• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

فاطمه امام‌دوست با شلیک گلوله جنگی به سرش در مشهد کشته شد

۳ اسفند ۱۴۰۴، ۰۶:۳۶ (گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۰:۴۹ (گرینویچ)

براساس گزارش‌های رسیده به ایران اینترنشنال، فاطمه (پریسا) امام‌دوست، ۱۹ دی‌ ساعت ۸:۳۰ شب از منزل خود در مشهد خارج شد. او در حوالی پارک ملت مشهد با گلوله جنگی به سرش هدف قرار گرفت و به بیمارستان رضوی مشهد منتقل شد، اما به دلیل شدت جراحات جان خود را از دست داد.

از او دختری به نام سارینا به یادگار مانده است. سارینا در نوشته‌ای آورده است: «مادرم ساعت ۸:۳۰ روز ۱۹ دی به من گفت می‌روم از خانه خاله‌ات کتاب بیاورم. من هنوز منتظر بازگشت او و آوردن کتاب هستم و می‌مانم.»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

سند محرمانه‌ای که از پروژه اطلاعات سپاه پاسداران برای رهبری مجتبی خامنه‌ای پرده برمی‌دارد
۱
اختصاصی

سند محرمانه‌ای که از پروژه اطلاعات سپاه پاسداران برای رهبری مجتبی خامنه‌ای پرده برمی‌دارد

۲

وزیر جنگ آمریکا از جراحت مجتبی خامنه‌ای و «بدشکل» شدن او خبر داد

۳

دونالد ترامپ: تغییر حکومت در ایران رخ خواهد داد، اما نه فورا

۴

پاداش ۱۰ میلیون دلاری آمریکا برای اطلاعاتی درباره مجتبی خامنه‌ای و مقام‌های ارشد حکومت

۵

در روز چهاردهم جنگ چه گذشت؟

Banner

انتخاب سردبیر

  • تایید گزارش ایران‌اینترنشنال درباره لغو مجوز مراکز وابسته به جمهوری اسلامی در امارات

    تایید گزارش ایران‌اینترنشنال درباره لغو مجوز مراکز وابسته به جمهوری اسلامی در امارات

  • نت‌بلاکس: اینترنت برای مردم ایران قطع است، اما «اینفلوئنسرهای منتخب» حکومت دسترسی دارند

    نت‌بلاکس: اینترنت برای مردم ایران قطع است، اما «اینفلوئنسرهای منتخب» حکومت دسترسی دارند

  • ترامپ: اگر رهبر جمهوری اسلامی زنده باشد، هوشمندانه‌ترین کارش تسلیم است

    ترامپ: اگر رهبر جمهوری اسلامی زنده باشد، هوشمندانه‌ترین کارش تسلیم است

  • سند محرمانه‌ای که از پروژه اطلاعات سپاه پاسداران برای رهبری مجتبی خامنه‌ای پرده برمی‌دارد
    اختصاصی

    سند محرمانه‌ای که از پروژه اطلاعات سپاه پاسداران برای رهبری مجتبی خامنه‌ای پرده برمی‌دارد

  • حمله آمریکا به خارک؛ گلوگاه حیاتی ۹۰ درصد صادرات نفت ایران، زیر فشار

    حمله آمریکا به خارک؛ گلوگاه حیاتی ۹۰ درصد صادرات نفت ایران، زیر فشار

•
•
•

مطالب بیشتر

جاوید‌نام معین بصیری، عشق به پرسپولیس و رئال مادرید را جاودانه کرد

۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ۲۱:۵۸ (گرینویچ)

جاویدنام معین بصیری، هوادار ۲۱ ساله تیم فوتبال پرسپولیس، در جریان انقلاب ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب کشته شد. نشان پرسپولیس و رئال مادرید بر سنگ مزار او حک شده است.

معین دانشجوی رشته روانشناسی در دانشگاه شهرقدس بود و همزمان یک آرایشگاه را نیز اداره می‌کرد. او هوادار سرسخت رئال مادرید و پرسپولیس بود و در بخش معرفی حساب کاربری خود در اینستاگرام، عبارت مادریدیستا و ارتش سرخ را نوشته بود.

جاویدنام معین بصیری متولد ۵ دی ۱۳۸۳ بود و شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، در اعتراضات شهریار، با شلیک گلوله جان باخت.

او بارها به خانواده‌اش گفته بود: «بابا ما جوانی نداریم، باید یک اتفاقی بیفتد تا رها بشویم.»

دو پدربزرگ جاویدنام معین بصیری از جان‌باختگان و مجروحان جنگ ایران و عراق هستند.

در آیین چهلم جان‌باختگان انقلاب ملی، خانواده‌ها از «آزادی» و «افتخار به فرزندانشان» گفتند‬

۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۵۹ (گرینویچ)

هم‌زمان با برگزاری مراسم چهلم شماری از جاویدنامان انقلاب ملی در شهرهای مختلف ایران، حاضران با سردادن شعارهایی یاد جان‌باختگان را گرامی داشتند و از آنان به‌عنوان نماد آزادی‌خواهی و ایستادگی در برابر استبداد جمهوری اسلامی یاد کردند.

