بر اساس تازهترین برآوردها از ثروتهای خانوادگی جهان، تمرکز سرمایه در دست چند خاندان بزرگ به سطحی رسیده که مجموع دارایی آنها اکنون ۲.۹ تریلیون دلار برآورد میشود. رقمی بالاتر از تولید ناخالص داخلی کشورهایی مانند فرانسه یا بریتانیا.
نفت، فناوری و دنیای لوکس، چگونه ثروت میسازند؟
بر اساس تازهترین برآوردهای منتشرشده از سوی پایگاه خبری بلومبرگ، تمرکز ثروت در اقتصاد جهانی بیش از هر زمان دیگری در دست گروهی محدود از خاندانهای بزرگ قرار گرفته است.
بر اساس این گزارش، مجموع دارایی ۲۵ خاندان ثروتمند جهان در سال ۲۰۲۵ به حدود ۲.۹ تریلیون دلار رسیده است که این رقم، بالاتر از تولید ناخالص داخلی کشورهایی مانند بریتانیا یا فرانسه است.
رشد بازارهای مالی، افزایش تقاضا برای کالاهایی مانند فلزات و غذای حیوانات خانگی، و همچنین دسترسی پایدار به منابع انرژی، از عوامل اصلی این جهش عنوان شدهاند.
در صدر این فهرست، خاندان والتون قرار دارد که ثروتش اکنون از نیم تریلیون دلار عبور کرده و به تنهایی با اقتصاد کشورهایی مانند سوئد یا بلژیک برابری میکند.
همزمان، حداقل ثروت لازم برای ورود به جمع ثروتمندترین خاندانهای جهان به بیش از ۴۶ میلیارد دلار رسیده. سطحی که تا چند سال پیش برای بسیاری از سرمایهداران جهانی دستنیافتنی بود.
۱۰ خاندان ثروتمند جهان
۱. خاندان والتون - آمریکا
مالک فروشگاههای زنجیرهای والمارت، بزرگترین شبکه خردهفروشی جهان، که ستون اصلی اقتصاد مصرفی ایالات متحده بهشمار میرود. این خانواده طی سه نسل کنترل کسبوکار را حفظ کرده و ثروت آنها به ۵۱۳.۴ میلیارد دلار رسیده است.
۲. خاندان آل نهیان - امارات
خاندان حاکم ابوظبی که ثروت خود را از نفت، داراییهای حاکمیتی و سرمایهگذاریهای کلان جهانی بهدست آوردهاند و در سالهای اخیر حضور فعالی در حوزه هوش مصنوعی داشتهاند. دارایی این خاندان حدود ۳۳۵.۹ میلیارد دلار برآورد میشود.
۳. خاندان آل سعود - عربستان سعودی
ثروت این خاندان بر پایه منابع عظیم نفتی عربستان سعودی و پیوند نزدیک قدرت سیاسی و اقتصادی شکل گرفته است.
دارایی خاندان آل سعود حدود ۲۱۳.۶ میلیارد دلار تخمین زده میشود.
۴. خاندان آل ثانی - قطر
حاکمان قطر از بزرگترین بهرهبرداران گاز طبیعی جهان هستند و بخشی از درآمدهای انرژی را در بازارهای مالی و داراییهای بینالمللی سرمایهگذاری کردهاند.
ثروت این خاندان ۱۹۹.۵ میلیارد دلار اعلام شده است.
۵. خاندان هرمس - فرانسه
مالک برند لوکس هرمس که از قرن نوزدهم تاکنون و طی شش نسل در اختیار خانواده باقی مانده است.
دارایی این خاندان در صنعت کالاهای لوکس به ۱۸۴.۵ میلیارد دلار رسیده است.
۶. خاندان کُخ - آمریکا
این خانواده دارای یکی از بزرگترین امپراتوریهای صنعتی خصوصی جهان در حوزه انرژی، مواد شیمیایی و صنایع سنگین است.
ثروت این خاندان حدود ۱۵۰.۵ میلیارد دلار برآورد میشود.
۷. خاندان مارس - آمریکا
فعال در صنایع غذایی هستند؛ بهویژه در بازار رو به رشد غذای حیوانات خانگی، با برندهایی شناخته شده در بازار جهانی.
دارایی این خاندان ۱۴۳.۴ میلیارد دلار است.
۸. خاندان آمبانی - هند
مالک گروه ریلاینس در حوزه انرژی، پالایش نفت و صنعت که نقشی کلیدی در اقتصاد هند ایفا میکند. ثروت این خانواده حدود ۱۰۵.۶ میلیارد دلار تخمین زده میشود.
۹. خاندان ورتهایمِر - فرانسه
مالک برند شنل، یکی از پایدارترین نامها در صنعت مد و کالاهای لوکس جهان، با ثروتی معادل ۸۵.۶ میلیارد دلار.
