تعلیق فعالیت کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران در واکنش به کشتار گسترده مردم ایران
کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران از تعلیق فعالیت خود خبر داد و در در بیانیهای اعلام کرد: «ایران به پیش از جمعه خونین ۱۹ دیماه بازنخواهد گشت و ما اعضای شورای مرکزی کانون نیز به عقب بازنمیگردیم. هرگونه عادیسازی شرایط بیمعناست.»
بر اساس این بیانیه، فعالیتهای رسمی و عمومی کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران و کانونهای ایرانشناسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی و دانشکده ادبیات و علوم انسانی، از جمله انتشار بیانیه، نشریه، کارگاه و نشستهای علمی، تا پایان دوره قانونی شوراهای مرکزی به حالت تعلیق درمیآید. در این اطلاعیه تاکید شده که این تصمیم با هدف حفظ رویکرد و هویت کانونهای ایرانشناسی و در واکنش به شرایط حاکم اتخاذ شده و به معنای انفعال یا کنارهگیری از مسئولیتهای علمی و ملی نیست.
همبستگی ایرانیان ساکن خارج از کشور با انقلاب ملی علیه جمهوری اسلامی در سراسر جهان همچنان ادامه دارد و گزارشها حاکی از برگزاری تجمعات در کشورهایی چون استرالیا و نیوزیلند است. در اروپا نیز گروههای مردمی در شهرهای مختلف فراخوان تجمع دادهاند.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند ایرانیان نیوزیلند شنبه ۱۸ بهمن در حمایت از انقلاب ملی تجمع کرده و نماد و پرچم شیروخورشید را در اجتماع خود مستقر کردهاند.
ایرانیان ساکن دانمارک نیز با راهپیمایی در روز شنبه ۱۸ بهمن در شهر البورگ، به حمایت از انقلاب ملی علیه جمهوری اسلامی پرداختند و یاد جاویدنامان اعتراضات در ایران را گرامی داشتند.
تصاویر ارسال شده به ایراناینترنشنال همچنین نشان میدهند شماری از ایرانیان مقیم شهر پرت استرالیا با حضور در مرکز این شهر، همبستگی و حمایت خود را از انقلاب ملی ایران و شاهزاده رضا پهلوی اعلام کرده و علیه علی خامنه ای، دیکتاتور تهران، و حکومت جمهوری اسلامی شعار سر دادند.
معترضان از دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، خواستند که هرچه سریعتر وعده خود را در حمایت از مردم ایران، عملی کند.
کاخ سفید اعلام کرد ترامپ جمعه ۱۷ بهمن با امضای یک فرمان اجرایی تازه، وضعیت «اضطرار ملی» علیه ایران را تمدید و همزمان سازوکاری جدید برای اعمال تعرفه بر کشورهایی که با ایران دادوستد اقتصادی دارند، ایجاد کرد.
پیش از آن و همزمان با پایان مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در مسقط، پایتخت عمان، وزارت خزانهداری ایالات متحده از اعمال تحریمهای تازه علیه شبکهای از کشتیها، شرکتها و افراد مرتبط با تجارت نفت ایران خبر داد.
تصاویر ارسال شده به ایراناینترنشنال نشان میدهند شماری از ایرانیان مقیم شهر آدلاید با حضور در مقابل شبکه ایبیسی استرالیا در این شهر، همبستگی و حمایت خود را از انقلاب ملی ایران و شاهزاده رضا پهلوی اعلام کرده و علیه علی خامنهای و جمهوری اسلامی شعار سردادند.
ایرانیان مقیم لندن نیز در حمایت از انقلاب ملی ایرانیان تجمع اعتراضی برگزار کردند.
در اقدامی نمادین، گروه بزرگی از موتورسواران با پرچمهای شیر و خورشید در این تجمع حضور یافتند.
در پی انتشار آمارهای ضد و نقیض درباره بازداشت اعضای کادر بهداشت و درمان در جریان انقلاب ملی دیماه، رییس سازمان نظام پزشکی کشور، بازداشت بیش از ۵۰ نفر شامل پزشک، پرستار و دیگر کارکنان حوزه درمان را تایید کرد.
