• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

سی‌ان‌ان: نتانیاهو برای اثرگذاری بر توافق با جمهوری اسلامی به دنبال فشار بر ترامپ است

۲۸ خرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)

سی‌ان‌ان به نقل از یک منبع اسرائیلی گزارش داد بنیامین نتانیاهو در تلاش است با کمک چهره‌های راست‌گرا و سناتورهای همسو بر دونالد ترامپ برای تاثیرگذاری بر توافق نهایی با جمهوری اسلامی فشار وارد کند. بر این اساس، نتانیاهو روی حمایت سناتورهای حامی اسرائیلدحساب می‌کند.

Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا سرانجام متن رسمی یادداشت تفاهم با جمهوری اسلامی را منتشر کرد
۱

آمریکا سرانجام متن رسمی یادداشت تفاهم با جمهوری اسلامی را منتشر کرد

۲

اکسیوس: احتمال دارد یادداشت تفاهم تهران و واشینگتن زودتر از جمعه دوباره امضا شود

۳

رویترز: چندین شرکت خصوصی برای تامین ۱۵۰ میلیارد دلار از صندوق ۳۰۰ میلیاردی تعهد داده‌اند

۴
اختصاصی

بنت خطاب به مردم ایران: امیدتان را از دست ندهید، اسرائیل به سرنگونی آیت‌الله‌ها کمک می‌کند

۵

رویترز: آمریکا برای انتقال نفت از تنگه هرمز به شیوه ناوگان سایه جمهوری اسلامی متوسل شد

انتخاب سردبیر

  • حسین قاضیان: در یک حال استمراری بی‌پایان گیر کرده‌ایم

    حسین قاضیان: در یک حال استمراری بی‌پایان گیر کرده‌ایم

  • اختلاف روایت تهران و واشینگتن از تفاهم‌نامه جمهوری اسلامی و آمریکا
    تحلیل

    اختلاف روایت تهران و واشینگتن از تفاهم‌نامه جمهوری اسلامی و آمریکا

  • مزدوران اجاره‌ای در کانادا، شیوه تازه نفوذ و تهدید جمهوری اسلامی

    مزدوران اجاره‌ای در کانادا، شیوه تازه نفوذ و تهدید جمهوری اسلامی

  • آمریکا سرانجام متن رسمی یادداشت تفاهم با جمهوری اسلامی را منتشر کرد

    آمریکا سرانجام متن رسمی یادداشت تفاهم با جمهوری اسلامی را منتشر کرد

  • بیش از دو دهه مذاکره، همراه با تحریم و جنگ؛ مسیر پیچ‌ در پیچ پرونده هسته‌ای تهران

    بیش از دو دهه مذاکره، همراه با تحریم و جنگ؛ مسیر پیچ‌ در پیچ پرونده هسته‌ای تهران

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

مسیح علی‌نژاد حکم شلاق پرستو احمدی و ۸ دست‌اندرکار «کنسرت کاروانسرا» را قرون‌وسطایی خواند

۲۸ خرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)
مسیح علی‌نژاد حکم شلاق پرستو احمدی و ۸ دست‌اندرکار «کنسرت کاروانسرا» را قرون‌وسطایی خواند
100%

پرستو احمدی و هشت تن از نوازندگان و دست‌اندرکاران «کنسرت کاروانسرا» از سوی دادگاه قم، هر یک به ۷۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و دو سال محرومیت از فعالیت هنری محکوم شدند. مسیح علی‌نژاد این حکم را «قرون وسطایی» و «انتقام‌جویی آشکار» جمهوری اسلامی از صدای یک زن توصیف کرد.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، در دادنامه صادرشده از سوی محمد شیری، رییس شعبه ۱۲۲ دادگاه کیفری دو شهرستان قم، علاوه بر احمدی، سهیل فقیه‌نصیری، امیرعلی پیرنیا، محمدامین طاهری، احسان غلامی، محسن لشگری، عبدالرضا بچاری، مجید محسنی‌مقدم و تهیمه منزوی نیز در این پرونده محکوم شده‌اند.

در این دادنامه، اتهام‌های مطرح‌شده علیه این افراد «جریحه‌دار کردن عفت عمومی از طریق قبح‌زدایی و هنجارشکنی قواعد عرفی و اخلاقی مبتنی بر ارزش‌های اسلامی و تظاهر به ترویج الگوهای غربی در فرهنگ ایرانی اسلامی به‌واسطه ساخت و انتشار کلیپ کنسرت فرضی کاروانسرا» و «تولید، ارسال، توزیع و انتشار آثار مستهجن و مبتذل به‌وسیله سیستم‌های رایانه‌ای و مخابراتی (تولید محتویات مبتذل از طریق سامانه‌های رایانه‌ای)» عنوان شده است.

دادگاه در شرح پرونده نوشته است این افراد در قالب یک گروه موسیقی در یک مجموعه گردشگری و فرهنگی در حوالی قم برنامه اجرا کرده‌اند و پرستو احمدی نیز به‌صورت تک‌خوانی و بدون «حجاب شرعی»، آواز خوانده است.

در متن حکم، انتخاب محل اجرا، حضور نوازندگان مرد، انتشار گسترده ویدیو در فضای مجازی و بازنشر آن در رسانه‌های خارج از کشور، از جمله عوامل انتساب اتهام ذکر شده است.

