سخنگوی هیات رییسه مجلس: مجتبی خامنهای حضور مرسوم و معمول ندارد اما امور را مدیریت میکند


عباس گودرزی، سخنگوی هیات رییسه مجلس، در خصوص پیام مجتبی خامنهای در خصوص تفاهمنامه با آمریکا، گفت: «پیام رهبری نشان داد با وجودی که حضور مرسوم و معمول ندارد، تا چه میزان آگاه به امور است و مدیریت میکند.»گودرزی ادامه داد: «رهبری نظرات دیگران را در اداره امور لحاظ کرده و بیان میکند.»سخنگوی هیات رییسه مجلس افزود: «تیم مذاکرهکننده باید محکم بر خطوط قرمز و منافع حیاتی ما ایستادگی کند.»






باراک اوباما، رییسجمهور پیشین آمریکا، در مصاحبه با انبیسی نیوز گفت با وجود اینکه از برقراری آتشبس «بسیار خوشحال» است، ایالات متحده ممکن است نسبت به قبل از آغاز جنگ ایران «کمی وضعیت بدتری» داشته باشد.
او گفت: «یک توافق وجود داشت که بر اساس آن جمهوری اسلامی پذیرفته بود به سمت ساخت سلاح هستهای نرود، اما این دولت یا نسخه قبلی آن از این توافق خارج شد و همین باعث شد ایران ظرفیت هستهای خود را افزایش دهد.»
اوباما افزود: «اکنون جنگی را پشت سر گذاشتهایم، میلیاردها دلار هزینه کردهایم، فشار زیادی به ارتش وارد شده و افراد زیادی جان خود را از دست دادهاند، و در نهایت به نقطهای برگشتهایم که تقریبا همانجایی است که شروع کردیم، شاید حتی کمی بدتر.»
اظهارات دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، درباره جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، به تنشی تازه میان دو متحد غربی تبدیل شده است. ملونی ادعای ترامپ مبنی بر «التماس» برای گرفتن عکس را رد کرد و آن را «کاملا ساختگی» خواند. این واکنش با لغو سفر وزیر خارجه ایتالیا به آمریکا همراه شد.
ترامپ در گفتوگو با شبکه ایتالیایی La7 گفت که ملونی در حاشیه نشست گروه هفت در فرانسه برای گرفتن عکس با او «التماس کرده» و او تنها از روی دلسوزی با این درخواست موافقت کرده است.
خبرگزاری رویترز جمعه ۲۹ خرداد گزارش داد بر اساس ترجمه ایتالیایی منتشرشده از این مصاحبه، ترامپ گفته است: «احتمالا خوشحال است که با او صحبت کردم. لازم نبود با او صحبت کنم.»
او همچنین گفت: «[ملونی] برای گرفتن عکس با من التماس کرد. آنقدر عکس میخواست که اگر دلم برایش نسوخته بود، این کار را نمیکردم.»
شبکه La7 نسخه اصلی صوتی این گفتوگو را منتشر نکرد و تنها نسخه دوبلهشده آن را پخش کرد.
واکنش تند نخستوزیر ایتالیا
ملونی صبح ۲۹ خرداد با انتشار ویدیویی در شبکه اجتماعی ایکس به این اظهارات پاسخ داد و گفت سخنان ترامپ «کاملا ساختگی» است.
او افزود: «صادقانه بگویم، شوکه شدهام. نمیدانم چرا رییسجمهوری ایالات متحده با متحدان خود چنین رفتاری میکند و این نخستین بار هم نیست.»
نخستوزیر ایتالیا همچنین گفت مایه تاسف است که ترامپ در برابر دشمنان غرب و آمریکا همان قاطعیتی را نشان نمیدهد که در برخورد با متحدانش دارد.
او افزود: «اما یک چیز را باید به خاطر داشته باشد؛ نه من و نه ایتالیا هرگز التماس نمیکنیم.»
لغو سفر وزیر امور خارجه به آمریکا
در پی این ماجرا، آنتونیو تایانی، وزیر امور خارجه ایتالیا، سفر برنامهریزیشده خود را به آمریکا لغو کرد.
