لیلا آفرین، زندانی سیاسی مبتلا به تومور مغزی، با وجود خطر فلجشدن از درمان محروم مانده است
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، لیلا آفرین، زندانی سیاسی که همراه با خواهرش مریم آفرین از ششماه پیش در بند زنان زندان اوین بهسر میبرد، با وجود ابتلا به تومور مغزی، بیماریهای شدید مفصلی و خطر فلج شدن، همچنان از رسیدگی تخصصی پزشکی و درمان مناسب محروم مانده است.
یک منبع آگاه از وضعیت آفرین به ایراناینترنشنال گفت وضعیت جسمی این زندانی ۳۳ ساله بهشدت وخیم شده و او از دردهای شدید مفصلی، لرزشهای مداوم و اختلال در حرکت دستها و پا رنج میبرد.
این منبع آگاه تاکید کرد که آفرین در بسیاری از مواقع تنها با تکیه بر دیوارها و نردههای بند قادر به راه رفتن است و خطر از دست دادن توان حرکتی و فلج شدن جدی است.
به گفته این منبع، پزشک زندان پیشتر بر ضرورت رسیدگی فوری پزشکی به وضعیت این زندانی تاکید کرده بود. اوایل خرداد و پس از اعتراض خانواده و همبندیانش، آفرین به بیمارستان «شهدای تجریش» اعزام شد اما بدون انجام آزمایشهای تخصصی و اقدامات درمانی مورد نیاز به زندان بازگردانده شد.
با وجود ثبت و موجود بودن پرونده پزشکی او در مراجع قضایی و زندان، درخواستهای مکرر برای مرخصی درمانی تاکنون بینتیجه مانده است. همچنین با وجود آنکه زمان استفاده این زندانی از آزادی مشروط فرا رسیده است، پوریا نیری، دادیار ناظر بر زندان، با درخواست آزادی مشروط او مخالفت کرده است.
لیلا آفرین و خواهرش مریم آفرین پیشتر از سوی دادگاه انقلاب تهران در پروندهای با اتهامات سیاسی، هر یک به یک سال حبس محکوم شدند. این دو خواهر ۱۹ آذر ۱۴۰۴ برای اجرای حکم به بند زنان زندان اوین منتقل شدند و اکنون دوران محکومیت خود را سپری میکنند.
پرونده لیلا آفرین در حالی مطرح میشود که در ماههای اخیر گزارشهای دیگری نیز درباره پیامدهای محرومیت درمانی زندانیان در ایران منتشر شده است. فعالان حقوق بشر هشدار میدهند که جمهوری اسلامی از محروم کردن زندانیان سیاسی از درمان بهعنوان ابزاری برای حذف سازمانیافته و تدریجی مخالفانش استفاده میکند.
ایراناینترنشنال دوم خرداد گزارش داد اکبر محمدی، شهروند ۴۰ ساله اهل اصفهان، پس از بازداشت و در پی محروم ماندن از رسیدگی پزشکی در زندان دستگرد اصفهان جان باخت.
منابع آگاه گفته بودند او و برادرش پس از بازداشت در شرایط نامناسب زندان بیمار شدند و با وجود نیاز به درمان، از دسترسی کافی به خدمات پزشکی محروم ماندند.
در سالهای اخیر، گزارشهای متعددی درباره محرومیت زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران از رسیدگی پزشکی، اعزام به مراکز درمانی و دسترسی به درمان تخصصی منتشر شده است؛ وضعیتی که نهادهای حقوق بشری آن را از مصادیق نقض حق سلامت و فشار مضاعف بر زندانیان میدانند.
در هفتههای گذشته نیز گزارشهایی درباره محرومیت شماری از زندانیان سیاسی و عقیدتی از درمان منتشر شده است؛ از جمله درباره مطلب احمدیان، آرشام رضایی، حمیرا شریفی، نهاله شهیدی یزدی، زینب جلالیان، آزاده یعقوبی، سارا سپهری و محشر پرندین.
محرومیت از درمان در زندانهای جمهوری اسلامی بارها به ابزاری برای فرسودن زندانیان سیاسی، عقیدتی و مدنی تبدیل شده است؛ ابزاری که گاه جان زندانی را میگیرد و گاه او را با آسیبهای جبرانناپذیر رها میکند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.