نماینده مجلس: مقامهای «اروپای بدوی و وحشی» را به مراسم تشییع علی خامنهای راه ندادیم
مجتبی زارعی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در شبکه ایکس نوشت جمهوری اسلامی «اروپای بدوی و وحشی» را به مراسم تشییع علی خامنهای راه نداد. زارعی نوشت اجازه ندادیم هیچ یک از روسای اروپایی در کنار آن «تابوت نور» پا بگذارند. او از مسعود پزشکیان و عباس عراقچی برای این تصمیم تشکر کرد.
مجتبی زارعی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس جمهوری اسلامی، در پیامی در شبکه ایکس نوشت جمهوری اسلامی اجازه نداد مقامهای اروپایی در مراسم تشییع علی خامنهای حضور داشته باشند.
زارعی در این پیام از «اروپای بدوی و وحشی» نام برد و نوشت جمهوری اسلامی اجازه نداد هیچیک از روسای کشورهای اروپایی در کنار آنچه او «تابوت نور» توصیف کرد، حضور پیدا کنند.
او همچنین از مسعود پزشکیان، رییسجمهوری و عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، برای این تصمیم تشکر کرد.
زارعی نوشت کشورهای اروپایی که به گفته او در «ترور» خامنهای سکوت کردند یا با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا،همراه بودند، برای حضور در این مراسم در تهران دعوت نشدند.
او همچنین با اشاره به آلمان، فرانسه، انگلیس، بلژیک، ایتالیا و فنلاند، نوشت: «نگذاشتیم سیاستمداران بدوی آلمان، فرانسه، انگلیس، بلژیک، ایتالیا، فنلاند و...، لکه و رد ننگشان بر مصلی و کنار تابوت شهادت باقی بماند.»
زارعی در پایان از حضور نماینده صربستان در این مراسم قدردانی کرد و نوشت: «تشریک مساعی نماینده محترم صربستان موجب امتنان ایران متمدن است.»
ایاسپیان در تمجید از عملکرد کیپورد در جام جهانی نوشت: «کیپ ورد به خانه برمیگردد، اما وقتی شبکههای تلویزیونی در پایان این جام جهانی ویدیوهای منتخب خود را از لحظات بهیادماندنی مسابقات تهیه کنند، تیم این مجمعالجزایر کوچک در سواحل غربی آفریقا جایگاه ویژهای در آن خواهد داشت.»
در این یادداشت آمده است؛
«تصاویر شیرجههای تماشایی ووزینیا، دروازهبان ۴۰ ساله، در تساوی بدون گل برابر اسپانیا؛ جشنهای پس از به ثمر رسیدن دو گل نخست تاریخ کیپورد در جام جهانی که تساوی ۲-۲ مقابل اروگوئه را رقم زد؛ و شوت استثنایی و تماشایی سیدنی لوپس کابرال در شکست ۳-۲ برابر آرژانتین در جمعه شب.
اگر جامهای جهانی با تعداد لحظات فراموشنشدنی سنجیده میشدند، کیپورد قهرمان بود. از بسیاری جهات، این تیم در حالی مسابقات را ترک میکند که دستاوردی بهمراتب بزرگتر از یک جام طلایی به دست آورده است.»
پس از شکست تلخ مقابل آرژانتین در وقت اضافه که جمعه به ماجراجویی کیپورد در جام جهانی پایان داد، ووزینیا گفت عملکرد این تیم در این تورنمنت «در بسیاری از نقاط جهان، برای تیم ملی کیپورد اعتبار و عزت به همراه داشته است.»
برای برخی دیگر، این تیم به معنای واقعی کلمه کیپورد را روی نقشه جهان قرار داد. پیکو لوپس، مدافع تیم، گفت: «دیگر هیچکس لازم نیست بپرسد کیپورد کجاست. حالا همه میدانند ما کجا هستیم.»
اگر لیونل مسی و آرژانتین پیش از این هم کیپورد را نمیشناختند، حالا بدون تردید آن را میشناسند. وقتی لیونل اسکالونی، سرمربی آرژانتین، پس از مسابقه در نشست خبری ورزشگاه هارد راک نشست، آهی کشید؛ گویی تازه از یک نبرد طاقتفرسا و احساسی جان سالم به در برده بود: «همه فکر میکردند بازی آسانی در پیش داریم، اما ما میدانستیم اینطور نیست. این مسابقه برای ما بسیار دشوار بود. به سختی توانستیم از پس آن بر بیاییم.»
