پولیتیکو: توافق با جمهوری اسلامی بدون «ابهامسازی دیپلماتیک» به سختی امکانپذیر خواهد بود
پولیتیکو در تحلیلی نوشت اگر دولت دونالد ترامپ و جمهوری اسلامی واقعاً به دنبال دستیابی به توافق باشند، احتمالاً ناچار خواهند شد از راهحلهای سیاسی و حقوقی مبهمی استفاده کنند که به هر دو طرف امکان دهد بدون عقبنشینی علنی از مواضع خود، توافق را به عنوان یک پیروزی معرفی کنند.
پولیتیکو در تحلیلی درباره مذاکرات جاری میان تهران و واشینگتن نوشت هرگونه توافق احتمالی میان دو طرف احتمالاً نیازمند سطحی از «ابهامسازی دیپلماتیک» و تفسیرهای متفاوت از مفاد توافق خواهد بود؛ رویکردی که در بسیاری از توافقهای مهم بینالمللی سابقه داشته است.
این تحلیل با اشاره به اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، یادآور شد که او در کنگره تاکید کرده بود واشینگتن در ازای بازگشایی تنگه هرمز، نه تحریمهای ایران را لغو خواهد کرد و نه به تهران اجازه دسترسی به داراییهای مسدودشدهاش را خواهد داد.
با این حال، پولیتیکو معتقد است میان داراییهای «مسدودشده» و منابع مالی «محدودشده» تفاوت وجود دارد و همین موضوع میتواند راهی برای مصالحه باز کند.
به نوشته این رسانه، یکی از گزینههای مورد بحث میتواند فراهم شدن امکان استفاده غیرمستقیم [حکومت] ایران از بخشی از منابع مالی محدودشده خود، از جمله میلیاردها دلار موجود در قطر، بدون لغو رسمی تحریمها یا آزادسازی مستقیم داراییهای بلوکهشده باشد.
تجربه برجام و درسهای گذشته پولیتیکو در ادامه با اشاره به مذاکرات هستهای دوران باراک اوباما نوشت که توافق هستهای سال ۲۰۱۵ نیز بر پایه مجموعهای از فرمولهای حقوقی و سیاسی طراحی شده بود که به هر دو طرف امکان میداد خود را پیروز مذاکرات معرفی کنند.
این گزارش یادآور شد که در جریان اجرای برجام، همزمان با آزادی زندانیان آمریکایی در ایران و حلوفصل یک اختلاف مالی قدیمی میان دو کشور، دولت اوباما تاکید میکرد این موضوعات ارتباطی با توافق هستهای ندارند؛ ادعایی که منتقدان جمهوریخواه آن را نپذیرفتند.
به نوشته پولیتیکو، تجربه برجام نشان میدهد توافقهای پیچیده دیپلماتیک اغلب بر پایه تفسیرهای متفاوت، ابهامهای حسابشده و فرمولهای انعطافپذیر شکل میگیرند.
ترامپ به دنبال توافقی متفاوت از برجام این تحلیل میگوید ترامپ که سالها برجام را به عنوان یک توافق «فاجعهبار» مورد حمله قرار داده بود، اکنون ممکن است خود ناچار شود برای دستیابی به توافقی جدید از ابزارهایی مشابه استفاده کند.
پولیتیکو معتقد است ترامپ در صورت دستیابی به توافق میتواند آن را به شیوههای مختلف به عنوان موفقیت خود معرفی کند؛ از جمله اگر ایران غنیسازی اورانیوم را حتی برای مدت محدودی متوقف کند یا دسترسی به منابع مالی خود را از طریق سازوکارهایی غیرمستقیم به دست آورد.
به نوشته این رسانه، ترامپ همچنین ممکن است هرگونه تعهد تازه [حکومت] ایران درباره عدم حرکت به سوی سلاح هستهای را به عنوان یک امتیاز مهم معرفی کند؛ حتی اگر تهران پیشتر نیز بارها چنین موضعی را اعلام کرده باشد.
