مرگ مشکوک تقی سلیمی، زندانی بازداشتشده اعتراضات دیماه در زندان آمل
بر اساس گزارشهای رسیده، تقی سلیمی، شهروند ۵۷ ساله اهل آمل و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، روز ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ در زندان آمل جان باخت. به گفته نزدیکان او، تاکنون توضیح شفافی از سوی مقامهای مسئول درباره علت مرگ ارائه نشده و ابهامات جدی درباره نحوه جانباختن او وجود دارد.
بر اساس این گزارش، سلیمی سوم بهمن ۱۴۰۴ بازداشت شد و به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» «تخریب اموال عمومی» به ۱۰ سال حبس و پرداخت ۱۶۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده بود. منابع نزدیک به خانواده میگویند او در روند دادرسی از دسترسی به وکیل محروم بوده، دو ماه را در سلول انفرادی گذرانده و سپس به بند عمومی منتقل شده بود.
به گفته این منابع، بر اساس گواهی بیمارستان، تقی سلیمی هنگام انتقال از زندان آمل به بیمارستان «امام علی» این شهر فاقد علائم حیاتی بوده است. همچنین به گفته منابع نزدیک به خانواده، درخواست انجام کالبدگشایی پذیرفته نشده و همچنان ابهامهایی درباره علت دقیق مرگ او وجود دارد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در صدوبیستوششمین هفته خود، با پیوستن گروهی از زندانیان زندان کرمان، در ۵۷ زندان سراسر کشور ادامه یافت. این کارزار در بیانیهای در واکنش به تفاهم اخیر جمهوری اسلامی و آمریکا تاکید کرد حقوق بشر مردم ایران، بهویژه زندانیان، قابل معامله نیست.
این کارزار در بیانیهای که سهشنبه دوم تیر منتشر شد، به تفاهم اخیر میان جمهوری اسلامی و آمریکا اشاره کرد و نوشت در بندهای منتشرشده از این تفاهم، هیچگونه توجهی به حقوق بشر، سرکوب و اعدامهای وحشتناک در ایران نشده است.
در این بیانیه آمده است: «این موضوع نشان میدهد قدرتها به فکر تغییر نیستند و مردم باید برای تغییر به خود متکی باشند و نه هیچ نیروی خارجی و قدرتی.»
زندانیان عضو کارزار تاکید کردند که طی ۱۲۶ هفته گذشته، هر سهشنبه با اعتصاب غذا و آنچه در توان داشتهاند، به «اعدامهای قرون وسطایی» اعتراض کردهاند.
آنها افزودند حقوق بشر مردم ایران، بهویژه زندانیان، قابل معامله نیست و همصدا با عموم مردم ایران تا آخرین نفس و توان خود از آزادی، برابری و لغو حکم اعدام دفاع خواهند کرد.
همزمان، سایت حقوق بشری هرانا در تازهترین گزارش ماهانه خود از وضعیت نقض حقوق بشر در ایران اعلام کرد جمهوری اسلامی در خرداد سال جاری دستکم ۱۲۷ نفر را با اتهامهای مختلف در زندانهای سراسر کشور اعدام کرده است.
بر اساس این گزارش، در همین ماه ۱۹ نفر دیگر از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شدند و دیوان عالی کشور نیز احکام اعدام ۱۲ زندانی دیگر را تایید کرد.
در بخش دیگری از بیانیه کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» آمده است در روزگاری که کرامت انسانی باید محور قانون، عدالت و حکمرانی باشد، روند اعدامها در ایران همچنان با شتاب ادامه دارد و مجازات اعدام نه ابزاری برای تحقق عدالت، بلکه سازوکاری برای گسترش هراس، خاموش کردن صدای مخالفان و تحکیم ساختار استبدادی قدرت است.
در این بیانیه، با اشاره به مواضع جداگانه سازمان عفو بینالملل، مای ساتو و شماری از کارشناسان سازمان ملل، نسبت به نادیده گرفتن نقض حقوق بشر در ایران و ادامه مصونیت ناقضان حقوق بشر مردم ایران از پیگرد و حسابرسی بینالمللی هشدار داده شده است.
اعتصاب غذای زندانیان عضو کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از نهم بهمن ۱۴۰۲، با مطالبه توقف صدور و اجرای احکام اعدام آغاز شد و اکنون در ۵۷ زندان سراسر کشور ادامه دارد.
