتر از تشدید نگرانیها درباره سلامت روان و مشکلات تدارکاتی خدمه خبر داده بود و گزارشهایی هم منتشر شده بود که برخی ملوانان درباره آثار ماموریت طولانی بر سلامت جسمی و روانی خود ابراز نگرانی کردهاند. گزارشهایی که سبب شد تا تعدادی از نمایندگان کنگره آمریکا نیز خواستار پیگیری موضوع شوند.
داستان ضحاک در شاهنامه از دیرباز تمثیلی از استبداد در ایران است. اهریمن بر دو شانه ضحاک بوسه میزند و از جای هر بوسه یک مار سیاه میروید؛ مارهایی که حتی قطع کردن سرشان آنها را از میان نمیبرد. تنها راه آرام کردنشان خوراندن مغز دو جوان در روز است.
ضحاک هزار سال بر تخت ماند، نه به پشتوانه وفاداری ایرانیان، بلکه به یاری اشتهای ماران و با قربانی کردن جوانان ایران. برای فهم آنچه امروز در ایران میگذرد باید مارهای روییده بر دوش ضحاک را از نو شمرد. به گمان من، علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، سه مار پرورش داد، نه دو مار.
مار نخست ارتش بود؛ میراث دوران پهلوی که جمهوری اسلامی هیچگاه بهطور کامل به آن اعتماد نکرد. مار دوم سپاه بود که در سال ۱۳۵۷ دقیقا به دلیل همین بیاعتمادی به ارتش شکل گرفت. بسیج نیز در دل سپاه جای گرفت و سر سوم را شکل داد.
نکته مهم این است که هر سه سر، چه در قانون و چه در عمل، از یک پیکر فرمان میبرند. قانون اساسی کنونی در ایران، رهبر جمهوری اسلامی را فرمانده کل ارتش، سپاه و بسیج میداند. خارج از حوزه اقتدار رهبر، هیچ سلسلهمراتب فرماندهی مستقلی وجود ندارد که یک فرمانده بتواند در روز مبادا به آن پناه ببرد.
با این حال، سیاستمداران و تحلیلگران غربی در لندن و واشینگتن هنوز منتظرند یکی از این سرها به جان پیکر بیفتد. چنین نشانهای را در جای اشتباه جستوجو میکنند، زیرا الگوی ارتش در سال ۱۳۵۷ را پیش چشم دارند، نه ساختار نیروهای مسلح در سال ۱۴۰۵ را.
در بهمن ۱۳۵۷، فرماندهان ارتش شاه کنار کشیدند. ارتش آن زمان نهادی متکی به سربازان وظیفه بود و افسران ارشدش موقعیت حرفهای خود را مدیون پادشاه بودند، نه یک جنبش. آنها نیز نسبت به نظمی که قرار بود جای حکومت شاه را بگیرد، تعهد ایدئولوژیک نداشتند. ارتش امروز دیگر آن ارتش نیست.
علی خامنهای دههها کوشید همین ویژگی را که برای کل پیکره نقطه آسیبپذیری به شمار میآمد، از میان ببرد. انتصاب فرماندهان ارشد ارتش امروز بدون عبور از صافیهای امنیتی و عقیدتی دستگاه نظامی زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی ممکن نیست. بر اساس بررسیهای اندیشکده «میدلایست فوروم» ارتقای فرماندهان ارشد ارتش، پس از بررسی پیشینه امنیتی و ایدئولوژیک آنان، به تایید دفتر رهبر نیاز دارد. فرماندهان عالیرتبه ارتش امروز کسانیاند که همین نظام برگزیده است، نه کسانی که صرفا از تصفیههای آن جان سالم به در بردهاند.
