اتحادیه کامیونداران و رانندگان: اعتصاب به ۱۲۵ شهر گسترش یافته و ادامه مییابد
اتحادیه تشکلهای کامیونداران و رانندگان سراسر ایران در پایان پنجمین روز اعتصاب، با اشاره به «همبستگی و همراهی کمنظیر» در برگزاری اعتصاب سراسری در ۱۲۵ شهر گفت: «با امید و همدلی، به استقبال روز ششم میرویم، با ایمان به اینکه تا رسیدن به خواستههایمان، راه را ادامه خواهیم داد.»
در این بیانیه که عصر دوشنبه پنج خرداد منتشر شد، ضمن تشکر از کسانی «که در این مسیر کنار ما ایستادهاند،» آمده است: «از آغاز این راه در اول خرداد تا امروز، هزاران راننده و کامیوندار شریف به جمع ما پیوستهاند. این همراهی، افتخار بزرگی است که نشان از درک مشترک و آرزوی مشترک برای آیندهای بهتر دارد.»
اتحادیه تشکلهای کامیونداران و رانندگان سراسر ایران در بیانیه خود افزوده است که با وجود «سختی و فشار» در روزهای اعتصاب، «صدای اتحادمان بلندتر شد و گامهایمان استوارتر.»
دور جدید اعتراضات رانندگان و کامیونداران از ۲۹ اردیبهشت در بندرعباس و در پی فراخوان اتحاديه تشكلهای كاميونداران و رانندگان سراسر ایران آغاز شد و معترضان با توقف در مبادی ورودی و خروجی بندر، اعتصاب کردند.
این اتحادیه با صدور بیانیهای نوشت: «ما اعتصاب کردیم چون خواهان حقمان هستیم. ما کنار هم ایستادیم، چون اتحاد ما تنها چیزی است که این چرخ را به نفعمان میچرخاند. امروز از قلب لرستان تا خاک خوزستان، از بنادر جنوب تا جادههای شمال، کامیونها خاموشاند اما صدای رانندگان بلندتر از همیشه در حال طنین انداختن است.»
این اعتصاب در اول خرداد بهصورت هماهنگ ادامه یافت و کامیونداران دهها شهر ایران نیز دست از کار کشیدند.
رانندگان معترض گفتهاند در اعتراض به کاهش سهمیه گازوئیل، گرانی بیمه، پایین بودن کرایه حمل بار و دیگر مطالبات صنفی محققنشده خود، به مدت یک هفته اعتصاب خواهند کرد.
حمایت سندیکای کارگران شرکت واحد از اعتصاب کامیونداران
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه دوشنبه پنج خرداد در بیانیهای ضمن حمایت از اعتصاب رانندگان کامیون در سراسر کشور نوشت: «اعتصاب و اعتراض، حق قانونی رانندگان و کلیه کارگران است».
در این بیانیه «شفافسازی حق بیمه، اجرای تعهدات دولت در پرداخت سهم بیمه رانندگان خودمالک، کاهش کمیسیون باربریها، و پایان دادن به فساد و تبعیض در روند تخصیص بار » از جمله مطالبات اصلی رانندگان دانسته شده است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در بیانیه خود همچنین پرداخت بهموقع کرایه حمل بار، تامین امنیت شغلی و حذف دریافت هزینههای غیرقانونی برای صدور مدارک را از وظایف دولت دانسته و بر حق رانندگان تاکید کردهاند.
بر اساس این بیانیه، مشکلاتی چون ناایمنی جادهها، نبود خدمات رفاهی و درمانی مناسب، فرسودگی ناوگان، کمبود و بیکیفیتی سوخت، گرانی قطعات و نبود امنیت در مرزها، شرایط دشواری را برای رانندگان رقم زده است.
در این بیانیه تاکید شده است: «چاره کارگران و زحمتکشان وحدت و تشکیلات است».
شاهزاده رضا پهلوی نیز با حمایت از اعتصاب سراسری کامیونداران، آنان را «یکی از ستونهای حیاتی اقتصاد کشور » خواند و گفت: «اعتراض آنها بازتاب درد مشترک میلیونها ایرانی است که سالها زیر فشار فساد و بیکفایتی جمهوری اسلامی زندگی میکنند». او تأکید کرد «قدرت کامیونداران در توقف چرخهای حملونقل، نشاندهنده نقش تعیینکننده آنان در شکلدهی به سرنوشت ملت است».
کامیونداران در تصاویر ارسالی به ایراناینترنشنال اعلام کردهاند تا زمان تحقق مطالبات صنفی، به اعتصاب ادامه خواهند داد.
