شبکه کان: اسرائیل میخواهد به ایران حمله کند اما منتظر چراغ سبز ترامپ است


شبکه اسرائیلی کان گزارش داد برخی در اسرائیل خواهان ورود به تنشهای جدید میان واشینگتن و تهران و ازسرگیری حملات علیه جمهوری اسلامی هستند، اما برای آغاز دوباره حملات به ایران در انتظار دریافت چراغ سبز دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ماندهاند.
این شبکه، بدون اشاره به منبع، گزارش داد مقامها در اورشلیم برآورد میکنند حملات متقابل میان آمریکا و جمهوری اسلامی در چند روز آینده ادامه یابد.






گلفنیوز در یادداشتی تحلیلی نوشت حمله جمهوری اسلامی به کشتیهای تجاری در جریان آتشبس ۶۰ روزه، ممکن است مهمترین اهرم راهبردی تهران در تنگه هرمز را تضعیف کرده و به جای تقویت موقعیت مذاکرهای، فشارهای نظامی و دیپلماتیک علیه ایران را افزایش داده باشد.
به نوشته نشریه اماراتی گلفنیوز، جمهوری اسلامی با هدف قرار دادن سه نفتکش غیرنظامی در حالی که آزادی کشتیرانی طبق آتشبس ۶۰ روزه تضمین شده بود، از خطی عبور کرده که میتواند بزرگترین اشتباه راهبردی تهران در سالهای اخیر باشد.
این یادداشت میگوید این حملات به ازسرگیری حملات نظامی آمریکا علیه اهداف و زیرساختهای نظامی ایران، اعمال تحریمهای تازه و تشدید تلاشهای بینالمللی برای تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز منجر شده است.
به نوشته گلفنیوز، تنگه هرمز طی دهههای گذشته مهمترین ابزار ژئوپولیتیکی جمهوری اسلامی بوده است. تهران همواره این پیام را منتقل کرده که اگر نتواند نفت خود را صادر کند، دیگران نیز نباید چنین امکانی داشته باشند. به اعتقاد نویسنده، همین تهدید در بسیاری از مواقع برای ایجاد تلاطم در بازارهای جهانی انرژی کافی بوده است.
در این یادداشت تاکید شده است که مهمترین دارایی راهبردی جمهوری اسلامی نه موشکها و نه حتی برنامه هستهای آن، بلکه «ابهام» بوده است؛ یعنی این تصور که [حکومت] ایران هر زمان بخواهد میتواند یکی از مهمترین گذرگاههای انتقال انرژی جهان را مختل کند، بیآنکه الزاماً این تهدید را عملی کند.
گلفنیوز مینویسد همین ابهام باعث شده بود تنگه هرمز به «سلاح طلایی» [حکومت] ایران تبدیل شود، زیرا صرف احتمال اختلال در عبور نفتکشها، هزینههای اقتصادی قابل توجهی به اقتصاد جهانی تحمیل میکرد.
اما به باور نویسنده، حمله مستقیم به کشتیهای تجاری، بهویژه در دوره آتشبس، این اهرم را به یک نقطهضعف تبدیل کرده است. چنین اقدامی به آمریکا و متحدانش توجیه سیاسی و حقوقی لازم را برای اقدام نظامی و جلب حمایت گستردهتر بینالمللی داده است.
این یادداشت در ادامه این پرسش را مطرح میکند که آیا تهران با این حملات مرتکب یک خطای راهبردی مرگبار شده است یا خیر. به نوشته گلفنیوز، ممکن است مقامهای جمهوری اسلامی تصور کرده باشند که با افزایش هزینههای اقتصادی جنگ و نشان دادن آمادگی برای حمله به کشتیرانی تجاری، واشینگتن را وادار خواهند کرد از موضعی ضعیفتر به مذاکرات بازگردد.