محمد رییسزاده شنبه ۱۸ بهمن در گفتوگو با روزنامه اعتماد، گفت از آن جا که برخی از این ۵۰ نفر پزشک نیستند و از خانوادههای دیگر جامعه پزشکی و پیراپزشکی مثل پرستاری هستند، نظام پزشکی مسئولیتی در قبال آنها بر عهده ندارد.
او افزود: «تعداد افرادی که ما ابتدا به آن رسیدیم ۳۳ نفر بود که اطلاعرسانی درباره آنها شده بود؛ افرادی که ممکن بود یک ساعت بازداشت بوده باشند. بعد از بررسیها تعداد افرادی که بازداشت بودند دستکم به ۲۳ نفر رسید و با توجه به آزادیهایی که در چند روز گذشته داشتیم این عدد به کمتر از ۱۷ نفر کاهش یافت.»
این آمار حکومتی در شرایطی اعلام شده است که اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد دستکم ۳۰ نفر از کادر درمان در بازداشت هستند. از جمله علی فاخر و صابر دهقان، دو پزشکی که در روزهای گذشته از سوی ماموران امنیتی در ایران بازداشت شدند.
بنا بر اطلاعات رسیده، نسترن، همسر علی فاخر، و دختر او نیز بازداشت شدهاند.
علی فاخر و صابر دهقان
پیشتر بیش از ۱۳۰ پزشک، پرستار و عضو کادر درمان در بریتانیا با انتشار نامهای سرگشاده، پیگرد و مجازات کادر پزشکی در ایران بهدلیل مداوای معترضان مجروح را محکوم کردند.
امضاکنندگان این نامه تاکید کردند: «بیطرفی پزشکی امر سیاسی نیست بلکه تعهدی حرفهای و اخلاقی است.»
آنان مجازات درمانگران بهخاطر نجات جان انسانها را «حملهای به بنیانهای پزشکی» دانستند.
بیش از ۶۰ هزار نفر از کادر درمان درگیر مداوای مصدومان
رییسزاده با ارائه آمارهایی از وضعیت بیمارستانهای کشور در جریان کشتار و سرکوب گسترده معترضان در شامگاه ۱۸ و ۱۹ دی، اعلام کرد بیش از ۶۰ هزار نفر از کادر درمان درگیر مداوای مصدومان بودهاند.
او افزود: «همکاران ما نزدیک به ۱۳ هزار عمل جراحی سبک و سنگین در کشور در تمام مراکز درمانی و در تمام استانها برای این افراد انجام دادهاند.»
ارائه این آمار حکومتی که در نوع خود بیسابقه است، در شرایطی است که ارزیابیهای مستقل حاکی از تعداد بسیار بیشتری از مجروحان در جریان کشتار معترضان از سوی جمهوری اسلامی است.
پنجم بهمن، شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه، اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
در این بیانیه آمده است که شماری از بازداشتشدگان در تهران و شهرستانها بدون محاکمه اعدام شدند و به شماری از مجروحان تیر خلاص زده شد.
تصاویر منتشرشده از سردخانهها نیز نشان دادند تعدادی از شهروندان مجروح، در حالی که در بیمارستانها بستری و تحت مداوا بودند، از ناحیه سر هدف اصابت گلوله قرار گرفتهاند.
تصاویر دریافتی همچنین بهوضوح نشان دادند در مورد برخی اجساد، لولهها و تجهیزات پزشکی مربوط به مانیتورینگ و پایش بیمار، همچنان به بدن متصل بودهاند.
۱۶ بهمن، ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان داد در جریان سرکوب اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، ماموران مسلح سرکوب به بیمارستان زنان و زایمان آرش در منطقه تهرانپارس تهران حمله کردند، بیماران و همراهان ایشان را به گلوله بستند و از جمله به برخی از مجروحان تیر خلاص شلیک کردند.
در جریان اعتراضات، حکومت از بیمارستانها برای هدف گرفتن مردم نیز استفاده کرد.
در یک نمونه، یک شاهد عینی از شهر گرگان به ایراناینترنشنال گفت در اعتراضهای ۱۹ دی، نیروهای سرکوب از پشتبام بیمارستان پنج آذر به سوی مردم شلیک میکردند.
