واکنش رسول خادم به کشتهشدن حمید مهدوی بهدست جمهوری اسلامی: چه قماری کردی، همهاش برد بود
جهانپهلوان رسول خادم، قهرمان پیشین کشتی المپیک، با انتشار طرحی گرافیکی، در واکنش به کشتهشدن جاویدنام حمید مهدوی در جریان انقلاب ملی ایرانیان به دست جمهوری اسلامی، نوشت: «عاقبت بهخیر شدی مرد. چه قماری کردی عزیز. همهاش برد بود.»
جاویدنام حمید مهدوی، آتشنشان حرفهای تازه استخدام شده در مشهد، ورزشکار و داور بینالمللی راگبی بود که شامگاه ۱۸ دی در حال کمک به معترضان مجروح کشته شد.
فیلمی از او که مجروحی را بر دوش داشت، در شبکههای اجتماعی پر بازدید شده بود.
سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه، تایید کرد آمریکا در خصوص پرونده هستهای به جمهوری اسلامی «اولتیماتوم» داده است. وزیر خارجه فرانسه هم گفت مذاکرات واشینگتن و تهران باید در گام نخست بر خاتمه سرکوبها در ایران متمرکز باشد.
به گزارش خبرگزاری دولتی تاس روسیه، ریابکوف سهشنبه ۱۴ بهمن گفت آنچه از سوی ایالات متحده در خصوص پرونده هستهای جمهوری اسلامی مطرح شده، «معادل اولتیماتوم به تهران است».
او توضیحات بیشتری در خصوص جزییات پیشنهاد واشینگتن ارائه نداد.
ریابکوف با اشاره به سیاست خارجی دولت آمریکا افزود: «واژه مصالحه عملا از دایره واژگان واشینگتن حذف شده است.»
۱۰ بهمن، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، تعیین ضربالاجل برای حکومت ایران را تایید کرد و گفت: «تنها خودشان دقیقا میدانند آن ضربالاجل چیست.»
پایگاه خبری اکسیوس پیشتر گزارش داد استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا و عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، قرار است جمعه ۱۷ بهمن در استانبول دیدار کنند.
واشینگتنپست ۱۴ بهمن به نقل از دو مقام منطقهای نوشت ترکیه و کشورهای عربی میکوشند مذاکرات استانبول به پرونده هستهای محدود بماند تا نظر مثبت تهران جلب شود.
در سوی دیگر، روزنامه اسرائیلی معاریو ۱۴ بهمن تحویل اورانیوم غنیشده، لغو کامل برنامه هستهای، توقف برنامه موشکهای بالستیک، و قطع تامین مالی و تسلیحاتی نیروهای نیابتی را بهعنوان شروط واشینگتن در مذاکرات با تهران مطرح کرد.
معاریو افزود اگر تهران در برابر خواستههای واشینگتن «بهطور کامل تسلیم نشود»، آمریکا دست به اقدام نظامی خواهد زد.
فرانسه: پایان سرکوب در ایران باید اولویت مذاکرات واشینگتن و تهران باشد
ژاننوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، ۱۴ بهمن در مصاحبهای تلویزیونی اعلام کرد مذاکرات میان واشینگتن و تهران باید در گام نخست بر پایان دادن به سرکوب معترضان در ایران متمرکز باشد و سپس به سایر پروندهها از جمله هستهای و موشکی پرداخته شود.
او مذاکره میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده را تحولی مثبت دانست و در عین حال گفت: «نخستین تصمیمی که باید گرفته شود، پایان دادن به این سرکوب خونین، آزادی زندانیان، برقراری دوباره ارتباطات و بازگرداندن آزادی به مردم ایران است.»
بارو ادامه داد: «پس از آن، رژیم باید به امتیازهای اساسی تن دهد و رویکرد خود را بهطور بنیادین در قبال مردمش، کشورهای منطقه و همچنین در قبال ما تغییر دهد.»
