کنارهگیری سه ملیپوش زن و مرد در اعتراض به سرکوب خونین انقلاب ملی ایران
سه ورزشکار تیمهای ملی فوتبال زنان و بسکتبال ایران با انتشار پیامهایی در شبکههای اجتماعی، در واکنش به سرکوب خونین انقلاب ملی ایرانیان از ادامه حضور در تیمهای ملی کنارهگیری کردند.
بر اساس پستهای منتشرشده در اینستاگرام، زهرا علیزاده و کوثر کمالی شنبه ۱۱ بهمن پایان همکاری خود با تیم ملی فوتبال زنان ایران را در حمایت از انقلاب مردم ایران اعلام کردند. ساعاتی بعد، بهنام یخچالی، ملیپوش تیم بسکتبال ایران، نیز از کنارهگیری خود از تیم ملی خبر داد.
این موضعگیریها در شرایطی انجام میشود که فضای عمومی کشور تحت تاثیر برخوردهای امنیتی و قصایی شدید با معترضان قرار دارد.
کنارهگیری زهرا علیزاده
زهرا علیزاده، بازیکن ۲۵ ساله تیم فوتبال زنان گلگهر سیرجان، در پیامی اینستاگرامی نوشت که در شرایطی که «قلب ایران در درد و رنج میسوزد» دیگر نمیتواند مانند گذشته در زمین فوتبال حضور داشته باشد. او تیم ملی را «نماد افتخار و ایستادگی» توصیف کرد، اما افزود اولویت اصلیاش مردم ایران و همدلی با آنان است.
این بازیکن با اشاره به تجربه کوتاه خود در تیم ملی تاکید کرد لحظههای حضور در این تیم را فراموش نخواهد کرد و هر گل و پیروزی برایش به معنای تپیدن قلب برای ایران بوده است. علیزاده در عین حال تصمیم خود را «خداحافظی از سر عشق به مردم» دانست و اعلام کرد تا زمانی که رنج شهروندان ادامه دارد، در میادین ملی حضور نخواهد داشت.
پیام کوثر کمالی
کوثر کمالی، بازیکن تیم فوتبال سنگینماشین ایستا، نیز در پیامی مشابه اعلام کرد سالها با عشق برای تیم ملی ایران بازی کرده و این پیراهن بخشی از هویت او بوده است. او نوشت زمانی که «دل زخمی و روح خسته است»، فوتبال دیگر نمیتواند پناهگاه باشد.
کمالی تاکید کرد تصمیمش نه از سر خشم، بلکه از «آگاهی و احترام به وجدان» گرفته شده و افزود نمیتواند وانمود کند شرایط عادی است. او خداحافظی خود را نه از فوتبال، بلکه از تیم ملی دانست و ابراز امیدواری کرد روزی بتواند «با دل آرام برای مردم» بازی کند.
کنارهگیری بهنام یخچالی
بهنام یخچالی، ملیپوش تیم بسکتبال ایران، در پستی اینستاگرامی نوشت پوشیدن پیراهن تیم ملی همواره بزرگترین افتخار او بوده است، اما در شرایطی که «حال دل مردم خوب نیست»، نمیتواند بیتفاوت بماند. او اعلام کرد تا زمانی که وضعیت مردم بهتر شود و «دلها آرام بگیرند»، در تیم ملی حضور نخواهد داشت. یخچالی تاکید کرد این تصمیم نه از سر بیعلاقگی، بلکه «انتخابی از جنس همدلی و احترام» است و ابراز امیدواری کرد روزی دوباره با آرامش برای ایران بازی کند.
در ماههای اخیر شماری از ورزشکاران شناختهشده مانند کیمیا علیزاده، سعید ملایی، فرزانه فصیحی، پرویز برومند و میترا حجازیپور با انتشار پیامهایی از اعتراضهای مردمی حمایت کرده بودند.
با این حال، کنارهگیری دو فوتبالیست زن و ملیپوش بسکتبال در داخل کشور زیر فشارهای امنیتی جمهوری اسلامی اهمیت ویژهای دارد. بهباور ناظران، این تحولات نشان میدهد کنارهگیری از تیمهای ملی میتواند به عنوان یکی از اشکال اعتراض مدنی و اعلام همبستگی با معترضان از سوی بخشی از جامعه ورزش تلقی شود.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.