ترامپ: احمقانه است اگر تهران درباره برنامههای هستهای و موشکی خود با آمریکا توافق نکند
ترامپ در گفتوگو با فاکسنیوز گفت که فکر میکند جمهوری اسلامی میخواهد بر سر برنامه هستهای و موشکهای بالستیک خود با آمریکا به توافق برسد و افزود که اگر تهران چنین نکند، «احمقانه» خواهد بود.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال صادق ساعدینیا، مدیرعامل «املاک و صنایع ساعدینیا» پس از یک ماه بازداشت در انفرادی زندان لنگرود قم، پس از اینکه پدرش مجبور شد متنی شبیه توبهنامه را منتشر کند و بگوید در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت میکند، به بند مالی این زندان منتقل شد.
پیشتر وبسایتهای خبری وابسته به سپاه پاسداران، متنی منسوب به محمدعلی ساعدینیا، مالک و موسس مجموعه «املاک و صنایع ساعدینیا» را منتشر کردند که نشان میداد این فعال اقتصادی گفته در تظاهرات ۲۲ بهمن شرکت خواهد کرد. به گفته منابع آگاه، این متن در راستای فشار امنیتی و اخذ اعتراف اجباری از خانوادههای بازداشتشدگان منتشر شده است.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داده بود سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات، خانوادههای شماری از بازداشتشدگان مرتبط با اعتراضات «انقلاب ملی ایرانیان» را تحت فشار قرار دادهاند تا در راهپیمایی حکومتی ۲۲ بهمن شرکت کنند و شواهدی از حضور خود در این مراسم ارائه دهند تا این احتمال فراهم شود که بازداشتشدگان آزاد شوند، از اجرای حکم اعدام در امان بمانند یا احکامشان کاهش یابد.
این فشارها در حالی اعمال میشود که ایراناینترنشنال پیشتر در گزارشهای متعدد از تشدید سرکوب پس از اعتراضات سراسری، بازداشتهای گسترده و افزایش موارد مرگ و جانباختن در بازداشت خبر داده بود؛ روندی که به گفته ناظران میتواند بخشی از مرحله «پاکسازی» و حذف شواهد سرکوب خونین باشد.
بررسی لایحه «سی-۱۲» (C-12) در مجلس سنای کانادا بار دیگر موضوع حضور و فعالیت عوامل جمهوری اسلامی در کانادا را به کانون بحثهای سیاسی و حقوقی کشاند.
به گزارش خبرنگار ایراناینترنشنال در کانادا، این نشست در شرایطی برگزار شد که دولت کانادا، همزمان با فشارهای دیپلماتیک واشینگتن و تهدیدهای تعرفهای دونالد ترامپ، میکوشد با تصویب این لایحه امنیت مرزی خود را تقویت کند؛ منتقدان اما هشدار میدهند که این لایحه ممکن است بهجای هدفگیری تهدیدات واقعی، حقوق پناهندگان و گروههای آسیبپذیر را محدود کند.
در جلسهای که به بررسی مواد ۵ تا ۸ لایحه اختصاص داشت، کارشناسان حقوقی و فعالان مدنی از جمله اردشیر زارعزاده (حقوقدان و فعال حقوق بشر)، تیموتی مکسورلی (هماهنگکننده گروه نظارت بر آزادیهای مدنی) و نمایندگانی از عفو بینالملل و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل دیدگاههای انتقادی خود را مطرح کردند.
زارعزاده با اشاره به تضاد میان سرکوب معترضان در ایران و حضور آزادانه وابستگان جمهوری اسلامی در کانادا، گفت تمرکز لایحه بر ضربالاجلهای سختگیرانه برای پناهجویان «آدرس غلط» میدهد؛ زیرا قوانین موجود در صورت اجرای موثر، ابزار کافی برای شناسایی و «اخراج مهرههای رژیم» را فراهم میکند و مشکل اصلی ضعف غربالگری ویزا پیش از ورود است.
