خالد ملائی؛ دانشجوی صادق و پرانرژی که قربانی تکتیرانداز حکومت شد

خالد ملایی، ۱۹ ساله و دانشجوی ترم سوم رشته مدیریت صنایع در دانشگاه هرمزگان، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات در مرکز شهر بندرعباس با شلیک گلوله به سر کشته شد.

خالد ملایی، ۱۹ ساله و دانشجوی ترم سوم رشته مدیریت صنایع در دانشگاه هرمزگان، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات در مرکز شهر بندرعباس با شلیک گلوله به سر کشته شد.
خالد متولد ۱۲ اسفند ۱۳۸۴ در روستای هرمود صحرای باغ از توابع لارستان فارس بود و در بندرعباس بزرگ شد. او دانشجوی دانشگاه هرمزگان بود و به گفته نزدیکانش، روحیهای خونگرم، مسئولیتپذیر و دارای روابط اجتماعی بالا بود.
خالد برای تامین بخشی از هزینههای خود، در اوقات فراغت به کارهای پارهوقت از جمله فعالیت در حوزه مصالح ساختمانی مشغول میشد. خانواده و دوستانش او را جوانی صادق، پرانرژی و دغدغهمند توصیف میکنند که ارتباط نزدیکی با اطرافیانش داشت.
شامگاه ۱۸ دیماه، همزمان با گسترش اعتراضات در بندرعباس، صدای تیراندازی در نقاط مختلف شهر شنیده میشد. به گفته شاهدان، تکتیراندازانی که بر فراز ساختمانها مستقر بودند، به سوی معترضان شلیک کردند. خالد یکی از افرادی بود که در همان ساعات اولیه هدف گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
بنا بر روایت شاهدان، او حدود ساعت ۱۰ شب در نزدیکی برج سپه در سهراه سازمان و در حالی که در صفوف ابتدایی معترضان حضور داشت، هدف شلیک تکتیراندازان قرار گرفت. چند روز پس از ۱۸ دیماه و با کاهش اختلالات اینترنت، ویدیویی تاثرانگیز از لحظه اصابت گلوله و تلاش معترضان برای نجات او در ایران اینترنشنال منتشر شد؛ تصاویری که در شبکههای اجتماعی نیز دستبهدست شد و واکنش گسترده کاربران را برانگیخت.
پس از انتشار خبر کشتهشدن او، دانشجویان دانشکدههای مختلف دانشگاه هرمزگان در اقدامی اعتراضی کلاسهای مجازی را تحریم کردند. این اقدام بهمنظور گرامیداشت یاد خالد ملایی و ابراز همبستگی با خانواده او انجام شد.
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در بندرعباس با حضور و سرکوب گسترده نیروهای امنیتی و همچنین تیراندازی مستقیم با گلوله جنگی همراه بود. بر اساس گزارشهای منتشرشده، حکومت با ایجاد رعب و وحشت تلاش کرده است تا ابعاد جنایات رخداده در این شهر را کتمان کند.







در میان جاویدنامان انقلاب ملی دیماه، نامهایی دیده میشود که سالها شغل و هدفشان نجات جان دیگران بوده است؛ آتشنشانانی که یا در ماموریت کاری و یا داوطلبانه و در میان مردم، جان خود را از دست دادند.
گزارشهای منتشرشده نشان میدهد تعدادی از نیروهای آتشنشانی در شهرهای مختلف، در جریان این اعتراضات و در شرایطی خارج از شیفت کاری یا هنگام کمکرسانی، هدف شلیک قرار گرفته و کشته شدهاند.
اما روایت این افراد، فقط درباره مرگ نیست؛ بلکه درباره مسیری انساندوستانه است که از یاریرسانی آغاز اما به مرگ ختم میشود.
حمید مهدوی، ۳۸ ساله- مشهد
حمید مهدوی، آتشنشان و ورزشکار شناختهشده در مشهد، شامگاه ۱۸ دیماه در حالی هدف شلیک قرار گرفت که مشغول کمک به معترضان مجروح بود. ویدیویی از او منتشر شده که یک فرد زخمی (جعفر جاویدی) را بر دوش گرفته و تلاش میکند او را از محل درگیری دور کند.
لحظاتی پس از آن، گلولهای به گلوی او اصابت میکند و جانش را میگیرد. مهدوی علاوه بر فعالیت در آتشنشانی، داور بینالمللی راگبی بود و بهعنوان چهرهای شناختهشده در میان جامعه ورزشی نیز شناخته میشد.