مسیح علی‌نژاد، فعال سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، در واکنش به این حکم در اینستاگرام خود نوشت از نگاه «ساختار سرکوب»، «عفت عمومی» نه با فقر، فساد و نابودی حقوق شهروندان، بلکه با طنین‌انداز شدن صدای زنی بدون حجاب اجباری جریحه‌دار می‌شود که در دل یک کاروانسرای تاریخی، «مرا ببوس» و «از خون جوانان وطن» می‌خواند.

او این حکم را «انتقام‌جویی آشکار» از زنی نامید که با صدایش «اقتدار پوشالی جمهوری اسلامی را به چالش کشید».

به گفته او، این شلاق «نه بر پیکر پرستو احمدی و همکارانش، بلکه بر پیکر هنر مستقل، آزادی بیان و حق نیمی از جمعیت این جامعه» فرود می‌آید.

این فعال سیاسی، احمدی را «ادامه‌دهنده راه قمرالملوک وزیری‌ها» خواند و نوشت زنان دهه‌هاست برای بدیهی‌ترین حق خود، یعنی «حق بودن، خواندن و نفس کشیدن در فضای عمومی»، می‌جنگند.

او افزود همان‌طور که تاریخ قمرالملوک وزیری را در آغوش کشید و حذف‌کنندگانش را به فراموشی سپرد، صدای پرستو نیز با هیچ حکمی خاموش نخواهد شد.

احمدی سوم دی ۱۴۰۳ به همراه وکلای خود به دادسرای ناحیه ۳۸ امنیت اخلاقی تهران مراجعه کرد و پس از تفهیم اتهام با قرار وثیقه سه میلیارد تومانی تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.

هم‌زمان گزارش‌هایی از آزادی موقت نوازندگان این اجرا پس از تودیع وثیقه‌های دو میلیارد تومانی منتشر شد.

دادگاه اکنون دفاعیات این شهروندان و وکلای آن‌ها، از جمله استناد به ماهیت هنری اثر، نبود قصد مجرمانه، یا مشخص نبودن نقش برخی افراد را نپذیرفته و تاکید کرده است که «هیچ فعالیت هنری یا فرهنگی‌ای، از رعایت قوانین آمره مصون نیست».

در این میان، حکم صادرشده برای غلامی، غیابی است و او از تاریخ ابلاغ واقعی، ۲۰ روز فرصت واخواهی دارد. رای صادرشده برای سایر افراد حضوری است و آن‌ها نیز ظرف ۲۰ روز امکان اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان قم را دارند.

«کنسرت کاروانسرا» یا «کنسرت فرضی» ۲۱ آذر ۱۴۰۳ در کاروانسرای تاریخی دیرگچین قم اجرا و سپس در یوتیوب منتشر شد.

در حالی که جمهوری اسلامی خواندن زنان را ممنوع و رعایت پوشش مدنظر خود را برای آن‌ها اجباری می‌داند، احمدی در این اجرا بدون حجاب اجباری ظاهر شد و همراه با گروهی از نوازندگان برنامه اجرا کرد.

این ویدیو با واکنش گسترده کاربران شبکه‌های اجتماعی و همچنین انتقاد مقام‌های جمهوری اسلامی روبه‌رو شد.

  • واکنش شهروندان به کنسرت پرستو احمدی: صدای «زن، زندگی، آزادی» است

    واکنش شهروندان به کنسرت پرستو احمدی: صدای «زن، زندگی، آزادی» است

این خواننده زن، در کنسرت کاروانسرا هفت قطعه «سر کوی دوست، عزیز جون، کمر باریک، مرا ببوس، لحظه دیدار نزدیک است، چه سازم و از خون جوانان» را در حدود ۲۷ دقیقه اجرا کرد.

در پی انتشار این اجرا، مقام‌های جمهوری اسلامی مجموعه تاریخی دیرگچین قم را پلمب کردند، مدیر این کاروانسرا را به دادگاه معرفی کردند و وزیر میراث فرهنگی و گردشگری، از برکناری مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری و مدیر صندوق احیای بناهای تاریخی استان قم به دلیل آنچه «سهل‌انگاری» خواند، خبر داد.

احمدی در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، در مهر ماه ۱۴۰۱ و در خرداد ۱۴۰۲ نیز قطعه‌هایی در ادای دین به خیزش شهروندان علیه جمهوری اسلامی منتشر کرد و پس از آن، با تشکیل پرونده قضایی مواجه شد.

کارزار کشف حقیقت جنایت ممسنی؛ مجروحانی که از ترس بازداشت در خانه درمان شدند

۲۸ خرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
کارزار کشف حقیقت جنایت ممسنی؛ مجروحانی که از ترس بازداشت در خانه درمان شدند
100%

اطلاعات رسیده به کارزار «کشف حقیقت» درباره جنایت‌های دی‌ماه در ممسنی حاکی است شمار زیادی از مجروحان به دلیل ترس از بازداشت در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی، در خانه‌ها یا مکان‌های مخفی، تحت درمان قرار گرفتند.