احتمال تماس با مجتبی خامنهای پولیتیکو در بخش دیگری از این تحلیل به احتمال گفتوگوی مستقیم ترامپ با مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، اشاره کرده و نوشته است که چنین ارتباطی میتواند از نگاه رییسجمهوری آمریکا یک دستاورد سیاسی مهم تلقی شود.
این رسانه یادآور شد که علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، هیچگاه به طور مستقیم با رییسجمهوری آمریکا گفتوگو نکرده بود و همین موضوع میتواند به ترامپ فرصت دهد توافق احتمالی را متفاوت از تجربههای گذشته معرفی کند.
نگرانی از افشای جزئیات مذاکرات پولیتیکو در عین حال یکی از مشکلات اصلی دولت ترامپ را ناتوانی در حفظ محرمانگی مذاکرات دانست.
به نوشته این رسانه، برخی مقامهای سابق آمریکایی معتقدند انتشار مداوم اطلاعات و جزئیات مذاکرات در رسانهها میتواند اعتماد میان تهران و واشینگتن را تضعیف کرده و روند گفتوگوها را دشوارتر کند.
ایلان گلدنبرگ، از مقامهای پیشین دولتهای اوباما و بایدن، به پولیتیکو گفت: «اگر واقعاً میخواهید توافقی حاصل شود، نباید در هر مرحله جزئیات آن را به رسانهها درز دهید.»
هر دو طرف به دنبال اعلام پیروزی خواهند بود پولیتیکو در جمعبندی گزارش خود نوشت که در صورت دستیابی به توافق، هم تهران و هم واشینگتن تلاش خواهند کرد آن را به گونهای روایت کنند که به نفع خودشان باشد.
این رسانه تاکید کرد مهمترین موضوع نه روایتهای عمومی، بلکه توافق پشت پرده دو طرف درباره نحوه اجرای تعهدات، زمانبندی اقدامات و تفسیر دقیق مفاد توافق خواهد بود.
به نوشته پولیتیکو، همانگونه که در بسیاری از توافقهای مهم بینالمللی گذشته مشاهده شده، احتمالاً توافق احتمالی میان [حکومت] ایران و آمریکا نیز با ابهامهای عمدی، تفسیرهای متفاوت و روایتهای متضاد همراه خواهد بود، اما آنچه اهمیت دارد وجود درک مشترک میان طرفین درباره چگونگی اجرای آن است.
روزنامه اسرائیلهیوم در یادداشتی تحلیلی نوشت اگرچه اظهارات متناقض دونالد ترامپ درباره ایران و انتقادهای اخیر او از بنیامین نتانیاهو باعث نگرانی در اسرائیل شده است، اما کارنامه عملی او نشان میدهد که همچنان به دنبال تضعیف جمهوری اسلامی و تکمیل کارزار نظامی و سیاسی علیه تهران است.
اسرائیلهیوم در این تحلیل درباره سیاستهای ترامپ در قبال [حکومت] ایران، از آنچه «پیامهای متناقض» رییسجمهوری آمریکا درباره جنگ و مذاکرات با تهران توصیف کرد انتقاد کرد، اما در عین حال استدلال کرد که عملکرد عملی ترامپ نشان میدهد او همچنان به ادامه فشار بر جمهوری اسلامی متعهد است.
نویسنده این یادداشت مینویسد برای بسیاری از حامیان اسرائیل، شنیدن سخنان متناقض ترامپ درباره [حکومت] ایران ناامیدکننده است؛ از یک سو او از نابودی برنامه هستهای و توان نظامی جمهوری اسلامی سخن میگوید و از سوی دیگر از آمادگی برای دیدار با رهبران [حکومت] ایران و احتمال دستیابی به توافق صحبت میکند.
این تحلیل همچنین انتقادهای اخیر ترامپ از نتانیاهو را «آزاردهنده» توصیف کرده و نوشته است که رییسجمهوری آمریکا گاه نتانیاهو را «رهبر بزرگ دوران جنگ» مینامد و در مقاطعی نیز او را مورد انتقاد قرار میدهد یا مدعی میشود اسرائیل بدون حمایت او قادر به ادامه مسیر خود نیست.
