مدیرعامل سازمان بهشت زهرا، شلیک تیر خلاص به معترضان را تایید کرد
جواد تاجیک، مدیر عامل سازمان بهشت زهرا شلیک تیر خلاص به معترضان در جریان انقلاب ملی را تایید کرد و گفت کسانی که او «تروریست و افراد مسلح» خوانده، تیر خلاص به مردم زدند. او افزود: «مواردی دیدم که در میان جمعیت به مردم آسیب زدند در حالی که نیروهای امنیتی با آنها فاصله داشتند.»
او افزود: «در بحران اخیر چند سردخانه سیار بزرگ در بهشت زهرا ایجاد کردیم و اکنون در حال ساختن ظرفیت جدید هستیم که یک ساختمان مجهز با قابلیت ایزوله کردن است و ظرفیت ان ۱۵۰۰ نفر است.» پیشتر گزارشهای متعددی از شلیک تیر خلاص از سوی ماموران حکومتی به معترضان منتشر شده بود و بر اساس ویدیوهایی که از محل جمعآوری پیکرها در شهرهای مختلف منتشر شده، روی بدن برخی از کشتهشدگان، وسایل درمانی بیمارستانی وجود داشته در حالی که جای تیر خلاص روی پیشانی آنها مشخص بود.
احسان افشاری، شهروند دوتابعیتی ایرانی-سوئدی، ۱۸ دی با شلیک دو گلوله به شکم و پهلو در تهران زخمی و به بیمارستان منتقل شد. به گفته لیلا افشاری، خواهر او، وقتی مادرشان پیکر احسان را پس از ۱۲ روز پیدا کرد، دید «صورتش متلاشی شده و خون تازه از بدن پسرش جاری است».
نیروهای امنیتی ۱۹ دی به خانواده این شهروند ۳۹ ساله اعلام کردند او جان خود از از دست داده است.
خانواده اواخر دی، پیکرش را در کهریزک در شرایطی پیدا کرد که به خاطر وضعیت صورتش «قابل شناسایی نبود» و مادرش از روی تتوی روی دست احسان توانست او را شناسایی کند.
به گفته لیلا افشاری، خون تازه روی بدن احسان با گزارش نهادهای امنیتی درباره مرگ او در نوزدهم دی تناقض دارد و به نظر میرسد این جوان در این مدت تحت شکنجه قرار داشته است.
احسان مقیم سوئد بود و از پیش از جنگ ۱۲ روزه ساکن ایران شده بود. او پدر کودکی پنج ساله بود.
محمدرضا صابری ۴۷ ساله شامگاه ۱۹ دی با اصابت سه گلوله به پهلو و شکم در اصفهان زخمی و به بیمارستان منتقل شد اما به دلیل شدت جراحات جان خود را از دست داد. نزدیکان محمدرضا ۲۴ دی وقتی برای شناسایی و تحویل پیکر به باغ رضوان رفتند دیدند هنوز لوله احیا و سرم به او متصل است.
این شهروند در خیابان برازنده اصفهان هدف تیراندازی قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان غرضی جان باخت، اما پیکرش را به خانواده تحویل ندادند.
خانواده محمدرضا چند روز دنبال پیکر او گشتند. در نهایت، از موبایل خودش با خانواده تماس گرفتند گفتند برای شناسایی این جاویدنام به باغ رضوان مراجعه کنید.
برای تحویل پیکر، یک میلیارد تومان در ازای سه گلولهای که به او شلیک کردند از خانوادهاش پول گرفتند و حتی اجازه عزاداری به نزدیکانش را ندادند.
محمدرضا تحت شرایط امنیتی شدید و در شرایطی در باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد که اقوام اجازه حضور در مراسم را نداشتند. خانواده این جاویدنام هنوز تحت فشار امنیتی هستند و اجازه برگزاری مراسم چهلم ندارند.
محمدرضا دختری ۱۸ ساله داشت و شغلش ساخت و فروش مبل بود.