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد مادر جاویدنام امیرحسین سهرابی در مراسم چهلم او بر سر مزارش گفت: «افتخار می‌کنم که شیرپسر زاییدم. آهای بسیجی، ببین، بشنو، پسر من در راه ایران کشته شد. فدای ایران شد. من از داشتن چنین پسری خوشحالم و به او افتخار می‌کنم.»

این جوان ۲۱ ساله ۱۸ دی در اعتراضات بازار تهران در پی تیراندازی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.

بر اساس ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال، حاضران در مراسم چهلم جاویدنام محمدپارسا امینی علامت پیروزی را با دست خود نشان دادند.

این نوجوان ۱۷ ساله اهل فردیس ۱۸ دی‌ بر اثر اصابت گلوله جنگی ماموران حکومت به کمرش کشته شد.

پسر ۱۱ ساله جاویدنام ابراهیم مصطفی‌پور در مراسم چهلم پدرش، او را «شجاع و مهربان» توصیف کرد و گفت: «دلم برایت تنگ شده. زیر پتو گریه می‌کنم تا مامان ناراحت نشود.»

مصطفی‌پور ۳۲ ساله ۱۸ دی‌ در اثر شلیک عوامل حکومت در شهر بابل استان مازندران کشته شد.

بر اساس ویدیوهای دریافتی ایران‌اینترنشنال، حاضران در مراسم چهلم جاویدنام فرزام قاسمی در بهشت‌زهرای تهران با سر دادن شعار «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» یاد او را گرامی داشتند.

قاسمی ۲۱ ساله ۱۸ دی در منطقه صادقیه تهران با شلیک سرکوبگران جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.

بر پایه ویدیویی که در اختیار ایران‌اینترنشنال قرار گرفت، مادر جاویدنام ارمیا فضلی در آیین چهلم او، از حضور مردم در مراسم قدردانی کرد و گفت: «همین که می‌بینم ارمیای من برای کسانی مثل شما رفته، برایم کافی است.»

حاضران در مراسم شعار «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» سردادند.

این جوان ۲۰ ساله در اعتراضات ۱۸ دی‌ اراک به دست سرکوبگران به قتل رسید.

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد پدر جاویدنام حسین عجم در مراسم چهلم او گفت: «پسرم برای بیان آزادی و حقیقت رفت. جواب او را با گلوله دادند.»

این دانشجوی ۲۲ ساله ۱۸ دی در گناباد به ضرب گلوله ماموران جمهوری‌ اسلامی کشته شد.

طبق ویدیوهای دریافتی ایران‌اینترنشنال، در آیین چهلم جاویدنام علیرضا نوری، خانواده و حاضران کفش‌هایی را که او در زمان کشته‌ شدن به پا داشت، به نشانه یادبود بر سر مزارش آوردند.

نوری ۲۹ ساله ۱۹ دی‌ در قزوین بر اثر اصابت گلوله‌های جنگی ماموران به شکم، پهلو و طحال جان خود را از دست داد.

ویدیوهای رسیده مراسم چهلم جاویدنام دانیال مرادی‌زاده بر سر مزار او را به تصویر می‌کشند. در یکی از این ویدیوها، مادر این جاویدنام در حال سوگواری، فرزندش را «همه دار و ندارم» خطاب کرد.

مرادی‌زاده ۲۲ ساله ۱۸ دی در جریان اعتراضات نارمک تهران در اثر اصابت سه گلوله جنگی جان باخت.

بر اساس ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال، شرکت‌کنندگان در مراسم چهلم جاویدنام امیرحسین بیرامی با سر دادن شعار «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» یاد او را گرامی داشتند.

بیرامی ۳۰ ساله در جریان اعتراضات همدان از سوی سرکوبگران هدف قرار گرفت و کشته شد.

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال پنجم بهمن در بیانیه‌ای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور خامنه‌ای کشته شدند.

۲۳ بهمن، پارلمان اروپا در قطعنامه‌ای ضمن محکوم کردن سرکوب خشونت‌بار مردم ایران هشدار داد کشتار معترضان از سوی جمهوری اسلامی می‌تواند مصداق «جنایت علیه بشریت» باشد.

گزارش یک قتل حکومتی؛ اعدام فراقضایی علی حیدری، معترض مجروح، در بازداشتگاه

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۹:۱۲ (گرینویچ)
•
شاهد علوی

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد علی حیدری، معترضی که شامگاه ۱۸ دی در جریان اعتراضات در مشهد مجروح و بازداشت شد و ۳۳ روز در وضعیت ناپدیدسازی قهری قرار داشت، حدود یک ماه پس از بازداشت با شلیک تیر مستقیم ماموران امنیتی به پیشانی‌اش در بازداشتگاه به قتل رسیده است.

