• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

مشاور رییس امارات متحده عربی: جمهوری اسلامی تهدیدی علیه امنیت و ثبات منطقه است

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۳:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

انور قرقاش، مشاور سیاست خارجی رییس امارات متحده عربی، در حساب خود در ایکس، حملهبه یک نفتکش شرکت نفت ابوظبی را نشان‌دهنده تهدید جمهوری اسلامی علیه امنیت و ثبات منطقه دانست.

روز دوشنبه شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک) اعلام کرد نفتکش این شرکت با نام «برکه» در نزدیکی سواحل عمان هدف حمله دو پهپاد جمهوری اسلامی قرار گرفت.

به گفته این شرکت، این شناور در زمان وقوع حمله بدون محموله بود و در این حادثه هیچ‌یک از خدمه آسیب ندیدند.

پربازدیدترین‌ها

لوموند: کشورهای خلیج فارس به‌شدت بر سر ادامه جنگ ایران دچار اختلاف‌ شده‌اند
۱

لوموند: کشورهای خلیج فارس به‌شدت بر سر ادامه جنگ ایران دچار اختلاف‌ شده‌اند

۲

کشف مهدکودک «غیرمجاز» تحت مدیریت ایرانیان در تایلند؛ ۸۹ اسرائیلی در میان کودکان

۳

در پاسخ به «هیات صلح»، حماس با واگذاری سلاح مخالفت و شرط تشکیل دولت فلسطینی را مطرح کرد

۴

موسسه مطالعات جنگ:‌ موضع تهران در مورد مدیریت تنگه هرمز و برنامه هسته‌ای‌ تغییر نکرده است

۵

هم‌زمانی فشار نظامی آمریکا و پیشنهاد ۱۴ بندی تهران برای پایان جنگ

انتخاب سردبیر

  •  کوروش کیوانی، زندانی ایرانی-سوئدی اعدام شده را در بیابان‌های خاوران دفن کردند
    اختصاصی

    کوروش کیوانی، زندانی ایرانی-سوئدی اعدام شده را در بیابان‌های خاوران دفن کردند

  • معنا و پیامد شکاف‌ها در قدرت؛ چه کسی در جمهوری اسلامی تصمیم می‌گیرد؟
    تحلیل

    معنا و پیامد شکاف‌ها در قدرت؛ چه کسی در جمهوری اسلامی تصمیم می‌گیرد؟

  • چرا ترامپ ممکن است بمباران ایران را از سر بگیرد؟
    تحلیل

    چرا ترامپ ممکن است بمباران ایران را از سر بگیرد؟

  • سقوط قدرت خرید کارگر ایرانی از ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۵
    تحلیل

    سقوط قدرت خرید کارگر ایرانی از ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۵

  • نظام آموزشی جمهوری اسلامی، میدان بحران، سرکوب و نابرابری
    تحلیل

    نظام آموزشی جمهوری اسلامی، میدان بحران، سرکوب و نابرابری

•
•
•

مطالب بیشتر

زوج بریتانیایی زندانی در اوین به دلیل مصاحبه با بی‌بی‌سی سه هفته از ملاقات محروم شدند

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۳:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، لیندزی فورمن و کریگ فورمن، زوج بریتانیایی زندانی در اوین، به دلیل مصاحبه‌ای که در آن از «دشواری وضعیت بسیاری از ایرانیان» گفته بودند، به مدت سه هفته از ملاقات حضوری و کابینی با یکدیگر محروم شدند.

یک منبع آگاه از شرایط این زندانیان به ایران‌اینترنشنال گفت، لیندزی و کریگ فورمن یکشنبه ۱۳ اردیبهشت برای ملاقات با هم به مسئولان زندان مراجعه کردند، اما به آنها گفته شد به دلیل مصاحبه با بی‌بی‌سی جهانی، سه هفته ممنوع‌الملاقات شده‌اند و حق دیدار با یکدیگر را ندارند.

به گفته این منبع با آغاز شرایط جنگی وضعیت ملاقات زندانیان سیاسی تغییر کرده و اغلب آنها از ملاقات محروم بودند. اما طی دو تا سه هفته اخیر امکان ملاقات کابینی برای برخی زندانیان برقرار شد و کسانی که اعضای خانواده‌شان در اوین زندانی بودند امکان ملاقات بندبه‌بند داشتند.