زندانیان عضو این کارزار از مردم ایران، وجدانهای بیدار جهان و نهادهای حقوق بشری بینالمللی خواستهاند در برابر موج فزاینده اعدامها در ایران بیتفاوت نمانند و برای توقف آنچه «جنایت سازمانیافته» از سوی «فاشیسم دینی حاکم بر ایران» خواندهاند، مسئولانه و موثر اقدام کنند.
در ادامه این بیانیه آمده است که تاریخ نشان داده هیچ استبدادی با تکیه بر خشونت پایدار نمانده و هیچ حکومتی نتوانسته است صدای حقطلبی مردمان را برای همیشه خاموش کند.
در این بیانیه آمده است آنچه ماندگار خواهد بود، «آرمان آزادی، برابری و احترام به حق حیات و کرامت انسان» است؛ ارزشهایی که مردم ایران برای تحقق آن بهای سنگینی پرداختهاند و همچنان بر آن پای میفشارند.
سازمان حقوق بشر ایران نیز ۲۶ خرداد، همزمان با تفاهم اخیر میان تهران و واشینگتن، تاکید کرد توقف فوری اعدامها و آزادی زندانیان سیاسی باید بخشی از هرگونه تعامل با جمهوری اسلامی باشد.
این هشدارها در حالی مطرح میشود که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون دستکم ۴۴ زندانی سیاسی را اعدام کرده و برای صدها تن دیگر احکام اعدام، حبسهای سنگین و مصادره اموال صادر کرده است؛ روندی که نگرانیها از محاکمههای شتابزده و افزایش خطر برای بازداشتشدگان پروندههای تازه را تشدید کرده است.
هادی احمدی، سخنگوی انجمن داروسازان ایران، اعلام کرد روند افزوده شدن واکسن پاپیلومای انسانی (اچپیوی) به برنامه ملی واکسیناسیون متوقف شده است. او هشدار داد این موضوع در آینده هزینههایی را به نظام سلامت کشور تحمیل خواهد کرد.
احمدی سهشنبه دوم تیر در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا، بر ضرورت گنجاندن این واکسن در برنامه واکسیناسیون سراسری تاکید کرد و گفت در بسیاری از کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه، واکسیناسیون اچپیوی اجرا میشود و دانشآموزان از سنین پایین این واکسن را بهصورت رایگان دریافت میکنند.
او اضافه کرد: «در کشور ما هم پیش از جنگ اقداماتی در حال انجام بود تا این واکسن در برنامه ملی واکسیناسیون بگنجد، اما این موضوع مهم به دلایلی متوقف شد.»
سخنگوی انجمن داروسازان با تاکید بر اهمیت تزریق واکسن اچپیوی در بازه سنی ۱۶ تا ۲۵ سال، این دوره را «زمان طلایی» دریافت واکسن دانست و گفت واکسیناسیون در این سنین میتواند از تحمیل هزینههای سنگین به نظام سلامت کشور در سالهای آینده جلوگیری کند.
احمدی در سخنان خود توضیحی درباره علت توقف روند قرار گرفتن واکسن اچپیوی در برنامه ملی واکسیناسیون ارائه نکرد.
پیشتر در اسفند ۱۴۰۴، محسن زهرایی، رییس اداره بیماریهای قابل پیشگیری با واکسن وزارت بهداشت، اعلام کرده بود موضوع ورود واکسن اچپیوی به برنامه ملی واکسیناسیون در کمیته کشوری ایمنسازی بررسی شده و از نظر علمی مورد تایید قرار گرفته است.
زهرایی در آن زمان گفته بود با وجود تایید علمی، همچنان نیاز به «جمعآوری و تحلیل اطلاعات تکمیلی» درباره میزان اثربخشی این واکسن در دستیابی به اهداف برنامه ایمنسازی کشور وجود دارد.
اچپیوی یکی از شایعترین ویروسهایی است که از طریق رابطه جنسی منتقل میشود و در سالهای اخیر بیش از پیش مورد توجه عموم مردم قرار گرفته است.
این ویروس میتواند به بروز زگیل تناسلی و در بعضی موارد سرطانهای دهانه رحم، دهان و گلو منجر شود.
