محسن رضایی به اسپوتنیک گفت: تنگه هرمز مال ما و عمان است و هیچ کشور دیگری را در این تنگه دخالت نمیدهیم.
او افزود: هر کشوری بخواهد دخالت کند، باعث ناراحتی تمام جهان میشود چون حتی اروپاییها هم حاضر نیستند آمریکا در ترتیبات آینده تنگه هرمز دخالت کنند، چه برسد به روسیه و چین.
ویدیوها از مشاهده انفجار و دود یا اصابت موشک که شهروندان مکان آنها را کوههای نجفآباد، ویلاشهر، خمینیشهر یا همایونشهر توصیف میکنند، عمدتا مربوط به یکی از مهمترین پایگاههای موشکی سپاه پاسداران به نام «احمد کاظمی» است.
این تاسیسات در پنج کیلومتری غرب خمینیشهر، یکونیم کیلومتری شمال ویلاشهر و هفت کیلومتری شمال شرقی نجفآباد واقع شده است.
مجتمعی با نام رسمی احمد کاظمی که اشاره به فرمانده سابق نیروی هوایی سپاه پاسداران دارد، حدودا به مساحت دو کیلومتر مربع، یک مجموعه تولید، مونتاژ و ذخیرهسازی موشکهای راهبردی سپاه پاسداران است که معمولا در رسانههای رسمی برای آن از عنوان «شهر موشکی» استفاده میشود.
مجموعه ۱۲ دهانه تونل در این مجموعه از روی تصاویر هوایی قابل مشاهده است.
گزارش شده است ظرفیت ذخیرهسازی این مجموعه تا دو هزار فروند موشک است؛ اگرچه این «ظرفیت مجموعه» است و پس از دو جنگ، مشخص نیست واقعا چه تعداد موشک در آن باقی مانده است.
در جای جای مجموعه، خاکریزهای آماده بهمنظور استقرار لانچر و فریمهای حمل موشک قابل مشاهده است.
مقایسه تصاویر قبل (تیر ۱۴۰۳) و پس از جنگ ۱۲ روزه (آذر ۱۴۰۴)، نشان میدهد در آن درگیریها بخشهای زیادی از این پایگاه تخریب شده است.
در جریان درگیریهای یکشنبه شب و صبح دوشنبه ۱۸ خرداد، هم شلیک موشک از این ناحیه گزارش شده است، هم انفجار در آن در پی حملات اسرائیل.
(برای مقایسه تصاویر زیر، نشانگر را از راست به چپ یا از چپ به راست حرکت دهید)
بعد
قبل
Drag to compare
سازمان ابتکار تهدید هستهای (انتیآی)، این مجتمع را بزرگترین مرکز مونتاژ و تولید موشک نامیده است.
مجتمع احمد کاظمی در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی با کمک کره شمالی و چین ساخته شد و در آن، سوختهای جامد و مایع، قطعات موشکی و همچنین موشکهای شهاب و موشکهای چینی موسوم به کرم ابریشم و کلاس ام، مونتاژ و تولید میشوند.
(برای مقایسه تصاویر زیر، نشانگر را از راست به چپ یا از چپ به راست حرکت دهید)
بعد
قبل
Drag to compare
آثار خرابیها پس از جنگ ۱۲ روزه بر اساس تصاویر هوایی تا حدی روشن شده است.
در جریان جنگ ۱۲ روزه و جنگ دوم (جنگ ۴۰ روزه)، بارها وقوع انفجار شدید در این منطقه گزارش شد.
در جریان جنگ دوم، گزارشهای متعددی از حملات به این پایگاه منتشر شد که از جمله این گزارشها میتوان به موارد ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ و هفتم فروردین ۱۴۰۵ اشاره کرد.
موج جدید حملات متقابل جمهوری اسلامی و اسرائیل با واکنش گسترده شهروندان مواجه شده است. خشم از اولویت یافتن حزبالله بر منافع ایرانیان، نگرانی از قطع دوباره اینترنت، خستگی از جنگ و پیامدهایش و امیدواری به سقوط جمهوری اسلامی، محور پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال است.
جمهوری اسلامی شامگاه یکشنبه ۱۷ خرداد در پاسخ به آنچه «نقض آتشبس در لبنان» خواند، به اسرائیل حمله کرد.