وزیر خارجه فرانسه در پاسخ به پرسشی درباره احتمال استفاده ترامپ از مذاکرات برای تغییر شرایط در داخل ایران گفت: «صمیمانه امیدوارم چنین چیزی رخ دهد، زیرا مردم ایران از حق آزادی و احترام برخوردارند و حق دارند سرنوشت خود را خودشان تعیین کنند.»
۱۳ بهمن، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، با انتقاد از مواضع اخیر مقامهای فرانسوی، این کشور را به «خرابکاری در هر روند دیپلماتیک» متهم کرد و افزود پاریس باید از «مداخله» در امور ایران دست بردارد.
در روزهای اخیر، قتل عام معترضان در ایران به دست عوامل سرکوب جمهوری اسلامی واکنشهای فراوانی را در نقاط مختلف جهان به دنبال داشته است.
دولت استرالیا ۱۴ بهمن با انتقاد از «استفاده هولناک حکومت ایران از خشونت علیه مردم خود»، ۲۰ فرد، از جمله وزیر اطلاعات و فرمانده نیروی انتظامی و ۳ نهاد را تحریم کرد.
دولت بریتانیا نیز ۱۳ بهمن فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی و ۱۰ ایرانی را بهدلیل دست داشتن در نقض جدی حقوق بشر، سرکوب اعتراضات و اعمال خشونت علیه معترضان، در فهرست تحریمهای جدید قرار داد.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور خامنهای کشته شدهاند.
روزنامه معاریو گزارش داد هرچند ایالات متحده و جمهوری اسلامی قرار است طی روزهای آینده در استانبول مذاکره کنند، اما اگر تهران در برابر خواستههای واشینگتن «بهطور کامل تسلیم نشود»، آمریکا دست به اقدام نظامی خواهد زد.
این روزنامه اسرائیلی سهشنبه ۱۴ بهمن نوشت دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، «با چماقی بزرگ وارد صحنه شده» و آمریکاییها با توان نظامی چشمگیری پیرامون ایران آرایش گرفتهاند: اسکادرانهای هوایی، بمبافکنها، ناوهای هواپیمابر، ناوشکنها، زیردریاییها، سامانههای پدافندی و تجهیزات دیگر.
معاریو تحویل اورانیوم غنیشده، لغو کامل برنامه هستهای، توقف برنامه موشکهای بالستیک، و قطع تامین مالی و تسلیحاتی نیروهای نیابتی در یمن، عراق، سوریه، لبنان و غزه را بهعنوان شروط واشینگتن در مذاکرات با تهران مطرح کرد و افزود پرسش اصلی این است که آیا جمهوری اسلامی حاضر خواهد شد از اصول خود عقبنشینی کند و تسلیم کامل را بپذیرد یا نه.
این روزنامه پذیرش این شروط از سوی حکومت ایران را بعید ارزیابی کرد و هشدار داد جمهوری اسلامی حتی در شرایط کنونی نیز مبالغ چشمگیری را برای تامین تسلیحات به حزبالله لبنان منتقل میکند.
پایگاه خبری اکسیوس پیشتر گزارش داد استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا و عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، قرار است جمعه ۱۷ بهمن در استانبول دیدار کنند.
۱۳ بهمن، پایگاه خبری واینت با اشاره به هماهنگیها برای مذاکرات استانبول نوشت طبق ارزیابی اسرائیل، ترامپ در حال ایجاد «مشروعیت سیاسی» جهت اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی است.
بر اساس این گزارش، اگر مذاکرات با تهران به نتیجه نرسد، ترامپ مسئولیت وضعیت موجود را متوجه مقامهای جمهوری اسلامی خواهد کرد.
واینت افزود آمریکا تاکنون دهها میلیارد دلار برای اعزام ناوگان عظیم دریایی خود به منطقه هزینه کرده است.
معاریو: آمریکا در نهایت به جمهوری اسلامی حمله خواهد کرد
معاریو در ادامه گزارش خود نوشت در اسرائیل این ارزیابی وجود دارد که ایالات متحده در نهایت وارد درگیری مستقیم با جمهوری اسلامی خواهد شد.