او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «سخنان جدی و توهینآمیز رییسجمهوری ترامپ درباره جورجیا ملونی، توهین به تمام ایتالیا است.»
تایانی قرار بود اوایل هفته آینده به آمریکا سفر کند و در همایش ایتالیا-آمریکا برای تجارت، سرمایهگذاری، علم و نوآوری در میامی شرکت کند.
همچنین برنامه دیدار او با مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در دستور کار قرار داشت.
شکافی عمیقتر در روابط دو طرف
این تنش تنها چند روز پس از نشست گروه هفت در فرانسه رخ داد. نشستی که تصاویر منتشرشده از آن، ترامپ و ملونی را در حال گفتوگویی طولانی و صمیمانه نشان داد.
با این حال، روابط دو طرف در ماههای اخیر با اختلافهایی همراه بوده است.
ملونی که زمانی از نزدیکترین متحدان اروپایی ترامپ به شمار میرفت و تنها رهبر اروپایی حاضر در مراسم تحلیف او در سال ۲۰۲۵ بود، امسال از حملات لفظی او به پاپ لئو چهاردهم بهدلیل مخالفت با جنگ ایران انتقاد کرد.
ترامپ نیز در واکنش، ملونی را به کمبود شجاعت متهم کرده بود.
جیووان باتیستا فاتسولاری، معاون دفتر نخستوزیری ایتالیا و از نزدیکترین متحدان ملونی، در واکنشی کمسابقه گفت مشخص نیست که آیا ترامپ «از روی عمد یا از سر ناتوانی» در حال تخریب روابط تاریخی میان آمریکا و اروپا است.
او افزود رفتارهای ترامپ موجب شده ایالات متحده در سراسر اروپا با کاهش محبوبیت روبهرو شود و این روند بیش از آن که به اروپا آسیب بزند، به منافع خود آمریکا لطمه وارد میکند.
این ماجرا تازهترین نشانه از افزایش تنش میان واشینگتن و برخی متحدان اروپایی ایالات متحده است. روابطی که در ماههای اخیر بر سر مسائل مختلف سیاست خارجی، با چالشهای فزایندهای روبهرو شده است.
مقامهای یک اردوگاه آوارگان در شمال شرق جمهوری دموکراتیک کنگو اعلام کردند شمار مرگومیرها از اوایل ماه می به سطحی بیسابقه رسیده است. بسیاری از جانباختگان پیش از مرگ علائمی مانند تب، سردرد و استفراغ داشتهاند. این موضوع نگرانیها را درباره گسترش سریع ابولا افزایش داده است.
خبرگزاری رویترز جمعه ۲۹ خرداد گزارش داد دستکم ۳۰ نفر از اوایل ماه می تاکنون در اردوگاه کیگونزه در شهر بونیا، واقع در شمال شرق جمهوری دموکراتیک کنگو، جان باختهاند.
مسئولان اردوگاه اعلام کردند چنین میزان مرگومیری در این اردوگاه سابقه نداشته و با توجه به علائم گزارش شده، احتمال میرود ابولا با سرعت در حال گسترش باشد.
تعیین علت دقیق مرگها تاکنون ممکن نشده است، زیرا بیماران و خانوادههای آنان تا پنجشنبه ۲۸ خرداد با انجام آزمایش روی افراد زنده یا جانباختگان مخالفت میکردند.
سخنگوی اردوگاه، یک پدر داغدار، منابع امدادی و یک فعال جامعه مدنی به رویترز گفتند همه قربانیان علائمی از جمله تب، سردرد و استفراغ داشتهاند. علائمی که با ابولا همخوانی دارد.
دزیره گرودیا باپی، سخنگوی اردوگاه، به رویترز گفت: «قبلا مردم اینگونه جان خود را از دست نمیدادند.»
