• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

سخنگوی وزارت خارجه: تا زمانی که آمریکا و اسرائیل نظامی‌گری کنند منطقه روی صلح نخواهد دید

۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۸:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، در واکنش به اظهارات سه‌شنبه مارکو روبیو مبنی بر اینکه پایان درگیری‌ها بدون توقف حملات نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی ممکن نیست، در شبکه ایکس نوشت: «تا زمانی که نظامی‌گری و مداخله‌جویی آمریکا و اسرائیل ادامه داشته باشد، منطقه روی صلح نخواهد دید.»

Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

تمجید شکیرا از مسی: برای خیلی‌ها الگویی، به درخشیدن ادامه بده!
۱

تمجید شکیرا از مسی: برای خیلی‌ها الگویی، به درخشیدن ادامه بده!

۲

اختلال مجدد در شبکه بانکی کشور؛ ارائه خدمات در ۸ بانک متوقف شد

۳

نیمه دوم بازی فرانسه-عراق به‌دلیل شرایط جوی دست‌کم ۶۰ دقیقه به تاخیر افتاد

۴

ماموریت دشوار روبیو در خلیج فارس آغاز شد

۵

وقفه نوشیدن آب؛ معدن طلای ۲۵۰ میلیون دلاری در جام جهانی که با اعتراض هواداران همراه شد

انتخاب سردبیر

  • افشای یک مخفیگاه زیرزمینی علی خامنه‌ای در عمق ۳۵ متری مجهز به اتاق ضد انفجار
    اختصاصی

    افشای یک مخفیگاه زیرزمینی علی خامنه‌ای در عمق ۳۵ متری مجهز به اتاق ضد انفجار

  • غذا برای مردم ایران یا بازار تازه برای کشاورزان آمریکا؛ سود توافق نصیب چه کسانی می‌شود؟
    تحلیل

    غذا برای مردم ایران یا بازار تازه برای کشاورزان آمریکا؛ سود توافق نصیب چه کسانی می‌شود؟

  • حمله به زیباشهر شیراز؛ نظامیان پنهان‌شده در اقامتگاه مسافری هدف بمباران بودند
    اختصاصی

    حمله به زیباشهر شیراز؛ نظامیان پنهان‌شده در اقامتگاه مسافری هدف بمباران بودند

  • چرا تفاهم تهران و واشینگتن پایان مبارزه مدنی مردم ایران نیست؟
    تحلیل

    چرا تفاهم تهران و واشینگتن پایان مبارزه مدنی مردم ایران نیست؟

  • دستور تخلیه هتل‌ها برای شهروندان جنگ‌زده‌ای که هنوز خانه‌هایشان بازسازی نشده است

    دستور تخلیه هتل‌ها برای شهروندان جنگ‌زده‌ای که هنوز خانه‌هایشان بازسازی نشده است

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

افزایش فاصله بین اولویت‌های ترامپ و نتانیاهو هم‌زمان با اصرار اسرائیل بر ماندن در لبنان

۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۷:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)
افزایش فاصله بین اولویت‌های ترامپ و نتانیاهو هم‌زمان با اصرار اسرائیل بر ماندن در لبنان
100%

اسرائیل در حالی بر حفظ نیروهای خود در جنوب لبنان اصرار دارد که دولت دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، برای پیشبرد توافق با جمهوری اسلامی تلاش می‌کند؛ روندی که به گفته تحلیلگران، نفوذ بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، بر سیاست واشینگتن در قبال تهران را با چالش روبه‌رو کرده است.

خبرگزاری رویترز چهارشنبه سوم تیر در یک گزارش خبری و یک تحلیل جداگانه، اصرار اسرائیل بر ادامه حضور نظامی در جنوب لبنان و پیامدهای تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی برای جایگاه سیاسی نتانیاهو را بررسی کرد.

یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، چهارشنبه در یک کنفرانس گفت: «حتی در صورت درخواست آمریکا نیز از جنوب لبنان عقب‌نشینی نخواهیم کرد.»

او افزود: «سربازان ما در داخل این مناطق و ساکنان در خارج خواهند بود. زیرساخت‌ها در آنجا ویران و خانه‌های تهدیدآمیز نیز تخریب شده‌اند و ما عقب‌نشینی نخواهیم کرد.»

کاتز ادامه داد: «۲۰۰ هزار نفر از ساکنان باز نخواهند گشت. هیچ ساکنی وجود ندارد و هیچ تروریستی هم وجود ندارد. در گذشته، در مناطق امنیتی که جمعیت غیرنظامی نیز در آن حضور داشت، مواد منفجره کار گذاشته می‌شد و علیه سربازان حمله صورت می‌گرفت و ما اجازه تکرار آن را نخواهیم داد.»

این اظهارات در حالی مطرح شد که لبنان و اسرائیل در واشینگتن درباره طرحی مورد حمایت آمریکا گفت‌وگو می‌کنند؛ طرحی که بر اساس آن، نیروهای اسرائیلی از بخشی از مناطقی که در جریان جنگ به آن وارد شده‌اند خارج شوند و کنترل آن مناطق به ارتش لبنان واگذار شود.

مقام‌های اسرائیلی، از جمله نتانیاهو و کاتز، بارها گفته‌اند نیروهای خود را از جنوب لبنان خارج نخواهند کرد؛ منطقه‌ای که به گفته آنان، برای حفاظت از ساکنان شمال اسرائیل به یک منطقه امنیتی تبدیل شده است.

جمهوری اسلامی نیز توقف درگیری‌ها در لبنان را به یکی از محورهای اصلی خواسته‌های خود در هرگونه تفاهم با آمریکا تبدیل کرده است.

محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، گفت: «برای ما، آتش‌بس در لبنان به همان اندازه آتش‌بس در ایران اهمیت دارد و پایان جنگ در لبنان به همان اندازه پایان جنگ در ایران مهم است.»

منابع امنیتی و پزشکی لبنان به رویترز گفتند حمله پهپادی اسرائیل به یک خودرو در جنوب لبنان، دست‌کم دو کشته بر جای گذاشت. ارتش اسرائیل اعلام کرد در حال بررسی این گزارش است.

ارتش اسرائیل پیش‌تر گفته بود نیروی هوایی این کشور دو عضو مسلح حزب‌الله را در نزدیکی منطقه تحت کنترل نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان هدف قرار داده است. هنوز روشن نیست این دو گزارش به یک رویداد واحد مربوط هستند یا نه.

  • آمریکا سرانجام متن رسمی یادداشت تفاهم با جمهوری اسلامی را منتشر کرد

    آمریکا سرانجام متن رسمی یادداشت تفاهم با جمهوری اسلامی را منتشر کرد

نتانیاهو و کاهش نفوذ بر سیاست واشینگتن

رویترز در تحلیلی جداگانه نوشت بزرگ‌ترین پیامد تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی ممکن است نه برای راهبرد اسرائیل در قبال جمهوری اسلامی، بلکه برای جایگاه سیاسی نتانیاهو باشد؛ نخست‌وزیری که طی دهه‌ها هویت سیاسی خود را بر این تصویر بنا کرده بود که تنها رهبر اسرائیلی قادر به هماهنگ نگه داشتن واشینگتن و تل‌آویو در پرونده جمهوری اسلامی است.

با این حال، تحلیلگران، مقام‌های پیشین آمریکایی و دیپلمات‌ها به رویترز گفته‌اند تفاهم موقت واشینگتن و تهران برای پایان دادن به جنگ، این تصویر را وارونه کرده است.