همچنین برآورد میشود آمریکا در صورت وقوع چنین رویارویی، به اسرائیل اجازه خواهد داد در حریم هوایی ایران دست به اقدام بزند.
به گزارش معاریو، در هفتههای گذشته، اسرائیل حجم زیادی از دادههای اطلاعاتی، بهویژه در خصوص موشکهای بالستیک حکومت ایران، را در اختیار طرف آمریکایی قرار داده است.
این روزنامه افزود برگزاری دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا در ترکیه هیچ تغییری در سطح آمادگی و هوشیاری ارتش اسرائیل در حوزههای آفندی و پدافندی ایجاد نکرده است.
نیروی دریایی اسرائیل ۱۳ بهمن همراه با ناوشکن آمریکایی مستقر در ایلات یک رزمایش دریایی را به انجام رساند.
همزمان، ارتش اسرائیل مجموعهای از حملات هدفمند را علیه مواضع حزبالله در لبنان اجرا میکند و برای مقابله با تهدیدات آماده است.
شورای سردبیری روزنامه والاستریت ژورنال ۱۳ بهمن در سرمقالهای، با اشاره به مذاکرات آتی تهران و واشینگتن و همچنین کشتار بیسابقه مردم در جریان انقلاب ملی ایرانیان نوشت زمان معامله با جمهوری اسلامی گذشته است.
خبرگزاری رویترز ۱۳ بهمن گزارش داد مقامهای جمهوری اسلامی بیم آن دارند که با حمله احتمالی آمریکا، اعتراضها در ایران دوباره شعلهور و بقای حکومت تهدید شود.
رسانههای ایران گزارش دادند درپی شکایت دو نامزد انتخابات فدراسیون دوومیدانی به دیوان عدالت اداری، این مجمع انتخاباتی که در تاریخ ۱۱ تیر ۱۴۰۳ برگزار و به انتخاب احسان حدادی بهعنوان رییس منجر شد، ابطال شد.
عباسعلی مدیح (کاندیدای ریاست) و اورنگ مستقیم (کاندیدای هیات رئیسه) از جمله افرادی بودند که پس از برگزاری مجمع به دیوان عدالت اداری شکایت کردند.
طهماسبی، وکیل دو شاکی، درباره این پرونده به تسنیم گفت: «پرونده در محاکم حقوقی مطرح و سپس به دیوان عدالت اداری ارجاع شد. نهایتاً در شعبه ۳۶ دیوان عدالت رأی بدوی مبنی بر ابطال انتخابات به من ابلاغ شد. این رأی بدوی است و قابلیت اعتراض در محاکم تجدید نظر دیوان به مدت ۲۰ روز را دارد.»
وکیل این پرونده در ادامه گفت: «چهار، پنج مورد در این پرونده اشاره شده که یکی از آنها بحث تعویق زمان انتخابات و دیگری عدم پنج سال مدیریت احسان حدادی بود. ضمن اینکه او پرونده کیفری هم داشت و اینها مواردی بودند که به آنها اشاره کردیم.»
احسان حدادی، رییس فدراسیون دوومیدانی از سالها پیش حکم اجرا نشده به دلیل تجاوز به یک زن دارد. او اما پس از دیدار با علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، رییس فدراسیون شد.
واشینگتنپست به نقل از منابع آگاه گزارش داد در مذاکرات آتی عباس عراقچی و استیو ویتکاف در استانبول، وزیران امور خارجه شش کشور منطقه و جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، نیز حضور خواهند داشت.
این روزنامه سهشنبه ۱۴ بهمن نوشت چشمانداز حضور وزیران خارجه منطقه میتواند زمینه را برای آغاز گفتوگوهای مستقیم میان نمایندگان آمریکا و ایران فراهم کند.
یک مقام منطقهای در همین رابطه به واشینگتنپست گفت وزیران خارجه ترکیه، قطر، مصر، عربستان سعودی، عمان و پاکستان به همراه کوشنر در مذاکرات استانبول شرکت خواهند کرد.