مرگهای ثبتشده در اردوگاه کیگونزه با بیش از ۱۵ هزار ساکن، این نگرانی را ایجاد کرده که ابولا ممکن است در میان بیش از پنج میلیون آواره شرق کنگو بدون شناسایی در حال گسترش باشد، آن هم در شرایطی که کمبود امکانات بهداشتی و مقاومت برخی ساکنان در برابر آزمایشهای پزشکی، مهار بیماری را دشوارتر کرده است.
افزایش ناگهانی شمار قربانیان
دزجو ندروتسی اتین، رییس اردوگاه، گفت تنها در همین هفته ۱۰ نفر دفن شدهاند.
به گفته مسئولان اردوگاه، در شرایط عادی ماهانه تنها یک تا سه مورد مرگ در این محل ثبت میشد.
ژوستن زاناموزی، مدیر سازمان امدادی کاتولیک «کاریتاس»، گفت کارکنان این سازمان چندین جسد از جمله زنان و کودکان را مشاهده کردهاند و تلاش آنها برای جلب رضایت خانوادهها بهمنظور بررسی پزشکی اجساد با مخالفت روبهرو شده است.
مقامهای کنگو شیوع ابولا را ۲۵ اردیبهشت اعلام کردند اما گفتند مرگها از اوایل همان ماه آغاز شده بود.
گرودیا گفت کارکنان بهداشتی اکنون از پنج قربانی نمونهبرداری کردهاند و در انتظار نتایج آزمایشها هستند.
او افزود وبا نیز علائمی مشابه ابولا دارد و میتواند به سرعت در جوامع فقیر گسترش یابد.
یکی از ساکنان اردوگاه که دو فرزند خود را از دست داده است، به رویترز گفت: «مردم یکی پس از دیگری جان میبازند.»
کمبود امکانات بهداشتی و کاهش کمکها
چهار امدادگر به رویترز گفتند افزایش مرگومیر نشان میدهد جوامع آواره اکنون بیش از گذشته در معرض بیماریهایی مانند ابولا قرار گرفتهاند، زیرا بودجه برنامههای آب، بهداشت و
این خدمات برای مقابله با بیماریهایی مانند ابولا، حیاتی به شمار میروند.
دادههای سازمان ملل نشان میدهد بودجه اختصاصیافته به سرویسهای بهداشتی و ایستگاههای شستوشوی دست در کنگو، بین سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ بیش از نصف شده و به حدود ۳۸ میلیون دلار رسیده است. همچنین تاکنون تنها ۲۱ درصد درخواست مالی ۸۰ میلیون دلاری امسال تامین شده است.
کنگو صدها اردوگاه برای غیرنظامیانی دارد که از جنگ گریختهاند و برخی از این اردوگاهها تا ۱۰۰ هزار نفر جمعیت دارند.
موارد مرگ ناشی از ابولا پیشتر در اردوگاه دیگری در استان ایتوری نیز ثبت شده است. استانی که بیش از ۹۰ درصد از حدود ۹۰۰ مورد تاییدشده ابتلا به ابولا را در خود جای داده است.
در اردوگاه کیگونزه، خانوادههای پرجمعیت در چادرهای پلاستیکی با فاصلهای بسیار کم از یکدیگر زندگی میکنند و کمبود سرویسهای بهداشتی از مشکلات اصلی ساکنان است.
گرودیا گفت: «چاههای فاضلاب خیلی سریع پر میشوند و مردم مجبورند با دست خالی آنها را تخلیه کنند.»
آمریکا در سالهای گذشته بزرگترین حامی برنامههای آب، بهداشت و فاضلاب در کنگو بوده است.
با این حال، چهار سازمان امدادی اعلام کردند پروژههای مرتبط با آوارگان در مناطق درگیر با ابولا، پس از کاهش بودجههای آمریکا محدود یا متوقف شدهاند.
دولت دونالد ترامپ از این کاهش بودجه دفاع کرده و گفته است منابع را بر «کمکهای بشردوستانه نجاتبخش با اولویت بسیار بالا» متمرکز کرده است.
واشینگتن همچنین اعلام کرده بیش از ۳۷۵ میلیون دلار کمک مستقیم برای مقابله با ابولا اختصاص داده است.