پیکر این معترض ۲۰ ساله در حالی که ۱۸ دی‌ با شلیک تیر جنگی به پایش مجروح و زنده بازداشت شده بود، پس از یک ماه بی‌خبری مطلق، صبح ۲۰ بهمن به خانواده‌اش تحویل داده شد.

ماموران اداره آگاهی شهرک ویرانی از توابع شاندیز، بامداد همان روز با تلفن همراه پدر علی تماس گرفته و از او خواستند برای شناسایی و تحویل پیکر پسرش به سردخانه آرامستان «بهشت رضا» در مشهد مراجعه کند.

ماموران در همین تماس در پاسخ به پرسش پدر علی از سرنوشت فرزندش به او گفتند «او در جریان اعتراضات جان‌باخته است و پیکرش بیش از یک ماه است در سردخانه نگهداری می‌شود».

منابع نزدیک به خانواده حیدری که پیکر را دیده‌اند به ایران‌اینترنشنال گفتند آثار ضرب و جرح بر روی پیکر او، شکستگی بینی و از همه مهم‌تر جای حفره گلوله در سمت چپ پیشانی او نشان می‌دهد برخلاف ادعای جان‌باختن علی در جریان اعتراضات، ماموران او را در دوره بازداشت به شدت شکنجه کرده و سپس با شلیک تیر خلاص به سرش، کشته‌اند.

به گفته همین منابع، «دو نشانه آشکار دیگر بر پیکر علی به وضوح نشان می‌داد تنها چند روز از به قتل رسیدن او گذشته است».

منابع مطلع گفتند علی صبح پنج‌شنبه به آرایشگاه رفته بوده و ته‌ریش کوتاهی داشته، اما ریش‌های صورت او به طرز آشکاری بلند شده بود که نشان می‌دهد «او مدت‌ها پس از بازداشت در ۱۸ دی‌ زنده بوده و علاوه بر این، وضعیت ظاهری پیکر او نشان می‌داد چند روز بیشتر از قتل او نگذشته است».

بازداشت در بلوار هفت تیر

علی، متولد هفتم فروردین ۱۳۸۴ در شهرک ویرانی شاندیز و ساکن مشهد، اگر اواسط بهمن‌ماه به دست ماموران جمهوری اسلامی به قتل نرسیده بود، ۴۰ روز دیگر، ۲۱ ساله می‌شد.

این جوان که در یک کارگاه خراطی کار می‌کرد، ۱۸ دی‌ همراه با هزاران نفر دیگر در بلوار هفت‌تیر مشهد در اعتراضات مردمی حاضر شد.

به گفته شاهدان، حدود ساعت ۹ شب، تیراندازی ماموران سرکوب به جمعیت زیادی از معترضان که حوالی کلانتری هفت‌تیر جمع شده بودند، شروع شد.

  • بلوار هفت‌تیر مشهد و شب‌هایی که شهروندان زیر آتش سرکوب ماندند

    بلوار هفت‌تیر مشهد و شب‌هایی که شهروندان زیر آتش سرکوب ماندند

بنا بر روایت یکی از معترضان که از کشتار مردم جان سالم به در برده است، «در همان لحظات اولیه تیراندازی، گلوله‌ای جنگی به پای علی اصابت کرده و او تعادلش را از دست داده و به زمین افتاده است».

به گفته این روای، در همین حین گوشی همراه علی از جیبش می‌افتد و او (راوی) آن را از زمین برمی‌دارد و جایی پناه می‌گیرد: «پای علی خونریزی داشت، ما نتوانستیم او را عقب بکشیم، نیروهای سرکوب بالای سر علی رسیدند، او را بلند کردند و کشان کشان با خود بردند.»

۳۳ روز ناپدیدسازی قهری

از لحظه بازداشت در شامگاه ۱۸ دی تا بامداد ۲۰ بهمن، هیچ اطلاعی از محل نگهداری، وضعیت جسمی یا سرنوشت علی به خانواده او که پیگیر سرنوشتش بودند، داده نشد.

خانواده علی که خبر مجروح شدن و بازداشت او را از شهروندی که گوشی همراه او را در دست داشت گرفته بودند، به هر دری زدند تا خبری از سلامت او و نهاد بازداشت‌کننده‌اش بگیرند.

هیچ نهادی از وزارت اطلاعات گرفته تا اطلاعات سپاه، نیروی انتظامی و آگاهی، مسئولیت بازداشت او را نپذیرفتند و خانواده ناچار بیمارستان‌ها و دادگاه‌ها و سردخانه‌ها را هم گشتند.

تنها پاسخ به خانواده این بود: اطلاعی نداریم.

انکار سیستماتیک اطلاع از سرنوشت شهروندی که ماموران امنیتی جلوی چشم شاهدان بازداشتش کرده بودند، مصداق بارز جرم بین‌المللی «ناپدیدسازی قهری» است که با هدف ایجاد رعب و وحشت در دل خانواده انجام شد.