او گفت شاهد بوده است که یک دختر ۱۵ ساله بهطور مستقیم هدف قرار گرفته و جان باخته است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، مهدی ضیایی، نوجوان ۱۷ ساله، شامگاه ۱۹ دیماه در خیابان شلمچه بندرعباس با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی و در حالی که سوار بر موتور دوستش بود هدف قرار گرفت و جان باخت.
طبق روایت خانواده، مهدی بههمراه یکی از همکلاسیهایش که او نیز ۱۷ ساله بوده، سوار خودرو بوده که ماموران به آنها دستور ایست میدهند. بهدلیل ترس، خودرو متوقف نمیشود و ماموران اقدام به تیراندازی میکنند. یک گلوله به ریه مهدی اصابت میکند. راننده از ترس بازداشت، او را به بیمارستان منتقل نمیکند و مهدی به خانه رسانده میشود.
ساعتی بعد، پدر و مادر مهدی او را به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس منتقل میکنند. به گفته خانواده، در بیمارستان و در شرایط بحرانی فرزندشان، پدر مهدی به این شلیک اعتراض میکند و با ماموران درگیر لفظی میشود. مادر مهدی تهدید میشود که در صورت ادامه اعتراض، پدر بازداشت خواهد شد.
خانواده این جانباخته نوجوان اعلام کردهاند با وجود فشارها، اجازه انتشار گواهی فوت را دادهاند.
به گزارش روزنامه تایمز، بریتانیا در واکنش به افزایش تنشها در آستانه احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران، شش فروند جنگنده اف۳۵بی را به پایگاه نیروی هوایی «آکروتیری» در قبرس اعزام کرده است. این اقدام با هدف تقویت امنیت پایگاه و قلمروهای تحت حاکمیت بریتانیا در منطقه انجام شده است.
بر اساس این گزارش، جنگندهها روز جمعه پایگاه هوایی «مارهم» را ترک کردهاند تا در صورت «داغ شدن» شرایط امنیتی در خاورمیانه، نقش دفاعی ایفا کنند. ارتش بریتانیا اعلام کرده است که بهطور مستمر وضعیت امنیتی پایگاه آکروتیری را ارزیابی میکند و تصمیم به افزایش داراییهای نظامی در قبرس، در همین چارچوب اتخاذ شده است.
جنگندههای اف۳۵ به ناوگان تایفونهایی میپیوندند که پیشتر در قبرس مستقر بوده و در قالب عملیات «شِیدر» ماموریتهایی را علیه بقایای گروه داعش در عراق و سوریه انجام میدهند. در حالی که تایفونها بهصورت دائمی در این پایگاه حضور دارند، اف۳۵ها صرفاً برای ماموریت دفاعی اعزام شدهاند.
تایمز یادآور شده است که ماه گذشته نیز چهار فروند تایفون از اسکادران مشترک بریتانیا–قطر، به درخواست دولت قطر و به دلیل افزایش تنشهای منطقهای، به این کشور اعزام شده بودند.
این تحرکات نظامی همزمان با برگزاری گفتوگوهای جمهوری اسلامی و آمریکا در عمان صورت گرفته است؛ گفتوگوهایی که پس از یک دوره طولانی تهدیدهای متقابل و همزمان با یک آرایش گسترده نظامی آمریکا در منطقه انجام شد. این نخستین دیدار رودرروی دو طرف از زمان حملات ژوئن گذشته آمریکا و اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران بهشمار میرود.
به نوشته تایمز، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، مذاکرات را «مثبت» توصیف کرده و از توافق دو طرف برای ادامه گفتوگوها خبر داده است. با این حال، موضع واشینگتن بلافاصله شفاف نشد و تنها لحظاتی پس از پایان مذاکرات، آمریکا تحریمهای تازهای علیه صادرات نفت ایران اعلام کرد.
ساعاتی بعد شبکه خبری سیانان گزارش داد که ترامپ در هواپیمای مخصوص ریاستجمهوری آمریکا به خبرنگاران گفت: «مذاکرات بسیار خوبی در مورد ایران داشتیم. به نظر میرسد ایران میخواهد به توافق برسد. باید ببینیم آن توافق چیست. اما من فکر میکنم به نظر میرسد ایران میخواهد به توافقی دست یابد.»