منتقدان همچنین نسبت به تهدید حقوق پناهندگان و حریم خصوصی هشدار دادند؛ از جمله بیاثر بودن مهلتهای زمانی کوتاه بر تهدیدات امنیتی واقعی، کاهش شفافیت دادرسی با جایگزینی استماع حضوری با بررسیهای صرفاً مکتوب، و اعطای اختیارات گسترده به ماموران مرزی برای بازرسی دستگاههای دیجیتال بدون نظارت قضایی.
به گزارش رسیده به ایراناینترنشنال، ابوالفضل کریمی، آشپز ۳۵ سالهای که در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در هفتحوض تهران به شدت ضربوشتم و پس از تیراندازی مجروح و بازداشت شد، علیرغم نیاز فوری به درمان، بدون رسیدگی در زندان تهران بزرگ نگهداری میشود.
این بازداشتی که پس از دستگیری چند هفته در وضعیت ناپدیدسازی قهری قرار گرفته بود، در تماسی که در چند روز اخیر با خانوادهاش داشته از درد شدید دست و مجروحبودن پایش خبر داده است. او بهتازگی جراحی معده انجام داده و خانواده بهشدت نگران وضعیت سلامتی او هستند.
پیش از تماس کریمی با خانوادهاش، منبعی دیگر از زندان به خانواده او اطلاع داده بود که او به شدت شکنجه شده و دستش در جریان ضربوشتم شکسته است و پای او هم ساچمه خورده است.
گفتنی است که در جریان اعتراضات ۱۸ دی، زمانی که زنی در محدوده بستنیفروشی نوروز در هفتحوض هدف گلوله قرار گرفت، کریمی از رستورانی که محل کارش بوده خارج شده تا برای نجات آن زن اقدام کند. اما ماموران به او حملهور شده و او را بهشدت مورد ضربوشتم قرار داده و سپس بازداشت کرده و با خود میبرند.
بلوچستان بزرگترین ایالت جنوب پاکستان با جمعیتی کمتر از ۱۵ میلیون نفر، نزدیک به ۴۴ درصد از خاک کشور را شامل میشود. مردم این منطقه با وجود منابع طبیعی زیادی از جمله طلا، مس، گاز، زغالسنگ و دیگر معادن ارزشمند، مانند بسیاری از مناطق دیگر پاکستان، در فقر و سختی زندگی میکنند.
شورشیان بلوچ با حملات مرگبار و خونین به دردسری برای ارتش پاکستان بدل شده است. هفته گذشته، حملات جداییطلبان بلوچ دهها کشته برجای گذاشت و از نظامیان و غیرنظامیان قربانی گرفت.
در این مقاله بخوانید که جداییطلبان بلوچستان چه کسانیاند، نارضایتیها چگونه شکل گرفت، چند گروهاند، رهبرانشان کیهایند، چه نوع تشکیلاتی دارند و اهداف و آرمانهایشان چیست.
نخستین شورش در بلوچستان
پیش از تأسیس پاکستان در سال ۱۹۴۷، این منطقه دولتی مستقل به نام «کلات» داشت که حاکم آن خان احمد یار خان بود.
پس از خروج بریتانیا از هند، خان احمد یار خان اعلام استقلال کرد و کلات یک سال بهصورت مستقل اداره شد.
این منطقه در سال ۱۹۴۸ به پاکستان ملحق شد. مخالفان حکومت پاکستان این الحاق را اجباری میدانند و میگویند خان کلات تحت فشار ارتش مجبور به امضای تفاهمنامه شد. حکومت پاکستان اما میگوید این الحاق داوطلبانه بود و پس از مذاکرات با محمد علی جناح انجام شد.
میر احمد خان، خان کلات با محمد علی جناح، بنیانگذار پاکستان در سال ۱۹۴۸
شاهزاده عبدالکریم، برادر کوچک خان کلات، توافق برادر خود را نپذیرفت و به کوهستان رفت. او مبارزه مسلحانه را آغاز کرد و این نخستین قیام مسلحانه بلوچها علیه پاکستان بود. عبدالکریم در سال ۱۹۵۰ تسلیم شد.
در سال ۱۹۷۰، پاکستان مناطق کلات و پشتوننشین بلوچستان را در یک ایالت واحد ادغام کرد.