این انکار عامدانه اطلاع از سرنوشت یک بازداشتی، یک پیام روشن داشته و دارد: حکومت راه هر پیگیری حقوقی را می‌بندد و خانواده را در تاریکی مطلق رها می‌کند؛ تاریکی‌‌ای که می‌تواند بستری برای اعدام فراقضایی باشد.

پایان تلخ ۳۳ روز بی‌خبری

خانواده علی صبح زود دوشنبه ۲۰ بهمن پس از تماس مامور آگاهی عازم «بهشت رضا» شدند: «در سردخانه هیچ مامور امنیتی‌ای حضور نداشت. تنها چند کارمند آرامستان آن‌جا بودند.»

اما همین کارمندان پیام امنیتی‌ها را منتقل کردند: «به خانواده گفته شد حق ندارند پیکر را به حرم امام رضا ببرند.»

این منع در شهری که برای بسیاری از خانواده‌ها، وداع در حرم یک سنت مذهبی است، برای نزدیکان علی معنای روشنی داشت: کنترل کامل بر روایت مرگ، کنترل کامل بر صحنه وداع، و جلوگیری از هرگونه تجمع یا انتشار تصویر.

پیکری که گواهی جنایت می‌دهد

پیکر علی، با توجه به روایت شاهد عینی از شیوه بازداشت او و شرایط ظاهری‌اش در روز بازداشت، پرده از جنایتی کنار زد که در طول دوران بازداشت رخ داده و دستگاه سرکوب آن را انکار می‌کند.

صورت علی کبود بود و بینی او شکسته بود. شواهدی که نشان‌دهنده ضرب و شتم شدید پیش از قتل این معترض بازداشتی مجروح است.

اما علاوه بر جای زخم گلوله روی پای او، چیزی که نشانه آشکار قتل فراقضایی علی است، اثر یک سوراخ گلوله در سمت چپ پیشانی اوست: «وضعیت زخم نشان می‌داد که شلیک از فاصله نزدیک و احتمالا با اسلحه کمری انجام شده بود.»

دو نشانه دیگر، خانواده را به این نتیجه رساند که علی آن یک ماه را در بازداشت نیروهای امنیتی بود و در روزهای آخر پیش از تحویل پیکرش به قتل رسیده است: «علی پنج‌شنبه آرایشگاه رفته و اصلاح کرده بود و ته‌ریش بسیار کم‌پشتی داشت. ریش او بلند شده بود و پیکرش هم در وضعیتی بود که نمی‌خورد یک ماه از مرگش گذشته باشد.»

خاکسپاری با حضور لباس‌شخصی‌ها

پیکر این جان‌باخته در زادگاهش «ویرانی» به خاک سپرده شد. مراسم تدفین با حضور گسترده مردم و البته حضور پرشمار نیروهای لباس‌شخصی برگزار شد: «در حین برگزاری مراسم خاکسپاری، لباس‌شخصی‌ها قصد داشتند چند تن از شرکت‌کنندگان را در حاشیه مراسم بازداشت کنند، اما با مقاومت مردم ناکام ماندند.»

اما نیروهای امنیتی روز دوم خانواده را تهدید به لغو مراسم یادبود کردند که در یکی از مساجد ویرانی برگزار شد که «با این حال، با وساطت بزرگان فامیل مراسم برگزار شد».

بحران اطلاع‌رسانی و بی‌خبری افکار عمومی

شهرام سدیدی، فعال سیاسی اهل مشهد و ساکن بریتانیا، که نخستین بار خبر بازداشت و ناپدید‌شدن علی را منتشر کرد، در گفت‌و‌گو با ایران‌اینترنشنال گفت که معتقد است بی‌خبری افکار عمومی از بازداشت این معترض کار حکومت را برای کشتن او آسان‌تر کرد: «اگر خبر بازداشت او زودتر به ما می‌رسید تا درباره‌اش اطلاع‌رسانی کنیم شاید فشار افکار عمومی باعث می‌شد حکومت نتواند او را به این شیوه بی‌رحمانه به قتل برساند.»

سدیدی هشدار داد که گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد در مشهد در ۱۸ و ۱۹ دی و روزهای بعد از آن، بیش از هزار نفر و شاید چند هزار نفر بازداشت شده‌اند اما حتی درباره کمتر از یک‌دهم آن‌ها اطلاع‌رسانی نشده است و خطر ناپدیدسازی قهری شمار بیشتری از بازداشتی‌ها هست: «خانواده‌ها اغلب تجربه برخورد با ماموران امنیتی را ندارند و این تهدید آن‌ها را که اگر اطلاع‌رسانی کنید برای عزیز شما گران تمام می‌شود، باور می کنند و این موجب می‌شود درباره شمار قابل توجهی از بازداشتی‌ها هیچ خبری منتشر نشود.»