نویسنده در این زمینه به ارزیابی «موسسه مطالعه جنگ» (ISW) اشاره میکند که بر اساس آن، تهران اختلال در کشتیرانی تنگه هرمز را یکی از مهمترین ابزارهای چانهزنی پس از جنگ و عاملی برای بازدارندگی در برابر حملات بیشتر آمریکا و اسرائیل میداند.
با این حال، گلفنیوز معتقد است نتیجه حملات اخیر کاملا معکوس بوده است. این حملات نه تنها به امتیازگیری تهران منجر نشده، بلکه حملات نظامی آمریکا را از سر گرفته، استدلال برای گسترش عملیات دریایی با هدف حفاظت از کشتیرانی تجاری را تقویت کرده و کشورهای عرب خلیج فارس و متحدان غربی را به کاهش وابستگی به آبراههای تحت نفوذ [حکومت] ایران ترغیب کرده است.
این یادداشت همچنین میگوید پس از حملات، شرکتهای بیمه حق بیمه جنگ را افزایش دادهاند، تردد کشتیها از تنگه هرمز بهشدت کاهش یافته و بسیاری از شرکتهای کشتیرانی سفرهای خود را به تعویق انداخته یا مسیرهای جایگزین را انتخاب کردهاند.
گلفنیوز با استناد به تحلیلهای «موسسه واشنگتن» مینویسد قدرت واقعی جمهوری اسلامی در بستن فیزیکی تنگه هرمز نیست، بلکه در حفظ فضای دائمی نااطمینانی درباره امنیت این آبراه است. از دید این موسسه، زمانی که کشتیهای تجاری مستقیما هدف حمله قرار میگیرند، این ابهام راهبردی از میان میرود و [حکومت] ایران از یک بازیگر منطقهای دارای اهرم فشار به تهدیدی علیه منافع مشترک جهانی تبدیل میشود.
به نوشته گلفنیوز، چنین وضعیتی به آمریکا و شرکایش امکان میدهد اقدامات هماهنگ نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک علیه جمهوری اسلامی را با سهولت بیشتری توجیه کنند.
با این حال، نویسنده به دیدگاه متفاوت «موسسه بینالمللی مطالعات راهبردی» (IISS) نیز اشاره میکند. این موسسه معتقد است حتی حملات پراکنده با موشک، پهپاد، مین یا قایقهای تندرو نیز میتواند فضای نااطمینانی را حفظ کند، زیرا صنعت کشتیرانی نسبت به ریسک بسیار حساس است و از این رو تهران همچنان بخشی از اهرم فشار خود را حفظ کرده است.
گلفنیوز در ادامه این پرسش را مطرح میکند که آیا حملات اخیر قدرت چانهزنی جمهوری اسلامی را افزایش داده یا صرفا روند تضعیف این اهرم را سرعت بخشیده است. نویسنده میگوید آنچه تاکنون مشاهده شده، افزایش همگرایی منتقدان تهران و کاهش اعتماد کشورهایی است که به صادرات بدون وقفه انرژی از خلیج فارس وابستهاند.
این یادداشت در عین حال تاکید میکند که نباید تصور کرد جمهوری اسلامی در آستانه فروپاشی قرار گرفته است. به نوشته گلفنیوز، حکومت ایران همچنان از توان موشکی قابل توجه و شبکهای از نیروهای نیابتی در منطقه برخوردار است و پیشبینیهای گذشته درباره سقوط نظام نیز تاکنون محقق نشدهاند.
در بخش دیگری از این یادداشت آمده است که گزارشها درباره کشته شدن علی خامنهای در نخستین روز جنگ، نظام سیاسی ایران را وارد مرحلهای از گذار کرده است. نویسنده میافزاید اگرچه بر اساس قانون اساسی، رهبر عالیترین مقام کشور است، اما در شرایط کنونی سپاه پاسداران نقش پررنگتری در تصمیمگیریهای نظامی و امنیتی یافته و نحوه تقسیم واقعی قدرت در ساختار حاکمیت همچنان روشن نیست.