به‌گفته آنان، نتانیاهو به جای شکل دادن به سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی، اکنون ناچار است با رویکردی کنار بیاید که ترامپ برای پایان دادن به درگیری‌ها دنبال می‌کند.

دنیس راس، مقام پیشین آمریکایی، به رویترز گفت نتانیاهو در داخل اسرائیل نیز بیش از پیش میان دو خواسته متضاد گرفتار شده است؛ از یک سو رییس‌جمهوری آمریکا که خواهان پایان دادن به درگیری‌هاست و از سوی دیگر، پایگاه سیاسی داخلی او که با امتیازدهی، به‌ویژه در لبنان، مخالفت می‌کند.

به‌گفته راس، عقب‌نشینی از لبنان می‌تواند برای نتانیاهو هزینه سیاسی داخلی داشته باشد و تشدید تنش نیز خطر رویارویی با واشینگتن را افزایش دهد.

رویترز نوشت جنگی که نتانیاهو امیدوار بود میراث سیاسی او را به‌عنوان رهبر مقابله‌کننده با جمهوری اسلامی تثبیت کند، ممکن است به جنگی تبدیل شود که یکی از مهم‌ترین منابع قدرت او را از میان ببرد.

آویو بوشینسکی، مشاور پیشین نتانیاهو، به رویترز گفت: «توافق آمریکا و جمهوری اسلامی ضربه‌ای تعیین‌کننده به نتانیاهو است. او نه‌تنها جنگ با جمهوری اسلامی را باخته، بلکه ترامپ را هم به‌عنوان دوست خود از دست داده است.»

دفتر نتانیاهو به درخواست رویترز برای اظهارنظر پاسخ نداد. نتانیاهو در یک نشست خبری در ماه جاری، رابطه خود با ترامپ را رابطه‌ای میان دو شریک توصیف کرده بود که «بارها با یکدیگر موافق هستند و گاهی هم اختلاف نظر دارند».

نتانیاهو چهارشنبه در کنفرانس استانداران و فرمانداران محلی، با دفاع از سیاست دولت خود گفت امنیت اسرائیل «با کلمات یا بیانیه‌ها» به دست نمی‌آید، بلکه با «قدرت» و «قاطعیت» تامین می‌شود.

او در دفاع از عملیات اسرائیل علیه جمهوری اسلامی افزود: «اگر علیه جمهوری اسلامی دست به عملیات نزده بودیم، این حکومت همین حالا بمب‌های اتمی برای نابودی کامل ما در اختیار داشت.»

نتانیاهو اضافه کرد: «ما این تهدید را دور کردیم. ما تهدید فوری را عقب راندیم. همچنین تهدید فوری هزاران و هزاران موشک بالستیک را از میان برداشتیم.»

  • هاآرتص: نتانیاهو ممکن است برای برهم زدن توافق آمریکا و ایران به دنبال جنگی تازه باشد

    هاآرتص: نتانیاهو ممکن است برای برهم زدن توافق آمریکا و ایران به دنبال جنگی تازه باشد

یک مقام کاخ سفید نیز به رویترز گفت ترامپ و نتانیاهو رابطه‌ای قوی دارند و نیروهای اسرائیلی در جنگ، «شریک‌هایی فوق‌العاده» بوده‌اند.

با این حال، رویترز نوشت اختلاف میان واشینگتن و تل‌آویو فراتر از رابطه شخصی دو رهبر است. ترامپ می‌خواهد آمریکا را از ورود به جنگی دیگر در خاورمیانه دور نگه دارد، اما نتانیاهو ادامه فشار بر جمهوری اسلامی و متحد آن، حزب‌الله را برای امنیت اسرائیل ضروری می‌داند.

به‌نوشته رویترز، واشینگتن با مذاکره مستقیم با تهران، قرار دادن درگیری میان اسرائیل و حزب‌الله مورد حمایت جمهوری اسلامی در لبنان در چارچوبی گسترده‌تر و ایجاد سازوکارهایی برای مدیریت اختلافات مربوط به آتش‌بس، به گفته سه منبع دیپلماتیک منطقه‌ای، اسرائیل را به‌تدریج از برخی تصمیم‌گیری‌های کلیدی کنار گذاشته است.

رویترز همچنین نوشت نتانیاهو سال‌ها حمایت جمهوری‌خواهان آمریکا را تقویت کرده و از آن به‌عنوان ابزاری برای جبران تنش با دولت‌های دموکرات استفاده کرده بود، اما تحلیلگران آمریکایی می‌گویند جمهوری‌خواهان حاضر نیستند به خاطر نتانیاهو در برابر ترامپ بایستند.

بر اساس این تحلیل، دو هدف اصلی نتانیاهو، یعنی تضعیف یا حتی سرنگونی ساختار حاکم جمهوری اسلامی و گسترش پیمان ابراهیم از طریق عادی‌سازی روابط با عربستان سعودی، تاکنون محقق نشده‌اند.

منابع منطقه‌ای به رویترز گفتند جنگ غزه، بلاتکلیفی الحاق کرانه باختری و این برداشت فزاینده که اسرائیل تحت رهبری نتانیاهو ممکن است در نظم منطقه‌ای جدید به جای یک دارایی راهبردی، به یک بار سیاسی تبدیل شود، باعث شده برخی کشورهای عربی در عادی‌سازی روابط با اسرائیل محتاط‌تر عمل کنند.

هادی، فضل‌الله و محمد نیک‌بخت، سه برادر زندانی سیاسی، در خطر صدور و اجرای حکم اعدام هستند

۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۵:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)
هادی، فضل‌الله و محمد نیک‌بخت، سه برادر زندانی سیاسی، در خطر صدور و اجرای حکم اعدام هستند
100%

هادی و فضل‌الله نیک‌بخت، دو زندانی سیاسی در اصفهان، از سوی دادگاه انقلاب گلپایگان به اعدام محکوم شده‌اند و محمد نیک‌بخت، برادر دیگرشان، با اتهام‌هایی روبه‌روست که می‌تواند به صدور حکم اعدام منجر شود. هم‌زمان، خانواده این سه زندانی سیاسی خواستار اقدام برای نجات جان آنان شده‌اند.

سازمان حقوق بشر ایران گزارش داد هادی و فضل‌الله حدود دو هفته پیش از سوی دادگاه انقلاب گلپایگان به اتهام «افساد فی‌الارض» به اعدام محکوم شده‌اند.

مصادیق دقیق اتهام «افساد فی‌الارض» در پرونده آن‌ها مشخص نیست، اما در بخشی از پرونده‌شان آمده است که برای اعتراض علیه حکومت، اقدام به سازماندهی جوانان کرده‌اند.

پس از صدور این حکم، خانواده نیک‌بخت وکیلی را برای پیگیری پرونده انتخاب کردند، اما هنوز مشخص نیست این وکیل به پرونده دسترسی پیدا کرده باشد. هادی و فضل‌الله طبق قانون، ۲۰ روز فرصت دارند تا نسبت به حکم صادرشده اعتراض کنند.

این دو زندانی سیاسی با وکیل تسخیری در جلسه رسیدگی که به‌صورت ویدیوکنفرانس برگزار شد، حاضر شدند، اما به گفته یک منبع مطلع، به دلیل اختلال و ضعف اینترنت زندان نتوانستند روند دادرسی را به‌درستی دنبال کنند.

  • کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»: حقوق بشر مردم ایران قابل معامله نیست

    کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»: حقوق بشر مردم ایران قابل معامله نیست

صدور حکم اعدام برای این دو شهروند در شرایطی گزارش شده که کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در صدوبیست‌وششمین هفته خود از گسترش این کارزار به ۵۷ زندان خبر داده و درباره افزایش صدور و اجرای احکام اعدام هشدار داده است.

موج صدور احکام اعدام در اصفهان به پرونده نیک‌بخت‌ها محدود نیست. بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، مهنام صفوی، رپر ۲۲ ساله اهل اصفهان که ۲۳ دی‌ماه ۱۴۰۴ پس از انتشار مطالبی در حمایت از اعتراضات در محل کار خود بازداشت شد، در زندان دستگرد اصفهان با خطر اعدام روبه‌روست.

بر پایه این گزارش‌ها، صفوی پس از اخذ اعترافات اجباری و در پرونده‌ای که نزدیکانش گفته‌اند دادگاه آن به‌صورت غیرحضوری برگزار شده، از سوی قاضی همتی‌نژاد به اعدام محکوم شده است.

  • عفو بین‌الملل و کارشناسان سازمان ملل: حقوق بشر در تفاهم با جمهوری اسلامی نادیده نماند

    عفو بین‌الملل و کارشناسان سازمان ملل: حقوق بشر در تفاهم با جمهوری اسلامی نادیده نماند

بازداشت برادران نیک‌بخت پس از اعتراض به تصرف زمین کشاورزی

هادی و فضل‌الله نیک‌بخت دوم آبان ۱۴۰۴ پس از آن‌که تلاش کردند مانع تصرف زمین کشاورزی خود شوند، در منزلشان در گلپایگان بازداشت و پس از دو ماه بی‌خبری مطلق به زندان دستگرد اصفهان منتقل شدند.

هادی ۴۵ ساله و فضل‌الله ۵۱ ساله، هر دو پدر سه فرزند هستند و پیش‌تر در کارزار درخواست برگزاری همه‌پرسی درباره ادامه حاکمیت جمهوری اسلامی مشارکت داشتند.

سازمان حقوق بشر ایران همچنین اعلام کرد محمد نیک‌بخت، برادر دیگر این خانواده، اسفندماه ۱۴۰۴ با خشونت در منزل خود بازداشت شد و دو ماه را در بی‌خبری مطلق گذراند.

سایت ماده ۱۸ نیز فروردین سال جاری گزارش داده بود محمد نیک‌بخت، نوکیش مسیحی، ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ به دست نیروهای امنیتی بازداشت و در بند ۲الف زندان دستگرد اصفهان نگهداری شده است.

  • عبدالرسول مرتضوی: معترضان بازداشتی در زندان اصفهان شکنجه شده‌اند

    عبدالرسول مرتضوی: معترضان بازداشتی در زندان اصفهان شکنجه شده‌اند

همچنین عبدالرسول مرتضوی، زندانی سیاسی، ۲۰ خرداد در پیامی صوتی از زندان دستگرد اصفهان، نام این زندانی سیاسی را در میان گروهی از بازداشت‌شدگان آورد و گفت آثار شکنجه را بر بدن برخی از آنان دیده است.

این نوکیش مسیحی ۴۸ ساله اکنون در بند زندانیان سیاسی زندان دستگرد اصفهان نگهداری می‌شود و تاکنون دو بار به‌صورت شفاهی با اتهام‌هایی روبه‌رو شده که می‌تواند به صدور حکم اعدام منجر شود.

درخواست خانواده برای اقدام فوری

نیکی نیک‌بخت، خواهر این سه زندانی، پیش‌تر با انتشار یک پیام ویدیویی گفت از طریق تماس کوتاه هادی با خانواده مطلع شده‌اند که برای هادی و فضل‌الله حکم اعدام صادر و تایید شده است. او هم‌زمان نسبت به جان برادرانش ابراز نگرانی کرد.

او گفت خانواده پیش‌تر از دادگاه گلپایگان پیگیری کرده بودند و به آن‌ها گفته شده بود مجازات احتمالی این دو برادر بین یک تا پنج سال حبس خواهد بود.

به گفته نیکی، سازمان اطلاعات سپاه و محمدتقی کرامتی، امام‌جمعه گلپایگان، در روند رسیدگی به این پرونده دخالت کرده‌اند و پس از آن حکم اعدام برای برادرانش صادر شده است.

نیکی همچنین نسبت به وضعیت محمد هشدار داد و از شهروندان، نهادهای حقوق بشری و جامعه جهانی خواست برای نجات جان برادرانش و دیگر زندانیان سیاسی اقدام کنند.

  • صدها پرونده قضایی برای بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه و جنگ ۴۰ روزه تشکیل شده است

    صدها پرونده قضایی برای بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه و جنگ ۴۰ روزه تشکیل شده است

طی یک سال گذشته، به‌ویژه پس از اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، صدور، تایید و اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی در ایران افزایش چشمگیری داشته است.

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی تنها از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، دست‌کم ۴۴ زندانی سیاسی را اعدام کرده و برای صدها تن دیگر احکام اعدام، حبس‌های سنگین و مصادره اموال صادر کرده است.

این روند نگرانی‌ها از محاکمه‌های شتاب‌زده و افزایش خطر برای بازداشت‌شدگان پرونده‌های تازه را تشدید کرده و اعتراض‌های گسترده‌ای را در داخل و خارج از کشور به دنبال داشته است.

حمله به زیباشهر شیراز؛ نظامیان پنهان‌شده در اقامتگاه مسافری هدف بمباران بودند

۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۴:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
شاهد علوی
حمله به زیباشهر شیراز؛ نظامیان پنهان‌شده در اقامتگاه مسافری هدف بمباران بودند
100%

شامگاه ۱۴ اسفند ۱۴۰۴، ساختمانی بزرگ در اقامتگاه مسافری زیباشهر شیراز هدف موشک قرار گرفت و کاملا ویران شد؛ جایی که شماری از نیروهای سپاه از جمله نیروی هوافضایش، پنهان شده بودند. موج دوم این حمله، موجب کشته‌شدن ۹ غیرنظامی از جمله کارکنان پایگاه اورژانس ۱۱۵ مجاور این اقامتگاه شد.

بررسی تصاویر محل، داده‌های منبع‌باز، گزارش‌های رسانه‌های داخلی، ارزیابی یک مقام پیشین هدف‌گیری در نیروی هوایی آمریکا و روایت‌های شاهدان نشان می‌دهد آن‌چه در حمله به زیباشهر رخ داد، نه خطای ساده مهمات، بلکه هدف‌گرفتن ساختمانی مشخص در اقامتگاه اضطراری مسافری بود؛ ساختمانی که بر اساس شواهد موجود، محل پنهان‌شدن نیروهای سپاهی بود که از ترس بمباران مراکز نظامی، آن‌جا مخفی شده بودند.

اما همین هدف، در دل یک مجموعه با کاربری غیرنظامی، اقامتی، تفریحی و امدادی قرار داشت: اقامتگاه اضطراری مسافران زیباشهر، در کنار پایگاه اورژانس ۱۱۵، در مجاورت خانه‌های مسکونی و در فاصله کوتاهی از ساختمان‌هایی با کاربری خدماتی و عمومی.