در گزارش تایمز تاکید شده است که ایران تنها حاضر به گفتوگو درباره برنامه هستهای خود بوده و هرگونه مذاکره درباره توان موشکی و قابلیتهای دفاعیاش را رد کرده است. در مقابل، مقامهای آمریکایی پیش از مذاکرات اعلام کرده بودند که خواهان بررسی برنامه موشکهای بالستیک ایران، حمایت تهران از نیروهای نیابتی در منطقه و وضعیت حقوق بشر در داخل کشور هستند.
روزنامه تایمز همچنین به اختلافنظر جدی میان آمریکا و متحدانش اشاره کرده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی، استفاده از حریم هوایی خود برای حمله به ایران را رد کرده و نسبت به پیامدهای پیشبینیناپذیر یک اقدام نظامی علیه حکومت ایران هشدار دادهاند.
به نوشته این روزنامه، ترامپ اگرچه ایران را به «پیامدهای جدی» در صورت عدم توافق تهدید کرده، اما در عین حال نسبت به ورود به یک درگیری گسترده و بلندمدت در خاورمیانه تردید دارد؛ تردیدی که با سیاست «اول آمریکا» او همخوانی دارد.
تایمز در پایان گزارش خود افزوده است در حالی که اسرائیل بهطور فزایندهای برای حملات گستردهتر علیه ایران، بهویژه برنامه موشکی این کشور، فشار میآورد، واشینگتن هنوز بهدنبال حفظ مسیر دیپلماسی است. در همین حال، بریتانیا با اعزام جنگندههای اف۳۵ به قبرس، خود را برای سناریوهای پرتنش احتمالی در منطقه آماده میکند.
علی شکوریراد، از چهرههای سیاسی مطرح اصلاح طلبان، در سخنانی تازه، روایت رسمی حاکمیت از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه را رد و تاکید کرد که کشتهسازی از نیروهای بسیجی و سپاهی پروژه حکومتی برای سرکوب است و نه او و نه مردم باور نمیکنند این کارها را موساد انجام داده باشد.
او در سخنانی که در نشست «معاونين ستاد پزشكيان» مطرح کرده و فایل صوتی آن در کانال تلگرامی جمهوریت منتشر شد، با تاکید بر اینکه انباشت طولانیمدت نارضایتیهای اجتماعی، از اعتراضات بازنشستگان، معلمان و کارگران تا گسترش فراگیر نارضایتی، گفت وقوع اعتراضات قابل پیشبینی بود.
بهگفته شکوریراد، با این حال ابعاد پاسخ اجتماعی به فراخوانها همه بازیگران، از جمله نهادهای امنیتی را غافلگیر کرد.
شکوریراد با اشاره به تظاهرات در ۴۰۰ شهر ایران اضافه کرد: «اصلاحطلبان، اصولگرایان و نهادهای امنیتی، فکر نمیکردند که این مقدار به فراخوان رضا پهلوی پاسخ داده شود.»
تزریق خشونت برای سرکوب شکوریراد در بخش دیگری از سخنانش با رد این ادعای حاکمیت که موساد و تیمهای عملیاتی رضا پهلوی این مقدار خشونت کردند، گفت: «من این را باور نمیکنم و فکر میکنم بسیاری از مردم ما هم این را باور نمیکنند.»
او ادامه داد: «بیشتر میتوانم این را باور کنم که کسانی این خشونتها را کردند که میخواستند به قول خودشان اغتشاشات را سرکوب کنند. بنابراین واقعیت قضیه را هم باید بدانیم و من از این متاسفم»
شکوریراد که گفته میشود علی خامنهای به او اعتماد دارد با اشاره به نادرستی این ادعای رسانهها و تریبونهای رسمی که خشونت حکومت واکنشی به خشونتورزی معترضان است گفت «اصلا نهادهای امنیتی در ایران و در هر اعتراضی خشونت تزریق کردند تا آن خشونت را بهانهای برای سرکوب قرار دهند. از ابتدا این بوده و تا حالا هم هست و روز به روز هم بدتر شده است.»