گلفنیوز در پایان نتیجه میگیرد که تجربه تاریخی نشان میدهد اهرمهای ژئوپولیتیکی زمانی بیشترین ارزش را دارند که در حد یک تهدید معتبر باقی بمانند، نه اینکه به اقدام عملی تبدیل شوند. به نوشته این روزنامه، جمهوری اسلامی با حمله به کشتیهای تجاری در دوران آتشبس، ممکن است مهمترین برگ برنده خود را به توجیهی برای افزایش فشارهای نظامی و دیپلماتیک علیه خود تبدیل کرده باشد؛ موضوعی که میتواند نشان دهد کنترل تنگه هرمز دیگر بهتنهایی همان مزیت راهبردی گذشته را برای تهران ایجاد نمیکند.
آمریکا این هفته دامنه حملات خود به ایران را بهطور چشمگیری افزایش داده و همزمان با فروپاشی عملی آتشبس میان دو کشور، نگرانیها درباره بازگشت به یک جنگ تمامعیار بار دیگر افزایش یافته است؛ جنگی که به نوشته نیویورکتایمز میتواند بازار جهانی انرژی را بیش از پیش بیثبات کند.
نیویورکتایمز در گزارشی نوشت مقامهای نظامی آمریکا اعلام کردهاند که نیروهای این کشور در حملات روزهای سهشنبه و چهارشنبه حدود ۱۷۰ هدف را در ایران هدف قرار دادهاند؛ رقمی که ۱۵ برابر بیشتر از دور قبلی حملات در اواخر ژوئن است.
به نوشته این روزنامه، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) اعلام کرده است اهداف این حملات شامل سامانههای پدافند هوایی، انبارهای پهپاد و موشک و زیرساختهای لجستیکی در امتداد سواحل ایران بوده است. مقامهای آمریکایی هدف از این عملیات را کاهش توان جمهوری اسلامی برای تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز عنوان کردهاند.
دور جدید حملات آمریکا زمانی آغاز شد که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در ابتدای هفته به چندین کشتی تجاری که از مسیر جنوبی تنگه هرمز در حرکت بودند حمله کردند. جمهوری اسلامی تاکید دارد که تردد کشتیها در تنگه هرمز تنها از مسیری باید انجام شود که سپاه تعیین کرده و همه کشتیها باید مجوز عبور دریافت کنند. موضوعی که آمریکا و دیگر کشورهای منطقه حاضر به پذیرش آن نیستند.
وزارت بهداشت ایران نیز اعلام کرده است حملات آمریکا طی دو روز گذشته دستکم ۱۴ کشته و ۷۸ زخمی در پنج استان بر جای گذاشته است.
به گزارش نیویورکتایمز، جمهوری اسلامی در پاسخ، پایگاههای نظامی آمریکا در قطر، بحرین و کویت را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داده است. اردن نیز اعلام کرده بخشی از حملات حکومت ایران را رهگیری کرده است.
این روزنامه مینویسد تداوم حملات متقابل منطقه را وارد چرخهای از جنگهای پراکنده کرده و احتمال بازگشت به جنگ گستردهای را افزایش داده است که از اواخر فوریه [اوایل اسفند] با حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد.
نیویورکتایمز همچنین به اظهارات ئسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، اشاره کرده که گفته است ارتش این کشور برای ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران در صورت لزوم آماده است و میتواند بار دیگر برای به دست آوردن برتری هوایی، حملات خود را آغاز کند.
این گزارش یادآوری میکند که تنها یک روز پس از آنکه دونالد ترامپ اعلام کرد آتشبسی که سه هفته پیش با [حکومت] ایران امضا کرده بود «به پایان رسیده است»، مقامهای جمهوری اسلامی تهدید کردند دامنه حملات خود را به دیگر پایگاههای آمریکا در منطقه گسترش خواهند داد.