این تمجید بزرگی از کشوری با حدود ۵۳۰ هزار نفر جمعیت بود؛ آن هم پس از این که کیپورد مدافع عنوان قهرمانی را تا آستانه رقم زدن بزرگترین شگفتی تاریخ جام جهانی پیش برد.
کیپورد پس از ایسلند و کوراسائو، سومین کشور کوچک تاریخ است که به جام جهانی راه یافته و کوچکترین کشوری محسوب میشود که به مرحله حذفی صعود کرده است. با این حال، تنها گل دقیقه ۱۱۱ آرژانتین قدرتمند بود که آنها را از رقابتها کنار زد.
بخشی از جذابیت داستان کیپورد، همین رمز و راز آن است. کامرون در جام جهانی ۱۹۹۰ با تیمی متشکل از بازیکنانی که چندان شناختهشده نبودند وارد مسابقات شد و با پیروزی یک بر صفر برابر آرژانتین، مدافع عنوان قهرمانی، جهان را شگفتزده کرد؛ نتیجهای که بازیکنانی مانند فرانسوا اومام بییک و روژه میلا را یکشبه به چهرههایی مشهور تبدیل کرد.
کیپورد نیز جذابیتی مشابه دارد. ووزینیا که در دسته دوم فوتبال پرتغال بازی میکند، پیش از آغاز مسابقات حدود ۵۰ هزار دنبالکننده در اینستاگرام داشت. این عدد اکنون به نزدیک ۲۰ میلیون نفر رسیده است.
لوپس که تمام دوران حرفهای خود را در لیگ ایرلند سپری کرده، از طریق لینکدین برای حضور در تیم ملی کیپورد دعوت شد. او نخستین پیام را که به زبان پرتغالی بود نادیده گرفت و تنها زمانی که ۹ ماه بعد پیام دیگری به زبان انگلیسی دریافت کرد، متوجه شد این پیشنهاد واقعی است.
خوشحالی هواداران کیپ ورد در رستورانی در بروکتون، ماساچوست آمریکا پس از گل دوم سیدنی لوپس کابرال
اما اگر بازیکنانی مانند ووزینیا و لوپس در آغاز مسابقات خود را در برابر ستارههای بزرگ فوتبال جهان کوچکتر میدیدند، هرگز این احساس را در زمین نشان ندادند.
اسپانیا با وجود هفت مهار ووزینیا نتوانست دروازه این تیم را باز کند، کیپورد بیش از ۲۰ دقیقه برابر اروگوئه پیش بود و سپس تساوی بدون گل مقابل عربستان سعودی، صعود تاریخی آنها به مرحله یکشانزدهم نهایی را قطعی کرد.
همچنین زمانی که برابر آرژانتین با نتیجه ۳-۲ عقب بودند، تنها یک واکنش فوقالعاده از امیلیانو مارتینس، دروازهبان آرژانتین، مانع از ثبت گل تساوی و نتیجه ۳-۳ شد.
کیپورد در حالی جام جهانی را ترک میکند که برابر سه قهرمان سابق جهان به میدان رفت، اما در هیچ مسابقهای طی ۹۰ دقیقه شکست نخورد. از نظر بوبیستا، به همان اندازه مهم بود که تیمش این موفقیت را به شیوه درست به دست آورد.
وقتی از او خواسته شد عملکرد تیمش در کل مسابقات را ارزیابی کند، بارها تاکید کرد که تیمش میتوانست با رویکردی متفاوت وارد میدان شود. آنها تیمی منظم، سرسخت و سازمانیافته بودند، اما نه تا جایی که تنها برای خراب کردن بازی حریف تلاش کنند. شکست برابر آرژانتین بدون تردید در میان بزرگترین مسابقات تاریخ جام جهانی ثبت خواهد شد.
بوبیستا گفت: «ما تمام توانمان را گذاشتیم و با شجاعت جنگیدیم. به هویت خود وفادار ماندیم. به آنچه در طول مسابقات انجام دادیم، افتخار میکنم. موضوع فقط فوتبال بازی کردن نبود؛ میخواستیم هویت خود را به دنیا نشان دهیم.