روزنامه اسرائیلهیوم در یادداشتی تحلیلی نوشت اگرچه اظهارات متناقض دونالد ترامپ درباره ایران و انتقادهای اخیر او از بنیامین نتانیاهو باعث نگرانی در اسرائیل شده است، اما کارنامه عملی او نشان میدهد که همچنان به دنبال تضعیف جمهوری اسلامی و تکمیل کارزار نظامی و سیاسی علیه تهران است.
اسرائیلهیوم در این تحلیل درباره سیاستهای ترامپ در قبال [حکومت] ایران، از آنچه «پیامهای متناقض» رییسجمهوری آمریکا درباره جنگ و مذاکرات با تهران توصیف کرد انتقاد کرد، اما در عین حال استدلال کرد که عملکرد عملی ترامپ نشان میدهد او همچنان به ادامه فشار بر جمهوری اسلامی متعهد است.
نویسنده این یادداشت مینویسد برای بسیاری از حامیان اسرائیل، شنیدن سخنان متناقض ترامپ درباره [حکومت] ایران ناامیدکننده است؛ از یک سو او از نابودی برنامه هستهای و توان نظامی جمهوری اسلامی سخن میگوید و از سوی دیگر از آمادگی برای دیدار با رهبران [حکومت] ایران و احتمال دستیابی به توافق صحبت میکند.
این تحلیل همچنین انتقادهای اخیر ترامپ از نتانیاهو را «آزاردهنده» توصیف کرده و نوشته است که رییسجمهوری آمریکا گاه نتانیاهو را «رهبر بزرگ دوران جنگ» مینامد و در مقاطعی نیز او را مورد انتقاد قرار میدهد یا مدعی میشود اسرائیل بدون حمایت او قادر به ادامه مسیر خود نیست.
اسرائیلهیوم این اظهارات را نادرست و غیرقابل پذیرش دانسته، اما تاکید کرده است که نباید سبک شخصی و اظهارات جنجالی ترامپ را با جهتگیری راهبردی دولت او در قبال [حکومت] ایران اشتباه گرفت.
«ترامپ نمیخواهد پیروزی را به ایران واگذار کند» نویسنده مقاله معتقد است ترامپ به خوبی میداند که پایان دادن زودهنگام به جنگ و کاهش فشارها بر تهران میتواند به معنای پیروزی جمهوری اسلامی باشد.
به نوشته اسرائیلهیوم، ترامپ بر این باور است که [حکومت] ایران نباید به این نتیجه برسد که با بستن تنگه هرمز و ایجاد اختلال در صادرات انرژی میتواند بقای خود را تضمین کند.
این یادداشت به سخنان اخیر ترامپ اشاره میکند که افزایش قیمت نفت و اختلال در تردد نفتکشها را «بهایی کوچک» در برابر دستاوردهای بزرگ امنیتی توصیف کرده بود.
اسرائیلهیوم همچنین استدلال میکند که هنوز بخشهایی از برنامه هستهای و نظامی جمهوری اسلامی دستنخورده باقی مانده است؛ از جمله مراکز موشکی، تاسیسات تولید تسلیحات، سایتهای هستهای و ذخایر اورانیوم غنیشده که به گفته نویسنده میتوانند در آینده دوباره به تهدیدی جدی تبدیل شوند.
ایران بخشی از رویارویی گستردهتر آمریکا با چین و روسیه در بخش دیگری از این تحلیل آمده است که ترامپ جنگ با ایران را صرفاً یک درگیری منطقهای نمیبیند، بلکه آن را بخشی از رقابت راهبردی آمریکا با چین و روسیه میداند؛ دو کشوری که از متحدان جمهوری اسلامی محسوب میشوند.
بر همین اساس، نویسنده معتقد است رییسجمهوری آمریکا بهسادگی از میدان خارج نخواهد شد و بعید است تنها با اعلام یک «پیروزی نمادین» به حضور نظامی آمریکا در منطقه پایان دهد.
