کییر استارمر نخستوزیر بریتانیا اعلام کرد: «از خبر بازگشایی تنگه هرمز استقبال میکنیم. ماموریتی که در حال تشکیل آن هستند، یک ماموریت دفاعی است و پس از برقراری آتشبس انجام میشود.»
استارمر افزود که دهها کشور آمادهاند در یک ماموریت دفاعی مشارکت و تجهیزات و نیرو در اختیار آن قرار دهند.
صد روز از انقلاب ملی ایرانیان میگذرد؛ انقلابی که پیوند عمیق میان تودههای مردم و قهرمانان ملی را به شکلی بیسابقه بازسازی کرد. در این انقلاب، ورزشکاران ایران فراتر از کسب مدال و القاب ورزشی، نقش «مرجعیت اجتماعی» خود را ایفا کردند.
آنها نشان دادند که قهرمان و پهلوان واقعی کسی است که در روزهای سخت، مدال شرافت را با ایستادن در کنار مردم به گردن میآویزد.
از اسطورههای بازنشسته تا ستارههایی که اموالشان توقیف شد و نوجوانانی که رویاهایشان زیر چکمههای سرکوب و طناب دار پرپر شد، همگی بخشی از هویت جنبشی شدند که خواستار تغییرات بنیادین و پایان دادن به دههها ظلم و بیعدالتی جمهوری اسلامی است.
ورزشکاران ایرانی در این صد روز ثابت کردند که بخش جداییناپذیر از پیکره جامعه هستند.
آنها با درک این موضوع که ایستادن در «سمت درست تاریخ» به معنای همراهی با مطالبات بهحق مردم است، هزینههای سنگینی را از بازداشت و توقیف اموال تا اهدای جان، به جان خریدند.
حضور دوگانه ورزشکاران، در قالب جانفشانیهای میدانی و حمایتهای معنوی، ورزش ایران را به یکی از اصلیترین سنگرهای انقلاب ملی ایرانیان تبدیل کرده است.
هزینه این انقلاب برای جامعه ورزشی بسیار سنگین بود. خون قهرمانانی بر زمین ریخت که یا در خیابان سینه خود را سپر کردند یا در بیدادگاههای حکومتی، جانشان به قربانگاه برده شد.
صالح محمدی؛ ستارهای که اعدام شد
یکی از تکاندهندهترین پردههای سرکوب ورزشکاران، اعدام صالح محمدی، کشتیگیر ۱۹ ساله تیم ملی بود.
صالح که متولد ۲۰ اسفند ۱۳۸۵ بود، تنها چند ماه پیش از بازداشت، در شهریور ۱۴۰۳ با دوبنده تیم ملی کشتی آزاد ایران در مسابقات بینالمللی «سایتییف» روسیه خوش درخشید و مدال برنز را به گردن آویخت.
اما جمهوری اسلامی این امید آینده کشتی ایران را بدون طی کردن مراحل دادرسی عادلانه، به اتهام مشارکت در قتل دو مامور فراجا در ۱۸ دی ۱۴۰۴، در سحرگاه ۲۸ اسفند به دار آویخت.
صالح محمدی نخستین ورزشکار بازداشتشده این انقلاب بود که اعدام شد؛ قهرمانی که بهجای سکوی افتخار، بر سکوی اعدام ایستاد تا نامش به عنوان نماد مظلومیت ورزشکاران معترض در تاریخ ثبت شود.
جاویدنام مسعود ذاتپرور؛ نماد شرافت و پهلوانی
در میان بدنسازان، جاویدنام مسعود ذاتپرور، قهرمان دو دوره فیزیک کلاسیک جهان، به نماد اصلی شرافت و پهلوانی تبدیل شد.
سکوت هادی چوپان در برابر کشته شدن همرشتهایهای خود از جمله ذاتپرور، عرشیا براری، محمدحسین وثوقی و عرفان بزرگی، خشم عمومی بزرگی را برانگیخت.