واینت گزارش داد آمریکا با استقرار گسترده ناوهای هواپیمابر، ناوشکنهای مجهز به تاماهاوک، زیردریاییها، جنگندههای اف-۲۲ و اف-۳۵ و سامانههای پدافندی در خاورمیانه، خود را برای سناریوی شکست مذاکرات و آغاز احتمالی یک کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی آماده کرده است.
وبسایت اسرائیلی واینت در گزارشی تحلیلی به بررسی سناریوی احتمالی آغاز حمله نظامی آمریکا به خاک ایران پرداخته و نوشته است که واشینگتن خود را برای فروپاشی احتمالی مذاکرات و ورود به یک رویارویی نظامی آماده میکند که در صورت وقوع میتواند بهصورت مشترک با اسرائیل انجام شود.
به گزارش واینت، در کنار دهها جنگنده از مدلهای مختلف و سامانههای پدافند هوایی مستقر در منطقه، ایالات متحده طی هفتههای اخیر دستکم ۱۰ ناو جنگی به خاورمیانه اعزام کرده و قرار است ناو هواپیمابر جرالد آر. فورد به همراه شش ناوشکن دیگر نیز به این آرایش نظامی بپیوندد. این گزارش تاکید میکند که چنین تجمیعی از نیروها نشان میدهد آمریکا عملاً برای احتمال شکست مذاکرات با حکومت ایران و آغاز یک درگیری آماده میشود.
یووال ایلون، سرتیپ بازنشسته و پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، در گفتوگو با واینت میگوید آمریکا «همه کارتها را روی میز گذاشته» تا در صورت لزوم بتواند اقدام کند، اما مساله اصلی نه تعداد تجهیزات، بلکه اهداف عملیاتی و توانمندیهای نیروی مامور است. او با اشاره به جنگ عراق یادآور شد که آمریکا در آن زمان شش ناو هواپیمابر مستقر کرد و طی پنج هفته ۱۸ هزار سورتی پرواز انجام داده بود و افزود اگر آمریکا اکنون وارد عمل شود، کارزار نظامی احتمالاً یک یا دو روزه نخواهد بود.
ایلون افزود: «سوال این است که آمریکاییها چه میخواهند. زمان به نفع آنهاست. اگر فقط قصد یک حمله هشداردهنده یا هدفگیری محدود چند نقطه کلیدی را داشته باشند، یک نوع عملیات است. اما اگر بخواهند کارزار پیچیدهتری انجام دهند، موضوع متفاوت است. باید بانک اهداف ساخته شود و نیروی قابل توجهی وارد شود.»
او تاکید کرد که فرماندهی مرکزی آمریکا در سراسر منطقه مستقر است و «توانمندیها بسیار فراتر از ناوهاست. آنها چارچوبی ایجاد میکنند که همه ابزارهای تصمیمگیری را در اختیارشان بگذارد و نیروهای قابلتوجهی را وارد میکنند. موضوع تعداد ناوها نیست، بلکه ماموریت و قابلیتهای آنهاست.»
در این گزارش آمده است که ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به همراه گروه رزمی خود در شمال دریای عرب مستقر است و شامل ناوشکنهایی چون مایکل مورفی، فرانک ای. پترسن جونیور و اسپروئنس میشود. ناو هواپیمابر جرالد فورد نیز که از آن بهعنوان بزرگترین کشتی جنگی جهان یاد شده، به همراه ناوگانی از تانکرهای سوخترسان هوایی و جنگندههای اف-۲۲ و اف-۳۵ در حال حرکت به سمت منطقه است. هر ناو هواپیمابر دهها هواپیما برای ماموریتهای تهاجمی، اطلاعاتی، نبرد هوایی و جنگ الکترونیک حمل میکند؛ بهگونهای که فورد قادر به حمل حدود ۷۵ فروند هواپیما و بالگرد از جمله اف-۳۵سی، سوپر هورنت و هواپیماهای جنگ الکترونیک EA-18G است.
بال هوایی ناو آبراهام لینکلن شامل ۹ اسکادران با حدود ۹۰ هواپیما و بالگرد است. با وجود ابعاد عظیم ناو - طولی بیش از سه زمین فوتبال - توان دفاعی ذاتی آن محدود است و عمدتاً برای حفاظت کوتاهبرد طراحی شده است.