نتیجه، پرونده‌ای است که در آن دو مسئولیت هم‌زمان دیده می‌شود: جمهوری اسلامی، به‌دلیل پنهان‌کردن نیروهای نظامی در یک محل غیرنظامی؛ و حمله‌کننده، به‌دلیل حمله به هدفی در کنار مرکز اورژانس و میان محوطه‌ای که ماهیت غیرنظامی آن از پیش قابل شناسایی بود.

100%

شب ۱۴ اسفند؛ ساختمان‌ها فروریختند

ساعت حدود ۸:۲۰ شامگاه، صدای موشک و سپس انفجاری مهیب آرامش زیباشهر شیراز را برهم زد. شماری از ساکنان خیابان سروناز دوم، هراسان از خانه‌ها بیرون آمدند؛ لحظاتی بعد، صدای موشکی دیگر آمد و انفجار دوم رُخ داد. چند نفر از همان مردمی که از خانه‌هایشان بیرون آمده بودند، جان‌شان را از دست دادند.

فردای حمله، استانداری فارس اعلام کرد ۲۰ نفر کشته و ۳۰ نفر زخمی شده‌اند. اما در مراسم رسمی یادبود کشته‌شدگان، که در مسجد امام محمدباقر زیباشهر برگزار شد، تنها نام و عکس ۱۶ نفر منتشر شد: هفت تن از آنان نیروهای کادر سپاه و بسیج بودند و ۹ غیرنظامی؛ دو تکنیسین اورژانس، یک کادر مرکز بهداشت، چهار کارمند و پیمانکار شهرداری و یک کاسب محلی.

ساختمان اورژانس ۱۱۵ زیباشهر، یک ساختمان مجاور آن و ساختمان بزرگ‌تری در شرق آن‌ها، که بخشی از اقامتگاه اضطراری مسافری شهرداری شیراز بود، کاملا ویران شدند. شماری از ساختمان‌های مسکونی روبه‌روی مرکز اورژانس هم آسیب دیدند.

علاوه بر این‌ها، آمبولانس اورژانس و چند خودروی دیگر هم منهدم شد و ترکش‌های انفجار، به بدنه تعدادی از خودروهای پارک‌شده خسارت زد. در تصاویر منتشرشده از روز بعد، بقایای یک آمبولانس سوخته و پوشیده از خاکستر در میان ویرانه‌ها دیده می‌شود؛ نشانه‌ای روشن از کاربری امدادی نقطه‌ای که هدف قرار گرفت یا در شعاع انفجار نابود شد.

100%

ساختمان بزرگ، مخفیگاه نیروهای سپاه بود

ساختمان بزرگ ویران‌شده در اقامتگاه مسافری زیباشهر، صرفا یک ساختمان مسافری خالی یا یک سازه ناشناس نبود. شواهد موجود نشان می‌دهد این ساختمان، شب حمله محل استقرار شماری از نیروهای سپاه و نیروهای مرتبط با آن بود.

خبرگزاری دانشجو، وابسته به بسیج دانشجویی، که پس از حمله گزارشی ویدیویی از محل منتشر کرد، نوشت موشک‌ها به «ساختمان‌های خوابگاه و بخش‌های اداری» اقامتگاه اصابت کردند، آتش‌سوزی گسترده‌ای رخ داد و «شماری از نیروهای نظامی کشته و شماری دیگر مجروح شدند». همین گزارش، اقامت نیروهای نظامی در این اقامتگاه غیرنظامی را به «دوره‌های آموزشی برای حفاظت از مرزها» نسبت داد.

اما این توضیح با شواهد محل نمی‌خواند. داده‌های منبع‌باز، از جمله نقشه گوگل و اپلیکیشن ایرانی «نشان»، این محل را به‌عنوان اقامتگاه اضطراری فاقد امکانات آموزشی نشان می‌دهند. تصاویر و ویدیوهای راستی‌آزمایی‌شده از محل نیز تابلوی همین اقامتگاه را در ورودی آن نشان می‌دهد.

100%

در منابع در دسترس، نشانه‌ای وجود ندارد که این اقامتگاه در سال‌های گذشته کاربری نظامی داشته باشد. شواهد موجود آن را مجموعه‌ای شناخته‌شده با کاربری غیرنظامی، اقامتی، تفریحی و امدادی نشان می‌دهد، نه یک مرکز آموزشی یا نظامی.

از سوی دیگر، اگر مساله این نیروها واقعا «آموزش برای حفاظت از مرزها» بود، مجتمع بزرگ دانشکده علوم و فنون زرهی نیروی زمینی سپاه، با امکانات آموزشی و نظامی، کمتر از ۲۰۰ متر آن‌سوتر قرار داشت؛ مجتمعی که کار آن روی کاغذ، همان آموزش و آماده‌سازی نیروهای زمینی است. به این ترتیب، ادعای آموزش نظامی در یک اقامتگاه مسافری فاقد امکانات در ۲۰۰ متری یک پادگان تجهیز‌شده برای آموزش، بی‌پایه به نظر می‌رسد.

در روزهای آغازین جنگ و هم‌زمان با حملات هوایی گسترده آمریکا و اسرائیل به مراکز نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی، گزارش‌های متعددی از انتقال نیروها، خودروها و تجهیزات نظامی و انتظامی به اماکن غیرنظامی منتشر شد.

بر اساس این گزارش‌ها، در شهرهای مختلف ایران، این نیروها در تلاش برای حفظ جان خود در مکان‌های غیرنظامی و فضاهای عمومی نظیر مدارس، دانشگاه‌ها، مساجد، بیمارستان‌ها، پارک‌ها و اقامتگاه‌های خصوصی مستقر شدند.

زنجیره شواهد به نتیجه‌ای روشن می‌رسد: در زیباشهر شیراز هم، نیروهای سپاه برای در امان ماندن از حملات، از مجتمع نظامی مجاور به اقامتگاه غیرنظامی منتقل شده بودند. حمله هوایی نیز به جای پادگان تخلیه‌شده سپاه در آن سوی بزرگراه، محل استقرار این نیروها در همین اقامتگاه را هدف گرفت.

100%

چرا مجتمع سپاه هدف گرفته نشد؟

تصاویر ماهواره‌ای و اطلاعات منبع باز، وجود دانشگاه و پادگان بزرگ نیروی زمینی سپاه در آن سوی زیباشهر را تائید می کند، داده‌های اوپن‌استریت‌مپ، این محدوده را همچنین به لشکر ۱۹ فجر سپاه و واحدی از نیروی هوافضای سپاه در شیراز پیوند می‌دهد. ادعایی که کشته‌شدن یکی از افسران لشکر ۱۹ فجر در همین حمله، احتمال درستی آن را بالا می‌برد. با این حال، در تصاویر پس از حمله نشانه‌ای از تخریب این مجتمع دیده نمی‌شود.

وست برایانت، رییس پیشین تیم هدف‌گیری ویژه نیروی هوایی آمریکا و مسئول سابق ارزیابی آسیب غیرنظامی در پنتاگون، پس از بررسی شواهد تصویری، با اشاره به این‌که در مجموع، نزدیک به ۱۳۵۰ کیلوگرم بمب در این حمله به کار رفته است، به نیولاینز گفت به ساختمان بزرگ‌تر شرقی، مهماتی در حد یک بمب ۹۰۰ کیلویی، و به دو سازه غربی، از جمله پایگاه اورژانس، مهماتی در حد بمب‌های ۲۲۰ کیلویی اصابت کرده است.

