شورای عالی امنیت ملی: بهمدت ۶۰ روز برای عبور از تنگه هرمز هزینه دریافت نمیشود
شورای عالی امنیت ملی در بیانیهای اعلام کرد به موجب یادداشت تفاهم اسلامآباد، به مدت ۶۰ روز هیچگونه هزینهای از متقاضیان عبور از تنگه هرمز اخذ نخواهد شد و این هزینهها از سوی جمهوری اسلامی تامین میشود.
۴۷ سال زمان کمی نیست. نسلی کامل در ایران متولد شد، بزرگ شد و به میانسالی رسید، بدون آنکه روزی را به یاد بیاورد که جمهوری اسلامی و آمریکا روابطی عادی داشته باشند.
حالا اما بعداز نزدیک به نیم قرن خصومت، دو کشور به نقطهای رسیدهاند که از تفاهم، مذاکره و همکاری سخن گفته میشود؛ تحولی که تا چند سال پیش برای بسیاری غیرقابل تصور بود.
این تحول از یک جهت دیگر هم قابل توجه است. عمر دشمنی رسمی جمهوری اسلامی با آمریکا تقریبا با عمر حجاب اجباری در ایران برابری میکند. هر دو محصول سالهای نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷ هستند؛ دو سیاستی که از دل یک نگاه ایدئولوژیک متولد شدند و قرار بود مرزهای هویتی نظام تازهتاسیس را تعریف کنند. یکی در سیاست خارجی با شعار تقابل با آمریکا و دیگری در سیاست داخلی با کنترل پوشش زنان.
اما درست در همان روزهایی که مقامهای جمهوری اسلامی از گفتوگو، تفاهم و عبور از دشمنیهای تاریخی سخن میگویند، خبر دیگری از داخل ایران منتشر میشود؛ خبری که نشان میدهد برخی از قدیمیترین سیاستهای جمهوری اسلامی همچنان بدون تغییر ادامه دارند.
۱
پرستو احمدی، خواننده ایرانی، بهدلیل اجرای بدون حجاب و انتشار ویدیو کنسرت خود با حکم قضایی روبهرو شده است؛ حکمی که در آن مجازات ۷۴ ضربه شلاق نیز دیده میشود.
صرفنظر از جزئیات پرونده، آنچه اهمیت دارد خود عدد ۷۴ است؛ عددی که ایرانیان را به نخستین سالهای پس از انقلاب بازمیگرداند؛ به دورانی که جمهوری اسلامی در حال تثبیت ساختارهای ایدئولوژیک خود بود و مجازاتهایی از این دست را برای مقابله با آنچه «بدحجابی» یا تخطی از هنجارهای رسمی تلقی میشد، وارد قوانین و رویههای قضایی کرد.
همزمان فرمانده سپاه تهران هم از ادامه گشتهای امنیتی در پایتخت خبر میدهد؛ گشتهایی که بخش مهمی از ماموریت آنها به کنترل فضای اجتماعی و نظارت بر زنان مربوط میشود.
در سیاست خارجی، آمریکا به «شیطان بزرگ» تبدیل شد و قطع رابطه با واشینگتن به بخشی از هویت جمهوری اسلامی بدل شد. در سیاست داخلی هم کنترل پوشش زنان به یکی از نخستین پروژههای حکومت جدید تبدیل شد؛ پروژهای که خیلی زود با قانون، مجازات و سازوکارهای امنیتی تثبیت شد.
جمهوری اسلامی پذیرفته که نمیتوان برای همیشه در وضعیت تقابل مطلق با آمریکا باقی ماند. واقعیتهای اقتصادی، فشارهای سیاسی، تحولات منطقهای و ضرورتهای بقا، حکومت را به سمت مذاکره و توافق سوق داده است. همان نظامی که زمانی گفتوگو با آمریکا را نشانه ضعف میدانست، امروز از ضرورت تعامل و تفاهم سخن میگوید.
