تداوم بازداشت شهروندان؛ پنج عضو یک خانواده دستگیر شدند

گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، از تداوم بازداشت شهروندان در شهرهای مختلف حکایت دارد. در یک نمونه، در فاصله روزهای ۲۰ تا ۲۸ دی، پنج عضو یک خانواده و اقوام نزدیکشان در کرج بازداشت شدند.

گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، از تداوم بازداشت شهروندان در شهرهای مختلف حکایت دارد. در یک نمونه، در فاصله روزهای ۲۰ تا ۲۸ دی، پنج عضو یک خانواده و اقوام نزدیکشان در کرج بازداشت شدند.
علیاصغر دیوبند ۲۹ ساله و حسن دیوبند ۳۰ ساله ، هر دو در ۲۰ دی در محل کار خود بازداشت شدند.
علیاکبر دیوبند، نوجوان ۱۵ ساله و از دیگر اعضای این خانواده، ۲۱ دی در منزل خانوادگی خود بازداشت شد.
ماموران، یک هفته بعد و در تاریخ ۲۸ دی، محمدعلی دیوبند ۵۰ ساله را در محل کارش بازداشت کردند.
حمیدرضا فروهر ۲۰ ساله از بستگان این خانواده است که او هم در همان روز ۲۸ دی در محل کارش بازداشت شد.
گزارشهایی نیز از بازداشت شماری از شهروندان در روزهای اخیر به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
امید رسولی پنج اسفند با هجوم ماموران به خانهاش در فولادشهر بازداشت شد. از محل نگهداری و اتهامات مطرحشده علیه او اطلاعی در دست نیست.
زهرا (فرزانه) فصیحی نیز ۲۹ بهمن در بهشتزهرا و بعد از حضور در مراسم چهلم یکی از جاویدنامان بازداشت شد.
بر اساس گزارشها، فصیحی دو روز بعد از بازداشت با خانواده تماس گرفت و گفت به زندان قرچک منتقل شده است.
در نهبندان خراسان جنوبی، میلاد هاشمپور بازداشت و به زندان بیرجند منتقل شد.
به گفته شهروندان، تحت شکنجه شدید از این جوان ۲۷ ساله اعتراف اجباری گرفتهاند و در معرض صدور احکام سنگین قرار دارد.
شمار زیادی از پیامهای مخاطبان به اطلاعرسانی درباره شهروندانی اختصاص دارد که ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دی بازداشت شدند.
گزارشها از اصفهان، حاکی از بازداشت مهری اسماعیلی، ۵۰ ساله و دارای دکترای ادبیات، در عصر ۲۰ دی است.
اسماعیلی در زندان دولتآباد اصفهان نگهداری میشود و با اتهاماتی سنگین روبهروست.
سارا عرشی، دانشجوی محروم از تحصیل، نیز ۱۹ دی در کاشان استان اصفهان بازداشت شد.
خانواده سارا از وضعیت و محل نگهداری او اطلاع دقیقی ندارند.
محمد (گل محمد) ابراهیمی، دانشجوی ۲۶ ساله نقاشی دانشگاه علم و فرهنگ، ۲۰ دی در منزل شخصیاش در تهران از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد.
این دانشجو را ابتدا به اوین و بعد از چند روز به زندان تهران بزرگ منتقل کردند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، علی پیشهورزاده، معروف به «علی استاد»، شامگاه ۱۹ دی در رشات بازداشت شد.
این جوان ۲۸ ساله غریق نجات، مربی واترپلو، و قهرمان مدالآور رشته شنا داخل یک کافه کوچک در داخل بازار رشت کار میکرد.
او را به زندان لاکان رشت منتقل کردهاند و با اتهامات سنگینی مواجه است.







رشید مظاهری، دروازهبان پیشین تیم ملی فوتبال ایران و استقلال، که با انتشار پستی در اینستاگرام علیه علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، او را «شیطان» نامید، پیشتر نیز بهدلیل حمایت از اعتراضات مردمی و انتقاد از اعدام معترضان آبان ۱۳۹۸، از سوی اطلاعات سپاه احضار و بازداشت شده بود.
بامداد چهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴، رشید مظاهری، گلر تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۱۸، در واکنش به کشتار مردم ایران به دست جمهوری اسلامی، با انتشار پستی در اینستاگرام که در آن تصویر علی خامنهای با عبارت «شیطان» ترکیب شده بود، نوشت: «خامنهای! بدان که فرماندهی تو بر این خاک ایزدی به پایان رسیده است.»
