آمریکا در سال ۲۰۲۵ پیشنهاد فروش بیش از ۱۰۱ میلیارد دلار تسلیحات به حدود ۴۰ کشور را مطرح کرد. یکی از این کشورها اسرائیل است که با خرید مهمات دقیقی که در جنگ ۱۲ روزه با جمهوری اسلامی مصرف کرده بود، زرادخانه مهمات خود را دوباره پر کرده است.
بررسی ۱۱۲ اطلاعیه رسمی آژانس همکاری امنیت دفاعی آمریکا (DSCA) در سال ۲۰۲۵ از سوی ایراناینترنشنال نشان میدهد بخش عمده خریدهای اسرائیل در این سال مربوط به تجدید مهماتی است که در جنگ ۱۲ روزه مصرف شده بود.
وبسایت این نهاد پیشنهادهای فروش تسلیحات به ارزش بیش از ۱۰ میلیون دلار را که مورد تایید وزارت امور خارجه ایالات متحده قرار گرفته و نیازمند اطلاعرسانی و تایید کنگره است، منتشر میکند.
اسرائیل و تجدید زرادخانه پس از جنگ ۱۲ روزه
در مجموع، اسرائیل در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۱ میلیارد دلار پیشنهاد خرید انواع مهمات از آمریکا داشته است.
در سال ۲۰۲۳، همزمان با اوج جنگ اسرائیل و حماس پس از حملات ۷ اکتبر، خرید تسلیحات اسرائیل از آمریکا یک میلیارد و ۱۶۶ میلیون دلار بود. بر این اساس، بیش از ۱۱ میلیارد دلار خرید تسلیحات اسرائیل از آمریکا در سال ۲۰۲۵ کمسابقه به نظر میرسد.
از سوی دیگر، تسلیحات خریداریشده بهطور مستقیم با مهماتی که در جنگ ۱۲ روزه از آنها استفاده شد، مرتبط است.
بهمن ۱۴۰۳، دو پیشنهاد فروش تسلیحات به اسرائیل منتشر شد؛ یکی مربوط به ۳ هزار فروند موشک هوا به زمین AGM-114 هلفایر با ارزش تقریبی ۶۶۰ میلیون دلار است. پیمانکار این پیشنهاد شرکت لاکهید مارتین است.
پیشنهاد دیگر در همان مقطع مربوط به فروش بمب، بدنه بمب و کیتهای هدایت JDAM است. این کیتها با نصب روی بمبهای عمومی که از جنگندهها شلیک میشوند، آنها را هدایتپذیر میکنند.
ارزش این پیشنهاد که شامل نزدیک به ۳۸ هزار قلم میشود، حدود ۶ میلیارد و ۷۵۰ میلیون دلار برآورد شده است.
اسفند ۱۴۰۳، سه پیشنهاد دیگر منتشر شد. در یک مورد، دولت اسرائیل درخواست خرید ۳۵ هزار و ۵۲۹ بدنه بمبهای عمومی MK 84 یا BLU-117، یا ترکیبی از هر دو، و ۴ هزار سرجنگی نفوذگر I-2000 را داد.
در آن زمان برآورد شده بود تحویل این سفارش از اوایل سال ۲۰۲۶ میلادی آغاز شود.
بر اساس این اطلاعیه، وزیر خارجه آمریکا تشخیص داده که وضعیت اضطراری وجود دارد و فروش فوری این اقلام و خدمات دفاعی به اسرائیل در راستای منافع امنیت ملی ایالات متحده ضروری است.
به این ترتیب، الزامات بازبینی کنگره ذیل قانون کنترل صادرات تسلیحات، با اصلاحات بعدی، نادیده گرفته شده است.
پیشنهاد بعدی فروش تسلیحات به اسرائیل در اسفندماه مربوط به بولدوزرهای زرهی کاترپیلار D9R و D9T است، که به نظر میرسد بیشتر مربوط به درگیریهای اسرائیل در غزه باشد.
