• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

ترامپ: احتمال زیادی وجود دارد که از محل اقامت مجتبی خامنه‌ای مطلع باشم

۱۷ خرداد ۱۴۰۵، ۱۴:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۷:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)

دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، درباره مجتبی خامنه‌ای و محل اقامت او در گفت‌وگو با شبکه ان‌بی‌سی نیوز گفت: «او به‌شدت زخمی شده است. نمی‌خواهم بگویم می‌دانم کجاست یا نه، اما احتمال زیادی وجود دارد که از محل اقامت مجتبی خامنه‌ای مطلع باشم.»

ترامپ همچنین اعلام کرد فعلا قصد خروج نیروهای آمریکایی از منطقه را ندارد؛ حتی با وجود آتش‌بس شکننده و ارزیابی او مبنی بر اینکه توان تهاجمی و دفاعی جمهوری اسلامی به‌شدت آسیب دیده است.

او افزود: «هزینه نگه داشتن حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی در منطقه بسیار ناچیز است و ممکن است برای اعمال فشار در مذاکرات به آنها نیاز داشته باشیم».

پربازدیدترین‌ها

اوپن فرانسه؛ آندریوا، تنیسور ۱۹ ساله روس، نخستین‌ گرنداسلم خود را بدست آورد
۱

اوپن فرانسه؛ آندریوا، تنیسور ۱۹ ساله روس، نخستین‌ گرنداسلم خود را بدست آورد

۲

روایت خبرگزاری‌های سپاه از لیست همراهان تیم ملی که ویزای آمریکا نگرفتند

۳

الجزیره: آمریکا به ۱۵ عضو کادر تیم ملی ویزا نداد

۴

اسکالونی، سرمربی آرژانتین: من مسئول نهایی نیستم، همه تصمیم‌ها از مسی عبور می‌کند

۵
تحلیل

روایت سقوط شمار تولد در ایران؛ وقتی تعداد نوزادان نصف می‌شود

انتخاب سردبیر

  • میراث مرگبار علی خامنه‌ای؛ ایران میان طناب دار، گلوله و هوای آلوده
    تحلیل

    میراث مرگبار علی خامنه‌ای؛ ایران میان طناب دار، گلوله و هوای آلوده

  • علی خامنه‌ای؛ بلاگر نماز میت که جنازه‌اش ۱۰۰ روز بر زمین مانده است
    تحلیل

    علی خامنه‌ای؛ بلاگر نماز میت که جنازه‌اش ۱۰۰ روز بر زمین مانده است

  • ۲۱ میلیون تومان تنها برای خوراکی‌های اساسی؛ سهم سبد غذایی به ۷۱ درصد حداقل دستمزد رسید

    ۲۱ میلیون تومان تنها برای خوراکی‌های اساسی؛ سهم سبد غذایی به ۷۱ درصد حداقل دستمزد رسید

  • دیوان عالی جمهوری اسلامی حکم اعدام ۵ زندانی سیاسی دیگر در زندان شیبان اهواز را تایید کرد

    دیوان عالی جمهوری اسلامی حکم اعدام ۵ زندانی سیاسی دیگر در زندان شیبان اهواز را تایید کرد

  • روایت سقوط شمار تولد در ایران؛ وقتی تعداد نوزادان نصف می‌شود
    تحلیل

    روایت سقوط شمار تولد در ایران؛ وقتی تعداد نوزادان نصف می‌شود

•
•
•

مطالب بیشتر

ترامپ: پیش از نهایی شدن توافق، دارایی‌های ایران آزاد نخواهد شد

۱۷ خرداد ۱۴۰۵، ۱۴:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در گفت‌وگو با شبکه ان‌بی‌سی نیوز گفت که به‌عنوان بخشی از هرگونه توافق، دارایی‌های مسدودشده ایران را از ابتدا آزاد نخواهد کرد و هیچ تحریمی را نیز پیشاپیش لغو نخواهد کرد.

او افزود که اصراری ندارد لبنان در توافق کوتاه‌مدت میان واشینگتن و تهران گنجانده شود.

ترامپ در پاسخ به این پرسش که آیا این اقدامات پس از توافق انجام خواهد شد، گفت: «بله، بعد از آن. اگر رفتار مناسبی داشته باشند و به تعهدات خود عمل کنند، آن وقت گفت‌وگو را آغاز می‌کنیم.»

رییس‌جمهور آمریکا اضافه کرد اگر بتواند با تهران برای پایان دادن به جنگ سه‌ماهه میان دو کشور به توافق برسد، آمریکا با ایران برای جمع‌آوری و نابودی ذخایر اورانیوم با غنای بالای این کشور همکاری خواهد کرد.

او افزود در صورت عدم دستیابی به توافق، واشینگتن توان نظامی جمهوری اسلامی را بیش از پیش تضعیف خواهد کرد تا نیروهای آمریکایی بتوانند با امنیت کامل این مواد را خودشان جمع‌آوری کنند.

