دستکم دو جوان در ایستهای بازرسی در مازندران و اصفهان کشته شدند
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که در هفتههای اخیر، دستکم دو شهروند در استانهای اصفهان و مازندران در ایستهای بازرسی حکومت به دست ماموران بسیج و سپاه پاسداران کشته شدهاند.
بر اساس این اطلاعات، نام و مشخصات یکی از این شهروندان مرتضی مددی، ساکن شاهینشهر، است که ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ با شلیک نیروهای مستقر در ایست بازرسی بسیج در اصفهان جان خود را از دست داد.
بر پایه گزارش منابع محلی، گلوله به قلب و ریه او آسیب وارد کرد و به مرگ این جوان متولد ۱۳۷۳ انجامید.
همچنین به گفته همین منابع، بستگان او برای پیگیری موضوع و طرح شکایت، تحت فشار و تهدید قرار گرفتهاند.
در موردی دیگر، یک جوان در شهر رامسر پس از آن که خودروی او برای بازرسی و تفتیش متوقف شد، اقدام به اعتراض کرد که در جریان درگیری، ماموران بسیج با شوکر به او یورش بردند.
این حمله موجب سکته این جوان در محل ایست بازرسی و جان باختن او شد.
خانواده و اطرافیان این شهروند برای رسانهای نکردن این رویداد، از سوی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی تحت فشار قرار گرفتهاند.
استقرار ایستهای بازرسی در سراسر کشور با افزایش فشار و تهدید علیه مردم همراه بوده است.
بسیاری از شهروندان در پیامهای خود به ایراناینترنشنال از توقف خودرو، آزار، توقیف و تفتیش گوشیهای تلفن همراه و حتی تذکر حجاب در ایستهای بازرسی خبر دادهاند.
در هفتههای اخیر، ایستهای بازرسی در تهران و چند شهر دیگر به یکی از موضوعات جنجالی شبکههای اجتماعی تبدیل شدهاست و کاربران، روایتها و تجربههای خود را درباره این بازرسیها به اشتراک گذاشتهاند.
بر اساس گزارشها، نیروهای حاضر در ایستهای بازرسی، با مستقر کردن ماشینهای سنگین، ادوات نظامی و سیل موتورسیکلتها در مقابل مجتمعهای مسکونی، آرامش عمومی را به مخاطره انداختهاند.
پخش مداوم و بلند نوحه و ایجاد آلودگی صوتی نیز بخش دیگری از این ماجراست که مخل آسایش شهروندان شده است.
در یک نمونه، خانوادهای که پدر بیمارشان در وضعیت اورژانسی قلبی و مغزی در منزل بستری است، از این نیروها درخواست کردند تا محل تجمع خود را تغییر دهند، اما این درخواست با هجوم، تهدید و اتهامزنیهای سنگینی چون «همکاری با دشمن»، «ضد انقلاب» و «حامی جنگ» و ضربوشتم روبهرو شد.
این تعرض به خیابان ختم نشد و در ادامه پیگیری و ایجاد رعب و وحشت، نیروهایی نقابدار به آپارتمان دختر این خانواده حمله برده و با استفاده از چاقو و اسلحه، به ارعاب و اذیت پرداختند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.