روبرتا متسولا، رییس پارلمان اروپا، در حساب خود در شبکه ایکس نوشت: «اگر نه حالا، پس چه زمانی؟ وقت آن رسیده که اروپا قاطعانه اقدام کند.»
او گفت: «وقت تحریمهای سختگیرانهتر علیه کسانی است که با خشونت، کشتار و سرکوب، حکومت ایران را سر پا نگه میدارند. وقت آن است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سرانجام بهعنوان یک سازمان تروریستی شناخته شود. وقت آزادی در ایران است.»

در هجدهمین روز از انقلاب ملی ایرانیان، منابع حقوق بشری گزارشهای جدیدی در مورد برخورد سرکوگرانه جمهوری اسلامی با معترضان در شهرهای مختلف منتشر کردهاند. سازمان حقوق بشر ایران نوشت که نیروهای امنیتی در خیابانهای کرج به زخمیهایی که حتی زخمشان جدی نبود، تیر خلاص میزدند.
سازمان حقوق بشر ایران چهارشنبه ۲۴ دی در مورد ابعاد سرکوب اعتراضات در شهرهای مختلف ایران نوشت شهر کرج در اعتراضات جاری در ایران شاهد «یکی از خونینترین سرکوبهای حکومتی» بود و به نقل از «چند شاهد عینی» افزود که نیروهای حکومتی در این شهر از «اسلحه سنگین دوشکا» علیه معترضان استفاده کردهاند.
یک شاهد عینی به این سازمان گفت: «تظاهرات کرج در دو روز ۱۸ و ۱۹دی بسیار گسترده بود؛ همهجا جمعیت بود؛ تمام خیابانها پر از جمعیت بود. مردم را قتل عام کردند. آنچنان وحشی که به هیچکسی رحم نمیکردند و عربی هم صحبت میکردند.»
او اضافه کرد: «این افراد جلو چشم ما به زخمیهایی که حتی زخمشان جدی نبود، تیر خلاص میزدند. آنها حتی با جنازهها سلفی میگرفتند.»
ایراناینترنشنال سهشنبه ۲۳ دی در بخش «روایت شما» به نقل از یک راننده تاکسی نوشته بود که شاهد کشتار مردم و به ویژه جوانان در فلکه اول گوهردشت بوده است. او گفت: «دیدم که نیروهایی با لباس خاکی رنگ که مخصوص سپاه قدس است با زبان عربی با همدیگر صحبت میکردند و معترضان به زمین ریخته را با قساوت در کامیونها ریخته و بردند. حتی زخمیها از کشته شدهها تفکیک نمیشدند و همه را روی هم میریختند. کسی که زخمی شده با این شرایط میمیرد.»
این راننده اهل کرج از شاهدان دیگری نقل کرد که ماموران با حمله به مراکز درمانی، ضمن ربودن معترضان زخمی، کسانی را که نمیتوانستند ببرند، کشتهاند.
او به نقل از یکی از این شاهدان گفت: «با تفنگ صداخفهکن به زخمیها تیر خلاص میزدند.»
یکی از معترضان در شهر رشت هم که در روزهای گذشته از کانونهای اصلی تجمعات ضدحکومتی بوده است، در گفتوگو با سازمان حقوق بشر ایران از سرکوب گسترده و قتلعام معترضان در این شهر خبر داد.
او درباره اعتراضات روزهای ۱۸ و ۱۹ دی گفت: «در پی تعقیبوگریز نیروهای سرکوب، گروهی از جوانان معترض در محدوده بازار محاصره شدند. از یکسو آتشسوزی راه فرار را بسته بود و از سوی دیگر، نیروهای سرکوب آنها را در محاصره داشتند. این جوانان با بالا بردن دستان خود، علامت تسلیم نشان دادند؛ با این حال، همگی هدف رگبار گلوله قرار گرفتند و کشته شدند.»
تاکنون بر اساس بیانیه شورای سردبیری ایراناینترنشنال، شمار کشتهشدگان در انقلاب ملی ایرانیان دستکم ۱۲ هزار تن بوده است.