با وجود این، امدادگران هشدار میدهند که کاهش خدمات آب و بهداشت در اردوگاههای آوارگان، خطر گسترش بیماری را در یکی از آسیبپذیرترین مناطق کنگو افزایش داده است.
روزنامه واشینگتنپست گزارش داد تفاهم تازه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با جمهوری اسلامی با وجود انتقادهای تند او از برجام، در موضوعاتی مانند کاهش تحریمها، آزادسازی داراییها و کنار گذاشتن پرونده موشکی تهران، شباهتهایی با توافق هستهای دولت باراک اوباما دارد.
واشینگتنپست جمعه ۲۹ خرداد نوشت ترامپ طی سالهای گذشته بارها از رویکرد اوباما در قبال پرونده هستهای جمهوری اسلامی انتقاد کرده و برجام را «فاجعهبار»، «اساسا معیوب»، «یکطرفه»، «مسیر دستیابی ایران به سلاح هستهای» و «یکی از بدترین و احمقانهترین توافقهای تاریخ آمریکا» خوانده است.
اکنون ترامپ به تفاهمی با جمهوری اسلامی دست یافته که بهنوعی توافق مورد نظر خود او به شمار میرود.
بهنوشته واشینگتنپست، مقایسه این تفاهمنامه با برجام چندان آسان نیست، زیرا برجام توافقی جامع و با جزییات روشن بود، اما توافق ترامپ همچنان در مراحل اولیه قرار دارد و بسیاری از موضوعات کلیدی و سرنوشتساز آن هنوز مشخص نشده است.
همچنین شرایط کنونی با زمان انعقاد برجام تفاوتهای اساسی دارد؛ دانش هستهای تهران افزایش یافته و جمهوری اسلامی پس از ماهها درگیری نظامی وارد روند مذاکرات شده؛ جنگی که به تضعیف توان نظامی حکومت ایران انجامیده و شماری از مقامهای ارشد آن را از پا درآورده است.
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای ترامپ و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
بر اساس این سند، یک دوره ۶۰ روزه برای گفتوگوهای تخصصی در نظر گرفته شده است؛ مذاکراتی که قرار است بر موضوعات حساسی همچون سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده حکومت ایران و چگونگی رفع تحریمها تمرکز داشته باشد.
محدودیتهای جمهوری اسلامی در قالب برجام
بر اساس برجام، جمهوری اسلامی متعهد شده بود به مدت ۱۵ سال، اورانیوم را تنها تا سطح ۳.۶۷ درصد غنیسازی کند.
این سطح برای استفاده در راکتورهای هستهای مناسب است و با غنای ۲۰ درصدی (اورانیوم با غنای بالا) و سطح حدود ۹۰ درصدی مورد نیاز برای ساخت سلاح هستهای فاصله زیادی دارد.
این توافق همچنین تهران را ملزم میکرد ۹۸ درصد از ذخایر اورانیوم غنیشده خود را از بین ببرد. علاوه بر این، تعداد، نوع و محل استقرار سانتریفیوژهایی که حکومت ایران میتوانست در اختیار داشته باشد، محدود و تحت نظارت قرار میگرفت.
ترامپ سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شد و گفت ادامه حضور آمریکا در این توافق، جمهوری اسلامی را «در آستانه دستیابی به خطرناکترین سلاحهای جهان» قرار میدهد.
واشینگتنپست در ادامه انتقادهای ترامپ از برجام را با مفاد یادداشت تفاهم جدید میان تهران و واشینگتن، مقایسه کرده است.
لغو تحریمها و آزادی داراییهای بلوکهشده
ترامپ سال ۲۰۱۸ در شبکههای اجتماعی نوشت اوباما و دموکراتها ۱۵۰ میلیارد دلار در اختیار جمهوری اسلامی قرار دادهاند.
این در حالی است که مقامهای وقت وزارت خزانهداری و وزارت امور خارجه آمریکا میزان واقعی منابع مالی قابل استفاده حکومت ایران را نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار برآورد کردند.