در میان ویدیوهای منتشر شده از اعتصابها، تصاویری از مسیرهای ترانزیتی کشور وجود دارد که به شکل کمسابقهای در آنها اثری از کامیونهای باری دیده نمیشود.
همچنین تصاویری از اقدام هماهنگ برخی کامیونداران در برگزاری تجمعهای مختلف در شهرهای گوناگون منتشر شده است.
مقام دولت پزشکیان درباره اعتصاب کامیونداران: رسانههای معاند رانندگان را تحریک میکنند
رضا اکبری، رییس سازمان راهداری و حمل و نقل جادهای، در خصوص اعتصاب کامیونداران و رانندگان خودروهای سنگین گفت: «عده محدودی از رانندگان سعی در ایجاد التهاب دارند که این اقدامات هم حاصل تحریک رسانههای معاند خارجی است و میخواهند جادههای کشور را ناامن نشان دهند.»
او ادامه داد: «رسانههای معاند به طور آگاهانه و برخی از رسانههای داخلی ناآگاهانه تصویر اغراقآمیزی از مشکلات رانندگان کامیون ارائه میدهند که درست نیست و رانندگان کامیون برای رفع مشکلات موجود بسیار همراه هستند.»
قوه قضاییه از بازداشت و پروندهسازی برای رانندگان کامیون به دلیل اعتصاب خبر داد
با رسیدن اعتصاب کامیونداران و رانندگان خودروهای سنگین به پنجمین روز پیاپی، کامران میر حاجی، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان فارس، از پروندهسازی برای «برخورد قضایی» با شماری از این رانندگان خبر داد.
میر حاجی دوشنبه پنجم خرداد گفت که با تعدادی از «مختلکنندگان فعالیت رانندگان و کامیونداران» در استان فارس برخورد قضایی شده، برخی بازداشت شدهاند و برای کسانی، پرونده تشکیل دادهاند.
او رانندگانی را که برای مطالبات خود اعتصاب کردهاند، متهم کرد که از خدماترسانی و جابهجایی بار و کالا جلوگیری میکنند.
پیشتر ، یکشنبه چهارم خرداد محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، به مشکلات کامیونداران پرداخت و عادل نجفزاده، نماینده خوی، درباره «فروپاشی ناوگان حملونقل کشور» هشدار داد.
خبرگزاری رکنا پنجم خرداد در گزارشی به موضوع نارضایتی کامیونداران بهدلیل نگرانی از طرح سهنرخی شدن گازوئیل، مشکلات معیشتی، افزایش حق بیمه، مشکلات تخصیص سهمیه سوخت، گرانی لاستیک، روغن و لوازم یدکی، پایین بودن کرایهها، افزایش عوارض جادهای و وضعیت نامناسب جادهها پرداخت.
اتحادیه تشکلهای کامیونداران و رانندگان سراسر ایران چهارم خرداد در بیانیهای از حمله نیروی انتظامی با اسپری فلفل به برخی از همکارانشان و بازداشت چند نفر از آنها خبر داد.
بهار سال گذشته نیز رانندگان کامیون به شیوه اختصاص سهمیه گازوئیل و عدم تناسب افزایش کرایهها با هزینهها اعتراض کردند و کامیونداران در تهران، کامیونهای خود را در اتوبان بابایی متوقف کرده و دست به اعتصاب زدند.
منابع حقوق بشری گزارش دادند پدرام مدنی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام از زندان اوین در تهران به زندان قزلحصار کرج منتقل شده است و در خطر اعدام قریبالوقوع قرار دارد.
مهدی محمودیان، فعال مدنی و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، خبر داد که مدنی یکشنبه چهارم خرداد بدون اطلاع قبلی و به بهانه انتقال به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات از سالن یک بند چهار زندان اوین خارج و به زندان قزلحصار منتقل شد.
حساب اینستاگرام محمودیان با اشاره به اینکه انتقال مدنی با نشانههای واضحی از اجرای قریبالوقوع حکم اعدام همراه بوده است، نوشت: «مادر پدرام با تماسی از سوی دستگاه قضایی مواجه شد که در آن از او خواسته شد برای ملاقات آخر به زندان برود.»
او با بیان اینکه مدنی نزدیک به پنج سال است که در زندان بهسر میبرد، نوشت: «پدرام بارها از سوی وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه با وعدههای کذب مبنی بر عفو یا نقض حکم مواجه شده بود. حتی تا همین چند روز پیش او و اطرافیانش گمان میکردند که حکم اعدامش نقض شده است.»