نارضایتی سیاسی و اجتماعی در بلوچستان از همان ابتدا وجود داشت و در دهههای بعد به شکل نافرمانی مدنی ادامه یافت. طی چند دهه اخیر، این نارضایتی به شورشهای مسلحانه و شکلگیری گروههای جداییطلب منجر شده است.
چرخش مبارزه بلوچها از سیاست به نبرد مسلحانه
بلوچها در قرن بیستم بیشتر مسیر سیاسی و مسالمتآمیز را دنبال میکردند. بسیاری از سیاستمداران بلوچ عضو حزب عوامی ملی بودند؛ ائتلافی ملیگرا و چپگرا که بلوچها و پشتونها در آن حضور داشتند.
چهرههایی مانند میرغوثبخش بزنجو، سردار عطاالله مینگل، نواب خیربخش مری، گلخان نصیر، عبدالواحد کُرد و عبدالحی بلوچ در این حزب فعال بودند.
میرغوثبخش بزنجو در حال سخنرانی در حزب عوامی ملی پاکستان
در سال ۲۰۰۶، نواب اکبر بگتی، رهبر ملیگرای بلوچ، در عملیاتی ارتش پاکستان کشته شد. او پیشتر در مناصب دولتی فعالیت میکرد، اما در سالهای پایانی عمرش با دولت مخالف بود. مرگ او به گفته تحلیلگران باعث تشدید شورشها و افزایش خشونتها شد. در همان سال، بالاچ مری، فرزند خیربخش مری، نیز توسط ارتش پاکستان کشته شد. این رویدادها، آغاز مرحلهای جدید از مقاومت مسلحانه بلوچها را رقم زد.
افراسیاب ختک، سناتور پیشین و تحلیلگر مسائل منطقهای، معتقد است نفوذ ارتش در ساختار دولت پاکستان و آنچه او «پنجابیشدن» نظام سیاسی مینامد، باعث گرایش برخی بلوچها به فعالیت مسلحانه شده است. به گفته او، ارتش پاکستان ملیگرایان بلوچ و پشتون را تهدید میداند و تلاش میکند نفوذ آنان را محدود کند.
از سوی دیگر، دولت و ارتش پاکستان اتهام سرکوب قومی یا دخالت ارتش در سیاست به نفع گروه خاصی را رد میکنند. مقامهای رسمی میگویند فعالیتهای مسلحانه بلوچها و گروههایی مانند تحریک طالبان پاکستان تهدید امنیتی برای کشور هستند و دولت اقدامات قانونی و امنیتی علیه آنها انجام میدهد.
به طور کلی، گرچه دیدگاه تحلیلگران بلوچ و منابع رسمی پاکستان متفاوت است، واقعیت این است که حرکت بلوچها از فعالیت سیاسی به شورش مسلحانه تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله سیاست داخلی، امنیت و تحولات محلی شکل گرفته است.
چندپارچگی گروههای سیاسی و نظامی
بلوچها یک گروه واحد و یکپارچه مخالف مسلح حکومت پاکستان نیستند. ساختار نیروهای مسلح آنان پیچیده و پویاست و با گذشت زمان گروههای مختلف ظهور، ادغام و گاه فروپاشی کردهاند. برخی تحلیلگران که وضعیت بلوچستان را از نزدیک دنبال میکنند، میگویند شورشیان بلوچ به شش دسته تقسیم میشوند.
این گروهها عمدتا اهداف مشابهی دارند و از ادبیات مشابهی برای توجیه فعالیتهای مسلحانه خود استفاده میکنند: «به دست آوردن استقلال و کنترل منابع و سرزمین خود».
افراسیاب ختک، تحلیلگر مسائل منطقه، میگوید: «از مهمترین گروههای مسلح فعال میتوان به ارتش آزادیبخش بلوچستان (بیالای)، جبهه آزادیبخش بلوچستان (بیالاف) و گاردهای جمهوریخواه اشاره کرد.»
درگیریها چگونه افزایش یافتند
دهه ۱۹۷۰ آغاز مقاومت مسلحانه محدود در بلوچستان بود. اما ارتش آزادیبخش بلوچستان (بیالای) بهعنوان تاثیرگذارترین گروه مسلح جداییطلب رسما در دهه ۲۰۰۰ شکل گرفت و از شاخههای مختلف جنبش مسلح بلوچ به وجود آمد.