این تحلیل میگوید اگرچه ترامپ ممکن است به دلایل سیاسی و داخلی، از جمله انتخابات میاندورهای کنگره یا نیاز به بازسازی ذخایر تسلیحاتی آمریکا، در برخی مقاطع از تشدید درگیریها خودداری کند، اما همچنان به دنبال کاهش توان جمهوری اسلامی و محدود کردن نفوذ منطقهای آن خواهد بود.
ابهام بهعنوان بخشی از راهبرد اسرائیلهیوم در پاسخ به این پرسش که چرا ترامپ مواضع ظاهراً متناقضی درباره [حکومت] ایران اتخاذ میکند، مینویسد بخشی از این ابهام میتواند عامدانه و در راستای سردرگم کردن تهران باشد.
به باور نویسنده، همانگونه که متحدان آمریکا درباره گام بعدی ترامپ اطمینان کامل ندارند، رهبران جمهوری اسلامی نیز نمیتوانند مسیر بعدی واشینگتن را با قطعیت پیشبینی کنند.
این یادداشت با اشاره به خروج ترامپ از توافق هستهای سال ۲۰۱۸، دستور ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰ و عملیاتهای نظامی اخیر علیه حکومت ایران، استدلال میکند که عملکرد عملی رییسجمهوری آمریکا در قبال جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته از ثبات بیشتری نسبت به سخنان روزمره او برخوردار بوده است.
مقابله با منتقدان داخلی اسرائیلهیوم همچنین به فشارهای سیاسی داخلی بر ترامپ اشاره میکند و مینویسد او برای ادامه سیاست فشار بر [حکومت] ایران نه تنها با منتقدان دموکرات، بلکه با بخشی از جریان محافظهکار و انزواطلب در آمریکا نیز روبهرو شده است.
به نوشته این روزنامه، ترامپ در هفتههای اخیر انتقاد برخی چهرههای بانفوذ نزدیک به جنبش «ماگا» از جمله تاکر کارلسون را نادیده گرفته و همچنان بر ضرورت مقابله با جمهوری اسلامی تاکید کرده است.
نگرانی از یک توافق ناکافی با وجود حمایت کلی از رویکرد ترامپ، اسرائیلهیوم هشدار میدهد که همچنان این خطر وجود دارد که رییسجمهوری آمریکا در نهایت به توافقی با تهران تن دهد که از نگاه اسرائیل، فاصله کافی میان جمهوری اسلامی و دستیابی به سلاح هستهای ایجاد نکند یا فشارها بر حکومت ایران را بهطور کامل حفظ نکند.
با این حال، نویسنده نتیجه میگیرد که در شرایط فعلی، ادامه همکاری راهبردی اسرائیل با دولت ترامپ برای پیشبرد کارزار علیه جمهوری اسلامی همچنان یک ضرورت سیاسی و امنیتی است حتی اگر این مسیر با ابهام، نوسان در مواضع و اختلافنظرهای مقطعی همراه باشد.
جمشید برزگر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، به ایران اینترنشنال گفت که تعطیلیهای پیدرپی مدارس، آموزش مجازی ناکارآمد و قطع اینترنت، دانشآموزان را از آموزش موثر محروم کرده است.
به گفته او، اعتراضها به وضعیت کنکور و امتحانات، نتیجه بلاتکلیفی ایجادشده و نبود پاسخگویی مسئولان جمهوری اسلامی است.
روزگاری هر سال بیش از دو میلیون نوزاد در ایران متولد میشد. نسلی که بعدها به «دههشصتیها» معروف شد، هنوز هم پرجمعیتترین نسل کشور به شمار میرود. اما امروز آمارها تصویری کاملا متفاوت را نشان میدهند.
تعداد تولدها در ایران به حدود ۸۹۲ هزار نفر در سال رسیده و برای نخستین بار، خالص رشد جمعیت کشور به کمتر از ۵۰۰ هزار نفر کاهش یافته است.
این اعداد تنها چند آمار خشک و رسمی نیستند، بلکه نشانه تغییری عمیق در سبک زندگی، اقتصاد و نگاه ایرانیان به ازدواج و فرزندآوری هستند. تغییری که باعث شده ایران از روزگار «انفجار جمعیت» به دورهای برسد که کارشناسان از آن با عنوان «بحران جمعیتی» یاد میکنند.