فروردین ۱۴۰۴ نیز پیشنهادی دیگر برای فروش موتورهای خودروهای زرهی Eitan ارائه شد، که این مورد نیز ظاهرا مربوط به غزه است.
آخرین پیشنهاد فروش تسلیحات به اسرائیل در سال ۲۰۲۵ مربوط به اطلاعیهای است که در تیرماه ۱۴۰۴، یک هفته پس از آتشبس جنگ ۱۲ روزه، منتشر شد.
بر اساس این اطلاعیه، دولت اسرائیل پیشنهاد خرید ۳۸۴۵ کیت هدایت مهمات حمله مستقیم JDAM برای بدنه بمب BLU-109 و ۳۲۸۰ کیت هدایت JDAM برای بدنه بمب MK 82 را داد. هزینه کل این قرارداد ۵۱۰ میلیون دلار است.
پایگاه خبری تایمز اسرائیل در آن زمان نوشت اسرائیل در پی تجدید ذخایر مهمات خود پس از جنگ با جمهوری اسلامی است.
بهطور معمول، کنگره مدت محدودی برای مسدود کردن پیشنهادهای وزارت امور خارجه در قراردادهای تسلیحاتی دارد. از تیرماه تاکنون خبری مبنی بر مخالفت کنگره با این قرارداد منتشر نشده است.
خریدهای اسرائیل همان مواردی است که در جنگ ۱۲ روزه مصرف شد
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی موسسه واشینگتن، در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت خریدهای اسرائیل از ایالات متحده شامل بمبها و کیتهای هدایتی است که در جنگ ۱۲ روزه مورد استفاده قرار گرفت.
ندیمی تاکید کرد: «تحویل گرفتن این مهمات به اسرائیل کمک میکند زرادخانه تهاجمی خود را دوباره تجدید کند.»
او افزود عمدتا دو گروه بمب و کیتهای هدایت در فهرست خرید اسرائیل وجود دارد: بمبهای نفوذگر I-2000 و BLU-109 که در واقع یکی هستند، با بدنه فولادی ضخیم و فیوز انفجاری در انتها که برای نابود کردن هدفهای مستحکم کاربرد دارد.
مورد دیگر بمب معمولی سری MK با وزن ۲۵۰ تا ۱۰۰۰ کیلوگرم است که بدنه ترکششونده دارند و برای انهدام هدفهای نهچندان مستحکم روی زمین کاربرد دارند.
روی هر دو نوع بمب کیت هدایت دقیق ماهوارهای نصب میشود.
تصویر آمادهسازی یک جنگنده اسرائیلی در جریان جنگ ۱۲ روزه
پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی موسسه واشینگتن در ادامه گفت در عملیات هدف قرار دادن حسن نصرالله، دبیرکل سابق حزبالله لبنان، از این مهمات نفوذگر استفاده شده بود.
ماده منفجره این مهمات قدرت انفجاری به مراتب بیشتری از تیانتی دارد. از این تسلیحات میتوان برای نفوذ به بتن تا عمق ۲.۵ متر و خاک تا عمق ۶ متر استفاده کرد.
بمبهای BLU-117 نیز برای اهداف عمومی کاربرد دارند.
به گفته ندیمی، نوع و تعداد دقیق مهمات مصرفشده توسط اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه مشخص نیست، اما همین خریدها میتواند برآوردی از آن ارائه دهد.
او بار دیگر تاکید کرد این خریدها میتواند نشاندهنده تجدید زرادخانه اسرائیل برای عملیات آتی باشد.
فروش تسلیحات آمریکا به کشورهای منطقه
علاوه بر اسرائیل، کشورهای دیگر در منطقه خاورمیانه نیز خرید تسلیحات از ایالات متحده را افزایش دادند.
عربستان سعودی در پی خرید حدود ۴ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار انواع تسلیحات از آمریکا بوده است. اژدرهای سبک، راکتهای دقیق، موشکهای میانبرد و آموزش و لجستیک هلیکوپتر، اصلیترین موارد خریدهای ریاض را تشکیل دادند.
