۵۱ درصد از جمهوریخواهان حامی ترامپ خواهان روی کار آمدن حکومتی جدید در ایران هستند

موسسه ریگان بر اساس نتایج یک نظرسنجی گزارش داد که تنها ۲۵ درصد از جمهوریخواهان حامی جنبش «ماگا» از دستیابی به یک توافق مذاکرهشده با جمهوری اسلامی حمایت میکنند.

موسسه ریگان بر اساس نتایج یک نظرسنجی گزارش داد که تنها ۲۵ درصد از جمهوریخواهان حامی جنبش «ماگا» از دستیابی به یک توافق مذاکرهشده با جمهوری اسلامی حمایت میکنند.
بر اساس نتایج این نظرسنجی، حامیان جنبش «ماگا» بیش از دو برابر بیشتر از گزینه توافق با جمهوری اسلامی، از تغییر حکومت در ایران حمایت میکنند.
این نظرسنجی نشان میدهد ۵۱ درصد از جمهوریخواهان حامی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، خواهان روی کار آمدن حکومتی جدید در ایران هستند، در حالی که تنها ۲۵ درصد از آنان از دستیابی به یک توافق مذاکرهشده با تهران حمایت میکنند.
در میان همه جمهوریخواهان نیز ۵۰ درصد از تغییر حکومت در ایران حمایت کردهاند و ۲۵ درصد طرفدار راهحل دیپلماتیک و توافق با جمهوری اسلامی بودهاند.
در مقابل، ۵۲ درصد از دموکراتها از مسیر دیپلماتیک و توافق حمایت کردهاند و ۲۵ درصد آنان از تغییر حکومت در ایران پشتیبانی کردهاند.
بر اساس این نظرسنجی، ۱۴ درصد از جمهوریخواهان حامی ماگا نیز گفتهاند ترجیح میدهند جمهوری اسلامی در قدرت باقی بماند، اما توان اقتصادی و نظامی آن به شدت محدود شود.






دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در حالی برای دومین بار از زمان بازگشت به قدرت راهی کمپ دیوید میشود که مذاکرات برنامهریزی شده میان واشینگتن و تهران در سوئیس انجام نشد و آینده گفتوگوهای مرتبط با پایان جنگ ایران و بازگشایی تنگه هرمز با ابهام روبهروست.
یک مقام کاخ سفید اعلام کرد ترامپ در جریان اقامت آخر هفته خود در کمپ دیوید، نشستهایی سیاسی و مرتبط با سیاستگذاری برگزار خواهد کرد.
اعضای خانواده او نیز به مناسبت روز پدر که یکشنبه ۳۱ خرداد است، در این سفر حضور خواهند داشت.
خبرگزاری رویترز جمعه ۲۹ خرداد نوشت این سفر در شرایطی انجام میشود که دولت ترامپ برای دستیابی به توافقی نهایی با جمهوری اسلامی تلاش میکند. توافقی که به گفته منتقدان، امتیازهای قابل توجهی در اختیار تهران قرار میدهد و با مخالفتهایی در داخل آمریکا روبهرو شده است.
لغو مذاکرات سوئیس در سایه تحولات منطقه
گفتوگوهای برنامهریزی شده میان آمریکا و جمهوری اسلامی که قرار بود ۲۹ خرداد در سوئیس برگزار شود، پس از تشدید درگیریها در لبنان لغو شد.
این تحول ابهامهای تازهای درباره زمان از سرگیری مذاکرات ایجاد کرده است.
بهنوشته واشینگتنپست، این مذاکرات برای تضمین بازگشایی تنگه هرمز به روی کشتیرانی بینالمللی و کمک به بازگرداندن ثبات به خاورمیانه، اهمیت ویژهای دارد.
ترامپ ۲۹ خرداد بار دیگر از رویکرد خود در قبال ایران دفاع کرد و گفت تهران «از موضع ضعف» وارد مذاکرات شده است.
او در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «ما از روی استیصال مذاکره نکردیم. این ایران بود که از روی استیصال آمد. کارشان تمام است. ما این ۶۰ روز را تا پایان پیش میبریم. هیچ پولی به آنها داده نخواهد شد؛ حتی ۱۰ سنت.»
اظهارات ترامپ در حالی مطرح شد که منتقدان توافق موقت با جمهوری اسلامی معتقدند این توافق امتیازهای بیش از حدی در اختیار تهران قرار میدهد و منافع آمریکا را به طور کامل تامین نمیکند.
از سوی دیگر، واشینگتنپست ۲۹ خرداد گزارش داد نهادهای اطلاعاتی آمریکا به دولت ترامپ هشدار دادهاند که اسرائیل احتمالا اقداماتی انجام خواهد داد تا توافق نوپای تهران و واشینگتن را تضعیف کند. این نگرانی به ادامه درگیریها در لبنان و فشارهای سیاسی بر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، گره خورده است.
به گزارش این روزنامه، ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد اسرائیل مصمم به ادامه عملیات نظامی علیه حزبالله است. هدفی در تضاد با یکی از محورهای اصلی تفاهمنامه تازه میان آمریکا و جمهوری اسلامی، یعنی پایان درگیریها در لبنان.