از این زاویه، تکمیل ادغام ستاد کل نیروهای مسلح با قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا بر اساس حکم تازه مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، بسیار مهمتر از آن چیزی است که تاکنون به نظر میرسید. مجتبی خامنهای وارث ساختاری است که پدرش بیش از چهار دهه از عمر سیاسیاش را برای بنا نهادن آن صرف کرد. او اکنون میکوشد روند تمرکز فرماندهی را رسمی و نهادینه کند؛ روندی که پیشتر از آن سخن رفته بود، اما در میدان عمل نشانه روشنی از اجرای آن دیده نمیشد.
بنا بر روایت رسانههای حکومتی ایران، یکی از درسهای جنگ ۱۲روزه این بود که وجود ساختارهای موازی فرماندهی، تصمیمگیری را کند میکند. دستور مجتبی برای بازآرایی نظامی قرار است از این موازیکاری بکاهد و مرز میان فرماندهی عملیاتی ارتش و سپاه را کمرنگتر کند.
منطق این کار روشن است: نظام نمیخواهد فضای سازمانی مستقلی برای جدا عمل کردن یکی از بخشهای پیکره نظامی باقی بگذارد.
در عین حال، با کسانی که راه نجات را در اصلاحطلبان ایران میجویند نیز چندان موافق نیستم. ریاستجمهوری پزشکیان به مسیر مذاکره چهرهای غیرنظامی میدهد و در عرصه بینالمللی برای آن پوشش فراهم میکند. این کارکرد مهم است، اما نباید آن را استقلال دانست.
محمدباقر قالیباف از فرماندهان ارشد پیشین سپاه، دهههاست درون ساختار سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی فعالیت میکند. عباس عراقچی نیز دیپلماتی کارآزموده است که نمایندگی تهران در مذاکرات را بر عهده دارد. هر دو در محدوده رخصت و تحمل نظام حرکت میکنند، نه بیرون از آن. اگر آمادگی آنها برای مذاکره را نشانه کشمکش یک جناح میانهرو با جناح تندرو تلقی کنیم، تاکتیک را با ساختار اشتباه گرفتهایم.
حکومت ایران هر جا ناچار شده امتیاز بدهد، چه در بورگناشتاک و چه در اسلامآباد، مانند شرکتی رفتار کرده که برای بقا ناچار است قیمت کالایش را تغییر دهد: با اکراه و فقط به اندازه ضرورت.
جبهه پایداری، جریان بانفوذ در میان تندروترین نیروهای حکومت، به دلیل گفتوگو با آمریکاییها به قالیباف میتازد و او این حملات را به جان میخرد؛ زیرا در هر حال کسی درون نظام باید مسیر دیپلماسی را پیش ببرد.
این تصویر البته به معنای ثبات نظام نیست. علی خامنهای دیگر زنده نیست. پسرش، که هنوز در انظار عمومی دیده نشده و صدایش نیز شنیده نشده است، این منصب را از راه انتصاب به ارث برده و هنوز سرگرم تثبیت دستگاهی است که پدرش طراحی کرد.
فشار بر ساختار واقعی است، اما فشار درونی با شکاف میان اجزای ساختار تفاوت دارد. سه سرِ روییده بر دوش این پیکر بر سر سهم خود از مغز قربانیان و دستی که خوراک را میرساند نزاع دارند؛ نه بر سر ادامه یافتن این خوراک.
از همین رو، وقتی میشنوم تحلیلگران میپرسند آیا زمان جدایی ارتش از حکومت فرارسیده، یا آیا قالیباف نماینده جناح عملگرایی است که شاید بتواند نظام را از درون اصلاح کند، به یاد ضحاک میافتم.
در قصه ضحاک، نجات با پشیمانی یکی از مارها از راه نمیرسد؛ مارها به جان پادشاه نمیافتند؛ راه رهایی از بیرون دربار باز میشود: نخست کاوه آهنگر برمیخیزد، دادخواهی شخصیاش را به خیزشی عمومی بدل میکند، مردم را گرد میآورد و زمینه بازگشت فریدون را فراهم میکند. سپس فریدون ضحاک را شکست میدهد و در دماوند به بند میکشد.
تا خود این ساختار نشکند، هر سه، مارهایی بر شانههای یک ضحاکاند.