۲
چهار سال از مرگ مهسا امینی میگذرد؛ مرگی که به دلیل بازداشت بر سر مساله پوشش رخ داد و جرقه جنبش «زن، زندگی، آزادی» را زد؛ اعتراضی که به بزرگترین چالش اجتماعی جمهوری اسلامی در دهههای اخیر تبدیل شد و بنا بر گزارش نهادهای حقوق بشری صدها کشته و هزاران بازداشتی بر جای گذاشت.
با این حال، روایت سالهای پس از آن فقط روایت پایداری حکومت نیست؛ روایت مقاومت جامعه هم هست. زنان ایرانی، بدون برخورداری از حمایت قانونی و با وجود فشارهای امنیتی و قضایی، در قالب نوعی نافرمانی مدنی گسترده توانستهاند بخشی از خواست خود را به واقعیت روزمره جامعه تبدیل کنند.
امروز در بسیاری از خیابانهای ایران، آنچه دیده میشود بیش از آنکه بازتاب قوانین رسمی باشد، نتیجه مقاومت مدنی زنانی است که حاضر نشدند به الگوی مطلوب حکومت بازگردند.
اما همین واقعیت، جمهوری اسلامی را در موقعیتی متناقض قرار داده است. از یک سو بخش مهمی از کنترل خود بر فضای عمومی را از دست داده و از سوی دیگر میکوشد این عقبنشینی عملی را با ابزارهای حقوقی، قضایی و امنیتی جبران کند. به همین دلیل، اگرچه زنان در عرصه اجتماعی بخشی از خواست خود را به حکومت تحمیل کردهاند، در سطح ساختار حکمرانی نشانهای از عقبنشینی دیده نمیشود. نه قانونی لغو شده، نه نهادی منحل شده و نه بودجهای از دستگاههای تبلیغاتی، نظارتی و اجرایی مرتبط با حجاب اجباری حذف شده است.
برعکس، حکومت در سالهای پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» تلاش کرده با طرحها و قوانین تازهای همچون قانون موسوم به «حجاب و عفاف»، ابزارهای جدیدی برای حفظ همان سیاست قدیمی ایجاد کند.
از این منظر، احکام قضایی، گشتهای امنیتی و قوانین تازه بیش از آنکه نشانه اقتدار باشند، نشانه تلاش حکومت برای حفظ سیاستی هستند که در عرصه اجتماعی با چالشی بیسابقه روبهرو شده است.
جمهوری اسلامی امروز پذیرفته است که میتوان با آمریکا مذاکره کرد، پای تفاهمنامه نشست و از بخشی از خصومتهای تاریخی عبور کرد. اما در رابطه با زنان، نه قانون تغییر کرده، نه ساختارها دگرگون شدهاند و نه ابزارهای تنبیهی کنار گذاشته شدهاند. گویی آنچه در سیاست خارجی قابل بازنگری است، در سیاست داخلی همچنان غیرقابل تغییر تلقی میشود.
۳
شاید به همین دلیل باشد که برای بسیاری از ایرانیان، خبر تفاهم با آمریکا بیش از آنکه نشانه پایان یک دشمنی تاریخی باشد، یادآور پرسشی دیگر است: چگونه حکومتی که توانسته پس از ۴۷ سال با دشمن دیرینه خود پای میز مذاکره بنشیند، هنوز حاضر نشده با نیمی از جمعیت کشورش به تفاهم برسد؟
تاریخ جمهوری اسلامی فقط در اتاقهای مذاکره و توافقهای دیپلماتیک نوشته نمیشود. بخشی از این تاریخ در خیابانهای ایران، در سرنوشت زنانی که بهخاطر نوع پوشش بازداشت میشوند، در احکام قضایی صادرشده برای هنرمندانی چون پرستو احمدی و در قوانینی نوشته میشود که نزدیک به نیم قرن از عمر آنها میگذرد.