این ارزیابی در شرایطی مطرح شده است که تنش میان دولت نتانیاهو و مقامهای دولت ترامپ افزایش یافته است.
کمپ دیوید، اقامتگاهی برای تصمیمهای حساس
ترامپ آخرین بار در ماه ژوئن سال ۲۰۲۵ به کمپ دیوید سفر کرد. او در آن زمان با فرماندهان ارشد نظامی و مشاوران سیاست خارجی خود درباره اعتراضهای مرتبط با مهاجرت در کالیفرنیا، مسائل ایران و جنگ غزه گفتوگو کرد.
کمپ دیوید در کوهستانهای کاتوکتین در ایالت مریلند قرار دارد و یکی از شناختهشدهترین اقامتگاههای ریاستجمهوری آمریکا برای برگزاری نشستهای امنیتی، سیاسی و دیپلماتیک است.
با این حال ترامپ برخلاف بسیاری از روسای جمهوری پیشین آمریکا کمتر از این مجموعه استفاده کرده است.
او معمولا تعطیلات آخر هفته را در املاک شخصی خود، از جمله مارالاگو در فلوریدا و باشگاه گلفش در بدمینستر نیوجرسی میگذراند.
نشست کابینهای که قرار بود ماه می در کمپ دیوید برگزار شود نیز به دلیل پیشبینی شرایط نامساعد جوی، به کاخ سفید منتقل شد.
روسای جمهوری آمریکا بارها از کمپ دیوید برای میزبانی مذاکرات حساس و رایزنیهای مهم استفاده کردهاند.
این مجموعه دولتی که حدود ۱۱۰ کیلومتر با واشینگتن فاصله دارد، بهدلیل موقعیت جدا افتاده و تدابیر امنیتی ویژه، یکی از مهمترین مکانهای تصمیمگیری غیررسمی دولت آمریکا محسوب میشود.
واشینگتنپست گزارش داد نهادهای اطلاعاتی آمریکا به دولت دونالد ترامپ هشدار دادهاند که اسرائیل احتمالا اقداماتی انجام خواهد داد تا توافق نوپای تهران و واشینگتن را تضعیف کند. این نگرانی به ادامه درگیریها در لبنان و فشارهای سیاسی بر بنیامین نتانیاهو گره خورده است.
به گزارش جمعه ۲۹ خرداد این روزنامه، ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد اسرائیل مصمم به ادامه عملیات نظامی علیه حزبالله در لبنان است. هدفی که با یکی از محورهای اصلی تفاهمنامه تازه میان آمریکا و جمهوری اسلامی، یعنی پایان درگیریها در لبنان، در تضاد قرار دارد.
این ارزیابی در شرایطی مطرح شده است که تنش میان دولت نتانیاهو و مقامهای دولت ترامپ افزایش یافته است.
مقامهای آمریکایی در روزهای اخیر علنا به اسرائیل هشدار دادهاند از حملاتی که میتواند تفاهم بهدست آمده میان واشینگتن و تهران را از مسیر خارج کند، بپرهیزد.
اسرائیل ۲۹ خرداد در واکنش به حمله پهپادی حزبالله که به کشته شدن چهار سرباز اسرائیلی انجامید، حملاتی را در جنوب لبنان انجام داد.
همزمان با ادامه درگیریها، مقامهای آمریکایی و جمهوری اسلامی اعلام کردند مذاکراتی را که قرار بود جمعه در سوئیس آغاز شود، به تعویق انداختهاند.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، نیز سفر برنامهریزیشده خود را برای شرکت در این مذاکرات، لغو کرد.
فشارهای داخلی بر نتانیاهو
بهنوشته واشینگتنپست، یکی از گزارشهای اطلاعاتی آمریکا که این هفته در میان مقامهای دولت ترامپ توزیع شد، نتیجه گرفته است بقای سیاسی نتانیاهو در آستانه انتخابات سراسری پاییز در اسرائیل، به این وابسته است که به افکار عمومی نشان دهد حاضر به خروج نیروهایش از لبنان نیست و همچنان بر تشدید فشار بر حزبالله اصرار دارد.
این گزارش همچنین به نارضایتی اسرائیل از مفاد تفاهمنامه ترامپ با تهران اشاره میکند.
بهگفته مقامهای فعلی و پیشین آمریکا، اسرائیل معتقد است این توافق میتواند هدف گستردهتر دولت این کشور برای حفظ حداکثر فشار بر جمهوری اسلامی را تضعیف کند.
یک مقام پیشین آمریکایی به واشینگتنپست گفت اسرائیل بر این باور است که توافق جدید ممکن است آزادی عمل این کشور را در مقابله با حزبالله محدود کند.
با این حال، مقامهای دولت ترامپ تاکید دارند مفاد توافق مانع پاسخ اسرائیل به حملات احتمالی حزبالله نمیشود و نگرانیهای اسرائیل در مقایسه با ضرورت دستیابی به توافق و بازگشایی تنگه هرمز، اهمیت کمتری دارد.
بهگفته یکی از مقامهای آمریکایی، هرگونه توقف درگیریها یا خروج نیروهای اسرائیلی از لبنان در داخل اسرائیل بهعنوان شکست سیاسی نتانیاهو تلقی خواهد شد.