در حالی که ذاتپرور پیش از این برای قهرمانی چوپان از «اشک شوق» نوشته بود، چوپان با بیتفاوتی و «تقدیر» خواندن جانباختن جوانان، محبوبیت خود را از دست داد.
این موضوع منجر به شکلگیری کارزار گستردهای شد که طی آن، باشگاهداران تصاویر هادی چوپان را از دیوار سالنهای ورزشی پایین کشیدند و عکس جاویدنام مسعود ذاتپرور را به عنوان الگوی واقعی پهلوانی جایگزین کردند.
رویاهای پرپرشده در مستطیل سبز و استخر
در اراک، علی نوری، فوتبالیست ۱۶ ساله آکادمی بهمن، در حالی که رویای تشویق شدن در استادیومهای بزرگ را در سر داشت، با گلوله سرکوبگران کشته شد.
همبازیانش در مراسم چهلم او، نامش را به سبک استادیومی فریاد زدند: «قرار بود یه استادیوم اسمتو صدا بزنه، الان یه دنیا اسمتو میدونن.» او در آخرین پیامش نوشته بود: «اگه روز آزادی من نبودم، تو بهجای من قشنگ برقص.»
همچنین مجتبی ترشیز، بازیکن سابق نساجی و تراکتور، در لحظاتی دراماتیک در شهرک اندیشه، بدن خود را سپر همسرش آرزو مدنی کرد تا او را نجات دهد و خود جان باخت.
میلاد (مهدی) لواسانی، مربی فوتبال، در حالی که ویدیویی از شعار «جاوید شاه» خود در نارمک ثبت میکرد، هدف گلولههای جنگی قرار گرفت.
در قرچک نیز امیر یکتایی یگانه، استعداد ۱۶ ساله فوتبال، جانش را فدای میهن کرد. در گرگان، آرنیکا دباغ، شناگر نوجوان، بهجای رکورد ملی، مدال ابدی شجاعت را به دست آورد.
خواهرش نوشت: «امسال میخواستی رکورد ملی بزنی، نشدی اما مدال جهانی برایمان آوردی.»
از «درد نان» تا «آزادی»؛ موج بیسابقه حمایت قهرمانان
در جبهه حمایتهای اجتماعی، چهرههای شاخص ورزش ایران تریبون انعکاس درد مردم شدند. رسول خادم، جهانپهلوان کشتی، با استعارهای تاریخی از فیلم «مرگ یزدگرد» گفت که مردم از پند سیر شده و بر نان گرسنهاند.
او سرطان وطن را نابرابری دانست. علی دایی، اسطوره فوتبال، با انتقاد از رانتخواری آقازادههایی چون «هکتور» و تورم افسارگسیخته، برای مردم اشک ریخت و مدیریت کشور را به چالش کشید.
دایی صراحتا اعلام کرد که اگر کسی از بیتالمال دزدیده، همین مسئولان و صادرکنندگانی هستند که دلارها را بازنمیگردانند.
در کنار این اسطورهها، چهار چهره ورزشی با مواضعی شجاعانه، خشم دستگاههای امنیتی را برانگیختند و هزینه دادند.
علیرضا فغانی، داور بینالمللی که پس از اعتراض صریح به کشتار مردم، با توقیف اموالش از سوی قوه قضاییه روبهرو شد، گفت قرار ما با سرکوبگران نه دادگاه و بخشش، بلکه رقص بر گور آنهاست. او نوشت: «برای بقای کثیف خودتون، جون عزیزانمون رو بلعیدید.»
سردار آزمون، مهاجم تیم ملی که با خالکوبی «از خون جوانان وطن» کنار مردم ایستاد، در پی آن با کشتن شخصیت از سوی رسانههای سپاه، توقیف اموال و اخراج از تیم ملی مواجه شد. او تاکید کرد: «به عنوان یک ورزشکار، همیشه کنار مردم کشور میمانم.»