اکسیوس به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد جرد کوشنر، داماد و فرستاده ویژه رییسجمهوری آمریکا، یکشنبه ۲۵ مرداد، برای نخستین بار از زمان امضای توافق پایان جنگ در غزه، رهبران حماس را در مصر ملاقات کرد تا آنها را برای اجرای تعهدشان به خلع سلاح تحت فشار بگذارد.
اکسیوس ساعاتی بعد از انجام این دیدار، به نقل از یکی از منابع خبر داد که انتظار میرود کوشنر دوشنبه ۲۶ مرداد برای دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به این کشور سفر کند. هدف از این دیدار گفتوگو درباره «برداشتن گامهای متقابل» برای پیشرفت طرح صلح ترامپ عنوان شده است.
حماس و اسرائیل مهرماه ۱۴۰۴ با پذیرش طرح صلح ترامپ، برای اجرای مرحله نخست آتشبس در نوار غزه به توافق رسیدند.
با این حال، مخالفت حماس با خلع سلاح، تداوم حضور نظامی اسرائیل در غزه و ادامه حملات اسرائیل در باریکه غزه، اجرای مرحله دوم آتشبس را با ابهام روبهرو کرده است.
گمانهزنیها از این حکایت دارد که کاخ سفید و هیات صلح ترامپ، حماس و اسرائیل را برای ورود به مرحله بعدی طرح اجرایی ۱۵ بندی تحت فشار قرار دادهاند.
به نوشته اکسیوس در دیدار روز یکشنبه، نیکولای ملادنوف، نماینده عالی هیات صلح، و تونی بلر، نخستوزیر پیشین بریتانیا که اکنون یکی از اعضای هیات صلح است، کوشنر را همراهی میکردند.
این رسانه آمریکایی دیگر حاضران در جلسه یکشنبه را شامل خلیل الحیه، از رهبران سیاسی حماس؛ حسن رشاد، رییس دستگاه اطلاعاتی مصر؛ علی الثوادی، دیپلمات قطری؛ و یک مقام ارشد ترکیه اعلام کرد.
یکی از منابع اکسیوس هدف نشست، را تبدیل تعهدات حماس برای غیرنظامیسازی غزه به «گامهایی عملی و قابل راستیآزمایی» توصیف کرد.
به گفته این منبع، گامهای لازم برای حفظ آتشبس در غزه شامل واگذاری اختیار اداره این باریکه به دولت تکنوکرات فلسطینی و اطمینان از نداشتن هرگونه نقش حماس در اداره آینده غزه است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، ۹ مرداد اعلام کرد مذاکرات میانجیها با رهبران حماس در قاهره سرانجام به توافقی برای خلع سلاح تدریجی حماس انجامید. با این حال، یکی از مقامهای حماس این توافق را «صرفا یک پیشنویس» توصیف کرد و مقامهای آمریکایی نیز گفتند اسرائیل نسبت به اینکه این گروه شبهنظامی تحت حمایت جمهوری اسلامی سلاحهای خود را تحویل دهد، تردید جدی دارد.
پس از اظهار نظر ترامپ، غازی حمد، از مقامهای ارشد حماس اجرای توافق مورد نظر واشینگتن را مشروط به این دانست که اسرائیل ابتدا به تعهدات خود در چارچوب توافق آتشبس عمل کند.
او از بهکار بردن عبارت «خلع سلاح» خودداری کرد و توافق مورد بحث را «چارچوبی جامع» خواند که اجرای آن به پایبندی اسرائیل به مرحله نخست توافق شرمالشیخ وابسته است. حمد افزود بر اساس توافق سال گذشته، اسرائیل باید حملات خود به غزه را متوقف کند، نیروهایش را به مواضع مهر ۱۴۰۴ بازگرداند و ورود کالاها و کمکهای بشردوستانه به نوار غزه را افزایش دهد.