این پست ساعاتی بعد از صفحه مظاهری حذف شد. مریم عبداللهی، همسر او، صبح همان روز با انتشار پستی در اینستاگرام و ابراز نگرانی درباره امنیت جانی همسرش نوشت: «مسئولیت جان همسرم، که با وجود همه مخاطرات شجاعانه در خاک وطن مانده، مستقیماً بر عهده حکومت است. جان او در خطر است؛ اما شرفش در امان. جهان بداند که او برای وجدانش ایستاده است.»
اما این نخستین موضعگیری انتقادی دروازهبان پیشین استقلال علیه جمهوری اسلامی نبود. مظاهری اردیبهشت ۱۳۹۸ بهدلیل اعتراض به هزینهکرد منابع مردم ایران برای ساخت استادیومهای فوتبال در عراق، از سوی کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال احضار و محروم شد.
او یک سال بعد، چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۹، در واکنش به خبر اعدام امیرحسین مرادی، محمد رجبی و سعید تمجیدی، سه معترض آبان ۱۳۹۸، با هشتگهای «اعدام نکنید» و «خاک نفرینشده» در یک استوری اینستاگرامی نوشت: «طناب کم میآورید، ما زیادیم.»
این اظهارنظر به احضار او از سوی اطلاعات سپاه و بازداشت سنگربان وقت تراکتور انجامید و پیوستن او به استقلال نیز با کارشکنی نهادهای امنیتی همراه شد.
مظاهری ۳۰ تیر ۱۴۰۰ نیز در واکنش به سرکوب اعتراضات مردم خوزستان به بیآبی، با انتشار ویدیویی از شلیک به معترضان، با کنایه به نوحهای درباره محمد جهانآرا نوشت: «ممد نیستی ببینی، خونت بیثمر گشته.» این موضعگیری هم با محرومیت از سوی کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال همراه شد.
اکنون و با گذشت بیش از ۴۰ ساعت از انتشار پست اخیر رشید مظاهری علیه علی خامنهای، هنوز خبر تأییدشدهای از وضعیت این فوتبالیست ۳۶ ساله منتشر نشده است.
روزنامه والاستریت ژورنال به نقل از منابع آگاه گزارش داد آمریکا در مذاکرات ژنو شروط «سختگیرانهای» برای جمهوری اسلامی تعیین کرده که از آن جمله میتوان به برچیدن سه سایت اتمی نطنز، فردو و اصفهان و همچنین تحویل تمام ذخایر اورانیوم غنیشده حکومت ایران اشاره کرد.
والاستریت ژورنال پنجشنبه هفتم اسفند نوشت هیات مذاکرهکننده ایالات متحده تحت فشار برخی مقامهای کاخ سفید و جمهوریخواهان کنگره قرار دارد تا توافقی را نپذیرد که از نظر آنان بیش از حد نرم یا امتیازدهنده باشد.
بر اساس این گزارش، انتظار میرود مذاکرهکنندگان آمریکایی برای طرف ایرانی روشن کنند که هرگونه توافق احتمالی باید ماهیت دائمی داشته باشد و برخلاف برجام، امکان گنجاندن «بندهای غروب» در آن وجود ندارد.
بندهای غروب برجام به محدودیتهایی اطلاق میشد که پس از مدتی بهطور خودکار پایان مییافت و امکان گسترش فعالیتهای هستهای را فراهم میآورد.
برجام در سال ۱۳۹۴ و در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما به امضا رسید. با این حال، دونالد ترامپ در نخستین دوره حضور خود در کاخ سفید، سیاست فشار حداکثری را در برابر حکومت ایران در پیش گرفت و سرانجام سال ۱۳۹۷ از برجام خارج شد.
ششم اسفند، پایگاه خبری اکسیوس گزارش داده بود واشینگتن خواستار دائمی بودن هرگونه توافق هستهای با تهران است.
احتمال موافقت با فعالیت یک راکتور در تهران
والاستریت ژورنال در ادامه به نقل از مقامهای آمریکایی نوشت یکی دیگر از شروط واشینگتن در مذاکرات، «غنیسازی صفر» است.
این منابع در عین حال گفتند ایالات متحده ممکن است با ازسرگیری فعالیت یک راکتور هستهای در تهران برای مصارف پزشکی و با غنیسازی در سطح بسیار پایین موافقت کند.
والاستریت ژورنال افزود حتی همین میزان انعطاف هم با مخالفت جدی چهرههایی در دولت آمریکا و شماری از نمایندگان جمهوریخواه کنگره مواجه است.
برخی مقامهای آمریکایی بیم دارند که اگر ترامپ توافقی با غنیسازی محدود را بپذیرد، این توافق بهعنوان شکلی دیگر از برجام تفسیر شود.
لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه، در همین رابطه گفت حتی اگر قرار باشد برای «حفظ آبرو» به حکومت ایران اجازه غنیسازی حداقلی داده شود، او قاطعانه با آن مخالفت خواهد کرد.
دور سوم مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا هماکنون در ژنو در حال برگزاری است.
سیانان ششم اسفند در تحلیلی نوشت با استقرار بیسابقه نیروهای آمریکایی در خلیج فارس، ایالات متحده و جمهوری اسلامی به نقطهای حساس رسیدهاند و «لحظه تصمیم» برای ترامپ و علی خامنهای، دیکتاتور تهران، نزدیک است.
اختلاف بر سر لغو تحریمها
والاستریت ژورنال نوشت آمریکا در قالب توافق احتمالی، تنها حاضر به لغو شمار اندکی از تحریمها است و این موضوع به یکی از اختلافات اصلی تهران و واشینگتن تبدیل شده است.
بر اساس این گزارش، ایالات متحده قصد دارد پیش از هرگونه امتیاز بیشتر، عملکرد جمهوری اسلامی را در اجرای تعهداتش طی یک دوره زمانی طولانی ارزیابی کند و در صورت اثبات پایبندی تهران، در ادامه امکان کاهش بیشتر تحریمها و اعطای امتیازات دیگر را بررسی خواهد کرد.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، چهارم اسفند گفت حکومت ایران در مذاکرات بر «مطالبات خود، چه در حوزه هستهای و چه در حوزه رفع تحریمها» پافشاری میکند.
او اضافه کرد بحث لزوم موافقت تهران با بازرسی آژانس از تاسیسات هستهای بمبارانشده ایران، بهعنوان پیششرط توافق با آمریکا مطرح نشده است.
ابراهیم قاسمپور، هافبک پیشین تیم ملی فوتبال ایران، در گفتوگو با اعتماد درباره کاهش محبوبیت تیم ملی فوتبال به دلیل سکوت در برابر کشتن مردم ایران به دست جمهوری اسلامی، گفت: «خیلیها دل خوشی از تیم ملی ندارند. خیلیها دلشان با تیم ملی نیست و برای بازیکنان آرزوی موفقیت نمیکنند.»
او در ادامه گفت: «مطمئنا در جام جهانی خیلی کم از تیم ملی حمایت میشود.»
عضو تیم ملی در جام جهانی ۱۹۷۸، درباره تاثیر نقش بازیکنان بر بیاهمیت شدن فوتبال بین مردم و کاهش علاقه به تیم ملی گفت: «همه اینها دخیل است. از شرایط فعلی مملکت تا نوع برخوردشان و نوع حرف زدنشان مزید بر علت میشود.»
او گفت: «ببینید خود آقای پزشکیان میگوید مردم ما ناراضیاند و ما کاری برایشان نکردهایم، خب یعنی خودشان هم میدانند. پس میخواهید چه کاری انجام دهید؟ کی میخواهید انجام دهید؟ الان نان خوردن مردم سخت شده و تورم سرسامآور است و خط فقر بیداد میکند. در این شرایط فوتبال اولویت مردم میشود یا معیشت و زندگی؟ مسلما فوتبال نیست.»
مهدیه اسفندیاری شهروند ۳۹ ساله ایرانی که از گروه حماس در حمله هفتم اکتبر علیه اسرائیل در شبکههای اجتماعی حمایت کرده بود، به چهار سال حبس از جمله یک سال حبس قطعی و ممنوعیت دائمی از ورود به خاک فرانسه به دلیل تمجید از تروریسم محکوم شد.
قاضی این پرونده پنجشنبه ۷ اسفند اعلام کرد او به چهار سال حبس محکوم شده که سه سال آن تعلیقی است و با اشاره به «ماهیت اعمال ارتکابی و شدت آنها» این حکم صادر شده است.
قاضی افزود: «دادگاه همچنین حکم ممنوعیت دائمی از حضور در قلمرو فرانسه را صادر کرد.»
پیشتر در جلسه رسیدگی به این پرونده، دادستان درخواست کرده بود که مهدیه اسفندیاری به چهار سال زندان، که سه سال آن تعلیقی باشد، بههمراه ممنوعیت دائمی از ورود به خاک محکوم شود.
وکیل او، مِ نبیل بودی، چهارشنبه به خبرگزاری فرانسه گفته بود: «ما منتظریم که دادگستری خانم اسفندیاری را تبرئه کند.»
او افزوده بود که موکلش «میخواهد از اتهامات پاک شود».
او در مورد مبادله با دو فرانسوی نیز گفته بود: «در مورد مبادله، همه چیز به تصمیمی که قرار است صادر شود بستگی خواهد داشت.»