ارتش اسرائیل ۱۶ خرداد اعلام کرد در طول آخر هفته «حدود ۱۵۰ زیرساخت سازمان تروریستی حزبالله» را در جنوب لبنان هدف حمله قرار داده است. ساعاتی پیش از حمله تهران، اسرائیل بار دیگر مواضع این گروه نیابتی جمهوری اسلامی را در ضاحیه بیروت هدف قرار داد.
در واکنش به این حملات و با وجود درخواست دونالد ترامپ، اسرائیل صبح دوشنبه ۱۸ خرداد به پتروشیمی کارون حمله کرد. ظهر دوشنبه نیز گزارشهایی از هدف قرار گرفتن نقاطی در تهران منتشر شد.
مسئولیت مطلق جمهوری اسلامی در آغاز دوباره جنگ
مرور دهها پیام ارسالی از شهرهای مختلف ایران نشان میدهد مخاطبان، جمهوری اسلامی را مسئول آغاز این دور از تنشها میدانند و معتقدند هزینه تصمیمهای حکومت بار دیگر بر دوش مردم عادی گذاشته شده است.
مخاطبی از مشهد نوشت: «اینها خودشان مقصرند و جنگ را آغاز کردند تا بعدا بهانهتراشی کنند.»
شهروندی دیگر نیز گفت جمهوری اسلامی به پایان خود نزدیک شده است و سپاه پاسداران با این اقدامات، روند نابودی آن را تسریع میکند.
در همین راستا، شماری از شهروندان با ابراز خوشحالی از اشتباه استراتژیک حکومت، تشدید فشار متقابل بر جمهوری اسلامی را فرصتی برای تضعیف یا پایان ساختار سیاسی موجود توصیف کردند.
این مخاطبان با تاکید بر آنچه نادانی جمهوری اسلامی خواندند، ابراز امیدواری کردند اسرائیل در تلافی، حملات نظامی خود را به حکومت شدت ببخشد و در نهایت، فرصتی تازه برای «بازپسگیری ایران» از سوی مردم فراهم شود.
یکی از محورهای تکرارشونده در پیامها، اولویت دادن حکومت به منافع گروههای نیابتی خارجیاش بر جان و سرنوشت مردم ایران است.
بسیاری صراحتا این پرسشها را مطرح کردند که «لبنان چه ارتباطی به ما دارد؟» و «چرا جمهوری اسلامی بهخاطر یک گروه خارجی وارد جنگ شده است؟»
شهروندی در همین زمینه نوشت: «جمهوری اسلامی آشکارا نشان میدهد لبنان برایش از جان مردم ایران و خودِ ایران مهمتر است. اگر به همان اندازه که طرفدار لبنان است حامی مردم کشور خود بود، ما این همه رنج و مشکل نداشتیم.»
شکاف میان سیاست منطقهای حکومت و آنچه «محور مقاومت» میخواند، با اولویتهای جامعه، حدود یک دهه پیش تشدید شد و راهش را به شعارهای اعتراضی هم باز کرد.
«نه غزه، نه لبنان/ جانم فدای ایران» شعاری بود که نخستینبار به شکل گسترده در جریان اعتراضات موسوم به «جنبش سبز» و تجمعات شهریور سال ۱۳۸۸ از سوی معترضان به تقلب در انتخابات ریاستجمهوری سر داده شد.
این شعار بعدها در اعتراضات سالهای ۱۳۹۶، آبان خونین ۹۸، جنبش «زن، زندگی، آزادی» و انقلاب ملی ایرانیان در دی ۱۴۰۴ هم تکرار شد.
با آغاز دور تازه حملات جمهوری اسلامی به اسرائیل در دفاع از حزبالله، شهروندان بار دیگر این سیاست را هزینهای تحمیلی از سوی حکومت بر ایرانیان خواندند.
در این پیامها، مسیرهای پروازی بسته و احتمال اختلال بیشتر اقتصادی و تشدید تحریمها، همه به عنوان «نتیجه مستقیم این تصمیم ایدئولوژیک» دیده میشوند.
اولین ضربه حملات جمهوری اسلامی به مردم: اختلال در اینترنت
دهها شهروند از شامگاه یکشنبه گزارش دادند همزمان با پرتاب موشکهای جمهوری اسلامی به سوی اسرائیل، اینترنت بخشهایی از کشور با اختلال و کندی مواجه شده است.
قطع دوباره و طولانیمدت اینترنت و انزوای ایرانیان در میان تنش نظامی، نگرانی جدی بسیاری از شهروندان است.