اگر تفاهم با آمریکا نشانهای از پذیرش واقعیتهای جدید جهان باشد، برخورد حکومت با زنان همچنان نشانه پافشاری بر واقعیتهای دهه شصت است.
با این حال حرکت زنان در تمام این سالها نشان داده از تهدیدها فرصت ساخته و پیشروی کردهاند. حالا اما در دوران پس از دیکتاتور کشته شده ایران، فرصتها بیش از تهدیدهاست و این برای زنان یک فرصت تازه برای فروریختن دیوارهاست.
مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در پیامی مکتوب که به او نسبت داده میشود، به امضای یادداشت تفاهم با آمریکا واکنش نشان داد و نوشت با وجود آنکه «نظر دیگری» نسبت به توافق داشت، برای پاسداشت حقوق ملت و «جبهه مقاومت»، اجازه امضای آن را صادر کرد.
او در پیامی که شامگاه پنجشنبه ۲۸ خرداد منتشر شد، خطاب به «ملت پرشور و باوفای ایران» نوشت در مسیر رسیدن به این توافق اولیه، «مسئولان امر، از سر دلسوزی و با حسن نظر، تلاشهای زیادی» انجام دادند. او در عین حال مدعی شد که رییسجمهوری آمریکا «از روی استیصال» از «انواع اهرمها» برای رسیدن به این تفاهمنامه استفاده کرده است.
خامنهای در ادامه این پیام نوشت: «بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم، ولی از باب تعهدی که رییسجمهور محترم بهعنوان رییس شورای عالی امنیت ملی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه آن را صادر نمودم.»
او همچنین گفت رییسجمهوری ایران تصریح کرده است که اگر طرف آمریکایی بخواهد «زیادهخواهی» کند، زیر بار آن نخواهد رفت.
مجتبی خامنهای در بخش دیگری از پیام خود نوشت: «از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقق شروط گفتهشده خواهیم بود.»
او تاکید کرد مذاکرات حضوری که در آینده برگزار خواهد شد، «به معنی پذیرش نظر دشمن» نخواهد بود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، شامگاه چهارشنبه ۲۷ خرداد در حالی که برای ضیافت شامی به میزبانی رییسجمهوری فرانسه در کاخ ورسای بود، یادداشت تفاهمی را امضا کرد که چارچوب اولیه برای آغاز مذاکرات میان کشورش با جمهوری اسلامی به شمار میرود.
پس از امضای او، رسانههای دولتی ایران نیز بامداد پنجشنبه به نقل از اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، گزارش دادند که متن توافق میان ایالات متحده و ایران را روسای جمهور دو کشور امضا کردهاند.
مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، نیز با انتشار تصویری از سند امضاشده نوشت: «صلح در سایه احترام متقابل تحقق خواهد یافت و جمهوری اسلامی به صلح جهانی پایبند است.»
با اینکه مسعود پزشکیان عملا در فرآیند مذاکرات پس از آتشبس نقشی کاملا حاشیهای داشته، محمد جعفر قائمپناه معاون اجرایی او، پس از انتشار پیام مجتبی خامنهای گفت: پزشکیان در اجماعسازی و استدلال برای اینکه این تفاهم در شورایعالی امنیت ملی به تصویب برسد نقش اساسی داشت.»
قائمپناه افزود: «پزشکیان نقش اول را در این تفاهم داشت. او توانست این تفاهمنامه را به امضای همه به جز یک نفر برساند. کار بزرگی کردند که این تفاهمنامه را در چارچوبی که رهبری تعیین کردند به امضای اکثریت سهام برسانند.»
او گفت: «این یادداشت تفاهم پیشنهاد وزارت امور خارجه بر پایه پیشنهاد شهید لاریجانی است.»