کوشنر پیشتر نیز در مذاکرات مربوط به جنگ اوکراین و مناقشه غزه، ویتکاف را همراهی کرده بود.
پایگاه خبری اکسیوس پیشتر گزارش داد ویتکاف و عراقچی قرار است جمعه ۱۷ بهمن در استانبول دیدار کنند.
با این حال، یک مقام آمریکایی در مصاحبه با واشینگتنپست گفت «کارهای زیادی» پیش از قطعی شدن نشست استانبول باقی مانده است.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، ۱۴ بهمن با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، از موافقت خود با مذاکره «عادلانه و منصفانه» با ایالات متحده خبر داد.
پزشکیان گفت: «با توجه به درخواست دولتهای دوست در منطقه برای پاسخ به پیشنهاد رییسجمهور آمریکا جهت مذاکره، به وزیر خارجه دستور دادم در صورت وجود فضای مناسب و عاری از تهدید و به دور از توقعات بیمنطق، زمینه مذاکره عادلانه و منصفانه بر اساس اصل عزت، حکمت و مصلحت را در چارچوب منافع ملی فراهم سازد.»
تلاش میانجیگران برای محدود شدن مذاکرات استانبول به پرونده هستهای
واشینگتنپست در ادامه به نقل از دو مقام منطقهای نوشت ترکیه و کشورهای عربی میکوشند مذاکرات استانبول به پرونده هستهای جمهوری اسلامی محدود بماند تا نظر مثبت تهران جلب شود.
یکی از آنها گفت: «اگر این گفتوگوها انجام شود، تمرکز آنها بر برنامه هستهای ایران باقی میماند. سپس تلاش میکنیم راههای خلاقانهای برای رسیدگی به خواستههای غیرهستهای واشینگتن پیدا کنیم.»
۱۳ بهمن، خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی گزارش داد تهران آماده است در مذاکرات با واشینگتن، بر سر موضوع مناقشهبرانگیز غنیسازی اورانیوم «انعطاف» نشان دهد، از جمله از طریق «تحویل ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا و پذیرش غنیسازی صفر در قالب یک سازوکار کنسرسیومی».
با این حال، شماری از مقامهای جمهوری اسلامی، از جمله علی باقری، معاون سیاست خارجی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، تاکید کردند جمهوری اسلامی برنامهای برای انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده خود به خارج از کشور ندارد.
رویترز پیشتر گزارش داده بود دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با تکرار شروط سهگانه خود برای مذاکره با تهران تاکید کرده جمهوری اسلامی باید غنیسازی اورانیوم را بهطور کامل کنار بگذارد، به حمایت از نیروهای نیابتی خود پایان دهد و محدود شدن برنامه موشکیاش را بپذیرد.
ترامپ ۱۳ بهمن با اشاره به گفتوگوهای تهران و واشینگتن گفت: «دوست دارم توافقی از راه مذاکره به دست بیاید. نمیدانم آیا این اتفاق خواهد افتاد یا نه... در حال حاضر داریم با آنها صحبت میکنیم. اگر بتوانیم به راهحلی برسیم، عالی میشود. و اگر نتوانیم، احتمالا اتفاقات بدی رخ خواهد داد.»
پیش از جنگ ۱۲ روزه، پنج دور مذاکرات هستهای غیرمستقیم میان تهران و واشینگتن برگزار شد، اما با تاکید مقامهای جمهوری اسلامی بر ادامه غنیسازی در خاک ایران، گفتوگوها به بنبست رسید.
ماهان مردانی، ورزشکار ۲۳ ساله، پیش از قدم گذاشتن به خیابان نوشت: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.» او رفت، گلوله خورد و کشته شد، اما آخرین واژههایش دریچهای گشود به بازخوانی روندی که در آن جمهوری اسلامی ورزش را به ابزاری برای سرکوب و مدیریت ترس بدل کرد.