واینت توضیح میدهد که این گروههای رزمی تنها متکی به هواپیماهای مستقر روی ناو نیستند، بلکه با ناوشکنهای مجهز به سامانه ایجیس و موشکهای هدایتشونده همراهی میشوند. ناوشکنهایی مانند یواساس دلبِرت دی. بلک، روزولت، بولکلی، مکفال و میتشر در دریای سرخ، مدیترانه شرقی و تنگه هرمز مستقر شدهاند و علاوه بر رهگیری موشکهای بالستیک و کروز، به موشکهای کروز تاماهاوک با برد ۱۵۰۰ تا ۲۵۰۰ کیلومتر مجهز هستند که امکان هدف قرار دادن عمق خاک ایران را از فواصل دور دریایی فراهم میکند. زیردریاییها سه ماموریت اصلی دارند: جمعآوری اطلاعات مخفیانه، جنگ زیرسطحی و عملیات تهاجمی. زیردریاییهای هستهای نیز در منطقه حضور دارند و قادرند بهصورت مخفیانه موشکهای تاماهاوک شلیک کنند، بیآنکه محل استقرارشان آشکار باشد.
این گروهها ترکیبی از دفاع و حمله را در اختیار دارند، از جمله توان حمله عمقی با موشکهای تاماهاوک که میتوانند از ناوهای سطحی یا زیردریاییها در فاصله صدها کیلومتری شلیک شوند.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که آمریکا تنها به توان دریایی تکیه نکرده و دهها جنگنده دیگر نیز به پایگاههای منطقهای اعزام شدهاند. طی روزهای اخیر حدود ۵۰ جنگنده از مدلهای مختلف به خاورمیانه منتقل شدهاند و هواپیماهای سوخترسان نیز برای افزایش برد و ماندگاری عملیات مستقر شدهاند. افزون بر آن، سامانههای پدافند موشکی تاد و پاتریوت در کشورهایی مانند اردن، کویت، بحرین، عربستان سعودی و قطر مستقر شدهاند تا از نیروها و پایگاههای آمریکایی در برابر موشکهای بالستیک و تهدیدات کوتاهبرد محافظت کنند.
به نوشته واینت، چنین آرایشی به آمریکا این امکان را میدهد که بسته به تصمیم سیاسی، یا یک حمله محدود و هشداردهنده انجام دهد یا وارد یک کارزار هوایی گسترده و چند هفتهای شود. در نهایت، همانطور که ایلون تاکید کرده، تعیینکننده اصلی نه تعداد ناوها، بلکه هدفی است که واشینگتن برای عملیات احتمالی علیه حکومت ایران تعریف خواهد کرد.
روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی نوشت که ایالات متحده در حال استقرار شمار قابل توجهی از جنگندهها و هواپیماهای پشتیبانی در خاورمیانه است و بدین ترتیب در حال شکل دادن بزرگترین تمرکز توان هوایی خود در منطقه از زمان حمله سال ۲۰۰۳ به عراق است.
آرایشی که به نوشته بسیاری از رسانهها از جمله والاستریت ژورنال، واشینگتن را برای گزینه حمله احتمالی به ایران آماده میکند، هرچند دونالد ترامپ هنوز تصمیم نهایی برای صدور دستور حمله نگرفته است.
بر اساس این گزارش، آمریکا طی روزهای اخیر جنگندههای پیشرفته اف-۳۵ و اف-۲۲، هواپیماهای فرماندهی و کنترل، سامانههای هشدار زودهنگام و تجهیزات پدافند هوایی را به منطقه اعزام کرده و یک ناو هواپیمابر دوم نیز در مسیر خاورمیانه است. این سطح از استقرار به گفته مقامات آمریکایی میتواند امکان اجرای یک کارزار هوایی چند هفتهای علیه حکومت ایران را فراهم کند؛ سناریویی گستردهتر از حمله محدود «چکش نیمهشب» که در ژوئن گذشته سه سایت هستهای ایران را هدف قرار داد.