او گفت همین وضعیت این خطر را در پی‌ دارد که جان شمار بیشتری از معترضان در بازداشت با قتل حکومتی از دست برود: «من در روزهای اخیر پیام‌های زیادی از کسانی گرفته‌ام که می‌گویند عزیز آن‌ها پس از بازداشت ناپدید شده است، اما نااگاهی که با ترس از وحشی‌گری کنترل‌نشده حکومت تشدید شده، آن‌ها را از اطلاع‌رسانی بازداشته است و این موضوع در این اوضاع بسیار نگران‌کننده است.»

خانواده‌هایی که با هم به خیابان رفتند اما برنگشتند

۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۲۵ (گرینویچ)
•
فرناز داوری

انقلاب ملی ایرانیان تنها به‌دلیل گستره جغرافیایی و عدد بالای کشته‌شدگان در حافظه جمعی ثبت نشد. از جمله مواردی که این رویداد را از دوره‌های پیشین متمایز کرده است، حضور گسترده اعضای خانواده‌ها در کنار یکدیگر در خیابان‌ها و در نتیجه، گاه کشته‌شدن هم‌زمان چند عضو یک خانواده بوده است.

در جریان سرکوب معترضان در انقلاب ملی ایرانیان، پدر و فرزند، خواهر و برادر، زوج‌ها و حتی سه عضو یک خانواده همزمان یا در فاصله چند ساعت هدف تیراندازی قرار گرفتند.

برخلاف اعتراضات گذشته که بسیاری از جوانان به‌تنهایی و گاه بدون اطلاع خانواده‌ها شرکت می‌کردند، این‌بار خانواده‌ها با هم به خیابان آمدند؛ پدر و دختر، مادر و فرزند، دو برادر، زوج‌ها و حتی چند نسل در کنار هم.

تصاویر منتشرشده نیز از حضور کودکان، زنان باردار، میانسالان و حتی افراد دارای معلولیت در تجمع‌ها حکایت دارند. اما شدت استفاده از سلاح گرم و تیراندازی مستقیم به سوی جمعیت، در موارد متعددی باعث شد چند عضو یک خانواده هم‌زمان هدف قرار گرفته و کشته شوند.

بر اساس اطلاعاتی که تاکنون از سوی ایران‌اینترنشنال تایید شده است، شمار قابل توجهی از خانواده‌ها بیش از یک عضو خود را در جریان سرکوب روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دی‌ماه از دست داده‌اند.

با توجه به قطع ارتباطات، فشارهای امنیتی بر خانواده‌ها و دفن‌های پنهانی، برآورد می‌شود ابعاد واقعی این فاجعه بسیار گسترده‌تر از موارد تایید‌شده باشد.

در ادامه، روایت‌های مربوط به برخی خانواده‌ها آمده است که چند عضوشان در دی‌ماه ۱۴۰۴ کشته شدند.

دو برادر؛ رضا و رسول کدیوریان

در کرمانشاه، خانواده کدیوریان از اقلیت یارسان، در فاصله یک روز، هر دو فرزند خود را از دست داد. رضا کدیوریان، ۲۰ ساله، ۱۳ دی‌ماه در جریان تیراندازی نیروهای سپاه پاسداران در محل جان باخت.

برادرش رسول کدیوریان، ۱۷ ساله، در همان حادثه زخمی شد، اما شدت جراحات به حدی بود که روز بعد در بیمارستان طالقانی جان خود را از دست داد.

گفته می‌شود این دو برادر کارگر ساختمان بودند و برای تامین معاش خانواده کار می‌کردند.

از راست به چپ: رسول کدیوریان، ۱۷ ساله، و رضا کدیوریان، ۲۰ ساله
از راست به چپ: رسول کدیوریان، ۱۷ ساله، و رضا کدیوریان، ۲۰ ساله

وقتی کمک به برادر به مرگ انجامید؛ حمید و وحید ارزانلو

شامگاه ۱۹ دی در تهرانپارس، حمید و وحید ارزانلو، دو برادر و از فعالان شناخته‌شده صنعت مبلمان، هدف تیراندازی قرار گرفتند و حمید بر اثر اصابت گلوله به سر به‌شدت مجروح شد.

وحید که برای کمک به برادرش به محل حادثه رفته بود، با دو گلوله به ناحیه گردن هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

از راست به چپ: وحید ارزانلو و حمید ارزانلو
از راست به چپ: وحید ارزانلو و حمید ارزانلو

دو پسرعمو در پاسداران؛ ماهان و امیررضا حیدری

در منطقه پاسداران تهران، امیررضا حیدری، ۱۹ ساله، و پسرعمویش ماهان حیدری، ۲۱ ساله، ۱۸ دی‌ماه کشته شدند.

ماهان دانشجوی رشته کامپیوتر و تکواندوکای حرفه‌ای بود.

خانواده او تا دو روز از سرنوشتش بی‌خبر بودند تا وقتی پدر و برادرش پیکر او را در کهریزک شناسایی کردند.