واشینگتنپست نوشت تفاهمنامه ترامپ نیز شامل برنامهای برای کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده تهران است.
بر اساس ماده هفتم یادداشت تفاهم، ایالات متحده متعهد میشود تمامی انواع تحریمها علیه جمهوری اسلامی، از جمله قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامههای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و تمامی تحریمهای یکجانبه آمریکا اعم از اولیه و ثانویه را مطابق جدول زمانی توافق نهایی لغو کند.
یک مقام ارشد آمریکایی که بهدلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، پیشتر گفته بود در صورت اجرای مفاد این یادداشت تفاهم از سوی رهبران جمهوری اسلامی، تهران به داراییهای مسدودشده خود دسترسی خواهد یافت.
روزنامه واشینگتنپست نوشت همانند برجام، ماده ۱۱ تفاهمنامه ترامپ تصریح میکند آمریکا داراییها و منابع مالی مسدود یا محدودشده ایران را «بهطور کامل» در دسترس جمهوری اسلامی قرار خواهد داد.
ترامپ هنگام خروج از برجام در سال ۲۰۱۸ گفته بود: «پس از لغو تحریمها، حکومت دیکتاتوری [ایران] از منابع مالی جدید خود برای توسعه موشکهای دارای قابلیت حمل کلاهک هستهای، حمایت از تروریسم و ایجاد بیثباتی در خاورمیانه و فراتر از آن استفاده کرد.»
با این حال، به نظر میرسد مفاد یادداشت تفاهم اخیر او با مواضعی که ترامپ در زمان خروج از برجام مطرح کرده بود، همخوانی ندارد.
واشینگتنپست افزود اگرچه بهدلیل نبود جزییات کامل، مقایسه ابعاد مالی دو توافق دشوار است، اما به نظر میرسد ترامپ نیز اکنون رویکردی مشابه برجام را در زمینه آزادسازی داراییهای جمهوری اسلامی دنبال میکند.
طبق ماده ششم یادداشت تفاهم اخیر، ایالات متحده آمریکا متعهد میشود همراه با شرکای منطقهای خود طرحی قطعی و مورد توافق به ارزش حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران تدوین کند.
کاخ سفید تاکید کرده است این منابع از محل مالیات شهروندان آمریکایی تامین نخواهد شد.
ماجرای ارسال پولهای نقد به ایران
ترامپ طی سالهای گذشته بارها دولت اوباما را متهم کرده که در چارچوب برجام، ۱.۷ میلیارد دلار پول نقد را با هواپیما به ایران منتقل کرده است.
واشینگتنپست نوشت اظهارات ترامپ به توافقی در سال ۲۰۱۶ اشاره دارد که بر اساس آن، ۴۰۰ میلیون دلار اصل پول و ۱.۳ میلیارد دلار سود آن به ایران بازگردانده شد. این مبلغ مربوط به حلوفصل یک اختلاف مالی چند دههای میان تهران و واشینگتن بود.
در دهه ۱۹۷۰، حکومت وقت ایران ۴۰۰ میلیون دلار برای خرید تجهیزات نظامی آمریکایی پرداخت کرد، اما پس از قطع روابط دو طرف، این تجهیزات هرگز تحویل داده نشد.
بازگرداندن نخستین بخش این پول، یعنی ۴۰۰ میلیون دلار، در همان روزی انجام شد که جمهوری اسلامی چهار شهروند آمریکایی، از جمله جیسون رضاییان، خبرنگار ایرانی-آمریکایی، را آزاد کرد.
برخی منتقدان این اقدام را «باجدادن» توصیف کردند، اما مقامهای آمریکایی تاکید داشتند همزمانی این دو رویداد تصادفی بوده است.
فعالان حقوق بشر اقدامات جمهوری اسلامی در بازداشت اتباع خارجی را «گروگانگیری حکومتی» میدانند و میگویند حکومت از این حربه برای تحت فشار گذاشتن سایر کشورها و گرفتن امتیاز از آنها استفاده میکند.