لیندزی فورمن در این مصاحبه گفته بود: «ترسناک است. وقتی به وضعیتم نگاه می‌کنم می‌گویم خدا را شکر که اینجا بزرگ نشده‌ام. برای ما روزی پایان خواهد یافت، اما برای افرادی که اینجا هستند، شاید هرگز پایانی نباشد.»

کریگ فورمن نیز گفته بود از زمان انتقالش به اوین، چهار هم‌بندی‌اش برای اجرای حکم فراخوانده شدند و روز بعد خبر اعدام‌شان از تلویزیون پخش شد.

۲۹ اسفند ۱۴۰۴، خانواده زوج بریتانیایی اعلام کردند این دو به‌عنوان «سپر انسانی» مورد استفاده قرار گرفته‌اند و از دولت بریتانیا به‌دلیل نبود پیشرفت در روند آزادی آنها انتقاد کردند.

بر اساس این گزارش، انفجاری در نزدیکی زندان اوین موجب شکسته شدن پنجره‌های بند محل نگهداری کریگ فورمن شده و قطعاتی از سقف و دیوار بر سر زندانیانی فرو ریخت که برای در امان ماندن زیر تخت‌ها پناه گرفته بودند.

  • زوج بریتانیایی زندانی در ایران: اعتصاب غذا می‌کنیم و تا زمان آزادی ادامه می‌دهیم

    زوج بریتانیایی زندانی در ایران: اعتصاب غذا می‌کنیم و تا زمان آزادی ادامه می‌دهیم

این دو زندانی بریتانیایی اول اسفند در نامه‌هایی اعلام کردند رفتار دستگاه قضایی حکومت ایران از زمان بازداشت‌شان دست‌کم ناقض هفت اصل قانون اساسی جمهوری اسلامی بوده است.

این دو در نامه‌های خود به مواردی از جمله نقض حق حفظ کرامت انسانی، اصل برائت، حق انتخاب وکیل، منع تعقیب بدون دلیل، منع تفتیش عقاید و علنی بودن دادگاه اشاره کرده‌اند.

آنها در این نامه تاکید کردند که هیچ مدرکی دال بر جاسوس بودن کریگ ارائه نشده و تنها مدرکی که علیه لیندزی مطرح شده، کارت ورود به «کنفرانس روان‌شناسی مثبت‌گرا اروپا» بوده که نام مردی را نشان می‌دهد که احتمال داشته اهل اسرائیل باشد.

لیندزی فورمن نوشت بارها درباره دیدگاهش درباره اسرائیل و مذهب بازجویی شده و به او گفته شده که یهودی، فمینیست و حامی اسرائیل است و ایران را کشوری «تاریک» می‌داند.

به گفته این زوج، پس از چند ماه با پرواز تجاری از کرمان به تهران منتقل شدند و تصور می‌کردند آزاد خواهند شد، اما پس از پیاده شدن از هواپیما از هم جدا شدند و با چشمان بسته به سلول انفرادی دیگری منتقل شدند.

خانواده لیندزی و کریگ فورمن اعلام کرده بودند این دو نفر به اتهام جاسوسی به ۱۰ سال زندان محکوم شده‌اند. این حکم در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران صادر شده است. این زوج در ابتدای سال ۲۰۲۵ در حین سفر به ایران با موتورسیکلت، دستگیر شدند.

کوچصفهان؛ بسیجی‌های مسلح و خیابان‌هایی که میدان تیر شدند

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۳:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی

کوچصفهان، شهری با جمعیتی کمتر از ۱۰ هزار نفر در نزدیکی رشت، مرکز استان گیلان، در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه شاهد اعتراض‌هایی بود که پیش از آن در این شهر دیده نشده بود. جایی که حضور گسترده مردم، به‌ویژه جوانان، در مقیاس این شهر کوچک، اتفاقی بزرگ را رقم زد.

بر اساس گزارش‌ها، نیروهای بسیج به‌همراه نیروهای اعزامی از شهرهای اطراف از جمله سپاه سلمان سنگر، در این شهر مستقر شدند و حمله به معترضان را با گاز اشک‌آور و تیراندازی با سلاح جنگی آغاز کردند.