این زندانی سیاسی در پایان با اشاره به اینکه مدنی سومین زندانی است که طی یک ماه گذشته از سالن یک بند چهار زندان اوین برای اجرای حکم اعدام از بند خارج میشود، از این رخداد به عنوان روندی هولناک که نشان از شدت گرفتن چرخه اعدامها در سکوت دارد، نام برده است.
سازمان حقوق بشر ایران نیز چهارم خرداد در گزارشی با اعلام اینکه مدنی قرار است بهزودی اعدام شود، بار دیگر از جامعه جهانی خواست که به بحران اعدام در ایران توجه ویژه نشان دهد.
بر اساس این گزارش، مدنی در سال ۱۳۹۸ به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» بازداشت و مدتی بعد به اعدام محکوم شده بود.
به نوشته این سازمان حقوقبشری، حکم اعدام او سه بار در دیوان عالی کشور نقض شد اما هر بار با بررسی مجدد در شعبه همعرض، دوباره حکم اعدام صادر شد و گفته میشود که این بار قوه قضاییه قصد دارد حکم را هرچه سریعتر اجرا کند.
محمود امیریمقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، گفت: «احکام اعدام در ایران، بهویژه در رابطه با اتهاماتی مانند جاسوسی، بدون رعایت هرگونه مبانی دادرسی عادلانه، صادر و اجرا میشوند. این اعدامها قتلهای فراقضایی هستند که جامعه جهانی نباید در قبال آنها بیتفاوت بماند.»
پیش از این در ۱۰ اردیبهشتماه، محسن لنگرنشین، زندانی سیاسی، با اتهامی مشابه اتهام پدرام مدنی در زندان قزلحصار کرج به دار آویخته شد.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، پس از اعدام لنگرنشین، اتهام این زندانی سیاسی را «همکاری اطلاعاتی و جاسوسی» برای اسرائیل «در حکم محاربه و افساد فیالارض» عنوان کرد.
افزایش اعدامهای سیاسی در ماههای اخیر موجی از اعتراضات داخلی و بینالمللی را برانگیخته و سازمانهای حقوق بشری بارها خواستار توقف این اعدامها و رعایت اصول دادرسی عادلانه شدهاند.
در یکی از این اعتراضات، گروهی از خانوادههای زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، سهشنبه ۳۰ اردیبهشت در میدان آزادی تهران تجمع کردند.
از سوی دیگر، نخستین شماره نشریه آنلاین «بامداد بیدار» با هدف آگاهیرسانی درباره زندانیان اعدامشده و زندانیان زیر حکم اعدام در ایران، منتشر شد.
محتوای این نشریه که حرکتی در ادامه کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» است، از سوی گروهی از زندانیان سیاسی در ایران تولید و مدیریت میشود.
رسانهها در ایران در روزهای گذشته به ناپدید شدن فرشهای موزه مقدم، مورد تازه گم شدن آثار میراث فرهنگی، اشاره کردند تا سلسله اخبار ناپدید شدن میراث ارزشمند یا دزدیده شدن آنها، ادامه داشته باشد.
اگر چه رییس این موزه اعلام کرده که این فرشها ارزش کلکسیونی نداشته و در جایی انبار شده است، شمار بالای اتفاقاتی که در سال اخیر به ناپدید شدن اموال موزهها ختم شده باعث شد که فعالان رسانهای میراث فرهنگی پاسخ این مدیر را باور نکنند.
فهرست بلند بالای اموال گمشده موزهها و اماکن تاریخی را باید از اولین روزهای پس از انقلاب نوشت؛ از روزهایی که انقلابیون آنچه را که از میان کاخهای سعدآباد، نیاوران ارزشمند دانستند بردند و آنچه را که به نظرشان ارزشمند نبود در کنار خیابان رها کردند.
پس از آن نیز بازدید کنندگان از کاخ سعدآباد هر سال با اتاقهایی خالیتر از قبل روبهرو میشدند که دیگر فقط در و دیوار و یکی دو صندلی، بهعنوان شاهدان یک سرقت مستمر، تنها مانده بودند.
از آن روزها تا سالهای اخیر که شهرداری تهران بی سر و صدا ۳۰ تابلو ارزشمند نقاشی موزه امام علی را به دبی منتقل کرد و فروخت، دهها فرش ارزشمند کاخ سعدآباد ناپدید شد، چند اثر از موزه فرشچیان دزدیده شد، در دزدی از موزه آبگینه و سفالینه ۲۱ قلم از اشیا ناپدید شد و یکی از کارکنان موزه تخت جمشید لوح زرین هخامنشی را دزدید و آب کرد، اعتماد اهل رسانه و بسیاری از مردم به دستگاههای حاکمیتی به عنوان امانتدار میراث فرهنگی ایران روز به روز کمتر شد.