تعدادی از مجروحان، ماه‌ها پس از اعتراض‌ها همچنان با عوارض ناشی از اصابت گلوله جنگی و ساچمه دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

خانواده‌های کشته‌شدگان و مجروحان همچنان تحت فشار نهادهای امنیتی قرار دارند و همین فشارها، دستیابی به آمار دقیق قربانیان و انتشار نام آنان را دشوار کرده است.

ایران‌اینترنشنال تاکنون هویت و نحوه کشته شدن ۱۶ نفر را در جریان سرکوب اعتراضات ممسنی راستی‌آزمایی کرده است. در مجموع، نام ۲۱ نفر از شهروندان ممسنی که در اعتراضات دی‌ماه کشته شدند به ایران‌اینترنشنال رسیده؛ با این توضیح که پنج نفر از آنان در شهرهای دیگر کشته و سپس در ممسنی به خاک سپرده شدند.

بر اساس روایت‌های رسیده، به دلیل فشار بر خانواده‌ها، نسبت دادن برخی مرگ‌ها به خودکشی و خودداری شماری از خانواده‌ها از رسانه‌ای کردن نام عزیزانشان، آمار واقعی قربانیان می‌تواند بیش از مواردی باشد که تاکنون تایید شده است.

آغاز زودهنگام اعتراضات در ممسنی

نورآباد ممسنی پیش از فراخوان‌های سراسری ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، از نخستین شهرهایی بود که به اعتراضات پیوست.

تصاویر رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌داد جمعیت بزرگی از مردم در میدان اصلی شهر تجمع کرده و شعارهای ضدحکومتی سر دادند.

با گسترش خیزش سراسری، مردم نورآباد از عصر ۱۸ دی‌ماه بار دیگر به خیابان‌ها آمدند. بر اساس اطلاعات رسیده، معترضان از سه مسیر اصلی به سوی مرکز شهر و فلکه آموزش‌وپرورش حرکت کردند

مسیر نخست از خیابان حمام شهرداری و مصلی، مسیر دوم از بلوار هفت‌تیر و مسیر سوم از بلوار هجرت آغاز می‌شد.

هدف جمعیت در هر سه مسیر، رسیدن به فلکه آموزش‌وپرورش بود. نقطه‌ای که شماری از مهم‌ترین نهادهای حکومتی شهر، از جمله مقر سپاه پاسداران، دادگستری و کلانتری، در اطراف آن قرار دارند.

به گفته شاهدان، نیروهای حکومتی از نخستین لحظات تلاش کردند با شلیک گسترده گاز اشک‌آور مانع رسیدن مردم به مرکز شهر شوند.

یکی از شاهدان به ایران‌اینترنشنال گفت نیروهای امنیتی در فاصله‌های بسیار کوتاه به سوی جمعیت گاز اشک‌آور شلیک می‌کردند.

با وجود این، معترضان از چند مسیر پیشروی کردند و گروهی که از بلوار هجرت حرکت کرده بود، برای مدتی به مرکز شهر رسید.

نیروهای حکومتی از پشت‌بام دادگستری، کلانتری، بانک ملت و کوچه‌های منتهی به مقر سپاه پاسداران، مردم را هدف گلوله‌های ساچمه‌ای و جنگی قرار دادند.

یکی از شاهدان گفت تنها در جمعیت حاضر در بلوار هجرت، دست‌کم شش مجروح با جراحات جدی دیده است.

به گفته او، چهار نفر از ناحیه پا و دو نفر از ناحیه شکم و اندام تناسلی هدف گلوله قرار گرفته بودند.

هم‌زمان، صدای ممتد شلیک سلاح‌های جنگی از دو مسیر دیگر نیز شنیده می‌شد.

بر اساس یکی از روایت‌ها، در محدوده مصلی و مسیر منتهی به فلکه آموزش‌وپرورش، «یکی از نیروهای امنیتی به دست معترضان افتاد و کشته شد». پس از این اتفاق، نیروهای حکومتی شدت تیراندازی را افزایش دادند و جمعیت حاضر در این مسیر را به رگبار بستند.

شاهدان فضای شهر را در آن شب به میدان جنگ تشبیه کرده‌اند. بر اساس این روایت‌ها، از کودکان و نوجوانان تا سالمندان در خیابان حضور داشتند و نیروهای امنیتی بدون توجه به سن معترضان، به سوی جمعیت تیراندازی می‌کردند.

نخستین کشته‌های آن شب در مسیرهای بلوار هفت‌تیر و خیابان حمام شهرداری به سوی فلکه آموزش‌وپرورش ثبت شدند. دو مسیری که شدت درگیری و تیراندازی در آن‌ها بیشتر بود.

  • نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

    نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

کشتار مقابل دادگستری نورآباد

صبح روز بعد، علی احمدی، معلم بازنشسته، در بهشت زهرای ممسنی در سخنانی از لزوم پاسخگویی عاملان سرکوب و خونریزی سخن گفت.

پس از این مراسم، جمعیت به سوی مرکز شهر و فلکه آموزش‌وپرورش حرکت کرد و در ادامه، وارد محدوده دادگستری نورآباد شد.

بر اساس روایت‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، ساختمان دادگستری در حوالی غروب به آتش کشیده شد. پس از آن، نیروهای مسلح لباس‌شخصی با خودروهای پژو ۴۰۵ از سمت کلانتری وارد محدوده شدند و از چند جهت به سوی جمعیت تیراندازی کردند.