به باور این کارشناس، با مهمات دقیق امروزی، خطای ۲۰۰ متری تا آن سوی بزرگراه، آن هم نه در یک اصابت بلکه در چند اصابت جداگانه، بسیار نامحتمل است. اگر سه مهمات جداگانه به سه سازه مشخص در محوطه اقامتگاه اصابت کرده باشند، فرضیه «خطای ساده» یا «انحراف اتفاقی» ضعیف می‌شود.

این یعنی هدف حمله، با احتمال بسیار بالا، خود اقامتگاه مسافری زیباشهر یا دست‌کم ساختمان‌هایی درون آن بود؛ جایی که نیروهای سپاه در آن مستقر شده بودند. مجتمع اصلی سپاه آن سوی بزرگراه سالم ماند، چون هدف این حمله نبود.

عامل حمله چه کسی بود؟

حمله همزمان آمریکا و اسرائیل به ایران، ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد. در جریان جنگ مشخص شد که بازیگران منطقه‌ای نیز وارد عملیات نظامی علیه ایران شده‌اند و با هماهنگی آمریکا و اسرائیل به اهدافی عمدتا نفتی در ایران حمله کردند. وال‌استریت‌ ژورنال و بعدتر رویترز، از رسانه‌هایی بودند که گزارش‌هایی از این حملات منتشر کردند.

اما تا این لحظه هیچ کدام از طرفین درگیری مسئولیت حمله به زیباشهر را نپذیرفته است. یک مقام آمریکایی در پاسخ به پرسش ایران‌اینترنشنال درباره نقش آمریکا در این حمله گفت «ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) پیش‌تر ادعای نقش آمریکا در این حمله را بررسی کرده اما هیچ شواهدی در تایید دخالت نیروهای آمریکایی در آن نیافته است.»

وزارت دفاع اسرائیل و ارتش این کشور و همچنین وزارت دفاع و ستاد کل نیروهای مسلح ایران به پرسش‌های ایران‌اینترنشنال درباره این حمله پاسخی ندادند.

با این حال، الگوی عملیاتی جنگ، مهم‌ترین قرینه برای تشخیص عامل حمله است. بر اساس تحلیل موسسه‌ی بین‌المللی مطالعات راهبردی، در روزهای نخستین جنگ، نیروی هوادریای آمریکا پایگاه‌ها و سکوهای پرتاب موشک را در جنوب و مرکز ایران هدف می‌گرفت، در حالی که اسرائیل و هواپیماهای مستقر در اردن بر شمال و غرب کشور تمرکز داشتند.

بر پایه این الگو، شیراز، در جنوب ایران در حوزه‌ی مسئولیت عملیاتی آمریکا قرار می‌گرفت. ماهیت حمله نیز با این تصویر هم‌خوان است: حمله با مهمات سنگین هوایی و بمب‌های هدایت‌شونده انجام شده که با شیوه‌ی عملیات هوایی-دریایی آمریکا در جنوب ایران سازگار است.

شمار نظامیان کشته‌شده چقدر بود؟

حکومت تنها نام هفت نیروی سپاه و بسیج را در کنار ۹ قربانی غیرنظامی منتشر کرده است. اما این عدد لزوما همه تلفات نظامی حمله را نشان نمی‌دهد.

آن‌چنان‌که گفته شد به ساختمان بزرگ اقامتگاه مسافری بمبی ۹۰۰ کیلوگرمی اصابت کرده و ویدیوها نشان می‌دهد که این ساختمان ویران و به تلی از خاکستر بدل شده است. با توجه به این‌که دو ساختمان دیگر مورد هدف، اورژانس و ساختمان اداری اقامتگاه مسافری بود، می‌توان گفت که همین ساختمان بزرگ، یکی از محل‌های استقرار و خوابگاه نیروهای نظامی بوده که خبرگزاری دانشجو گزارش داده است.

چه تعداد نظامی در آن ساختمان حضور داشتند؟ احتمال دارد همه یا بخشی از نیروهای سپاه پادگان مجاور زیباشهر، از جمله افسران دانشکده نیروی زمینی سپاه که از نقاط مختلف کشور هستند، در ساختمان‌های اقامتگاه مسافری از جمله ساختمان بزرگ منهدم‌‌شده مستقر شده باشند.

با این حال هرچند مشخص نیست چه تعداد از این نیروها در این ساختمان جا داده شده بودند و حکومت هم فهرست کامل کشته‌های نظامی این حمله را منتشر نکرده، اما می‌توان انتظار داشت با توجه به بزرگی این ساختمان و ویرانی کامل آن، شمار کشته‌های نظامی حمله بیش از هفت نیروی بومی باشد که در مسجد زیباشهر از خانواده‌های آنان تقدیر شده است.

100%


اورژانس چگونه وارد خط آتش شد؟

حضور نظامیان در اقامتگاه مسافری، ماهیت غیرنظامی کل محوطه را از بین نمی‌برد. محل هدف، در کنار پایگاه اورژانس ۱۱۵ بود؛ ساختمانی درمانی که سال‌ها در همان نقطه فعال بود و در نقشه‌ها و تصاویر عمومی قابل شناسایی بود. در همان محدوده، تابلوی اقامتگاه اضطراری، ساختمان‌های خدماتی، آمبولانس، خودروهای غیرنظامی و ساختمان‌های مسکونی دیده می‌شدند.

بنابراین حتی اگر یکی از ساختمان‌های اقامتگاه، به‌دلیل حضور نظامیان، هدف نظامی تلقی شده باشد، پایگاه اورژانس ۱۱۵ در ۳۶ متری آن، و خانه‌های اطراف همچنان تحت حمایت حقوق بشردوستانه بودند.

در تحلیل نظامی، محدوده خطر بر اساس شعاع انفجار، موج انفجار، ترکش و احتمال خطای برخورد محاسبه می‌شود، نه فقط بر اساس فاصله روی نقشه. وقتی نیروهای نظامی در یک اقامتگاه غیرنظامی، در چند قدمی یک مرکز اورژانس و در دل یک محله مسکونی مستقر می‌شوند، مردم و تاسیسات غیرنظامی در معرض خطر مستقیم هر حمله احتمالی قرار می‌گیرند.

از طرف دیگر، همین واقعیت، مسئولیت مهاجم را هم سنگین می‌کند. اگر هدف، ساختمانی در یک محوطه غیرنظامی و کنار مرکز اورژانس بوده، مهاجم باید نشان دهد چه اقداماتی برای کاهش آسیب به غیرنظامیان انجام داده است: انتخاب زمان حمله، زاویه حمله، نوع مهمات، هشدار احتمالی و ارزیابی شعاع تخریب و ترکش.

100%


مسئولیت جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی در این پرونده دست‌کم از یک جهت مسئول است: انتقال و استقرار نیروهای نظامی در یک اقامتگاه غیرنظامی، کنار مرکز اورژانس و در دل منطقه مسکونی. همان زنجیره شواهدی که نشان می‌دهد ساختمان بزرگ اقامتگاه محل حضور نیروهای سپاه بود، هم‌زمان نشان می‌دهد حکومت با جابه‌جا کردن نیروهایش از فضای نظامی به یک محل اقامتی و امدادی، خطر جنگ را به میان مردم منتقل کرده است.

حقوق بین‌الملل بشردوستانه، طرف‌های درگیر را موظف می‌کند تا حد امکان از قرار دادن اهداف نظامی در نزدیکی مناطق پرجمعیت خودداری کنند و غیرنظامیان را از مجاورت اهداف نظامی دور نگه دارند. پنهان‌کردن نیروهای سپاه در اقامتگاه مسافری، آن هم در چند قدمی پایگاه اورژانس و خانه‌های مردم، خلاف این اصل است.