در مقابل، یک مقام ارشد دولت اسرائیل در پاسخ به درخواست واشینگتنپست برای اظهار نظر گفت عملیات نظامی اسرائیل در لبنان «صرفا با هدف دفاع از شهروندان اسرائیلی در برابر حملات مستمر حزبالله» انجام میشود.
توافقی شکننده
واشینگتنپست در گزارش خود به حمایت گسترده افکار عمومی اسرائیل از ادامه عملیات علیه حزبالله اشاره کرد.
بر اساس نظرسنجی موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در ماه می، ۷۰ درصد یهودیان اسرائیلی از تشدید نبرد با حزبالله حمایت میکنند.
تحلیلگران سیاسی اسرائیلی نیز معتقدند عقبنشینی نظامی از لبنان از سوی بسیاری از رایدهندگان بهعنوان نشانه شکست تعبیر خواهد شد.
یک مقام آمریکایی دیگر به واشینگتنپست گفت حتی اگر اسرائیل دامنه حملات خود را گسترش ندهد، ادامه حضور نیروهایش در جنوب لبنان میتواند توافق شکننده میان آمریکا و حکومت ایران را با خطر جدی مواجه کند: «ادامه اشغال بخشی از لبنان نسخهای برای فاجعه است. بدون خروج کامل اسرائیل، احتمال ازسرگیری درگیری میان ارتش اسرائیل و حزبالله تقریبا قطعی است.»
در همین حال، برخی مقامهای اسرائیلی مواضعی تند اتخاذ کردهاند.
ایتامار بنگویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل، ۲۹ خرداد در شبکههای اجتماعی نوشت: «برای هر اشکی که یک مادر اسرائیلی بریزد، هزار مادر لبنانی باید گریه کنند. تمام لبنان باید بسوزد.»
خطر اصطکاک با ترامپ
دنی سیترینوویچ، تحلیلگر پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل، به واشینگتنپست گفت نتانیاهو با خطر «اصطکاکی بزرگ» با ترامپ روبهروست. رییسجمهوریای که به گفته او به درخواست نتانیاهو وارد جنگ با جمهوری اسلامی شد، اما اکنون به دنبال «تثبیت توافق با تهران» است.
او افزود: «بیبی (نتانیاهو) در موقعیت بسیار دشواری قرار دارد. او میبیند بزرگترین رقیبش، یعنی حکومت ایران، با کمک دولت آمریکا تقویت میشود و نمیتواند کار زیادی در این باره انجام دهد.»
واشینگتنپست یادآوری کرد که نتانیاهو در دو هفته متوالی حملاتی را علیه بیروت انجام داد. حملاتی که بهگفته این روزنامه، توافق شکننده مورد نظر ترامپ را در معرض خطر قرار داد.
یکی از این حملات در ۱۷ خرداد، جمهوری اسلامی را به شلیک موشکهای بالستیک برای پاسخگویی واداشت و تنها پس از مداخله کاخ سفید، تنشها کاهش یافت.
با وجود امضای تفاهمنامه میان تهران و واشینگتن، نتانیاهو و متحدانش همچنان تاکید میکنند نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان خارج نخواهند شد و حملات علیه اهداف مورد نظر خود را ادامه خواهند داد؛ حتی اگر این موضوع به نارضایتی ترامپ منجر شود.
در واکنش، ونس ۲۸ خرداد به خبرنگاران گفت: «دونالد ترامپ تنها رهبر جهان است که در این مقطع نسبت به اسرائیل رویکردی همدلانه دارد و در عین حال رهبر قدرتمندترین کشور جهان است. اگر من عضو کابینه دولت اسرائیل بودم، احتمالا تنها متحد قدرتمندی را که برایم باقی مانده مورد حمله قرار نمیدادم.»
بر اساس این گزارش، ارتش اسرائیل بیش از ۵۰۰ کیلومتر مربع از خاک لبنان را در کنترل خود دارد و برای ایجاد آنچه «منطقه حائل امنیتی» مینامد، بیش از یک میلیون نفر را از خانههایشان آواره کرده است.
مقامهای لبنانی میگویند از زمان آغاز عملیات اسرائیل در اواسط اسفند، بیش از سه هزار نفر در این کشور کشته شدهاند.
با این حال، آرون دیوید میلر، پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی و مشاور پیشین دولتهای جمهوریخواه و دموکرات آمریکا، معتقد است اگر تهران نتواند حملات حزبالله را به شمال اسرائیل مهار کند، نتانیاهو صرفنظر از خواستههای ترامپ به این حملات پاسخ خواهد داد.
او گفت: «فرقی نمیکند ترامپ چه بگوید. نتانیاهو واکنش نشان خواهد داد.»
روزنامه واشینگتنپست گزارش داد تفاهم تازه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با جمهوری اسلامی با وجود انتقادهای تند او از برجام، در موضوعاتی مانند کاهش تحریمها، آزادسازی داراییها و کنار گذاشتن پرونده موشکی تهران، شباهتهایی با توافق هستهای دولت باراک اوباما دارد.