به نوشته نیویورکتایمز، حملات روز چهارشنبه [۱۷ تیر] آمریکا نقاط مختلف ایران را هدف قرار داد. تصاویر و ویدئوهای بررسیشده توسط این روزنامه نشان میدهد برج کنترل دریایی بندر چابهار بهشدت آسیب دیده است. در ایرانشهر نیز ساختمانهای فرودگاه هدف حمله قرار گرفته و در بوشهر، یک اسکله و محدوده پیرامونی نیروگاه هستهای آسیب دیده است.
این روزنامه همچنین با استناد به ویدئوهای راستیآزماییشده گزارش داد در نزدیکی شهر آققلا در شمالشرق ایران، پل راهآهن آقتکهخان هدف حمله قرار گرفته است. این پل در مسیر راهآهن تهران-ترکمنستان قرار دارد و بیش از ۷۰۰ مایل [برابر با ۱۱۲۶٫۵۴ کیلومتر] با تنگه هرمز فاصله دارد.
نیویورکتایمز به نقل از خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، نوشت پس از آنکه آمریکا در ماه آوریل [فروردین] محاصره دریایی کشتیهای ورودی و خروجی بنادر ایران را آغاز کرد، حجم تردد ریلی چین در این مسیر سه برابر شده است.
به گزارش این روزنامه، حملات [حکومت] ایران در این هفته کشورهای خلیج فارس میزبان نیروهای آمریکایی را هدف قرار داد. کویت اعلام کرد سه موشک بالستیک، یک موشک کروز و ۱۰ پهپاد را رهگیری کرده و سقوط بقایای آنها یک نفر را زخمی کرده است. بحرین نیز از رهگیری و انهدام چند موشک و پهپاد خبر داد.
جمهوری اسلامی همچنین اعلام کرد قطر را نیز هدف حمله قرار داده است. هرچند مقامهای قطری وقوع این حملات را تایید نکردند، اما هشدار امنیتی عمومی صادر کردند. قطر از میانجیهای اصلی مذاکرات میان تهران و واشینگتن به شمار میرود.
نیویورکتایمز مینویسد تشدید درگیریها باعث افزایش بهای نفت شده است. نفت برنت روز پنجشنبه [۱۸ تیر] حدود ۷۶ دلار در هر بشکه معامله شد؛ رقمی پایینتر از اوج ۱۱۸ دلاری در جریان جنگ، اما همچنان بالاتر از قیمت پیش از آغاز درگیریها.
به نوشته این روزنامه، همزمان تلاشهای دیپلماتیک نیز ادامه دارد. نخستوزیر قطر با وزیران خارجه عربستان سعودی، عمان، امارات متحده عربی و ترکیه گفتوگو کرده و همچنین در تماس با وزیر خارجه جمهوری اسلامی، حملات جمهوری اسلامی ایران به کشتیها در تنگه هرمز را محکوم کرده است. در همین حال، رییس امارات متحده عربی نیز در سفری کمسابقه به کویت با امیر این کشور درباره تقویت همکاریهای دوجانبه و تحولات منطقه رایزنی کرده است.
سیانان به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد اسرائیل این هفته اطلاعاتی را در اختیار آمریکا قرار داده که نشان میدهد جمهوری اسلامی بهتازگی طرح مشخصی برای ترور دونالد ترامپ تهیه کرده است؛ گزارشی که همزمان با تشدید تنشها میان تهران و واشینگتن منتشر شده است.
به گزارش سیانان، یکی از منابع آگاه گفته است هشدار اسرائیل در هفته جاری به مقامهای آمریکایی منتقل شده است. منبع دیگری نیز گفته نهادهای اطلاعاتی آمریکا در هفتههای اخیر بهطور مداوم اطلاعاتی درباره احتمال تلاش برای ترور ترامپ دریافت کرده بودند، اما اطلاعات ارائهشده از سوی اسرائیل جدید بوده و به یک طرح مشخص مربوط میشده است.