ترامپ افزود که خواهان اضافه شدن بندی جدید به توافق است تا ایران نتواند با خرید سلاح هسته‌ای یا تجهیزات مرتبط، محدودیت‌های توافق را دور بزند.

او گفت: «پرسیدم اگر آنها خودشان سلاح هسته‌ای تولید نکنند اما آن را خریداری یا به هر شکلی به دست آورند چه؟ من می‌خواهم در متن توافق عبارت خرید، تهیه یا کسب سلاح نیز گنجانده شود. آنها نه حق تولید سلاح هسته‌ای را دارند و نه حق خرید یا دستیابی به آن را. تهران در ابتدا کمی با این درخواست مخالفت کرد اما از موضع خود عقب نشست.»

رویترز: آمریکا پیش‌نویس قطعنامه علیه جمهوری اسلامی را در شورای حکام توزیع کرد

۱۷ خرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)
رویترز: آمریکا پیش‌نویس قطعنامه علیه جمهوری اسلامی را در شورای حکام توزیع کرد
100%

خبرگزاری رویترز گزارش داد آمریکا پیش‌نویس متن قطعنامه‌ای را برای نشست این هفته شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی توزیع کرده است.

بر اساس این گزارش، در این پیش‌نویس از جمهوری اسلامی خواسته شده بدون تاخیر اطلاعات دقیق درباره مواد و تاسیسات هسته‌ای خود را در اختیار آژانس قرار دهد.

رویترز همچنین نوشت در این قطعنامه از جمهوری اسلامی خواسته شده فورا تمامی دسترسی‌های مورد نیاز را برای بازرسان آژانس فراهم کند.

پس از دستور نتانیاهو؛ ارتش اسرائیل به ضاحیه بیروت حمله کرد

۱۷ خرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)
پس از دستور نتانیاهو؛ ارتش اسرائیل به ضاحیه بیروت حمله کرد
100%

بنیامین نتانياهو، نخست‌وزیر و یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل اعلام کردند که دستور حمله به ضاحیه بیروت را صادر کرده‌اند.
در پی این دستور، سخنگوی ارتش اسرائیل از حمله به ضاحیه بیروت خبر داد.
کاتز اعلام کرد که حمله به ضاحیه بیروت، در پاسخ به شلیک حزب‌الله به سمت خاک اسرائیل انجام شده است.

عباس عراقچی پیش‌تر اعلام کرد در صورت حمله مجدد اسرائیل به ضاحیه بیروت، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در هر لحظه آماده واکنش هستند و در صورت نقض آتش‌بس، به وظیفه خود عمل خواهند کرد.

او افزود تهدید به واکنش نظامی از سوی نیروهای مسلح ما به برقراری آتش‌بس و جلوگیری از حمله به بیروت منجر شد و جمهوری اسلامی در این موضع «کاملا قاطع» است.

بازنشر ویدیوی مرجع تقلید شیعه با تاکید بر «ریختن خون» دونالد ترامپ

۱۷ خرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)

گروهی از رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران ویدیویی از عبدالله جوادی آملی، از مراجع تقلید شیعه، را بازنشر کردند که در آن بر انتقام و ریختن خون دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، تاکید می‌کند.

محمدجواد اکبرین، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، در ارزیابی این اظهارات به پیامدهای سیاسی و رسانه‌ای چنین مواضعی پرداخته است.

میراث مرگبار علی خامنه‌ای؛ ایران میان طناب دار، گلوله و هوای آلوده

۱۷ خرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
رضا اکوانیان
میراث مرگبار علی خامنه‌ای؛ ایران میان طناب دار، گلوله و هوای آلوده
100%

۱۰۰ روز از کشته شدن علی خامنه‌ای می‌گذرد؛ رهبر پیشین جمهوری اسلامی که بیش از سه دهه در راس قدرت ایران ایستاد و نامش برای مردم ایران، از خانواده‌های دادخواه تا زندانیان سیاسی، معترضان و قربانیان سیاست‌های حکومتی، با اعدام، زندان، سانسور، تبعیض و مرگ‌های قابل پیشگیری گره خورده است.

پس از انتشار خبر کشته شدن خامنه‌ای در حمله ۹ اسفند ۱۴۰۴ آمریکا و اسرائیل، شبکه‌های اجتماعی پر شد از روایت‌هایی که از شادی شماری از ایرانیان حکایت داشت.

برخی شهروندان از شنیده‌ شدن صدای بوق خودروها و هلهله در خیابان‌ها پس از اعلام خبر مرگ خامنه‌ای نوشتند. هم‌زمان، تعدادی از خانواده‌های قربانیان، زندانیان سیاسی سابق و معترضان تاکید کردند او با مرگ خود از پاسخ‌گویی و دادخواهی گریخت.