این بی اعتمادی چندان هم غریب نیست؛ حالا که اخبار اختلاس و فساد نظاممند با ارقام چند هزار میلیاردی تکمیل میشود، چه کسی میتواند به مدیرانی اعتماد کند که از دل همین نظام و حاکمیت انتخاب شدهاند اما فقط به جای نشستن بر صندلی نظارت و مدیریت مراکز مالی و تجاری، مسئول مدیریت و نظارت بر موزهها و اماکن تاریخی هستند؟
در این بین، تفاوت بزرگ گم شدن صدها یا هزاران میلیارد تومان پول با ناپدید شدن آثار تاریخی در این است که دومی، بهگفته ناصر تکمیل همایون، جامعهشناس و تاریخنگار ایرانی، گنجینه بیبدیل هویت یک سرزمین است.
اگر خسارت اختلاس و فساد مالی را بشود با تغییرات حکومتی و رونق اقتصادی جبران کرد، لوح زرین خشایارشا و آثار آبگینه را که سند تاریخی و هنری یک ملت هستند، به هیچ وجه نمیشود برگرداند.
اهمیت آثار تاریخی و میراث فرهنگی در جمهوری اسلامی
آثار تاریخی در ایران تنها در خطر دزدی نیستند، نگهداری نادرست یا تخریب عمدی که اتفاقا از سوی مقامهای خرد و بزرگ هدایت یا مدیریت میشود، خطری بزرگتر از دزدی از موزهها است.
بسیاری از موزههای ایران، حتی موزه ملی در تهران، امکانات کافی برای نگهداری و محافظت از همه آثار را ندارند؛ از این رو، بسیاری از آثار در انبارهای مرطوب و بستهبندیهای غیراستاندارد نگهداری میشوند.
چندی پیش گزارشی در مورد گنجینه موزه ملی منتشر شده بود که نشان میداد آب باران از محوطه وارد یکسری از این گنجینهها شده بود و روی آثار تاریخی ریخته بود.
در این بین، برخی از آثار امین اموال ندارند و به همین دلیل همیشه در خطر دزدی هستند. حل نشدن چنین مشکلاتی که تنها نیازمند اختصاص فضا و نیروی متخصص است، نشان میدهد که برای مقامهای جمهوری اسلامی اختصاص بودجه به دهها نهاد ایدئولوژیک مهم تر از حفاظت از آثار تاریخی است که شناسنامه فرهنگی و هویتی یک ملت محسوب میشود.
یک ضعف دیگر در حفاظت از آثار تاریخی و میراث فرهنگی، شیوه سر کار آمدن مدیران این حوزه است. مدیری که منصوب میشود، همه مدیران زیر دست خود را به شکل اتوبوسی با خود میآورد و آنها هم میخواهند کار و روش خود را پیش ببرند.
این شکل از تغییر و جابهجایی موجب میشود که اقداماتی که برای آرشیو، طبقهبندی، ثبت و بسیاری از کارهای دیگر در موزه باید به صورت مداوم انجام شود، با اخلال مواجه شود.
کارشناسان باتجربه موزه داری بهخوبی میدانند که وقتی اطلاعات مدون در این مجموعهها وجود نداشته باشد، عدهای ممکن است وسوسه شوند که بهراحتی اشیایی را از انبار و آرشیو بردارند و سابقه آن را در موزه دستکاری کنند.
ضربه نگاه ایدئولوژیک
یکی از دلایل بیتوجهی مقامات و دستگاههای حکومتی جمهوری اسلامی به آثار تاریخی و میراث فرهنگی، نگاه ایدئولوژیک آنها به این موضوع است.
تنها یک نمونه از اقدامات و برنامههای مذهبی که به یکی از بزرگترین تخریبهای میراث فرهنگی منجر شده، اجرای طرح گسترش دو حرم و اتصال خیابانهای منتهی به آن دو است.
این طرح به تخریب بخشی از بافت تاریخی شیراز منجر شده و همچنان ادامه دارد؛ بافتی تاریخی که خود در صورت احیا میتواند نمونه یک موزه بزرگ در دل شهر باشد، اما مقامهای سیاسی، امنیتی و مذهبی در مقابل اعتراضهای طرفداران میراث فرهنگی سالهاست که مقاومت میکنند و گاهی آرام و گاهی پرشتاب طرح تخریب و توسعه را پیش میبرند.