رشید مظاهری، دروازهبان، شجاعانه و صریحا راس هرم قدرت را مسئول جنایات دانست و اعلام کرد فرماندهی خامنهای بر این خاک به پایان رسیده است.
سروش رفیعی، کاپیتان پرسپولیس، با انتقاد از مجریان صداوسیما بابت نمک پاشیدن روی زخم مردم، از سوی مدیران انتصابی باشگاه با تهدید به اخراج روبهرو شد.
او گفت: «دردهای بزرگ آدم را لال میکنند.» اکنون آینده سروش در پرسپولیس در هالهای از ابهام است و رسانههای سپاه خواهان اخراج او از تیم هستند.
بخش بزرگی از بدنه ورزش ایران در این صد روز به اشکال مختلف همبستگی خود را با مردم نشان دادند.
مجتبی محرمی با صراحتی بیسابقه از گرسنگی مردم و علاقهاش به هویت ملی سخن گفت و اعلام کرد که شاه فقید به او خدمت کرده است.
مهدی مهدویکیا هشدار داد که قطع اینترنت به معنای خاموش کردن حقوق بشر است و از جامعه جهانی خواست که صدای مردم ایران را بشنوند.
محمد خاکپور و محمد طلایی نیز برچسب «اغتشاشگر» را برای مردمی که زیر بار گرانی له شدهاند، نپذیرفتند. طلایی نوشت: «فریادی که از سر فقر بلند میشود، اغتشاش نیست، به ستوه آمدن است.»
ستارههای دیگری چون مسعود شجاعی، اشکان دژاگه، فرهاد مجیدی و روزبه سینکی با استفاده از اعتبار بینالمللی خود، جهان را به تماشای وضعیت ایران فراخواندند. شجاعی نوشت: «این مردم مجرم نیستند، آنها خواهان آزادی و کرامت انسانی هستند.»
در این میان، جانباختگانی چون احمد خسروانی (بسکتبالیست دانشگاه شریف)، ریبین مرادی (فوتبالیست ۱۷ ساله سایپا) و معین بصیری (هوادار پرسپولیس) نشان دادند که ورزشگاههای ایران اکنون نه در سازههای بتنی، بلکه در هر کوچهای است که با خون این جوانان سرخ شده است.
در ستایش جانهای جاوید
اگرچه محدودیتهای نگارش اجازه نمیدهد شرح قهرمانی و جانفشانی تکتک ورزشکاران میهن را در این مجال بازگو کنیم، اما نام هر یک از آنها بهتنهایی فصلی از کتاب شجاعت ایران است.
آنها که بدنهای ورزیده خود را در برابر تیر تیره استبداد قرار دادند، پیروز واقعی این میدان هستند.
در پایان، یاد جاویدنامانی را گرامی میداریم که فراتر از میادین ورزشی، در قلب تاریخ وطن ماندگار شدند؛ از شایان اسداللهی، عرفان بزرگی، امیرمحمد کوهکن، رضا عظیمزاده، مسعود ذاتپرور، احمد خسروانی، ریبین مرادی، مجتبی ترشیز، شهرام مقصودی، میلاد (مهدی) لواسانی، افشین میارکیانی، سامان فتاحی، مبین قنبری، محمدرضا خانی، محمدجواد حیدری، امیررضا رجایی، محمدحسین پرنون، کامیاب احمدی، رهام سعادتی، امیرعباس مزروعی، ابوالفضل مهری، عرشیا براری، علی ایازی، هادی فروغ، علیرضا جواهریپی، علی محمدی، ماهان مردانی، امیرعلی دارابی، امیرمحمد کرمی، شایان (امیرحسین) شکاری، صهبا رشتیان، امیرحسین محمدزاده، عرشیا احمدپور، سارا بهبودی، حسن قاسمی، آرنیکا دباغ، شهاب فلاحپور، محمد حاجیپور، سپهر ابراهیمی، زهرا آزادپور، علیمحمد کردکاظمی، مهدی کاووسی، مسیح شاهوردی، یزدان افروغ، رضا