وکیل اسفندیاری پس از صدور حکم نیز گفت که موکلش به رای دادگاه اعتراض خواهد کرد.
در صورت فعال شدن پروسه تجدید نظر تا زمان برگزاری دادگاه تجدید نظر، حکم صادر شده در این دادگاه اجرا نخواهد شد و مهدیه اسفندیاری آزاد است در فرانسه بماند یا به ایران بازگردد.
وکیل اسفندیاری گفت خبر ندارد موکلش چه تصمیمی خواهد گرفت و در فرانسه میماند یا به ایران باز میگردد.
او بهدلیل حمایت از حمله مسلحانه حماس، گروه تحت حمایت جمهوری اسلامی، به اسرائیل بازداشت شد و بیش از هفت ماه در فرانسه زندانی بود. اسفندیاری در ماه اکتبر سال گذشته میلادی به طور مشروط آزاد شد.
اسفندیاری متهم است که در کانالی در تلگرام، پیامهایی در حمایت از حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل منتشر کرد.
بنا بر اعلام دادستانی پاریس، این محتواها «تحریک به تروریسم» و «توهین به جامعه یهودی» تلقی شدهاند.
پیشتر و به دنبال آزادی مشروط اسفندیاری، سیسیل کوهلر و ژاک پاریس، دو فعال سندیکایی فرانسوی، در ماه نوامبر از زندان بیرون آمدند.
این دو کمتر از چهار سال پیش در تهران بازداشت شده بودند. مقامات جمهوری اسلامی این دو را به جاسوسی متهم کردند. اما خانوادههای آنها و نیز تشکلهای کارگری و صنفی در ایران و فرانسه همراه با دولت فرانسه این اتهام را رد کردند.
کوهلر، عضو «فدراسیون ملی آموزش و فرهنگ نیروی کار فرانسه» و پاریس، دبیر کل سابق همین سندیکا در بخش آموزش، در پی دیدار با شماری از فعالان کارگری و معلمان در تهران در اردیبهشت سال ۱۴۰۱ به دست ماموران امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند.
پس از آن هم تعداد زیادی از فعالان کارگری و معلمان در تهران و چند شهر دیگر بازداشت شدند.
بازداشت کوهلر، پاریس و فعالان صنفی در ایران انتقادهای گسترده سندیکاها و اتحادیههای کارگری و معلمان در ایران و جهان را به دنبال داشت. آنان تاکید کردند که بر اساس مقاولهنامههای سازمان بینالمللی کار، دیدار فعالان سندیکایی کشورهای مختلف، موضوعی قانونی است.
با گذشت حدود دو ماه از آغاز انقلاب ملی ایرانیان، همچنان گزارشهایی از نحوه کشته شدن معترضان و شلیک تیر خلاص به مجروحان به دست ایراناینترنشنال میرسد. محمد حامد قازقان، سجاد سلیمانی و محمد ربیعی، سه نمونه از این افراد هستند که پس از انتقال به بیمارستان و بازداشتگاه، کشته شدند.
در هفتههای اخیر مستنداتی از چند شهر مانند اهواز، زنجان و کرج به ایراناینترنشنال رسیده که نشان میدهد نیروهای امنیتی پس از تیراندازی به معترضان، با محاصره بیمارستانها و مراکز درمانی مانع انتقال مجروحان شدهاند و برخی زخمیها را از داخل بیمارستان ربوده و هدف شلیک دوباره قرار دادهاند.
شاهدان عینی از کرج گفتند ماموران در جریان اعتراضات ۱۹ دی بهطور مستقیم به سوی زخمیها شلیک کردند و اجازه امدادرسانی ندادند.
پیامهای رسیده از اهواز نیز حاکی از آن است که ماموران به معترضان گفتهاند «حکم تیر خلاص» دارند.
محمد حامد قازقان
محمد حامد قازقان، جوان ۱۸ ساله اهل روستای قازقان از توابع جاده میامی مشهد، پس از بازداشت در جریان انقلاب ملی ایرانیان، جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی نزدیکان محمد حامد، او ۱۹دی در بلوار حرِ شهرک رجایی مشهد بر اثر اصابت گلوله به ناحیه پا مجروح و پس از آن بازداشت شد.
خانواده برای روزها در بیخبری مطلق از وضعیت فرزندشان بودند. بعد از مدتی به آنها اطلاع دادند محمد حامد زنده و در بازداشت است.
با این حال، ۱۲بهمن به خانواده اطلاع داده شد که برای تحویل پیکر مراجعه کنند.