در کنار این اقدامات، بخشی از مدیران بهدلیل نگاه مذهبی، به آثار پیش از اسلام اهمیت کمتری میدهند و آثار تاریخی پس از اسلام را در اولویت قرار میدهند، چرا که هویت حکومت را در برجسته کردن آثار دوره اسلامی میدانند.
چنین نگاهی به میراث تاریخی قطعا به بخشهای مختلف جامعه این پیام را میدهد که دزدی آثار تاریخی یا آسیب رساندن به آنها برای حکومت اهمیت چندانی ندارد و این گونه است که آثار گذشتگان، حتی شیرهای سنگی گورستانها یا کلون درهای روستاها هم گاه از دستبرد دزدان در امان نمیمانند.
برای حکومت جمهوری اسلامی، هویت فرهنگی آن چیزی است که در خطبههای نماز جمعه و سخنرانیهای مقامهای مذهبی تبیین میشود و آثار چند هزار سال فرهنگ ایران، از نگاه مقامهای جمهوری اسلامی ثروتی است که گوشهای خاک میخورد و میتوان در اولین فرصت آن را نقد کرد.
عزیزالله ملکی، فرمانده انتظامی استان فارس خبر داد که فردی در خیابان منوچهری شیراز با سلاح سرد چهار نفر را به قتل رساند و دو نفر را مجروح کرد.
ملکی دوشنبه پنجم خرداد اعلام کرد این فرد با شلیک ماموران پلیس از ناحیه پا مجروح و سپس دستگیر شد.
او اضافه کرد: «قاتل حدود ۳۷ سال دارد که ظاهرا مواد مخدر مصرف کرده بود. او پس از بازداشت به دادسرا منتقل شده است.»
همزمان، مسعود عابد، رییس مرکز اورژانس فارس در گفتوگو با خبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، گفت در حادثه خیابان منوچهری شیراز سه مرد و یک زن کشته و دو مرد دیگر مجروح شدند.
او با بیان اینکه دو مجروح این رخداد به بیمارستان رجایی شیراز منتقل شدند، گفت: «ضارب این حادثه که به ضرب گلوله پلیس مجروح شده، برای سیر مراحل درمان به یکی از بیمارستانهای شیراز منتقل شده است.»
کامران میرحاجی، دادستان مرکز استان فارس نیز با اشاره به دستگیری فرد ضارب گفت او جوانی است که ظاهرا از کسبه خیابان منوچهری شیراز است و تحقیقات تکمیلی در خصوص علل و عوامل این رخداد و کشف انگیزه او آغاز شده است.
تا زمان تنظیم این گزارش، درباره دلایل و انگیزهای این فرد برای این حمله، خبری منتشر نشده است.
آمار نزاع و رفتارهای خشن از جمله زورگیری و ایجاد ناامنی در خیابانهای ایران که در برخی موارد به کشته و زخمی شدن شهروندان منجر شده است، در سالهای گذشته بهشدت افزایش داشته.
در ماههای گذشته نیز در سایه فقر اقتصادی و افزایش بحرانها و نابسامانیهای اجتماعی در ایران، گزارشهای بسیاری درباره افزایش موارد سرقت و زورگیری در شهرهای مختلف کشور منتشر شده است.
در جریان این زورگیریها، بسیاری از متهمان پس از بازداشت انگیزههای خود را فقر اقتصادی عنوان کرده و گفتهاند که به دلیل بدهیهای مالی یا برای تامین نیازهای خود و خانوادههایشان، اقدام به سرقت کردهاند.
احمد علوی، استاد دانشگاه و اقتصاددان، سوم خرداد در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت: «هر بحران اقتصادی بهناچار به بحرانهای اجتماعی منجر میشود و این بحرانها نیز پیامدهای سیاسی در پی دارند و بالعکس. بنابراین، این سه عنصر در جامعه بهطور کامل به هم وابستهاند.»
یک هفته پس از افشای هزینه حدود یک میلیارد تومانی سفر وزیر راه و شهرسازی دولت مسعود پزشکیان و خانوادهاش به کیش از جیب مردم، سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری این خبر را تایید کرد اما گفت هزینه این سفر از حقوق ماهانه خانم وزیر کم خواهد شد.
از سوی دیگر دیوان محاسبات از تخلف دو هزار میلیارد تومانی در وزارت راه خبر داد و اعلام کرد طی پنج ماه گذشته حدود دو هزار میلیارد تومان با مصوبهای غیرقانونی در موارد مشابه در وزارت راه هزینه شده است.