سازمان حقوق بشر ایران در بخش دیگری از گزارش خود به «جو سنگین حضور نیروهای نظامی و امنیتی و برقراری وضعیتی مشابه حکومت نظامی از هنگام غروب تا صبح روز بعد در برخی شهرهای ایران، بهويژه در مناطق کردنشین» اشاره کرد.
یک منبع مطلع در ایران به این سازمان گفت: «وضعیت شهرهای کردستان تا این لحظه تغییری نکرده است. کوچه به کوچه ماموران حضور دارند. تلفنها قطعاند. ایست-بازرسی داخل شهرها گذاشتهاند. مامورها فارسی بلد نیستند.کسی نمیداند از کجا آمدهاند. بازداشتهای خودسرانه وجود دارد. میریزند در خانهها و مردم را می برند.»
شبکه حقوق بشر کردستان هم سهشنبه به نقل از دو منبع از کادر درمانی و خانواده کشتهشدگان در کرمانشاه، از کشتهشدن دهها شهروند معترض در اعتراضات این شهر با تیراندازی نیروهای سپاه پاسداران خبر داد.
خانواده یکی از کشتهشدگان اعلام کرد زمانی که برای تحویل پیکر فرزندش مراجعه کرد، شاهد بود که نیروهای سپاه پاسداران با استفاده از اتوبوس خط واحد اقدام به انتقال کشتهشدگان کردهاند. همچنین تعدادی از مجروحین پس از انتقال به مراکز درمانی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاههای امنیتی منتقل شدهاند.
بر اساس این گزارش، سپاه پاسداران پس از کشتهشدن معترضان، خانوادههای آنان را برای تحویل پیکر عزیزانشان تحت فشار قرار داده است تا اعلام کنند آنان توسط معترضان کشته شدهاند و یا اینکه آنها را از اعضای نیروی بسیج معرفی کنند.
این گزارش همچنین حاکی از آن است که سپاه پاسداران در مواردی خانواده کشتهشدگان را تهدید کرده است که مرگ آنان را سقوط از ارتفاع اعلام کنند و برای تحویل پیکر تعدادی از این افراد درخواست پرداخت وجه نقدی شده اما تاکنون پرداخت این وجه تنها در یک مورد از سوی شبکه حقوق بشر کرستان تایید شده است.
سازمان حقوق بشری کردپا هم چهارشنبه ۲۴ دی نوشت اردشیر زارعی، کرد یارسان اهل دالاهو و ساکن ساوه، ۱۵ دی «در حالیکه از بیماری قلبی رنج میبرد و پس از مراجعه به پزشک و سپس داروخانه برای تهیه دارو، در کنار داروخانه و در خیابان، از پشت سر هدف شلیک گلوله جنگی و تیر خلاص قرار گرفت و در دم جان خود را از دست داد.»
بر اساس این گزارش، برای تحویل پیکر او تا یک میلیارد تومان پول درخواست شد و چون خانوادهاش توانایی پرداخت پول را نداشتند، بدون رضایت آنان به نام «شهید حکومتی» ثبت شده است.
در همین ارتباط، سازمان حقوق بشری ههنگاو چهارشنبه به نقل از «اطلاعات موثق» نوشت: «نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی ایران، خانوادههای جانباختگان را تحت فشار قرار دادهاند تا در ازای تحویل پیکر فرزندانشان، به انجام اعترافات اجباری تلویزیونی تن دهند؛ اعترافاتی که در آن، قتل فرزندانشان به معترضان نسبت داده میشود.»
این سازمان حقوق بشری اشاره کرد که برخی از این خانوادهها مبلغ تعیین شده یک میلیارد تومان را پرداخت کرده و تن به اعتراف اجباری ندادهاند.
شبکه خبری سیانان در گزارشی نوشت اگرچه بمبافکنهای بی-۲ آمریکایی نقش اصلی حملات تابستان گذشته را داشتند، اما با توجه به تنوع اهداف احتمالی، این بار گزینههای دیگر مناسبترند.