کشور کوچک بودن مانعی نیست. میتوانستیم به شیوه دیگری بازی کنیم، اما این کار را نکردیم. این تصمیم از غرور ما سرچشمه میگرفت. فقط میتوانم از بازیکنان بابت تلاش و قلب بزرگی که نشان دادند تشکر کنم. آنها نشان دادند کشور ما چه هویتی دارد. همه باید بابت کاری که برای این تورنمنت انجام دادند، از آنها قدردانی کنند.»
جیانی اینفانتینو، رییس فیفا، بدون شک با این حرف موافق خواهد بود. هیچ تبلیغی برای فرمت جدید ۴۸ تیمی جام جهانی بهتر از داستانهایی مانند کیپورد نیست؛ داستانهایی که تخیل و احساسات هواداران فوتبال در سراسر جهان را تسخیر کردهاند.
بوبیستا فاش کرد پس از شکست برابر آرژانتین، اشک در رختکن کیپورد جاری بود، اما این اندوه دوام زیادی نخواهد داشت.
کیپورد این مسابقات را با اعتباری بهمراتب بیشتر و ارتشی از هواداران تازه ترک میکند. ووزینیا، حتی در ۴۰ سالگی، و برخی از همتیمیهای جوانترش، احتمالا تابستان امسال با تکیه بر شهرت تازه بهدستآمده خود راهی باشگاههای جدید خواهند شد.
هواداران کیپ ورد در شهر میندلو، واقع در جزیره سائو ویسنته در کیپ ورد
پس از پایان آخرین پاسخ خود در نشست خبری پس از مسابقه که در یکی از رختکنها برگزار شد، بوبیستا از جای خود برخاست و حاضران او را با تشویق بدرقه کردند. او نیز در پاسخ، رو به خبرنگاران کرد و دستش را روی قلبش گذاشت.
این، پایانی شایسته برای سفر کیپورد در جام جهانی بود؛ تیمی که بوبیستا و شاگردانش در طول این مسیر قلبهای بسیاری را تسخیر کردند. تورنمنت آنها به پایان رسیده است، اما خاطراتی که ساختند، تا پایان عمر باقی خواهد ماند.
زمانی که صحبت از برنامه هستهای ایران و بحرانهای دیپلماتیک پیرامون آن میشود، ذهن همه به سمت اصطلاحاتی چون «سانتریفیوژ»، «غنیسازی اورانیوم» و تاسیسات معروفی مانند «نطنز» و «فردو» میرود.
اخبار چند سال اخیر و حتی توافقهای پیشنهادی جدید ترامپ نیز همگی حول محور کنترل غنیسازی اورانیوم چرخیدهاند، اما نشریه فوربس در تحلیلی، انگشت روی نقطهای گذاشته که تا حد زیادی از دید رسانهها و دیپلماتها پنهان مانده است: پلوتونیوم و نیروگاه هستهای بوشهر.
این تحلیل هشدار میدهد که تمرکز بیش از حد غرب بر روی مسیر «اورانیوم»، ممکن است چشم آنها را روی مسیر دوم و بالقوه خطرناکتر یعنی «پلوتونیوم» ببندد.
اما ماجرا چیست و چرا پسماند یک نیروگاه برق تجاری میتواند به یک دغدغه امنیتی تبدیل شود؟
قرارداد ایران و روسیه: روی کاغذ همه چیز امن است
نیروگاه بوشهر یک راکتور از نوع آب سبک است که با همکاری شرکت دولتی «روساتم» روسیه ساخته شده و کار آن تولید برق است. از همان ابتدا، برای اینکه خیال جامعه جهانی از بابت عدم انحراف این نیروگاه به سمت اهداف نظامی راحت باشد، یک قفل حقوقی محکم بر آن زده شد.
بر اساس قرارداد میان تهران و مسکو، روسیه متعهد است سوخت هستهای مورد نیاز نیروگاه را تامین کند. در مقابل، ایران موظف است پسماند یا همان «سوخت مصرفشده» نیروگاه را پس از خارج شدن از راکتور، به روسیه بازگرداند. چرا؟ چون این سوخت مصرفشده، حاوی مادهای به نام پلوتونیوم است که میتواند بهعنوان عنصر اصلی یک بمب اتمی عمل کند.
روی کاغذ، این قرارداد مانع از دسترسی ایران به پلوتونیوم میشود. اما دنیای واقعیت با روی کاغذ تفاوتهایی دارد.
چرا غرب از راکتورهای «آب سبک» کمتر میترسد؟
برای درک نگرانی فوربس، ابتدا باید تفاوت دو غول دنیای فناوری هستهای را بدانیم: راکتور آب سبک (مثل بوشهر) و راکتور آب سنگین (مثل طرح قدیم اراک).