شهروندی یادآوری کرد: «آیا این حق ماست که هر سه ماه یک بار اینترنتمان قطع شود؟»
در این میان، برخی ساکنان استانهای حاشیه خلیج فارس و طبقات فرودست جامعه، بهطور ویژه بر آسیبپذیری خود تاکید کردند.
شهروندی ساکن یکی از شهرهای جنوبی کشور گفت علاوه بر نگرانی از قطع شدن اینترنت، از قطع شدن چندساعته آنتن تلفن همراه نیز نگران است.
مخاطبی دیگر یادآوری کرد کسانی که جزو «طبقات زیر خط فقر» محسوب میشوند، با قطع اینترنت، توان خرید کانفیگهای چندمیلیونی را ندارند و در نتیجه، آخرین روزنه ارتباط خود با جهان، منبع معیشت و تنها کانال روانیشان را از دست میدهند.
اینترنت از شامگاه ۱۸ دی و همزمان با فراخوان اعتراضهای سراسری در ایران قطع شد و این قطعی تا هشتم بهمن ادامه یافت.
یک ماه بعد و همزمان با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند، اینترنت بار دیگر، اینبار به شکل کامل قطع شد و این روند تا پنجم خرداد و برای ۸۸ روز ادامه یافت.
این قطع اینترنت، در جهان بیسابقه و رکورددار توصیف شده است.
در این مدت، بسیاری از کسبوکارهای آنلاین به ورشکستگی رسیدند، آموزش مختل شد و شهروندان از «فشار روانی مضاعف» خبر دادند. برخی نیز با وجود ناکارآمدی و سانسور در پیامرسانها و شبکههای اجتماعی داخلی، به ناچار به استفاده از آنها روی آوردند.
با اختلالهایی که با دور جدید حملات آغاز شد، شهروندی نوشت: «اوضاع این شبها طوری شده که ممکن است شب در تلگرام بخوابید و صبح در بله بیدار شوید.»
شهروندی دیگر با همین نگاه طنزآمیز گفت: «به جایی رسیدهایم که با شنیدن صدای یک ترقه یا بوق زدن ناو آمریکایی، اینترنت را قطع میکنند.»
در شرایطی که اینترنت همچنان به صورت مقطعی قطع و وصل میشود و بسیاری با شنیدن هر صدای مشکوک انتظار اختلال کامل آن را دارند، ایرانیان داخل کشور از ایرانیان مهاجر خواستند «صدای» آنها باشند.
خستگی عمیق از جنگ، آرزوی «آخرین بار» بودن این درگیریها و همچنین امید به نتیجهبخش بودنش، بخش دیگری از پیامهاست.
شهروندی از بوشهر با ابراز نگرانی از پیامدها، گفت: «جنگ برای مردم ایران هیچ نتیجهای جز فقر به همراه ندارد.»
مخاطبی از شهرک اندیشه گفت: «دیگر توان ادامه دادن نداریم؛ خسته شدهایم. تا چه زمانی باید جنگ ببینیم؟ زندگی ما تا چه اندازه باید از این هم بدتر شود تا اوضاع تغییر کند؟»
در این دسته از پیامها بر عمیقتر شدن چرخه فقر، زیستن در اضطراب دائمی، وابستگی به قرصهای اعصاب و احساس خستگی، تاکید شده است.
چند شهروند گفتند تازه توانسته بودهاند بخشی از بدهیها و قرضهایشان را با پایان جنگ و عادی شدن نسبی فضا، مدیریت کنند.
با این حال، به نظر میرسد این خستگی، به معنای پذیرش وضعیت موجود نیست.
بخشی از جامعه این تنش را «آخرین جنگ» میبیند؛ حتی اگر به قیمت سختیهای موقت تمام شود.
شهروندی از شاهرود گفت: «امیدوارم این آخرین باری باشد که از شنیدن خبر حمله به کشورم خوشحال میشوم.»
مخاطبی دیگر گفت با اینکه جنگ هزینهها و خسارتهای فراوانی به بار میآورد، اما از بین رفتن عوامل جمهوری اسلامی و نابودی پایگاهها و مکانهایی که از آنها سلاح به دست میگیرند و به سوی فرزندان ایران نشانه میروند، از این درد میکاهد.
دوگانه ترامپ-نتانیاهو
امید به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و ناامیدی از دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دیگر محور اساسی پیامهاست.
یکی از ویژگیهای برجسته این دسته از پیامها، درخواستهای مستقیم و صریح از نتانیاهو برای تداوم حملات است.