در جریان این تیراندازی‌ها، حداقل ۱۰ نفر در میدان اصلی شهر کشته و شمار زیادی مجروح شدند. امیرمحمد خداپرست، سیدحسین حسینی و پیمان لفوطی، سه نفر از کشته‌شدگان آن شب بودند.

پس از این کشتار، روند تحویل پیکرها با فشار و محدودیت همراه بود؛ از ربودن پیکرها تا مجبور کردن خانواده‌ها به اعلام «بسیجی» بودن جان‌باختگان و برگزاری مراسم در شرایط امنیتی.

در مواردی نیز خانواده‌ها برای تحویل گرفتن پیکر نزدیکانشان، ناچار به پرداخت مبالغ سنگین شدند.

روند سرکوب در هفته‌های بعد از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی ماه در کوچصفهان نیز ادامه یافت.

نیروهای امنیتی با برپا کردن ایست بازرسی، معترضان با آثار جراحت را دستگیر و تلفن‌های همراه افراد را به قصد بررسی حضور آن‌ها در تجمع‌ها، بررسی می‌کردند.

100%

امیرمحمد خداپرست؛ جوانی که با تیر خلاص کشته شد
امیرمحمد خداپرست، ۲۴ ساله و از ساکنان کوچصفهان، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در میدان اصلی این شهر هدف تیراندازی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، او ابتدا با اصابت گلوله به ناحیه پهلو مجروح شد و نیروهای حاضر در محل با شلیک تیر خلاص به سرش، او را کشتند.

به گفته منابع محلی، شدت جراحات به حدی بود که امکان نجاتش وجود نداشت.

خداپرست، شاغل در حوزه محصولات چوبی بود.

پیکر او در سکوت و تحت شرایطی امنیتی، در روستای «بلسبنه» کوچصفهان به خاک سپرده شد.

100%

سیدحسین (آرین) حسینی لاله‌دشتی؛ جوانی که از پشت هدف گلوله قرار گرفت

سیدحسین (آرین) حسینی لاله‌دشتی، ۲۲ ساله، شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در میدان شهرداری کوچصفهان با اصابت گلوله جنگی کشته شد.

بر اساس گزارش‌ها، او در حالی که تلاش می‌کرد از اصابت گلوله در امان بماند، از پشت هدف چهار گلوله جنگی قرار گرفت و کشته شد.

به گفته شاهدان، نیروهای سرکوب و بسیجی، پیکر او و خداپرست را ساعت‌های زیادی در همان محل نگه داشتند و مانع کمک مردم شدند.

منابع مطلع گفتند: «آرین از جوانان زحمتکش و شناخته‌شده محل بود. او که به‌تازگی از خدمت سربازی بازگشته بود، در کنار کارهای روزمره، به پدرش در فروش میوه در بازار روز کوچصفهان کمک می‌کرد.»

به گفته آشنایانش، او جوانی آرام، مسئولیت‌پذیر و خانواده‌دوست بود که بخش مهمی از وقت خود را صرف کمک به خانواده و کار می‌کرد.

گزارش‌ها حاکی از آن است که پس از کشته‌شدن آرین، نیروهای بسیج مستقر در محل، پیکرش را با خود بردند و برای تحویل آن به خانواده، شروطی از جمله دفن شبانه بدون انجام کامل آیین‌های معمول خاکسپاری مانند غسل و کفن مطرح کردند.

در نهایت نیز با تنظیم اسناد ساختگی، او به‌عنوان «بسیجی» معرفی شد و بعد پیکرش را به خانواده تحویل دادند.

100%

پیمان لفوطی؛ پدری که نان‌آور دو خانواده بود

پیمان لفوطی، ۴۰ ساله، ساکن کوچصفهان، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در این شهر هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس گزارش‌ها، او هنگام تجمعات آن شب، همراه خواهرش سوار بر موتورسیکلت بود که نیروهای بسیجی آن‌ها را به رگبار بستند. گلوله‌ها به چند ناحیه از بدن پیمان اصابت کرد و در پی خونریزی شدید، جان باخت.

همچنین در این حادثه، خواهر او نیز از ناحیه شکم و روده مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به بیمارستان منتقل شد.

پیکر پیمان، ۱۹ دی‌ماه تحت تدابیر شدید امنیتی به خاک سپرده شد.