یکی از شاهدان صحنه تیراندازی را شبیه عملیات نظامی و حمله تروریستی توصیف کرد و گفت شمار زیادی از معترضان در همین مرحله کشته یا به‌شدت مجروح شدند.

100%

مجروحانی که از درمان محروم ماندند

اطلاعات رسیده به کارزار کشف حقیقت ممسنی نشان می‌دهد بسیاری از مجروحان اعتراضات به دلیل احتمال بازداشت، به بیمارستان مراجعه نکردند و در خانه یا مکان‌های مخفی درمان شدند.

یک نوجوان ۱۴ ساله اهل ممسنی که در اعتراضات ۱۸ دی‌ماه با گلوله جنگی از ناحیه پا مجروح شد، با وجود انجام دو عمل جراحی، همچنان قادر به راه رفتن نیست.

یکی دیگر از مجروحان که ۱۹ دی‌ماه با گلوله ساچمه‌ای هدف قرار گرفت، برای فرار از نیروهای امنیتی چند ساعت زیر پل فهلیان پناه گرفت. محرومیت او از درمان فوری و باقی ماندن طولانی‌مدت جراحت‌ها بدون رسیدگی پزشکی، به عفونت شدید پای او منجر شد.

به گفته منابع ایران‌اینترنشنال، شمار مجروحانی که آثار گلوله و ساچمه همچنان بر بدنشان باقی مانده، قابل توجه است: «با این حال، ترس از شناسایی و بازداشت باعث شده بسیاری از آنان حاضر به انتشار نام، تصویر یا پرونده پزشکی خود نباشند.»

گزارش‌ها همچنین از ادامه بازداشت‌ها، احضار شهروندان و حضور گسترده نیروهای امنیتی در نورآباد حکایت دارند.

خانواده‌های کشته‌شدگان و مجروحان نیز تحت فشار قرار گرفته‌اند تا درباره چگونگی سرکوب و شمار قربانیان، با رسانه‌ها گفت‌وگو نکنند.

کارزار کشف حقیقت ممسنی در تلاش است با جمع‌آوری شهادت شاهدان، تصاویر، اسناد پزشکی و اطلاعات خانواده‌ها، ابعاد سرکوب اعتراضات در این شهرستان و هویت تمامی کشته‌شدگان و مجروحان را روشن کند.

حسین قاضیان: در یک حال استمراری بی‌پایان گیر کرده‌ایم

۲۸ خرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۱۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
سبا حیدرخانی
حسین قاضیان: در یک حال استمراری بی‌پایان گیر کرده‌ایم
100%
حسین قاضیان، جامعه‌شناس

حسین قاضیان از جمله جامعه‌شناسانی است که تحولات ایران را در سال‌های گذشته به دقت زیر نظر داشته. او در گفت‌وگویی با ایران‌اینترنشنال، به پیامدهای بلندمدت و حتی نسلی احساس تعلیق و بلاتکلیفی پرداخته و از راه‌هایی می‌گوید که شهروندان برای تاب‌آوری و بقا در پیش گرفته‌اند.

ایران در یک سال گذشته دچار تحولاتی کم‌سابقه بوده. از جنگ ۱۲ روزه گرفته تا اعتراضات و سرکوب خونین و کشتار بی‌سابقه در دی‌ماه و جنگی دیگر، که ساختار سیاسی حکومت ایران را تغییر داد.

این رویدادها فضایی مبهم را در زندگی و ذهن مردم ایجاد کرده‌اند. آن‌ها با وضعیتی بلاتکلیف و پرسش‌هایی درباره آینده ایران و سرنوشت نظام جمهوری اسلامی مواجه‌ هستند.

قاضیان در گفت‌وگوی پیش رو، به این مساله پرداخته است.

  • بعد از جنگ ۱۲ روزه که خیلی‌ها انتظار وقوعش را نداشتند، تا اعتراضات دی‌ماه و بعد جنگی که به آتش‌بس و اکنون به توافقی با سرنوشتی نامعلوم تبدیل شده، بسیاری احساس بلاتکلیفی می‌کنند. آیا می‌توان وضعیت کنونی را نوعی «تعلیق اجتماعی» نامید؟

- بله. به یک معنی زندگی عمومی پادرهواست، معلق است و بلاتکلیف. این تعلیق اجتماعی و سیاسی سال‌های سال است که ادامه دارد. مردم نمی‌دانند بالاخره چه زمانی زندگی از این تب و تاب و نوسان هر روزی خلاص می‌شود و می‌شود که آرام و قراری گرفت. و اگر ثباتی در کار نیست، بالاخره اوضاع تغییر می‌کند یا نه، و اساسا تغییر به سمت مثبت است یا منفی؟ امیدوار باشیم یا نگران؟ «اینا» می‌روند یا می‌مانند؟ این‌ها به کنار، در زندگی روزمره چه کنیم؟ برویم، بمانیم، بخریم، بفروشیم، چه کار کنیم و چه نکنیم؟ کما اینکه می‌بینید مردم مدام منتظرند و دست نگه داشته‌اند تا ببینند «بالاخره چی می‌شه».