توانمندیهای هستهای تهران
واشینگتنپست نوشت برجام یک سند فنی ۱۸ صفحهای بود که به جزییات دقیقی درباره محدودیتهای غنیسازی اورانیوم، نحوه استفاده از تاسیسات هستهای، تحقیق و توسعه سانتریفیوژهای پیشرفته، فعالیت راکتورها و همچنین سازوکارهای بازرسی و نظارت بینالمللی میپرداخت.
در مقابل، در تفاهمنامه اخیر تنها دو اشاره کلی به موضوع هستهای دیده میشود و جزییات آن به مذاکرات بعدی موکول شده است.
بر اساس ماده هشتم این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی تاکید میکند سلاح هستهای تولید یا تحصیل نخواهد کرد؛ همچنین تهران و واشینگتن متعهد میشوند درباره سرنوشت مواد غنیشده تصمیمگیری کنند.
به گفته یک مقام ارشد آمریکایی، حداقل استاندارد مورد نظر واشینگتن این است که ذخایر اورانیوم غنیشده حکومت ایران از طریق «رقیقسازی» از بین برود.
پایگاه خبری اکسیوس ۲۲ خرداد گزارش داد ترامپ در چارچوب تلاشها برای حلوفصل اختلافات هستهای، با طرحی موافقت کرده است که بر اساس آن، ذخایر اورانیوم با غنای بالای جمهوری اسلامی میتواند در داخل کشور و تحت نظارت بازرسان سازمان ملل، رقیقسازی شود.
برنامه موشکی و شبکه نیابتی جمهوری اسلامی
ترامپ همچنین از سکوت برجام در قبال برنامه موشکی جمهوری اسلامی، ناکافی بودن سازوکارهای بازرسی برای جلوگیری از تخلفات احتمالی، وجود بندهای موسوم به «غروب» که محدودیتهای توافق را پس از مدتی منقضی میکردند و نیز بیتوجهی به فعالیتهای منطقهای تهران و حمایت از گروههای مسلح، بهعنوان مهمترین کاستیهای این توافق یاد کرده بود.
با این حال، واشینگتنپست گزارش داد در چارچوب توافق مورد نظر ترامپ، هنوز مشخص نیست آیا تهران ملزم به پذیرش محدودیتهایی برای برنامه موشکهای بالستیک خود خواهد بود یا خیر.
ترامپ بهتازگی در نشست سران گروه هفت اعلام کرد ایالات متحده در قالب یک «مسیر موازی» و با مشارکت کشورهای حاشیه خلیج فارس، درباره مسائل غیرهستهای از جمله موشکهای بالستیک متعارف گفتوگو خواهد کرد.
او افزود: «موشکها مشکل اصلی نیستند. موشکها شاید بتوانند به یک نقطه کوچک آسیب وارد کنند، اما دنیا را منفجر نمیکنند.»
خبرگزاری رویترز ۲۶ خرداد نوشت دو موضوعی که ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از آنها بهعنوان دلایل آغاز جنگ نام میبردند، یعنی حمایت جمهوری اسلامی از گروههای نیابتی و برنامه موشکی تهران، ظاهرا در دستور کار مذاکرات آینده قرار ندارند.
اکنون که با امضای یادداشتتفاهم بار دیگر بحث احتمال یک توافق بزرگ میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده مطرح شده، بسیاری از تحلیلگران همچنان بر این باورند که لغو تحریمها میتواند همانند یک شوک مثبت، اقتصاد ایران را احیا کند. این نگاه اما بیش از حد سادهانگارانه است.
مساله امروز جمهوری اسلامی صرفا تحریم نیست. اقتصاد نفتی ایران اکنون با مجموعهای از مشکلات ساختاری، فنی، مالی و ژئوپلیتیکی مواجه است که حتی در صورت دستیابی به یک توافق سیاسی با واشینگتن نیز به سرعت قابل حل نخواهند بود.
واقعیت این است که اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی در وضعیتی قرار گرفته که مشکل اصلی آن دیگر فروش نفت نیست؛ بلکه توانایی تولید پایدار، جذب سرمایه، دسترسی به فناوری و بازگشت به زنجیره مالی جهانی است.