در دنیای سیاست، کشورهای غربی همیشه از راکتورهای آب سنگین وحشت داشتهاند. دلیل آن ساده است، این راکتورها را میتوان در حین کار کردن و بدون خاموشی، سوخترسانی کرد. یعنی میشود میله سوخت را فقط چند هفته داخل راکتور گذاشت و سریع خارج کرد تا به ماده اصلی و سوپرمدل دنیای بمبسازی دست پیدا کرد.
پایه اصلی و مهندسی استاندارد یک بمب اتمی پلوتونیومی، بر اساس ایزوتوپ پلوتونیوم-۲۳۹ (ساختار پایه ۲۳۹) طراحی میشود. این ماده همان سوخت ایده ال، تمیز و پایداری است که برای ایجاد یک انفجار سهمگین هستهای به آن نیاز است.
در مقابل، راکتور آب سبک بوشهر تا حدودی خیال غرب را راحت میکرد، زیرا سوخت در آن باید سه تا پنج سال باقی بماند تا برق تولید کند. در این سالهای طولانی، اتمهای پلوتونیوم پایه ۲۳۹ تولید شده در طول واپاشی اورانیوم، مدام زیر بمباران نوترونی قرار میگیرند و یک ذره اضافی به خود جذب میکنند. اینجاست که ماده ناخواستهای به نام پلوتونیوم-۲۴۰ متولد میشود و خلوص ماده اولیه بمب پلوتونیومی را خراب میکند.
وجود پلوتونیوم-۲۴۰ یک کابوس برای طراحان وسازندگان بمب پلوتونیمی است، چرا که:
بمب را زودتر از موعد منفجر میکند: این ماده بهشدت ناپایدار است و از خودش نوترون پرتاب میکند. در نتیجه، قبل از اینکه بمب پلوتونیومی پایه ۲۳۹ کاملا فشرده و آماده انفجار بزرگ شود، جرقه اولیه زده میشود و بمب با یک تخلیه انرژی ضعیف از هم میپاشد (پدیده انفجار ناقص).
گرما و پرتوهای مرگبار دارد: این ماده ناخالص آنقدر داغ است که میتواند قطعات الکترونیکی و مواد منفجره پیرامون بمب را ذوب کند و کار کردن با آن برای مهندسان بدون روباتهای پیشرفته، مرگبار است.
ریسکهای بزرگ: چرا پسماند داخل استخرها هنوز یک تهدید است؟
اگر پلوتونیوم بوشهر بهدلیل وجود ایزوتوپ مزاحم (پلوتونیوم-۲۴۰) اینقدر بدقلق است و خلوص پایه ۲۳۹ تسلیحاتی را ندارد، پس چرا فوربس هشدار میدهد؟ پاسخ این است: ساخت بمب با این ماده فوقالعاده دشوار است، اما «غیرممکن» نیست.
۱. انبار باروت در استخرهای بوشهر
سوخت هستهای وقتی از راکتور بوشهر خارج میشود، بهشدت داغ و خطرناک است و نمیتوان آن را به سرعت به روسیه فرستاد. این پسماندها باید چندین سال در استخرهای آب خنککننده در خود سایت بوشهر باقی بمانند تا دمای آنها افت کند. کارشناسان برآورد میکنند که در حال حاضر میزان زیادی پلوتونیوم در این استخرها جا خوش کرده است.
نگرانی اصلی دانشمندان غربی این است که یک کشور با دسترسی به این حجم عظیم از پلوتونیوم، اگر تکنولوژی و مهندسی فوقسریع فشردهسازی را در اختیار داشته باشد، میتواند بر لجبازی و ناپایداری «پلوتونیوم-۲۴۰» غلبه کند و اتمهای پلوتونیوم پایه ۲۳۹ موجود در این مخلوط را به کار بگیرد. به عبارت سادهتر، اگر بتوان ماده را با چنان سرعتی فشرده کرد که فرصت «انفجار ناقص» پیدا نکند، حتی با همین پلوتونیوم ناخالص درون استخرها هم میتوان یک بمب اتمی ویرانگر ساخت.