کارل شوستر، تحلیلگر مستقر در هاوایی و ناخدای بازنشسته نیروی دریایی آمریکا، گفت: «مراکز فرماندهی و پایگاههای منطقهای سپاه را میتوان با موشکهای کروز تامهاوک هدف گرفت.»
موشکهای تامهاوک با دقت بالا میتوانند از زیردریاییها و ناوهای سطحی نیروی دریایی آمریکا، در فاصلهای دور از سواحل ایران شلیک شوند و خطر تلفات آمریکایی را به حداقل برسانند.
گزینه دیگر، موشک کروز جیایاساسام است. این موشک با کلاهک نفوذگر حدود هزار پوندی و بردی تا حدود هزار کیلومتر میتواند از فاصله دور و از سوی جنگندههای اف-۳۵، اف-۱۶، اف-۱۵ و بمبافکنهای بی-۲، بی-وان و بی و همچنین جنگندههای اف/ای-۱۶ نیروی دریایی شلیک شود.
تحلیلگران میگویند پهپادها هم میتوانند به کار گرفته شوند.
پیتر لیتون، پژوهشگر مهمان در موسسه آسیایی گریفیث در استرالیا، گفت: «بعید است هواپیماهای سرنشیندار برای رهاسازی مهمات کوتاهبرد یا بمبهای سقوط آزاد استفاده شوند، چون این کار بیش از حد پرخطر ارزیابی میشود.»
پیتر لیتون، پژوهشگر مهمان در موسسه آسیایی گریفیث در استرالیا، به شبکه خبری سیانان گفت گزینههای متنوعی برای هدفگیری در اختیار واشینگتن قرار دارد.
به گفته او، نخستین گزینه میتواند رهبران ارشد ایران باشد؛ احتمالا بهصورت غیرمستقیم، چرا که ایران پس از حملات اسرائیل در سال گذشته که به کشته شدن فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان هستهای انجامید، آموخته است افراد مهم را پراکنده و پنهان کند.
کارل شوستر، تحلیلگر مستقر در هاوایی و ناخدای بازنشسته نیروی دریایی آمریکا، نیز با این ارزیابی موافق است.
شوستر، گفت: «رهبران ایران متوجه شدهاند باید چیزهایی را که برایشان مهم است پخش و پنهان کنند. ما نشان دادهایم که هرچه را پیدا کنیم، میتوانیم بزنیم.»
با این حال، به گفته لیتون، هدف قرار دادن خانهها و دفاتر رهبران حکومت همچنان میتواند پیام روشنی ارسال کند.
او گفت: «ارزش نظامی آن کم است، اما بیشتر جنبه نمایشی دارد؛ کاری نمادین برای نشان دادن حمایت از معترضان.»
در ادامه سرکوب انقلاب ملی ایرانیان، گزارشهای میدانی و پیامهای شهروندان از شرایط حکومت نظامی در ایران خبر میدهند. حکومت نظامی وضعیتی اضطراری است که در آن، دولت اداره امور غیرنظامی را به نیروهای نظامی واگذار میکند.
حدود ۴۵۰ فمینیستایرانی ۲۴ دی ماه ۱۴۰۴ در بیانیهای اعلام کردند که حکومت ایران با قطع اینترنت، تلفن همراه و مسیرهای ارتباطی، عملا امکان نظارت عمومی و اطلاعرسانی مستقل را از بین برده و همزمان دست به سرکوب خشونتبار اعتراضات زده است.
امضاکنندگان بیانیه تاکید کردهاند این وضعیت یک «اختلال فنی» نیست، بلکه بخشی از سازوکار سرکوب و پنهانسازی خشونت دولتی است.
