در کمتر از ۹ ماه دستکم ۶۶ سوختبر در تصادفات جادهای جان باختند
بنا بر گزارشهای رسانهای، در نزدیک به ۹ ماه گذشته دستکم ۶۶ سوختبر در تصادفات جادهای در ایران جان خود را از دست دادهاند. بخش عمده این آمار مربوط به جادههای جنوب استان سیستان و بلوچستان است.
روزنامه هممیهن در شماره یکشنبه ۲۳ آذر خود گزارش داد که از ابتدای فروردینماه تا اواسط آذرماه سال جاری، مشخصات و خبر جانباختن ۶۲ سوختبر در جادههای جنوب سیستان و بلوچستان ثبت شده که ۹ نفر از آنان نوجوان بودهاند.
به نوشته هممیهن، این آمار سوختبرانی را که در جادههای جنوب کرمان، میناب، هرمزگان، بندرعباس و دیگر جادههای استانهای جنوب شرقی ایران تردد دارند، دربرنمیگیرد و با احتساب این موارد، شمار جانباختگان در کمتر از ۹ ماه به دستکم ۶۶ نفر میرسد.
هممیهن از «بازماندگی گسترده از تحصیل» در استان سیستان و بلوچستان بهعنوان یکی از عوامل موثر در گسترش سوختبری اشاره کرد و نوشت در برخی روستاها، نوجوانان از سنین ۱۲ تا ۱۴ سالگی وارد چرخه سوختبری میشوند.
شهروندان در مناطق بلوچنشین ایران سالهاست بهدلیل از بین رفتن کشاورزی، فقر اقتصادی، بیکاری گسترده و نبود فرصتهای شغلی، ناچار به سوختبری شدهاند. شغلی پرخطر که آنها را در معرض تیراندازی، تعقیب و گریز و حوادث مرگبار جادهای قرار میدهد.
خبرگزاری حکومتی مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۶ آذر در گزارشی نوشت در پی تصادف یک خودروی حامل سوخت با خودروی سواری در جاده رمشک–قلعهگنج کرمان، ۱۳ عضو یک خانواده سوختبر جان خود را از دست دادند.
دانش داداللهزهی، دبیر و فعال اجتماعی در ایرانشهر، به روزنامه هممیهن گفت اولین دلیلی که کودکان، نوجوانان و جوانان بهسمت سوختبری میروند، این است که این شغل بسیار در دسترس آنهاست و تفاوت قیمت سوخت بین ایران و پاکستان بسیار زیاد است.
او در ادامه گفت یکی از اصلیترین معضلها، همین بیارزشبودن پول ملی است: «آن کودکی که سوختبری میکند، میگوید یکهفته وقت میگذارم، بار گازوئیل را تهیه میکنم و ۲۰ میلیون تومان درآمد دارم. بعضیها مستقیم بار را تا مرز میبرند و برخی هم در مسافتهای کوتاه میبرند و به بارانداز تحویل میدهند.»
این فعال اجتماعی افزود: «درصورتیکه یک کارمند فوقلیسانس دارای شغل رسمی با سابقهای بهاندازه من، یعنی ۱۹ سال، حدود ۲۵ میلیون تومان دریافتی دارد. آن کودک میگوید اگر بروم کارمند و کارگر بشوم، ماهیانه ۱۹ تا ۲۰ میلیون تومان بهدست میآورم، ازطرفدیگر میتوانم ماهیانه ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون درآمد داشته باشم؛ بههمیندلیل آن خطر را بهجان میخرد.»
هممیهن همچنین به خطرات ناشی از تردد خودروهای حامل سوخت برای شهروندان دیگر اشاره کرده و از وقوع تصادفاتی خبر داد که در آنها، علاوه بر سوختبران، سرنشینان خودروهای دیگر نیز جان خود را از دست دادهاند.
۱۸ آبان نیز در پی برخورد و آتشسوزی دو خودروی سوختبر در محور مواصلاتی سرباز به مهرستان، دستکم چهار شهروند بلوچ، از جمله یک نوجوان، جان خود را از دست دادند.
کمپین فعالان بلوچ اسفند ۱۴۰۳ گزارش داد در هفت سال گذشته، دستکم هزار و ۱۰ سوختبر در مناطق بلوچنشین ایران در اثر تیراندازی نیروهای نظامی یا تعقیب و گریز آنها کشته یا زخمی شدهاند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.