۱۰۰ روز بعد، همچنان این پرسش باقی است که در دوران خامنه‌ای چه بر جامعه ایران گذشت که مرگ قدرتمندترین فرد کشور برای بخشی از مردم نه لحظه‌ای برای سوگواری، بلکه خبری شادی‌آفرین شد؟

اعدام؛ ستون اصلی ماشین سرکوب

یکی از جدی‌ترین انتقادها به علی خامنه‌ای، نقش او در حفظ و گسترش مجازات اعدام به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین ابزارهای سرکوب در جمهوری اسلامی است.

خامنه‌ای از نخستین سال‌های حضور در راس قدرت، نه‌تنها از اعدام‌های سیاسی فاصله نگرفت، بلکه بارها با ادبیاتی آشکار از آن دفاع کرد.

او در آذر ۱۳۶۷، زمانی که رییس‌جمهوری بود، در روزنامه رسالت درباره اعدام زندانیان سیاسی نوشت کسانی که اعدام شدند، «مستحق» آن بودند. سال‌ها بعد نیز در خرداد ۱۳۹۶، در دفاع از کارنامه جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ گفت: «جای شهید و جلاد عوض نشود.»

در دوران رهبری خامنه‌ای، ایران همواره در زمره کشورهایی با بالاترین نرخ اجرای اعدام در جهان قرار داشت.

در حالی که بسیاری از کشورها مجازات مرگ را کنار گذاشتند یا اجرای آن را محدود کردند، جمهوری اسلامی نه‌تنها اعدام را حفظ کرد، بلکه دامنه استفاده از آن را در پرونده‌های سیاسی، امنیتی، عقیدتی، مواد مخدر و اعتراضات خیابانی گسترش داد.

  • اعدام‌های سیاسی در یک ماه نسبت به میانگین ماهانه سال قبل ۴ برابر افزایش داشت

    اعدام‌های سیاسی در یک ماه نسبت به میانگین ماهانه سال قبل ۴ برابر افزایش داشت

بر اساس آمار سازمان حقوق بشر ایران، از سال ۲۰۱۰ تاکنون نزدیک به ۱۱ هزار اعدام در ایران ثبت شده که بخش بزرگی از آن در سال‌های اخیر رخ داده است.

روند اعدام‌ها در سال‌های پایانی رهبری خامنه‌ای شتابی کم‌سابقه گرفت. طبق گزارش هرانا، شمار اعدام‌های ثبت‌شده از بیش از ۳۵۱ مورد در سال ۱۴۰۰، به بیش از ۶۲۰ مورد در سال ۱۴۰۱، بیش از ۷۷۱ مورد در سال ۱۴۰۲، بیش از ۱۰۶۹ مورد در سال ۱۴۰۳ و بیش از ۲۴۸۸ مورد در سال ۱۴۰۴ رسید.

پرونده اعدام زندانیان سیاسی یکی از تاریک‌ترین بخش‌های کارنامه جمهوری اسلامی در دوران خامنه‌ای است. فعالان سیاسی، معترضان، اعضای گروه‌های مخالف حکومت، متهمان به جاسوسی و زندانیانی که در روندهای مبهم و امنیتی محاکمه شدند، در میان اعدام‌شدگان قرار داشتند.

دستگاه قضایی تنها از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۳ خرداد سال جاری، دست‌کم ۴۲ زندانی سیاسی را در زندان‌های ایران اعدام کرده و برای ده‌ها زندانی سیاسی دیگر حکم مرگ صادر کرده است.

سازمان‌های حقوق بشری بارها درباره نبود دادرسی عادلانه، محرومیت از وکیل مستقل، شکنجه، اعترافات اجباری، سلول انفرادی و مرگ‌های مشکوک در بازداشتگاه‌ها هشدار داده‌اند.

در چنین ساختاری، اعدام بیش از آنکه نتیجه یک روند قضایی مستقل باشد، به ابزاری برای ایجاد هراس و خاموش کردن اعتراض تبدیل شده است.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ساختار قضایی در دوران رهبری خامنه‌ای، غلبه نگاه امنیتی بر روند دادرسی بود.

  • نقش مقام‌های قضایی و قضات دادگاه انقلاب در افزایش اعدام‌های سیاسی‌ در ایران

    نقش مقام‌های قضایی و قضات دادگاه انقلاب در افزایش اعدام‌های سیاسی‌ در ایران

در بسیاری از پرونده‌های سیاسی و امنیتی، متهمان از دسترسی آزاد به وکیل مستقل محروم بودند و گزارش‌های متعددی از شکنجه، فشار برای اعتراف‌گیری، نگهداری طولانی‌مدت در سلول انفرادی، محرومیت درمانی و حتی مرگ‌های مشکوک در بازداشتگاه‌ها منتشر شد.