۳. سناریو گریز ناگهانی و نقض توافق با روسیه
بزرگترین کابوس غرب این است که در یک موقعیت بحرانی، ایران تصمیم بگیرد توافقات خود با روسیه را زیر پا بگذارد، بازرسان آژانس را اخراج کند و بهصورت ناگهانی به سراغ این استخرهای خنککننده برود. دسترسی به این ذخایر پلوتونیوم آماده، بسیار سریعتر از راه اندازی هزاران سانتریفیوژ برای غنیسازی اورانیوم است. بازفرآوری شیمیایی این پلوتونیوم نیازی به کارخانههای غولپیکر ندارد و در آزمایشگاههای کوچک زیرزمینی هم شدنی است.
۴. تغییر موازنه در روابط ایران و روسیه
در زمان امضای قرارداد بوشهر، روسیه بهعنوان یک ناظر بیطرف بینالمللی عمل میکرد. اما امروز روابط تهران و مسکو به یک اتحاد نظامی و راهبردی عمیق تبدیل شده است. ناظران سیاسی نگرانند که در صورت بروز بحران، روسیه دیگر تمایل یا قدرت سیاسی لازم را برای وادار کردن ایران به بازگرداندن این پسماندها نداشته باشد و این کوه پلوتونیوم در خاک ایران باقی بماند.
در نهایت، تحلیل فوربس یک زنگ خطر دیپلماتیک است. راکتور آب سبک بوشهر اگرچه به دلیل ویژگیهای فنیاش مسیر سرراستی برای ساخت سلاح نیست و سوخت آن خلوص ایده ال پایه ۲۳۹ نظامی را ندارد، اما در دنیای سیاست و امنیت، هیچ احتمالی صفر نیست. ساخت بمب با پلوتونیوم درجه راکتور دشوار است، اما غیرممکن نیست.
اگر دولت ترامپ یا هر قدرت غربی دیگری بخواهد به یک توافق پایدار و واقعی با ایران دست یابد، باید تمرکز سنتی خود را از روی سانتریفیوژهای اورانیوم فراتر ببرد. نادیده گرفتن استخرهای سوخت مصرفشده در بوشهر، مانند قفل کردن در جلویی خانه و باز گذاشتن پنجره پشتی است.
همزمان با برگزاری تجمعهای اعتراضی در دهها شهر جهان در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، گروهی از ایرانیان امروز مقابل سفارت آمریکا در استکهلم، پایتخت سوئد، تجمع کردند.
برگزارکنندگان این تجمع در آغاز سرود «ای ایران» را همخوانی کردند و سپس خواستار پایان هرگونه تعامل کشورهای اروپایی با جمهوری اسلامی شدند. آنها میگویند مردم ایران و حقوق بشر هیچ جایگاهی در مذاکرات جاری میان جمهوری اسلامی و آمریکا ندارند.
نیویورک تایمز به نقل از دو عضو سپاه پاسداران و یک فرد درگیر در برنامهریزی مراسم حکومتی دفن خامنهای نوشت که مجتبی خامنهای به مقامها گفته است میخواهد در مراسم تدفین پدرش در حرم امام هشتم شیعیان در مشهد، که برای ۱۸ تیر برنامهریزی شده، شرکت کند و نماز میت را بخواند.
این منابع به نیویورک تایمز گفتند که مقامهای امنیتی تاکنون با حضور مجتبی خامنهای در این مراسم مخالفت کردهاند، زیرا نگران هستند اسرائیل از این مراسم برای کشتن او یا ردیابی محل اختفایش استفاده کند.
نیویورک تایمز به نقل از چهار مقام ارشد ایرانی و دو عضو سپاه پاسداران نوشت که پس از کشتن رهبر ارشد نظام، میان جریانهای قدرت شکاف ایجاد شده است. به گفته این منابع، جناح عملگرا خواهان پایان تنش با آمریکا و گشایش اقتصادی است، اما تندروها با هرگونه امتیاز مخالفت میکنند.
این روزنامه به نقل از چهار مقام ایرانی نوشت که مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم، در دیدار با مجتبی خامنهای گفته است ادامه فشارهای اقتصادی و محاصره دریایی آمریکا کشور را با بحران روبهرو کرده و در صورت رد توافق اولیه آتشبس، استعفا خواهد داد.
همچنین عبدالناصر همتی در نامهای نسبت به کمبود بودجه و پایان ذخایر حیاتی هشدار داده است.
ارفورت آلمان میزبان کنگره حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) است
هزاران نفر در شهر ارفورت آلمان در اعتراض به برگزاری نشست سالانه حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) به خیابانها آمدند و همزمان با نزدیک شدن انتخابات ایالتی، مسیرهای منتهی به محل برگزاری این نشست را مسدود کردند.