افزایش چشمگیر قیمت واکسن «گارداسیل»
سخنگوی انجمن داروسازان ایران در ادامه مصاحبه خود، به افزایش چشمگیر قیمت واکسن اچپیوی در کشور اشاره کرد و گفت برند خارجی این واکسن، «گارداسیل» ساخت آمریکا، در انواع ۴ ظرفیتی و ۹ ظرفیتی «کمابیش» در بازار موجود است، اما بهدلیل واردات با ارز آزاد، قیمت آن بهشدت افزایش یافته است.
احمدی افزود قیمت هر دوز واکسن گارداسیل ۴ ظرفیتی به حدود ۸ میلیون و ۴۳۰ هزار تومان و نوع ۹ ظرفیتی آن به حدود ۲۴ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسیده و این افزایش قیمت موجب شده استقبال و توان خرید مصرفکنندگان برای دریافت این واکسن کاهش یابد.
به گفته او، واکسن اچپیوی باید در سه نوبت تزریق شود و با توجه به اینکه هزینه سه دوز واکسن ۹ ظرفیتی به حدود ۷۵ میلیون تومان میرسد، تامین آن برای بسیاری از مردم ایران دشوار است.
در هفتههای گذشته، گزارشهای مردمی متعددی به ایراناینترنشنال ارسال شده که از گرانی و کمبود شدید داروهای مختلف در کشور حکایت دارد.
احمدی همچنین یادآور شد واکسن ایرانی «گاردیسان» بهصورت ۴ ظرفیتی تولید میشود و با قیمت حدود ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای هر دوز، گزینهای ارزانتر نسبت به نمونه خارجی است.
پیشتر در مردادماه ۱۴۰۴، واکسن ایرانی پیشگیری از ویروس اچپیوی به دستور سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت از داروخانهها جمعآوری شده بود.
کیارش آرامش، پزشک و متخصص پزشکی اجتماعی، در گفتوگو با ایراناینترنشنال هشدار داد نبود علائم آشکار در مبتلایان به ویروس پاپیلومای انسانی، یکی از عوامل اصلی شیوع این ویروس و افزایش خطر بروز سرطانهای مرتبط با آن به شمار میرود.
در سالهای گذشته، بهویژه پس از روی کار آمدن دولت ابراهیم رییسی، واکسن گارداسیل از یک موضوع صرفا پزشکی فراتر رفت و به محل مناقشههای سیاسی، ایدئولوژیک و ادعاهای توطئهمحور تبدیل شد.
این مناقشهها، بهویژه درباره ارتباط واکسن HPV با روابط جنسی، باروری و سیاستهای جمعیتی، زمانی بالا گرفت که گزارش شد نامهای در مخالفت با این واکسن به دفتر علی خامنهای، رهبر وقت جمهوری اسلامی، ارسال شده و سپس برای بررسی به شورای عالی انقلاب فرهنگی و فرهنگستان علوم پزشکی ارجاع شده است.
علیرضا مرندی، رییس فرهنگستان علوم پزشکی ایران و پزشک معتمد خامنهای، در همان مقطع گفت محتوای این نامه از نظر علمی قابل دفاع نبوده و موضوع واکسن HPV سیاسی شده است.
از آن زمان تاکنون، حاشیهها و ملاحظات غیرپزشکی بر روند دسترسی شهروندان به این واکسن سایه انداخته است.
سخنان جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، مبنی بر مشروط کردن آزادسازی داراییهای بلوکهشده جمهوری اسلامی به خرید غلات آمریکایی مانند گندم، ذرت و سویا برای «سیر شدن مردم ایران»، با ابراز خشم شهروندان مواجه شد.
ونس دوشنبه اول تیر در نشستی خبری در محل برگزاری مذکرات در سوئیس گفت واشینگتن قصد استفاده از سازوکاری را دارد تا مطمئن شود منابع مالی حاصل از آزادسازی داراییهای جمهوری اسلامی، به مردم ایران کمک میکند و صرف حمایت از «فعالیتهای تروریستی» نمیشود.
تعبیر «ملت ایران گرسنهاند» از سخنرانی ونس، هرچند احتمالا توصیفی از وضعیت اقتصادی ناشی از سوءمدیریت جمهوری اسلامی، تاثیر تحریمها و فساد ساختاری حکومت است، اما برای بسیاری از ایرانیان «تحقیرآمیز» جلوه کرده است.
مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامهایی، چنین برداشتی از ایرانیان را نادیده گرفتن غرور ملی و آزادیخواهی معترضان ایرانی خواندند و برخی دیگر آن را توجیه معامله آمریکا با جمهوری اسلامی دیدند که در نهایت ممکن است به تقویت و بقای حکومت کمک کند.
پیام شهروندان: ما گرسنه نیستیم ... تحقیر شدهایم
پرتکرارترین واکنش، اعتراض به واژه «گرسنه» و تاکید بر «سیر کردن ایرانیان» است.
شهروندی به منابع غنی گاز و نفت در ایران اشاره و تاکید کرد این جمهوری اسلامی است که جایگاه مردم خود را تا این حد پایین آورده.
مخاطبی گفت: «مقامات آمریکایی طوری در مورد گرسنگی مردم ایران صحبت میکنند که انگار ما مشکلمان کمبود مواد غذایی است. اینجا همهچیز هست. سیاستهای حکومت باعث شده دسترسی به مواد غذایی موجود در بازار کم شود. فرستادن غلات هم طبیعتا دردی از ما دوا نمیکند.»
شهروندی دیگر در پیامی مشابه گفت وقتی به خاطر سیاستهای حکومت، پول دست مردم نیست، نه میتوانند گندم و برنج آمریکا را بخرند و نه میتوانند از سوپر مارکت سر کوچهشان که اتفاقا در آن همهجور کالایی پیدا میشود، خریدی انجام دهند.
در ماههای اخیر شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال تاکید کرده بودند سفرههایشان به سطح بقا و «سیر شدن برای زنده ماندن» تقلیل یافته و کیفیت، تنوع و ارزش غذایی، دیگر جایی در سبد خریدشان ندارد.
تصویری که این پیامها ارائه میدهند، شکلی از قحطی است که در آن مواد غذایی در بازار وجود دارد اما دسترسی به غذا برای بخشی از جامعه غیرممکن شده است.
قحطی بزرگ سالهای ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ ایران و مرگ صدها هزار نفر، عمدتا به دلیل کمبود کالا و غذا رخ داد، اما اینبار به نظر میرسد تورم و مشکلات لجستیکی، عامل شکل جدید قحطی در کشور هستند.
در قحطی قرن پیش، سیاستمدارانی مانند ارباب کیخسرو شاهرخ، نماینده زرتشتیان در مجلس شورای ملی، و حسن مستوفیالممالک، رییسالوزرای دوره احمدشاه قاجار، در خلأ دولت ملی، بخشی از مردم را از مرگ نجات دادند، اما در بحرانی که امروز گریبان ایرانیان را گرفته، چنین افرادی نیز غایب هستند.
در سالهای گذشته بسیاری از مقامهای جمهوری اسلامی در واکنش به گسترش فقری که نتیجه چهار دهه سوءمدیریت، فساد ساختاری و سیاست خارجی ماجراجویانه حکومت بوده، مردم را به «مقاومت» و «صرفهجویی» دعوت کردهاند.
با اینحال شهروندان بارها در پیامهایی تاکید کردهاند که خود را شایسته این فقر و مهمتر از آن، چنین «تحقیری» نمیدانند.
مخاطبان ایراناینترنشنال در واکنش به سخنان ونس، به انقلاب ملی ایرانیان در دی ۱۴۰۴ اشاره کردند و گفتند ماهیت این اعتراضات «سیاسی» و با هدف «آزادی» و تغییر ساختار حکومت بوده است.
شهروندی خطاب به معاون رییسجمهوری آمریکا گفت: «مردم ایران گرسنه نیستند، آنها برای آزادی از جان گذشتند و خون دادند! وای بر شما.»
ارجاع مکرر به صحنه پاشیدن برنج به هوا در آبدانان یک نماد مهم در این پیامهاست.
شهروندی از خرمآباد لرستان گفت: «آقای ونس شما حق ندارید به ما مردم ایران بگویید گرسنه و توهین کنید؛ آن شبهای دی نبودید و ندیدید که در آبدانان، دانههای برنج از آسمان مثل برف بر زمین میباریدند.»
مخاطبی دیگر به کنایه گفت یک نفر باید فیلم اعتراضات آبدانان و صحنه برنج به هوا پاشیدن را به ونس نشان دهد تا دیگر به مردم ایران توهین نکند و نگوید «توافق، مردم گرسنه را سیر میکند».