به گفته او، تنها پس از اجرای این تعهدات، حماس با سپردن سلاحهای خود به «کمیته ملی اداره غزه» موافقت خواهد کرد. این کمیته، نهادی تکنوکرات که برای مدیریت امور غیرنظامی غزه تشکیل شده است.
در ادامه این اظهار نظرها، نتانیاهو ۱۸ مرداد در جلسه کابینه اسرائیل بار دیگر مخالفت خود را با اجرای طرح دونالد ترامپ در قبال غزه اعلام کرد. او گفت: «اسرائیل سند ۱۵بندی را نمیپذیرد. ارتش تا زمانی که حماس خلع سلاح نشده باشد، عقبنشینی نخواهد کرد؛ منظور سلاحهای سنگین، سلاحهای سبک و همه انواع سلاحهاست.»
به نوشته اکسیوس در حال حاضر هیات صلح خواستار آغاز خلع سلاح حماس، برچیدن زیرساختهای نظامی آن، استقرار نیروی بینالمللی و فراهم شدن امکان بازسازی امن غزه است و در مقابل، از اسرائیل میخواهد از این باریکه عقبنشینی و کمکرسانی بشردوستانه را تسریع کند.
طرح صلح ۲۰ مادهای ترامپ چارچوب کلی پایان جنگ، خلع سلاح حماس، تشکیل دولت موقت فلسطینی، استقرار نیروی بینالمللی، بازسازی غزه و عقبنشینی اسرائیل را تعیین کرده است. هیات صلح برای اجرای مرحله دوم این طرح، نقشه راهی ۱۵بندی تدوین کرد که چگونگی و ترتیب اجرای تعهدات دو طرف، از جمله خلع سلاح مرحلهای حماس و عقبنشینی متناسب اسرائیل، را مشخص میکند.
کریستیانو رونالدو، فوق ستاره پرتغالی فوتبال دنیا در گفتگویی با مجله مد و لایفاستایل ووگ که ۵ روز پیش از مراسم ازدواج خود با جورجینا رودریگس انجام شده، گفت: «این احتمالا آخرین سال فوتبالم است و میخواهم میراثی فوقالعاده از خودم به جا بگذارم.»
او گفته که مشتاق است زمان بیشتری را با خانواده سپری کند: «برای آیندهام همهچیز را برنامهریزی کردهام. آنقدر کار برای مشغول نگه داشتن خودم دارم که گفتن فقط یکی از آنها دشوار است.»
رونالدو گفت: «فوتبال میتواند خلا بزرگی به جا بگذارد، پس باید وقتت را به شیوههای مختلف پر کنی، نه فقط با یک کار. همچنین میخواهم بیشتر تفریح کنم، بیشتر سفر کنم، پدل تماشا کنم و بازی کنم که واقعا دوستش دارم و همچنان از چیزهایی که به دست آوردهام، چیزهایی که به دست آوردهایم، لذت ببرم. بالاخره ۲۵ سال پر از فداکاری بوده است.»
مجله ووگ مینویسد که این زوج، ماهعسل هم نخواهند داشت؛ آنها باید روز بعد راهی خانه خود در ریاض شوند. کریستیانو که اکنون در عربستان سعودی فوتبال بازی میکند، فصل را از ۱۵ آگوست آغاز میکند. او این موضوع را راحت میگیرد و میگوید: «هر روز ماهعسل است.»
«آیا ازدواج چیزی را تغییر خواهد داد؟» هر دو فکر میکنند «نه». اما کریستیانو میگوید: «همین که زن و شوهر باشیم، وارد مرحله متفاوتی میشویم.»
مراسم بزرگ ازدواج؛ به زودی
کریستیانو رونالدو و جورجینا رودریگس ۵ روز پیش در یک مراسم کاملا خصوصی، ازدواج کردند. جورجینا در این باره به ووگ گفته است: «در آینده یک مراسم عروسی بزرگ خواهیم داشت تا بتوانیم با خانواده و دوستان جشن بگیریم.»