کشتیها در تنگه هرمز، از دید بندر مُسَندَم، عمان، ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶. رویترز/استیرینگر
سه ابرنفتکش حامل حدود ۶ میلیون بشکه نفت خام با پرچم عربستان سعودی پنجشنبه ۲۸ خرداد از تنگه هرمز عبور کردند. این نخستین عبور آزادانه نفتکشها از این آبراه پس از امضای یادداشت تفاهم میان تهران و واشینگتن برای پایان دادن به جنگ ایران است؛ جنگی که عرضه جهانی انرژی را مختل کرده بود.
خبرگزاری رویترز عصر پنجشنبه ۲۸ خرداد در گزارشی با اعلام این خبر، به نقل از شرکتهای کشتیرانی نوشت با وجود اینکه نشانههای فوری اثرگذاری این توافق دیده میشود، اما همچنان دسترسی ایمن باید تضمین شود و مینها پاکسازی شوند. به همین دلیل رسیدن به وضعیت عادی و آنچه پیش از آغاز عملیات خشم حماسی در جریان بود، زمان میبرد.
عربستان سعودی، بزرگترین تولیدکننده اوپک، پس از بسته شدن عملی تنگه هرمز در نخستین روز آغاز جنگ ایران، بهطور عمده از بندر ینبع در دریای سرخ برای صدور نفت استفاده کرده بود و این نخستین عبور رسمی نفتکشهای این کشور از نهم اسفند تا کنون است.
در نشانهای دیگر از افزایش رفتوآمد نفتکشها، دادههای کپلر نشان داد سه نفتکش حامل نفت خام در اطراف بندر فجیره امارات، خارج از تنگه هرمز، مشغول بارگیری بودهاند و دو نفتکش از آنها با محموله خود راهی اروپا شدهاند.
بر اساس یادداشت تفاهمی که ۲۷ خرداد بهطور رسمی به دست روسای جمهوری ایران و آمریکا امضا شد، تنگه هرمز بلافاصله پس از امضای تفاهمنامه گشوده شود و محاصره بندرهای جنوب ایران از سوی ایالات متحده نیز پایان یابد.
دادههای ردیابی کشتیها از سوی شرکت بریتانیایی الاسایجی نیز نشان داد نفتکش افراماکس تونگ لین وان، با پرچم هنگکنگ، که اوایل ماه مارس (نیمه اسفند) از پالایشگاه الرویس ابوظبی نفتا بارگیری کرده و از آن زمان در خلیج فارس مانده بود، روز پنجشنبه ۲۸ خرداد از تنگه عبور کرد.
دادههای هر دو شرکت الاسایجی و کپلر از عبور نفتکش گاز طبیعی مایع مرایخ، تحت کنترل شرکت قطر انرژی، در روز پنجشنبه از تنگه عبور حکایت دارد. این کشتی محموله خود را روزهای ۱۲ و ۱۳ ژوئن در راس لفان بارگیری کرده و قرار است روز پنجشنبه ۲۸ خرداد آن را به بندر قاسم پاکستان تحویل دهد.
در سایه این تحولات قیمت قراردادهای آتی نفت خام برنت، که شاخص معیار به شمار میآید، دو درصد دیگر کاهش یافت و به کمتر از ۷۸ دلار برای هر بشکه رسید؛ قیمتی که از زمان آغاز جنگ ۴۰ روزه ایران ثبت نشده بود.
صنعت کشتیرانی همچنان محتاط است
با وجود این تحولات در آبهای جنوبی ایران، رویترز نوشت مقامهای صنعت کشتیرانی و بیمه روز پنجشنبه همچنان محتاط بودند و خواستار تضمینها و جزئیات بیشتری درباره این توافق شدند.
اینترتنکو، که نماینده مالکان مستقل نفتکشها در جهان است، به این رسانه گفت این صنعت به شفافیت درباره ایمنی دریانوردی نیاز دارد و پاکسازی مینها باید «در نخستین فرصت ممکن» آغاز شود. این نهاد افزود مناطق خطرناک به دلیل وجود مین باید اعلام عمومی شود.