محمد گلی- نجفآباد
پنجشنبه شب ۱۸ دیماه، در مقابل کلانتری ۱۲ نجفآباد، محمد گلی هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. در میانه اعتراضات این شهر، هنگامی که مشاهده کرد ماموران از داخل کلانتری بهسوی مردم تیراندازی میکنند، با خودرو آتشنشانی به سمت در ورودی حرکت کرد تا مانعی میان نیروهای مسلح و مردم ایجاد کند.
در این میان، بیش از ۱۱ گلوله به بدن او اصابت کرد و در همان محل جان باخت.
میثم کاظمی- تهران
میثم کاظمی، ۱۹ دیماه در پرند و در جریان اعتراضات کشته شد. او از جمله آتشنشانهایی بود که خارج از ساعات کاری، در کنار مردم در تجمعات حضور پیدا کرد. نزدیکانش او را فردی خوشقلب و دستبهخیر میدانند. به گفته منابع، ابتدا با ضربات باتوم به سرش ضرباتی وارد شد و سپس از میان جمعیت جدا و با شلیک گلوله به گردن کشته شد.
پس از مرگ او، روایتهای رسمی حکومتی تلاش کردند علت مرگش را به معترضان نسبت دهند و خانوادهاش نیز برای تایید این روایتها تحت فشار قرار گرفتند.میثم از سال ۱۳۹۰ بهعنوان آتشنشان حرفهای فعالیت خود را شروع کرد.
محمد بیات، ۴۲ ساله- تهران
محمد بیات، از آتشنشانان شهر ری، ۱۸ دیماه هدف شلیک قرار گرفت و با اصابت گلوله به شکم و ران مجروح شد. او را به بیمارستان منتقل کردند، اما به گفته منابع، ابتدا از پذیرش او خودداری شد. در نهایت با تلاش همراهانش پذیرش شد، اما بهدلیل شدت خونریزی جان باخت.
گزارشها حاکی از آن است که تحویل پیکر او نیز با تهدیدهای امنیتی و دریافت پول همراه بوده است.
ناصر شیرازی کرامه، ۴۴ ساله- تهران
ناصر شیرازی، فرمانده ایستگاه آتشنشانی تهران با ۲۲ سال سابقه، ۱۸ دیماه در اسلامشهر هدف گلوله قرار گرفت. او در حالی که به یک فرد زخمی کمک میکرد، از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله جنگی قرار گرفت. بهدلیل شدت خونریزی، همان شب به بیمارستان پارس تهران منتقل شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت.
هرچند ابتدا نشانههایی از بهبود در او دیده میشد، اما روز بعد، به کما رفت و شامگاه همان روز جان خود را از دست داد. پیکر ناصر شیرازی در دارالسلام اسلامشهر به خاک سپرده شد.
یوحنا میرپادیاب، ۳۹ ساله- رشت
یوحنا میرپادیاب، ۱۸ دیماه همزمان با اعتراضات در رشت، بهعنوان آتشنشان برای مهار حریق بازار به محل اعزام شد. او در خیابان تختی و در حالی که مشغول انجام وظیفه بود، هدف گلوله قرار گرفت.
بر اساس گزارشهای محلی، شلیک بهصورت مستقیم و از روبرو انجام شد و گلوله به سرش اصابت کرد.پیکر یوحنا میرپادیاب در نخستین ساعات ۱۹ دیماه، بدون برگزاری هیچگونه مراسمی و در سکوت، در روستای «گرفم» در جاده انزلی - رشت، به خاک سپرده شد.
جواد طالبی- تهران
جواد طالبی، ۱۹ دیماه، برای کمک به یک جوان زخمی در اعتراضات شهر پرند شتافت، اما خود هدف گلوله قرار گرفت. او پدر یک دختر خردسال و همسرش در زمان کشتهشدن او باردار بود. گزارشها حاکی از آن است که تحویل پیکر او چند روز به طول انجامید و خانوادهاش در این مدت تحت فشار قرار گرفتند.
میلاد عطایی، ۳۲ ساله– شاهینشهر
میلاد عطایی، از آتشنشانان شاغل در پالایشگاه اصفهان، ۱۹ دیماه در شاهینشهر کشته شد. او از ناحیه سر مورد اصابت گلوله جنگی قرار گرفت و جانش را از دست داد. دوستانش او را از جمله نیروهای فنی و فعال در حوزه آتشنشانی صنعتی معرفی کردهاند.