واشینگتنپست جمعه ۲۹ خرداد نوشت ترامپ طی سالهای گذشته بارها از رویکرد اوباما در قبال پرونده هستهای جمهوری اسلامی انتقاد کرده و برجام را «فاجعهبار»، «اساسا معیوب»، «یکطرفه»، «مسیر دستیابی ایران به سلاح هستهای» و «یکی از بدترین و احمقانهترین توافقهای تاریخ آمریکا» خوانده است.
اکنون ترامپ به تفاهمی با جمهوری اسلامی دست یافته که بهنوعی توافق مورد نظر خود او به شمار میرود.
بهنوشته واشینگتنپست، مقایسه این تفاهمنامه با برجام چندان آسان نیست، زیرا برجام توافقی جامع و با جزییات روشن بود، اما توافق ترامپ همچنان در مراحل اولیه قرار دارد و بسیاری از موضوعات کلیدی و سرنوشتساز آن هنوز مشخص نشده است.
همچنین شرایط کنونی با زمان انعقاد برجام تفاوتهای اساسی دارد؛ دانش هستهای تهران افزایش یافته و جمهوری اسلامی پس از ماهها درگیری نظامی وارد روند مذاکرات شده؛ جنگی که به تضعیف توان نظامی حکومت ایران انجامیده و شماری از مقامهای ارشد آن را از پا درآورده است.
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای ترامپ و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
بر اساس این سند، یک دوره ۶۰ روزه برای گفتوگوهای تخصصی در نظر گرفته شده است؛ مذاکراتی که قرار است بر موضوعات حساسی همچون سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده حکومت ایران و چگونگی رفع تحریمها تمرکز داشته باشد.
محدودیتهای جمهوری اسلامی در قالب برجام
بر اساس برجام، جمهوری اسلامی متعهد شده بود به مدت ۱۵ سال، اورانیوم را تنها تا سطح ۳.۶۷ درصد غنیسازی کند.
این سطح برای استفاده در راکتورهای هستهای مناسب است و با غنای ۲۰ درصدی (اورانیوم با غنای بالا) و سطح حدود ۹۰ درصدی مورد نیاز برای ساخت سلاح هستهای فاصله زیادی دارد.
این توافق همچنین تهران را ملزم میکرد ۹۸ درصد از ذخایر اورانیوم غنیشده خود را از بین ببرد. علاوه بر این، تعداد، نوع و محل استقرار سانتریفیوژهایی که حکومت ایران میتوانست در اختیار داشته باشد، محدود و تحت نظارت قرار میگرفت.
ترامپ سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شد و گفت ادامه حضور آمریکا در این توافق، جمهوری اسلامی را «در آستانه دستیابی به خطرناکترین سلاحهای جهان» قرار میدهد.
واشینگتنپست در ادامه انتقادهای ترامپ از برجام را با مفاد یادداشت تفاهم جدید میان تهران و واشینگتن، مقایسه کرده است.
لغو تحریمها و آزادی داراییهای بلوکهشده
ترامپ سال ۲۰۱۸ در شبکههای اجتماعی نوشت اوباما و دموکراتها ۱۵۰ میلیارد دلار در اختیار جمهوری اسلامی قرار دادهاند.
این در حالی است که مقامهای وقت وزارت خزانهداری و وزارت امور خارجه آمریکا میزان واقعی منابع مالی قابل استفاده حکومت ایران را نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار برآورد کردند.
واشینگتنپست نوشت تفاهمنامه ترامپ نیز شامل برنامهای برای کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده تهران است.
بر اساس ماده هفتم یادداشت تفاهم، ایالات متحده متعهد میشود تمامی انواع تحریمها علیه جمهوری اسلامی، از جمله قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامههای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و تمامی تحریمهای یکجانبه آمریکا اعم از اولیه و ثانویه را مطابق جدول زمانی توافق نهایی لغو کند.
یک مقام ارشد آمریکایی که بهدلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، پیشتر گفته بود در صورت اجرای مفاد این یادداشت تفاهم از سوی رهبران جمهوری اسلامی، تهران به داراییهای مسدودشده خود دسترسی خواهد یافت.
روزنامه واشینگتنپست نوشت همانند برجام، ماده ۱۱ تفاهمنامه ترامپ تصریح میکند آمریکا داراییها و منابع مالی مسدود یا محدودشده ایران را «بهطور کامل» در دسترس جمهوری اسلامی قرار خواهد داد.
ترامپ هنگام خروج از برجام در سال ۲۰۱۸ گفته بود: «پس از لغو تحریمها، حکومت دیکتاتوری [ایران] از منابع مالی جدید خود برای توسعه موشکهای دارای قابلیت حمل کلاهک هستهای، حمایت از تروریسم و ایجاد بیثباتی در خاورمیانه و فراتر از آن استفاده کرد.»
با این حال، به نظر میرسد مفاد یادداشت تفاهم اخیر او با مواضعی که ترامپ در زمان خروج از برجام مطرح کرده بود، همخوانی ندارد.
واشینگتنپست افزود اگرچه بهدلیل نبود جزییات کامل، مقایسه ابعاد مالی دو توافق دشوار است، اما به نظر میرسد ترامپ نیز اکنون رویکردی مشابه برجام را در زمینه آزادسازی داراییهای جمهوری اسلامی دنبال میکند.