سیانان نوشت جزئیات این طرح هنوز روشن نیست و همچنین مشخص نشده که آیا دستگاههای اطلاعاتی آمریکا نیز بهطور مستقل این طرح را شناسایی کرده بودند یا تنها از طریق هشدار اسرائیل از آن مطلع شدهاند.
کاخ سفید در پاسخ به درخواست این شبکه برای اظهار نظر درباره این گزارش، که نخستین بار روزنامه والاستریت ژورنال منتشر کرده بود، به اظهارات اخیر دونالد ترامپ اشاره کرد.
ترامپ روز چهارشنبه ۱۷ تیر به خبرنگاران گفت: «آنها میخواهند رهبر آمریکا، یعنی من، را از میان بردارند. من در همه فهرستهای آنها هستم. امروز صبح دیدم که در تکتک فهرستهایشان قرار دارم. تا اینجا کمی خوششانس بودهام، اما شاید این خوششانسی خیلی دوام نیاورد. اینها آدمهای شرور و بیماری هستند و باید این سرطان را ریشهکن کنیم. سرطان را باید از همان ابتدا از بدن خارج کرد.»
سیانان همچنین گزارش داد تنشها میان آمریکا و جمهوری اسلامی در روزهای اخیر، همزمان با فروپاشی آتشبس ۶۰ روزه، افزایش یافته و دو طرف تهدیدها و حملات متقابلی را علیه یکدیگر انجام دادهاند. با این حال، به گفته یک مقام آمریکایی، تلاشهای دیپلماتیک همچنان پشت پرده ادامه دارد.
به گفته چند مقام آمریکایی، برای انجام حملات احتمالی در شامگاه پنجشنبه آمادهسازیهایی انجام شده بود، اما مقامهای آمریکایی در نهایت ترجیح دادند فعلاً به جای اقدام نظامی، مسیر دیپلماسی را دنبال کنند.
سیانان نوشت پیش از آن، در ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن»، خدمه جنگندهها را به تسلیحات مجهز کردند و خلبانان نیز تمرینهای لازم را برای اجرای احتمالی حملات انجام دادند. دن کیلر، فرمانده این ناو، به هزاران خدمه حاضر گفت که شرایط در حال بحرانیتر شدن است.
این شبکه افزود همزمان با این آمادهباش، جنگندههای آمریکایی همچنان ماموریتهای معمول دفاعی خود را ادامه دادند و پروازهای عملیاتی در طول روز و شب برقرار بود.
سیانبیسی در گزارشی از نشست ناتو در آنکارا نوشت ۴۸ ساعت این اجلاس نشان داد که تصمیمها و مواضع دونالد ترامپ همچنان محور اصلی دیپلماسی جهانی است؛ از ایران و اوکراین تا امنیت اروپا، همه مهمترین پروندهها تحت تاثیر او قرار داشتند.
این شبکه در گزارشی نوشت نشست ناتو امسال صرفاً یک گردهمایی دیپلماتیک نبود، بلکه به نمایش زندهای از سرعت تغییر معادلات ژئوپلیتیک در زمانی تبدیل شد که ترامپ در مرکز تصمیمگیری قرار دارد.
به نوشته سیانبیسی، پیش از آغاز نشست، مجموعهای از پروندههای حساس بر فضای اجلاس سایه انداخته بود؛ از جنگ روسیه و اوکراین، برنامه هستهای ایران، امنیت اروپا و مناقشه گرینلند گرفته تا اختلاف بر سر بودجه دفاعی اعضای ناتو و جایگاه ولودیمیر زلنسکی نزد دولت آمریکا. گزارش تاکید میکند که تقریبا همه این موضوعات در نهایت به مواضع ترامپ گره خورده بودند.
این گزارش میافزاید اعضای اروپایی ناتو و کانادا در آستانه اجلاس عملا زیر ذرهبین کاخ سفید قرار داشتند. ترامپ و پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، بار دیگر متحدان اروپایی را به دلیل هزینه نکردن کافی برای دفاع و همچنین آنچه کمکاری ناتو در قبال ایران توصیف کردند، به شدت مورد انتقاد قرار داده بودند.