به نوشته ووگ، اما برای «کریس و جیو»، نامی که دوستان و اعضای خانواده آنها را با آن میشناسند، امسال به دلیل «تعهدات کاری، رقابتها و بچهها» سالی «دیوانهوار» بوده است و جورجینا نمیخواست دهمین سالگرد آشنایی آنها بدون مراسمی سپری شود.


او میگوید: «وقتی دختر کوچکی بودم، رویای بزرگترین قلعه، بزرگترین کالسکه، بلندترین لباس و تاجی پر از الماس را داشتم. اما حالا میگویم: نه. چیزی خصوصی میخواهم، در خانه، با شریک زندگیام و فرزندانمان. چون قلعهها، خانهها، جزیرهها، اسبها و خودروها، همه اینها هر روز در دسترس ماست. اما چیزی خصوصی، برای ما غیرمعمولتر است.» در اقتصاد شهرت، حریم خصوصی قیمتی ندارد.
آیا فرزندان بیشتری خواهند داشت؟ شاید هفت فرزند؟ این احتمال را رد نمیکنند. کریستیانو میگوید: «هیچوقت نمیگویم هرگز.»
جورجینا اضافه میکند: «اگر الان بچه دیگری داشته باشیم، خانه بیش از ظرفیت میشود.» او برای این عبارت از واژه انگلیسی overbooking استفاده میکند. «اما وقتی کوچکترها ۱۵ یا ۱۶ ساله شوند، ما هنوز جوان خواهیم بود، پس چرا که نه؟ واقعیت این است که نمیتوانم خودم را بدون بچههای کوچک تصور کنم، بنابراین خواهیم دید.»
یک روز عادی باشد
فعلا آنها مشتاقاند که مراسم ازدواج، به تعبیر کریستیانو، «یک روز عادی» باشد. سپس مکث میکند تا حرفش را اصلاح کند، به جورجینا نگاه میکند و با محبت میگوید: «روزی خاص خواهد بود که به شکلی عادی سپری میشود.»
به نوشته ووگ جورجینا یک روز پس از مراسم ازدواج، میگوید: «دقیقا همانطور بود که تصور کرده بودم. خصوصی، سرشار از عشق و با خانوادهمان در مهمترین نقش. نتوانستم جلوی اشکهایم را بگیرم.»
با این حال، یک اتفاق بود که انتظارش را نداشت. جورجینا پیشتر به فاطیما رفته بود، اما هرگز از کلیسای کوچکی که پس از دعای خیر، مراسم عشای ربانی را در آن برگزار کردند، یعنی کلیسای بانوی غمها، دیدن نکرده بود.
او میگوید در آن لحظه به اطراف نگاه کرد و «آرامش و انرژیای را احساس کردم که توصیفش بسیار دشوار است.»
جورجینا میگوید: «دیگر به هیچچیز نیاز نداشتم: شوهرم، فرزندانم، خانهمان، ایمانمان و عشقمان.»
روایتی از ۱۰ سال زندگی مشترک
در اوت ۲۰۱۶، کریستیانو رونالدو که در آن زمان ۳۱ سال داشت و در اوج دوران فوتبالش بود، همراه با پسر شش سالهاش، کریستیانو جونیور، وارد فروشگاه گوچی در خیابان سرانو مادرید شد. جورجینا که آن زمان ۲۲ سال داشت، بهتازگی از انگلستان، جایی که بهعنوان پرستار کودک کار کرده بود، به اسپانیا بازگشته بود. او همیشه میخواست مادر شود. جورجینا بهعنوان فروشنده در گوچی مشغول به کار شده بود، اما قرار نبود آن روز سر کار باشد و به جای یکی از دوستانش آمده بود. او میگوید: «این سرنوشت است.»
کریستیانو ادامه ماجرا را تعریف میکند: «پشتم به او بود، بعد برگشتم و دیدمش. چشمهایمان به هم افتاد و از همان لحظه...»
جورجینا پیشنهاد میکند: «مثل یک رویا بود.»