شهروندی دیگر نیز با انتقاد از تقلیل مساله ایران به نیاز غذایی و نادیده گرفتن خواستههای سیاسی جامعه، گفت: «آقای ونس! مردم ایران گرسنه نیستند که برایشان ذرت بفرستید. به تصاویر آبدانان و ملکشاهی مراجعه کنید. ما برای آزادی میجنگیم و پیروز هم خواهیم شد.»
برخی نیز به سروده مونا برزویی ارجاع دادند که درباره تصویر نمادین اعتراضات آبدانان نوشت: «بگو که خیل دلیران اگر چه محروماند/ به هیکل خفقانت برنج پاشیدند ...»
اعتراضات دی ۱۴۰۴
مردم: ایران فقیر نیست؛ حکومت منابع را هدر داده است
بخش مهمی از پیامها بر ثروتمند بودن ایران از نظر نفت، گاز و منابع طبیعی تاکید دارند.
مخاطبان یادآوری کردند مشکل کمبود منابع نیست، بلکه سوءمدیریت، فساد و اولویت دادن حکومت به پروژههای منطقهای و ایدئولوژیک و آن چیزی است که «محور مقاومت» میخواند.
مخاطبی در همین زمینه گفت: «مشکل ما با حکومت جمهوری اسلامی فقط اقتصادی نیست. حکومتی که با کرامت انسانی، آزادیهای فردی و فرهنگ ملی و کهن ایران مشکل دارد و بر پایه ایدئولوژی اداره میشود، راه آن جدا از مردم ایران است.»
شهروندی دیگر گفت: «یک نفر به آقای ونس بگوید جمهوری اسلامی آب و برق ما را قطع میکند و انرژی رایگان به عراق میدهد؛ آنوقت فکر میکنی این پول آزاد شده را بهجای نیابتیهایش، خرج مردم ایران میکند؟»
دهها شهروند دیگر نیز در پیامهایی مشابه با لحنی خشمگین یا کنایهآمیز به صرف هزینههای سنگین جمهوری اسلامی برای حزبالله، حشد شعبی، حوثیها و دیگر گروههای نیابتی حکومت در منطقه اشاره کردند.
مخاطبی نوشت جمهوری اسلامی الان دارد فکر میکند چطور آن گندمها را به دست لبنان و عراق برساند.
شهروندی دیگر با همین لحن کنایهآمیز گفت: «آقای ونس! ایران کشور ثروتمندی است. باور نداری از حزبالله و حماس و حشدشعبی و حوثیها بپرس.»
برخی نیز به «خوشخیالی» مقامهای آمریکایی اشاره کردند و نوشتند ظاهرا افرادی مانند ونس فکر میکنند اگر بهجای پول نقد، به جمهوری اسلامی غذا و دارو بدهند، حکومت این کالاها را راهی بازار عراق و لبنان نمیکند، یا آن را چند برابر قیمت اصلی به مردم خودش نمیفروشد تا با پولش، موشک بیشتری درست کند و بر سر آمریکا و اسرائیل بریزد.
مخاطبی نوشت: «آزادی این چند میلیارد دلار پول بلوکه شده که قرار است خرج ساخت موشک و حزبالله شود که هیچ؛ اگر همه پولهای دنیا در اختیار جمهوری اسلامی باشد هم، حتی یک ریالش برای مردم ایران خرج نخواهد شد، چرا که بدبختی و گرسنگی مردم، اصل بقای این فرقه ظالم و جنایتکار است.»
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد کشت خشخاش در برخی روستاهای زاگرس، از پدیدهای پنهان و پراکنده به بخشی از اقتصاد معیشتی کشاورزان تبدیل شده است؛ تغییری که ریشه در خشکسالی، افزایش هزینههای تولید، سقوط سودآوری محصولات سنتی و جذابیت مالی تریاک دارد.
در دامنههای صعبالعبور زاگرس، جایی میان زمینهای سنگلاخی و بلوطهای بریدهشده، خشخاش حالا نه فقط یک کشت غیرقانونی، بلکه نشانهای از بنبست اقتصادی روستاهایی است که گندم، نخود و عدس دیگر خرج زمین و زندگیشان را در نمیآورد.