در کنار اعدام‌ها، مساله مصونیت عاملان و تصمیم‌گیران نیز بخشی از این چرخه سرکوب بود. بسیاری از چهره‌های دخیل در اعدام‌های دهه ۶۰ و سرکوب‌های قضایی بعدی، در دوران رهبری خامنه‌ای نه‌تنها بازخواست نشدند، بلکه به مناصب بالاتر حکومتی رسیدند.

از همین رو، خانواده‌های قربانیان، خامنه‌ای را مسئول سیاسی اصلی تداوم ماشین اعدام در جمهوری اسلامی می‌دانند.

سرکوب اعتراضات؛ از کوی دانشگاه تا دی ۱۴۰۴

یکی از ثابت‌ترین ویژگی‌های دوران رهبری خامنه‌ای، برخورد امنیتی با اعتراضات بود. از اعتراضات دانشجویی و سیاسی تا تجمع‌های صنفی کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، کشاورزان و اقلیت‌های قومی، حکومت به جای پاسخ به مطالبات شهروندان، عمدتا با بازداشت، پرونده‌سازی و سرکوب خیابانی واکنش نشان داد.

پیش از موج‌های بزرگ اعتراضی نیز پرونده‌هایی چون قتل‌های زنجیره‌ای، سرکوب فعالان سیاسی و فشار بر مطبوعات و دانشگاه‌ها، نشانه‌هایی از تثبیت الگوی حذف، ارعاب و برخورد امنیتی با منتقدان در دوران خامنه‌ای بود.

از تیر ۱۳۷۸ تا دی ۱۳۹۶، سه موج مهم اعتراضات دانشجویی، سیاسی و معیشتی با سرکوب گسترده روبه‌رو شد. در تیر ۱۳۷۸، حمله به کوی دانشگاه تهران به کشته شدن شماری از دانشجویان و بازداشت صدها دانشجوی دیگر انجامید.

در اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸، ده‌ها نفر کشته شدند و بازداشت‌های گسترده و حصر رهبران جنبش سبز در پی آمد.

در دی ۱۳۹۶ نیز اعتراضات معیشتی از شهرهای کوچک آغاز شد و به ده‌ها شهر گسترش یافت؛ اعتراضاتی که دست‌کم ۲۵ کشته و هزاران بازداشتی بر جای گذاشت.

افزایش قیمت بنزین جرقه اعتراضات آبان ۱۳۹۸ را زد، اما دامنه نارضایتی بسیار فراتر از آن بود.

خبرگزاری رویترز شمار کشته‌شدگان را حدود ۱۵۰۰ نفر اعلام کرد. سازمان عفو بین‌الملل نیز هویت صدها کشته را مستند کرد و این اعتراضات را یکی از خونبارترین سرکوب‌های تاریخ جمهوری اسلامی توصیف کرد.

کشته‌شدن مهسا ژینا امینی در بازداشت گشت ارشاد در شهریور ۱۴۰۱، موجی از اعتراضات سراسری را به دنبال داشت.

بر اساس گزارش نهادهای حقوق بشری، دست‌کم ۵۵۰ نفر در جریان این اعتراضات کشته و هزاران تن نیز بازداشت شدند. این جنبش به بزرگ‌ترین چالش اجتماعی و سیاسی دوران رهبری خامنه‌ای تبدیل شد.

  • از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

    از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

تنها چند ماه پیش از کشته شدن خامنه‌ای، ایران شاهد موج تازه‌ای از اعتراضات سراسری بود.

رهبر پیشین جمهوری اسلامی ۱۳ دی ۱۴۰۴ با تکرار مواضع پیشین خود درباره اعتراضات سال‌های گذشته، معترضان را «مزدور دشمن» خواند و بار دیگر بر ضرورت سرکوب آنان تاکید کرد.

بر اساس گزارش ایران‌اینترنشنال، دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان اعتراضات و سرکوب‌های دی ۱۴۰۴ کشته شدند. در ماه‌های بعد هم هزاران نفر بازداشت شدند و شماری از بازداشت‌شدگان با احکام اعدام و زندان‌های طولانی‌مدت روبه‌رو شدند.

طی این سال‌ها، اعتراضات کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، کشاورزان، کامیون‌داران و تجمع‌های مردمی درباره بحران آب و انرژی، قتل کولبران و سوخت‌بران و دیگر مطالبات محلی و صنفی نیز بارها با بازداشت، پرونده‌سازی و برخورد امنیتی مواجه شدند.

کنترل جامعه با سرکوب و سانسور

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های دوران رهبری خامنه‌ای، گسترش سازوکارهای کنترل جامعه بود. در این دوره، سپاه پاسداران و بسیج از نهادهای صرفا نظامی فراتر رفتند و به بازیگران اصلی عرصه‌های امنیتی، سیاسی و اجتماعی تبدیل شدند.