از راست به چپ: ماهان حیدری و امیررضا حیدری
از راست به چپ: ماهان حیدری و امیررضا حیدری

سه مرد از یک خانواده؛ پرونده تیموری‌راد

در فردیس کرج، ۱۹ دی‌ماه، سه عضو از یک خانواده هدف تیراندازی قرار گرفتند: امید تیموری‌راد، ۴۷ ساله، پسرش آرمین، ۱۹ ساله، و برادرش امیر، ۴۲ ساله.

هر سه این تیموری‌رادها در جریان سرکوب اعتراضات بر اثر اصابت گلوله کشته شدند و یک خانواده، در فاصله چند ساعت، سه عضو خود را از دست داد.

از راست به چپ: آرمین تیموری‌راد، امیر تیموری‌راد و امید تیموری‌راد
از راست به چپ: آرمین تیموری‌راد، امیر تیموری‌راد و امید تیموری‌راد

پدر و پسر در اسلامشهر؛ مهدی و مانی شفیعی

مهدی شفیعی، ۴۱ ساله، و پسرش مانی شفیعی، در اسلامشهر هدف تیراندازی ماموران قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.

پیکر این پدر و پسر برای خاکسپاری به روستای چنارشیخ از توابع اسدآباد همدان منتقل شد.

از راست به چپ: مهدی شفیعی و مانی شفیعی
از راست به چپ: مهدی شفیعی و مانی شفیعی

زوج بوشهری؛ بهروز منصوری و منصوره حیدری

در بوشهر، بهروز منصوری، ۴۲ ساله و کارمند اداره فنی و حرفه‌ای، همراه همسرش منصوره حیدری، ۳۶ ساله، سرپرستار و مدیر بخش بحران بیمارستان سلمان فارسی، ۱۸ دی‌ماه هدف تیراندازی قرار گرفتند.

بهروز با اصابت گلوله به پیشانی و منصوره با اصابت گلوله به قلب جان باختند. این زوج دو فرزند ۹ و ۱۱ ساله داشتند و پیکر آن‌ها پس از چهار روز، همراه با هشدار به خانواده برای سکوت در مراسم، تحویل داده شد.

از راست به چپ: بهروز منصوری و منصوره حیدری
از راست به چپ: بهروز منصوری و منصوره حیدری

خانواده سه‌نفره در کرج؛ بیژن، زهرا و دانیال مصطفوی

در کرج، ۱۹ دی‌ماه، بیژن مصطفوی، همسرش زهرا بنی‌عامریان و فرزندشان دانیال، هدف تیراندازی قرار گرفتند و هر سه جان خود را از دست دادند.

اعضای این خانواده در زمان وقوع حادثه داخل خودروی شخصی خود حضور داشتند و در جریان اعتراضات، خودروی آن‌ها از سوی ماموران حکومتی به رگبار گلوله بسته شد.

داود مصطفوی، پسر بزرگ‌تر خانواده، نیز هنگام تیراندازی در خودرو حضور داشت و با وجود اصابت گلوله، زنده ماند.

از راست به چپ: دانیال مصطفوی، زهرا بنی‌عامریان و بیژن مصطفوی
از راست به چپ: دانیال مصطفوی، زهرا بنی‌عامریان و بیژن مصطفوی

پدر پس از پسر؛ بهزاد و حمیدرضا علیزاده

در فردیس کرج، حمیدرضا علیزاده، ۲۵ ساله، با شلیک مستقیم کشته شد.

پس از آن، پدرش بهزاد علیزاده، ۴۹ ساله، نیز هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.

گزارش‌ها حاکی است پیکرها برای دفن به «بی‌بی سکینه» منتقل شد و برای تحویل آن‌ها از خانواده مبلغی دریافت کردند.

از راست به چپ: بهزاد علیزاده و حمیدرضا علیزاده
از راست به چپ: بهزاد علیزاده و حمیدرضا علیزاده

زوج جوان تهرانپارس؛ مریم و مجید صالحی سیاوشانی

مریم و مجید صالحی سیاوشانی، زوج جوان، شب ۱۸ دی‌ماه در تهرانپارس هدف تیراندازی قرار گرفتند. مریم در محل جان باخت و همسرش مجید که برای محافظت از او خود را روی پیکرش انداخته بود، به‌شدت مجروح شد.

او یک روز بعد در بیمارستان بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد. پیکر مجید از کهریزک تحویل خانواده شد و مراسم خاکسپاری این زوج ۲۱ دی‌ماه در «بهشت زهرا» برگزار شد.

از راست به چپ: مریم صالحی و مجید صالحی
از راست به چپ: مریم صالحی و مجید صالحی

پدر و دختر مشهدی؛ علی و شیوا جاوید

علی جاوید، همراه دختر ۱۸ ساله‌اش شیوا جاوید در اعتراضات ۱۸ دی‌ماه منطقه هفت‌تیر مشهد حضور داشت. علی را با شلیک گلوله کشتند و شیوا در جریان اعتراضات ناپدید شد.

پس از ۱۰ روز، با خانواده تماس گرفتند و پیکر شیوا تحویل داده شد. علت مرگ، ضربه مغزی اعلام شد.