این وضعیتِ تعلیق، ما را در یک زمانِ حالِ استمراریِ بی‌پایان فرو برده است. گویی گذشته و آینده وجود ندارند و فقط زمان حال است که ادامه و استمرار پیدا می‌کند. امروز، امتداد دیروز است و فردا امتداد امروز. تنها چیزی که جریان دارد، امروز است. زمان حال است. چون حال، مثل گذشته است، و آینده محتملا مثل امروز خواهد بود. زمان‌ها هم همه بلاتکلیف‌اند. دیروز در تردید که آیا می‌شود زمانش را رها کند و گذر کند به امروز؟ و امروز خودش در بلاتکلیفی که کی می‌تواند به فردا برسد. عبوری در کار نیست، صرفا تعویض تعلیقی است با تعلیق دیگر. انگار هر چیزی می‌تواند عوض بشود، حتی زمان تقویمی می‌تواند بگذرد، اما زمانِ زندگیِ ما معلق است میان زمان گذشته و آینده و در این حال بی‌فرجام، گیر کرده است.

100%
  • به نظر می‌رسد این حس تعلیق به دلیل محتمل بودن یک «انقلاب» یا تغییر اساسی ساختار سیاسی ایران، تشدید شده است. فکر می‌کنید این بحران مقطعی است؟

- بحران موضوعِ وضعیتی شدید و وخیم و فوری است که به سرعت رخ می‌دهد و به همان سرعت باید به آن واکنش نشان داد؛ ولی وقتی بحرانی برای مدت‌های طولانی ادامه‌دار شود، تبدیل می‌شود به «بحران مزمن». هرچند «بحرانِ مزمن» عبارتی پارادوکسیکال است، ولی اگر بخواهیم از تعبیر مناسبی برای این پدیده استفاده کنیم همین عبارت می‌تواند آن را به خوبی توصیف کند. یعنی در عمل با پدیده‌ای مواجهیم که به اندازه «بحران» خطرناک است اما نه به تازگی ایجاد شده و نه به سرعت در برابرش واکنشی نشان داده شده.

در واقع سال‌هاست که ما با «بحرانِ مزمنِ» تعلیق روبه‌روییم و شهروندان نمی‌دانند با چه شرایطی روبه‌رو خواهند شد. حکومت و ساختار سیاسی کنونی ماندنی است یا رفتنی، زندگی خود شهروندان چه وضعیتی پیدا می‌کند، جنگ می‌شود، زنده می‌مانند، «مرده می‌مانند»، به زندگی عادی برمی‌گردند؟ عبارت «حالا بذار ببینیم چی می‌شه» که ورد زبان شده، به خوبی وضعیت تعلیق کنونی را بیان می‌کند.

این وضعیت مربوط به امروز و دیروز هم نمی‌شود. ما از اواسط دهه ۷۰ وارد این موقعیت شدیم. از دوره‌ای که شورش‌های شهری پیش آمد. از آن دوره تا دی‌ماه ۱۴۰۴ ما به تناوب شاهد ناآرامی‌های سیاسی بوده‌ایم که حاکی از نارضایتی مردم از جمهوری اسلامی و نوع حکمرانی آن است. حکومت در بسته‌ امکان‌ها و پشنهادهایش، گزینه‌ای برای حل این نارضایتی ندارد. راه‌هایی که حکومت پیشنهاد می‌دهد در حد انتخابات فیلتر شده و بی‌فایده است. انتخاباتی که در عمل برای تقسیم منافع میان مدافعان حکومت است نه سازوکاری برای حل و فصل علل نارضایتی‌ها. کانون اصلی قدرت در نظام سیاسی هم که در دست رهبر بوده تمایلی برای تغییر از بالا نداشته است. تلاش برای ایجاد تغییر از پایین یا استفاده از نیروهای خارجی هم تاکنون بی‌نتیجه بوده.

یعنی همه راه‌ها تا این لحظه به بن‌بست انجامیده است.

  • بیش از دو دهه مذاکره، همراه با تحریم و جنگ؛ مسیر پیچ‌ در پیچ پرونده هسته‌ای تهران

    بیش از دو دهه مذاکره، همراه با تحریم و جنگ؛ مسیر پیچ‌ در پیچ پرونده هسته‌ای تهران

  • منشا اصلی این وضعیت تعلیق کجاست؟

- به‌طور خلاصه: بی‌تصمیمی حکومت در مورد موضوعات بسیار مهم.

در تمام این سال‌ها در هیچ یک از موضوعات مهم، حکومت تصمیم قطعی نگرفته: مثلا بالاخره می‌خواهند بمب اتمی بسازند یا از آن دست برمی‌دارند؟ می‌خواهند صلح کنند یا می‌‌خواهند بجنگند؟ بالاخره می‌خواهند از حجاب اجباری دست بردارند یا کماکان می‌خواهند حجاب را اجباری نگه دارند؟ می‌خواهند با نظم موجود جهان آشتی کنند یا کماکان درصدد از بین بردن آن هستند و ....

برای خروج از این وضعیتِ بلاتکلیفی، در وهله اول حکومت خودش باید تصمیمات بزرگ و مهمی بگیرد. اما رهبر دوم جمهوری اسلامی نشان داد شجاعت و درایت کافی را برای گرفتن تصمیمات بزرگ ندارد. وضعیت رهبری کنونی و آرایش قدرت هم در حال حاضر مبهم است و ساختار سیاسی مشخصی برای تصمیمات بزرگ وجود ندارد. در نتیجه همان طور که در تمام این سال‌ها زندگی اسیر و دستخوش این بی‌تصمیمی‌ها بوده، الان هم این وضعت تا آینده‌ای غیرقابل پیش‌بینی ادامه خواهد داشت.