کیشگیت؛ هزینه جنجالی در سفر خانوادگی وزیر
۲۸ اردیبهشت، امیرحسین ثابتی، نماینده اصولگرای تهران در مجلس شورای اسلامی، در نطقی در جلسه علنی گفت اسنادی به دستش رسیده که نشان میدهد شش نفر از اعضای درجه یک فامیل خانم فرزانه صادق، وزیر راه، از فرزند و همسر او تا داماد و خواهرزادههایش، با هزینه نزدیک به یک میلیارد تومانی به کیش سفر کردند.
ثابتی گفت وزیر راه و خانوادهاش در حالی از امکانات بیتالمال استفاده کردند که این امکانات برای کارمندان آن وزارتخانه است نه بستگان مسئولین.
او ساعاتی بعد سند مورد نظر را در حساب کاربریاش در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد.
این سند نامه رییس اداره رفاهی سازمان هواپیمایی کشوری، از زیرمجموعههای وزارت راه است که در آن با اشاره به نام تکتک اعضای خانواده فرزانه صادق، تایید شده هزینه اقامت این افراد در کیش با تمام امکانات را وزارت راه میپردازد.
طبق سند، سفر مورد نظر در بازه زمانی ۲۴ تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۳ انجام شده است.
پس از انتشار این سند، رییس مرکز ارتباطات و اطلاعرسانی وزارت راه و شهرسازی اعلام کرد سفر وزیر شخصی بوده و هیچگونه ارتباطی با ماموریتهای اداری یا منابع وزارت راه و شهرسازی نداشته است.
سخنگوی وزارت راه گفت همه هزینههای سفر از محل منابع شخصی خانوادهها پرداخت شده و مستندات آن موجود است و در صورت لزوم، در اختیار افکار عمومی و مراجع ذیصلاح قرار خواهد گرفت.
همان روز، ثابتی، جوابیه وزارت راه را منفعلانه خواند و سند دیگری درباره این سفر را در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد.
این سند، ریز جزییات هزینههای سفر خانوادگی خانم وزیر است که در آن مشخصا مشتری سازمان هواپیمایی کشوری ذکر شده؛ یعنی صورتحساب از بودجه عمومی پرداخت شده نه از حساب وزیر.
همچنین در حالی که قیمت گرانترین سوئیت در گرانترین هتل کیش، هتل ترنج، حداکثر ۳۳ میلیون تومان است، برای اقامت خانواده وزیر راه در سوئیت رویال رو به باغ، شبی ۷۰ میلیون تومان و برای اقامت در سوئيت رویال رو به دریا شبی ۸۰ میلیون تومان پرداخت شده است.
نام هتل یا اقامتگاه مورد نظر در سند نیامده.
هزینه این سفر پرخرج با پرواز رفت و برگشت به کیش ۹۵۵ میلیون تومان شده و در بخشی از سند تاکید شده وزیر و خانواده او از امکانات استخر روباز برای آقایان و خانمها بهرهمند شدهاند.
اول خرداد، محمد منان رئیسی، نماینده قم، در نامهای خطاب به دیوان محاسبات که نسخهای از آن را در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، از این نهاد خواست درباره افشاگری انجام شده و موضع وزارت راه شفافسازی شود.
یکشنبه چهارم خرداد، مدیرکل روابط عمومی سازمان هواپیمایی کشوری، در نشست با خبرنگاران گفت که سفر وزیر با هزینه شخصی بوده و هیچ مورد خارج از سیستمی انجام نشده است.
ساعاتی بعد اما جعفر یازرلو، سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری، گفت هزینه سفر خانوادگی وزیر، از حقوق ماهانه او کسر خواهد شد.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران نیز نوشت که بر اساس سخنان سخنگوی هواپیمایی کشوری، هزینه ۹۵۵ میلیون تومانی سفر باید از حقوق خانم وزیر و خواهرش کم شود، چون به گفته این خبرگزاری، خواهر فرزانه صادق مال واجرد (فرشته) هم کارمند وزارت راه و شهرسازی است.
اطلاعیه دیوان محاسبات درباره فساد دو هزار میلیارد تومانی در وزارت راه
یکشنبه چهارم خرداد، دیوان محاسبات با انتشار اطلاعیهای ابعاد تازهای از تخلفات در امور رفاهی در وزارت راه و شهرسازی را افشا کرد. تخلفاتی که نشان دادند آنطور که ثابتی گفته، سفر خانوادگی وزیر راه به کیش، نوک قله فساد بوده است.
دیوان محاسبات اعلام کرد سازمان هواپیمایی کشوری در سال ۱۴۰۳ با تصمیم شورای معاونین توسعه مدیریت واحدهای تابعه وزارت راه و شهرسازی، از طریق چند شرکت هواپیمایی غیردولتی به کارکنان این وزارتخانه خدمات رفاهی ارائه کرده است.
