هممیهن: بیماران دیالیزی و مبتلا به سرطان روند درمان را بدون همراه طی میکنند
روزنامه هممیهن در گزارشی نوشت با افزایش هزینههای درمان و کمبود نیروی پرستار، بسیاری از بیماران در ایران روند درمان را بهتنهایی طی میکنند و شماری از سالمندان، بیماران مزمن و به ویژه مبتلایان به اختلالات اعصاب و روان در نبود همراه، حتی از پذیرش در مراکز درمانی بازمیمانند.
هممیهن شنبه ۲۶ مهر در گزارشی به نقل از محمد نظری، پرستار بخش دیالیز یکی از بیمارستانهای تهران، از بیمارانی نوشت که سالهاست هر هفته چند بار برای دیالیز مراجعه میکنند اما بسیاری از آنها مجبورند این روند رفت و آمد برای درمان را به تنهایی انجام دهند.
به گفته نظری، این بیماران در طول چهار ساعت دیالیز، با ضعف عمومی، خطر خونریزی و احتمال شکستگی روبهرو هستند و نبود همراه، شرایطشان را بحرانیتر میکند.
با اینحال بحران «نداشتن همراه» فقط شامل بیماران دیالیزی نیست.
کریم عابدینی، پرستار بخش شیمیدرمانی، از بیماران مبتلا به سرطانی گفت که از شهرهای دیگر به تهران میآیند و به دلیل نداشتن توان مالی، تنها برای درمان مراجعه میکنند.
به گفته او بدون حضور همراه، مریض به سختی میتواند دارو تهیه کند، چون همه داروخانهها داروی شیمیدرمانی ندارند.
پرستاران معتقدند استاندارد درست و بینالمللی این است که مریض در بیمارستان بستری شود و خانواده تنها در زمان ملاقات به او سر بزنند، اما کمبود نیرو باعث شده همراه داشتن بیمار در ایران به ضرورتی غیرقابل اجتناب تبدیل شود.
در بخشهایی با نزدیک به ۳۰ بیمار، تنها دو پرستار و یک کمکپرستار حضور دارند.
از سوی دیگر، فشارهای اقتصادی و گران بودن پروسه درمان بیماریهای مزمن، باعثشده تعدادی از بیماران درگیر بیماریهای مزمن، رها شوند و مراقبی نداشته باشند.
محمد شریفیمقدم، دبیرکل خانه پرستار، نیز هشدار داد موج سالمندی در راه است و نبود برنامه حمایتی میتواند وضعیت را بحرانیتر کند.
شریفیمقدم تاکید کرد: «موج سالمندی شروع شده، هزینه درمان افزایش یافته و دولت باید برای این گروه جمعیتی برنامه داشته باشد، اما تا امروز هیچ برنامهای وجود ندارد.»
در میان همه بیماران، وضعیت بیماران اعصاب و روان پیچیدهتر است.
بیماران اعصاب و روان در شرایط اورژانسی از خدمات پزشکی محرومند
طیبه دهباشی، مدیرعامل انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنیا، در همین زمینه گفت: «اورژانس روانپزشکی در کشور راه نیفتاده و مراکز درمانی هم بیماران روان را بدون همراه پذیرش نمیکنند... حتی اورژانس نیز بدون حضور پلیس ۱۱۰ از ارائه خدمات به این بیماران خودداری میکند.»
بر اساس این گزارش، پلیس هم تنها در صورتی در محل بیمار حاضر میشود که حکمی برای این تردد دریافت کرده باشد. در نتیجه این شرایط، بیماران اعصاب و روان در شرایط اورژانسی، تنها میتوانند از اورژانسهای خصوصی استفاده کنند که هزینه بسیار زیادی به آنها تحمیل میکند.
هممیهن یادآوری کرد مراکز شبانهروزی روانپزشکی به طور عمده خصوصی هستند و هزینه ماهانه آنها حدود ۴۰ میلیون تومان است که بهزیستی تقریبا شش میلیونش را قبول میکند.
به همین دلیل بسیاری از خانوادهها از عهده هزینهها برنمیآیند و بیمار رها میشود.
دهباشی نیز از بیماران رها شدهای گفت که پس از مرگ خانواده، ناپدید شدهاند و حتی شهرداریها نیز در گرمخانهها از پذیرش آنها خودداری میکنند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.