اینترتنکو همچنین گفت: «کشتیها باید اطمینان داشته باشند که دیگر هدف حمله قرار نخواهند گرفت.»
شیلا کامرون، مدیرعامل انجمن بازار بیمه لویدز، نیز گفت علاوه بر تهدید مینها، درباره «تحریمها، قوانین مرتبط با تروریسم و پرداخت عوارض عبور» نیز به شفافیت نیاز است.
مدیر انجمنی که نماینده منافع تمام شرکتهای بیمهگذار در بازار بیمه لویدز لندن است، راه بازگشت به وضعیت عادی در خلیج فارس را «طولانی و پیچیده» خواند و افزود در حالی که کشتیها اکنون در جای نامناسب قرار دارند و زنجیره تامین دچار اختلال شده، بازگشت نسبی به وضعیت عادی کشتیرانی ماهها طول خواهد کشید.
پایگاه خبری بلومبرگ به نقل از چهار منبع آگاه گزارش داد وزارت دادگستری آمریکا در حال بررسی نقش احتمالی بانکهای والاستریت در شکلگیری «امپراتوری مالی» مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، است.
بر اساس این گزارش که پنجشنبه ۲۸ خرداد منتشر شد، وزارت دادگستری تحقیقاتی را درباره چگونگی شکلگیری یک شبکه گسترده سرمایهگذاری جهانی متعلق به مجتبی خامنهای آغاز کرده است.
این تحقیقات بر نقش احتمالی بانکهای والاستریت در ایجاد و توسعه این سبد سرمایهگذاری متمرکز است.
این اقدام در چارچوب یک تحقیق گسترده درباره اتهامات پولشویی و فساد انجام میگیرد. در همین راستا، بازرسان بررسی نقش احتمالی برخی موسسات مالی آمریکایی، از جمله بانکهای جیپی مورگان چیس و سیتیگروپ، را در دستور کار قرار دادهاند.
پیشتر در ۲۹ فروردین، روزنامه تلگراف گزارش داد پنج بانک بزرگ آمریکایی و بریتانیایی به «مشارکت ناخواسته» در پولشویی به نفع جمهوری اسلامی و پردازش نقل و انتقالهایی متهم شدهاند که ممکن است با یک «شبکه پیچیده دور زدن تحریمها» مرتبط باشد.
در این پرونده به نام بانکهای اچاسبیسی، استاندارد چارتر، جیپی مورگان چیس، سیتی و نیویورک مِلون اشاره شد.
مجتبی خامنهای از زمان انتصاب بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی، در هیچ مراسم یا مکان عمومی حاضر نشده و هیچ پیام صوتی یا تصویری منتشر نکرده است. پیامهای منتسب به او تنها بهصورت مکتوب منتشر میشوند.
سه منبع آگاه به بلومبرگ گفتند تحقیقات وزارت دادگستری بر این موضوع متمرکز است که آیا این موسسات در تسهیل جابهجایی مبالغ کلان پول میان شرکتهای تحت نظارت مجتبی خامنهای دست داشتهاند یا خیر.
به گفته آنها، بازرسان میکوشند ابعاد شبکه مالی رهبر جمهوری اسلامی را شناسایی کنند و خلاهای احتمالی در سازوکارهای نظارتی موسسات آمریکا را که امکان انجام این تراکنشها را فراهم آورده، مورد بررسی قرار دهند.
این منابع بهدلیل حساسیت موضوع و نداشتن مجوز برای اظهارنظر علنی، خواستند هویتشان مخفی بماند.
هشتم اردیبهشت، وزارت خزانهداری آمریکا از تحریم ۳۵ فرد و نهاد مرتبط با «شبکه بانکداری سایه» جمهوری اسلامی خبر داد؛ شبکهای از واسطههای مالی که با ایجاد شرکتهای صوری در خارج، مسیر دسترسی پنهان بانکهای ایرانی را به نظام مالی جهانی، برقرار میکنند.