مشاوران امنیت ملی رییسجمهوری روز چهارشنبه در اتاق وضعیت کاخ سفید درباره ایران گفتوگو کردند. والاستریت ژورنال مینویسد ترامپ چندین بار درباره گزینههای نظامی توجیه شده است. این گزینهها از حملات محدود به تاسیسات هستهای و موشکی حکومت ایران تا کارزاری وسیعتر برای هدف قرار دادن رهبران سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی با هدف تضعیف یا حتی سرنگونی حکومت را شامل میشود. در عین حال، رییسجمهوری آمریکا ترجیح میدهد به توافقی دیپلماتیک دست یابد که در صورت تحقق کامل خواستههای واشینگتن، به توقف غنیسازی، برچیدن برنامه موشکهای بالستیک و پایان حمایت حکومت ایران از نیروهای نیابتی منطقهای منجر شود، هرچند تهران بعید است با کنار گذاشتن برنامه موشکی خود موافقت کند.
این گزارش همچنین به مذاکرات اخیر آمریکا و جمهوری اسلامی در ژنو اشاره میکند. به گفته کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، «اندکی پیشرفت» حاصل شده اما دو طرف «در برخی مسائل [از هم] هنوز فاصله زیادی دارند.» ایران قرار است در هفتههای آینده پیشنهاد دقیقتری ارائه دهد، اما مقامات آمریکایی و خارجی نسبت به آمادگی تهران برای پذیرش شروط واشینگتن بدبینتر شدهاند و احتمال میدهند حکومت ایران صرفاً به تعلیق موقت غنیسازی رضایت دهد.
به نوشته این روزنامه، ارتش آمریکا اکنون دهها جنگنده و هواپیمای پشتیبانی را به پایگاههایی در اردن و عربستان سعودی منتقل کرده و نیروی دریایی نیز ۱۳ شناور، از جمله ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و ۹ ناوشکن مجهز به سامانههای دفاع موشکی بالستیک، در منطقه مستقر کرده است. ناو جرالد آر. فورد و ناوشکنهای همراه آن نیز در حال پیوستن به این آرایش هستند. در عین حال، بمبافکنهای رادارگریز بی-۲ میتوانند در صورت لزوم از خاک آمریکا یا پایگاه دیگو گارسیا در اقیانوس هند عملیات انجام دهند. پنتاگون همچنین سامانههای پدافند هوایی زمینی بیشتری را در سراسر خاورمیانه مستقر کرده است.
با وجود این، این آرایش نظامی تنها بخشی از توان مستقرشده در جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱ یا تهاجم ۲۰۰۳ به عراق است. در سال ۱۹۹۱ آمریکا شش ناو هواپیمابر و بیش از ۱۳۰۰ هواپیما به منطقه اعزام کرد. در عملیات آزادی عراق در سال ۲۰۰۳ نیز ۸۶۳ هواپیما در خاورمیانه مستقر شدند.
به نوشته والاستریت ژورنال، شرایط امروز متفاوت است. نیروی هوایی آمریکا کوچکتر شده و نیروی زمینی متحدی برای پشتیبانی وجود ندارد، مگر آنکه نیروی هوایی اسرائیل وارد کارزار شود. برخلاف سال ۱۹۹۱، عربستان سعودی و امارات متحده عربی حریم هوایی خود را برای حملات احتمالی آمریکا بستهاند و بسیاری از هواپیماهای آمریکایی در اردن متمرکز شدهاند.
با این حال، فناوری نظامی- از جمله توان انجام حملات دقیق، استفاده از فناوری رادارگریزی و بهرهگیری از فضا - پیشرفت چشمگیری داشته است.
چهارشنبه ۲۹ بهمن، ترامپ در شبکههای اجتماعی نوشت در صورت عدم دستیابی به توافق هستهای، «ممکن است لازم باشد آمریکا از دیگو گارسیا» برای حمله استفاده کند. او همچنین گفت ایالات متحده میتواند از پایگاه فرفورد در بریتانیا نیز بهره ببرد.