کرمی، حسین یغمایی، ابوالفضل طاووسی، منصور شاهسواری، مسعود رنگرزانی (خورشیدوند)، پوریا بهاری مستعلی، حامد بصیری، احمد رمضانزاده، حسن کلهر، امیر طولابی، مهدی گنجدانش، رضا طاهرنژاد، آریا آرینخو، قاسم وکیلی، عرفان کاری، حمیدرضا شیرازی، یاشار سلطانیراد، عباس اسحاقی، علیرضا مقدسینیکو، مهدی اسکندریان، پوریا باقری، احمد اصغری، مهدی فتحی، ماهان حقیقی، محمدرضا انتظامی، سلیمان پرهیزکار، مهدی الهیاری، سبا (ونوس) نگهبان، ایمان بهداری، محمدامین عبدی، سحر فرد، امیرمحمد لطفی، مسعود رضایینو، میلاد افروخته، مهدی قدیمی، بابک صادقیمحسنی، دیانا بهادر، تانیا عباسی، سجاد شاقلانی، آروین سالمیراد، حمیدرضا حدادیشاندیز، علیرضا باقریمنجیلی، پژمان نوروزرجبی، مجید جلیلیان، امیر احمدوند، محمد علیزاده، عارف جعفرزاده، نیما تاجیک، پدرام خالویی، نادر مولوی، علیاصغر شیری، معین بصیری، شاهین آذرآتش، مهرداد مشتاقی، مهدی خلیلی، امیرعلی قنبرزاده، علی بهروز تا طاها سلیمانی.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در پیامی ویدیویی. درباره لبنان گفت: «برای اولین بار، یک نوار امنیتی طولانی در سراسر مرز شمالی ایجاد کردیم. نه فقط در لبنان، بلکه در تمام طول مرز. آنها میخواستند ما را در یک حلقه آتش محاصره کنند؛ ما یک حلقه امنیتی ایجاد کردیم.»
نتانیاهو افزود: «در مورد تهدید دور، ما نزدیک به ۹۰ درصد از زرادخانه موشکها و راکتهایی را که نصرالله ساخته بود، نابود کردیم. خود نصرالله را از بین بردیم، آنها را با عملیاتهای غافلگیرکننده ضربه زدیم و هزاران نفر از نیروهایشان را کشتیم.»
او ادامه داد: «حزبالله امروز، در مقایسه با دوران قدرت نصرالله، فقط سایهای از گذشته خودش است. اما صادقانه میگویم: هنوز کار تمام نشده. ما برنامههایی برای مقابله با موشکهای باقیمانده و تهدید پهپادها داریم، اما وارد جزئیات نمیشوم. هدف دیگر ما هم خلع سلاح حزبالله است.»
نتانیاهو تاکید کرد: «به درخواست دوست من دونالد ترامپ، با او چهره خاورمیانه را تغییر دادیم و دستاوردهای بزرگی به دست آوردیم، با یک آتشبس موقت در لبنان موافقت کردیم. به درخواست او، فرصتی برای پیشبرد یک راهحل ترکیبی سیاسی و نظامی با دولت لبنان داده شد. یادآوری میکنم: برای اولین بار در ۴۳ سال گذشته، نمایندگان اسرائیل بهطور مستقیم با نمایندگان لبنان گفتگو میکنند. راه رسیدن به صلح هنوز طولانی است، اما ما آن را آغاز کردهایم.»
نتانیاهو گفت: «یک دست ما سلاح را در دست دارد، و دست دیگرمان به سوی صلح دراز شده است. به هر شکل، ما امنیت را به ساکنان شمال بازخواهیم گرداند.»
مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامهایی از شهرهای مختلف، به افزایش قابل توجه قیمت کالاهای اساسی، تعدیل نیرو و بیکاری اشاره کردند. یک شهروند گفت حقوق یک ماه یک کارگر در تهران ۷۵ دلار و هزینههای یک زندگی ساده بالای سه هزار دلار است.