جایی، چند کیلومتر دورتر از جاده، در میان کوههای زاگرس، قطعه زمینی کوچک از میان بلوطهای بریدهشده بیرون زده است. راه دسترسی به آن دشوار است و از روستا نیز بهسختی دیده میشود. صاحب زمین ترجیح میدهد از دور مراقبش باشد.
او به ایراناینترنشنال گفت اگر مامورها پیدایش کنند، سخت میتوانند ثابت کنند زمین مال چه کسی است.
بوتههای خشخاش در سکوت زاگرس رشد کردهاند؛ محصولی که حالا در برخی روستاهای منطقه بیش از گذشته به چشم میخورد.
فصل تیغزنی در دامنههای زاگرس
در رشتهکوههای زاگرس، این روزها فصل تیغزنی خشخاش است. پیش از آنکه آفتاب بر دشتها تند شود، کشاورزان گرزهای خشخاش را تیغ میزنند.
ساعاتی بعد، شیره سفیدرنگی از این زخمها بیرون میآید؛ مادهای که پس از خشک شدن به تریاک تبدیل میشود.
به گفته کشاورزان، خشخاش در منطقه معمولا در دو فصل کشت میشود. بخشی از مزارع در مهرماه و بخشی دیگر در بهمنماه زیر کشت میروند و برداشت آنها از اوایل اردیبهشت تا اوایل خرداد ادامه دارد.
تحقیقات ایراناینترنشنال نشان میدهد بیش از ۱۰ سال است که کشت خشخاش در زاگرس گسترش یافته است.
بیشتر خشخاشکاران ترجیح میدهند این محصول را در دامنههای کوهستانی و مناطق صعبالعبور بکارند؛ جایی که احتمال شناسایی کمتر است.
به گفته یکی از کشاورزان، خشخاش با شرایط اقلیمی منطقه سازگاری دارد و حتی در زمینهای دیم و سنگلاخی نیز قابل کشت است.
او گفت: «کاشت در دل کوه سخت است، اما چاره دیگری نداریم. خشخاش تنها راه امید ماست.»
گندم دیگر خرج زمین را در نمیآورد
سالها کشت گندم، نخود و عدس ستون اصلی اقتصاد روستاهای زاگرس بود. اما کشاورزان معتقدند افزایش هزینههای تولید، خشکسالیهای پیاپی، کاهش بهرهوری زمین و تاخیر در پرداخت مطالبات، معادله کشاورزی را تغییر داده است.
یکی از آنها میگوید: «گندم دیگر خرج زمین را در نمیآورد. هزینهها آنقدر بالا رفته که آخرش چیزی برایمان نمیماند؛ تازه اگر دولت پول گندم را بهموقع پرداخت کند.»
وقتی خشکسالی الگوی کشت را تغییر میدهد
پژوهشهای دانشگاهی و مطالعات بینالمللی در مناطق تولیدکننده خشخاش این موضوع را تایید میکنند که خشکسالی، کاهش درآمد کشاورزی و نبود گزینههای اقتصادی جایگزین از مهمترین عواملی هستند که کشاورزان را به سمت خشخاش سوق میدهند.
برنامه توسعه سازمان ملل نیز تاکید کرده است مقابله با کشت خشخاش بدون ایجاد جایگزینهای اقتصادی پایدار دشوار خواهد بود.
ارزش بازار تریاک در سالهای اخیر افزایش یافته است. برخی رسانههای ایران فروردینماه ۱۴۰۵ قیمت خردهفروشی هر گرم تریاک را حدود ۲۵۰ هزار تومان گزارش کردند.
بر اساس دادههای دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل، مزارع خشخاش در اقلیمهایی مشابه ایران معمولا بین ۲۰ تا ۳۰ کیلوگرم تریاک خالص در هر هکتار تولید میکنند و در برخی مناطق، این میزان به بیش از ۵۰ کیلوگرم میرسد.
مقایسه درآمد خشخاش با گندم که از مهمترین محصولات کشاورزی غرب ایران است، بخشی از دلایل گرایش برخی کشاورزان به این کشت را آشکار میکند.
با قیمت حدود ۴۹ هزار و ۵۰۰ تومان برای هر کیلوگرم گندم و میانگین تولید ۳.۵ تن در هکتار، ارزش محصول یک هکتار گندم حدود ۱۷۳ میلیون تومان برآورد میشود.