فرسودگی زیرساختها؛ زخمی که طی دههها انباشته شد
بخش بزرگی از زیرساختهای نفت و گاز ایران به نیمه دوم عمر عملیاتی خود رسیدهاند. سالها کمبود سرمایهگذاری، محدودیت دسترسی به فناوریهای روز و خروج شرکتهای بزرگ بینالمللی از ایران موجب شده است بسیاری از میادین با مشکلات پیچیده فنی روبهرو شوند.
موضوع تنها افت طبیعی تولید نیست. بسیاری از متخصصان باسابقه صنعت نفت ایران طی سالهای اخیر نسبت به مشکلات سازندی، افت فشار، رسوبگذاری، آسیب به چاهها و دشواری بازگرداندن آنها به تولید پایدار هشدار دادهاند.
به گفته شماری از مدیران سابق صنعت نفت، از جمله افرادی که سالها در بالاترین سطوح اجرایی این صنعت فعالیت کردهاند، بخش مهمی از تلاش مدیران فعلی معطوف به یافتن راهحل برای مشکلات فنی چاهها و میادینی است که رفع آنها مستلزم تجهیزات، دانش فنی و فناوریهایی است که امروز در داخل کشور به سادگی در دسترس نیست.
این وضعیت در میدان گازی پارس جنوبی اهمیت دوچندان پیدا میکند. پارس جنوبی ستون فقرات امنیت انرژی ایران است و افت فشار طبیعی این میدان از سالها پیش آغاز شده است. جبران این افت فشار نیازمند پروژههای چند ده میلیارد دلاری، تجهیزات پیشرفته فراساحلی و مشارکت شرکتهایی است که عمدتا در غرب مستقر هستند.
حتی اگر امروز موانع سیاسی برداشته شود، فرآیند مطالعه، طراحی، تامین تجهیزات و اجرای چنین پروژههایی سالها زمان خواهد برد؛ زمانی که اقتصاد گرفتار تورم، کسری بودجه و کمبود سرمایه ایران به سختی در اختیار دارد.
جهان دیگر منتظر نفت ایران نیست
اشتباه بزرگ بسیاری از تحلیلها آن است که بازار انرژی امروز را با بازار انرژی یک دهه پیش مقایسه میکنند.
در دوران پیش از تحریمها، بخش قابل توجهی از بازار جهانی به نفت ایران وابسته بود. اما در سال ۲۰۲۶ شرایط کاملا متفاوت است.
ایالات متحده به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان انرژی جهان تبدیل شده است. کانادا، برزیل و گویان ظرفیت تولید خود را افزایش دادهاند. قطر و آمریکا بازار جهانی گاز طبیعی مایع را متحول کردهاند و مصرفکنندگان بزرگ نیز طی سالهای گذشته زنجیره تامین خود را بازطراحی کردهاند.
بازگشت به بازار جهانی بسیار دشوارتر از حفظ سهم بازار است. مشتریانی که طی سالهای تحریم جایگزین پیدا کردهاند، صرفا بهدلیل رفع تحریمها به سرعت به بازار ایران بازنخواهند گشت.
سایه سنگین نظام بانکی و FATF
حتی اگر فرض کنیم دولت آمریکا مجوز بازگشت شرکتهای نفتی به ایران را صادر کند، مانع بزرگتری همچنان پابرجاست: نظام بانکی بینالمللی.
تجربه برجام در سال ۲۰۱۵ نشان داد که توافق سیاسی الزاما به معنای بازگشت سرمایه نیست. با وجود حمایت رسمی دولتهای غربی از همکاری اقتصادی با ایران، بسیاری از بانکهای بزرگ حاضر به پذیرش ریسک فعالیت در ایران نشدند.
عدم پیوستن به استانداردهای FATF، نبود شفافیت مالی کافی، نگرانی از پولشویی و نقش گسترده نهادهای نظامی در اقتصاد، همچنان از مهمترین موانع ورود سرمایه خارجی محسوب میشوند.