بررسی پرداختهای مشکوک به برندهای جهانی
بلومبرگ در ادامه گزارش داد دامنه تحقیقات درباره شبکه مالی مجتبی خامنهای تنها به آمریکا محدود نمیشود و برخی موسسات در اروپا و خاورمیانه نیز تحت بررسی قرار گرفتهاند.
بر اساس این گزارش، وزارت دادگستری آمریکا در حال بررسی پرداختهای مرتبط با املاک و مستغلات است که از سوی این شبکه به برخی برندهای بینالمللی، از جمله هولدینگ هیلتون ورلدواید، انجام شده است.
جیپی مورگان چیس و سیتیگروپ از اظهارنظر درباره این گزارش خودداری کردند. نماینده وزارت دادگستری آمریکا نیز حاضر به پاسخگویی در این خصوص نشد.
بلومبرگ پیشتر در بهمن سال گذشته گزارش داده بود مجتبی خامنهای که از سال ۲۰۱۹ در فهرست تحریمهای آمریکا قرار دارد، «یک امپراتوری جهانی املاک» ایجاد کرده است.
بر اساس این گزارش، دامنه این شبکه از فعالیتهای کشتیرانی در خلیج فارس تا حسابهای بانکی در سوئیس و املاک لوکس در بریتانیا را در بر میگیرد.
منابع مالی مرتبط با این معاملات نیز از طریق موسسات مالی مستقر در بریتانیا، سوئیس، لیختناشتاین و امارات متحده عربی جابهجا شدهاند.
بلومبرگ افزود تحقیقات وزارت دادگستری آمریکا بهدلیل توافق اخیر میان واشینگتن و تهران، از حساسیت دیپلماتیک بالایی است.
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم بامداد ۲۸ خرداد به امضای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
بر اساس این سند، یک دوره ۶۰ روزه برای گفتوگوهای تخصصی در نظر گرفته شده است؛ مذاکراتی که قرار است بر موضوعات حساسی همچون سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده حکومت ایران و چگونگی رفع تحریمها تمرکز داشته باشد.
روابط نزدیک مجتبی خامنهای و علی انصاری
بلومبرگ در ادامه گزارش داد مجتبی خامنهای پیش از رسیدن به رهبری، روابط نزدیکی با علی انصاری، بنیانگذار بانک ورشکسته آینده و متهم به فساد اقتصادی، داشته است.
به نوشته بلومبرگ، گسترش فعالیتهای انصاری در حوزههای بانکداری، ساختوساز و تجارت طی سالهای اخیر، بهعنوان یکی از مسیرهای انتقال سرمایه به خارج از ایران مورد توجه قرار گرفته است.
شبکهای از شرکتهای صوری که بسیاری از آنها از سوی انصاری اداره میشوند، برای خرید املاک لوکس و هتلهای پنجستاره در کشورهای مختلف اروپایی مورد استفاده قرار گرفتهاند؛ از جمله چند هتل که اکنون تحت مدیریت هولدینگ هیلتون فعالیت میکنند.
مولی موزر، رییس بخش مبارزه با پولشویی، مواد مخدر و مصادره اموال در وزارت دادگستری آمریکا، پیشتر هشدار داد جمهوری اسلامی بهطور فعال در تلاش است به نظام مالی ایالات متحده دسترسی پیدا کند.
ششم بهمن ۱۴۰۴، روزنامه فایننشالتایمز گزارش داد انصاری طی سالهای گذشته املاک لوکسی در اروپا به ارزش صدها میلیون دلار خریداری کرده است.
او بهدلیل تامین مالی سپاه پاسداران در فهرست تحریمهای بریتانیا قرار دارد.
یک منبع آگاه به بلومبرگ گفت در ماههای اخیر مالکیت چند نهاد در امپراتوری املاک مجتبی خامنهای «روی کاغذ» تغییر کرده و نام انصاری جایگزین نام دیگر افراد نزدیک به او شده است.