حداقلی بودن درآمدها در شرایطی است که گزارشهای متعددی از تعدیل نیروی گسترده در مشاغل و به ویژه صنایع در هفتههای اخیر منتشر شده است.
در مشهد برخی شرکتهای هواپیمایی کارمندان خود را تعدیل کردهاند.
بر اساس گفتههای شهروندان، شرکت بافندگی و ریسندگی جامعه در شهر مشهد، ۲۶ فروردین بسیاری از کارکنانش را تعدیل کرد.
بهگفته شهروندان، تعداد زیادی از کارگران ساعات ابتدایی صبح مقابل در این کارخانه صف کشیدند و معطل دریافت نامه «عدم نیاز» خود بودند.
بر اساس این گزارشها، مشاغل مرتبط با پتروشیمی، از جمله فروشندگان لولههای یوپیویسی، فعالیت خود را متوقف کردهاند. همچنین شرکتهایی که مواد اولیه آنها پلیپروپیلن بوده، پس از آسیب دیدن پتروشیمیها، با کمبود مواد اولیه مواجه شدهاند.
دهها شهروند در پیامهای خود تاکید کردند بازار پس از جنگ دچار رکود شده و از طرفی، وصول چکها نیز به مشکل برخورده است.
به گفته یک مخاطب، چکها برگشت میخورند اما مبالغ در بانک دیگری مسدود میشود؛ نه صاحب چک به پول دسترسی دارد و نه ذینفع.
این شهروند یادآوری کرد نبود زیرساخت انتقال، پولها را بلوکه و فشار مضاعفی بر مردم و کسبوکارها وارد کرده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا اعلام کرد که با وجود بازگشایی تنگه هرمز برای فعالیت تجاری، اما محاصره دریایی علیه کشتیهای مرتبط با جمهوری اسلامی «تا زمانی که توافق ما با ایران بهطور صددرصدی نهایی نشده است، صرفا در مورد ایران همچنان بهطور کامل برقرار و اجرایی خواهد ماند.»
او افزود: «این روند باید بسیار سریع پیش برود، زیرا بیشتر موارد از قبل مورد مذاکره قرار گرفتهاند.»
اظهارات ترامپ پس از آن مطرح شد که جمهوری اسلامی اعلام کرد تنگه هرمز پس از آتشبس میان اسرائیل و لبنان برای همه کشتیهای تجاری باز است.
مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامهایی از شهرهای مختلف، به افزایش قابل توجه قیمت کالاهای اساسی، تعدیل نیرو و بیکاری اشاره کردند. یک شهروند گفت حقوق یک ماه یک کارگر در تهران ۷۵ دلار و هزینههای یک زندگی ساده بالای سه هزار دلار است.
حداقلی بودن درآمدها در شرایطی است که گزارشهای متعددی از تعدیل نیروی گسترده در مشاغل و به ویژه صنایع در هفتههای اخیر منتشر شده است.
در مشهد برخی شرکتهای هواپیمایی کارمندان خود را تعدیل کردهاند.
بر اساس گفتههای شهروندان، شرکت بافندگی و ریسندگی جامعه در شهر مشهد، ۲۶ فروردین بسیاری از کارکنانش را تعدیل کرد.
بهگفته شهروندان، تعداد زیادی از کارگران ساعات ابتدایی صبح مقابل در این کارخانه صف کشیدند و معطل دریافت نامه «عدم نیاز» خود بودند.
بر اساس این گزارشها، مشاغل مرتبط با پتروشیمی، از جمله فروشندگان لولههای یوپیویسی، فعالیت خود را متوقف کردهاند. همچنین شرکتهایی که مواد اولیه آنها پلیپروپیلن بوده، پس از آسیب دیدن پتروشیمیها، با کمبود مواد اولیه مواجه شدهاند.
دهها شهروند در پیامهای خود تاکید کردند بازار پس از جنگ دچار رکود شده و از طرفی، وصول چکها نیز به مشکل برخورده است.