در کنار نیروهای رسمی، حضور نیروهای موسوم به لباس‌شخصی نیز به یکی از ویژگی‌های ثابت سرکوب اعتراضات و برخورد با مخالفان تبدیل شد؛ روندی که از کوی دانشگاه تا جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات دی ۱۴۰۴ بارها مشاهده شد.

هم‌زمان، محدودسازی آزادی بیان و حق انتقاد به یکی از مهم‌ترین محورهای انتقاد از جمهوری اسلامی تبدیل شد و ده‌ها هزار نفر در طول دوران رهبری خامنه‌ای با اتهام‌هایی مانند «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام» بازداشت، محاکمه یا زندانی شدند.

رسانه‌ها نیز در تمام این سال‌ها با محدودیت‌های گسترده روبه‌رو بودند. ده‌ها روزنامه و نشریه توقیف شدند، صدها روزنامه‌نگار بازداشت، زندانی یا ناچار به ترک کشور شدند و ایران در بسیاری از سال‌ها در فهرست بزرگ‌ترین زندان‌های روزنامه‌نگاران جهان قرار گرفت.

با گسترش اینترنت، کنترل فضای مجازی به یکی از اولویت‌های حکومت تبدیل شد. فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی، مسدودسازی وب‌سایت‌ها، محدودیت پیام‌رسان‌ها و قطع اینترنت در جریان اعتراضات به ابزارهای ثابت کنترل اطلاعات تبدیل شد.

آبان ۱۳۹۸ یکی از گسترده‌ترین قطع‌های اینترنت در جهان را رقم زد. در سال‌های بعد نیز هم‌زمان با جنبش «زن، زندگی، آزادی»، اعتراضات دی ۱۴۰۴ و دیگر رخدادهای امنیتی، دسترسی میلیون‌ها شهروند به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی محدود یا قطع شد.

  • چرا با گذشت شش سال هنوز نمی‌دانیم جمهوری اسلامی در اعتراضات آبان خونین ۹۸ چند نفر را کشت؟

    چرا با گذشت شش سال هنوز نمی‌دانیم جمهوری اسلامی در اعتراضات آبان خونین ۹۸ چند نفر را کشت؟

تلاش برای توسعه «شبکه ملی اطلاعات» و کاهش وابستگی اینترنت ایران به شبکه جهانی بخشی از سیاست کنترل فضای مجازی در دوران خامنه‌ای بود.

سازوکارهای فیلترینگ، قطع اینترنت و کنترل ارتباطات شهروندان که در دوران خامنه‌ای گسترش یافت، پس از مرگ او نیز ادامه پیدا کرد.

صداوسیما در دهه‌های گذشته بارها اعترافات اجباری زندانیان و متهمان سیاسی و مدنی را پخش کرد؛ اعترافاتی که خانواده‌ها، وکلا و نهادهای حقوق بشری آن‌ها را حاصل فشار و شکنجه دانسته‌اند.

پس از سرنگونی هواپیمای اوکراینی و کشته شدن ۱۷۶ سرنشین آن نیز خانواده‌های قربانیان و معترضان به پنهان‌کاری حکومت با محدودیت‌ها و برخوردهای امنیتی روبه‌رو شدند.

مجموعه این سیاست‌ها، از گسترش نقش نهادهای امنیتی و سرکوب خیابانی تا سانسور رسانه‌ها، فیلترینگ، قطع اینترنت، اعترافات اجباری و فشار بر خانواده‌های دادخواه، شبکه‌ای گسترده برای کنترل جامعه، محدود کردن گردش آزاد اطلاعات و مهار منتقدان در دوران رهبری خامنه‌ای ایجاد کرد.

  • حامد اسماعیلیون: شش سال بعد از جنایت پرواز پی‌اس۷۵۲، ما مانده‌ایم و خامنه‌ای آدمکش

    حامد اسماعیلیون: شش سال بعد از جنایت پرواز پی‌اس۷۵۲، ما مانده‌ایم و خامنه‌ای آدمکش

کنترل جامعه؛ از زنان تا دانشگاه‌ها و اقلیت‌ها

حجاب اجباری یکی از ماندگارترین نمادهای کنترل اجتماعی در دوران رهبری خامنه‌ای بود. او بارها از حجاب اجباری دفاع کرد و آن را نه فقط یک حکم مذهبی، بلکه مساله‌ای سیاسی و هویتی دانست.

برای میلیون‌ها زن ایرانی، این سیاست به نماد دخالت حکومت در زندگی خصوصی و محدود کردن حق انتخاب فردی تبدیل شد.