شهروندانی از کردستان، اصفهان، تهران، تبریز و نقاط دیگر ایران، از نتانیاهو با عنوان «بیبی» یاد کردند و از او خواستند «به حرف ترامپ گوش نکند».
ترامپ ساعتی پس از حمله به اسرائیل، به وبسایت اکسیوس گفت قصد دارد از نتانیاهو بخواهد از هرگونه اقدام تلافیجویانه علیه جمهوری اسلامی خودداری کند، زیرا دولت آمریکا همچنان در تلاش برای دستیابی به توافقی با تهران است.
مخاطبی در واکنش به این اظهارات، خطاب به ترامپ نوشت: «لطفا اجازه بده بیبی کار خودش را انجام دهد.»
برخی دیگر نیز از «بیاعتمادی» خود به رییسجمهوری آمریکا صحبت کردند و او را به «بازی با سرنوشت ۹۰ میلیون نفر» متهم کردند.
بعضی حتی سیاستهای گذشته و حال ترامپ را در برابر جمهوری اسلامی، متناقض خواندند.
پیامها نشان میدهند جامعه ایران در موقعیتی پارادوکسیکال قرار دارد: ترس واقعی از هزینههای جنگ، در کنار امید مشروط به اینکه فشار خارجی بتواند ساختار رژیم را به نقطه شکست برساند.
شماری از نوجوانان در پیامهای خود به ایراناینترنشنال از حسرتهایی گفتند که به بخشی از زندگی روزمرهشان تبدیل شده است. از تفریح و خواستههای ساده گرفته تا رویاها و هدفهایی که هر روز دورتر از دسترس قرار میگیرند.
آنچه بسیاری از نوجوانان از آن بهعنوان «آرزو» یاد میکنند، لزوما خواستههای بزرگ و دور از دسترس نیست. بسیاری از ناتوانی در خرید وسایل مورد نیاز، تفریحات ساده و حتی برخی اقلام روزمره سخن میگویند.
یک نوجوان با اشاره به افزایش قیمت یک رم ۸ گیگ «دیدیآر۵» کامپیوتر به حدود ۵۰ میلیون تومان گفت: «با این وضعیت دیگر ارتقا کامپیوتر و خرید آن یک آرزوست.»
نوجوان دیگری در پیام خود به ایراناینترنشنال نوشت: «بهمنماه موبایلم را ۵۰ میلیون خریدم و طی چهارماه قیمت آن به ۹۳ میلیون تومان رسیده است.»
در میان روایتهای رسیده، برخی نوجوانان از حذف تدریجی تفریحهای ساده و روزمره از زندگی خود نوشتهاند.
یک نوجوان ۱۵ ساله نوشت: «اوایل فروردین هزینه استخر ۲۰۰ هزار تومان بود؛ الان ۴۵۰ هزار تومان شده است.»
نوجوان دیگری گفت دوچرخه ۳۰ میلیون تومانی امروز به قیمت ۶۲ میلیون تومان به فروش میرسد.
در پیام دیگری آمده است: «ما نوجوانها و جوانهای ایرانی وضعیتمان بهگونهای شده که با خوردن یک غذای خوب خوشحال میشویم، در حالی که همسالان ما در کشورهای دیگر دلخوشیهای زیادی دارند.»
برخی نوجوانان در پیامهای خود به ایراناینترنشنال نوشتند فشار اقتصادی تنها آرزوهایشان را کوچک نکرده، بلکه باعث شده از بیان خواستههایشان احساس شرمندگی کنند.
به گفته آنها، دیدن تلاش والدین برای تامین هزینههای زندگی باعث شده بسیاری از خواستههایشان را نادیده بگیرند یا از مطرح کردن آنها صرفنظر کنند.
دختری ۱۱ساله نوشت شهریورماه تولدش است، اما خجالت میکشد از پدرش بخواهد برای او جشن تولدی برگزار کند.
او در ادامه این سوال را مطرح کرد که چرا باید «مهمانی تولد» برایش آرزو باشد؟
نوجوانی ۱۴ ساله در پیامی گفت: «هر چیزی که از پدر و مادرم میخواهم، با شرمندگی میگویند پول نداریم. خجالت میکشم وقتی سر سفره مینشینم.»
نوجوانی ۱۵ ساله با اشاره به افزایش هزینه باشگاه از حدود یک میلیون به سه میلیون تومان نوشت: «برای خواستن چیزی که لازم دارم، از پدر و مادرم شرمنده میشوم، چون میدانم تحمل این وضعیت و گرانی برایشان راحت نیست.»