کریستیانو میگوید: «بله، یک رویا. میدانم که او عشق زندگی من است و فکر میکنم من هم...» مکث میکند و لبخند میزند: «فکر میکنم او هم تصور میکند من عشق زندگیاش هستم.»
سال بعد، دوقلوها، اوا و ماتئو، و همچنین آلانا به دنیا آمدند. آنها در سال ۲۰۲۲ نیز صاحب یک جفت دوقلوی دیگر به نامهای بلا و آنخل شدند. متاسفانه تنها بلا زنده ماند و آنها همراه با کریستیانو جونیور، خانوادهای پرجمعیت را تشکیل میدهند.
جورجینا میگوید: «بچهها میدانند که وقت ما متعلق به آنهاست.»
او و کریستیانو که بهترتیب در اسپانیا و پرتغال بزرگ شدهاند، هر دو از خانوادههایی میآیند که جورجینا آنها را «خانوادههایی با ساختار کمتر» توصیف میکند.
برای هر دوی آنها مهم است که به فرزندانشان «ارزش نداشتن هیچچیز و داشتن همهچیز» را نشان دهند. به گفته جورجینا، بچهها در مراسم ازدواج «مانند همه روزهای زندگی ما، نقش اصلی را خواهند داشت».
روایتی از برنامهریزی مخفیانه برای مراسم ازدواج
با توجه به اینکه رابطه عاشقانه آنها از کجا آغاز شد، طبیعتا لباسهای گوچی خواهند پوشید. هنگام گفتوگوی ما، جورجینا بهتازگی کتودامن سفید از پارچه فای ابریشمی و کفشهای ساتن هماهنگ با آن را که دارای جزییات معروف دهانه اسب نقرهای گوچی است، تحویل گرفته است. قرار است کتوشلوار سفارشی کریستیانو از جنس پنبه به رنگ بژ روشن، کفشهای سفارشی او و لباسهای هماهنگ بچهها روز بعد تحویل داده شوند.
دمنا، مدیر هنری گوچی، به من میگوید: «اینکه جورجینا و کریستیانو را برای این لحظه لباسپوشاندم، با دانستن اینکه داستان عاشقانه آنها در یک فروشگاه گوچی در مادرید آغاز شده، برایم فوقالعاده خاص بود. چیزی بسیار عاشقانه در این ماجرا وجود دارد؛ حلقهای زیبا که کامل میشود، تقریبا شبیه یک افسانه مدرن.»
جورجینا اضافه میکند که دمنا از همان ابتدا متوجه شد آنها چه میخواهند. او توضیح میدهد: «قرار نیست ما را به شکل اغراقآمیزی لباس بپوشاند. نمیخواستم در روزی که برای ما اینقدر ساده است، لباسهایی شبیه لباس نمایش به تن داشته باشیم.»
پس از مراسم، آنها با خودرو به زیارتگاه بانوی ما فاطیما، در فاصله یک ساعتی، خواهند رفت؛ جایی که کشیش بخش کوچکی از زیارتگاه را برای آنها میبندد و به آنها دعای خیر میدهد. کریستیانو توضیح میدهد: «معمولا از جاهای شلوغ دوری میکنم.» در غیر این صورت، ازدحام جمعیت این کار را غیرممکن میکند.
سخنگوی اقلیم کردستان عراق در گفتوگو با ایراناینترنشنال نقش نچیروان بارزانی در انتقال پیام میان تهران و واشینگتن را تایید کرد. پیشتر اکسیوس گزارش داده بود بارزانی به درخواست کاخ سفید یک کانال تماس محرمانه میان دولت آمریکا و احمد وحیدی، فرمانده سپاه، برقرار کرده است.