به گفته این نهاد نظارتی، اقدام مورد نظر در حکم تهاتر منابع درآمدی با بخشی از هزینههای رفاهی کارکنان وزارت راه و شهرسازی، غیرقانونی بوده است.
دیوان محاسبات خبر داد در نتیجه این تخلف، دو هزار میلیارد تومان مطالبات دولت برگردانده نشده است.
در سند فاش شده از سفر خانوادگی وزیر راه، رییس اداره امور رفاه وزارتخانه به تفاهمنامه ۲۱ آبان سال ۱۴۰۳ استناد کرده و خواستار ارائه خدمات رفاهی به خانواده وزیر شده است. همان مصوبهای که دیوان محاسبات آن را غیرقانونی خوانده.
تاریخ این تفاهمنامه نشان میدهد کل این فساد در دولت پزشکیان اتفاق افتاده و اجرایش تنها در شش ماه، به دو هزار میلیارد تومان تخلف منجر شده است.
وزیر راه همراه با مسعود پزشکیان
سکوت پزشکیان و وزیر راه
به رغم گذشت یک هفته از افشای اسناد سفر خانوادگی وزیر راه به کیش، خود فرزانه صادق و شخص پزشکیان در این باره سکوت کردهاند؛ به ویژه اینکه با اطلاعیه دیوان محاسبات، ابعاد تخلف فراتر از سفر خود وزیر رفته و به کل وزارتخانه تعمیم داده شده است.
فرزانه صادق، تنها وزیر زن دولت چهاردهم است. پزشکیان، مرداد سال ۱۴۰۳، در جلسه رای اعتماد به وزیران پیشنهادیاش گفت که فرزانه صادق مال واجرد را به درخواست رهبر جمهوری اسلامی به عنوان وزیر برگزیده و دفتر علی خامنهای این ادعا را تکذیب نکرد.
اما فرزانه صادق، اولین عضو کابینه پزشکیان نیست که سفرش خبرساز شده است.
پزشکیان ۱۶ فرودین امسال، شهرام دبیری، معاون پارلمانی خود را به دنبال واکنشها به سفر او به قطب جنوب، برکنار کرد.
او در متن برکناری دبیری نوشت که با توجه به فشار اقتصادی وارد شده به مردم، سفر پرهزینه تفریحی مسئولان رسمی، حتی با هزینههای شخصى، «قابل دفاع و توجیهپذیر» نیست.
با این حال، پزشکیان یک ماه بعد در جلسه تودیع معاون پارلمانیاش از دبیری تمجید کرد و گفت که او میتوانست زندگی خوبی در خارج داشته باشد اما در ایران ماند.
در ادامه اعمال فشار جمهوری اسلامی بر بهائیان در ایران، دهها مغازهدار بهائی ساکن شیراز با احضار، بازجویی و تشکیل پرونده قضایی مواجه شدند. همزمان ماموران امنیتی خانههای شش شهروند بهائی ساکن یزد و یک شهروند بهائی در شیراز را تفتیش کرده و برخی از وسایل شخصی آنها را ضبط کردند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، در اردیبهشتماه ۱۴۰۴ دستکم ۲۰ مغازهدار بهائی به اداره اماکن شیراز احضار و بازجویی شدند و بهدلیل تعطیل کردن مغازههایشان در اعیاد بهائیان، با اتهام «تبلیغ علیه نظام» برایشان پرونده قضایی باز شده است.
یک منبع مطلع در اینباره به ایراناینترنشنال گفت: «در هفتههای گذشته افرادی که خود را نماینده اداره اماکن معرفی کردند، با مراجعه به واحدهای صنفی متعلق به شهروندان بهائی در شیراز، آنها را درباره اعتقادات دینیشان مورد پرسش قرار دادند و در نهایت ۲۸ اردیبهشت آنها را به این اداره احضار کردند.»
به گفته این منبع آگاه، در جلسات بازجویی به این شهروندان اعلام شد اتهامشان «تبلیغ علیه نظام از طریق تبلیغ به نفع بهائیت» است و دلیل این اتهام هم تعطیلی مغازهها در یکی از اعیاد مذهبی بهائیان عنوان شد.
فهرستی ۴۰۰ نفره برای احضار
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، این شهروندان در ادامه به شعبه ۱۰ دادیاری دادسرای انقلاب شیراز احضار شدند و برای آزادی موقتشان تا زمان تشکیل دادگاه، وثیقهای به مبلغ ۴۰۰ میلیون تومان تعیین شد و دفاعیه نیز از آنها اخذ شد.