۱۰. خاندان تامسون - کانادا
کنترلکننده تامسون رویترز، یکی از بازیگران اصلی اقتصاد داده، اطلاعات مالی و رسانه. دارایی این خاندان ۸۲.۱ میلیارد دلار برآورد شده است.
جای خالی ایرانیها در فهرست ثروتمندترینها
بر اساس فهرستهای رسمی بلومبرگ و فوربس، هیچ خاندان ایرانیای در میان ثروتمندترین خاندانهای جهان در سال ۲۰۲۵ حضور ندارد.
این فهرستها بر ثروتهای چندنسلی و متمرکز، تمرکز دارند؛ در حالی که ثروت ایرانیها عمدتا فردمحور، پراکنده و فاقد تداوم خانوادگی سازمانیافته است.
در میان ایرانیتبارهای خارج از کشور، ثروتمندترین چهره شناختهشده پیر امیدیار، بنیانگذار ایبی، است که ثروتش بین ۱۰.۵ تا ۱۴ میلیارد دلار برآورد میشود.
پس از او، بهداد اقبالی، نیز بنیانگذار شرکت سرمایهگذاری کلیرلیک کپیتال، با حدود ۴.۴ میلیارد دلار قرار دارد.
فرهاد مشیری، کمال غفاریان و خانواده قرمزیان، خانواده یهودی ایرانیتبار و توسعهدهنده پروژههای عظیم تجاری مانند «مال آو آمریکا» در ردههای بعدی قرار میگیرند.
با این حال، حتی مجموع دارایی این افراد و خانوادهها نیز فاصلهای قابل توجه با آستانه ورود به فهرست خاندانهای ثروتمند جهان دارد.
در داخل ایران نیز اگرچه نام خانوادههای متمولی مانند عسگراولادی در دهههای گذشته مطرح بوده، اما بهدلیل نبود شفافیت مالی، تحریمها و ساختار غیرعلنی اقتصاد، برآورد دقیق و قابل مقایسهای از میزان ثروت آنها وجود ندارد.
همچنین در سالهای اخیر، گزارشهای رسانهای و تحریمی به داراییهای منتسب به فرزندان برخی مقامهای ارشد جمهوری اسلامی از جمله پسر علی شمخانی اشاره کردهاند که گفته میشود از مسیر تجارت نفت خام و شبکههای واسطهای، به درآمدهای قابل توجهی دست یافتهاند.
با این حال، نبود دادههای رسمی مانع از ثبت این داراییها در رتبهبندیهای معتبر جهانی شده است.
در مقابل این وضعیت، ۱۰ خاندان ثروتمند جهان نشان میدهند که چگونه ثروت در طول زمان به بخشی از هویت خانوادگی تبدیل میشود.
در این خاندانها، سرمایه صرفا عددی در ترازنامه نیست، بلکه شبکهای از مالکیت، مدیریت، نفوذ و حافظه خانوادگی است که نسلبهنسل منتقل شده است.
از فروشگاههای زنجیرهای والتونها و برندهای لوکس فرانسوی گرفته تا خاندانهای نفتی خلیج فارس و امپراتوریهای صنعتی آمریکا، ثروت با نام خانواده گره خورده و به ساز و کاری پایدار برای تداوم قدرت اقتصادی تبدیل شده است.
همین پیوند میان سرمایه و هویت خانوادگی است که این ۱۰ خاندان را فراتر از یک نسل یا یک بازار، در راس اقتصاد جهانی نگه داشته است.
یافتههای یک پژوهش تازه نشان میدهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانههای دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار میگیرند و همین مساله میتواند آنها را در چرخهای از تصمیمهای پرخطر یا زیانبار گرفتار کند.
بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان بهطور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آنها پیوند میدهد.
این فرآیند که «یادگیری تداعیگر» نام دارد، به افراد کمک میکند بر پایه تجربههای قبلی، سریعتر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.
با این حال، پژوهشگران میگویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمیکند.
این تحقیق توضیح میدهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد بهجای کمک به تصمیمگیری بهتر، به تداوم انتخابهای نامطلوب منجر میشود.
نقش نشانهها در تصمیمگیری نادرست
به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانههای محیطی برای تصمیمگیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.
برخی افراد هنگام تصمیمگیری بهشدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابستهاند، در حالی که گروهی دیگر انعطافپذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرکها قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز میکند که معنای این نشانهها دستخوش تغییر میشود.
برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیشتر با پاداش همراه بوده، بهتدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمیتواند این تغییر را بهدرستی ثبت کند.
در افرادی که حساسیت بالایی به نشانهها دارند، مغز در «بهروزرسانی» این آموختهها ناتوان میماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان میدهد.
در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخابهای قبلی را تکرار میکنند.
در این شرایط، نشانههای محیطی بهجای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل میشوند و ترک عادتهای زیانبار را دشوارتر میکنند.
این یافتهها میتواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.
تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.
هدف آنها یافتن پاسخ روشنتری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانههای محیطی میتواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیمگیریهای پرخطر در این گروهها باشد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.