«ارتش آزادیبخش بلوچستان» بعدها به شاخههای متعددی تقسیم شد. یکی از این شاخهها زیر نظر هربییار مری، که در بریتانیا زندگی میکند، فعالیت میکرد. شاخهای دیگر توسط اسلم اچو هدایت میشد که در سال ۲۰۱۸ در قندهار کشته شد.
همچنین، واحد انتحاری «بریگاد مجید» با ارتش آزادیبخش بلوچستان مرتبط است و بهعنوان یکی از بخشهای عملیاتی این گروه شناخته میشود.
«ارتش آزادیبخش بلوچ» یک چالش جدی امنیتی برای پاکستان است. ارتش آزادیبخش بلوچ و چند گروه مسلح بلوچ دیگر در پاکستان بهعنوان گروههای تروریستی شناخته شدهاند.
حملات هماهنگ هفتههای گذشته که چند شهر را برای مدتی در شوک فرو برد، عمدتا کار همین گروه بود.
برخی ناظران و تحلیلگران میگویند که در سالهای اخیر، بهویژه پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، میزان هماهنگی میان این گروهها افزایش یافته است. به باور آنان، پیروزی طالبان به مبارزات بلوچها روحیه تازهای بخشیده و این تصور را تقویت کرده که تغییر امکانپذیر است.
اسلم بلوچ که پس از بالاچ مری رهبری جداییطلبان را به عهده گرفت
رهبران و تشکیلات جداییطلبان
بالاچ مری یکی از نخستین رهبران ارتش آزادیبخش بلوچستان بود که در سال ۲۰۰۷ کشته شد.
پس از او، اسلم بلوچ تا ۲۰۱۸ رهبری گروه را بهعهده گرفت و سپس بشیر زیب رهبر آن شد.
ارتش آزادیبخش بلوچ در ایالت بلوچستان و مناطقی مانند کویته، گوادر، نوشکی و مکران فعال است. این گروه بارها مسئول حملات علیه نیروهای امنیتی پاکستان، خطوط راهآهن و پروژههای اقتصادی معرفی شده است.
بریگاد مجید: مسئول انجام حملات انتحاری است و شناختهشدهترین واحد این گروه به شمار میرود.
واحد فاتح: برای عملیات ویژه و حملات سریع بهکار گرفته میشود.
واحد عملیات تاکتیکی ویژه (استیاواس): عملیات هدفمند و پیچیده در سطح بالا را اجرا میکند.
واحد اطلاعاتی و رصد زِراب: فعالیتهای اطلاعاتی و نظارتی را پیش میبرد و در شناسایی اهداف نقش اساسی دارد.
ارتش آزادیبخش بلوچستان برای بسیاری از دیگر گروههای بلوچ، نقش یک پایه فکری و تشکیلاتی را ایفا میکند. ایالات متحده امریکا و بریتانیا ارتش آزادیبخش بلوچ را یک گروه تروریستی میداند.
گروههای دیگر
جبهه آزادیبخش بلوچستان
این جبهه توسط یک پزشک به نام الله نظر بلوچ رهبری میشود که برای جدایی بلوچستان از پاکستان مبارزه میکند. اللهنظر بلوچ این گروه را از اوایل دهه ۲۰۰۰ رهبری میکند. این جبهه در مناطق مکران، توربات و سایر بخشهای جنوب بلوچستان نفوذ دارد.
این گروه عمدتا به جنگهای چریکی، کمینها و حملات هدفمند شناخته میشود و در جنوب و غرب بلوچستان فعالیت دارد.
شاخه مسلحانه حزب جمهوریخواه بلوچ
زیر نظر برهمداغ بگتی، نواسه نواب اکبر بگتی، فعالیت میکند و در میان برخی اعضای قبیله بگتی حمایت دارد. این شاخه پس از کشته شدن نواب اکبر بگتی در سال ۲۰۰۶ شکل گرفت.