سیانبیسی همچنین به انتقادهای مجدد ترامپ از دانمارک بر سر گرینلند و حملات لفظی او به اسپانیا به دلیل نرسیدن به اهداف هزینههای دفاعی ناتو اشاره میکند و مینویسد همزمان زلنسکی نیز برای جلب حمایت بیشتر متحدان در آنکارا حضور داشت، در حالی که همواره نسبت به نحوه برخورد ترامپ با خود اطمینان نداشت.
به نوشته این شبکه، نقطه عطف اجلاس زمانی رقم خورد که ترامپ اعلام کرد دیگر به تعامل با جمهوری اسلامی، تفاهمنامه و آتشبس پایبند نیست. این اظهارات باعث افت بازارهای مالی و افزایش بهای نفت شد و این تصور را به وجود آورد که اجلاس به سمت بحرانی تازه حرکت میکند.
اما به گفته نویسنده گزارش، تنها چند ساعت بعد فضای اجلاس به طور کامل تغییر کرد. رهبران کشورهای عضو ناتو در گفتوگوهای غیررسمی به خبرنگاران گفتند ترامپ در نشست پشت درهای بسته با دقت به سخنان همه رهبران گوش داده، از جلسه رضایت داشته و آن را با روحیهای مثبت ترک کرده است.
ترامپ نیز در نشست خبری پایانی اجلاس این روایت را تایید کرد. او در کنار مارکو روبیو، وزیر خارجه، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، پیت هگست و استیون میلر، معاون رییس دفتر کاخ سفید، از «محبت فراوان» میان رهبران سخن گفت و اظهار داشت: «اتحاد فوقالعاده بود. محبت موجود در اتاق واقعا غیرعادی بود.»
سیانبیسی این تغییر لحن را چرخشی چشمگیر نسبت به انتقادهای تند ترامپ از همان متحدان تنها چند ساعت قبل توصیف میکند.
این گزارش در ادامه برندگان و بازندگان اجلاس را بررسی کرده است. به نوشته سیانبیسی، رجب طیب اردوغان از مهمترین برندگان نشست بود؛ زیرا پس از میزبانی موفق اجلاس، به نظر میرسد بیش از گذشته به دریافت موافقت واشینگتن برای فروش جنگندههای اف-۳۵ نزدیک شده است.
به گزارش سیانبیسی، مارک روته، دبیرکل ناتو، نیز با ادامه حمایت و تمجید از ترامپ توانست دستکم در مقطع کنونی آمریکا را در چارچوب ناتو حفظ کند. همچنین اسپانیا و دانمارک، با وجود انتقادهای اولیه، در نشست خبری پایانی با توبیخ تازهای از سوی ترامپ روبهرو نشدند.
این شبکه، ولودیمیر زلنسکی را نیز از دیگر برندگان اجلاس میداند و مینویسد عملکرد اوکراین در تثبیت جبهههای نبرد و انتقال جنگ به عمق خاک روسیه، نگاه ترامپ را نسبت به کییف بهبود بخشیده است. به نوشته گزارش، زلنسکی حتی ممکن است به توافقی برای تولید سامانههای موشکی پاتریوت دست یافته باشد؛ موضوعی که مدتها از اولویتهای اوکراین بوده است.
در مقابل، سیانبیسی معتقد است ولادیمیر پوتین از نمایش وحدت ناتو، افزایش بودجههای دفاعی اعضا و گرمتر شدن روابط ترامپ و زلنسکی، از بازندگان اصلی این اجلاس محسوب میشود.