در همین دوره، گشت ارشاد و دیگر نهادهای مسئول اجرای حجاب به ابزارهای رسمی کنترل زنان بدل شدند. بازداشت، جریمه، تحقیر و برخوردهای خشونت‌آمیز با زنان به‌دلیل پوشش، اعتراض به حجاب اجباری را از «دختران خیابان انقلاب» تا جنبش «زن، زندگی، آزادی» به یکی از مهم‌ترین نمادهای مخالفت با جمهوری اسلامی تبدیل کرد.

این کنترل تنها به پوشش محدود نماند و ساختار حقوقی جمهوری اسلامی در حوزه‌هایی مانند ازدواج، طلاق، حضانت، ارث و فرصت‌های شغلی و سیاسی، تبعیض علیه زنان را نهادینه کرد.

در سال‌های پایانی رهبری خامنه‌ای نیز سیاست‌های جمعیتی، محدودیت در دسترسی به خدمات پیشگیری از بارداری و سخت‌تر شدن امکان پایان خودخواسته بارداری، حق تصمیم‌گیری زنان درباره بدن و آینده خود را بیش از پیش محدود کرد.

سیاست کنترل اجتماعی در دوران خامنه‌ای در حوزه آموزش عالی، آزادی‌های مذهبی، حقوق اقلیت‌ها و فعالیت نهادهای مدنی نیز ادامه یافت و بخش‌های مختلف جامعه را تحت تاثیر قرار داد.

دانشگاه‌ها در دوران رهبری خامنه‌ای با روند اسلامی‌سازی، امنیتی‌سازی و محدودیت‌های گسترده روبه‌رو شدند. صدها دانشجو از ادامه تحصیل محروم شدند، استادان منتقد اخراج یا بازنشسته شدند و علوم انسانی بارها هدف حملات ایدئولوژیک قرار گرفت.

طی این سال‌ها، اقلیت‌های دینی و عقیدتی هم با محدودیت‌های گسترده مواجه بوده‌اند. بهائیان با محرومیت از تحصیل و اشتغال، بازداشت و مصادره اموال روبه‌رو شدند و اهل سنت، دراویش، نوکیشان مسیحی و دیگر اقلیت‌های مذهبی نیز بارها از تبعیض و برخوردهای امنیتی شکایت کردند.

در کردستان، سیستان‌ و بلوچستان، خوزستان و برخی دیگر از مناطق کشور فعالان مدنی و حقوق بشری از امنیتی شدن مطالبات فرهنگی، زبانی، مذهبی و سیاسی سخن گفته‌اند.

جامعه ال‌جی‌بی‌تی‌کیو پلاس نیز در تمام دوران رهبری خامنه‌ای با جرم‌انگاری، تبعیض قانونی و نبود حمایت حقوقی مواجه بود.

فعالان حقوق بشر، وکلا، تشکل‌های کارگری و فعالان محیط زیست بارها با بازداشت و پرونده‌های امنیتی مواجه شدند؛ روندی که مرگ کاووس سیدامامی در بازداشت و پرونده‌سازی علیه فعالان محیط زیست به یکی از نمادهای آن تبدیل شد.

در همین دوره، حصر طولانی‌مدت حسین‌علی منتظری و سپس میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد بدون برگزاری دادگاه علنی، به یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای برخورد حکومت با منتقدان و مخالفان سیاسی خامنه‌ای تبدیل شد.

جاده‌های مرگ

در حالی که جمهوری اسلامی میلیاردها دلار به پروژه‌های ایدئولوژیک و نظامی اختصاص داد، فرسودگی جاده‌ها، ناایمن بودن خودروها و ضعف نظارت، تصادفات رانندگی را به یکی از مرگبارترین بحران‌های غیرنظامی ایران تبدیل کرد.

بر اساس داده‌های سازمان پزشکی قانونی و آمارهای رسمی، از سال ۱۳۷۶ تا ۱۴۰۴ بیش از ۵۶۰ هزار نفر در حوادث رانندگی جان باختند. در همین بازه زمانی، بیش از یک میلیون و ۶۶۱ هزار نفر در حوادث رانندگی مصدوم شدند.

تنها در حدود پنج سال پایانی رهبری خامنه‌ای، از ابتدای سال ۱۴۰۰ تا پایان آذر ۱۴۰۴، دست‌کم ۹۱ هزار و ۲۶۱ نفر در تصادفات رانندگی در ایران جان خود را از دست دادند.

کارشناسان حوزه حمل‌ونقل سال‌هاست خودروهای ناایمن، جاده‌های غیراستاندارد و ضعف مدیریت ایمنی را از عوامل اصلی این تلفات معرفی می‌کنند.

هزاران نفر از مصدومان با آسیب‌های شدید، از جمله معلولیت‌های دائمی، روبه‌رو می‌شوند؛ پیامدی که زندگی قربانیان و خانواده‌هایشان را برای همیشه تغییر می‌دهد.