برهمداغ بگتی در سالهای اخیر در سوئیس زندگی کرده و دولت سوئیس درخواست پناهندگی او را به دلیل ارتباط با فعالیتهای مسلحانه رد کرده است.
گارد آزادیبخش بلوچستان (بیالجی): رهبری این گروه با بختیار دُنکی است. این تشکل شبکهای نسبتاً کوچک اما فعال دارد و در کنار سایر گروهها، در مناطق محدودی عملیات انجام میدهد.
ارتش متحد بلوچ (یوبیای): رهبری این گروه با مهران مری است. هدف آن گرد هم آوردن عناصر مختلف مسلح بلوچ است و عمدتاً در برخی مناطق کوهستانی فعالیت میکند.
در سالهای اخیر، شمار گروههای کوچک و غیرمتمرکز جداییطلب بلوچ افزایش یافته است. این گروهها بهجای فرماندهی مرکزی، از طریق واحدهای محلی فعالیت میکنند.
دولت پاکستان معتقد است این گروهها نه تنها علیه نیروهای امنیتی حمله میکنند، بلکه پروژههای اقتصادی، خطوط راهآهن و زیرساختهای مهم را هدف میگیرند.
دولت پاکستان تاکید دارد که این گروهها نه جنبش سیاسی مشروع، بلکه عاملان ناآرامی و مرگومیر در بلوچستان میشوند.
مراسم تشییع جنازه بستگانشان که در حمله شبهنظامیان جداییطلب به قطاری در کویته کشته شدند. ۱۳ مارچ ۲۰۲۵
از حملات ساده تا عملیات پیچیده و هماهنگ
جداییطلبان بلوچ میگویند از پیروزی طالبان در افغانستان و تاکتیکهای آنها الهام گرفتهاند. به جای حملات چریکی سریع و فرار، اکنون عملیاتهای مشترک، منظم و پیچیده انجام میدهند
در چند سال اخیر، گروههای بلوچ از حملات انتحاری نیز استفاده کردهاند.
حتی زنان برای انجام این حملات آموزش دیده و چندین عملیات انتحاری توسط زنان انجام شده است. درگیریها در چهار سال گذشته، بعد از تسلط طالبان بر افغانستان، شدت گرفتند.
در سال ۲۰۲۵ ارتش آزادیبخش بلوچستان به قطار جعفر اکسپرس در منطقه مچِ بلوچستان حمله کرد.
در این حمله، صدها مسافر ــ از جمله بیش از یکصد نظامی پاکستانی ــ گروگان گرفته شدند.
این رویداد توجه نهتنها مردم منطقه، بلکه افکار عمومی جهان را نیز به خود جلب کرد.
حمله بیش از ۲۴ ساعت ادامه داشت. جنگجویان بلوچ در روز نخست، مردانی را که همراه زنان و کودکان بودند آزاد کردند. پس از آن، ارتش پاکستان عملیات نظامی علیه نیروهای مسلح بلوچ را با استفاده از بالگردها، پهپادها و نیروهای زمینی آغاز کرد.
منطقه، کوهستانی و دورافتاده است و دولت نیز به خبرنگاران اجازه حضور در محل را نداد. هر دو طرف مدعی کشتهشدن شمار زیادی از نیروهای مقابل شدند، اما منابع مستقل این ادعاها را تأیید نکردهاند.
اقامت بلوچها در افغانستان؛ پناهجو یا تهدید امنیتی علیه پاکستان؟
بهدلیل همسایگی افغانستان و بلوچستان، این دو منطقه همیشه با یکدیگر ارتباط و همکاری داشتهاند.
افغانستان برای بلوچها اهمیت ویژهای دارد. گروههایی از بلوچها در دهههای گذشته به افغانستان رفت و آمد داشتهاند.
حضور بلوچها در افغانستان موافقان و مخالفان خود را داشته است.
موافقان میگویند آنان با افزایش فشارهای نظامی در سرزمین خودشان، به افغانستان «پناه میآورند و مستحق پناهندگی شناخته میشوند.» سیاسیون پاکستان اما میگویند افغانستان نیروهای جداییطلبی را پناه داده که برای این کشور مشکلات امنیتی خلق میکنند.