بر اساس تجمیع اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، تا لحظه تنظیم این گزارش هویت ۸۲ ورزشکار کشتهشده شناسایی شده است؛ ۲۸ نفر از آنها ورزشکار آماتور بودند، ۴۷ نفرشان ورزشکارانی در تیمهای استانی و کشوری و هفت نفرشان قهرمان ملی.
۵۶ درصد از ورزشکاران کشتهشدهای که هویتشان شناسایی شده، در ورزشهای رزمی و قدرتی مانند پرورش اندام، کشتی، کیکبوکسینگ، بوکس، تکواندو، کاراته و پاورلیفتینگ فعال بودند.
۵۸ درصد از آنها هم از قهرمانان استانی و کشوری بودند و در سطح محلی افرادی صاحب نفوذ و شناختهشده به شمار میآمدند.
این اعداد تصادفی نیستند؛ حامل پیام و حاصل یک برنامهریزی بلندمدتاند.
اعداد به ما چه میگویند؟
پیش از رفتن به سراغ اعداد، لازم است تصویر یک ورزشکار را در ذهن تجسم کنیم؛ بدنی ورزیده و عضلانی، نگاهی مصمم و حالتی جسمانی که قدرت، مقاومت، نظم، امید به بهبود، استمرار و امکان زیستنِ مستقل را تداعی میکند.
بدن ورزشکار فقط یک پیکره فیزیکی نیست. نمادی است زنده از معنا یافتنِ تلاش، امکان، رویا و میل به عبور از محدودیتها. بدنی که گواهی میدهد انسان قادر به «از نو ساختن» است.
حالا اعداد معنا پیدا میکنند: ۵۲ درصد، یعنی بیش از نیمی از ورزشکاران شناساییشده که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، در رشتههای رزمی و قدرتی فعال بودند.
تصاویری که همراه با خبر کشته شدن این گروه از ورزشکاران کشتهشده منتشر میشود، حامل تناقضی صریح و کوبنده است: حکومت سرکوبگر این اندامهای ورزیده قدرتمند را، این نمادهای تلاش و امکان و رویا را و این میل بیپایان به عبور از محدودیتها را، در چشم بر هم زدنی با شلیک چند گلوله به «جسد» تبدیل کرده است.
نانسی شپر-هیوز، انسانشناس آمریکایی که بخش عمدهای از کارهایش بر انسانشناسیِ بدن، خشونت، نسلکُشی و جوخههای مرگ متمرکز است، عقیده دارد که خشونت، بهویژه از سوی نظامهای اقتدارگرا، صرفا سرکوب نیست؛ آموزش است.
در این چارچوب، قتل ورزشکار حاوی یک پیام تربیتی برای جامعه است: بدن قوی، محبوب و مشهور، قابل حذف است، چه رسد به بدنهای نحیف و ناتوانشده از فقرِ شهروندان گمنام.
افزون بر این، شپر-هیوز، کشتار گسترده سیاسی را نوعی «ترور نمادین» میداند. جمهوری اسلامی با کشتن دهها ورزشکار که نماد امید، سلامت، امکان پیشرفت و زیستنِ مستقلاند، پیامی نمادین به جامعه ارسال میکند: هیچ افقی امن نیست و هر تلاش و هر شکلی از قدرت در برابر حاکمیت «هیچ» است.
خشونت پیش از شلیک گلوله آغاز شده بود
علیرضا نجاتی، ملیپوش پیشین کشتی فرنگی و دارنده مدال برنز جهانی، ۱۶ دی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «ما آمدهایم بجنگیم، نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت … جنگیدن در مقابل ظلم، حقکشی، زورگویی و ...»
پیام بعدی او درست یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی این بود: «آخر هفتهای زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.» او دو روز بعد بازداشت شد.
پس از آن، ایرانوایر، به نقل از یک منبع آگاه در تهران، گزارش داد علیرضا دبیر، رییس دستنشانده فدراسیون کشتی، پس از بازداشت نجاتی به کشتیگیران ملیپوش ایران پیام داده که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن و سیاسی شدن شماست».