لفوطی پدر دو دختر هفت و ۱۳ ساله بود و به گفته نزدیکانش، نان‌آور دو خانواده به شمار می‌رفت. او علاوه بر تامین هزینه‌های زندگی همسر و فرزندانش، مسئولیت نگهداری و تامین مخارج پدر و مادر بیمار خود را نیز بر عهده داشت.

کوروش کیوانی، زندانی ایرانی-سوئدی اعدام شده را در بیابان‌های خاوران دفن کردند

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۱:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، پیکر کوروش کیوانی، شهروند ایرانی-سوئدی که صبح چهارشنبه ۲۷ اسفند به اتهام جاسوسی برای اسرائیل، بدون اطلاع خانواده‌اش اعدام شد، سوم فروردین به‌وسیله ماموران امنیتی در بیابان‌های خاوران به خاک سپرده شد.

بر پایه این اطلاعات، شب پیش از اجرای حکم، کیوانی را از طریق بلندگو و بدون اطلاع قبلی فراخواندند و او تا صبح، در سلول انفرادی نگهداری شد.

وزارت خارجه سوئد ۲۷ اسفند در بیانیه‌ای اعلام کرد یک شهروند این کشور در ایران اعدام شده است.

کیوانی، ۲۶ خرداد در منطقه کردان بازداشت شده بود.

قوه قضاییه جمهوری اسلامی بدون ارائه شواهد، اسناد و مستندات، گفته است که او تصاویر و اطلاعات اماکن حساس را در اختیار موساد قرار داده است.

  • جمهوری اسلامی، کوروش کیوانی را به اتهام جاسوسی برای اسرائیل اعدام کرد

    جمهوری اسلامی، کوروش کیوانی را به اتهام جاسوسی برای اسرائیل اعدام کرد

وزارت خارجه سوئد، ۲۹ آذر در پاسخ به ایران‌اینترنشنال اعلام کرد از گزارش‌های تاییدنشده درباره صدور حکم اعدام برای یک شهروند سوئدی در ایران آگاه است، گزارش‌ها در این خصوص «بسیار جدی» تلقی می‌شود و موضع سوئد و اتحادیه اروپا در این زمینه کاملا روشن است.

100%

بر اساس اطلاعات یک منبع آگاه، کوروش علاقه زیادی به موتور‌سواری، به‌ویژه پریدن با موتور داشت و در روز بازداشت هم در منطقه کوهستانی کردان مشغول موتورسواری بود.

به گفته این منبع، ماموران هنگام بازداشت، تلفن همراه او را ضبط کرده و عکس‌هایی را که از طبیعت گرفته بود، به‌عنوان مستنداتی مبنی بر ارتباط با موساد و شبکه‌های معاند، در پرونده‌اش ثبت کردند.

خانواده کیوانی حدود ۴۰ روز از وضعیتش بی‌اطلاع بودند. کوروش نزدیک به هشت ماه در سلول انفرادی نگهداری شد و به او وعده داده شده بود در صورت پذیرش اتهامات و اعتراف اجباری، آزاد خواهد شد.

100%

وزارت خارجه سوئد در پاسخ به ایران‌اینترنشنال، اعدام کیوانی را محکوم کرد.

ماریا مالمر استنرگارد، وزیر خارجه این کشور، با ابراز تاسف عمیق از اجرای این حکم، بر همدردی دولت سوئد با خانواده این فرد در سوئد و ایران تاکید کرد.

بر اساس اعترافات اجباری منتشر شده، کوروش گفته بوده «به دلیل نیاز مالی و مساله اقامت، ناچار به جاسوسی شده» است.

با این حال، طبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، او حدود ۱۰ سال در سوئد زندگی کرده و با مشکل مالی مواجه نبوده است.

همچنین از او به‌عنوان فردی باهوش که به شش زبان تسلط داشته، یاد شده است.

میدان کلانتری قرچک؛ جایی که ۱۸ و ۱۹ دی قتلگاه ده‌ها معترض شد

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۰:۵۴ (‎+۱ گرینویچ)

محدوده میدان کلانتری قرچک و به‌ویژه مجموعه کافه‌رستوران «سنتنیال» در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، به یکی از اصلی‌ترین نقاط استقرار نیروهای سرکوب و تیراندازی مستقیم به معترضان تبدیل شد.