این گزارش تاکید میکند که با وجود تغییر محسوس فضای اجلاس، آینده ایران همچنان مهمترین پرسش بیپاسخ باقی مانده است. نویسنده گزارش میگوید از ترامپ پرسیده است اگر واقعاً از آتشبس و تفاهمنامه با ایران عبور کرده، گام بعدی چه خواهد بود؛ اما رییسجمهوری آمریکا تنها پاسخ داده است که در دوران ریاستجمهوری او، ایران هرگز به سلاح هستهای دست نخواهد یافت.
سیانبیسی در پایان نتیجه میگیرد که اگرچه فضای اجلاس ناتو طی دو روز به شکلی چشمگیر دگرگون شد، اما پرسشهای اصلی همچنان پابرجاست؛ اینکه سیاست آمریکا در قبال [حکومت] ایران به کدام سو خواهد رفت، آیا فضای مثبت میان ترامپ و متحدان ناتو دوام خواهد آورد و این تحولات چه تاثیری بر آینده جنگ اوکراین خواهد گذاشت. به نوشته این شبکه، مهمترین درس این اجلاس آن بود که هرگاه ترامپ در مرکز تحولات قرار میگیرد، متحدان، رقبا و حتی بازارهای جهانی ناچارند خود را به سرعت با واقعیتهای جدید تطبیق دهند.
در دیماه ۱۴۰۴، همزمان با سرکوب خونین معترضان، قطع اینترنت و استقرار نیروهای امنیتی در بیمارستانها، نبردی دیگر نیز آغاز شد؛ نبردی بر سر روایت قربانیان و اینکه کدام مرگها در حافظه رسانههای جهان ثبت میشوند و کدامیک در سکوت فراموش میشوند.
دیماه ۱۴۰۴؛ خیابانها و کوچههای ایران صحنه سرکوبی شد که هنوز ابعاد کامل آن روشن نیست. اینترنت در بسیاری از نقاط کشور قطع یا مختل شد، آنتندهی موبایلها محدود بود، بیمارستانها زیر نظر نیروهای امنیتی قرار گرفتند و خانوادهها برای یافتن پیکر عزیزانشان با دیوار سکوت و تهدید روبهرو شدند.
مساله تنها ابعاد سرکوب نبود؛ پرسشی همپای آنچه رخ داده مطرح میشد: کدام بخش از حقیقت اجازه روایت شدن پیدا میکند؟ چه کسانی کشته شدند، چه کسانی شلیک کردند، و کدام عدد میتواند از سد سانسور، ملاحظات سیاسی و احتیاط رسانههای جهانی عبور کند و به خبر بینالمللی تبدیل شود؟
جمهوری اسلامی، مطابق الگوی شناختهشده و تکراریاش در بحرانهای مشابه، ابتدا کوشید با عددهای محدود و روایتهای پراکنده، ابعاد کشتار را کوچک نشان دهد. در مقابل، نهادهای حقوق بشری، رسانههای مستقل، با احتیاط و بر پایه شواهد، آمارهایی متفاوت منتشر کردند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بر اساس اطلاعات محرمانه رسیده از داخل ایران، اعلام کرد دستکم ۳۶،۵۰۰ نفر در جریان سرکوب اعتراضات، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی کشته شدهاند.
همزمان، هرانا، وبسایت وابسته به سازمان حقوق بشری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در گزارش «زمستان سرخ» درباره ۵۰ روز نخست اعتراضات، از حداقل موارد قابل راستیآزمایی سخن گفت: ۶،۴۸۸ جانباخته. همان گزارش تاکید کرد که ۱۱،۷۴۴ پرونده دیگر همچنان در دست بررسی است. این فاصله میان موارد تاییدشده و پروندههای در حال بررسی، نشان میدهد آمار نهایی قربانیان هنوز میتواند بسیار فراتر از اعداد منتشرشده باشد.
سازمان دیدهبان حقوق بشر نیز از شواهد فزاینده درباره کشتارهای سراسری سخن گفت. عفو بینالملل، در ۶ ماهگی اعتراضات دی، هشدار داد که نبود عدالت بینالمللی برای کشتار هزاران معترض و رهگذر، خطر وقوع جنایتهای بیشتر از سوی جمهوری اسلامی را افزایش میدهد.
