دیوارنویسی در ایران: مونیخ، تورنتو، لسآنجلس؛ چشم امید ما به شماست
تصویر رسیده به ایراناینترنشنال، دیوارنویسی در یک خیابان را نشان میدهد که خطاب به ایرانیان خارج از کشور، نوشته است: «مونیخ، تورنتو، لسآنجلس؛ چشم امید ما به شماست... جاوید شاه». شاهزاده رضا پهلوی برای تجمع در این سه شهر در تاریخ شنبه ۲۵ بهمن فراخوان داده است.
از آغاز اعتراضات ایران، شمار زیادی از ایرانیان مهاجر نیز هر هفته در بسیاری از شهرهای جهان تجمع کردهاند اما این نخستین فراخوان برای تجمع هماهنگ ایرانیان خارج از کشور است.
براساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، شاهین آذرآتش، ۲۷ ساله و هوادار استقلال، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در آستانه اشرفیه و در جریان اعتراضات انقلاب ملی ایرانیان، از سوی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی و با اصابت گلوله جنگی به ناحیه شکم کشته شد.
نزدیکان او روایت کردند ماموران امنیتی جمهوری اسلامی پیکر جاویدنام آذرآتش را به سردخانه باغ رضوان رشت منتقل کردند، اما دوستانش همان شب از فرصت استفاده کردند و پیکر او را از سردخانه خارج کرده و به زادگاهش در روستای کوهردان منتقل و به خاک سپردند.
تصاویر رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد روی سنگ مزار جاویدنام شاهین آذرآتش، لوگوی باشگاه استقلال حک شده و او را آبیدل نامیدند.
همچنین گفته میشود پدر جاویدنام آذرآتش تا روزهای گذشته به صورت مداوم از سوی ماموران اطلاعات سپاه پاسداران جمهوری اسلامی مورد بازجویی قرار گرفته بود.
ایران اینترنشنال مطلع شده است که جاسم ویشکایی (ویشگاهی)، قهرمان کاراته جهان شامگاه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ به دلیل حمایت از انقلاب ملی ایرانیان، با هجوم ماموران امنیتی به خانهاش در دهکده ساحلی انزلی بازداشت شد. ماموران موبایل، لپتاپ و دیگر وسایل الکترونیکی او را نیز توقیف کردهاند.
براساس این گزارش، ویشکایی ابتدا به زندان انزلی منتقل شد، اما ماموران زندان به نزدیکان او گفتهاند که نیروهای امنیتی او را با خود بردهاند.
همچنین سازمان «حقوق بشر برای ورزش» گزارش داده است جاسم ویشکایی پس از بازداشت به دست نیروهای امنیتی در خطر شکنجه قرار دارد و تاکنون اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری او در دست نیست.
از سوی دیگر، حمیده عباسعلی، دارنده دو نشان جهانی کاراته، در صفحه اینستاگرام خود خطاب به فدراسیون جهانی کاراته نوشت: «قهرمان جهان در بازداشت، با خطر شکنجه روبروست.»
همچنین حسین روحانی، قهرمان کاراته جهان، بههمراه حسن روحانی و مهران بهنامفر، دیگر نامآوران این رشته ورزشی، در استوری مشترکی در اینباره نوشتند: «جاسم غیر از خدمت به ایران کاری نکرده. جای قهرمانان، حبس و زندان نیست.»
ویشکایی پس از سالها زندگی در سوئد، چندی پیش به ایران بازگشته و در استان گیلان مشغول مربیگری بوده است.
این قهرمان جهان در سال ۲۰۰۶، مربی کاراته و آمادگی جسمانی اهل بندرانزلی، پیشتر نیز از خیزش انقلابی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی در پی کشته شدن مهسا امینی حمایت کرده بود.
علیرضا جهانبخش و مهدی طارمی، کاپیتانهای تیم ملی فوتبال، و علی قلیزاده، عضو تیم ملی، در استوریهای جداگانهای در سیامین روز پس از قتلعام مردم ایران به دست جمهوری اسلامی به این جنایت واکنش نشان دادند.