حسین رادی، ۲۴ ساله - نجفآباد
حسین رادی، غواص و آتشنشان اهل نجفآباد، ۱۹ دیماه در خیابان میرداماد این شهر هدف گلوله قرار گرفت. بهگفته همراهانش، او در تلاش برای دور کردن چند نفر از محل درگیری بود که از بالای یک ساختمان به سمتش شلیک شد و دو گلوله به قفسه سینهاش اصابت کرد. پس از انتقال به بیمارستان، پیکرش از سوی نیروهای امنیتی ربوده شد و خانوادهاش برای چند روز از سرنوشت او بیخبر بودند.
علی روزبهانی از جمله جوانانی بود که از نخستین روزهای اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در خیابانها حاضر شد و به گفته نزدیکانش، حضوری فعال در کنار دیگر شهروندان داشت. او ابتدا در بازار و چند نقطه دیگر تهران حاضر شد و سرانجام ۱۸ دی به تهرانپارس رفت و گلوله خورد.
علی روزبهانی، ۲۹ ساله، عصر پنجشنبه برای شرکت در اعتراضات به فلکه اول تهرانپارس رفت.
پس از قطعی برق و حضور گسترده نیروهای موتورسوار لباس شخصی در سطح خیابانها، با سیل جمعیت به سمت فلکه دوم حرکت کرد.
در جریان این تجمع، نیروهای موتوری با ورود به میان جمعیت، برخی افراد را با لیزر نشانهگیری کردند و لحظاتی بعد تیراندازی آغاز شد.
علی که در صفوف جلو قرار داشت، هدف تیراندازی قرار گرفت و گلوله به ناحیه شکم و طحال او اصابت کرد.
با وجود جراحت، او خود را به یک خانه رساند و در تماس با خانوادهاش از وضعیش خبر داد.
ابتدا او را به یکی از بیمارستانهای شرق تهران منتقل کردند، اما بهدلیل حضور نیروهای امنیتی و نگرانی از بازداشت، به یک درمانگاه محلی انتقال داده شد.
با این حال، شدت جراحات و آسیب به اندامهای داخلی، فرصت زیادی برای علی باقی نگذاشت و بامداد ۱۹ دیماه جان خود را از دست داد.
در نهایت، پیکر این جوان ۲۲ دیماه در بهشت زهرا و در کنار مزار مادر به خاک سپرده شد.
گزارشها حاکی از آن است که محدودیتهایی برای خانواده در برگزاری مراسم و حتی درج عبارت «جاویدنام» روی سنگ قبر او اعمال شد.
علی روزبهانی این دوره از اعتراضات را فرصتی تعیینکننده میدانست و بارها در گفتوگو با دوستانش، به اهمیت حضور و استمرار آن اشاره کرده بود.
او باور داشت که اتحاد میان معترضان میتواند مسیر تحولات آینده را تغییر دهد و به همین دلیل، حضور در تجمعات را امری ضروری میدانست.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر با استناد به گزارشهای محرمانه و میدانی، روایتهای کادر درمان، شاهدان و خانوادههای جانباختگان گزارش داد در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند ایرانی به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند.
بر اساس این اسناد و روایتها، تعدادی از معترضان مجروح در حالی که در بیمارستانها بستری و تحت مداوا بودند، از ناحیه سر هدف اصابت گلوله قرار گرفتند و با شلیک «تیر خلاص» جان باختند.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، گزارش داد حکم اعدام امیرحسین حاتمی، از معترضان بازداشتشده در جریان انقلاب ملی ایرانیان، بامداد پنجشنبه ۱۳ فروردین به اجرا درآمده است.
این رسانه حکومتی حاتمی را «عامل تروریستی» و «اغتشاشگر» خواند و اتهام او را «مشارکت در اقدامات عملیاتی برخلاف امنیت کشور برای رژیم صهیونیستی و آمریکا و گروههای متخاصم و عوامل وابسته به آنها» عنوان کرد.
میزان نوشت: «در جریان اغتشاشات ۱۸ دی و بروز اقدامات تروریستی اغتشاشگران، حاتمی به همراه تعداد دیگری از آشوبگران به یکی از مکانهای نظامی دارای طبقهبندی تهران تعرض کرده و پس از تخریب، اقدام به آتش زدن آن کردند.»
بر اساس این گزارش، حاتمی به دست ماموران سازمان اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شد و در جریان بازپرسیها «اعتراف» کرد هدفش از حضور در اعتراضات، «براندازی نظام» بوده است.