در سالهای اخیر سیاستگذاران تلاش کردهاند با اجرای قانون جوانی جمعیت، روند کاهش تولدها را متوقف کنند.
وام ازدواج، وام فرزندآوری، واگذاری زمین، تسهیلات مسکن و اختصاص هزاران میلیارد تومان بودجه مستقیم و غیرمستقیم، بخشی از این سیاستها بوده است.
با این حال، روند نزولی تولدها همچنان ادامه دارد و همزمان نرخ ازدواج نیز کاهش یافته است.
آمارها نشان میدهند نرخ ازدواج زنان مجرد از ۴.۳۵ درصد در سال ۱۴۰۱ به ۳.۱۶ درصد در سال ۱۴۰۴ رسیده است. کاهشی نزدیک به ۳۰ درصد تنها در سه سال.
همین مساله این سوال را مطرح میکند که آیا مشکل فقط پول است یا عوامل دیگری در تصمیم جوانان برای تشکیل ندادن خانواده نقش دارند؟
نسل جدید، زندگی متفاوت
نسل امروز با نسل والدین خود تفاوتهای زیادی دارد. جوانان بیش از گذشته به تحصیل، استقلال مالی، پیشرفت شغلی و تجربههای فردی اهمیت میدهند. ازدواج دیگر الزاما اولین گام ورود به بزرگسالی نیست و بسیاری از افراد ترجیح میدهند تا رسیدن به ثبات اقتصادی یا عاطفی، تشکیل خانواده را به تعویق بیندازند.
در نتیجه، سن ازدواج افزایش پیدا کرده و فاصله میان ازدواج و فرزندآوری نیز بیشتر شده است.
یکی از مهمترین تغییرات اجتماعی دهههای اخیر، افزایش حضور زنان در دانشگاهها و بازار کار بوده است.
امروزه بسیاری از زنان برای رسیدن به موقعیت شغلی مناسب، سالها سرمایهگذاری آموزشی و حرفهای انجام میدهند.
نکته قابل توجه این است که ایران با وجود افزایش چشمگیر سطح تحصیلات زنان، همچنان یکی از پایینترین نرخهای مشارکت اقتصادی زنان را در منطقه و در مقایسه با بسیاری از کشورهای توسعهیافته دارد.
بر اساس دادههای بینالمللی، نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران حدود ۱۳ تا ۱۴ درصد برآورد میشود، در حالی که این رقم در بسیاری از کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) از ۵۰ تا ۶۰ درصد فراتر میرود.
به بیان دیگر، فرصتهای شغلی برای زنان در ایران محدودتر است و ورود و ماندن در بازار کار برای بسیاری از آنها، با دشواریهای بیشتری همراه است.
در چنین شرایطی، فرزندآوری برای بخشی از زنان به تصمیمی پیچیده تبدیل شده است. آنها باید میان خواستههای شخصی، آینده شغلی و مسئولیتهای خانوادگی تعادل برقرار کنند. تعادلی که برقرار کردنش آسان نیست.
بسیاری از زنان نگرانند که بارداری و چند سال دوری از محیط کار، فرصتهای شغلی، ارتقای حرفهای یا حتی امنیت شغلی آنها را تحت تاثیر قرار دهد.
در برخی مشاغل نیز کارفرمایان تمایل کمتری به استخدام یا ارتقای زنان دارای فرزند خردسال دارند. موضوعی که باعث میشود بخشی از زنان، فرزندآوری را به سالهای بعد موکول کنند.
از سوی دیگر، بخش بزرگی از مسئولیت نگهداری از کودک در ایران همچنان بر دوش مادران است. کمبود مهدکودکهای ارزان و در دسترس، هزینه بالای مراقبت از کودک و محدود بودن الگوهای کاری انعطافپذیر، باعث میشود بسیاری از زنان احساس کنند میان اشتغال و مادری ناچار به انتخاب هستند.