کویت با پیشنهاد خرید ۲ میلیارد و ۱۵۰ میلیون دلار در رتبه بعدی قرار دارد. این کشور بهدنبال ساخت تاسیسات نظامی و ارتقا سیستم دفاعی پاتریوت و تانکهای آبرامز بوده است. تمرکز این کشور بر دفاع موشکی و زیرساختهای نظامی است.
قطر با خرید یک میلیارد و ۹۶۰ میلیون دلار پهپادهای MQ-9B با مهمات به نظر میرسد بهدنبال تقویت نظارت هوایی و قابلیت ضربه دقیق است.
نزدیک به یک و نیم میلیارد دلار خرید امارات متحده عربی نیز بیشتر در جهت تقویت توان حمل و نقل سنگین هوایی است.
بحرین هم نزدیک به یک میلیارد دلار سامانه راکتی HIMARS و تجهیزات مربوط به F-16 از آمریکا خریداری کرده است.
دانمارک و شرق آسیا در صدر
اطلاعیههای DSCA در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد دانمارک در صدر کشورهای خریدار تسلیحات آمریکایی قرار داشته است.
این کشور در سال ۲۰۲۵ پیشنهاد خرید حدود ۱۳.۵ میلیارد دلار انواع مهمات از آمریکا را داشت. نزدیکی جغرافیایی به جبهههای جنگ اوکراین و روسیه یکی از دلایل اصلی این خریدها محسوب میشود.
پس از دانمارک، تایوان با ۱۱.۵ میلیارد دلار بیشترین پیشنهاد خرید اسلحه از آمریکا را داشته است.
تایوان در سال ۲۰۲۵ یکی از بزرگترین بستههای تسلیحاتی خود از آمریکا را دریافت کرده که بیشتر بر افزایش قابلیت ضربه دقیق زمینی، دفاع ساحلی و جنگ نامتقارن متمرکز است.
در رتبه بعدی اسرائیل قرار دارد. فیلیپین، دیگر کشور شرق آسیا، در رتبه چهارم خریداران تسلیحات آمریکایی در سال ۲۰۲۵ است. مجموع خرید این کشور حدود ۵.۷ میلیارد دلار است.
سپس مصر با حدود ۵.۶ میلیارد و ژاپن با حدود ۵ میلیارد دلار، بیشترین خرید تسلیحات از آمریکا در سال ۲۰۲۵ را داشتند.
خرید کشورهای شرق آسیا میتواند نشانهای از نگرانی آنها نسبت به تشدید تنشهای آمریکا و چین باشد.
یافتههای یک پژوهش تازه نشان میدهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانههای دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار میگیرند و همین مساله میتواند آنها را در چرخهای از تصمیمهای پرخطر یا زیانبار گرفتار کند.
بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان بهطور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آنها پیوند میدهد.
این فرآیند که «یادگیری تداعیگر» نام دارد، به افراد کمک میکند بر پایه تجربههای قبلی، سریعتر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.
با این حال، پژوهشگران میگویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمیکند.
این تحقیق توضیح میدهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد بهجای کمک به تصمیمگیری بهتر، به تداوم انتخابهای نامطلوب منجر میشود.
نقش نشانهها در تصمیمگیری نادرست
به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانههای محیطی برای تصمیمگیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.
برخی افراد هنگام تصمیمگیری بهشدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابستهاند، در حالی که گروهی دیگر انعطافپذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرکها قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز میکند که معنای این نشانهها دستخوش تغییر میشود.
برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیشتر با پاداش همراه بوده، بهتدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمیتواند این تغییر را بهدرستی ثبت کند.
در افرادی که حساسیت بالایی به نشانهها دارند، مغز در «بهروزرسانی» این آموختهها ناتوان میماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان میدهد.
در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخابهای قبلی را تکرار میکنند.
در این شرایط، نشانههای محیطی بهجای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل میشوند و ترک عادتهای زیانبار را دشوارتر میکنند.
این یافتهها میتواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.
تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.
هدف آنها یافتن پاسخ روشنتری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانههای محیطی میتواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیمگیریهای پرخطر در این گروهها باشد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.