علیرضا جهانبخش، کاپیتان اول تیم ملی با انتشار یک تصویری که فهرستی از اسامی جانباختگان انقلاب ملی ایرانیان را نشان میدهد، نوشت: «خون میچکد از دیده در این کنج صبوری، این صبر که من میکنم افشردن جان است.»
مهدی طارمی، کاپیتان دوم تیم ملی فوتبال، هم به یک کمپین اینستاگرامی درباره گذشت یک ماه از قتلعام مردم ایران به دست جمهوری اسلامی پیوسته است.
در این کمپین آمده: «یک ماه پیش امروز هزاران نفر بیآنکه بدانند، برای آخرین بار از خواب بیدار شدند، برای آخرین بار صبحانه خوردند، برای آخرین بار مادر خود را بوسیدند، برای آخرین بار با عزیزان خود حرف زدند، برای آخرین بار کار کردند، برای آخرین بار آهنگ گوش دادند.»
در ادامه این متن درباره جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان آمده است: «برای آخرین بار رویا بافتند، برای آخرین بار لباسی را پوشیدند، برای آخرین بار به پدر خود نگاه کردند، برای آخرین بار خندیدند، برای آخرین بار بند کفشهای خود را بستند، برای آخرین بار گفتند: «نگران نباشید، مواظبم»، برای آخرین بار از خانه بیرون رفتند، برای آخرین بار مثل همیشه شجاع و شریف ماندند، برای آخرین بار به آسمان نگاه کردند، برای آخرین بار عاشق ایران بودند، برای آخرین بار امید داشتند، برای آخرین بار ترسیدند اما عقب نکشیدند، برای آخرین بار کمک کردند، برای آخرین بار کمک خواستند و برای آخرین بار ایستادند؛ و دیگر هیچوقت بازنگشتند.»
علی قلیزاده، ملیپوش فوتبال ایران، نیز با انتشار متنی مشابه نوشت: «دیگر «وطن» را با «ت» بنویسید. تنهای زیادی در آغوشش جان دادهاند.»
براساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، نادر مولوی، فوتبالیست ۱۸ ساله و هوادار تیم فوتبال استقلال، در جریان انقلاب ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی، پنجشنبه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در میدان شهرری تهران، به دست نیروهای سرکوب به قتل رسید.
جزئیات رسیده حاکی است نیروهای امنیتی، با وجود تعیین مسجد برای برگزاری مراسم سوگواری، با اعمال فشار بر خانواده جاویدنام نادر مولوی، از برگزاری مجلس ترحیم نیز جلوگیری کردند.
جاویدنام مولوی عضو تیم فوتبال حامی تهران بود و در لیگهای پایه تهران توپ میزد.
نادر مولوی همچنین طرفدار تیم فوتبال استقلال بود و برای تماشای بازیهای این تیم به استادیومهای مختلف تهران میرفت.
میلاد اطمانی، جوان اهل سلماس، از معترضانی بود که شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه در جریان انقلاب ملی ایرانیان در منطقه پونک تهران هدف گلوله قرار گرفت و از ناحیه دست مجروح و بازداشت شد. خانواده میلاد ۱۲ روز بعد پیکر بیجان او را با دو گلوله دیگر به سر و شکمش در سردخانه کهریزک یافتند.
به گفته یک منبع نزدیک به خانواده در گفتوگو با ایراناینترنشنال، خانواده تمایلی به صحبت علنی درباره جزییات جراحات مشاهده شده بر پیکر فرزندشان را ندارند.
به گفته این منبع، میلاد اطمانی همراه دوست نزدیکش، دیار پورچهریق، در اعتراضات پونک حضور داشت. در همان شب، نیروهای امنیتی با شلیک مستقیم، دیار را هدف قرار دادند و در همان محل جان باخت. دیار پورچهریق، ٣٠ ساله و اهل سلماس، دوست میلاد بود.
