• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

کوچصفهان؛ بسیجی‌های مسلح و خیابان‌هایی که میدان تیر شدند

فرنوش فرجی
فرنوش فرجی

ایران‌اینترنشنال

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۳:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

کوچصفهان، شهری با جمعیتی کمتر از ۱۰ هزار نفر در نزدیکی رشت، مرکز استان گیلان، در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه شاهد اعتراض‌هایی بود که پیش از آن در این شهر دیده نشده بود. جایی که حضور گسترده مردم، به‌ویژه جوانان، در مقیاس این شهر کوچک، اتفاقی بزرگ را رقم زد.

بر اساس گزارش‌ها، نیروهای بسیج به‌همراه نیروهای اعزامی از شهرهای اطراف از جمله سپاه سلمان سنگر، در این شهر مستقر شدند و حمله به معترضان را با گاز اشک‌آور و تیراندازی با سلاح جنگی آغاز کردند.

در جریان این تیراندازی‌ها، حداقل ۱۰ نفر در میدان اصلی شهر کشته و شمار زیادی مجروح شدند. امیرمحمد خداپرست، سیدحسین حسینی و پیمان لفوطی، سه نفر از کشته‌شدگان آن شب بودند.

پس از این کشتار، روند تحویل پیکرها با فشار و محدودیت همراه بود؛ از ربودن پیکرها تا مجبور کردن خانواده‌ها به اعلام «بسیجی» بودن جان‌باختگان و برگزاری مراسم در شرایط امنیتی.

در مواردی نیز خانواده‌ها برای تحویل گرفتن پیکر نزدیکانشان، ناچار به پرداخت مبالغ سنگین شدند.

روند سرکوب در هفته‌های بعد از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی ماه در کوچصفهان نیز ادامه یافت.

نیروهای امنیتی با برپا کردن ایست بازرسی، معترضان با آثار جراحت را دستگیر و تلفن‌های همراه افراد را به قصد بررسی حضور آن‌ها در تجمع‌ها، بررسی می‌کردند.

100%

امیرمحمد خداپرست؛ جوانی که با تیر خلاص کشته شد
امیرمحمد خداپرست، ۲۴ ساله و از ساکنان کوچصفهان، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در میدان اصلی این شهر هدف تیراندازی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، او ابتدا با اصابت گلوله به ناحیه پهلو مجروح شد و نیروهای حاضر در محل با شلیک تیر خلاص به سرش، او را کشتند.

به گفته منابع محلی، شدت جراحات به حدی بود که امکان نجاتش وجود نداشت.

خداپرست، شاغل در حوزه محصولات چوبی بود.

پیکر او در سکوت و تحت شرایطی امنیتی، در روستای «بلسبنه» کوچصفهان به خاک سپرده شد.

100%

سیدحسین (آرین) حسینی لاله‌دشتی؛ جوانی که از پشت هدف گلوله قرار گرفت

سیدحسین (آرین) حسینی لاله‌دشتی، ۲۲ ساله، شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در میدان شهرداری کوچصفهان با اصابت گلوله جنگی کشته شد.

بر اساس گزارش‌ها، او در حالی که تلاش می‌کرد از اصابت گلوله در امان بماند، از پشت هدف چهار گلوله جنگی قرار گرفت و کشته شد.

به گفته شاهدان، نیروهای سرکوب و بسیجی، پیکر او و خداپرست را ساعت‌های زیادی در همان محل نگه داشتند و مانع کمک مردم شدند.

منابع مطلع گفتند: «آرین از جوانان زحمتکش و شناخته‌شده محل بود. او که به‌تازگی از خدمت سربازی بازگشته بود، در کنار کارهای روزمره، به پدرش در فروش میوه در بازار روز کوچصفهان کمک می‌کرد.»

به گفته آشنایانش، او جوانی آرام، مسئولیت‌پذیر و خانواده‌دوست بود که بخش مهمی از وقت خود را صرف کمک به خانواده و کار می‌کرد.