به گفته این فمینیستها، اعتراضاتی که در دی ماه ۱۴۰۴ در واکنش به وضعیت وخیم اقتصادی و فراتر از آن، در اعتراض به «تمامیتخواهی نظام حاکم» شکل گرفت، ادامه همان مطالباتی است که پیشتر در خیزش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات سالهای ۹۶ و ۹۸ مطرح شده بود؛ مطالباتی که بهصراحت خواهان تغییر بنیادین ساختار سیاسی و سرنگونی جمهوری اسلامی است
فمینیستهای امضاکننده در عین حال نسبت به «شنیده نشدن صدای متنوع معترضان» ابراز نگرانی کردهاند و نوشتهاند که در کنار تحرک قدرتهای بینالمللی و جریانهای مختلف اپوزیسیون، بازتاب دادن تکثر اجتماعی و چندصدایی موجود در جامعه ایران، بخش جداییناپذیر مبارزه مردم برای دستیابی به آزادی است.
آنها تاکید کردهاند با هرگونه تلاش سازمانیافته، بهویژه خشونتبار، برای تحمیل یک روایت یا نگاه واحد به آینده ایران مخالفاند.
امضاکنندگان در پایان، از فمینیستها و جامعه مدنی جهان خواستهاند برای توقف فوری سرکوب و کشتار، فشارهای سیاسی و حقوق بشری مستمر بر جمهوری اسلامی وارد کنند، بهطور جدی خواهان رفع محدودیت دسترسی مردم ایران به اینترنت و تلفن شوند و صدای زنان و دیگر گروههای بهحاشیهراندهشده در اعتراضات را بهدرستی در رسانهها و فضای مجازی بازتاب دهند.
حدود ۴۵۰ نفر از فمینیستهای ایرانی در دیاسپورا با امضای بیانیهای، خواستار شکلگیری همبستگی فمینیستی جهانی با مبارزات مردم ایران در برابر سرکوب سازمانیافته، خشونت دولتی، و سیاستهای مرگبار جمهوری اسلامی شدهاند.
این بیانیه که حاصل همفکری و همصدایی کنشگران فمینیست با دیدگاهها و پیشینههای متنوع است، بر ضرورت شنیده شدن صداهای چندگانه در مسیر گذار از نظام کنونیِ مبتنی بر سرکوب، فقر، و حذف خشونتبار، به سوی آیندهای دموکراتیک، عادلانه و انسانی برای همه شهروندان ایران تأکید دارد.
امضاکنندگان این بیانیه، که نسخهای از آن برای شما ارسال میشود، با خطاب قرار دادن فمینیستها و جامعه مدنی جهانی، از آنان خواستهاند با بهرهگیری از تمامی ظرفیتها و سازوکارهای مستقل ملی و بینالمللی، در کنار مردم ایران برای توقف ماشین کشتار و سرکوب جمهوری اسلامی بایستند.
امضاکنندگان این بیانیه طیفهای متنوعی از فمنیستهای کنشگر، دانشگاهی، روزنامهنگار، حقوقدان و هنرمند هستند که از میان آنها میتوان به اسامی زیر اشاره کرد: «آیدا سعادت، افروز مغزی، امین بزرگیان، الهه اجباری، باربد گلشیری، بنفشه جمالی، پرستو فروهر، پروین اردلان، حسین رئیسی، خاطره معینی، رضا علیجانی، روجا فضائلی، روحی شفیعی، زیبا میرحسینی، سارا لقمانی، سعید پیوندی، سمیه رشیدی، شادی امین، شادی صدر، شهرزاد مجاب، شیوا نظرآهاری، عشا مومنی، عفت ماهباز، غنچه قوامی، فاطمه کریمی، فاطمه شمس، فریبا بلوچ، کاظم علمداری، کاظم کردوانی، کامران متین، کاوه کرمانشاهی، لادن بازرگان، لیلا اسدی، لیلا حسینزاده، ماریا باقرامیان، مائده سلطانی، مانیا اکبری، محبوبه حسینزاده، مهدیه گلرو، مهرانگیز کار، مهناز متین، مریم پالیزبان، مریم فومنی، مریم میرزا، منصوره بهکیش، منصوره شجاعی، منیره علوی، میهن روستا، مونا سیلاوی، نگین شیرآقایی، نسیم سرابندی، نیلوفر بیضایی، هاله قریشی، هما هودفر»