اتحاد فرهنگی و مذهبی میان مردمان دو سوی مرز نیز قابل چشمپوشی نیست.
در حال حاضر صدها خانواده بلوچ در مناطق مختلف افغانستان زندگی میکنند.
اسکان بلوچها در افغانستان محدود به دو دهه اخیر نیست. هرگاه عملیات نظامی ارتش پاکستان در بلوچستان افزایش یافته، بلوچها ساکن افغانستان شدهاند.
تاریخپژوهان میگویند حکومت داکتر نجیبالله در دهه شصت خورشیدی از جداییطلبان بلوچ بیش از هر زمانی حمایت میکرد. این حمایت شامل اجازه اقامت، تسهیل رفتوآمد و تحمل نسبی میشد.
جان اچکزی، وزیر پیشین اطلاعات بلوچستان پاکستان به افغانستان اینترنشنال گفت در دوران ریاستجمهوری حامد کرزی، برهمداغ بگتی، رهبر جداییطلب بلوچ، آزادانه در کابل و قندهار فعالیت میکرد. به گفته آقای اچکزی «کرزی این موضوع را به مقامات امریکایی اذعان کرد، اما اقدامی علیه او انجام نداد.»
پاکستان میگوید هند و طالبان افغان از جداییطلبان حمایت میکنند
پاکستان بارها طالبان را متهم کرده است که به گروههایی مثل جداییطلبان بلوچ و تحریک طالبان پاکستانی که از خاک افغانستان به پاکستان حمله میکنند، پناهگاه امن داده است.
پاکستان معتقد است که طالبان در مهار این گروهها «اقدامات مؤثر و قابل راستیآزمایی» انجام نداده است و این مسأله امنیت پاکستان را تهدید میکند.
جنبشهای بلوچ اما میگویند طالبان با آنها همکاری نمیکند.
پس از گروگانگیری حدود ۴۰۰ نفر در یک قطار مسافری و کشتهشدن تعدادی از نیروهای امنیتی پاکستان، سخنگوی ارتش پاکستان رسما طالبان افغانستان را به حمایت از شبهنظامیان بلوچ متهم کرد و گفت که به آنها پناهگاه امن داده میشود. طالبان این اتهامات را رد کرده و اعلام کرده که هیچ عضو مسلح بلوچ در افغانستان حضور ندارد و ارتباطی با طالبان نداشته است.
پاکستان همچنین هند را به حمایت از ارتش آزادیبخش بلوچ متهم میکند، اما هند این ادعا را رد کرده است.
نقض حقوق بشر
براساس گزارش دیدهبان حقوق بشر در ۱۱ دسامبر ۲۰۰۹، عبدالغفار لانگو، ۳۹ ساله، فعال ملیگرای بلوچ و همسرش از شفاخانهای در کراچی بیرون شدند اما با دو موتر وانت تویوتای سفید روبرو شدند.
حدود ۱۰ مرد لباس شخصی به آنها نزدیک شدند. یکی از آنها با تفنگچهای لانگو را زد و او بیهوش شد.
سپس او را داخل موتر کشیدند و با خود بردند.
خانواده عبدالغفار برای ثبت شکایت نزد پولیس رفتند. پولیس گفت لانگو بهدلیل فعالیتهای سیاسیاش بازداشت شده اما توضیح ندادند اتهامش دقیقا چیست یا در کجا زندانی است.
در اول جولای ۲۰۱۱، جسد لانگو در هتلی متروکه در بلوچستان پیدا شد. پولیس محلی اعلام کرد که آثار متعدد شکنجه وحشیانه در جسد دیده میشود.
این پرونده نمونهای از یک پدیده شوم و رایج در بلوچستان است: ناپدیدسازی اجباری.
دیدهبان حقوق بشر گزارش داد که مقامهای دولتی یا نمایندگان آنها افرادی را بازداشت میکنند سپس از آگاهی درباره سرنوشت آنان انکار میکنند.
ناپدیدسازیهای اجباری بازماندگان قربانیان را سالها یا دههها در رنج نگه میدارد. براساس قوانین بینالمللی، «ناپدیدسازیها» تا زمانی که اطلاعات به خانوادهها داده نشود یک «جرم ادامهدار» است.