طبق ماده ششم یادداشت تفاهم اخیر، ایالات متحده آمریکا متعهد میشود همراه با شرکای منطقهای خود طرحی قطعی و مورد توافق به ارزش حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران تدوین کند.
کاخ سفید تاکید کرده است این منابع از محل مالیات شهروندان آمریکایی تامین نخواهد شد.
ماجرای ارسال پولهای نقد به ایران
ترامپ طی سالهای گذشته بارها دولت اوباما را متهم کرده که در چارچوب برجام، ۱.۷ میلیارد دلار پول نقد را با هواپیما به ایران منتقل کرده است.
واشینگتنپست نوشت اظهارات ترامپ به توافقی در سال ۲۰۱۶ اشاره دارد که بر اساس آن، ۴۰۰ میلیون دلار اصل پول و ۱.۳ میلیارد دلار سود آن به ایران بازگردانده شد. این مبلغ مربوط به حلوفصل یک اختلاف مالی چند دههای میان تهران و واشینگتن بود.
در دهه ۱۹۷۰، حکومت وقت ایران ۴۰۰ میلیون دلار برای خرید تجهیزات نظامی آمریکایی پرداخت کرد، اما پس از قطع روابط دو طرف، این تجهیزات هرگز تحویل داده نشد.
بازگرداندن نخستین بخش این پول، یعنی ۴۰۰ میلیون دلار، در همان روزی انجام شد که جمهوری اسلامی چهار شهروند آمریکایی، از جمله جیسون رضاییان، خبرنگار ایرانی-آمریکایی، را آزاد کرد.
برخی منتقدان این اقدام را «باجدادن» توصیف کردند، اما مقامهای آمریکایی تاکید داشتند همزمانی این دو رویداد تصادفی بوده است.
فعالان حقوق بشر اقدامات جمهوری اسلامی در بازداشت اتباع خارجی را «گروگانگیری حکومتی» میدانند و میگویند حکومت از این حربه برای تحت فشار گذاشتن سایر کشورها و گرفتن امتیاز از آنها استفاده میکند.
توانمندیهای هستهای تهران
واشینگتنپست نوشت برجام یک سند فنی ۱۸ صفحهای بود که به جزییات دقیقی درباره محدودیتهای غنیسازی اورانیوم، نحوه استفاده از تاسیسات هستهای، تحقیق و توسعه سانتریفیوژهای پیشرفته، فعالیت راکتورها و همچنین سازوکارهای بازرسی و نظارت بینالمللی میپرداخت.
در مقابل، در تفاهمنامه اخیر تنها دو اشاره کلی به موضوع هستهای دیده میشود و جزییات آن به مذاکرات بعدی موکول شده است.
بر اساس ماده هشتم این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی تاکید میکند سلاح هستهای تولید یا تحصیل نخواهد کرد؛ همچنین تهران و واشینگتن متعهد میشوند درباره سرنوشت مواد غنیشده تصمیمگیری کنند.
به گفته یک مقام ارشد آمریکایی، حداقل استاندارد مورد نظر واشینگتن این است که ذخایر اورانیوم غنیشده حکومت ایران از طریق «رقیقسازی» از بین برود.
پایگاه خبری اکسیوس ۲۲ خرداد گزارش داد ترامپ در چارچوب تلاشها برای حلوفصل اختلافات هستهای، با طرحی موافقت کرده است که بر اساس آن، ذخایر اورانیوم با غنای بالای جمهوری اسلامی میتواند در داخل کشور و تحت نظارت بازرسان سازمان ملل، رقیقسازی شود.
برنامه موشکی و شبکه نیابتی جمهوری اسلامی
ترامپ همچنین از سکوت برجام در قبال برنامه موشکی جمهوری اسلامی، ناکافی بودن سازوکارهای بازرسی برای جلوگیری از تخلفات احتمالی، وجود بندهای موسوم به «غروب» که محدودیتهای توافق را پس از مدتی منقضی میکردند و نیز بیتوجهی به فعالیتهای منطقهای تهران و حمایت از گروههای مسلح، بهعنوان مهمترین کاستیهای این توافق یاد کرده بود.
با این حال، واشینگتنپست گزارش داد در چارچوب توافق مورد نظر ترامپ، هنوز مشخص نیست آیا تهران ملزم به پذیرش محدودیتهایی برای برنامه موشکهای بالستیک خود خواهد بود یا خیر.
ترامپ بهتازگی در نشست سران گروه هفت اعلام کرد ایالات متحده در قالب یک «مسیر موازی» و با مشارکت کشورهای حاشیه خلیج فارس، درباره مسائل غیرهستهای از جمله موشکهای بالستیک متعارف گفتوگو خواهد کرد.
او افزود: «موشکها مشکل اصلی نیستند. موشکها شاید بتوانند به یک نقطه کوچک آسیب وارد کنند، اما دنیا را منفجر نمیکنند.»