والاستریت ژورنال تاکید میکند که با وجود برتری تکنولوژیک و تسلیحاتی آمریکا، حکومت ایران همچنان ابزارهایی برای پاسخ دارد؛ از جمله زرادخانه موشکی قابل توجه که میتواند پایگاههای آمریکا و متحدانش را هدف قرار دهد و توان بالقوه برای اختلال در تنگه هرمز. با این حال، این استقرار نظامی هنوز به اندازه بسیج گسترده نیروهای آمریکا در جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱ یا حمله ۲۰۰۳ به عراق نیست.
با توجه به این عدم قطعیتها، برخی فرماندهان سابق نظامی معتقدند توافق دیپلماتیک ممکن است بر جنگ ارجح باشد. دیوید دپتولا، ژنرال بازنشسته سهستاره نیروی هوایی که در عملیات طوفان صحرا در سال ۱۹۹۱ نقش داشت، به والاستریت گفت افزایش چشمگیر نیروهای مستقر میتواند نشانهای قاطع باشد که ترامپ در استفاده از زور جدی است و این شاید ایران را به توافق وادار کند.
گزارش همچنین به ابهامهای پس از هرگونه حمله احتمالی اشاره دارد. مقامات دولت ترامپ درباره اینکه در صورت تضعیف یا سقوط رهبری جمهوری اسلامی چه نیرویی قدرت را در دست خواهد گرفت، تصویر روشنی ندارند. برخی تحلیلگران معتقدند سپاه پاسداران میتواند خلأ قدرت را پر کند. در عین حال، احتمال ازسرگیری اعتراضات داخلی پس از حملات هوایی آمریکا وجود دارد؛ موضوعی که میتواند واشینگتن را با این پرسش مواجه کند که آیا در صورت تشدید سرکوب، باید کارزار نظامی را ادامه دهد یا خیر.
الیوت کوهن، پژوهشگر مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، به این روزنامه گفت اگر هدف ترامپ تاثیرگذاری جدی بر حکومت ایران و کاهش توان موشکی آن برای حمله به پایگاههای آمریکا، اسرائیل، عربستان و کشورهای خلیج فارس باشد، «احتمالاً به عملیاتی شدید نیاز خواهد بود که هفتهها یا حتی ماهها طول بکشد.»
والاستریت ژورنال مینویسد افزایش چشمگیر توان نظامی آمریکا ممکن است با هدف اعمال فشار برای رسیدن به توافق باشد. اما اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، این آرایش نظامی به ترامپ امکان اجرای یک عملیات گسترده و چند هفتهای علیه ایران را خواهد داد، گزینهای که همچنان روی میز باقی مانده است.
روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی تحلیلی نوشت در حالی که رهبران جمهوری اسلامی تمایل دارند به توافق هستهای با آمریکا دست یابند، همزمان با شتاب در حال آمادهسازی کشور برای احتمال یک درگیری نظامی گسترده هستند؛ سناریویی که در صورت شکست مذاکرات میتواند به واقعیت تبدیل شود.
به نوشته این روزنامه، تهران نیروهای نظامی خود را مستقر کرده، اختیارات فرماندهی را پراکنده ساخته، سایتهای هستهای را تقویت کرده و سرکوب داخلی را گسترش داده است؛ اقداماتی که نشان میدهد مقامهای ایرانی بقای رژیم را در خطر میبینند.
به گزارش والاستریت ژورنال، ایران از نظر داخلی در یکی از شکنندهترین مقاطع خود طی دهههای اخیر قرار دارد. نارضایتی گسترده عمومی به دلیل بحران اقتصادی و کشتار معترضان در ماه گذشته، فشار بیسابقهای بر حاکمیت وارد کرده است. همزمان آمریکا دو ناو هواپیمابر و مجموعهای از ناوهای جنگی و جنگندهها را به منطقه اعزام کرده است.
فرزان ثابت، تحلیلگر امنیت خاورمیانه در موسسه مطالعات عالی ژنو، به این روزنامه گفته است ایران با بزرگترین تهدید نظامی از زمان پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۹۸۸ روبهروست و رهبری سیاسی و امنیتی کشور در حالت آمادهباش کامل قرار دارد تا از حمله احتمالی و قطع زنجیره فرماندهی جلوگیری شود.