سعیده بلوچ برای شوهر کشتهشدهاش فیصل بلوچ، و برادر و برادرزاده ناپدید شدهاش دادخواهی میکند. منبع: ماهرنگ بلوچ
دیدهبان حقوق بشر در گزارشی نوشت گروههای مسلح بلوچ مسئول بسیاری از قتلهای هدفمند، از جمله قتل معلمان و سایر فعالان آموزشی بودهاند.
این سازمان بینالمللی حقوق بشر گفته گروههای مسلح در سالهای اخیر به غیرنظامیان و کسبوکارهای غیربلوچ، و همچنین زیرساختهای گاز و انرژی حمله کردهاند.
دیدهبان حقوق بشر در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ دهها مورد از ناپدیدسازی اجباری را مستند کرد که تاکنون ادامه دارد. این سازمان در آن زمان نوشت نیروهای امنیتی پاکستان، بهویژه آیاسآی نیز بلوچهای قومی مشکوک به مشارکت در جنبش ملیگرای بلوچ را برای ناپدیدشدن اجباری هدف قرار دادهاند.
بنابراین هم آیاسآی و هم جداییطلبان بلوچ به نقض حقوق بشر در بلوچستان متهماند.
در واکنش به شورش جداییطلبان بلوچ، جوخههای مرگی در منطقه ایجاد شده که صدها بلوچ را بازداشت و سپس کشتهاند؛ روشی که گروههای حقوق بشری آن را تاکتیک «بکش و رها کن» مینامند. فعالان بلوچ، آیاسآی را متهم میکنند که در سازماندهی این جوخه مرگ دست دارد.
دیدهبان حقوق بشر در گزارشی در سال ۲۰۱۱ گفت: «این مقابله با شورش نیست؛ این بربریت است.»
قتلهای هدفمند و خشونتهای مسلحانه، شکنجه و بدرفتاری در بازداشتگاهها، محدودیت آزادی بیان و فعالیت سیاسی، تجاوز به حقوق اقتصادی و اجتماعی، آزار و اذیت قبیلهای و تبعیض نژادی و بازداشتهای خودسرانه از دیگر مشکلات حقوق بشری در بلوچستان است.
بازماندگان گمگشتگان زیر باران اسلامآباد
زنان و رهبری جنبشهای مدنی
جنبشهای مدنی بلوچهای پاکستان عمدتا حول حقوق سیاسی، حقوق فرهنگی و اجتماعی، و عدالت برای قربانیان ناپدیدسازیهای اجباری و خشونتهای دولتی شکل گرفتهاند. این جنبشها بهطور عمومی غیرمسلح و مدنی هستند و اهدافی مثل اصلاحات سیاسی، شفافیت در مدیریت منابع و پایان دادن به سرکوب سیاسی را دنبال میکنند.
کمیته همبستگی بلوچ، جنبشهای حقوق بشر و مدنی و جنبشهای دانشجویی و جوانان از مهمترین حرکتهای مدنی در بلوچستان هستند.
افراسیاب ختک، آگاه مسایل منطقهای، میگوید که بهدلیل برخورد نابرابر دولت پاکستان، مادران، خواهران و زنان جوانان ناپدیدشده در بلوچستان به صحنه آمدهاند.
هزاران زن در سازمانی به نام «کمیته همبستگی بلوچ» تحت رهبری ماهرنگ بلوچ با شجاعت در راهپیماییها شرکت میکنند و صدها هزار بلوچ در این حرکت حضور دارند.
این «بزرگترین قیام مردمی» در تاریخ بلوچها خوانده میشود. مانند کردها، زنان بلوچ نیز بهطور گسترده در مبارزات ملی و مردمی مشارکت دارند.
جنبش مدنی بلوچستان چهرههایی نیز دارند که در منطقه شناخته شده هستند. ماهرنگ بلوچ، فعال حقوق بشر و عضو برجستهٔ جنبشهای مدنی بلوچ در پاکستان است که بهویژه در زمینه دفاع از حقوق خانوادههای قربانیان ناپدیدسازیهای اجباری و خشونتهای دولتی شناخته میشود.
