پرونده داریوش آتشافروز، کودکمجرم محکوم به اعدام به دادگاه اجرای احکام بهبهان ارجاع شد
پرونده داریوش آتشافروز، کودکمجرم محکوم به اعدام که ۱۴ سال پیش در سن ۱۷ سالگی به اتهام «قتل» بازداشت و از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شده بود، به شعبه اجرای احکام دادگاه كیفری بهبهان ارجاع داده شد.
رضا شفاخواه، وکیل دادگستری، جمعه ۲۸ آذر با اشاره به دریافت پیامک «واصل شدن» پرونده این زندانی در شعبه اجرای دادگاه كيفری بهبهان، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «زنگ خطر رسما به صدا درآمد. داریوش زیر ۱۸ سال ناخواسته مرتکب قتل شده و حالا پس از ۱۴ سال در معرض اجرای حکم قصاص است. تا دیر نشده به داد برسید.»
او نهم آذر نیز خطاب به غلامحسین محسنیاژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، و «مسئولین ستاد ملی صبر خیرین، و مصلحین و مددکاران اجتماعی» نوشته بود موکلش که به مدت ۱۴سال است که درحبس و زندان بهسر میبرد برای بار دوم حکم قصاص او تائید شده و «باخطر بسیار شدید» اجرای حکم اعدام مواجه است.
«دادبان»، مرکز مشاوره و آموزش حقوقی ویژه کنشگران، ۱۵ آذر در مورد آتشافروز نوشت او متهم است که در مهر ۱۳۹۰، زمانی که تنها ۱۷ سال سن داشته، مردی ۳۴ ساله را در روستای کوشک در بهبهان به قتل رسانده است.
دادبان بر اساس «اطلاعات دریافتی» از جمله شهادت آتشافروز در دادگاه و محتوای پرونده او افزود: «داریوش در زمان وقوع قتل، به شدت تحت فشار روانی و آزار و اذیتهای جنسی و روحی مقتول قرار داشته و در نتیجه این فشارها و در شرایط دفاع از خود اقدام به درگیری با مقتول کرده است.»
بر پایه آمار منتشر شده توسط مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، از ۱۰ اکتبر ۲۰۲۴ تا هشتم اکتبر ۲۰۲۵ دستکم ۱۵۳۷ نفر در ایران اعدام شدهاند که هویت ۴۹ زن در میان آنها تایید شده است. از این میان، سه نفر در زمان ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال سن داشتهاند.
اعدام افراد زیر ۱۸ سال در زمان وقوع جرم، نقض آشکار تعهدات بینالمللی جمهوری اسلامی از جمله کنوانسیون حقوق کودک است که ایران نیز از امضاکنندگان آن محسوب میشود.
در همین ارتباط، شیرین عبادی هشتم خرداد سال جاری در نامهای به رییس صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) در مورد «اهمال این سازمان در انجام وظایفش در ایران» نوشت: «شعبه آن سازمان در ایران سالها است که فعالیت میکند اما به جهاتی که بر من و سایر هموطنانم مشخص نیست، اقدامی موثر در جهت انجام وظیقه قانونی خود به عمل نمیآورد.»
عبادی در این خصوص به مواردی از جمله اعتراض نکردن «به اعدام مجرمین زیر ۱۸ سال که بارها به این سازمان گزارش شده، تا بیتوجهی به بهداشت و آموزش کودکان و محتوای کتب آموزشی» اشاره کرده و نوشته بود: «مواردی که یونیسف در ایران باید به آنها اعتراض میکرد، فراوان است. اما فقط شاهد سکوت آن سازمان هستیم.»
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.