در حوزه نظامی، تهران در حال نمایش قدرت بازدارندگی خود است. یگانهای دریایی سپاه پاسداران در تنگه هرمز مستقر شدهاند؛ آبراهی که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند. رسانههای حکومتی در ایران تصاویری از شلیک موشکهای کروز از ساحل و قایقها منتشر کردهاند و فرمانده نیروی دریایی سپاه اعلام کرده این آبراه تحت نظارت دائمی است. یک ناو جنگی روسیه نیز در بندرعباس پهلو گرفته و رزمایش مشترکی در نزدیکی ناو هواپیمابر آمریکایی «یواساس آبراهام لینکلن» در جریان است. علی خامنهای نیز هشدار داده سلاحهایی وجود دارد که میتواند ناوهای آمریکایی را به اعماق دریا بفرستد.
به نوشته این روزنامه، ایران حدود دو هزار موشک بالستیک میانبرد در اختیار دارد که قادر به هدف قرار دادن اسرائیل هستند و همچنین ذخایر گستردهای از موشکهای کوتاهبرد، موشکهای ضدکشتی و قایقهای تندرو مسلح دارد که میتوانند پایگاههای آمریکا در خلیج فارس و کشتیها در تنگه هرمز را هدف بگیرند. جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل اگرچه ضعفهای نظامی حکومت ایران را آشکار کرد، اما به گفته تحلیلگران فرصتی برای آزمایش و بهبود تاکتیکهای موشکی نیز فراهم آورد.
در حوزه هستهای، تصاویر ماهوارهای منتشرشده توسط موسسه علوم و امنیت بینالمللی نشان میدهد ایران در حال تقویت ورودی تونلهای سایت اصفهان و مجتمع زیرزمینی موسوم به «کوه کلنگ» است؛ مکانی که به گفته مقامهای غربی برای فعالیتهای اعلامنشده هستهای در نظر گرفته شده بود و در حملات سال جاری شمسی هدف قرار نگرفت. به گفته این اندیشکده، این اقدامات با هدف کاهش آسیبپذیری در برابر حملات هوایی و دشوار کردن عملیات احتمالی نیروهای ویژه برای توقیف یا نابودی اورانیوم با غنای بالا انجام شده است. همچنین گزارشی از ساخت پوشش بتنی بر ساختمانی در سایت نظامی پارچین منتشر شده است.
همزمان، حکومت ایران سرکوب داخلی را تشدید کرده تا از تبدیل حملات احتمالی خارجی به موج جدید اعتراضات جلوگیری کند. سپاه و نیروهای اطلاعاتی حدود ۱۰۰ نقطه نظارتی در اطراف تهران ایجاد کردهاند. به گزارش گروههای حقوق بشری، نیروهای امنیتی همچنان در حال شناسایی و بازداشت معترضان هستند، حتی از طریق بررسی پروندههای بیمارستانی و مدارس. این روزنامه به نقل از سازمان مجموعه فعالان حقوق بشر نوشته که بیش از ۵۳ هزار نفر بازداشت شدهاند و تاکنون مرگ بیش از ۷ هزار نفر تایید شده است. بازداشت فعالان، سیاستمداران اصلاحطلب و رفتار خشن با زندانیان سیاسی از جمله نرگس محمدی نیز ادامه دارد.
والاستریت ژورنال در جمعبندی خود مینویسد حکومت ایران تلاش میکند در دو جبهه بهطور همزمان حرکت کند: ارائه امتیازاتی محدود برای پیشبرد مذاکرات هستهای و در عین حال آمادهسازی کامل برای جنگی که ممکن است در صورت فروپاشی دیپلماسی رخ دهد. در حالی که مقامهای ایرانی از آمادگی برای پاسخ به هرگونه حمله سخن میگویند، فاصله میان خواستههای واشینگتن و خطوط قرمز تهران همچنان زیاد ارزیابی میشود و آینده مذاکرات نامشخص باقی مانده است.