این کار، غیرنظامیان را به سپری ناخواسته برای نظامیان بدل کرد. لازم نیست حتما ثابت شود جمهوری اسلامی عامدانه قصد استفاده از مردم به‌عنوان «سپر انسانی» داشته است؛ حتی اگر هدف، صرفا حفظ جان نیروهای نظامی بوده باشد، نتیجه آن به خطر انداختن جان مردم عادی بود.

زیباشهر نشان می‌دهد سیاست پناه‌دادن نیروهای نظامی در اماکن غیرنظامی چه پیامدی دارد: جنگ از پادگان به کمپ مسافری، مرکز اورژانس و خانه‌های مردم منتقل می‌شود.

100%


مسئولیت مهاجم

مسئولیت جمهوری اسلامی، مسئولیت مهاجم را از میان نمی‌برد. حتی اگر اقامتگاه به‌دلیل حضور یا استفاده نیروهای نظامی هدفی نظامی تلقی شده باشد، مهاجم همچنان موظف بوده میان هدف نظامی و غیرنظامیان تمایز بگذارد، همه احتیاط‌های ممکن را برای کاهش آسیب به کار گیرد و از حمله‌ای نامتناسب با مزیت نظامی مستقیم و مشخص خودداری کند.

در این حمله، علاوه بر ساختمان محل استقرار نیروها، پایگاه اورژانس، خانه‌های مسکونی و خودروهای غیرنظامیان نیز آسیب دیدند یا از بین رفتند. همین موضوع، روش حمله، نوع مهمات و زمان‌بندی آن را از منظر اصول تمایز، احتیاط و تناسب محل پرسش می‌کند.

پایگاه اورژانس ۱۱۵ یک واحد درمانی بود و حضور نظامیان در ساختمانی مجاور، حمایت ویژه از آن را از بین نمی‌برد. این حمایت تنها زمانی که واحد درمانی، خارج از کارکرد غیرنظامی خود، برای اقدام زیان‌بار علیه دشمن استفاده شود، پس از اخطار و مهلت معقول از آن ساقط می‌شود. هیچ نشانه‌ای از چنین وضعیتی در دست نیست. همچنین حضور نیروهای نظامی در یک مکان غیرنظامی، کل محوطه، ساختمان‌های مجاور یا واحد درمانی نزدیک آن را خودبه‌خود به هدف مشروع تبدیل نمی‌کند.

بر پایه‌ی اصل تمایز، هدف‌ قراردادن چند نقطه‌ی مجزا در یک محوطه‌ی غیرنظامی، از جمله مرکز اورژانس مجاور خوابگاه موقت نیروها، پرسش جدی درباره‌ی محدودماندن حمله به اهداف نظامی ایجاد می‌کند.

بر پایه‌ی اصل احتیاط، استفاده از مهمات سنگین ۹۰۰ و ۲۲۰ کیلویی در چند متری یک مرکز اورژانس و خانه‌های مسکونی، آن هم در محلی که در نقشه‌های عمومی و تصاویر منبع‌باز قابل شناسایی بود، انتخاب روش، زاویه و نوع مهمات را زیر سوال می‌برد.

بر پایه‌ی اصل تناسب، ما نمی‌دانیم دقیقا چند نیروی سپاه و بسیج کشته شده‌اند، نقش عملیاتی آنان چه بوده و مهاجم در زمان حمله چه مزیت نظامی مشخص و مستقیمی را انتظار داشته است. اما می‌دانیم دست‌کم ۹ غیرنظامی جان باخته‌اند. اگر مزیت نظامی مورد انتظار محدود بوده باشد، این تلفات غیرنظامی به‌روشنی پرسش تناسب را پیش می‌کشد؛ و حتی اگر مزیت نظامی بیشتری مورد انتظار بوده باشد، نقض احتمالی اصول تمایز و احتیاط و حمایت از واحد درمانی همچنان به قوت خود باقی است.

سرانجام، اگر حمله‌ی دوم، چنان‌که شاهدان گفته‌اند، پس از حضور مردم و امدادگران رخ داده باشد، مسئولیت مهاجم سنگین‌تر می‌شود؛ هدف‌گیری یا بی‌اعتنایی به حضور امدادگران، یکی از روشن‌ترین موارد نقض حمایت از غیرنظامیان، امدادگران و ماموریت درمانی است.

100%


پرونده‌ای با دو مسئول

زیباشهر پرونده‌ای ساده با یک روایت تک‌خطی نیست. ساختمان بزرگ اقامتگاه، بنا بر شواهد موجود، محل پنهان‌شدن نیروهای سپاه بود و به همین دلیل هدف قرار گرفت. اما همین ساختمان در دل محوطه‌ای غیرنظامی قرار داشت.

جمهوری اسلامی، با انتقال نیروهایش به این محل، جان غیرنظامیان را به خطر انداخت. مهاجم هم با حمله به هدفی در کنار اورژانس و میان یک محوطه شناخته‌شده غیرنظامی، باید پاسخ دهد که چه احتیاط‌هایی برای جلوگیری از مرگ مردم و تخریب مرکز درمانی به‌کار گرفت.

هنوز پرسش‌های مهمی بی‌پاسخ مانده است: شمار دقیق نظامیان کشته‌شده چقدر بود؟ آیا ساختمان بزرگ اقامتگاه پیش از حمله به‌عنوان محل استقرار نظامیان شناسایی شده بود؟ آیا پایگاه اورژانس و آمبولانس‌ها در داده‌های پیش از حمله دیده شده بودند؟

اما هم اکنون هم یک واقعیت روشن است: جنگ در زیباشهر از پادگان بیرون آمد و به اقامتگاه مسافری، مرکز اورژانس و خانه‌های مردم رسید. نظامیانی که برای در امان ماندن در میان غیرنظامیان پنهان شده بودند، هدف قرار گرفتند؛ اما هزینه آن را کادر درمانی و مردمی هم پرداختند که تنها گناهشان همسایگی با همان پنهانگاه بود.

چرا تفاهم تهران و واشینگتن پایان مبارزه مدنی مردم ایران نیست؟

۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۴:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار
چرا تفاهم تهران و واشینگتن پایان مبارزه مدنی مردم ایران نیست؟
100%

تفاهم جمهوری اسلامی و آمریکا حتی اگر به کاهش تنش نظامی، بازگشایی مسیرهای تجاری، فروش بیشتر نفت یا آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده منجر شود، لزوما به معنای پایان بحران سیاسی در داخل ایران نیست.

تفاهم و مذاکره ممکن است به جمهوری اسلامی امکان تنفس اقتصادی بدهد، فشار فوری بازار را کاهش دهد و برای مدتی انتظارات عمومی را مدیریت کند، اما مساله اصلی مردم ایران فقط تحریم، قیمت دلار یا کمبود منابع ارزی نیست.

ریشه اعتراضات و مقاومت مدنی در ایران عمیق‌تر از رابطه تهران و واشینگتن است؛ در فروپاشی اعتماد عمومی، سرکوب سیاسی، تبعیض ساختاری، فساد نهادی، بحران نمایندگی و شکاف میان جامعه و حکومتی است که بخش بزرگی از شهروندان، آن را نماینده خود نمی‌دانند.