اگر در سال ۲۰۱۵ ایران عمدتا به عنوان حامی گروههای نیابتی شناخته میشد، در سال ۲۰۲۶ فضای بینالمللی نسبت به تهران به مراتب سختتر و پرهزینهتر شده است. برای بسیاری از مؤسسات مالی جهانی، ریسک اعتباری و reputational risk همکاری با ایران همچنان بسیار بالا خواهد بود.
روسیه؛ شریکی که هرگز نفت ایران را احیا نمیکند
در غیاب شرکتهای غربی، نگاه تهران بارها به سمت روسیه معطوف شده است. با این حال تجربه دو دهه گذشته نشان میدهد که مسکو هیچگاه حاضر نبوده نفت ایران را به یک رقیب قدرتمند در بازار جهانی تبدیل کند.
حتی شرکتهایی مانند لوکاویل که از توان فنی قابل قبولی برخوردارند، در مقاطع مختلف پروژههای مرتبط با ایران را متوقف کرده یا از آنها فاصله گرفتهاند.
واقعیت آن است که منافع راهبردی روسیه الزاما با احیای کامل صنعت نفت ایران همسو نیست. مسکو ترجیح میدهد موقعیت خود را در بازار جهانی انرژی حفظ و از ظهور یک رقیب جدید جلوگیری کند.
کشورهای منطقه؛ بازیگری که کمتر دیده میشود
در کنار جمهوری اسلامی، جامعه معترض ایران و اسرائیل، بازیگر چهارمی نیز در این معادله حضور دارد که اهمیت آن روزبهروز بیشتر میشود: کشورهای حوزه خلیج فارس.
این کشورها اکنون در حال اجرای بزرگترین پروژههای سرمایهگذاری تاریخ خود هستند. توسعه زیرساختها، فناوری، هوش مصنوعی، لجستیک و گردشگری به ستون اصلی راهبرد اقتصادی آنها تبدیل شده است.
از نگاه این کشورها، مهمترین مساله نه اختلافات ایدئولوژیک بلکه ثبات بلندمدت اقتصادی است.
بر اساس ارزیابیهایی که در برخی سیستمهای معاملاتی و مدلهای سنجش ریسک مورد استفاده در بازارهای مالی بینالمللی مشاهده میشود، ریسک سرمایهگذاری در منطقه نسبت به سالهای گذشته افزایش چشمگیری پیدا کرده و در برخی سناریوها به سطوحی رسیده که برای سرمایهگذاران جهانی نگرانکننده است.
افزایش هزینه بیمه، رشد هزینه تامین مالی و فرار سرمایه از پروژههای بلندمدت، مستقیما با اهداف توسعهای کشورهای منطقه در تضاد قرار دارد.
به همین دلیل بسیاری از پایتختهای خلیج فارس به این جمعبندی رسیدهاند که هرگونه توافق محدود میان تهران و واشینگتن، بدون حل ریشهای عوامل بیثباتکننده منطقه، نمیتواند امنیت مورد نیاز برای سرمایهگذاریهای چند ده میلیارد دلاری را فراهم کند.
نتیجهگیری
اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی صرفا با مشکل تحریم روبهرو نیست. فرسودگی زیرساختها، افت فشار میادین، محدودیت فناوری، انزوای بانکی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران و تغییر ساختار بازار جهانی انرژی مجموعهای از موانع را ایجاد کردهاند که با یک توافق سیاسی از میان نخواهند رفت.
حتی اگر فردا توافقی میان تهران و واشینگتن امضا شود، بازسازی ظرفیتهای از دست رفته صنعت نفت و گاز ایران نیازمند سالها زمان، دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری و بازگشت اعتماد از دست رفته بازارهای جهانی خواهد بود.
به همین دلیل، توافق احتمالی با آمریکا شاید بتواند بخشی از فشارهای کوتاهمدت را کاهش دهد، اما بعید است بتواند روند فرسایشی و بلندمدتی را که اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی با آن روبهرو است متوقف کند.