میزان افزود حکم اعدام او که به تایید دیوان عالی کشور رسیده بود، بامداد ۱۳ فروردین «پس از طی تشریفات قانونی» اجرا شد.
جمهوری اسلامی در ماههای اخیر، بهویژه پس از انقلاب ملی ایرانیان، سیاستهای سرکوبگرانه خود را بهطور چشمگیری تشدید کرده و حتی علیه شهروندان حاضر در اعتراضات از برچسب «تروریست» استفاده کرده است.
ایراناینترنشنال ۱۱ فروردین از احتمال اجرای قریبالوقوع حکم اعدام پنج تن از هفت متهم پرونده آتشسوزی در پایگاه بسیج خیابان دماوند تهران در جریان اعتراضات دیماه خبر داد.
ایراناینترنشنال نوشت پرونده محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، امیرحسین حاتمی و علی فهیم به اجرای احکام ارجاع شده است و مقامهای قضایی آنها را از بند عمومی زندان قزلحصار خارج کردهاند.
پرونده این افراد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی رسیدگی و حکم اعدام آنها ۱۸ بهمن صادر شد.
شاهزاده رضا پهلوی ۱۲ فروردین در بیانیهای با اشاره به وضعیت این پنج زندانی سیاسی هشدار داد جمهوری اسلامی در حال آمادهسازی برای ارتکاب یک «جنایت نابخشودنی دیگر» است.
او همچنین از مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل و شورای حقوق بشر سازمان ملل خواست «فورا» برای جلوگیری از اجرای احکام اعدام و نجات جان این زندانیان مداخله کنند.
اتهامات منتسب به حاتمی
خبرگزاری حکومتی میزان در ادامه گزارش خود نوشت حاتمی و دیگر «اغتشاشگران تروریست عامل دشمن» قصد داشتند با حمله به مقر نظامی، سلاح گرم و مهمات موجود در آن را به دست آورند.
در این گزارش آمده است معترضان «قصد داشتند به مهمات و سلاحها دست پیدا کنند، ولی بهدلیل استحکام محل نگهداری تجهیزات و اسلحه به هدف خود نمیرسند و تصمیم به فرار میگیرند».
میزان بدون اشاره به نام این پایگاه افزود حاتمی «نقش خود را در تخریب و آتش زدن این مکان دارای طبقهبندی نظامی» پذیرفته است.
اجرای حکم این زندانی نشان میدهد جمهوری اسلامی حتی در میانه جنگ نیز از نقض حقوق بشر دست نمیکشد و سرکوب را بهعنوان بخشی جداییناپذیر از سیاست خود ادامه میدهد.
حکومت ایران پیشتر اکبر دانشورکار و محمد تقوی سنگدهی را ۱۰ فروردین و پویا قبادی بیستونی و بابک علیپور را ۱۱ فروردین، به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق و «بغی» اعدام کرد.
۲۸ اسفند نیز جمهوری اسلامی حکم اعدام صالح محمدی، مهدی قاسمی و سعيد داودی، از معترضان بازداشتشده در جریان انقلاب ملی ایرانیان، را به اجرا درآورد.
بر پایه بیانیه شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند اعتراضات دیماه به دستور علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، کشته شدند.
علیرضا صفوی فاضلی شامگاه ۱۸ دی در جریان انقلاب ملی ایرانیان هدف شلیک نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان باخت. آخرین تصویر بهجامانده از او در آخرین روز زندگیاش، با علامت پیروزی ماندگار شد.
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، علیرضا شامگاه ۱۸ دی در میان جمعیت مقابل مسجد ستارخان تهران در حال شعار دادن بود که نیروهای امنیتی از بالای ساختمان مسجد به سمت او و دیگر معترضان شلیک کردند.
گفته میشود گلوله با اصابت به ناحیه گردن و آسیب به شریانهای اصلی، موجب از دست رفتن هوشیاری او شد.
شدت جراحت به حدی بود که علیرضا پیش از رسیدن به بیمارستان شریعتی جان خود را از دست داد.
بنا بر اطلاعات رسیده، خانواده این جاویدنام چند روز در مرکز پزشکی قانونی کهریزک در جستوجوی پیکرش بودند.
پس از تحویل پیکر علیرضا، ماموران امنیتی جمهوری اسلامی خانواده را تحت فشار گذاشتند تا آگهی فوت نصب نکنند و آیینهای معمول سوگواری را نداشته باشند.