این در حالی است که در بسیاری از کشورهایی که توانستهاند نرخ باروری بالاتری را حفظ کنند، سیاستگذاران تلاش کردهاند این تعارض را کاهش دهند. با مرخصی والدین برای پدر و مادر گرفته تا مهدکودکهای یارانهای، ساعات کاری منعطف و حمایتهای شغلی پس از تولد فرزند.
بسیاری از کارشناسان معتقدند تا زمانی که چنین زیرساختهایی در ایران تقویت نشود، صرف پرداخت وام و مشوقهای مالی، نمیتواند نگرانیهای بخش مهمی از زنان را درباره فرزندآوری، برطرف کند.
برای بسیاری از زنان، مساله فقط هزینه بزرگ کردن یک کودک نیست، بلکه هزینهای است که مادر شدن میتواند بر مسیر شغلی و استقلال اقتصادی آنها تحمیل کند.
کاهش تولدها فقط یک مساله ایرانی نیست. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته نیز افراد دیرتر ازدواج میکنند و دیرتر صاحب فرزند میشوند.
شاید یکی از نمادهای این تغییر، رشد سریع صنعت فریز تخمک باشد. بازاری چند میلیارد دلاری که به زنان اجازه میدهد امکان فرزندآوری را برای سالهای بعد حفظ کنند.
بسیاری از زنانی که از این خدمات استفاده میکنند، قصد ندارند برای همیشه از مادر شدن صرفنظر کنند. آنها فقط میخواهند زمان آن را خودشان انتخاب کنند.
این روند نشان میدهد مساله جمعیت در قرن بیستویکم بیش از آن که به تعداد مشوقهای مالی مربوط باشد، به تغییر سبک زندگی و اولویتهای نسل جدید گره خورده است.
در میان کشورهای توسعهیافته، اسرائیل یکی از معدود کشورهایی است که همچنان نرخ بالای فرزندآوری را حفظ کرده است. در حالی که بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیایی با کاهش شدید تولدها دستوپنجه نرم میکنند، نرخ باروری در اسرائیل نزدیک به سه فرزند برای هر زن باقی مانده است.
پژوهشگران دلیل این موفقیت را تنها در کمکهای مالی نمیبینند. در اسرائیل خانواده همچنان جایگاه مهمی در فرهنگ عمومی دارد و داشتن فرزند حتی در میان زنان تحصیلکرده و شاغل نیز یک ارزش اجتماعی محسوب میشود.
اما تفاوت اسرائیل فقط به فرهنگ محدود نمیشود. این کشور یکی از گستردهترین نظامهای حمایت از درمان ناباروری در جهان را نیز در اختیار دارد. دولت هزینه بخش بزرگی از درمانهای ناباروری و آیویاف (IVF) را پوشش میدهد و شهروندان میتوانند تا رسیدن به دو فرزند، از این حمایتها استفاده کنند. این موضوع باعث شده دسترسی به فناوریهای کمکباروری در اسرائیل، بسیار گستردهتر از بسیاری از کشورهای توسعهیافته باشد.
در کنار این حمایتها، سیاستگذاران اسرائیلی تلاش کردهاند میان اشتغال زنان و فرزندآوری، تعارض کمتری ایجاد کنند.
به همین دلیل، برخلاف بسیاری از کشورهای توسعهیافته، افزایش تحصیلات و حضور زنان در بازار کار، الزاما به کاهش شدید نرخ باروری منجر نشده است.
به بیان دیگر، تجربه اسرائیل نشان میدهد افزایش جمعیت فقط به بودجه وابسته نیست، بلکه به ترکیبی از عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حمایتهای عملی از خانواده نیاز دارد. از درمان ناباروری گرفته تا ایجاد شرایطی که در آن فرزندآوری با زندگی مدرن و اشتغال زنان در تضاد کامل قرار نگیرد.
در سالهایی که افزایش جمعیت به یکی از مهمترین اولویتهای اعلامشده حاکمیت تبدیل شده، آمارها رفتن شهروندان به مسیر دیگری را روایت میکنند.