در این دو شب ‌د‌ه‌ها نفر از جمله فرزانه جهانبخشی، حسین بخشی، حمید صالحی، امیر یکتایی یگانه، منصور ضیایی و لیلا شکری، به دست نیرو‌های سرکوب کشته شدند.

100%

فرزانه جهانبخشی؛ مادری که رفت تا حق بچه‌هایش را بگیرد

فرزانه جهانبخشی، ۴۶ ساله، سرپرست خانوار، پیش از خروج از خانه در شب ۱۸ دی گفته بود: «می‌رم تا حق خودم و بچه‌هام رو بگیرم.»

او مادر یک دختر ۱۹ ساله و یک پسر ۲۱ ساله بود و قرار بود در همان دی‌ ماه مراسم عروسی دخترش برگزار شود.

جهانبخشی با اصابت چهار گلوله مجروح و به بیمارستان منتقل شد اما به‌دلیل شدت جراحات در اتاق عمل جان باخت. ماموران قصد داشتند پیکرش را به‌صورت ناشناس از بیمارستان خارج کنند، اما خانواده با پیگیری و پافشاری، موفق به شناسایی او شدند.

قرار بود یک‌شنبه ۲۱ دی‌ماه، پیکر برای خاکسپاری به خانواده تحویل داده شود، اما هنگام مراجعه، نیروهای لباس‌شخصی در هراس از تجمع گسترده مردم، از تحویل پیکر خودداری کردند.

در نهایت خانواده را تحت فشار گذاشتند که خاکسپاری در «بهشت فاطمه» روستای محمدآباد قزوین برگزار و به صورت محدود برپا شود.

پیکر او سرانجام در تاریخ ۲۳ دی‌ماه به خانواده‌اش تحویل و غریبانه به خاک سپرده شد.

100%

لیلا شکری؛ زنی که نمی‌خواست جوانان در خیابان تنها بمانند

لیلا شکری، ۴۳ ساله و صاحب سه فرزند بود. اصالت او به کردهای همدان می‌رسید. لیلا در ویدیو‌هایی که از او به یادگار مانده در حال خندیدن، رقصیدن و خواندن ترانه‌های کردی است.

سه دختر او ۱۶، ۱۱ و دو ساله‌اند.

نزدیکانش گفته‌اند که لیلا وقتی خبر فراخوان را شنید، در قرچک نبود اما به این شهر برگشت تا در اعتراض‌ها شرکت کند.

او به نزدیکانش گفته بود: «جوان‌ها نباید در خیابان تنها بمانند.»

شکری شب ۱۹ دی‌ماه در محدوده میدان کلانتری قرچک ایستاده بود که هدف تک‌تیر‌انداز‌هایی قرار گرفت که بالای ساختمان سنتنیال مستقر شده‌ بودند.

او با جراحت و خون‌ریزی شدید به بیمارستان ستاری منتقل شد اما تلاش پزشکان نتیجه‌ای نداشت و ساعاتی بعد از انتقال به بیمارستان، جان باخت.

پیکر او ۲۲ دی‌ماه در کهریزک به خانواده تحویل و در شرایط امنیتی در بهشت فاطمه قرچک به خاک سپرده شد.

خانواده لیلا برای شناسایی پیکر، ناچار به جست‌وجو میان ده‌ها جسد شدند.

100%

امیر یکتایی؛ آرزو‌های بزرگی که در ۱۶ سالگی با گلوله خاموش شد

امیر یکتایی یگانه وقتی در شامگاه ۱۸ دی‌ماه در میدان کلانتری قرچک به‌دست ماموران مستقر بر بالای ساختمان سنتینال هدف قرار گرفت فقط ۱۶ سال داشت. گلوله به پشت سر او اصابت کرد و شدت جراحت به حدی بود که امیدی به نجاتش نماند.

امیر در تیم فوتبال «ارزش ورامین» بازی می‌کرد ولی همزمان دی‌جی و نوازنده پرکاشن هم بود. علاقه‌اش به فوتبال و موسیقی، بخش مهمی از هویت او را شکل داده بود و به گفته آشنایانش، ساعت‌های زیادی از زندگی‌اش را صرف تمرین، یادگیری و پیشرفت در این مسیرها می‌کرد.