اما در میان این آمارها، روایت دیگری هم از واشینگتن رسید؛ از زبان دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا. ترامپ در اسفند ۱۴۰۴، از کشتهشدن ۳۲،۰۰۰ نفر در سرکوب اعتراضات ایران سخن گفت. در فروردین ۱۴۰۵، این عدد را ۴۵٬۰۰۰ نفر اعلام کرد. سپس در ۱۷ تیر گفت جمهوری اسلامی تاکنون ۵۴،۰۰۰ معترض را کشته است.
اهمیت این اظهارات فقط در بزرگی عددها نبود. گوینده این ارقام، رییسجمهوری ایالات متحده بود؛ مقامی که به گزارشهای اطلاعاتی، ارزیابیهای امنیتی و دادههای محرمانه نهادهای امنیتی آمریکا دسترسی دارد. با این حال، واکنش رسانههای غربی به این سخنان، سکوت یا عبور سریع بود؛ نه راستیآزمایی جدی، نه مقایسه نظاممند با گزارشهای حقوق بشری، و نه پیگیری روشن درباره مبنای این اعداد.
این سکوت، خود به بخشی از ماجرا تبدیل شد. پرسش اینجاست: چرا آمار اعلامشده از سوی رییسجمهوری آمریکا درباره کشتهشدگان ایرانی، حتی برای رد، بررسی یا راستیآزمایی دقیق، وارد دستور کار جدی آژانسهای خبری و رسانههای بزرگ نشد؟ چرا عددی که درباره مرگ هزاران انسان در یک سرکوب حکومتی مطرح شده، در بسیاری از اتاقهای خبر جهان بایکوت شد؟
چند ماه بعد، همان رسانهها در برابر عددی دیگر واکنشی سریع نشان دادند: ادعای حضور ۹ میلیون نفر در مراسم تشییع علی خامنهای. عددی که از دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی بیرون آمد و در بخشی از پوششهای خارجی، بیآنکه امکان راستیآزمایی مستقل آن روشن باشد، به زبان خبر راه یافت.
این مقایسه، برای بسیاری از کاربران ایرانی شبکههای اجتماعی پرسشی ساده اما بنیادین ساخت: اگر عدد مربوط به یک تشییع حکومتی دیکتاتور تهران ارزش پوشش خبری دارد، چرا عددهای مربوط به کشتهشدن دهها هزار ایرانی به دستور همان شخص، ارزش پیگیری چند برابر نداشته باشد؟
سانسور همیشه با حذف کامل آغاز نمیشود. گاهی با جابهجا کردن اولویتها شروع میشود؛ با برجسته کردن عددهای مطلوب دستگاه کشتار و پایین آوردن صدای قربانیان. برخی خبرها رسما از گردونه اخبار حذف نمیشوند، فقط آنقدر در صف انتظار راستیآزمایی، تردید و ملاحظات سیاسی نگه داشته میشوند که از چرخه خبر بیرون بمانند.
پرونده جنایات هولناک دیماه ۱۴۰۴ تازه گشوده شده و هنوز نام بسیاری از کشتهشدگان منتشر نشده، هنوز خانوادههای زیادی در جستوجوی حقیقتاند و هنوز نحوه جان باختن بسیاری از جاویدنامان مشخص نیست. اما آنچه از همین حالا روشن است گشوده شدن پرونده ای دیگر در کنار پرونده جنایت جمهوری اسلامی است: آزمون اعتبار رسانههایی که خود را راوی حقیقت میدانند.
شش ماه پس از وقایع هجده و نوزده دی ۱۴۰۴، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: کدام مرگها خبر میشوند، و کدام مرگها برای ورود به تیتر خبرگزاریهای بزرگ جهان، باید دوباره ثابت کنند که واقعا رخ دادهاند؟