برخاستن دود در چابهار
یک شهروند با ارسال ویدیویی به ایران اینترنشنال گفت که صبح ۲۴ تیر، کلانتری چابهار هدف گرفته شد.
یک شهروند با ارسال ویدیویی به ایران اینترنشنال گفت که صبح ۲۴ تیر، کلانتری چابهار هدف گرفته شد.






شماری از دانشآموزان در شهرهای جنوب ایران با ارسال پیام به ایراناینترنشنال گفتند در حالی مجبور به شرکت در امتحانات نهایی شدهاند که همزمان صدای انفجار در نزدیکی حوزههای امتحانی شنیده میشده است.
آنها گفتند ترس، اضطراب و شرایط جنگی، تمرکز بسیاری از داوطلبان را در جریان آزمونها مختل کرده است.
همزمان با آغاز دور تازه تنش میان جمهوری اسلامی و آمریکا، دانشآموزانی از شهرهای جنوب ایران از جمله بندرعباس، بوشهر و جم، سهشنبه ۲۳ تیرماه در پیامهایی به ایراناینترنشنال گفتند همزمان با برگزاری امتحانات، صدای چندین انفجار را شنیدهاند.
به گفته آنها، این موضوع موجب ترس و بر هم خوردن تمرکز بسیاری از دانشآموزان شده است.
صدای انفجار، حضور ذهنمان را گرفت
دانشآموزان طی هفتههای گذشته بارها خواستار تعویق یا غیرحضوری شدن آزمونها شده بودند.
آنها گفتهاند تعطیلی مدارس، قطع و اختلال اینترنت، فشار روانی ناشی از جنگ و برنامه فشرده امتحانات، فرصت کافی را برای آمادگی از بسیاری از داوطلبان گرفته است.
دانشآموزان پایههای یازدهم و دوازدهم در هفتههای اخیر چندین بار مقابل ادارههای آموزش و پرورش در شهرهای مختلف تجمع کردند و خواستار تغییر زمان یا شیوه برگزاری امتحانات شدند.
با این حال، وزارت آموزش و پرورش با این درخواستها موافقت نکرد و آزمونهای نهایی در نهایت بهصورت حضوری برگزار شد.
یکی از دانشآموزان پایه دوازدهم که ساکن بندرعباس است، نوشت: «یک ساعت پیش از امتحان چند انفجار رخ داد و سر جلسه هم دوباره صدای انفجار آمد. بچهها بهشدت استرس داشتند و ذهنشان قادر به پاسخ دادن به سوالها نبود.»
دانشآموز دیگری هم گفت: «ساعت شش صبح صدای انفجار میآید و ساعت هفت باید در مدرسه باشیم. نمیدانم چرا باید وسط جنگ امتحان بدهیم. مگر ایران فقط تهران است؟ پس جنوب کشور چه؟»
مخاطب دیگری از بندرعباس، علاوه بر شنیده شدن صدای انفجار، به مشکلات ناشی از گرمای هوا و کمبود امکانات اشاره کرد و نوشت: «درس برایم خیلی مهم است، اما جنگ، صدای برخورد موشکها، گرمای شدید حوزه امتحان، نبود کولر کافی و قطعی برق در روزهای بین امتحانات، شرایط را ناعادلانه کرده است.»
دانشآموزی از شهر جم در استان بوشهر نیز به ایراناینترنشنال گفت سهشنبه ۲۳ تیرماه حین برگزاری آزمون، صدای چهار انفجار در حوالی مرکز آزمون، دانشآموزان را آشفته کرده است.
به گفته یکی از آنها، شنیدن صدای انفجار حدود ساعت هشت صبح موجب شده برخی دانشآموزان سر جلسه گریه کنند و والدین نیز از شدت اضطراب، تمام مدت امتحان پشت در حوزه منتظر مانده بودند.
نگرانی از تکرار تجربه مدرسه میناب
در روزهای گذشته نیز برخی دانشآموزان در پیامهای خود با اشاره به تجربه حمله به مدرسه میناب، نسبت به امنیت حوزههای امتحانی ابراز نگرانی کردند.
بنا به گفته آنها، برگزاری حضوری امتحانات در شرایط جنگی، در حوزههایی که به مراکز نظامی نزدیک است، جان دانشآموزان را در معرض خطر قرار میدهد.
یکی از دانشآموزان نوشت: «جمهوری اسلامی ما دانشآموزان را سپر انسانی خود قرار داده و در حالی که در شرایط جنگی هستیم، بر حضوری بودن امتحانات پافشاری میکند.»