دبیر ۲۶ تیر ۱۳۹۸ با وجود پروندههای فساد مالی گسترده در دوران نمایندگیاش در شورای شهر تهران، با حمایت مدیران نظامی و امنیتی ورزش و در انتخاباتی که سلامت آن مورد تردید بود، به ریاست فدراسیون کشتی رسید.
او ۲۱ بهمن ۱۴۰۳، در گفتوگو با روزنامه شرق تایید کرد محدودیتهایی برای کشتیگیران در «اظهارنظرهای شخصی و عمومی» ایجاد کرده است: «گفتم بچههای تیم ملی حق ندارند در مسائل سیاسی اظهارنظر کنند چون سیاسی نیستند، بلد نیستند، من سیاست را میفهمم. من قضیهام فرق دارد ولی بچهها را گفتم در موضوعات سیاسی حق ندارید اظهارنظر کنید.»
پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان سوم دی، حدود ۱۰ روز پیش از نخستین جرقههای انقلاب ملی ایرانیان، از دیدار دبیر با فرمانده مرکز مقاومت بسیج این وزارتخانه و مهدی میرجلیلی، رییس سازمان بسیج ورزشکاران خبر داد و به نقل از دبیر نوشت: «فدراسیون کشتی برای همکاری هرچه بیشتر با مرکز مقاومت بسیج وزارت ورزش آمادگی دارد.»
ورزش در تسخیر نظامیان
فدراسیون کشتی تنها فدراسیون تحت نفوذ نیروهای سیاسی-امنیتی نیست. مهدی تاج، از چهرههای شناختهشده نظامی، امنیتی و اقتصادی در ورزش ایران، ریاست فدراسیون فوتبال، محبوبترین رشته ورزشی در ایران را بر عهده دارد.
آذر ۱۴۰۱ گروه هکری بلکریوارد اسنادی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال را در اختیار رسانهها از جمله ایراناینترنشنال قرار داد که نشان میداد مهدی تاج گزینه مد نظر سپاه پاسداران در این انتخابات بود، زیرا ضمانت داده بود هیچگاه در برابر نظام، علی خامنهای و منویات او قرار نخواهد گرفت.
فدراسیون تیراندازی از بهمن ۱۴۰۰ تحت ریاست سرتیپ مرتضی قربانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران فعالیت میکند.
غفور کارگری، از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده، از آذر ۱۴۰۱ هدایت کمیته ملی پارالمپیک را بر عهده گرفته است.
دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازیهای پاراآسیایی هانگژو
کمیته ملی المپیک نیز در اختیار محمود خسرویوفا، چهره امنیتی و محافظ شخصی پیشین خامنهای است.
احسان حدادی که با وجود محکومیت در یک پرونده تجاوز جنسی، تیر ۱۴۰۳ در جریان انتخاباتی جنجالی به ریاست فدراسیون دو و میدانی انتخاب شد، به بیت خامنهای نزدیک است، به دیدار او میرود و به دوستی با آقازادهها و همراهیشان در راهپیمایی اربعین افتخار میکند.
هادی ساعی که ۱۵ دی ۱۴۰۰ به عنوان رییس فدراسیون تکواندو انتخاب شد، نیز مانند دبیر تعاملی نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد.
دیدار او با جانشین فرمانده سپاه بیتالمقدس کردستان و فرمانده سپاه «امام صادق» بوشهر رسانهای شد.
یک هفته پس از حمله لفظی دبیر به علی دایی، معاون هماهنگکننده سازمان بسیج مستضعفین در اظهار نظری، ساعی و دبیر را «افرادی که پای حقیقت ایستادهاند» توصیف کرد و گفت باید از چنین کسانی تجلیل کرد.
از قرارگاه تا فدراسیون؛ پروژه ۳۰ ساله امنیتیسازی ورزش
این انتصابها و انتخابها نهتنها تصادفی نیستند، بلکه بخشی حیاتی و نظاممند از یک الگوی حکمرانی امنیتیاند که از اواخر دهه ۱۳۷۰ بهتدریج در ورزش ایران نهادینه شد.
