نشریه فوربس در تحلیلی به قلم ایلان برمن نوشت که اگرچه کاخ سفید توافق ۱۴ مادهای با جمهوری اسلامی را گامی برای حل پایدار بحران هستهای ایران میداند، اما این توافق تنها بخشی از تهدید را هدف قرار داده و ممکن است مسیر دیگری برای دستیابی تهران به سلاح هستهای را باز بگذارد.
برمن مینویسد تمرکز اصلی مذاکرات آمریکا تاکنون بر برنامه غنیسازی اورانیوم ایران بوده است؛ مسیری که بیشترین توجه رسانهها و دیپلماتها را به خود جلب کرده است. با این حال، به گفته او، جمهوری اسلامی همزمان توانایی فنی بهرهگیری از مسیر دوم، یعنی بازفرآوری پلوتونیوم، را نیز در اختیار دارد و سابقه طولانی پنهانکاری در برنامه هستهایاش نشان میدهد در صورت فراهم شدن فرصت، از این گزینه نیز استفاده خواهد کرد.
به نوشته فوربس، محور این نگرانی نیروگاه هستهای بوشهر است؛ تاسیساتی که از اواسط دهه ۱۹۹۰ با همکاری شرکت دولتی روساتم روسیه ساخته شد. این مقاله میگوید روسیه علاوه بر ساخت نیروگاه، سالها آن را اداره کرد و در نهایت زیرساخت فنی لازم برای توسعه برنامه هستهای ایران را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داد.
این تحلیل با استناد به ارزیابی هنری سوکولسکی، رییس «مرکز آموزش سیاست منع گسترش سلاحهای هستهای»، مینویسد نیروگاه بوشهر پس از سه دهه فعالیت اکنون حجم قابل توجهی سوخت مصرفشده تولید کرده است. به گفته سوکولسکی، ایران احتمالاً حدود دو هزار و ۱۰۰ کیلوگرم پلوتونیوم قابل استفاده در سلاح در اختیار دارد؛ مقداری که از نظر تئوریک برای ساخت بیش از ۲۰۰ بمب هستهای کافی است.
برمن در ادامه مینویسد از نظر فنی، تبدیل پلوتونیوم به هسته یک بمب هستهای تفاوت بنیادینی با تبدیل اورانیوم غنیشده به سلاح ندارد. هر دو فرایند شامل تبدیل ماده شکافتپذیر به فلز، قالبگیری و ماشینکاری آن است. به گفته سوکولسکی، تفاوت اصلی در این است که پلوتونیوم از طریق بازفرآوری شیمیایی آماده استفاده نظامی میشود؛ فرایندی که میتواند بهصورت مخفیانه و در مقیاس محدود انجام شود. او همچنین برآورد میکند که پس از دسترسی به ماده شکافتپذیر، تبدیل آن به اجزای لازم برای یک بمب تنها چند هفته زمان نیاز دارد.
به نوشته فوربس، تفاوت مهم دیگر در دسترسی به این مواد است. این مقاله میگوید بخش قابل توجهی از ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران، از جمله حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی، پس از حملات سال گذشته آمریکا و اسرائیل به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی، نابود، پراکنده یا به اعماق زمین منتقل شده است. اما ذخایر پلوتونیوم همچنان در استخرهای نگهداری سوخت مصرفشده نیروگاه بوشهر قرار دارد و در صورت تصمیم حکومت، دسترسی به آن آسانتر خواهد بود.
برمن این وضعیت را نه یک نگرانی فرضی، بلکه «ضعف ساختاری» یادداشت تفاهم دولت ترامپ توصیف میکند. به نوشته او، همانگونه که توافق هستهای سال ۲۰۱۵ دولت باراک اوباما بهطور عمده بر غنیسازی اورانیوم تمرکز داشت، توافق جدید نیز ممکن است مسیر پلوتونیوم را نادیده بگیرد و در نتیجه، جمهوری اسلامی همچنان امکان ساخت یک «بمب در زیرزمین» را برای خود حفظ کند.
این تحلیل در پایان چند پیشنهاد برای جلوگیری از چنین سناریویی ارائه میدهد. به گفته سوکولسکی، فعالیتهای مرتبط با پلوتونیوم در بوشهر باید با سامانههای نظارتی «تقریباً لحظهای» و فراتر از شیوه کنونی آژانس بینالمللی انرژی اتمی زیر نظر گرفته شود. او همچنین پیشنهاد میکند سوخت مصرفشده از اختیار جمهوری اسلامی خارج شود تا متخصصان هستهای ایران به مواد اولیه لازم برای بازفرآوری پلوتونیوم دسترسی نداشته باشند. به اعتقاد او، طرحهای توسعه بیشتر نیروگاه بوشهر نیز باید متوقف شود تا حجم ذخایر پلوتونیوم افزایش نیابد.
برمن در پایان نتیجه میگیرد که جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته سرمایهگذاری گستردهای برای دستیابی به توانایی هستهای انجام داده و از این رو، اگر هدف واشینگتن جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای است، سیاست آمریکا باید همه مسیرهای بالقوه ساخت بمب، نه فقط غنیسازی اورانیوم، را مسدود کند.