این پدر و دختر در آرامگاه «بهشت رضا» در کنار یکدیگر به خاک سپرده شدند.

شیوا به‌تازگی دیپلم گرفته و در رشته معماری ثبت‌نام کرده بود.

از راست به چپ: علی جاوید و شیوا جاوید
از راست به چپ: علی جاوید و شیوا جاوید

دو برادر نوجوان؛ امیرحسین و آرین عشقی

امیرحسین عشقی، ۱۹ ساله، و برادرش آرین عشقی، ۱۴ ساله، در اعتراضات ۱۸ دی‌ماه حضور داشتند. امیرحسین در مقابل کلانتری یافت‌آباد هدف گلوله قرار گرفت و پس از آن نیز دو گلوله دیگر به قلبش شلیک شد.

پیکر او جمعه ۲۰ دی‌ماه در «بهشت زهرا» به خاک سپرده شد.

یک روز پس از خاکسپاری، به خانواده اطلاع داده شد که آرین نیز کشته شده است.

پیکر او پس از دو روز مفقودی در کهریزک پیدا و تحویل خانواده شد.

گفته شده است که تحویل پیکرها مشروط به اعلام بسیجی بودن آن‌ها بوده است.

از راست به چپ: آرین عشقی و امیرحسین عشقی
از راست به چپ: آرین عشقی و امیرحسین عشقی

پدر و پسر در کرمان؛ روح‌الله و امیرعلی احمدی

روح‌الله احمدی، ۴۰ ساله، و پسرش امیرعلی احمدی، ۱۸ ساله، شامگاه ۱۸ دی‌ماه در کرمان بر اثر شلیک گلوله ماموران حکومتی جان خود را از دست دادند.

بر اساس گزارش‌ها، امیرعلی ابتدا هدف تیراندازی قرار گرفت و دقایقی بعد به پدر او نیز شلیک شد.

روح‌الله احمدی به جز امیرعلی، پدر دو فرزند دیگر بود: یک دختر شش ساله و یک پسر ۱۰ ساله.

از راست به چپ: امیرعلی احمدی و روح‌الله احمدی
از راست به چپ: امیرعلی احمدی و روح‌الله احمدی

پدری که برای کمک رفت؛ حسین و علی جوانبخت

حسین جوانبخت و پسرش علی جوانبخت، ۱۹ ساله، ۱۸ دی‌ماه در فرخ‌شهر استان چهارمحال و بختیاری هدف تیراندازی قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.

بر اساس گزارش‌ها، علی ابتدا هدف شلیک قرار گرفت و پدر او که برای کمک به فرزندش رفت، با شلیک مستقیم گلوله کشته شد.

از راست به چپ: حسین جوانبخت و علی جوانبخت
از راست به چپ: حسین جوانبخت و علی جوانبخت

زوج جوان؛ مرتضی ذوم‌پوش و سمیه رضایی

مرتضی ذوم‌پوش و سمیه رضایی، زوج همدانی بودند که شامگاه ۱۸ دی‌ماه، در میدان دانشگاه همدان با شلیک مستقیم و سپس باتون به‌ آن‌ها حمله می‌کنند.

از این زوج جوان، یک کودک پسر به جای مانده است.

از راست به چپ: مرتضی ذوم‌پوش و سمیه رضایی
از راست به چپ: مرتضی ذوم‌پوش و سمیه رضایی

به همراه مادرش، نیامده رفت

زیبا دستجردی، ۳۳ ساله، در اعتراضات ۱۹ دی‌ماه در نیشابور در حالی که سه ماهه باردار بود، بر اثر شلیک ماموران کشته شد.

زیبا، مادر یک دختر هشت ساله نیز بود.

زیبا دستجردی
زیبا دستجردی

دو داغ در دو اعتراض؛ خانواده شوش

عماد شوش، باریستا، ۱۸ دی‌ماه بر اثر اصابت مستقیم گلوله در لاهیجان جان خود را از دست داد.

پیش‌تر نیز برادر او، علی شوش، در جریان اعتراضات چهلم مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ در اصفهان، بر اثر ضربات باتون کشته شده بود.

مادر این دو پس از کشته شدن علی گفته بود: «از خون پسرم نمی‌گذرم.»

عماد شوش به همراه مادرش در مراسم بزرگداشت علی شوش
عماد شوش به همراه مادرش در مراسم بزرگداشت علی شوش

سه کشته از یک خانواده؛ روایت کشتار خانواده تیموری‌راد در فردیس

۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۳۱ (گرینویچ)
•
فرناز داوری

شب ۱۹ دی در فردیس، تیراندازی به مردم نه تنها وضعیت خیابان‌ها که سرنوشت بسیاری از خانواده‌ها را تغییر داد. در یک نمونه، امید تیموری‌راد، پسر ۱۹ ساله‌اش آرمین و برادرش امیر، در جریان اعتراضات انقلاب ملی ایرانیان هدف گلوله قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.