گزارشهای عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر او را بهعنوان یکی از رهبران اعتراضات صلحآمیز بلوچها معرفی میکنند، از جمله در سازماندهی راهپیمایی طولانی بلوچ که هدفش جلب توجه به قتلها و ناپدیدسازیهای خودسرانه در بلوچستان بود.
دفتر کنترل دارایی های خارجی در وزارت خزانه داری آمریکا (اوفاک) اعلام کرد که در ارتباط با حزبالله لبنان، از گروههای نیابتی جمهوری اسلامی، تحریمهایی را علیه دو شخص حقیقی، چهار شرکت و دو کشتی اعمال کرده است.
بر اساس گزارش سهشنبه ۲۱ بهمن سایت وزارت خزانهداری آمریکا، این تحریمها، افراد و شرکتها و کشتیهای فعال در خرید، حملونقل و تبادلات مالی از جمله طلا را هدف میگیرد و با هدف قطع مسیرهای تامین مالی حزبالله از طریق ایران اعمال شده است.
بر اساس این گزارش، آندری ویکتوروویچ بوریسوف، شهروند روسیه، و محمد ماجد محمدنایف، شهروند لبنان، مشمول تحریمهای ثانویه طبق مقررات تحریمهای مالی گروه حزبالله لبنان شدهاند.
همچنین شرکتهای «بریلیانس ماریتایم ونچورز» از پاناما، «جودسارل» از لبنان، «پلاتینیوم گروپ» از جمهوری آذربایجان، و « سی سرف لیمیتد» از ترکیه مشمول تحریمهای ثانویه طبق مقررات تحریمهای مالی حزبالله قرار گرفتهاند.
دو کشتی به نامهای «بریلیانس» با پرچم پاناما و «لارا» با پرچم سنت کیتس و نویس نیز بر این اساس مشمول تحریم شدهاند.
فهرست افراد و اشخاص بلوکهشده و اتباع خاص در وزارت خزانهداری آمریکا، شامل افراد، نهادها، کشتیها و هواپیماهایی است که اتباع آمریکایی از انجام هرگونه معامله با آنها منع شدهاند.
این فهرست توسط دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا تهیه و بهروز رسانی میشود تا تروریستها، قاچاقچیان مواد مخدر و افراد درگیر در فعالیتهای تهدیدکننده سیاست خارجی و امنیت ملی ایالات متحده را هدف قرار دهد و داراییهای آنها در ایالات متحده را مسدود و معاملات آنها را محدود کند.
پیش از این، وزارت خزانهداری آمریکا ۱۵ آبان سال گذشته، سه عضو حزبالله لبنان، اسامه جابر و محمد جعفر محمد قصیر، هر دو شهروند لبنان، و سامر کَسبار، شهروند سوریه، را در ارتباط با حمایت از خلعسلاح این گروه نیابتی جمهوری اسلامی تحریم کرده بود.
وزارت خزانهداری آمریکا در بیانیه خود، دلیل تحریم این افراد را «دستداشتن در تراکنشهای مالی و نقلوانتقال پول برای گروه حزبالله» اعلام و آنها را متهم کرده بود که با استفاده از موسسات صرافی، دهها میلیون دلار را از ایران برای این سازمان شبهنظامی منتقل کردهاند.
در همین ارتباط، جان هرلی، معاون وزارت خزانهداری آمریکا در امور تروریسم و اطلاعات مالی، ۱۸ آبان گفته بود که جمهوری اسلامی امسال با وجود تحریمها، حدود یک میلیارد دلار برای حزبالله ارسال کرده است.
پس از آن، آمریکا ۲۱ آبان با اعلام این که جمهوری اسلامی با وجود تحریمها حدود یک میلیارد دلار به حزبالله لبنان ارسال کرده است، از مقامات لبنانی خواست خلع سلاح این گروه و قطع جریان مالی از تهران را در اولویت قرار دهند.
همچنین مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ۲۸ آذر با تاکید بر خلع سلاح حزبالله لبنان گفت که بیشتر کشورهای منطقه درباره این گروه نگران هستند و آن را عامل نفوذ جمهوری اسلامی میدانند.