صنعت خودروسازی ایران در تمام این سال‌ها زیر چتر حمایت‌های گسترده حکومتی و در فضایی انحصاری فعالیت کرد.

خامنه‌ای در مقاطع مختلف از محدود کردن واردات برای حمایت از تولید داخلی دفاع کرد و بارها بر ضرورت حمایت از صنایع داخلی تاکید داشت.

او در عین حال اذعان کرده بود وضعیت خودروسازی کشور رضایت‌بخش نیست، اما حمایت سیاسی از ساختار انحصاری خودروسازی و محدودیت واردات، مانع شکل‌گیری رقابت موثر و ارتقای استانداردهای ایمنی شد.

بخش مهمی از این تلفات، حاصل دهه‌ها سیاست‌گذاری ناکارآمد، ضعف نظارت، فرسودگی زیرساخت‌های حمل‌ونقل و حمایت از صنعتی بوده است که بارها به‌دلیل کیفیت و ایمنی محصولاتش مورد انتقاد قرار گرفت.

از این منظر، صدها هزار قربانی تصادفات جاده‌ای را می‌توان بخشی از هزینه‌های انسانی حکمرانی در دوران خامنه‌ای دانست.

  • جوانان ۲۰ تا ۳۰ ساله، بیشترین قربانیان تصادفات مرگبار شهری تهران در آبان‌ماه

    جوانان ۲۰ تا ۳۰ ساله، بیشترین قربانیان تصادفات مرگبار شهری تهران در آبان‌ماه

آلودگی هوا؛ مرگ خاموش صدها هزار ایرانی

آلودگی هوا در دهه‌های گذشته به یکی از مرگبارترین بحران‌های سلامت عمومی در ایران تبدیل شده است. در سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵، مقام‌های وزارت بهداشت معمولا از حدود ۲۰ تا ۳۰ هزار مرگ سالانه منتسب به آلودگی هوا سخن می‌گفتند.

در سال‌های بعد، این برآوردها به حدود ۳۵ تا ۴۰ هزار مرگ سالانه رسید و در نهایت، آمارهای رسمی سال‌های اخیر ابعاد سنگین‌تری از بحران را نشان داد.

بر پایه ارزیابی وزارت بهداشت، در سال ۱۴۰۲ آلودگی هوا در ۵۷ شهر ایران به مرگ زودرس ۳۰ هزار و ۶۹۲ نفر انجامید و سهم ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون از مرگ‌ومیر در این جامعه آماری ۱۲.۶ درصد برآورد شد. مرکز پژوهش‌های مجلس نیز زیان اقتصادی این بحران را حدود ۲۳ میلیارد دلار در سال اعلام کرد.

در سال ۱۴۰۳، برآوردها سنگین‌تر شد. عباس شاهسونی، معاون مرکز تحقیقات کیفیت هوا دانشگاه علوم پزشکی بهشتی، از ۳۵ هزار و ۵۴۰ مرگ منتسب به آلودگی هوا در ۸۳ شهر کشور خبر داد و گفت دامنه برآوردها از ۲۳ هزار و ۷۶۶ تا ۴۶ هزار مرگ متغیر بوده است.

چند ماه بعد، علی‌رضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، رقم بالاتری اعلام کرد و گفت در سال ۱۴۰۳ حدود ۵۸ هزار و ۹۷۵ مرگ در کشور منتسب به ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون بوده است؛ یعنی ۱۶۱ مرگ در روز و حدود هفت مرگ در هر ساعت.

این روند نشان می‌دهد آلودگی هوا در دوران خامنه‌ای به یکی از بزرگ‌ترین عوامل مرگ زودرس در ایران تبدیل شد.

بر اساس برآوردهای رسمی و نیمه‌رسمی، شمار قربانیان این بحران در دهه‌های اخیر به صدها هزار نفر می‌رسد و در برآوردهای بالاتر، از مرز یک میلیون نفر نیز فراتر می‌رود؛ رقمی معادل جمعیت یک کلان‌شهر، یا مرگ یک نفر از هر حدود ۸۰ ایرانی.

فرسودگی ناوگان حمل‌ونقل، خودروهای کم‌کیفیت و پرمصرف، سوخت‌های آلاینده، ضعف حمل‌ونقل عمومی، توسعه نامتوازن شهری و بی‌اعتنایی مزمن به هشدارهای محیط زیستی، از جمله عوامل اصلی این بحران بودند.

در ساختاری که زیر نظر خامنه‌ای شکل گرفت و تداوم یافت، سلامت عمومی در برابر حفظ صنایع ناکارآمد، منافع نهادهای قدرت و سیاست‌های فرسوده اقتصادی و انرژی قربانی شد.