رسانه آمریکایی اکسیوس، یکشنبه ۲۵ مرداد، به نقل از سه منبع آگاه که بهطور مستقیم در جریان مذاکرات واشینگتن-تهران قرار دارند، نوشت بارزانی اواخر اردیبهشت به درخواست کاخ سفید یک کانال تماس محرمانه میان دولت آمریکا و وحیدی برقرار کرد و سپس به مقامهای آمریکایی اطلاع داد که وحیدی و فرماندهی سپاه از مذاکرات برای پایان دادن به جنگ حمایت میکنند.
به نوشته اکسیوس، این تماس تلفنی بهطور مستقیم میان بارزانی و وحیدی برقرار شد و رییس اقلیم کردستان عراق پس از آن، پاسخ فرمانده سپاه را به تولسی گبرد، مدیر وقت اطلاعات ملی آمریکا، انتقال داد.
پس از انتشار این گزارش، دلشاد شهاب، سخنگوی ریاست اقلیم کردستان عراق، شامگاه یکشنبه ضمن تایید تلاشهای این گروه برای «انتقال پیام و کاهش تنش میان آمریکا و ایران»، به ایراناینترنشنال گفت: «یکی از مبانی ثابت سیاست نچیروان بارزانی این است که مشکلات و اختلافات باید از طریق گفتوگو و مذاکره حلوفصل شوند.»
او افزود: «اقلیم کردستان بارها بر حفظ بیطرفی در مناقشات تاکید کرده و همین رویکرد باعث ایجاد اعتماد نزد طرفهای مختلف شده است.»
همزمان، یک مقام دولت اقلیم کردستان عراق در گفتوگو با ایراناینترنشنال، دلیل درخواست آمریکا از نچیروان بارزانی برای ایفای این نقش را «روابط خوب او با هر دو طرف» اعلام کرد.
به نوشته اکسیوس، مذاکرهکنندگان آمریکایی در اواسط مه (همزمان با اواخر اردیبهشت) با این تردید روبهرو شده بودند که آیا محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، اختیار لازم برای توافق را دارند و مواضعشان مورد تایید سپاه پاسداران است یا نه.
کاخ سفید اواخر اردیبهشت، حدود یک ماه پیش از امضای یادداشت تفاهم با جمهوری اسلامی، تصور میکرد به توافق با حکومت ایران نزدیک شده است، اما تهران پاسخ خود را بیش از ۱۰ روز به تاخیر انداخت. این تاخیر مقامهای آمریکایی را به این نتیجه رساند که ممکن است سپاه پاسداران تصمیمهای قالیباف و عراقچی را رد کرده باشد.
دولت دونالد ترامپ در پی این تردیدها تصمیم گرفت مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی را دور بزند و بهطور مستقیم با فرماندهی سپاه ارتباط برقرار کند. مقامهای آمریکایی برای این کار از بارزانی کمک خواستند. اکسیوس در توصیف بارزانی او را سیاستمداری خواند که روابط نزدیکی با واشینگتن دارد و در عین حال، با شماری از مقامهای ارشد جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران نیز در ارتباط است.
گبرد حدود ۲۰ اردیبهشت با بارزانی تماس گرفت و به او گفت دولت آمریکا معتقد است او میتواند برای برقراری ارتباط با وحیدی کمک کند. به گفته منابع اکسیوس، گبرد تاکید کرد این درخواست با موافقت ترامپ و جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، مطرح شده است.
کاخ سفید میخواست بداند آیا وحیدی و فرماندهی سپاه از مذاکرات قالیباف و عراقچی حمایت میکنند یا خواستهها و دیدگاههای متفاوتی دارند. میانجیگران پاکستانی و قطری پیش از آن نتوانسته بودند برای روشن کردن این موضوع با وحیدی تماس بگیرند.
بارزانی کمتر از دو ماه پس از برقراری این کانال محرمانه، ۱۲ تیر ۱۴۰۵ به دعوت رسمی مسعود پزشکیان برای شرکت در مراسم تشییع جنازه علی خامنهای به تهران رفت و با مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، عراقچی و محمدباقر قالیباف، رییس هیات مذاکرهکننده ایران در جریان مذاکرات اسلامآباد، درباره روابط ایران و اقلیم کردستان، مذاکرات تهران و واشینگتن و گسترش همکاریهای اقتصادی گفتوگو کرد.