بر اساس این گزارش، بخشی از اقدامات اخیر وزارت دادگستری آمریکا علیه جمهوری اسلامی بر پایه اطلاعاتی انجام گرفته که از طریق تحریمهای پیشین وزارت خزانهداری علیه برخی سرمایهداران ایرانی در امارات به دست آمده است.
ردیابی این شبکههای مالی و مسیرهای انتقال پول در برخی موارد میتواند بازرسان آمریکایی را به روابط بانکی کارگزاری در ایالات متحده برساند.
متن توافق میان جمهوری اسلامی و آمریکا، با خشم و ناامیدی گسترده شهروندان مواجه شده است. شماری از مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامهایی، این سند را در بهبود وضعیت مردم بیاثر خواندند و آن را مصداق نادیده گرفتن کشتار معترضان از سوی حکومت توصیف کردند.
بسیاری از پیامها با انتقاد از نادیده گرفته شدن مطالبات مردم ایران در روند مذاکرات همراه شده و شماری از شهروندان نیز گفتند تجربه سالهای گذشته باعث شده امیدی به بهبود وضعیت معیشتی در سایه این توافق نداشته باشند.
ناامیدی از ترامپ و جامعه جهانی
بخش قابل توجهی از پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال متوجه مواضع دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در ماههای اخیر درباره جمهوری اسلامی است.
برخی از مخاطبان گفتند ترامپ با آغاز اعتراضات دیماه و پس از آن، بارها از «کمک به مردم» صحبت کرده و از کشتهشدگان اعتراضات و حمایت از مطالبات آنان سخن به میان آورده بود، اما در نهایت توافقی حاصل شد که به گفته این شهروندان، جایی برای حقوق بشر و خواستههای مردم ایران در آن دیده نمیشود.
یکی از مخاطبان نوشت: «ترامپ یک تاجر است که در درجه اول سود و منفعت خود و کشورش را میبیند و برایش اهمیتی ندارد در ایران چه اتفاقاتی افتاده یا در آینده خواهد افتاد.»
به گفته او، این تفاهمنامه با «پا گذاشتن بر خون هزاران فرزند ایران» امضا شده است.
شهروند دیگری نوشت: «آقای ترامپ، خیانت شما چنان در قلب و ذهنمان ماند که اگر روزی آمریکا به یاری مردم ایران نیاز داشته باشد، هرگز حتی یک نفر سمتتان نخواهد آمد.»
مخاطب دیگری هم گفت: «جاویدنام دادیم، قحطی و فقر بیشتر را تحمل کردیم، جنگ شد، بیشتر از آرزوهایمان دور شدیم، آسیب دیدیم، به ناحق کشته شدیم، اما اورانیوم هدف اصلی بود. در این چند بند توافقنامه، هیچ حرفی از مردم ایران به میان نیامد.»
یک مقام ارشد دولت آمریکا چهارشنبه ۲۷ خرداد متن سند ۱۴ مادهای تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی را قرائت کرد. سندی که مفاد مربوط به بازگشایی تنگه هرمز، کاهش برخی محدودیتهای مالی علیه جمهوری اسلامی و همچنین انتظارات مربوط به رسیدگی به برنامه هستهای ایران در مذاکرات فنی آینده را مشخص میکند.
انتشار بخشهایی از این متن در رسانهها بازتابی بسیار گسترده یافت و انتقادهایی از رییسجمهوری آمریکا را در پی داشت.
شماری از مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامهای خود به نقش محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، در روند مذاکرات و توافق میان جمهوری اسلامی و آمریکا اشاره کردند.
نقش قالیباف بهعنوان رییس هیات مذاکره کننده در دور پیشین مذاکرات به میانجیگری پاکستان، قبلا نیز واکنشبرانگیز شده بود.