با این اوصاف مشخص است که زندگی خصلتی کوتاه مدت پیدا می‌کند. این شوخی مردم در مورد قیمت ارز که آیا «الان رو می‌گی یا الان رو» به خوبی بیانگر این زندگی لحظه‌ای است. زندگی‌ای که می‌تواند در مدت کوتاهی از این رو به آن رو شود: شب خوابیده‌اید و صبحش جنگ می‌شود و شبی دیگر که خوابیده‌اید فردایش جنگ متوقف می‌شود، بدون آن که صلحی باشد. پس با این حساب باید محکم بنشینیم که داریم پرتاب می‌شویم به دور بعدی بلاتکلیفی.

  • مصادره ایران؛ چگونه جنگ ۱۲ روزه به سیاست حصارکشی تبدیل شد؟

    مصادره ایران؛ چگونه جنگ ۱۲ روزه به سیاست حصارکشی تبدیل شد؟

  • این تعلیق بلندمدت روی فرسایش طبقه متوسط چه تاثیری می‌گذارد و آیا به‌طور مثال منجر به رشد مهاجرت می‌شود؟

- شیب مهاجرت به چند عامل وابسته است. نخست عواملی که فرد را از مبدا (یعنی کشوری که در آن زندگی‌ می‌کند) فراری می‌دهد و وادار به مهاجرت می‌کند. یعنی عوامل راننده و دافعه از مبدا.

دسته دوم جاذبه‌های مقصد، یعنی عوامل دعوت‌کننده به کشور یا کشورهایی است که فرد می‌خواهد یا قرار است به آن مهاجرت کند.

تحقیقاتی که تاکنون در ایران درباره مهاجرت انجام شده، نشان می‌دهند عوامل دافعه مبدا، بیش از عوامل جاذبه مقصد در تصمیم‌گیری برای مهاجرت نقش داشته‌اند.

اگر این فرض را بپذیریم و با مجموعه شواهد و آمار و ارقامی که در دست داریم متوجه باشیم که در این سال‌ها عوامل دافعه مبدا روز به روز رو به رشد بوده‌اند، بنابراین به شکل منطقی باید انتظار داشته باشیم که نرخ مهاجرت هم افزایش یابد.

اما این افزایش با چند محدودیت مواجه است: یکی آماری و تکنیکی و دیگری سیاسی-اداری.

مطابق برخی از آمارها، ۸۴ درصد مردم ایران به اندازه‌‌های متفاوتی مایل به مهاجرت هستند. این مقدار به پیک و اوج خود رسیده. بنابراین انتظار اینکه مقدار مطلقِ میل به مهاجرت خیلی بیش از این رشد کند، از نظر آماری قابل انتظار نیست.

عامل مهم دیگر این است که مهاجرت به کشورهای مقصد با مشکلات اداری و سیاسی روبه‌رو شده و پذیرش مهاجر به «راحتیِ سختِ» گذشته نیست. از این گذشته، با کاهش ارزش پول ملی، توانایی مالی برای مهاجرت هم کمتر شده است. در نتیجه، با وجود این که عوامل دافعه مبدا سر جای خود هست، و رو به افزایش بوده، اما راه ورود به کشور مقصد فعلا از تنگه هرمز هم تنگ‌تر شده است.

  • جامعه چقدر می‌تواند در وضعیت تعلیق طولانی‌مدت دوام بیاورد؟

- معیاری برای «چقدر» نداریم. این وضعیت می‌تواند تا ابد ادامه پیدا کند، و می‌تواند با سرعتی غیرمنتظره کاهش پیدا کند.

جامعه‌ها می‌توانند فرو بروند، تباه و فاسد و منحط شوند و این روند هر روز ادامه یابد. وقتی به تاریخ نگاه می‌کنیم،‌ می‌بینیم تمدن‌هایی که از بین رفته‌اند، عمدتا به مرور تباه شده‌اند. بنابراین، این وضعیت می‌تواند برای سال‌های طولانی دوام داشته باشد. همان‌طور که نمونه‌های دیگر آن را در جهان می‌توان دید. مثلا زیمباوه قبل از ما دچار این تورم طولانی شد و هنوز وضعیت وخیمش بیش و کم ادامه دارد.

کشورهای زیادی بوده‌اند که برای مدتی طولانی در وضعیت تباهی و سقوط سیر کرده‌اند. بنابراین این روند الزاما به صورت خود به خودی در جایی تمام نمی‌شود. در نتیجه، آدم‌ها دیر یا زود راهی برای بقا در شرایطی که نمی‌توانند آن را تغییر دهند پیدا می‌کنند. ایرانی‌ها هم مانند بقیه وقتی نمی‌توانند وضعیت را تغییر دهند، یک طوری با آن سر خواهند کرد.