با وجود این محدودیتها، مراسم چهلم این جاویدنام در بهشت زهرا با حضور گسترده مردم برگزار شد.
نزدیکان علیرضا میگویند او فردی خوشرو، اجتماعی و سرشار از انرژی بود که نقش پررنگی در جمعهای دوستانه داشت و اغلب باعث شکلگیری دورهمیها میشد.
به گفته دوستانش، او علاقه زیادی به موسیقی و رقص داشت و تلاش میکرد فضای اطرافش را شاد نگه دارد.
علیرضا که کارشناس فروش خودرو بود، نسبت به مسائل اجتماعی حساسیت ویژهای داشت و حضور در تجمعات را برای بیان مطالباتش ضروری میدانست.
او تنها ۱۴ روز پس از تولد ۴۰ سالگیاش جان خود را از دست داد.
تصویری از او در لحظات پیش از کشته شدن، در حالی که با نشان دادن علامت پیروزی خداحافظی میکند، در شبکههای اجتماعی به یکی از نمادهای اعتراضات دیماه تبدیل شد.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر با استناد به گزارشهای محرمانه و میدانی، روایتهای کادر درمان، شاهدان و خانوادههای جانباختگان گزارش داد در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند ایرانی به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند.
بر اساس این اسناد و روایتها، تعدادی از معترضان مجروح در حالی که در بیمارستانها بستری و تحت مداوا بودند، از ناحیه سر هدف اصابت گلوله قرار گرفتند و با شلیک «تیر خلاص» جان باختند.
امیرعلی زارعی که ۱۸ دی در جریان انقلاب ملی ایرانیان با اصابت گلوله در تهران کشته شد، دانشجوی دانشگاه هنر و جوانی ۳۵ ساله در آرزوی یک «زندگی آرام» بود.
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، امیرعلی ساکن مجیدیه بود و شامگاه هجدهم دی در خیابان پاسداران تهران مقابل چشمان خواهرش کشته شد.
آن شب گلوله از پشت به سر امیرعلی اصابت کرد و موجب خونریزی شدید شد.
همراهانش او را به بیمارستان لبافینژاد تهران منتقل کردند که نزدیکترین مرکز درمانی به محل تیراندازی بود. اما پزشکان پس از معاینه اعلام کردند این جوان پیش از رسیدن به بیمارستان جان باخته است.
زارعی علاوه بر تحصیل در دانشگاه هنر، در حوزه آموزش مهارتهای زندگی فعالیت داشت و بهعنوان مربی (لایفکوچ) شناخته میشد.
آشنایانش، او را فردی آرام، دغدغهمند و علاقهمند به رشد فردی و کمک به دیگران توصیف میکنند.
در ویدیوهایی که از امیرعلی در شبکههای اجتماعی منتشر شده، او درباره مفاهیمی چون خودشناسی، امید و نحوه مواجهه با اضطراب صحبت میکند؛ از جمله در یکی از ویدیوها تلاش کرده بود راهکارهایی برای کنترل استرس در شرایط بحرانی جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل ارائه دهد.
ویدیوهای امیرعلی پس از انتشار خبر کشته شدنش، بار دیگر در فضای مجازی بازنشر و دست به دست شد.
پس از انتشار خبر کشته شدن او، جمعی از همکلاسیها و دانشجویان دانشگاه هنر نیز با برگزاری مراسمی یاد این جوان را گرامی داشتند.
در این مراسم، حاضران با روشن کردن شمع و در دست داشتن تصاویر او، با خانواده و نزدیکانش ابراز همدردی کردند.
بر اساس گزارشها و ویدئوهای منتشرشده، تجمعات شامگاه ۱۸ دی در محدوده پاسداران یکی از گستردهترین اعتراضات مردمی آن شب در تهران بود.
آن شب جمعیت از میدان ملت بهسمت شمسآباد، میدان هروی و پل پاسداران حرکت کردند و در نزدیکی کلانتری ۱۰۲ پاسداران با حضور نیروهای امنیتی مواجه شدند.
به گفته شاهدان، در این محدوده از گاز اشکآور، سلاح ساچمهای و همچنین گلوله جنگی استفاده شد که کشته و زخمی شدن شمار زیادی از معترضان، از جمله امیرعلی زارعی، را به دنبال داشت.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر با استناد به گزارشهای محرمانه و میدانی، روایتهای کادر درمان، شاهدان و خانوادههای جانباختگان گزارش داده بود در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند ایرانی به دست جمهوری اسلامی کشته شدهاند.