خبرگزاری رویترز ۲۶ خرداد نوشت دو موضوعی که ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از آنها بهعنوان دلایل آغاز جنگ نام میبردند، یعنی حمایت جمهوری اسلامی از گروههای نیابتی و برنامه موشکی تهران، ظاهرا در دستور کار مذاکرات آینده قرار ندارند.
اکنون که با امضای یادداشتتفاهم بار دیگر بحث احتمال یک توافق بزرگ میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده مطرح شده، بسیاری از تحلیلگران همچنان بر این باورند که لغو تحریمها میتواند همانند یک شوک مثبت، اقتصاد ایران را احیا کند. این نگاه اما بیش از حد سادهانگارانه است.
مساله امروز جمهوری اسلامی صرفا تحریم نیست. اقتصاد نفتی ایران اکنون با مجموعهای از مشکلات ساختاری، فنی، مالی و ژئوپلیتیکی مواجه است که حتی در صورت دستیابی به یک توافق سیاسی با واشینگتن نیز به سرعت قابل حل نخواهند بود.
واقعیت این است که اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی در وضعیتی قرار گرفته که مشکل اصلی آن دیگر فروش نفت نیست؛ بلکه توانایی تولید پایدار، جذب سرمایه، دسترسی به فناوری و بازگشت به زنجیره مالی جهانی است.
فرسودگی زیرساختها؛ زخمی که طی دههها انباشته شد
بخش بزرگی از زیرساختهای نفت و گاز ایران به نیمه دوم عمر عملیاتی خود رسیدهاند. سالها کمبود سرمایهگذاری، محدودیت دسترسی به فناوریهای روز و خروج شرکتهای بزرگ بینالمللی از ایران موجب شده است بسیاری از میادین با مشکلات پیچیده فنی روبهرو شوند.
موضوع تنها افت طبیعی تولید نیست. بسیاری از متخصصان باسابقه صنعت نفت ایران طی سالهای اخیر نسبت به مشکلات سازندی، افت فشار، رسوبگذاری، آسیب به چاهها و دشواری بازگرداندن آنها به تولید پایدار هشدار دادهاند.
به گفته شماری از مدیران سابق صنعت نفت، از جمله افرادی که سالها در بالاترین سطوح اجرایی این صنعت فعالیت کردهاند، بخش مهمی از تلاش مدیران فعلی معطوف به یافتن راهحل برای مشکلات فنی چاهها و میادینی است که رفع آنها مستلزم تجهیزات، دانش فنی و فناوریهایی است که امروز در داخل کشور به سادگی در دسترس نیست.
این وضعیت در میدان گازی پارس جنوبی اهمیت دوچندان پیدا میکند. پارس جنوبی ستون فقرات امنیت انرژی ایران است و افت فشار طبیعی این میدان از سالها پیش آغاز شده است. جبران این افت فشار نیازمند پروژههای چند ده میلیارد دلاری، تجهیزات پیشرفته فراساحلی و مشارکت شرکتهایی است که عمدتا در غرب مستقر هستند.
حتی اگر امروز موانع سیاسی برداشته شود، فرآیند مطالعه، طراحی، تامین تجهیزات و اجرای چنین پروژههایی سالها زمان خواهد برد؛ زمانی که اقتصاد گرفتار تورم، کسری بودجه و کمبود سرمایه ایران به سختی در اختیار دارد.
جهان دیگر منتظر نفت ایران نیست
اشتباه بزرگ بسیاری از تحلیلها آن است که بازار انرژی امروز را با بازار انرژی یک دهه پیش مقایسه میکنند.
در دوران پیش از تحریمها، بخش قابل توجهی از بازار جهانی به نفت ایران وابسته بود. اما در سال ۲۰۲۶ شرایط کاملا متفاوت است.
ایالات متحده به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان انرژی جهان تبدیل شده است. کانادا، برزیل و گویان ظرفیت تولید خود را افزایش دادهاند. قطر و آمریکا بازار جهانی گاز طبیعی مایع را متحول کردهاند و مصرفکنندگان بزرگ نیز طی سالهای گذشته زنجیره تامین خود را بازطراحی کردهاند.
بازگشت به بازار جهانی بسیار دشوارتر از حفظ سهم بازار است. مشتریانی که طی سالهای تحریم جایگزین پیدا کردهاند، صرفا بهدلیل رفع تحریمها به سرعت به بازار ایران بازنخواهند گشت.
سایه سنگین نظام بانکی و FATF
حتی اگر فرض کنیم دولت آمریکا مجوز بازگشت شرکتهای نفتی به ایران را صادر کند، مانع بزرگتری همچنان پابرجاست: نظام بانکی بینالمللی.
تجربه برجام در سال ۲۰۱۵ نشان داد که توافق سیاسی الزاما به معنای بازگشت سرمایه نیست. با وجود حمایت رسمی دولتهای غربی از همکاری اقتصادی با ایران، بسیاری از بانکهای بزرگ حاضر به پذیرش ریسک فعالیت در ایران نشدند.
عدم پیوستن به استانداردهای FATF، نبود شفافیت مالی کافی، نگرانی از پولشویی و نقش گسترده نهادهای نظامی در اقتصاد، همچنان از مهمترین موانع ورود سرمایه خارجی محسوب میشوند.