با وجود تاکید مکرر علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، بر ضرورت جوانی جمعیت، تصویب قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت و اختصاص هزاران میلیارد تومان بودجه و تسهیلات، تعداد تولدها همچنان روندی نزولی دارد: از بیش از دو میلیون تولد در هر سال در دهه ۶۰ به کمتر از ۹۰۰ هزار تولد در سال ۱۴۰۴.
شاید مهمترین پیام این آمار آن باشد که بحران جمعیت را نمیتوان تنها با وام، مشوق مالی و سیاستهای دستوری حل کرد.
تجربه کشورهایی که در حفظ نرخ باروری موفقتر بودهاند نشان میدهد تصمیم به فرزندآوری بیش از هر چیز به احساس امنیت، ثبات، امید به آینده و سازگاری سیاستها با واقعیتهای زندگی نسل جدید وابسته است. واقعیتی که آمارهای جمعیتی در ایران، هر سال با صدای بلندتری آن را یادآوری میکنند.
ارتش آمریکا اعلام کرد پس از رهگیری و سرنگونی چهار پهپاد ایرانی در نزدیکی تنگه هرمز، مواضع راداری و نظارتی ایران در قشم و گورک را هدف قرار داده است. این حملات در حالی صورت میگیرد که تهران و واشینگتن همزمان در حال مذاکره برای دستیابی به توافقی جهت پایان دادن به جنگ هستند.
ارتش آمریکا بامداد شنبه ۱۶ خرداد اعلام کرد در واکنش به پرتاب چهار پهپاد ایرانی به سمت منطقه تنگه هرمز، چند مرکز راداری و نظارتی ایران در سواحل خلیج فارس را هدف قرار داده است؛ اقدامی که نشاندهنده ادامه تنشهای نظامی میان دو کشور، همزمان با جریان مذاکرات دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ است.
به گزارش رویترز، یک مقام آمریکایی گفت ارزیابی ارتش آمریکا نشان میدهد پهپادهای ایرانی با هدف تهدید یا هدف قرار دادن تردد دریایی در منطقه به پرواز درآمده بودند. فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) نیز اعلام کرد نیروهای آمریکایی پس از سرنگونی این پهپادها، مراکز نظارتی ایران در منطقه گورک و جزیره قشم را هدف قرار دادند.
ساعاتی بعد خبرگزاری کویت خبر داد که پدافند هوایی این کشور «حملات موشکی و پهپادی» را رهگیری کرده است.ستاد کل ارتش کویت گفت که صدای هرگونه انفجار، نتیجه رهگیری توسط سامانههای پدافند هوایی بوده است و از مردم خواست تا دستورالعملهای ایمنی و امنیتی صادر شده توسط سازمانهای مربوطه را رعایت کنند.
دقایقی بعد وزارت کشور بحرین آژیر حمله هوایی را فعال کرد. وزارت کشور بحرین در همین ارتباط از شهروندان و ساکنان خواست به نزدیکترین محل امن بروند.
پس از آن روابط عمومی سپاه پاسداران در بیانیهای که در رسانههای ایران منتشر شد، اعلام کرد که به دنبال حمله آمریکا به سیریک و جزیره قشم، «پایگاههای دشمن در منطقه» را هدف موشکهای هوافضا قرار داده است.
در ادامه نیز فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا با صدور بیانیهای اعلام کرد نیروهای آمریکایی چندین موشک بالستیک و پهپاد ایرانی را که به سمت تنگه هرمز و منطقه خلیج فارس شلیک شده بودند، رهگیری کردهاند. در بیانیه سنتکام آمده است که [حکومت] ایران چند ساعت پس از آنکه نیروهای آمریکایی چهار پهپاد انتحاری ایرانی را که به سمت تنگه هرمز پرتاب شده بودند سرنگون کردند، هفت موشک بالستیک به سوی کویت و بحرین شلیک کرد. بر اساس ارزیابی اولیه ارتش آمریکا، شش فروند از موشکهای شلیکشده از سوی جمهوری اسلامی رهگیری و منهدم شدهاند و موشک هفتم نیز به هدف مورد نظر خود نرسیده است.