برخی نوجوانان از احساس عذاب وجدان در برابر خانوادههای خود نوشتهاند؛ احساسی که به گفته آنها با افزایش هزینههای زندگی پررنگتر شده است.
یکی از آنها گفت والدینش برای تامین رفاه او از خواستههای خود میگذرند و نوجوان دیگری نوشت هر لحظه احساس میکند باری اضافی بر دوش خانوادهاش است.
در برخی پیامها، این احساس گناه با نگرانی نسبت به آینده گره خورده است.
دختری ۱۴ ساله در پیامی نوشت هر بار که پدر یا مادرش برای او چیزی میخرند، عذاب وجدان میگیرد و از آیندهاش ناامید است.
نوجوانان در پیامهایشان میگویند بهجای تفریح، کشف علایق و برنامهریزی برای آینده، نگران جنگ، اخبار و مشکلات معیشتی هستند.
یکی از این نوجوانان نوشت: «هر وقت به موضوع جنگ و آتشبس فکر میکنم، واقعا گریه میکنم. چرا نمیتوانم مثل نوجوانهای دیگر خوش بگذرانم و یا با پوشش دلخواهم به مدرسه بروم؟»
مخاطبی ۱۲ ساله پرسیده چرا باید بهجای تفریح درگیر اخبار باشد و از همه طرف تحت فشار قرار بگیرد؟
به گفته این نوجوانان، موضوعاتی که ذهنشان را درگیر کرده، بیشتر به دغدغههای بزرگسالان شباهت دارد تا مسائل معمول دوران نوجوانی.
یکی از آنها نوشت: «الان باید به فکر شادی و بازی کردن باشم، نه اینکه بروم سر کار یا به سیاست و قیمت طلا و دلار فکر کنم.»
در میان پیامهای رسیده، مقایسه زندگی نوجوانان ایرانی با همسالان در سایر کشورها بارها تکرار شده است.
دختر نوجوان ۱۶ سالهای نوشت: «بهجای اینکه مثل نوجوانهای اروپایی، دنبال تفریحات خودم باشم، باید کار کنم و از شدت خستگی نمیتوانم حتی سر پایم بایستم.»
دانشآموزی که خود را داوطلب کنکور معرفی کرده، نوشت با دیدن جشنهای فارغالتحصیلی دانشآموزان در سایر کشورها، بیش از هر چیز احساس حسرت میکند.
نوجوانی بدون چشمانداز
در میان پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، شماری از نوجوانان از دشواری تصور آینده نوشتهاند.
آنها میگویند در سنی که باید به کشف استعدادها، برنامهریزی برای آینده و دنبال کردن رویاهایشان فکر کنند، بیش از هر چیز درگیر نگرانیهای روزمره، بحران اقتصادی و نااطمینانی نسبت به فردا هستند.
مخاطب ۱۸ سالهای با اشاره به وضعیت کشور گفت حتی انگیزهای برای زندگی عادی ندارد، چه رسد به اینکه برای آینده تصمیم بگیرد یا در راستای آن تلاش کند.
مخاطبی نوشت تنها ۱۸ سال دارد، اما پرکشیدن امید و آرزوهایش در ایران را به چشم میبیند.
نوجوانی ۱۵ ساله هم گفت با وجود آرزوهای فراوان، هیچکدام از آنها در این شرایط به واقعیت تبدیل نمیشود و فشارهای اقتصادی، خستگی و ناامیدی را به بخشی از زندگی روزمره او تبدیل کرده است.
نگرانی نسبت به آینده تا جایی پیش رفته که حتی انتخاب مسیر زندگی این نوجوانان را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
مخاطبی که خود را دانشآموز سال نهم معرفی کرده، نوشت دوست دارد براساس علاقهاش انتخاب رشته کند، اما آینده به حدی نامعلوم شده که باید «علاقه» را به فراموشی بسپارد.
به گفته او، در سنی که باید به رویاهایش فکر کند، ذهنش درگیر گرانی، جنگ و غم جاویدنامهاست و احساس میکند در «جهنم» گیر افتاده است.
سفیر جمهوری اسلامی در مسکو گفت تنگه هرمز تحت شرایط جدید، شامل دریافت عوارض از سوی حکومت ایران و عمان، باز خواهد بود.