اگر در سال ۲۰۱۵ ایران عمدتا به عنوان حامی گروههای نیابتی شناخته میشد، در سال ۲۰۲۶ فضای بینالمللی نسبت به تهران به مراتب سختتر و پرهزینهتر شده است. برای بسیاری از مؤسسات مالی جهانی، ریسک اعتباری و reputational risk همکاری با ایران همچنان بسیار بالا خواهد بود.
روسیه؛ شریکی که هرگز نفت ایران را احیا نمیکند
در غیاب شرکتهای غربی، نگاه تهران بارها به سمت روسیه معطوف شده است. با این حال تجربه دو دهه گذشته نشان میدهد که مسکو هیچگاه حاضر نبوده نفت ایران را به یک رقیب قدرتمند در بازار جهانی تبدیل کند.
حتی شرکتهایی مانند لوکاویل که از توان فنی قابل قبولی برخوردارند، در مقاطع مختلف پروژههای مرتبط با ایران را متوقف کرده یا از آنها فاصله گرفتهاند.
واقعیت آن است که منافع راهبردی روسیه الزاما با احیای کامل صنعت نفت ایران همسو نیست. مسکو ترجیح میدهد موقعیت خود را در بازار جهانی انرژی حفظ و از ظهور یک رقیب جدید جلوگیری کند.
کشورهای منطقه؛ بازیگری که کمتر دیده میشود
در کنار جمهوری اسلامی، جامعه معترض ایران و اسرائیل، بازیگر چهارمی نیز در این معادله حضور دارد که اهمیت آن روزبهروز بیشتر میشود: کشورهای حوزه خلیج فارس.
این کشورها اکنون در حال اجرای بزرگترین پروژههای سرمایهگذاری تاریخ خود هستند. توسعه زیرساختها، فناوری، هوش مصنوعی، لجستیک و گردشگری به ستون اصلی راهبرد اقتصادی آنها تبدیل شده است.
از نگاه این کشورها، مهمترین مساله نه اختلافات ایدئولوژیک بلکه ثبات بلندمدت اقتصادی است.
بر اساس ارزیابیهایی که در برخی سیستمهای معاملاتی و مدلهای سنجش ریسک مورد استفاده در بازارهای مالی بینالمللی مشاهده میشود، ریسک سرمایهگذاری در منطقه نسبت به سالهای گذشته افزایش چشمگیری پیدا کرده و در برخی سناریوها به سطوحی رسیده که برای سرمایهگذاران جهانی نگرانکننده است.
افزایش هزینه بیمه، رشد هزینه تامین مالی و فرار سرمایه از پروژههای بلندمدت، مستقیما با اهداف توسعهای کشورهای منطقه در تضاد قرار دارد.
به همین دلیل بسیاری از پایتختهای خلیج فارس به این جمعبندی رسیدهاند که هرگونه توافق محدود میان تهران و واشینگتن، بدون حل ریشهای عوامل بیثباتکننده منطقه، نمیتواند امنیت مورد نیاز برای سرمایهگذاریهای چند ده میلیارد دلاری را فراهم کند.
نتیجهگیری
اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی صرفا با مشکل تحریم روبهرو نیست. فرسودگی زیرساختها، افت فشار میادین، محدودیت فناوری، انزوای بانکی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران و تغییر ساختار بازار جهانی انرژی مجموعهای از موانع را ایجاد کردهاند که با یک توافق سیاسی از میان نخواهند رفت.
حتی اگر فردا توافقی میان تهران و واشینگتن امضا شود، بازسازی ظرفیتهای از دست رفته صنعت نفت و گاز ایران نیازمند سالها زمان، دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری و بازگشت اعتماد از دست رفته بازارهای جهانی خواهد بود.
به همین دلیل، توافق احتمالی با آمریکا شاید بتواند بخشی از فشارهای کوتاهمدت را کاهش دهد، اما بعید است بتواند روند فرسایشی و بلندمدتی را که اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی با آن روبهرو است متوقف کند.
پس از امضای یادداشت تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی، کارشناسان سازمان ملل هشدار دادند هر چارچوبی که به وضعیت حقوق بشر در ایران نپردازد، از اساس ناقص است. عفو بینالملل نیز اعلام کرد این تفاهم، در صورت نادیده گرفتن حقوق بشر و عدالت، میتواند پوششی برای ادامه سرکوب شود.
حقوق بشر نباید از توافق نهایی حذف شود
کارشناسان مستقل سازمان ملل جمعه ۲۹ خرداد با استقبال از امضای یادداشت تفاهم ۱۴ بندی میان آمریکا و جمهوری اسلامی هشدار دادند مردم ایران که هم از تجاوز نظامی خارجی و هم از سرکوب داخلی آسیب دیدهاند، در این چارچوب تقریبا نادیده گرفته شدهاند.
این بیانیه به امضای ۱۴ گزارشگر ویژه، کارشناس مستقل و سازوکار حقوق بشری سازمان ملل، از جمله مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، رسیده است.
به گفته آنها، این سند عمدتا بر «خروج نظامی، بازگشایی تنگه هرمز، تعهدات هستهای، کاهش تحریمها و صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری» متمرکز است.