معترضان که از اتحادیههای کارگری، گروههای جامعه مدنی و احزاب چپگرا بودند، همزمان با آغاز نشست دو روزه حزب آلترناتیو برای آلمان در ارفورت تجمع کردند. پلیس نیز با اعزام نیروهای کمکی از نقاط مختلف کشور، تدابیر امنیتی گستردهای را در محل اجرا کرد.
خبرگزاری رویترز شنبه ۱۳ تیر گزارش داد معترضان که تحت نظارت نیروهای پلیس ضدشورش بودند، با نشستن در مسیر بزرگراهها و جادههای منتهی به مرکز همایشها، تلاش کردند راه دسترسی به محل نشست را مسدود کنند.
پلیس شمار شرکتکنندگان در تجمعهای اعتراضی در ارفورت و مناطق اطراف آن را حدود ۱۵ هزار نفر اعلام کرد.
گئورگ بکر، سخنگوی ائتلاف ضد آلترناتیو برای آلمان با نام «مقاومت»، گفت: «میخواهیم روشن کنیم که چنین چیزی را تحمل نخواهیم کرد ... فاشیسم در آلمان در حال گسترش است.»
نشست سالانه حزب آلترناتیو برای آلمان در حالی برگزار میشود که انتظار میرود آلیس وایدل و تینو کروپالا، رهبران مشترک این حزب، بار دیگر در سمت خود ابقا شوند.
این نشست همچنین پیش از انتخابات دو ایالت زاکسن-آنهالت و مکلنبورگ-فورپومرن برگزار میشود. انتخاباتی که حزب آلترناتیو برای آلمان امیدوار است زمینهساز نخستین حضورش در قدرت در سطح ایالتی و موفقیتهای بیشتر در سطح ملی باشد.
این حزب که بیش از یک دهه پیش تاسیس شد، با تکیه بر شعارهای ملیگرایانه، درخواست برای تشدید سیاستهای مهاجرتی و جلب آرای شهروندان ناراضی از عملکرد دولتها و سالها رکود اقتصادی، در نظرسنجیها با اختلاف از ائتلاف محافظهکار به رهبری فریدریش مرتس پیش افتاده است.
منتقدان، حزب آلترناتیو برای آلمان را به «ترویج سیاستها و دیدگاههای نژادپرستانه و مغایر با ارزشهای دموکراتیک آلمان» متهم میکنند و میگویند این حزب نظم قانون اساسی کشور را تهدید میکند.
احزاب اصلی آلمان نیز در چارچوب راهبرد موسوم به «دیوار آتش» هرگونه همکاری با این حزب را رد کردهاند. راهبردی که هدف آن منزوی کردن آلترناتیو برای آلمان و جلوگیری از حضور آن در دولتهای ائتلافی است.
رهبران این حزب اتهام مخالفت با بنیانهای دموکراتیک آلمان را رد میکنند.
آنها اوایل سال جاری نیز با حکم دادگاه، سازمان اطلاعات داخلی آلمان را ملزم کردند اجرای تصمیم پیشین خود مبنی بر طبقهبندی این حزب بهعنوان یک «گروه افراطی» را متوقف کند.
بر اساس تازهترین نظرسنجیها، حمایت از حزب آلترناتیو برای آلمان به ۲۹ درصد رسیده است، در حالی که میزان حمایت از ائتلاف محافظهکار دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی به رهبری فریدریش مرتس حدود ۲۲ درصد است.
این حزب همچنین اوایل سال جاری در دو انتخابات ایالتی در غرب آلمان نیز پیشرفت قابل توجهی داشت.
با این حال، بیشترین پایگاه رای آلترناتیو برای آلمان همچنان در ایالتهای شرق این کشور است. جایی که نظرسنجیها از بالاترین سطح نارضایتی رایدهندگان از احزاب سنتی حکایت دارند.
در ایالت زاکسن-آنهالت، جایی که تازهترین نظرسنجیها حمایت ۴۱ درصدی از آلترناتیو برای آلمان در برابر ۲۳ درصد برای حزب دموکرات مسیحی را نشان میدهند، این حزب به دنبال کسب اکثریت است و همچنین امیدوار است در ایالت مکلنبورگ-فورپومرن نیز به بزرگترین حزب تبدیل شود.