از جمله مواردی که طی ماههای اخیر در خصوص این چهره سیاسی مطرح میشود، نقش او در حمله به کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ است.
شماری از مخاطبان با یادآوری سابقه قالیباف در سرکوب اعتراضات دانشجویی، نسبت به قرار گرفتن او در جایگاه مذاکره و توافق، انتقاد کردند.
یکی از شهروندان خطاب به ترامپ نوشت: «قالیباف همان کسی است که دانشجویان را با چشم و دست بسته از بالای ساختمان به پایین پرت کرد.»
او ادامه داد ترامپ باید دستکم بداند با چه کسی عکس یادگاری میگیرد و توافق میکند.
مخاطبی هم قالیباف را به «معامله با آمریکا و اسرائیل» متهم کرد و گفت او تمام خاندان خامنهای و سران مهم را «به کشتن داد تا کودتا کند».
او خطاب به حامیان حکومت یادآور شد پس از توافق نیز قالیباف حذف فیزیکی سران جریان پایداری و تندروها را آغاز میکند.
مخاطب دیگری با اشاره به سخنان قالیباف درباره اقتصاد ایران نوشت: «آقای قالیباف، در همین بخش سخنرانی که به معیشت مردم اختصاص داشت و به مردم وعده دادی، باز هم چندین برابر از لبنان حرف زدی و گفتی اولین بند توافقنامه، لبنان است.»
در پیام دیگری هم مخاطبی با اشاره به سخنان قالیباف در خصوص «آبادانی ایران» نوشت: «هرچه در ۴۷ سال گذشته ساختی، الان هم میسازی. در شهرداری هم پولهایی که باید برای عمران و آبادی شهر خرج میکردی، به نیروی قدس سپاه اختصاص دادی.»
پولها آزاد میشود اما سهم مردم چیست؟
در کنار مباحث سیاسی، شماری از مخاطبان نیز نسبت به تاثیر توافق بر وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم ابراز تردید کردند.
آنها معتقدند بهدنبال دوران طولانی تحریم، جنگ و سپس آتشبسی که بیش از گذشته معیشت مردم را در تعلیق نگه داشته، در کنار تعطیلی کسبوکارها و تعدیل گسترده نیرو، به نظر نمیرسد گشایشی اقتصادی به نفع مردم رخ دهد.
یکی از مخاطبان نوشت تا زمانی که مردم حتی توان خرید اقلام ضروری زندگیشان را ندارند و گرانی بیداد میکند، اینکه توافق به سرانجام برسد یا نه، تفاوتی ایجاد نخواهد کرد.
شهروند دیگری هم این توافق را «برجام پرو» خواند و گفت امضای تفاهمنامه به اندازهای غیرقابل باور است که گویی ترامپ ترکیبی از کارتر، اوباما و بایدن، روسایجمهوری پیشین آمریکا، بوده است.
یکی از مخاطبان نیز با اشاره به آزادسازی احتمالی منابع مالی ایران پرسید: «چه تضمینی وجود دارد آزادسازی پول بلوکهشدهای که ترامپ گفته، منجر به بهبود معیشت ۹۰ میلیون ایرانی شود؟»
امید به مردم، نه توافق
شماری از مخاطبان نیز در پیامهایشان بر ادامه مسیر تغییر و ناامید نشدن از آینده تاکید کردند.
شهروندی ساکن مشهد از مردم خواست صبور باشند، چرا که به باور او، با اتحاد میتوان تغییر حکومت را میسر کرد.
برخی مخاطبان هم معتقدند توافق اخیر نباید باعث ناامیدی شود و سرنوشت ایران نه در توافق میان دولتها، بلکه در تصمیم و اراده خود مردم رقم خواهد خورد.
مخاطبی در پیام خود به ایراناینترنشنال نوشت مردم ایران برای آزادی کشورشان فقط باید بر اتحاد و همت خودشان حساب کنند، زیرا که هیچ کشور دیگری به فکر منافع آنها نیست.