به گفته یک منبع آگاه، در روزهای گذشته برای حدود ۲۰ نفر از شهروندان بهائی در شیراز به این شیوه پرونده قضایی تشکیل شده است: «بازپرس پرونده گفت که فهرستی شامل نام حدود ۴۰۰ نفر وجود دارد که تعدادی از آنها تاکنون احضار شدهاند و کسانی هم قرار است در آینده احضار شوند.»
بر اساس تقویم بهائیان، هر سال ۹ روز به نام «ایام محرمه» شناخته میشود و شهروندان بهائی طی این روزها کارهای اداری، مالی و تجاری خود را تعطیل میکنند.
پلمب و تعطیل کردن واحدهای صنفی بهائیان در ایران و پروندهسازی برای آنها در حالی صورت میگیرد که برابر ماده ۲۸ قانون نظام صنفی کشور، صاحبان واحدهای صنفی میتوانند تا سقف ۱۵ روز در سال، مغازه یا واحد صنفی خود را به دلایل مذهبی تعطیل کنند.
منبع نزدیک به خانوادههای شهروندان بهائی ساکن شیراز در این خصوص به ایراناینترنشنال گفت: «در شرایطی که کشور با بحران اقتصادی گستردهای مواجه است، برخوردهای امنیتی با کسبه بهائی فشار مضاعفی بر آنها وارد کرده. این برخوردها بخشی از سیاستهای تبعیضآمیز و سازمانیافته جمهوری اسلامی علیه اقلیتهای دینی بهویژه بهائیان است.»
تفتیش خانههای هفت شهروند بهائی
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، یکشنبه چهارم خردادماه، پنج مامور امنیتی با حکم قضایی برای تفتیش وارد منزل مهران دهقانمنشادی، شهروند بهائی ساکن شیراز شدند.
طبق این اطلاعات، آنها پس از بازرسی کامل خانه، لپتاپ، تبلت، هارد، تلفنهای همراه اعضای خانواده و تمامی کتابها، عکسهای مذهبی و گردنبندهای طلا با نماد بهائی را ضبط کردند.
ماموران در پایان اعلام کردند این شهروند بهائی در روزهای آینده به دادسرا احضار خواهد شد.
در خبری دیگر، سایت حقوق بشری هرانا گزارش داد شامگاه اول خرداد، منازل شش شهروند بهائی ساکن یزد به نامهای رامین جیوه، جمال قدیرزاده، قدرت میرزایی، منوچهر سبحانی، فرخ شادپور و طراز امیری، بهدست ماموران وزارت اطلاعات تفتیش شد.
طبق این گزارش، ماموران در جریان بازرسی از منازل این شهروندان بهائی، برخی از وسایل شخصی متعلق به آنها از جمله کتابهای مرتبط با بهائیت، تلفنهای همراه و لپتاپهایشان را ضبط کردند.
زیارتگاه بهائیان در شهر حیفا
سکته قلبی زندانی بهائی ۸۲ ساله در اوین
مهدی محمودیان، فعال مدنی و زندانی سیاسی در نامهای از زندان اوین از سکته قلبی عطاالله ظفر، زندانی بهائی ۸۲ ساله، پس از بیتوجهیهای مکرر پزشکی در زندان خبر داد.
محمودیان با بیان اینکه ظفر، سوم خرداد پس از چند نوبت مراجعه بیپاسخ به بهداری زندان اوین، دچار سکته قلبی شد و به بیمارستان منتقل شد، نوشت: «این حادثه در حالی رخ داد که وضع جسمی وخیم او بارها از سوی وکیل، همبندیها و حتی پزشکان به مسئولان قضایی گزارش شد اما هیچ اقدام مؤثری برای درمان یا توقف اجرای حکم انجام نشد.»
او با اشاره به اینکه ظفر در مرحله اول بازداشت با تایید پزشکی قانونی مشمول قرار عدم تحمل کیفر شد و از زندان آزاد شد، نوشت: «او پس از مدت کوتاهی با فشار نهادهای امنیتی مجددا محاکمه و به زندان بازگردانده شد. در حکمی عجیب و با وجود افزایش سن و وخامت بیماری، پزشکی قانونی اینبار با فشار وزارت اطلاعات اعلام کرد وی قادر به تحمل کیفر است.»
بهائیان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷، بهطور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار گرفتهاند.
فشارهای جمهوری اسلامی بر بهائیان در ایران طی یک سال گذشته شدت گرفته است.
منابع غیررسمی میگویند بیش از ۳۰۰ هزار شهروند بهائی در ایران زندگی میکنند.
قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی را به رسمیت میشناسد.