او پیشتر نیز از ۲۷ تا ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ برای شرکت در مجمع گفتوگوی تهران به ایران سفر کرده و با شماری از مقامهای ارشد جمهوری اسلامی، از جمله علیاکبر احمدیان، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، دیدار کرده بود. بارزانی در آن سفر به زبان فارسی تاکید کرد اقلیم کردستان اجازه نخواهد داد خاکش به تهدیدی برای ایران تبدیل شود.
بارزانی همچنین در جریان سفر خود به ایران در سال ۱۴۰۳ با علی خامنهای، رهبر وقت جمهوری اسلامی دیدار کرد. او پس از این ملاقات در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «بە دیدار رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران آیت الله العظمى سيد علی خامنهای در تهران شرفیاب شدم. در این نشست بر آمادگی و تمایل عراق و اقلیم کردستان جهت پیشبرد روابط همە جانبە با جمهوری اسلامی ایران تاکید نمودیم.»
تماس امن بارزانی و وحیدی
بارزانی درخواست گبرد را پذیرفت و از رابطهای خود در سپاه پاسداران خواست امکان گفتوگوی مستقیم او با وحیدی را فراهم کنند.
۲۴ اردیبهشت، یکی از مقامهای سپاه پاسداران با یک تلفن رمزگذاریشده به دفتر بارزانی در اربیل، پایتخت اقلیم کردستان عراق، رفت تا تماس در بستری امن برقرار شود.
به نوشته اکسیوس بارزانی در این تماس از وحیدی پرسید آیا با مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی هماهنگ است. به گفته منبعی که بهطور مستقیم از این گفتوگو اطلاع داشت، وحیدی پاسخ داد: «من کاملا از آنها حمایت میکنم و این موضع سپاه پاسداران نیز هست. ترجیح میدهیم این بحران را از طریق مذاکره حل کنیم.»
سه منبع، از جمله یک مقام کاخ سفید، به اکسیوس گفتند بارزانی بلافاصله پس از گفتوگو با وحیدی با گبرد تماس گرفت و پاسخ فرمانده سپاه را به او انتقال داد. گبرد نیز کاخ سفید را در جریان این تماس گذاشت.
پیشنهاد مذاکرات محرمانه حضوری
دولت ترامپ پس از دریافت پاسخ وحیدی، از بارزانی خواست میزبان مذاکرات محرمانه میان مقامهای ارشد آمریکایی و جمهوری اسلامی در اربیل باشد.
بارزانی این پیشنهاد را نیز به طرف ایرانی انتقال داد. به گزارش اکسیوس، مقامهای جمهوری اسلامی آن را رد نکردند، اما درباره امنیت خود ابراز نگرانی کردند. آنها معتقد بودند سازمان اطلاعات اسرائیل عوامل متعددی در اقلیم کردستان عراق دارد و ممکن است هنگام حضورشان در اربیل یا در مسیر رفتوبرگشت برای کشتن آنها اقدام کند. در نهایت، نشست محرمانه اربیل برگزار نشد.
انتقال پیام از طریق میانجیها ادامه دارد
منابع منطقهای آگاه به اکسیوس گفتند میانجیگران پاکستانی و قطری همچنان پیامهایی را میان تهران و واشینگتن ردوبدل میکنند، اما مذاکرات پیشرفت چشمگیری نداشته است. بارزانی نیز بهتازگی پیامهایی برای کاخ سفید فرستاده و پیشنهاد کرده است برای ازسرگیری مذاکرات کمک کند.
برت مکگرک، مشاور امور خاورمیانه در دولتهای پیشین آمریکا، درباره ادامه مذاکرات گفت: «مشکل میانجیها نیستند، مشکل سیاست ایران در قبال تنگه هرمز است؛ سیاستی که بعید است به این زودیها تغییر کند.»