از آن زمان، همزمان با تثبیت ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ و آغاز نگرانیِ حاکمیت از گسترش نهادهای مستقل مدنی، ورزش ایران بهتدریج وارد فرآیند «امنیتیسازی» شد.
فدراسیونها و باشگاهها دیگر صرفا نهادهای مستقل ورزشی نبودند، بلکه به حوزههایی برای مدیریت اجتماعی، کنترل افکار عمومی و مهار چهرههای اثرگذار تبدیل شدند.
حضور تدریجی فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در راس فدراسیونها و باشگاههای پرطرفداری چون استقلال و پرسپولیس، دخالت نهادهای اطلاعاتی در انتخابات ورزشی و شکلگیری شبکههای غیررسمی نظارت بر ورزشکاران، نشاندهنده انتقال منطق «امنیت داخلی» به حوزه ورزش بود.
تشکیل «میز ورزش» در اطلاعات سپاه هم بر تمایل این نهاد نظامی به کنترل تمام و کمال ورزشکاران صحه میگذارد.
میثم مهری، که به نظر میرسد نامی مستعار باشد، مسئول این میز است و گزارشهایی از روابط نزدیک او با تاج، خسرویوفا و محمدرضا داورزنی، از مدیران ورزشی جمهوری اسلامی، حکایت دارد.
مطالعهای با عنوان «تجارت جدی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و صنعت ورزش» که سال ۲۰۲۴ در دانشگاه یِیل انجام شد، سیطره سپاه پاسداران بر ورزش ایران را اینطور توصیف میکند: «سپاه از طریق در اختیار گرفتن بسیاری از باشگاهها و فدراسیونهای مهم، نهتنها سودهای اقتصادی عظیمی بهدست میآورد - که میتواند در فعالیتهای اقتصادی، اطلاعاتی یا نظامی دیگر سرمایهگذاری شود ـ بلکه ساختار ورزش ایران را نیز مطابق با اولویتهای نهادی خود شکل میدهد: محافظهکاری اسلامی، سرکوب زنان و کنترل بیچونوچرای شهروندان.»
در بخش دیگری از این پژوهش به استفاده سپاه پاسداران از نهادهای ورزشی، بهویژه ورزشهای رزمی، برای «جذب جوانان به نیروهای زمینی خود» اشاره شده است: «بهطور مشخص، فدراسیونهای هنرهای رزمی که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت میکنند، از جمله جودو و کیکجیتسو، به مراکز جذب نیرو برای یگانهای ویژه سپاه تبدیل شدهاند؛ یگانهایی که ماموریت اصلی آنها سرکوب اعتراضات مردمی با خشونتی قلدرمابانه و سازمانیافته است.»
اعمال کنترل و خشونت در دستورالعملهای ابلاغی
خرداد ۱۴۰۲، چند ماه پس از خیزش مشهور به «زن، زندگی، آزادی»، نسخهای تازه از دستورالعمل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال از سوی فدراسیون و با موافقت باشگاهها ابلاغ شد که در آن یک بند تازه وجود داشت.
در بند ۱۵ این دستورالعمل ذکر شده که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور» و «سوءرفتارهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و توهین به مقامات ذیصلاح در فضای مجازی و مصاحبه» در کمیته انضباطی باشگاه و «مراجع صلاحیتدار» قابل رسیدگی است.
این بند از دستورالعمل که هماکنون نیز مورد استفاده است، از باشگاهها میخواهد در قرارداد بازیکنان قید کنند که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور و کدهای اخلاقی و انضباطی پیوست از جمله سوءرفتارهای اجتماعی، تبعیض نژادی، قومی، مذهبی و سیاسی و توهین به مقامات ذیصلاح اعم از در فضای مجازی، مصاحبه، تبلیغ در داخل و خارج از زمین مسابقه، ممنوع بوده و تخلف قابل رسیدگی در کمیته انضباطی باشگاه و مراجع صلاحیتدار است.»