این کارشناسان اعلام کردند از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، مقامهای جمهوری اسلامی سرکوب مخالفان را تشدید کردهاند. هزاران نفر بازداشت شدهاند و گزارشها از شکنجه، ناپدیدسازی قهری، اعدامهای ساختگی و اعترافگیری اجباری حکایت دارد.
آنها افزودند از زمان آغاز جنگ، دستکم ۱۵۶ نفر اعدام شدهاند که ۴۲ نفر از آنها با اتهامهای سیاسی، از جمله اتهامهای مرتبط با جاسوسی و امنیت ملی، اعدام شدهاند.
کارشناسان سازمان ملل همچنین گفتند مقامهای جمهوری اسلامی داراییهای دستکم هزار و ۵۰۰ شهروند، از جمله صدها ایرانی ساکن خارج از کشور را مصادره کردهاند و بهائیان، کردها و بلوچها بیش از دیگران در معرض خطر قرار داشتهاند.
به گفته آنها، عفو اخیر مجتبی خامنهای نیز شامل محکومان پروندههای سیاسی و امنیتی نشده و بسیاری از بازداشتشدگان اعتراضات همچنان در زندان ماندهاند.
این کارشناسان افزودند جنگ خسارات انسانی، اقتصادی و زیستمحیطی گستردهای بر جا گذاشته است. هزاران غیرنظامی در حملات هوایی کشته و میلیونها نفر آواره شدهاند و سه ماه قطع تقریبا کامل اینترنت که یکی از طولانیترین موارد ثبتشده تاکنون در جهان بوده، معیشت و ارتباط مردم با جهان خارج را مختل کرده است.
آنها از همه کشورها، از جمله کشورهای میانجی، خواستند هر توافق نهایی که قرار است طی ۶۰ روز آینده مذاکره شود، شامل توقف اجرای احکام اعدام، آزادی بازداشتشدگان خودسرانه، اعلام سرنوشت ناپدیدشدگان قهری، بازگرداندن دسترسی به اینترنت آزاد و حفاظت از فضای مدنی باشد.
کارشناسان سازمان ملل همچنین تاکید کردند صدای ایرانیان، که میلیونها نفر از آنها برای مطالبه تغییرات بنیادین به خیابانها آمدند، باید در هر مذاکرهای که مدعی تضمین آینده آنهاست، شنیده شود.
تفاهم نباید به پوششی برای ادامه سرکوب تبدیل شود
عفو بینالملل هشدار داد یادداشت تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی، بدون تضمین حقوق بشر و جبران خسارت قربانیان، میتواند به پوششی برای ادامه سرکوب و مصونیت از مجازات تبدیل شود.
این سازمان اعلام کرد جنگی که موضوع این تفاهم است، به کشورهای همسایه نیز کشیده شد، بیش از شش هزار کشته در خاورمیانه بر جا گذاشت و اقتصاد جهانی را متزلزل کرد.
عفو بینالملل همچنین گفت این جنگ با «حملات غیرقانونی آمریکا و اسرائیل در نقض منشور سازمان ملل» آغاز شد و سپس با اقدامات «غیرقانونی» مقامهای جمهوری اسلامی ادامه یافت؛ روندی که به رنج گسترده غیرنظامیان و نقض حقوق بشردوستانه، از جمله جنایتهای جنگی، انجامید.
عفو بینالملل تاکید کرد پایان بمبارانها بهتنهایی امنیت مردم ایران را تضمین نخواهد کرد، زیرا جمهوری اسلامی همزمان کارزار سرکوب داخلی را تشدید کرده است.
این سازمان اعلام کرد از زمان آغاز جنگ، دستکم ۴۴ نفر در ایران اعدام و بیش از شش هزار نفر بهطور خودسرانه بازداشت شدهاند.
عفو بینالملل همچنین خواستار اتخاذ رویکردی «مردممحور» شد که شامل اقدامات مشخص برای جلوگیری از ارتکاب جنایتهای بیشتر از سوی مقامهای جمهوری اسلامی، از جمله کشتار بیشتر معترضان، باشد.
این سازمان همچنین بر حمایت از مطالبات جامعه مدنی برای تغییرات بنیادین حقوق بشری، از جمله اصلاح قانون اساسی، تاکید کرد.
عفو بینالملل همچنین خواستار خروج اسرائیل از جنوب لبنان، بازگشت امن آوارگان، تامین عدالت برای قربانیان نقض حقوق بینالملل در لبنان از سال ۲۰۲۳ تاکنون و پایان دادن به آنچه «نسلکشی اسرائیل در غزه» میخواند، و خروج اسرائیل از سرزمینهای فلسطینی شد.
در چنین فضایی، هشدار عفو بینالملل و کارشناسان سازمان ملل تنها ناظر بر متن یادداشت تفاهم نیست، بلکه متوجه پیامدهای آن برای مردم ایران است؛ اینکه پایان جنگ، بدون توقف سرکوب، تضمین دادرسی عادلانه، آزادی بازداشتشدگان خودسرانه و پاسخگو کردن عاملان نقض حقوق بشر، نمیتواند به معنای بازگشت امنیت و حقوق شهروندان باشد.