میلاد اطمانی برای کمک به دوستش دوید که در جریان این اقدام، گلولهای به دست او اصابت کرد و دچار خونریزی شدید شد.
افراد حاضر در صحنه، میلاد را بهسرعت به یک درمانگاه در نزدیکی پونک منتقل کردند، اما بنا بر این روایت، درمانگاه یا از پذیرش او خودداری کرد یا اعلام کرد آنها امکان درمان او را ندارند.
پس از آن، تلاش شد او به بیمارستان دیگری منتقل شود اما در خیابان به دست ماموران بازداشت شد.
یک منبع محلی به ایراناینترنشنال گفته است که چندین نفر بازداشت او را بهطور مستقیم مشاهده کردهاند.
منبع نزدیک به خانواده توضیح میدهد: «میلاد حدود ۱۲روز مفقود بود و هیچ اطلاعی از وضعیتش در دست نبود. در نهایت روز ۳۰دیماه، پس از جستوجو میان اجساد در کهریزک، پیکر او شناسایی شد.»
به گفته این منبع، هنگام تحویل پیکر مشخص شد که علاوه بر جراحت اولیه ناشی از اصابت گلوله به دست، دو گلوله دیگر نیز به بدن میلاد اصابت کرده است؛ یکی به شکم و دیگری که به گفته نزدیکانش به سر اصابت کرده است.
او اضافه میکند که خانواده از صحبت درباره این موضوع امتناع میکنند و حاضر به ارائه جزییات بیشتر نیستند.
این منبع همچنین میگوید خانواده میلاد مجبور به پرداخت مبلغی تحت عنوان «پول دو تا تیر» شده و سندی را نیز امضا کردهاند که جزییات آن مشخص نیست. به گفته او، بر اساس شنیدهها، لین سند احتمالا برای نسبت دادن عنوان «بسیجی» به او بوده باشد؛ ادعایی که این این منبع آن را «دروغ محض» توصیف میکند.
میلاد اطمانی چند سالی برای کار به تهران آمده و در محله پونک ساکن شده بود. او در خانوادهای بسیار مذهبی در شهرستان سلماس بزرگ شده بود. به گفته منبع نزدیک به خانواده، خانواده با سبک زندگی آزادتر او و دیدگاههای غیرمذهبی او مخالف بودند.
این منبع میگوید: «او حتی در خانواده خودش هم غریب بود.»
پس از کشته شدن میلاد اطمانی، خانواده او سکوت اختیار کردهاند. به گفته این منبع، حتی در میان اقوام نزدیک، صحبت درباره او ممنوع شده و بسیاری از پیامها و تماسها بیپاسخ میماند.
پیکر میلاد اطمانی در نهایت در یکی از روستاهای اطراف سلماس، محل سکونت خانواده به خاک سپرده شد.
آنچه برای این جانباخته رخ داده، نمونهای از الگوی تکرارشوندهای است که در جریان انقلاب ملی بارها گزارش شده است.
پیشتر گزارشهای متعددی از ربوده شدن مجروحان اعتراضات از خیابانها، درمانگاهها یا بیمارستانها منتشر شده است؛ مواردی که در آن نیروهای امنیتی افراد زخمی را در مسیر درمان یا حتی روی تخت بیمارستان بازداشت کرده و پس از ناپدیدسازی، پیکر آنان را با جراحات جدید تحویل دادهاند.
در برخی موارد، اجسادی که از کهریزک یا مراکز مشابه تحویل خانوادهها شدهاند، همچنان دارای تجهیزات پزشکی مانند سرم، سوند، لوله تنفسی یا الکترودهای قلب بودهاند؛ نشانهای از اینکه این افراد در حال درمان ربوده شده و سپس کشته شدهاند.
به نظر میرسد این شیوه، یعنی مجروحسازی، ربایش، ناپدیدسازی و تحویل پیکر پس از چند روز با جراحات بیشتر، بخشی از راهبرد سرکوب در آن روزها بوده است.