خانواده محمد حامد هنگام تحویل پیکر متوجه آثار شدید ضرب و جرح و نشانههایی از سوختگی بر بدن او شدند. همچنین روی پیشانی این جوان، جای گلوله و «تیر خلاص» دیده میشد.
به گفته نزدیکان، شدت آسیبها شناسایی پیکر را دشوار کرده بود. مادر محمد حامد او را از طریق نشانهای قدیمی مربوط به دوران کودکی توانست تشخیص دهد.
پیکر محمد حامد ۱۲ بهمن در زادگاهش روستای قازقان به خاک سپرده شد. مراسم خاکسپاری با حضور گسترده اهالی برگزار شد.

سجاد سلیمانی
یکی از معترضان کشتهشده با تیر خلاص، سجاد سلیمانی ۴۱ ساله و پدر دختری پنج ساله است.
سجاد شامگاه ۱۸ دی برای اعتراض در تهران به منطقه آریاشهر رفت و نیروهای سرکوبگر با گلوله جنگی به پهلو و پای او شلیک کردند.
شدت جراحت او بالا و خونریزیاش شدید بود و همراهانش، او را به بیمارستان ابن سینا رساندند اما به گفته نزدیکانش، در بیمارستان همه همراهان را از بالین سجاد اخراج و بعد از مدتی به خانواده او اعلام کردند او در اثر خونریزی جان باخته است.
این در حالی است که وقتی خانواده سلیمانی پیکر سجاد را دیدند، متوجه جای گلوله روی پیشانی او شدند.
پیکر این معترض را به پزشکی قانونی کهریزک منتقل کردند و فردای همان روز به خانواده تحویل دادند.
سلیمانی کارگاه صنایع چوب داشت و از وضع مالی خوبی برخوردار بود.

محمد ربیعی
محمد ربیعی ۴۳ ساله نیز به شکلی دیگر اما با همان شیوه شلیک تیر خلاص کشته شد.
منابع ایراناینترنشنال گفتند محمد شامگاه ۱۹ دی در حال برگشت از محل کار به خانه بود که دید نیروهای بسیجی در مارلیک ملارد با زور و خشونت میکوشند دختر جوانی را با خود ببرند.
او مداخله کرد و نیروهای حکومتی خودش را بازداشت کردند.
خانواده محمد تا عصر بیستم دی بارها با تلفن او تماس میگیرند و در نهایت فردی موبایلش را پاسخ میدهد و میگوید او بازداشت شده و دیگر با این شماره تماس نگیرند.
خانواده محمد در روزهای بعد هم نمیتوانند با او صحبت کنند اما با پیگیریها متوجه میشوند او را به زندان کچویی کرج منتقل کردهاند و «خیالشان از اینکه زنده است، راحت میشود».
با این حال، شامگاه ۲۸ دی خبر مرگ محمد را به خانوادهاش میدهند و از آنها میخواهند برای تشخیص هویت به کهریزک مراجعه کنند.

خانواده شبانه به کهریزک میروند اما راهشان نمیدهند. صبح فردای آن روز نیز به خانواده میگویند اسم محمد ربیعی در میان پیکرها نیست و آنها را روانه اداره آگاهی میکنند تا با نامهای از آنها، در میان پیکرهای ناشناس دنبال او بگردند.
وقتی خانواده دوباره به کهریزک برمیگردند در میان عکسهای کشتهشدگان که از مانیتور پخش میشده، محمد را شناسایی میکنند.
به گفته نزدیکانش، پیکر محمد را جزو افراد ناشناس طبقهبندی کرده بودند چون او «نان شرافتمندانه کارگری میخورد و آنچنان از دستهایش کار کشیده بود که اثر انگشتش از بین رفته بود».
وقتی خانواده پیکر را از نزدیک میبینند متوجه جای گلولهای میشوند که ظاهرا از فاصلهای نزدیک به پیشانی محمد شلیک شده بود.
به خانواده گفتند او همان شب ۱۹ دی جان خود را از دست داده، اما به گفته نزدیکانش «پیکر محمد تازه بود و حتی وقتی شروع به شستن پیکر و گل و خاکی که روی صورتش مالیده بود کردند، خون تازه از صورتش جاری شد».
پیکر محمد را ۳۰ دی به خانواده تحویل دادند و بدون هماهنگی، او را «شهید ترور» اعلام کردند، اما وقتی خانواده او را به «امامزاده ابراهیم» ملارد رساندند، نیروهای امنیتی با دیدن جمعیتی که برای خاکسپاری آمده بودند، اجازه دفن ندادند.
در نهایت، خانواده توانستند پیکر محمد را یکم بهمن به خاک بسپارند.