در مقابل، ارزش تریاک تولیدشده در یک هکتار خشخاش میتواند به چندین میلیارد تومان برسد؛ رقمی که بر پایه این برآوردها، حدود ۲۹ تا ۷۲ برابر بیشتر از ارزش محصول یک هکتار گندم است.
رشد بیش از سهبرابری سطح زیر کشت
نشانههایی از گسترش کشت خشخاش حتی در اظهارات برخی مقامهای رسمی دیده میشود.
طبق اظهارات محمد جمالیان، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، سطح زیر کشت خشخاش در ایران به حدود ۳۲ هزار هکتار رسیده؛ رقمی که به گفته او بیش از سه برابر سالهای قبل است.
برآورد دقیق سطح زیر کشت دشوار است، زیرا بسیاری از مزارع خشخاش در زمینهای دورافتاده و نقاطی خارج از دید عمومی ایجاد میشوند.
با این حال، بررسی گزارشهای منتشرشده در سالهای اخیر نشان میدهد نام استانهای زاگرسنشین بیش از سایر مناطق در اخبار مربوط به کشف و امحای مزارع خشخاش تکرار میشود؛ استانهایی که همزمان با خشکسالی، بیکاری و بحرانهای معیشتی دستوپنجه نرم میکنند.
ماجرای خشخاش فقط به مزارع زاگرس ختم نمیشود. صدها کیلومتر آنسوتر در افغانستان، کاهش بیسابقه کشت خشخاش پس از روی کار آمدن طالبان، معادلات این بازار را در سراسر منطقه تغییر داده است.
به گفته ستاد مبارزه با مواد مخدر، کاهش شدید کشت خشخاش در افغانستان باعث افت محسوس ورود و کشفیات تریاک در ایران شده و حتی تامین مواد اولیه برخی داروها را با مشکل روبهرو کرده است.
جنگ اخیر هم بر این فشارها افزوده و بحران تامین دارو در ایران را تشدید کرده؛ به گونهای که مقامهای حوزه سلامت از کمبود نزدیک به هزار قلم دارو در کشور خبر میدهند.
این در حالی است که ایران همچنان یکی از بزرگترین بازارهای مصرف تریاک در جهان به شمار میرود.
به گفته مقامهای وزارت بهداشت، افزون بر آمار پنهان معتادان، حدود سه میلیون نفر در ایران معتاد شناسنامهدار هستند و تریاک همچنان اصلیترین ماده مصرفی آنهاست.
همچنین، غرب ایران در مجاورت یکی از مسیرهای مهم منطقهای انتقال مواد افیونی قرار دارد؛ مسیری که از عراق و اقلیم کردستان عبور میکند و به ترکیه و اروپا میرسد.
هرچند هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد محصول خشخاشکاران زاگرس صادر میشود، اما وجود بازار مصرف و قرار گرفتن در این جغرافیای حساس، از جمله عواملی است که میتواند زمینه گسترش این پدیده را فراهم کند.
تیغی که امروز در دامنههای زاگرس بر کپسولهای خشخاش کشیده میشود، رد بحرانی را آشکار میکند که از خشکسالی و گرانی آغاز شده و حالا مسیر معیشت برخی از روستاهای ایران را تغییر داده است.
بر اساس تصاویر و اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، مردی که شامگاه ۱۸ دی در تهران هدف تیراندازی قرار گرفت، به دلیل نگرانی از بازداشت، مجبور به جراحی در خانه برای خارج کردن گلوله از محل زخم شد. این مداوای خانگی منجر به آسیبهای جدی به پای این معترض شده است.
یک زن و همسرش که اطلاعاتشان نزد ایراناینترنشنال محفوظ است، ساعت ۷شب ۱۸ دی در محدوده اشرفی اصفهانی تهران، در حالی که در میان شلوغیهای خیابانی حضور داشتند، هدف حمله نیروهای حکومتی قرار گرفتند.
ماموران موتورسوار از دو طرف به سمت مردم گاز اشکآور شلیک کردند و این زوج هنگام فرار به سمت خانه، از فاصله نزدیک هدف شلیک قرار گرفتند.
همسر این زن از ناحیه پا با تیر جنگی مجروح شد.
خانواده او به دلیل نگرانی از بازداشت یا برخورد امنیتی، نتوانستند او را به بیمارستان منتقل کنند و پس از دو روز، با کمک یک مسئول اتاق عمل از یکی از بیمارستانهای تهران، گلوله را از پای او خارج کردند.