از این منظر، تفاهم خارجی بخشی از بحران دولت را تخفیف می‌دهد، اما بحران مشروعیت را حل نمی‌کند.

  • محور مقاومت؛ اولویت اصلی رهبر سوم جمهوری اسلامی و حاشیه‌نشینی منافع ملی ایران

    محور مقاومت؛ اولویت اصلی رهبر سوم جمهوری اسلامی و حاشیه‌نشینی منافع ملی ایران

تفاهم مشروعیت‌بخش نیست

در نظریه‌های علوم سیاسی، میان «ظرفیت حکومت» و «مشروعیت حکومت» تفاوت اساسی وجود دارد.

یک حکومت ممکن است با دسترسی به منابع مالی، افزایش درآمد نفتی یا کاهش فشار خارجی، ظرفیت بیشتری برای اداره روزمره کشور پیدا کند؛ اما این به‌خودی‌ خود به معنای بازسازی مشروعیت سیاسی نیست.

مشروعیت زمانی ترمیم می‌شود که شهروندان احساس کنند در تعیین سرنوشت خود سهم دارند، حقوقشان محترم شمرده می‌شود، قانون بر قدرت حاکم است و امکان تغییر مسالمت‌آمیز وجود دارد.

در جمهوری اسلامی، مشکل دقیقا همین‌جاست: بحران نه فقط اقتصادی، بلکه سیاسی و اخلاقی است.

نظریه‌ای در جامعه‌شناسی سیاسی وجود دارد با عنوان «محرومیت نسبی». این نظریه توضیح می‌دهد که مردم فقط وقتی فقیرتر می‌شوند، اعتراض نمی‌کنند، بلکه زمانی به کنش جمعی روی می‌آورند که میان آنچه حق خود می‌دانند و آنچه در واقعیت دریافت می‌کنند، شکافی پایدار و تحقیرآمیز ببینند.

در ایران، این شکاف فقط به معیشت محدود نیست. زنان با کنترل بدن و پوشش خود روبه‌رو هستند، جوانان با ابهام در آینده، کارگران با ناامنی شغلی، اقلیت‌های قومی، مذهبی و جنسیتی با تبعیض، خانواده‌های دادخواه با سرکوب و طبقه متوسط با سقوط مداوم منزلت اجتماعی.

چنین شکافی با یک توافق دیپلماتیک از بین نمی‌رود، حتی اگر قیمت ارز برای مدتی پایین بیاید یا صادرات نفت افزایش پیدا کند.

  • وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد

    وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد

مذاکره کرد، پس عقب‌نشینی هم می‌کند

نظریه‌ دیگری هم در مطالعات جنبش‌های اجتماعی وجود دارد که بر «فرصت‌های سیاسی» تاکید می‌کند.

بر اساس این نظریه، جنبش‌های اجتماعی فقط بر اثر میزان نارضایتی به وجود نمی‌آیند، بلکه ایجادشان به برداشت مردم از شکاف‌های درون قدرت، ضعف یا عقب‌نشینی حکومت، و امکان اثرگذاری نیز بستگی دارد.

تفاهم با آمریکا ممکن است از نگاه حکومت، ثبات و پیروزی دیپلماتیک معرفی شود، اما از نگاه بخشی از جامعه معنای دیگری دارد: حکومتی که سال‌ها مذاکره را خیانت، سازش یا عقب‌نشینی می‌دانست، زیر فشار داخلی و خارجی ناچار به معامله شده است.

همین برداشت می‌تواند این تصور را تقویت کند که فشار، هزینه‌سازی و مقاومت مدنی هم می‌تواند حکومت را وادار به عقب‌نشینی کند.

تجربیات مربوط به اعتراضات در نظام‌های غیردموکراتیک نشان می‌دهند امتیازدهی‌های محدود حکومت معمولا برای فرونشاندن جنبش‌ها کافی نیست، چون معترضان به تعهد حکومت اعتماد ندارند.

وقتی ساختار سیاسی امکان نظارت مستقل، رسانه آزاد، انتخابات رقابتی و نهادهای پاسخگو را از بین برده، شهروندان مطمئن نیستند که امتیاز امروز، فردا از آنان پس گرفته نمی‌شود.

جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته بارها نشان داده که در سطح خارجی مذاکره می‌کند، اما در داخل هم‌زمان سرکوب، نظارت امنیتی و محدودیت‌های اجتماعی را ادامه می‌دهد. بنابراین جامعه بین «توافق خارجی» و «تغییر داخلی» تمایز می‌گذارد.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» نمونه روشن این تغییر است. این جنبش صرفا واکنشی به یک حادثه نبود، بلکه بیان فشرده چند دهه سرکوب، تبعیض جنسیتی، خشونت دولتی و بی‌اعتباری نهادهای رسمی بود.

تجربه این جنبش نشان می‌دهد که حتی اگر خیابان در مقاطعی آرام‌تر شود، شبکه‌های اجتماعی، مقاومت روزمره، نافرمانی مدنی زنان، کنش خانواده‌های دادخواه، اعتراضات صنفی و شکاف نسلی، همچنان باقی می‌مانند.

جنبش تا زمانی که سازمان‌‌یابی داشته باشد، زنده می‌ماند و شبکه‌های غیررسمی، حافظه جمعی، نمادها، روایت‌ها و تجربه مشترک سرکوب نیز منابع بسیج‌ بر سر آرمان‌های آن هستند.

جمهوری اسلامی ممکن است جنبش‌ها را سرکوب کند، اما نمی‌تواند به سادگی حافظه جمعی جامعه را پاک کند.

از همین‌ رو، مبارزه مدنی در ایران امروز بیش از آن که به یک لحظه انفجاری محدود باشد، به نوعی «مقاومت پراکنده اما پایدار» تبدیل شده است.

این مقاومت در خیابان، مدرسه، دانشگاه، محل کار، پوشش زنان، زبان روزمره، طنز سیاسی، تحریم انتخابات، اعتراضات صنفی، هنر، مهاجرت اعتراضی یا دادخواهی خانواده‌ها ظاهر می‌‌شود.

قدرت این نوع مقاومت در آن است که به یک مرکز فرماندهی یا فرد وابسته نیست. البته پراکندگی، فرسایش و هزینه بالای کنش فردی هم در مقاومت مدنی وجود دارد، اما همین پراکندگی، سرکوب کامل آن را دشوار می‌کند.

100%

بحران اخلاقی به‌جای بحران اقتصادی

مردم فقط از فقر خشمگین نمی‌شوند. از بی‌عدالتی در توزیع رنج هم خشمگین می‌شوند.

وقتی شهروندان می‌بینند هزینه تحریم، جنگ، تورم و سرکوب را مردم عادی می‌پردازند، اما شبکه‌های نزدیک به قدرت از رانت، واردات، ارز، امتیازهای امنیتی و موقعیت‌های انحصاری بهره‌مند می‌شوند، بحران اقتصادی به بحران اخلاقی تبدیل می‌شود.

در چنین شرایطی، حتی بهبود موقت اقتصادی هم می‌تواند به نفع حکومت تمام نشود، چون همچنان ممکن است که مردم احساس کنند منابع آزادشده باز هم به‌جای رفاه عمومی، صرف بازسازی ماشین سرکوب، شبکه‌های نیابتی، پروژه‌های امنیتی یا طبقه ممتاز وابسته به قدرت خواهد شد.