گزارش‌ها حاکی از آن است که پس از کشته‌شدن آرین، نیروهای بسیج مستقر در محل، پیکرش را با خود بردند و برای تحویل آن به خانواده، شروطی از جمله دفن شبانه بدون انجام کامل آیین‌های معمول خاکسپاری مانند غسل و کفن مطرح کردند.

در نهایت نیز با تنظیم اسناد ساختگی، او به‌عنوان «بسیجی» معرفی شد و بعد پیکرش را به خانواده تحویل دادند.

100%

پیمان لفوطی؛ پدری که نان‌آور دو خانواده بود

پیمان لفوطی، ۴۰ ساله، ساکن کوچصفهان، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در این شهر هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس گزارش‌ها، او هنگام تجمعات آن شب، همراه خواهرش سوار بر موتورسیکلت بود که نیروهای بسیجی آن‌ها را به رگبار بستند. گلوله‌ها به چند ناحیه از بدن پیمان اصابت کرد و در پی خونریزی شدید، جان باخت.

همچنین در این حادثه، خواهر او نیز از ناحیه شکم و روده مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به بیمارستان منتقل شد.

پیکر پیمان، ۱۹ دی‌ماه تحت تدابیر شدید امنیتی به خاک سپرده شد.

لفوطی پدر دو دختر هفت و ۱۳ ساله بود و به گفته نزدیکانش، نان‌آور دو خانواده به شمار می‌رفت. او علاوه بر تامین هزینه‌های زندگی همسر و فرزندانش، مسئولیت نگهداری و تامین مخارج پدر و مادر بیمار خود را نیز بر عهده داشت.

Banner

پربازدیدترین‌ها

معاون پلیس فتای خراسان رضوی در اعتراضات دی‌ماه بازداشت شده است
۱

معاون پلیس فتای خراسان رضوی در اعتراضات دی‌ماه بازداشت شده است

۲
اختصاصی

شهرزاد ضمیری، معاون پلیس فتای خراسان رضوی، در اعتراضات دی‌ماه بازداشت شده است

۳

شلیک از سینما فردیس و اجساد دست‌وپا بسته؛ سرکوب انقلاب ملی در البرز

۴

قالیباف: رسانه‌های خارج کشور خبر مرگ خامنه‌ای را زودتر اعلام کردند و برنامه ما عوض شد

۵

عملیات ۴ میلیارد دلاری؛ گزارش افشاگرانه رویترز از شبکه قمار وابسته به جمهوری اسلامی

انتخاب سردبیر

  • ساندی اکسپرس: تهران برخی عوامل خود را از راه‌های قانونی به بریتانیا می‌فرستد

    ساندی اکسپرس: تهران برخی عوامل خود را از راه‌های قانونی به بریتانیا می‌فرستد

  • جنگ چگونه ناکارآمدی ساختاری در بخش انرژی را پنهان می‌کند؟

    جنگ چگونه ناکارآمدی ساختاری در بخش انرژی را پنهان می‌کند؟

  • بازتاب بحران معیشت خانوارهای ایرانی در آگهی‌ها؛ از فروش موی طبیعی تا اجاره لپ‌تاپ

    بازتاب بحران معیشت خانوارهای ایرانی در آگهی‌ها؛ از فروش موی طبیعی تا اجاره لپ‌تاپ

  • آسوشیتدپرس: دو جناح جمهوری اسلامی برای تعیین سرنوشت جنگ و آینده قدرت رقابت می‌کنند

    آسوشیتدپرس: دو جناح جمهوری اسلامی برای تعیین سرنوشت جنگ و آینده قدرت رقابت می‌کنند

  • شهرزاد ضمیری، معاون پلیس فتای خراسان رضوی، در اعتراضات دی‌ماه بازداشت شده است
    اختصاصی

    شهرزاد ضمیری، معاون پلیس فتای خراسان رضوی، در اعتراضات دی‌ماه بازداشت شده است

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.