کاظم جلالی، سفیر جمهوری اسلامی در روسیه، در گفتوگویی که دوشنبه ۱۸ خرداد در روزنامه روسی ایزوستیا منتشر شد، گفت: «البته این تنگه باز خواهد بود، اما با شرایط جدیدی که از سوی مقامهای ایرانی و عمانی تعیین خواهد شد.»
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی جریان انتقال نفت را از طریق این تنگه تا حد زیادی مختل کرده است. پیش از آغاز درگیریها، یکپنجم نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکرد.
در روزهای اخیر چندین نفتکش موفق شدهاند خلیج فارس را ترک کنند، اما جریان انتقال نفت و گاز طبیعی مایع همچنان بهشدت محدود است.
جلالی افزود: «ما میدانیم که ایران و عمان خدمات مشخصی را در ارتباط با این تنگه ارائه میکنند و برای این خدمات هزینه دریافت خواهد شد.»
جلالی جزییات بیشتری درباره این خدمات ارائه نکرد.
جمهوری اسلامی تاکید کرده است هرگونه توافق صلح دائمی باید این امکان را برای تهران فراهم کند که از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز عوارض دریافت کند.
این عوارض بسته به نوع کشتی، محموله آن و شرایط حاکم، متفاوت خواهد بود.
این موضع با مخالفت شدید دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، روبهرو شده است.
آمریکا اوایل خرداد به عمان هشدار داد که در هیچ تلاشی همراه با جمهوری اسلامی برای اعمال عوارض عبور مشارکت نکند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز گفت که سفیر عمان به او اطمینان داده است که هیچ برنامهای برای اعمال چنین عوارضی وجود ندارد.
ژاپن که پیش از جنگ حدود ۹۵ درصد نیاز نفتی خود را از خاورمیانه تامین میکرد، اعلام کرد یک نفتکش حامل نفت خام مرتبط با این کشور در ماه میلادی می بدون پرداخت هیچ عوارضی از این آبراه عبور کرده است.
گزارشهای متعددی نیز از عبور نفتکشهای چینی از این تنگه از آغاز مسدودسازی آن بهوسیله جمهوری اسلامی منتشر شده است.
اظهارات جلالی در حالی است که بامداد دوشنبه، اسرائیل اعلام کرد اهداف نظامی در غرب و مرکز ایران را هدف حمله قرار داده است.
این در حالی است که گزارش شده بود ترامپ از بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، خواسته بود از انجام حملات بیشتر خودداری کند.
یاکوف کاتز نوشت حمله صبح اسرائیل پیام «اقدام مستقل» به ایران بود؛ حتی اگر ترامپ خواستار خویشتنداری شده باشد. او گفت آمریکا کنار میماند، اما ایران میآموزد اسرائیل با یا بدون واشینگتن اقدام میکند و تهران که مذاکرات را طولانی میکرد، اکنون «درسی متفاوت» گرفته است.
یاکوف کاتز، نویسنده اسرائیلی-آمریکایی و سردبیر پیشین اروشلیمپست، در تحلیلی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت حمله صبح دوشنبه اسرائیل حامل یک پیام راهبردی روشن به ایران بود: «ما مستقل عمل میکنیم.»
او تأکید کرد حتی اگر دونالد ترامپ در مصاحبههایی از اسرائیل خواسته باشد خویشتنداری کند، در نهایت تلآویو اقدامی را انجام داده که آن را ضروری میدانسته است.
به گفته کاتز، این اقدام در ظاهر میتواند نادیده گرفتن نظر ترامپ تلقی شود، اما به همان اندازه احتمال دارد هماهنگشده بوده باشد.
کاتز افزود آمریکا در این مرحله ممکن است مستقیماً وارد درگیری نشود، اما ایران باید بداند اسرائیل چه با حمایت واشینگتن و چه بدون آن آماده اقدام است.
او گفت تهران با طولانی کردن مذاکرات در حال بازی دادن آمریکا بود و همزمان با ادامه بیثباتسازی منطقه، از جمله حملات به کشورهای خلیج فارس و حمله اخیر به اسرائیل، تصور میکرد مصونیت دارد و ترامپ آنقدر برای دستیابی به توافق مشتاق است که برای جلوگیری از دور تازهای از درگیری، هر کاری انجام خواهد داد..
به نوشته او، ایران گمان میکرد میتواند قواعد بازی را تعیین کند، اما «صبح امروز درس متفاوتی گرفت.»