او به مقاله یک دانشجوی دکتری انتظامی در نشریه دانشگاه امام حسین هم اشاره کرد که در آن به صراحت نوشته «کشتهسازی از نیروهای خودی» یکی از روشهای مهار اعتراضات است؛ الگویی که شامل کشتهشدن نیروهای بسیج یا انتظامی، آتشزدن اماکن مذهبی یا نمادین و نسبتدادن آن به معترضان برای توجیه برخورد قهری است.
روایت کوچه بنبست و تیرباران معترضان در بخش دیگری از سخنانش، شکوریراد به نمونهای تکاندهنده اشاره کرد. بهگفته او، در یکی از رخدادها گروهی از معترضان که به کوچهای بنبست پناه برده بودند، هدف رگبار یک بسیجی قرار گرفته و کشته شدند.
به گفته این چهره اصلاحطلب، این فرد «جانی بالفطره» نبود، بلکه محصول فضایی بود که نفرت دوقطبی را تشدید کرده و سلاح را به دست نیروهایی داده که حتی آموزش تیراندازی کافی ندیدهاند.
پرونده روحالله عجمیان
او همچنین به نحوه کشتهشدن روحالله عجمیان در کرج در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ پرداخت و گفت که این واقعه با «طراحی قبلی» رخ داد. این فعال اصلاحطلب در همین ارتباط گفت: «ببینید چگونه او را به آنجا کشاندند، گفتند برو لباس بسیج بپوش، داخل جمعیت بشو... کی اولین ضربه را زد؟ چه جوری مردم به هیجان آمده ضربات بعدی را زدند؟ چه کسانی آنجا حاضر و آماده بودند و فیلمبرداری کردند و چه کسانی حاضر و آماده بودند که ظرف ۲۴ ساعت ریختند و تمام کسانی که آنجا بودند را گرفتند و چه کسانی بودند که اون پزشک رادیولوژیست را که در آنجا بود، متهم کردند؟»
شکوریراد در ادامه گفت: «میخواستند یک اعدامی پزشک متخصص داشته باشند تا جامعه را مرعوب کنند و این کار را کردند. یعنی با یک قضیه روحالله عجمیان، جنبش زن، زندگی، آزادی را به اصطلاح جمع کردند واینجوری حلش کردند.»
او با اشاره به اینکه این یک رویه است و پیش از خیزش ژینا هم سابقه داشته، گفت: «نمونههای دیگه هم هست. مثلا در ماجرای کوی دانشگاه اتوبوسی که در خیابان نصرت آتیش گرفت را کی آتش زد؟ یا مواردی که احمدینژاد وقتی رییسجمهور مملکت بوده در آن زمان خودش آمده گفته است.»
او همجنینی با اشاره به صحبتهای پزشکیان در توجیه این کشتار بزرگ گفت «تعجبآور است که چرا پزشکیان گزارش نهادهای امنیتی را باور کرد و آمد در تلویزیون گفت و خودش را سوزوند و آتش به دل مردم. مردم که در صحنه میدیدند و میدانستند که چه اتفاقی افتاده است.»
نقد روایت رسمی و نقش نهادهای امنیتی شکوریراد گفت نسبتدادن خشونتهای گسترده به عوامل خارجی یا شبکههای سازمانیافته مخالف را باور ندارد و پرسید: اگر چنین شبکههایی در صدها شهر فعال بودهاند، «نهادهای امنیتی کجا بودند؟»
او عدم پاسخگویی، نبود بازخواست و استعفا را نشانهای از «تحمیق افکار عمومی» دانست و تاکید کرد مردم واقعیت خیابان را لمس کردهاند.
او در سخنانش در مورد مواجهه نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی با اعتراضات سراسری گفت: «نمیشود که دو تا نهاد امنیتی داشته باشیم که جیک و پیک همه را در میآورند، اما از شکلگیری هستههای عملیاتی و توزیع اسلحه بیاطلاع بوده باشند.»
شکوریراد با تاکید بر اینکه «پس باید گفت که در خود این نهادهای امنیتی احتمالاً عناصر جاسوس وجود داشتند» افزود که کسی تاکنون به این پرسش نهادهای امنیتی کجای قضیه بودند، پاسخ نداده، هیچ مسئولی استعفا نداده، هیچ کسی هم بازخواست نشده است.