آرمین تیموری‌راد برای آینده‌ای تازه آماده می‌شد. او جوان ۱۹ ساله‌ای بود که در رشته مهندسی برق پذیرفته شده بود و قرار بود از بهمن‌ماه دانشگاه را آغاز کند.

نزدیکان آرمین او را جوانی مهربان و آرام توصیف می‌کنند. پس از اعتراضات سال ۱۴۰۱ و کشته شدن مهسا امینی، او بارها گفته بود دوست دارد نامش «جاودانه» شود.

به خانواده‌اش می‌گفت: «آن‌ها برای وطن رفتند، من هم دوست دارم برای وطن بروم تا همه به آرامش برسند.»

او ۱۸ دی، پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، همراه پدرش امید تیموری‌راد به خیابان رفت. به گفته نزدیکان، آرمین می‌گفت: «فرق من با بقیه جوان‌ها چیست؟»

امید، پدر ۴۷ ساله آرمین، برقکار بود؛ مردی که اطرافیانش او را «فداکار، زحمتکش و عاشق خانواده» توصیف می‌کنند.

امیر تیموری‌راد، عموی ۴۲ ساله آرمین، نیز کارمند و پدر یک فرزند بود. مردی آرام و صبور که نزدیکانش از او به‌عنوان «پدری بی‌نظیر» یاد می‌کنند.

از راست به چپ: آرمین تیموری‌راد ۱۹ ساله، امیر تیموری‌راد ۴۲ ساله، امید تیموری‌راد ۴۷ ساله
از راست به چپ: آرمین تیموری‌راد ۱۹ ساله، امیر تیموری‌راد ۴۲ ساله، امید تیموری‌راد ۴۷ ساله

روزی که خیابان به میدان تیر تبدیل شد

۱۹ دی‌، آرمین در کنار پدر و مادرش و با همراهی عمو و زن‌عمو، به سوی خانه عمه می‌رفتند که به گفته منابع نزدیک به خانواده، نیروهای سرکوبگر ناگهان تیراندازی گسترده را آغاز کردند و جمعیت را به رگبار بستند.

امیر همراه همسرش به داخل کوچه گریخت، اما آرمین و پدرش هدف گلوله جنگی قرار گرفتند. به مادر خانواده نیز ساچمه‌هایی اصابت کرد و هر سه روی زمین افتادند. مادر خود را روی همسرش انداخت و پایش را روی بدن آرمین گذاشت تا از اصابت گلوله‌های بیشتر جلوگیری کند.

به گفته راوی، نیروهای حکومت به تیراندازی اکتفا نکردند و باقی آن‌ها مجروحان را با باتون و لگد، هدف ضرب‌وشتم قرار دادند و به آن‌ها فحاشی کردند.

گلوله‌هایی که راه نجات را هم بستند

در همین زمان، امیر که خود از ناحیه پا ساچمه خورده بود، به محل رسید. آرمین که هنوز زنده بود را در خودرو قرار داد تا به درمانگاه منتقل کند اما در مسیر، خودرو هدف تیراندازی نیروهای حکومتی قرار گرفت.

گلوله به گلو و کمر امیر اصابت کرد. آرمین نیز که در عقب خودرو قرار داشت، از ناحیه سر و پهلو هدف قرار گرفت.

از سوی دیگر، امید و همسرش به درمانگاه منتقل شدند، اما گلوله‌ای که به قلب امید خورده بود، جان او را در همان لحظه گرفته بود. مادر آرمین زنده ماند؛ با ساچمه‌هایی در بدن و اندوهی که از هر زخمی عمیق‌تر است.

پیکر امید و امیر، ۲۲ دی‌ و پیکر آرمین یک روز بعد، ۲۳ دی، در آرامستانی در استان البرز به خاک سپرده شد.

فردیس؛ روزی که خشونت به اوج رسید

آمار دقیقی از شمار کشته‌شدگان ۱۹ دی در فردیس منتشر نشده است اما گزارش‌های متعدد از شدت تیراندازی و سطح بالای خشونت نیروهای سرکوبگر حکایت دارد.

محمد جهاندیده، مهسا دزفولیان، یلدا مرادخانی، مصطفی سلامی، حامد بصیری و محمدحسن خزایی از جمله جاویدنامانی هستند که در این منطقه کشته شدند.

یک شاهد عینی به ایران‌اینترنشنال گفت که در ۱۸ دی‌، به‌دلیل گستردگی جمعیت، نیروهای امنیتی در ساعات اولیه غافلگیر شدند، اما «کشتار اصلی» روز بعد رخ داد. زمانی که به گفته او، نیروهای سپاه پاسداران و یگان ویژه، پس از تجمع، از چند جهت با سلاح جنگی به سوی مردم شلیک کردند.

این شاهد گفت که تیراندازی گسترده در برخی مناطق، از جمله خیابان اهری، شامل شلیک مستقیم و حتی زدن تیر خلاص به افراد بوده است.