به گفته یک مخاطب، چکها برگشت میخورند اما مبالغ در بانک دیگری مسدود میشود؛ نه صاحب چک به پول دسترسی دارد و نه ذینفع.
این شهروند یادآوری کرد نبود زیرساخت انتقال، پولها را بلوکه و فشار مضاعفی بر مردم و کسبوکارها وارد کرده است.
در شرایطی که بخش بزرگی از پیامها به بحران اقتصادی و افزایش روز به روز کالاها اختصاص دارد، مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، جمعه ۲۸ فروردین در سخنانی، کمبود در بازار را انکار کرد و گفت در این مدت «قیمتها ثابت بوده است».
با اینحال شهروندان روایت دیگری از گرانی دارند؛ در یک نمونه از این پیامها به قیمت نیم میلیون تومانی یک شانه تخممرغ اشاره شده است. درحالیکه همین کالا تا دی ماه سال گذشته و باوجود گرانیها، با قیمت حداکثر ۳۰۰ هزار تومان فروخته میشد.
بر اساس این گزارشها، قیمت یک کیلوگرم نخود به ۲۵۰ هزار تومان، یک کیلوگرم پنیر گوسفندی یک میلیون تومان، یک کیلوگرم پنیر گاوی ۷۰۰ هزار تومان و ذرت هر کیلوگرم ۱۲۰ هزار تومان افزایش یافته است.
شهروندی در همین زمینه گفت: «سال گذشته مرغ کیلویی ۸۶ هزار و ۵۰۰ تومان بود. امروز به قیمت ۳۱۸ هزار تومان خریدم! اما افزایش حقوق کارمند دولت سه میلیون تومان است که فقط پول بیمه تکمیلیاش برای سه نفر از دو میلیون تومان به چهار میلیون و ۵۰۰ هزار افزایش یافته.»
مخاطبی نیز با اشاره به افزایش قیمت یک برند خاص از برنج ایرانی از یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان به دو میلیون و ۳۰۰ هزار تومان گفت: «قیمتها ترمز بریدهاند و کنترل کردن این وضعیت سخت خواهد بود.»
همزمان، برخی کسبوکارها نیز بهدلیل بیثباتی قیمتها فعالیت خود را متوقف کردهاند و برخی واردکنندگان دست از کار کشیدهاند و در نتیجه، گزارشها حاکی از کمبود برخی اقلام غذایی در شماری از شهرهاست.
بهطور نمونه، در برخی فروشگاههای زنجیرهای وابسته به حکومت مانند دیلیمارکت و افق کوروش، روغنهای پنج کیلویی اغلب موجود نیست.
پیامهایی نیز درباره قیمت انواع محصولات پلاستیکی با ماده اولیه پلیمرهای پتروشیمی به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
به گفته یک شهروند، قیمت آب معدنی در شماری از شهرها به دلیل افزایش قیمت مواد اولیه بطری آن به ۴۵ هزار تومان رسیده است.
بر اساس این گزارشها همچنین قیمت هر کیلوگرم «نایلون خرید» به ۴۰۰ هزار تومان رسیده و پلاستیک نیز از کیلویی ۲۲۰ هزار تومان به ۵۰۰ هزار تومان افزایش یافته است.
گرانی اثر خود را در همه اصناف نشان داده است. در نمونهای دیگر، لنت جلو پراید از ۳۰۰ هزار تومان به یک میلیون و نیم رسیده است.
قیمت کپسول گاز در چابهار نیز تا ۵۰۰ هزار تومان میرسد.
شهروندی با اشاره به وضعیت این روزهای ایران گفت: «قسط بیمه عقبافتاده دارم، خودم را با روزی یک وعده غذا خوردن وفق دادهام و از همهکس و همهچیز ناامید شدهام...»
شهروندی دیگر تاکید کرد: «کار جمهوری اسلامی تمام نشود، زندگی خیلیها به پایان میرسد.»