این همان نقطه‌ای است که توافق با آمریکا می‌تواند برای حکومت تیغ دولبه باشد. هرچند این وضعیت به جمهوری اسلامی امکان می‌دهد بحران فوری را مدیریت کند، اما از سوی دیگر، سطح انتظارات جامعه بالا می‌رود.

اگر مردم نتیجه ملموسی در زندگی روزمره نبینند، ناامیدی جدید می‌تواند شدیدتر از گذشته باشد.

تجربه پس از برجام نیز نشان داد بهبود شاخص‌های کلان اگر به اصلاح نهادی، کاهش فساد، امنیت سرمایه‌گذاری، آزادی اجتماعی و بهبود زندگی طبقات متوسط و فرودست منجر نشود، نمی‌تواند سرمایه اجتماعی حکومت را بازسازی کند.

مردم ممکن است از کاهش تنش استقبال کنند، اما این استقبال به معنای رضایت سیاسی نیست.

در نظام‌های اقتدارگرا، حکومت‌ها اغلب می‌کوشند سیاست خارجی را جایگزین سیاست داخلی کنند؛ یعنی با نمایش مذاکره، جنگ، توافق، دشمنی یا پیروزی دیپلماتیک، مساله اصلی شهروندان را به بیرون از مرزها منتقل کنند.

اما جامعه ایران طی سال‌های اخیر نشان داده که این تغییرات ظاهری را نمی‌پذیرد. شعارها و کنش‌های اعتراضی مردم مدت‌هاست از مطالبات صرفا اقتصادی عبور کرده و به پرسش از اصل حکمرانی رسیده‌: اینکه چه کسی تصمیم می‌گیرد؟ منابع کشور کجا خرج می‌شود؟ چرا شهروندان حق انتخاب ندارند؟ چرا سبک زندگی باید امنیتی شود و چرا اعتراض با گلوله، زندان و اعدام پاسخ می‌گیرد؟

به همین دلیل، مبارزه مدنی مردم با حکومت ادامه خواهد داشت؛ نه لزوما به شکل دائمی و خیابانی، بلکه به شکل موجی، شبکه‌ای، روزمره و چندلایه.

هر عقب‌نشینی حکومت می‌تواند به فرصتی برای بازتعریف مطالبات تبدیل شود. هر شکست اقتصادی می‌تواند دوباره خشم اجتماعی را فعال کند. هر سرکوب تازه می‌تواند خاطره اعتراضات پیشین را زنده کند.

جامعه‌ای که یک بار از مرز ترس عبور کرده باشد، به وضعیت پیشین بازنمی‌گردد.

گروسی: بازرسی از تاسیسات هسته‌ای در ایران صراحتا در متن توافق آمده و انجام می‌شود

۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۱:۰۳ (‎+۱ گرینویچ)
گروسی: بازرسی از تاسیسات هسته‌ای در ایران صراحتا در متن توافق آمده و انجام می‌شود
100%

رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اعلام کرد با وجود «اظهارنظرهای سیاسی» برخی مقام‌ها، بازرسان این نهاد بر اساس یکی از اجزای کلیدی و صریح توافق میان واشینگتن و تهران، از تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی بازدید خواهند کرد.

به گزارش آسوشیتدپرس، گروسی چهارشنبه سوم تیر در نشستی خبری در نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما دایچی در ژاپن به خبرنگاران گفت: «من اظهارات سیاسی را درک می‌کنم. اینها بخشی از واقعیت هستند. اما نکته اساسی که می‌خواهم یادآوری کنم، این است که یک یادداشت تفاهم وجود دارد که از سوی هر دو رییس‌جمهور امضا شده است.»

این اظهارات صریح‌ترین موضع‌گیری آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره بازرسی از تاسیسات هسته‌ای در ایران به شمار می‌رود.

این نهاد که وابسته به سازمان ملل متحد است، نقشی محوری در تعیین وضعیت ذخایر هسته‌ای حکومت ایران دارد.

گروسی افزود: «در این توافق به‌صراحت آمده است فعالیت‌های هسته‌ای مرتبط با مواد و تاسیسات هسته‌ای تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی خواهد بود؛ به‌طور کامل و در همه موارد.»

او ادامه داد: «طبیعتا برای انجام این کار باید بازرسی کنیم. اینکه این اتفاق پس‌فردا، یک هفته دیگر یا ۱۰ روز دیگر رخ دهد، مهم است اما تعیین‌کننده نیست. این اتفاق خواهد افتاد.»

این بازرسی‌ها در مسیر اجرای تفاهم‌نامه اخیر تهران و واشینگتن از اهمیت فراوانی برخوردار هستند، زیرا بر پایه این توافق، ذخایر اورانیوم با غنای بالای جمهوری اسلامی باید رقیق‌سازی شود.

آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند.

این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.

نخستین روز مذاکرات تهران و واشینگتن در سوئیس ۳۱ خرداد با توافق بر سر نقشه راهی برای دستیابی به توافق نهایی ظرف ۶۰ روز پایان یافت.

از سوی دیگر، کاظم غریب آبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، اعلام کرد برنامه‌ای برای دسترسی به تاسیساتِ مورد حمله واقع شده و مواد هسته‌ای در ایران وجود ندارد‏.

غریب‌آبادی گفت: «در سوئیس هیچ نشستی با گروسی، علی‌رغم درخواست او، برگزار نشد. این مباحث (بازرسی‌های آژانس) صرفا در چارچوب توافق نهایی و در نتیجه اقدام عملی طرف مقابل در خاتمه تمامی تحریم‌ها و موارد دیگر بررسی و تعیین تکلیف خواهند شد.»

او همچنین گفت: «‏نمی‌توانید با هیاهوی رسانه‌ای، سیاست "راه بینداز و جا بینداز" را پیش ببرید.»

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز دوم تیر اعلام کرد برخلاف اظهارات جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهوری ایالات متحده، بازرسان آژانس قرار نیست از تاسیسات هسته‌ای که سال گذشته هدف حملات آمریکا قرار گرفتند، بازدید کنند.

پس از جنگ ۱۲ روزه، حکومت ایران مانع دسترسی بازرسان آژانس به تاسیسات غنی‌سازی خود شده است.

گمان می‌رود جمهوری اسلامی در این مراکز به اندازه‌ای اورانیوم با غنای بالا ذخیره کرده باشد که در صورت اتخاذ تصمیمی برای ساخت سلاح هسته‌ای، امکان تولید تا ۱۰ بمب اتمی را فراهم کند.

جمهوری اسلامی همواره تاکید کرده است برنامه هسته‌ای‌اش ماهیتی «صلح‌آمیز» دارد. با این حال، ایران تنها کشور جهان است که بدون داشتن برنامه شناخته‌شده تسلیحات هسته‌ای، اورانیوم را تا سطح خلوص ۶۰ درصد غنی‌سازی کرده است.

‌مقام‌های تهران و واشینگتن پیش از این نیز اظهارات متناقضی درباره امکان بازرسی از سایت‌های هسته‌ای حکومت ایران مطرح کرده بودند.

اظهارات گروسی هم‌زمان با آغاز سفر سه‌روزه مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به کشورهای حاشیه خلیج فارس مطرح شد.

وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد روبیو سفر خود را با دیداری غیرعلنی و ناهاری کاری با محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات متحده عربی، در ابوظبی آغاز کرده است.

قرار است او سپس به کویت و بحرین سفر کند و چهارشنبه و پنج‌شنبه، سوم و چهارم تیر، با رهبران این دو کشور دیدار داشته باشد.