نقد موضع پزشکیان و سوختن «نیروی میانه» او با اشاره به مواضع مسعود پزشکیان، رییس دولت، پس از کشتار معترضان گفت اتکای بیچونوچرا به گزارشهای امنیتی و بازتاب آن در رسانه ملی، رییسجمهوری را از «نیروی میانه» به یکی از قطبهای منازعه تبدیل کرد و سرمایه اجتماعی میانهروها را سوزاند؛ امری که بهگفته او، توان حل بحران را از جامعه گرفت.
او از سخنان پزشکیان در مورد اعتراضات سراسری انتقاد کرد و گفت که او باید نهادهای حاکمیتی را بازخواست میکرد و میپرسید کجا بودند که این اتفاق افتاد.
شکوریراد با تاکید بر این موضوع که حاکمیت خود را مسئول نمیداند که جواب بدهد چرا این اتفاق در این کشور افتاده است، افزود «آنچه که در این مدت به مردم فروختند، این بود که [حاکمیت] امنیت مردم را تامین میکند اما این امنیت کجا بود.»
او اضافه کرد: «قرار بود در سوریه با داعش بجنگیم که به ایران نیایند ولی بعدا میگویند چیزهای داعشگونه در ایران بوده است.» شکوریراد در ادامه خطاب به نهادهای امنیتی پرسید «کجا بودید پس؟ چیکار کردید پس شما؟»
این فعال اصلاحطلب راهحل پیشنهادی خود را «تفویض اختیار واقعی» از سوی خامنهای به پزشکیان و الگوبرداری از مدلهایی دانست که در آن، دولت منتخب مردم اداره امور را بر عهده دارد.
پزشکیان هم پروژه خامنهای بود
در این بخش از سخنانش، شکوریراد به صراحت تاکید کرد که رییسجمهور شدن پزشکیان «پروژه رهبری» بوده است. او گفت پزشکیان نه بهعنوان یک اتفاق تصادفی یا محصول رقابت آزاد سیاسی، بلکه با برکشیدهشدن از سوی رهبر جمهوری اسلامی به ریاستجمهوری رسید.
او با این ادعا که اصلاحطلبان از پروژه خامنه ای بیاطلاع بودند، گفت آنها در این مسیر به این پروژه کمک کردند، هرچند در ابتدا از ماهیت آن آگاه نبودند.
شکوریراد افزود که پزشکیان بهعنوان یک نیروی میانه میتوانست نقش واسط و حلکننده بحران را ایفا کند، اما این نقش تنها در صورتی ممکن بود که رهبر جمهوری اسلامی بهطور واقعی بخشی از اختیارات خود را به او تفویض کند.
او تاکید کرد که خامنهای در این سن و موقعیت امکان تغییر دیدگاههای بنیادین خود را ندارد، اما میتوانست با کناررفتن از مداخله مستقیم و سپردن اداره سیاست داخلی و خارجی به رییسجمهوری، مسیر خروج از بحران را هموار کند؛ فرصتی که به گفته شکوریراد از دست رفت.
هشدار درباره نفرت دوقطبی در بخش دیگری، شکوریراد نسبت به گسترش نفرت متقابل هشدار داد؛ نفرتی که از یکسو به توجیه کشتار معترضان میانجامد و از سوی دیگر به تهدید خشونت علیه نیروهای بسیج.
او کشتار دی ماه را «سیاهترین روزهای تاریخ معاصر» خواند و گفت زخم بیعدالتی و کشتار جوانان، عمدتا زیر ۳۰ سال، بهسادگی ترمیم نخواهد شد، مگر با پذیرش حقیقت، پاسخگویی و تغییر مسیر حکمرانی.
شکوریراد با اشاره به کشتار روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه گفت: «این سیاهترین روز را ما به این سادگی ظرف سالهای آینده و یا و یا ده، دهها سال آینده هم نمیتوانیم پاک کنیم. مگر اینکه آمریکا حمله کند و چنان داغان کند که اگر چیزی از ایران بماند، این موضوع گم شود.»