این درگیریها در حالی رخ میدهد که تهران و واشینگتن بهطور غیرمستقیم درباره یک توافق موقت مذاکره میکنند؛ توافقی که هدف آن توقف جنگی است که از اسفند سال گذشته آغاز شده و اکنون وارد چهارمین ماه خود شده است. بر اساس گزارش رویترز، موضوعاتی مانند برنامه هستهای ایران قرار است در مذاکرات بعدی بررسی شود.
تهران چه میخواهد؟ به نوشته رویترز، جمهوری اسلامی برای پذیرش هرگونه توافق خواستار دسترسی به میلیاردها دلار درآمد نفتی، کاهش یا لغو محدودیتهای صادرات نفت خام، پایان محاصره بنادر ایران از سوی آمریکا و حفظ نقش خود در تنگه هرمز شده است.
از زمان آغاز جنگ، حکومت ایران عملاً عبور و مرور در تنگه هرمز را مختل کرده است؛ آبراهی که پیش از جنگ حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکرد.
ترامپ: جمهوری اسلامی هنوز بخشی از توان موشکی خود را حفظ کرده است دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در گفتوگو با شبکه انبیسی گفت با وجود حملات گسترده آمریکا، حکومت ایران هنوز بخشی از توان موشکی و پهپادی خود را در اختیار دارد.
او گفت «ایران هنوز تعدادی موشک و پهپاد دارد» و برآورد کرد که حدود ۲۱ تا ۲۲ درصد از ذخایر موشکی این کشور باقی مانده است.
ترامپ در پاسخ به این پرسش که چرا تهران هنوز با توافق موافقت نکرده است، گفت رهبران جمهوری اسلامی «قوی و مغرور» هستند، اما در نهایت «چارهای جز توافق نخواهند داشت.»
لبنان؛ گره دیگر مذاکرات رویترز گزارش داد که همزمان با مذاکرات حکومت ایران و آمریکا، درگیریها در لبنان نیز ادامه دارد. حزبالله لبنان روز جمعه اعلام کرد دو عملیات علیه نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان انجام داده است. منابع امنیتی لبنان نیز از حملات هوایی اسرائیل به مناطق مختلف جنوب این کشور خبر دادند.
به نوشته رویترز، حکومت ایران همچنان از حزبالله حمایت میکند و خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان را یکی از شروط اصلی برای هرگونه توافق منطقهای و آتشبس فراگیر میداند.
تهران همچنین برقراری آتشبس میان اسرائیل و حزبالله را بخشی از چارچوب مورد نظر خود برای دستیابی به توافق با آمریکا و بازگشایی مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز معرفی کرده است.
اختلاف بر سر طرح آتشبس لبنان نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، این هفته توافق پیشنهادی آمریکا میان دولت لبنان و اسرائیل را رد کرد و گفت این توافق خروج نیروهای اسرائیلی از خاک لبنان را تضمین نمیکند و حزبالله نیز در مذاکرات آن مشارکت نداشته است.
در مقابل، اسرائیل اعلام کرده است که عملیات نظامی خود در جنوب لبنان را ادامه خواهد داد و فعلاً برنامهای برای خروج نیروهایش از این مناطق ندارد.
در همین حال، نبیه بری، رییس پارلمان لبنان و از متحدان حزبالله، اعلام کرد اگر نیروهای اسرائیلی همزمان از مناطق اشغالی لبنان خارج شوند، با عقبنشینی نیروهای حزبالله از جنوب لبنان موافقت خواهد کرد.
آتشبسهای شکننده رویترز در پایان گزارش خود نوشت که با وجود توافقهای آتشبس مورد حمایت آمریکا، درگیریها در چندین جبهه منطقهای ادامه دارد. در روزهای اخیر لبنان، غزه، شمال اسرائیل و حتی کویت شاهد حملات و تنشهای امنیتی بودهاند.
این تحولات نشان میدهد که اگرچه مذاکرات سیاسی برای پایان دادن به جنگ در جریان است، اما در میدان نبرد هنوز فاصله قابل توجهی تا دستیابی به یک آتشبس پایدار و فراگیر وجود دارد.