احتمال گسترش درگیری آمریکا و جمهوری اسلامی به دیگر کشورهای منطقه
غسان عاشور، تحلیلگر مسائل خاورمیانه، گفت: «در محاسبات جمهوری اسلامی این تصور وجود دارد که هرچه این بحران طولانیتر شود، آمریکا زیان بیشتری خواهد دید؛ دستکم تا زمان انتخابات آینده آمریکا. در تهران این برداشت وجود دارد که آمریکاییها بیش از جمهوری اسلامی به آرامش در منطقه نیاز دارند.»
او افزود: «اگر بقای جمهوری اسلامی به خطر بیفتد و تاسیسات نفتی، گازی، برق یا دیگر زیرساختهای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را هدف قرار دهد، احتمالا کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات چارهای جز ورود علنیتر به تقابل با ایران نخواهند داشت.»
فرشته پزشک، کارشناس روابط بینالملل، گفت: «در چارچوب نگاه دونالد ترامپ، جنگ زمانی پایان پیدا میکند که آتشبس به یک توافق پایدار منجر شود یا جمهوری اسلامی آنقدر تغییر رفتار دهد که امتیازهای مورد نظر آمریکا را بپذیرد. به نظر نمیرسد ترامپ بخواهد این پرونده را بهطور کامل رها کند یا از آن عبور کند.»
او افزود: «ترامپ نمیخواهد در موقعیتی قرار بگیرد که از نگاه حامیانش ضعیف به نظر برسد. با شرایطی که اکنون با آن روبهرو هستیم، احتمال افزایش دوباره تنشها چندان کم نیست و ممکن است بار دیگر وارد دورهای از درگیریهای جدی شویم.»
محمد قائدی، مدرس روابط بینالملل، گفت: «از نظر نظامی، حمله به جزیره خارک میتواند ظرفیت صادرات نفت ایران را هدف قرار دهد، اما اشغال یا استقرار نیرو در آن، مسئلهای کاملا متفاوت و بسیار پرهزینهتر است. به همین دلیل، اگر آمریکا بخواهد فشار را افزایش دهد، احتمالا ابتدا به حملات محدودتر و هدفمندتر روی میآورد، نه ورود به یک جنگ گسترده زمینی.»
او افزود: «در واقع، تهدید دونالد ترامپ بیش از هر چیز میتواند کارکردی بازدارنده و سیاسی داشته باشد؛ یعنی پیامی به جمهوری اسلامی که اگر حملات به کشتیها ادامه پیدا کند، سطح پاسخ آمریکا نیز میتواند بالاتر برود.»
در پی لغو مجوز ۶۰ روزه معافیت صادرات نفتی ایران از سوی وزارت خزانهداری آمریکا، میعاد ملکی، رییس پیشین دفتر هدفگذاری تحریمهای این وزارتخانه، به ایراناینترنشنال گفت مجوزی که به جمهوری اسلامی امکان دسترسی به درآمدهای دلاری حاصل از فروش نفت و پتروشیمی را میداد، اقدامی کمسابقه بود که به دلیل رفتار تهران لغو شده است.
به گفته او، مهمترین پیامد این تصمیم تنها از بین رفتن این امتیاز نیست، بلکه کاهش اعتبار هرگونه معافیت یا تعلیق تحریم در آینده است؛ زیرا از این پس احتمال میرود هیچیک از طرفها روی تداوم چنین امتیازهایی حساب ویژهای باز نکنند.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی، گفت: «به نظر نمیرسد دونالد ترامپ از اظهارنظر خود درباره پایان آتشبس، قصد اعلام آغاز یک جنگ تمامعیار را داشته باشد.»
او افزود: «ادامه یا فروپاشی آتشبس تا حد زیادی به رفتار جمهوری اسلامی بستگی خواهد داشت، اما در شرایط فعلی نشانهای دیده نمیشود که ایالات متحده قصد داشته باشد عمدا این آتشبس را به پایان برساند.»
کارنامه ۳۶ سال حکمرانی علی خامنهای در مقام رهبر جمهوری اسلامی، با دو موضوع پیوند خورده است: نقض فاحش حقوق بشر و اقدام علیه امنیت و منافع ملی.
از فعالان سیاسی و نویسندگان و روزنامهنگاران تا کنشگران دانشجویی و صنفی کارگر و معلم، از اهل سنت و بهائیان و دراویش گنابادی تا هنرمندان و حقوقدانان، و از ورزشکاران تا بازنشستگان و کشاورزان، گروههای مختلف اجتماعی در ۳۶ سال زمامداری دیکتاتور ایران، هدف برخورد امنیتی و قهری و سرکوب قرار گرفتند.
اعمال محدودیت در پوشش و تلاش برای تحمیل حجاب اجباری و برخورد خشونتبار با زنان، و سرکوب خونین معترضان در جنبش «زن زندگی آزادی»، یک شاهد بسیار مهم دیگر است.
نقطه اوج نقض فاحش حقوق بشر در ایران، شلیک گلوله مستقیم نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی به دهها هزار شهروند معترض در دیماه ۱۴۰۴ بود. قتلعامی که به دستور و با نظارت عالی دیکتاتور کشته شده، اجرا شد.
نقض گسترده حقوق اساسی و مدنی شهروندان ایران به همین سرکوبهای خشونتبار و سختافزاری محدود نبود.
۳۶ سال زمامداری خامنهای و پروژههای متوهمانه و سیاستهای ضدملی او، به تشدید تورم، فقر، بیکاری، سوءتغذیه، شکاف طبقاتی و آسیبهای اجتماعی پرشمار ازجمله رواج ناامنی، سرقت، اعتیاد و تنفروشی در ایران دامن زد.
افزون بر این همه، کاهش رفاه و قدرت اقتصادی کشور، و نیز تضعیف توان ملی و موقعیت سیاسی ایران در منطقه، به دلیل سیاستهای جنگافروزانه خامنهای، خروجی و معنایی جز اقدام علیه امنیت و منافع ملی ایران نداشت. اتهامی که در تمام ۳۶ سال دیکتاتوری او، بهانه برخورد قضایی و امنیتی، و بازداشت و زندان فعالان سیاسی و کنشگران مدنی و روزنامهنگاران و حتی فعالان صنفی بود.
صرفنظر از این، برنامههای موشکی و هستهای بسیار پرهزینه جمهوری اسلامی، و نیز سازماندادن و تقویت نیروهای منطقهای سپاه پاسداران، جملگی با هدایت و دستور خامنهای اجرایی شد. پروژههایی که صدها میلیارد دلار از ثروت و سرمایه مردم ایران را بهطور مستقیم به باد داد، و چند هزار میلیارد دلار زیان غیرمستقیم به دنبال داشت. سرمایهگذاری نجومی و بدون نظارت نمایندگان واقعی مردم در مجلس یا امکان نقد در رسانههای داخل ایران، که خروجی آن نه تنها منفعتی برای کشور و ایرانیان نداشت، بلکه بیگمان به زیان منافع و امنیت ملی ایران تمام شده است.
مرگ دیکتاتوری با این همه عارضه و خسارت، بیگمان، به معنای حذف یک عامل بسیار مهم از مدار نقض فاحش حقوق بشر و نیز فقدان یک تهدید بزرگ برای امنیت و منافع ملی ایران است.