به این ترتیب، دست نهاد قضایی باز است که بر اساس گزارشهایی که از فدراسیون دستنشانده حاکمیت دریافت میکند، هر واکنش یا اظهار نظر خلاف منافع حاکمیت را با برچسب «سوءرفتار» یا «توهین به مقامات ذیصلاح» به «مراجع صلاحیتدار» بسپرد.
منظور از مراجع صلاحیتدار در این بند، نهادهایی جز کمیته انضباطی باشگاه و فدراسیون است و میتوان به شکلهای مختلف آن را تفسیر کرد؛ از قوه قضاییه تا وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه.
دستکاری ساحت ورزش و تعبیه کردن ساختاری خشونت
این تلاش سازمانیافته برای تبدیل ورزش از سرمایه ملی به ابزار سرکوب و قتل هدفمند ورزشکاران به کمک «تئوری میدان» پییر بوردیو، جامعهشناس فرانسوی، بهتر درک میشود.
بوردیو جامعه را متشکل از «میدان»هایی نسبتا مستقل میداند که هر کدام قواعد، سلسلهمراتب و سرمایه خاص خود را دارند.
بر این اساس، سرمایه در میدان ورزش، بدن ورزیده، افتخارات ورزشی، شهرت و محبوبیت است، شایستگیهای جسمی و فنی قواعد بازی را تعیین میکنند، و مشروعیت بر موفقیتهای ورزشی و محبوبیت اجتماعی استوار است.
در این میدان، ورزشکار میتواند بدون وابستگی به قدرت «کسی» شود.
با ورود نهادهای امنیتی به مدیریت ورزشی، ورزش بهتدریج از میدانی نسبتا مستقل به زیرمجموعهای وابسته به میدانِ سیاستِ اقتدارگرا تبدیل شد و قواعد بازی بهدست مدیران امنیتی-نظامی یا مدیران دستنشانده، به نفع قدرت مسلط تغییر میکند.
وقتی نیروهای سپاهی ریاست فدراسیونها، کمیتههای ورزشی و باشگاهها را به دست میگیرند و انتخابات فدراسیونها را مهندسی میکنند، در واقع میگویند که سرمایه مشروع در میدان تازهای که ساختهایم، دیگر بدن ورزیده، تعداد مدالها و محبوبیت اجتماعی نیست؛ «وفاداری به من و سکوت در برابر من» است.
در چنین میدانی، بدن ورزیده و محبوبیت اجتماعی ورزشکار مستقل، تهدیدی تحملناپذیر علیه میدان سیاست اقتدارگرا تلقی میشود؛ پس باید بیاعتبار و شکسته و در شدیدترین حالت حذف شود.
در چنین ساختاری، ورزشکار دیگر یک کنشگر آزاد نیست، بلکه یا باید سرمایه نمادین خود را در خدمت قدرت بگذارد، یا هزینه استقلالش را با حذف، زندان و مرگ بپردازد.
مدیریت ترس، کنترل مرگ
سرکوبگران پس از کشتنِ ماهان مردانی به ضرب دو گلوله جنگی، اجازه ندادند پیکر او در گورستان شهر قدس، شهر محل زندگیاش در حاشیه جنوب غربی تهران، دفن شود.
بدن ورزیده اما بیجانشده ماهان بهشرطی به خانوادهاش تحویل داده شد، که او را در گورستان یکی از روستاهای حاشیه تهران به خاک بسپارند؛ بدون حق سوگواری و بدون حضور جمعیت.
این خشونت عریان که تا لحظه دفن بدنِ سیاسیشده ورزشکار ادامه یافت، شاهدی دیگر بر این واقعیت است که قتل ورزشکاران، بهویژه آنها که در سطح محلی شناختهشدهترند، محبوبیت و نفوذ بیشتری دارند و اندامشان تجسم صریحتری از «قدرت» است، تصادفی نیست.
این بخشی از معماری قدرت و سرکوب است؛ تصمیمی سیاسی در پی سالها تدارک و برنامهریزی امنیتی گامبهگام و حسابشده برای هشدار به جامعه.