دانشآموز دیگری از جنوب کشور نیز با اشاره به حمله به مدرسه میناب نوشت: «ما در جنوب چه گناهی کردهایم که باید با صدای جنگنده از خواب بیدار شویم و بعد هم به امتحان برویم؟ میترسیم تجربه مدرسه میناب دوباره تکرار شود.»
در پیامهایی دیگر، دانشآموزان گفتند در حالی به حوزههای امتحانی فراخوانده شدهاند که شب پیش از آزمون را با صدای انفجار و نگرانی از حملات سپری کرده بودند.
در پی انتشار خبر درگذشت لیندزی گراهام، سناتور ارشد جمهوریخواه آمریکا، شماری از شهروندان در پیامهای ارسالی به ایراناینترنشنال از او بهعنوان یکی از حامیان مردم ایران و جنبش آزادیخواهی یاد کردند.
سناتور گراهام در جریان اعتراضهای دیماه سال گذشته و پس از آن، بارها از خیزش مردم ایران علیه جمهوری اسلامی حمایت کرد. او همچنین در گردهمایی «روز جهانی اقدام» که ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در مونیخ برگزار شد، حضور یافت. حضور او در این مراسم از سوی حامیان جنبش اعتراضی ایران نشانهای از پشتیبانی سیاسی او از معترضان تلقی شد، هرچند مواضع گراهام درباره ایران همواره در چارچوب رویکرد سختگیرانه و مداخلهگرایانهاش در سیاست خارجی آمریکا قرار داشت.
بسیاری از مخاطبان با اشاره به مواضع گراهام در حمایت از معترضان ایرانی، نوشتند از شنیدن خبر درگذشت او شوکه و متاثر شدهاند و ابراز امیدواری کردند آرمان مشترک او و مردم ایران برای رسیدن به آزادی تحقق یابد.
شهروندان در پیامهای خود از او تحت عنوان «دوستی واقعی» برای ایران وایرانیان یاد کردند.
یکی از مخاطبان سناتور گراهام را مردی «آزادیخواه و میهنپرست» توصیف کرد که به گفته او برای آزادی مردم در کشورهای دیگر نیز تلاش میکرد.
یکی از مخاطبان نوشت در روزهایی که مطالبات مردم ایران در میان بازیهای سیاسی، مناقشهها و جنگها به حاشیه رانده میشد، لیندزی گراهام صدای آنان بود و نقشی کلیدی در دیدهشدن مردم ایران و شنیدهشدن خواستههایشان در عرصه بینالمللی ایفا کرد.
به گفته مخاطبان، حمایتهای او در دشوارترین روزهای اعتراضات و زمانی که جامعه جهانی در برابر کشتار ۱۸ و ۱۹ دیماه سکوت کرده بود، برای مردم امیدبخش بوده است.
شهروندی به مقایسه واکنش افکار عمومی نسبت به درگذشت گراهام و مرگ علی خامنهای پرداخت و نوشت بسیاری از ایرانیان از درگذشت سناتور آمریکایی اندوهگین شدهاند، در حالی که از مرگ رهبر جمهوری اسلامی ابراز خوشحالی کردهاند.
مخاطب دیگری هم عنوان کرد سناتور گراهام صدای بیصدایانی همچون مردم ایران و اوکراین بود و قطعا مخالفان بسیاری از سوی جمهوری اسلامی و روسیه داشته است.
شماری از شهروندان در پیامهای خود نوشتند برافراشتن پرچم شیر و خورشید از سوی لیندزی گراهام در تجمع ۱۴ فوریه ایرانیان، از صحنههایی است که هرگز آن را فراموش نخواهند کرد.
گراهام، در کنار حمایت صریح از جنبش آزادیخواهی مردم ایران و مخالفت با جمهوری اسلامی، از چهرههای باسابقه جریان اصلی و ساختار تثبیتشده سیاست آمریکا به شمار میرفت.
او طی بیش از دو دهه حضور در سنا، در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا نفوذ داشت و از برجستهترین حامیان رویکرد مداخلهگرانه آمریکا، حضور نظامی گسترده در جهان، تقویت ائتلافهایی چون ناتو و حمایت نظامی از متحدانی مانند اسرائیل و اوکراین بود.
گراهام همچنین سالها از اعمال فشار حداکثری و حتی اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی دفاع میکرد. حامیانش این مواضع را لازمه بازدارندگی و رهبری جهانی آمریکا میدانستند، اما منتقدانش این رویکرد را جنگطلبانه میخواندند و معتقد بودند ممکن است به گسترش درگیریها، افزایش کشتههای غیرنظامی و بیثباتی بیشتر در خاورمیانه بینجامد.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
مردم چه میگویند؟
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.