کرونا و فرمان مرگبار خامنه‌ای برای ممنوعیت واردات واکسن

همه‌گیری کرونا به یکی از مرگبارترین بحران‌های تاریخ معاصر ایران تبدیل شد. بر اساس آمار رسمی، حدود ۱۴۰ تا ۱۴۶ هزار نفر در ایران بر اثر ابتلا به کووید-۱۹ جان باختند، اما برآوردهای مستقل و محاسبات مبتنی بر مرگ‌ومیر مازاد، شمار واقعی قربانیان را به‌مراتب بیشتر نشان می‌دهد.

محسن منصوری، معاون سابق ابراهیم رئیسی، بعدها گفت کرونا تا پایان دولت حسن روحانی نزدیک به ۷۰۰ هزار نفر را در ایران به کام مرگ کشاند.

علی خامنه‌ای ۱۹ دی ۱۳۹۹ واردات واکسن‌های تولید آمریکا و بریتانیا را ممنوع اعلام کرد.

این تصمیم در حالی اتخاذ شد که بسیاری از کشورهای جهان برنامه‌های گسترده واکسیناسیون را آغاز کرده بودند.

در ایران اما روند دسترسی عمومی به واکسن با تاخیر قابل‌توجهی روبه‌رو شد و هم‌زمان، حکومت بر وعده‌ تولید داخلی و روایت‌های تبلیغاتی تکیه کرد.

در تابستان ۱۴۰۰ و هم‌زمان با شیوع سویه دلتا، ایران یکی از سنگین‌ترین موج‌های کرونا را تجربه کرد؛ دوره‌ای که شمار جان‌باختگان در برخی روزها از ۷۰۰ نفر فراتر رفت.

ممنوعیت واردات واکسن‌های آمریکایی و بریتانیایی در کنار پنهان‌کاری آماری، تاخیر در واکسیناسیون و اتکا به وعده‌های شکست‌خورده تولید داخلی، کرونا را به یکی از آشکارترین نمونه‌های تبدیل سیاست ایدئولوژیک به مرگ جمعی در ایران بدل کرد.

در سال‌های بعد، گروهی از وکلا، پزشکان، فعالان مدنی و خانواده‌های قربانیان با تشکیل کارزار «دادخواهان سلامت» و طرح شکایت علیه خامنه‌ای و دیگر مقام‌های جمهوری اسلامی، آنان را به نقش داشتن در مرگ ده‌ها هزار شهروند در جریان همه‌گیری کرونا متهم کردند.

شماری از افرادی که در پیگیری این شکایت نقش داشتند، بازداشت شدند و این پرونده به یکی از جنجالی‌ترین نمونه‌های تلاش برای پاسخگو کردن مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی در قبال مدیریت بحران کرونا تبدیل شد.

فعالیت‌های فرامرزی؛ از ترور مخالفان تا تامین گروه‌های نیابتی

در خارج از مرزهای ایران، سیاست‌های خامنه‌ای با ترور، ربایش و تهدید مخالفان گره خورد؛ از پرونده میکونوس تا پرونده‌های جدیدتر علیه روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی خارج کشور.

هم‌ز‌مان، حمایت سازمان‌یافته از نیروهای نیابتی در سوریه، لبنان، عراق، یمن و غزه، جمهوری اسلامی را به بخشی از جنگ‌ها، سرکوب‌ها و بحران‌های انسانی منطقه تبدیل کرد.

این سیاست‌ها علاوه بر قربانیان گسترده در کشورهای درگیر، منابع عظیمی را از اقتصاد ایران خارج کرد؛ منابعی که می‌توانست صرف سلامت، آموزش، زیرساخت و رفاه شهروندان ایرانی شود.

این فهرست همه آنچه در نزدیک به پنج دهه گذشته بر ایران گذشته نیست. هر خانواده دادخواه، هر زندانی سیاسی سابق، هر زن معترض، هر بازمانده سرکوب و هر شهروندی که عزیزش را در زندان، خیابان، جاده، بیمارستان یا زیر آسمان آلوده از دست داده، روایتی دیگر برای افزودن به آن دارد.

اما همین فهرست نشان می‌دهد چرا مرگ خامنه‌ای برای بخشی از جامعه ایران فقط مرگ یک رهبر سیاسی نبود. برای آنان، این مرگ یادآور پایان نمادین دوره‌ای بود که در آن قدرت، بارها بر جان انسان مقدم شد؛ دوره‌ای که با اعدام، زندان، سانسور، تبعیض، سرکوب و مرگ‌های قابل پیشگیری به یاد می‌آید.

۱۰۰ روز پس از مرگ خامنه‌ای، هنوز بسیاری از پرسش‌ها بی‌پاسخ مانده‌اند. حقیقت بسیاری از پرونده‌ها روشن نشده، عاملان بسیاری از کشتارها و سرکوب‌ها پاسخگو نشده‌اند و ساختارهایی که در دوران او ساخته و تقویت شدند، همچنان بر زندگی میلیون‌ها ایرانی سایه انداخته‌اند.