نزدیکانش می‌گویند که او سرشار از استعداد، انرژی و شور زندگی بود.

پس از کشته‌شدن او، ماموران خانواده‌اش را هم رها نکردند و برای گرفتن مصاحبه‌ اجباری سراغشان رفتند. حتی بنرهای یادبود امیر هم به دست ماموران جمع‌آوری یا پاره شدند

مراسم چهلم او اسفندماه همزمان با روز تولدش زیر سایه سنگین حضور نیروهای امنیتی در قرچک برگزار شد.

100%

داوود سعادت؛ پدری که برای آینده فرزندانش به خیابان رفت و دیگر بازنگشت

داوود سعادت هم یکی دیگر از معترضان پرشوری بود که ماموران در محدوده میدان کلانتری قرچک جانش را با گلوله‌ای گرفتند.

او یک دختر و یک پسر داشت و به گفته نزدیکانش هوادار پرشور پرسپولیس و طرفدار دو آتشه علی کریمی و جلال حسینی بود.

ماموران خانواده‌ او را مثل صد‌ها خانواده دیگر تحت فشار گذاشتند تا عزیزشان را «بسیجی» معرفی کنند اما واقعیت زندگی و دیدگاه‌های داوود کاملا عکس این را نشان می‌دهد.

او مخالف حکومت بود و جانش را هم بر سر اعتراضش گذاشت.

میدان کلانتری قرچک؛ محلی که قتلگاه ده‌ها معترض شد

مجموعه بزرگ سنتنیال که در شامگاه ۱۸ و ۱۹ دی ماه تک‌تیراندازان در آن مستقر شدند، به‌دلیل موقعیت مرتفع و اشراف کامل به مرکز شهر، کلانتری قرچک و مسیرهای منتهی به بیمارستان «شهید ستاری»، به یک موقعیت استراتژیک برای سرکوب بدل شده بود.

تک‌تیرانداز‌ها از همه فضاهای موجود در سنتینال یعنی طبقات بالایی، پشت‌بام و فضاهای مشرف به خیابان برای هدف گرفتن مردم استفاده کردند.

بر اساس گزارش‌ها، ماموران ابتدا با گاز اشک‌آور به معترضان حمله کردند اما با ادامه حضور مردم، سرکوب شکل دیگری پیدا کرد و تیر‌اندازی مستقیم در دستور کار قرار گرفت.

در فاصله حدود ساعت ۹:۳۰ تا ۱۰ شب شامگاه ۱۸ و ۱۹ دی، خشونت به اوج رسید.

به گفته شاهدان، افراد در حال فرار یا پناه گرفتن هدف گلوله قرار گرفتند و در مواردی به مجروحان تیر خلاص زده شد.

برخی روایت‌ها حاکی است که پیکرهای کشته‌شدگان و مجروحان با خودروهای ون و حتی کانتینرها به سرعت جمع‌آوری و به نقاط دیگری از جمله بیمارستان ستاری منتقل می‌شدند.

همزمان، گزارش‌هایی دیگر نشان می‌دهند از آمبولانس‌ها برای جابه‌جایی نیروهای سرکوب استفاده می‌شد تا سریع‌تر به محل استقرار معترضان دسترسی داشته باشند.

شدت درگیری‌ها در دو شب ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه به‌حدی بود که به گفته ساکنان، تا دو روز بعد رد خون بر کف خیابان‌های اطراف همچنان قابل مشاهده بود

آرشام رضایی، زندانی سیاسی از دسترسی به خدمات درمانی محروم مانده است

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۰:۰۴ (‎+۱ گرینویچ)

آرشام رضایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، با وجود عفونت شدید گوش، از دسترسی به خدمات درمانی محروم مانده است. او شرط پوشیدن لباس زندان و داشتن پابند را نپذیرفت و مسئولان زندان از اعزام آرشام رضایی به بیمارستان جلوگیری کردند.

بنا بر اطلاعات دریافتی، او و هشت تن دیگر از زندانیان سیاسی از نهم فروردین به سلول‌های انفرادی منتقل شدند.

به دلیل آلودگی زیاد سلول‌ها، آرشام رضایی و شمار دیگری از زندانیان دچار بیماری شدند.

گوش راست آرشام رضایی نیز به شدت عفونت کرده و با خطر از دست دادن شنوایی مواجه است.