وزارت آموزش و پرورش: تنبیه دانشآموزان به هر دلیل و تحت هر شرایطی ممنوع است
وزارت آموزش و پرورش با صدور بخشنامهای، هر گونه تنبیه بدنی و سوءرفتار با دانشآموزان را «به هر دلیل و تحت هر شرایطی»، ممنوع اعلام کرد. این بخشنامه با امضای وزیر آموزش و پرورش به ادارات کل و مدارس سراسر کشور ابلاغ شده است.
بر اساس این بخشنامه که شنبه ششم دی و با استناد به ماده ۸۱ آییننامه اجرایی مدارس، مصوب سال ۱۴۰۰، ابلاع شد، تنبیه بدنی دانشآموزان و هر نوع سوءرفتار با آنان ممنوع است و با متخلفان مطابق قوانین و مقررات برخورد خواهد شد.
در این بخشنامه، تصمیمگیری درباره شیوههای تشویق و تنبیه دانشآموزان به شورای مدرسه واگذار و تاکید شده است هر گونه اقدام انضباطی باید در چارچوب آییننامههای مصوب و «بدون توسل به خشونت» انجام شود.
تنبیه بدنی دانشآموزان
تنبیه بدنی دانشآموزان در مدارس ایران موضوعی با سابقه طولانی است.
پاییز ۱۴۰۴ و همزمان با آغاز فعالیت مدارس کشور، گزارشهای متعددی از تنبیه کودکان در مدارس منتشر شد که حتی در نهایت به مرگ دانشآموز انجامید.
سام زارعی، دانشآموز ۱۲ ساله در شیراز، ۲۸ مهر در اثر فشارهای روحی ناشی از رفتار مسئولان مدرسه دست به خودکشی زد و جان باخت.
نیما نجفی، دانشآموز روستای سهرین زنجان، در تاریخ ۹ مهر بر اثر ایست قلبی ناشی از تنبیه بدنی و فشار جسمانی از سوی مسئولان مدرسه، جان خود را از دست داد.
در یکی از آخرین نمونهها، ایراناینترنشنال ۲۸ آبان گزارش داد در پی تعرض مسئولان هنرستان دخترانه «مجتهده امین» شهر ری به دانشآموزان و ضرب و جرح آنها، سه دانشآموز در بیمارستان بستری شدند.
سایت حالوش ۱۶ آذر گزارش داد عمران اربابی، دانشآموز ۱۰ ساله بلوچ، در روستای گیران از توابع شهرستان فنوج در استان سیستان و بلوچستان در اثر تنبیه بدنی از سوی معلم خود بهشدت مجروح شده و چشم او آسیب دیده است.
منابع محلی به حالوش گفتند معلم هنگام تدریس، شلنگی را به سمت دانشآموزان پرتاب کرده که مستقیما به چشم عمران برخورد کرده و موجب جراحت شدید شده و احتمال آسیب جدی به بینایی این کودک وجود دارد.
به گفته این منابع، این دومین بار بوده که این دانشآموز بهدست همین معلم مورد آزار و تنبیه بدنی قرار گرفته است.
خبرگزاری تسنیم نیز ۲۱ مهر گزارش داد در یکی از مدارس استان قزوین، برخورد خشونتآمیز مدیر مدرسه با دو دانشآموز پایه هشتم، به جراحت شدید یکی از آنان منجر شد.
به گفته پدر این دانشآموز ۱۳ ساله، فرزندش با بینی شکسته و پارگی پرده گوش از مدرسه به خانه آمده و تحت درمان پزشکی قرار گرفته است.
حمایت از کادر آموزشی
وزارت آموزش و پرورش «حفظ شأن و جایگاه معلمان» را ضروری دانسته و اعلام کرده است مدیران مدارس و روسای ادارات آموزش و پرورش موظفاند در شرایط خاص و بحرانی، از کادر آموزشی حمایت کنند.
بر اساس این دستورالعمل، در صورت توهین، هتک حرمت یا ضربوجرح معلمان، واحدهای حقوقی ادارات آموزش و پرورش استانها، شهرستانها و مناطق، مکلفاند علاوه بر پیگیری فردی، خدمات حقوقی لازم را طبق قانون حمایت قضایی از کارکنان دولت ارائه دهند.
بر اساس این دستورالعمل، در صورت وقوع تخلف نیز، مدیران موظفاند کارکنان خاطی را به هیاتهای رسیدگی به تخلفات اداری معرفی کنند و در مواردی که عمل انجامشده جنبه کیفری داشته باشد، پرونده به مرجع قضایی ارسال خواهد شد.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.