100%
  • در طول سال‌های اخیر، واکنش‌هایی هم به این احساس تعلیق شکل گرفته. این رفتارها را چطور ارزیابی می‌کنید؟

- همان‌طور که گفتم، آدم‌ها در نهایت راه‌هایی برای دوام آوردن پیدا می‌کنند. مثلا با توجه به وضعیت بد اقتصادی، وقتی ایران‌خودرو پیش‌فروش خودرو گذاشت، مردم چند هزار میلیارد تومان پول گذاشتند. چون می‌دانند اگر پول را در این راه یا خرید سکه و ارز نگذارند ارزشش از بین می‌رود. یک و دو میلیون تومان‌هایشان را روی هم جمع می‌کنند تا راهی برای بقا پیدا کنند.

برخی در حالات کاملا بحرانی (مثل جنگ کوتاه مدت) با دیگران همدلی می‌کنند: چک بدهکار را به اجرا نمی‌گذارند، می‌پذیرند که اجاره خانه یا محل کسب را دیرتر بگیرند یا به دیگران کمک‌هایی بکنند.

از طرف دیگر، در این موقعیت چون منابع کمتر می‌شود و ‌رقابت بر سر آن افزایش می‌یابد، تخلف، جرم و حتی بی‌رحمی هم زیاد می‌شود.

این را در افزایش جرایم خشن یا پیوستن آدم‌های عادی به جرگه خلافکاران می‌توان دید.

زنی معمولی که با چادر رفته مغازه، برنج را زیر چادرش می‌زند، دزد نبوده، دزد شده. یا شهروند عادی که درپوش آهنی فاضلاب و تابلوی راهنمایی و رانندگی را از خیابان می‌دزدد، جز این راهی برای بقا پیدا نکرده.

بنابراین شهروندان راه بقا را پیدا می‌کنند، هرچند که این راه‌ها از نظر بقیه لزوما راهی معقول و پذیرفته نباشد، اما قابل فهم است. چون ما هم در شرایط معمول و پذیرفته‌ای زندگی نمی‌کنیم. برای همین جامعه در همه ابعاد خود دچار درماندگی می‌شود. آن ‌هم جامعه‌ای که غیر از نداری، درگیر نابرابری هم هست. عده‌ای پولشان به اصطلاح چنان از پارو بالا می‌رود که در کانادای برفی هم از عهده پارو کردنش برنمی‌آیند و عده‌ای هم ناچار باید دسته پارو را بدزدند یا کابل برق محله را.

  • این ماجرا، پیامد نسلی هم دارد؟

- بله، چون وضع نداری و نابرابری جلوی تحرک طبقاتی را هم می‌گیرد؛ به‌ویژه و بیشتر در گروه‌های درآمدی فوق‌العاده پایین. چون عاملی که امکان تحرک طبقاتی را در جامعه به‌طور معمول افزایش می‌داده این بوده که آدم‌ها بتوانند از طریق تحصیلات شغل پیدا کنند، موفقیت شغلی داشته باشند، درآمد و ثروتشان را بالا ببرند و به طبقه بالاتری بروند. اما اگر این راه بسته باشد چه؟ در چنین وضعیتِ نداری و نابرابری، به چند مشکل برمی‌خوریم:

اولین مورد فقر مطلق است. خانواده‌های زیادی در ایران اکنون دچار فقر مطلق‌اند و تعدادشان در حال افزایش. یعنی مقدار کالری مورد نیاز روزانه‌شان را هم نمی‌توانند تامین کنند.

با تورم روزافزون مواد غذایی، و در کنار آن گسترش بیکاری، اولین نتایج آن روی کودکان ظاهر می‌شود که رشد مغزی ابتدایی را در سنین اولیه به دست نمی‌آورند.

نتیجه بعدی این است که موفقیت تحصیلی کم‌تری به دست می‌آورند و امکان رسیدن به شغلی مناسب و درآمدزا را از دست می‌دهند. بنابراین به شکل نسلی، در همان طبقه‌ای که به دنیا آمده‌اند، باقی می‌مانند.

به عبارتی، موقعیت طبقاتی‌شان منجمد می‌شود و تحرک طبقاتی‌شان کاهش می‌یابد. و چون در سوی مقابل، بخشی از جامعه به وفور دارد می‌کَنَد و می‌بَرَد، نابرابری هم افزایش می‌یابد.

این اتفاقی است که در جامعه ما رخ داده. هم نابرابری و هم فقر مطلق افزایش یافته و افزایش هم خواهد یافت.

100%
  • علاوه بر راه‌های تاب‌آوری و بقا و با وجود این چشم‌انداز تیره، مخاطبان ایران‌اینترنشنال بارها در پیام‌هایشان بر این امر تاکید کرده‌اند که قرار نیست با این وضعیت سر کنند و تاکید دارند با «فراخوان نهایی» قرار است به خیابان بروند و خودشان جمهوری اسلامی را سرنگون کنند.

- این یکی از دلایل توضیح این موضوع است که چرا با وجود دو جنگ نزدیک به هم و افزایش عامل‌های نارضایتی در مبدا که به آن اشاره کردم، مردم برای مهاجرت پشت مرزها صف نکشیدند. چیزی که از ترکیه و اتحادیه اروپا تا بسیاری از ناظران، پیش‌بینی‌ می‌کردند. شاید بسیاری از این مردم ناراضی، در دل امید به تغییر داشتند. بار اول با وقوع جنگ ۱۲ روزه، سپس با اعتراضات دی‌ماه و در نهایت با جنگ ۴۰ روزه.

این امیدها تا این لحظه کامیاب نشده، اما بعید است که آروزی تغییر و بهبود از دل کسی بیرون رفته باشد.

نیکی هیلی: تفاهم‌نامه با ایران بازسازی تهدیدی است که آمریکا در جنگ آن را هدف قرار داده بود

۲۸ خرداد ۱۴۰۵، ۰۵:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)
نیکی هیلی: تفاهم‌نامه با ایران بازسازی تهدیدی است که آمریکا در جنگ آن را هدف قرار داده بود
100%

نیکی هیلی، سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل در دولت اول ترامپ، با انتقاد از تفاهم‌نامه میان آمریکا و جمهوری اسلامی، آن را «اشتباهی بزرگ» توصیف کرد و گفت این توافق به معنای پرداخت پول برای بازسازی تهدیدی است که آمریکا در جنگ آن را هدف قرار داده بود.

نیکی هیلی در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «این یک اشتباه بزرگ است که برای بازسازی تهدیدی که تازه نابود کرده‌ایم پول پرداخت کنیم.»

هیلی گفت: «حمله به تاسیسات هسته‌ای و موشکی حکومت ایران اقدام درستی بود. این حکومت شعار مرگ بر آمریکا سر می‌دهد، نیروهای ما را می‌کشد و تلاش کرده است آمریکایی‌ها را در خاک آمریکا ترور کند.»

او افزود: «اکنون قرار است میلیاردها دلار آزاد شود و تحریم‌ها برداشته شوند، با این وعده که پول بیشتری هم در راه باشد.» هیلی نوشت جمهوری اسلامی این منابع را مانند گذشته صرف برنامه هسته‌ای و حمایت از گروه‌های نیابتی خواهد کرد.

پیش‌تر نیز مایک پنس، معاون پیشین دونالد ترامپ، تفاهم‌نامه میان آمریکا و جمهوری اسلامی را «مماشات» با تهران توصیف کرده بود.

ترامپ و پزشکیان تفاهم‌نامه پایان جنگ بین دو کشور را امضا کردند

۲۸ خرداد ۱۴۰۵، ۰۰:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)
ترامپ و پزشکیان تفاهم‌نامه پایان جنگ بین دو کشور را امضا کردند
100%

دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا، و مسعود پزشکیان، رییس‌جمهور ایران، چهارشنبه شب تفاهم‌نامه‌ پایان جنگ میان دو کشور را امضا کردند. یک مقام کاخ سفید اعلام کرد ترامپ این تفاهم‌نامه را در جریان ضیافت شام با امانوئل مکرون، رییس‌جمهوری فرانسه، در کاخ ورسای امضا کرد.

به گفته این مقام، ترامپ این سند را در جریان ضیافت شام با امانوئل مکرون، رییس‌جمهوری فرانسه، در کاخ ورسای امضا کرد. همچنین تصویری از توافق برای مقام‌های ایرانی و کشورهای میانجی ارسال شده است.

رسانه‌های دولتی ایران نیز بامداد پنج‌شنبه به نقل از اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، گزارش دادند که متن توافق میان ایالات متحده و ایران را روسای جمهور دو کشور امضا کرده‌اند.

پزشکیان در شبکه اجتماعی ایکس با انتشار سند امضا شده تفاهم نوشت: صلح در سایه احترام متقابل تحقق خواهد یافت و جمهوری اسلامی به صلح جهانی پایبند است.

محمد اسحاق‌دار، وزیر خارجه پاکستان، هم پنجشنبه ۲۸ خرداد با انتشار تصویری اعلام کرد محمد شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، به عنوان میانجی، این یادداشت تفاهم را امضا کرده است.

این سند پیش‌تر روز یکشنبه به‌صورت دیجیتالی توسط جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهور امریکا، و محمدباقر قالیباف، مذاکره‌کننده ارشد ایران، امضا شده بود و ترامپ نیز بر این روند نظارت داشت.

رویترز گزارش داد با اجرایی شدن توافق میان دو کشور برای پایان جنگ، مراسم اصلی امضای توافق که قرار بود در ژنو برگزار شود، لغو شده است، اما اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، چهارشنبه اعلام کرد که با وجود لغو مراسم رسمی امضا، برنامه سفر تیم‌های مذاکره‌کننده به ژنو همچنان برقرار است.

در همین حال، سی‌ان‌ان به نقل از یک منبع اسرائیلی گزارش داد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در تلاش است بر توافق نهایی با جمهوری اسلامی تاثیر بگذارد و برای اعمال فشار بر ترامپ، از چهره‌های راست‌گرا و سناتورهای همسو استفاده کند.

سی‌ان‌ان نوشت که نتانیاهو روی سناتورهای حامی اسرائیل برای متقاعد کردن ترامپ حساب می‌کند اما برخی از این افراد مانند لیندزی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه، که پیش‌تر خواهان حملات بیشتر به ایران بود، موضع خود را تغییر داده‌اند.

در مقابل، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در گفت‌وگوی تلفنی با وزیر امور خارجه قبرس گفت امیدوار است امضای این تفاهم‌نامه سرآغاز فصلی تازه در تعاملات جمهوری اسلامی با سایر کشورهای جهان و گسترش همکاری‌های اقتصادی باشد.