پاپ فرانسیس؛ اصلاحطلبی که واتیکان را به چالش کشید
پاپ فرانسیس روز دوشنبه اول اردیبهشت درگذشت. این مقاله به بررسی رهبری او، دیدگاههای الهیاتیاش، تاثیراتش بر سیاستهای جهانی و چالشهایی میپردازد که در هدایت ۱.۳ میلیارد کاتولیک در جهان با آنها روبهرو بود.
پاپ فرانسیس، با نام اصلی خورخه ماریو برگولیو، ۱۷ دسامبر ۱۹۳۶ در بوئنوس آیرس، پایتخت آرژانتین متولد شد. او ۲۶۶مین پاپ کلیسای کاتولیک بود و انتخابش در مارس ۲۰۱۳، چندین رکورد تاریخی را شکست.
او اولین پاپ یسوعی (فرانچسکانی)، اولین پاپ از قاره آمریکا و اولین پاپ غیراروپایی در بیش از هزار سال اخیر بود.
دوران پاپ فرانسیس با تاکید بر فروتنی، عدالت اجتماعی، تفسیرهای الهیاتی پیشرو و اصلاحات کلیسایی همراه بود.
آغاز زندگی و مسیر کشیش شدن
پاپ فرانسیس در یک خانواده کارگری از مهاجران ایتالیایی به دنیا آمد. قبل از انتخاب مسیر دینی، در رشته شیمی تحصیل کرد و به عنوان تکنسین در یک آزمایشگاه مواد غذایی شروع به کار کرد اما در ۲۱ سالگی، احساس کرد یک دعوت معنوی درونی از او صورت گرفته که او را به پیوستن به فرقه یسوعیها (Jesuits) سوق داد.
او در سال ۱۹۶۹ کشیش شد و در سال ۱۹۷۳ به عنوان رهبر یسوعیهای آرژانتین منصوب شد.
دوره رهبری برگولیو بر یسوعیهای آرژانتین با تاکید بر عدالت اجتماعی، کمک به فقرا و الهیات عملی برجسته شد.
خلاف بسیاری از رهبران کلیسا، او زندگی سادهای در پیش گرفت. از حملونقل عمومی استفاده میکرد و به جای تجملگرایی، در اقامتگاههای ساده به سر میبرد اما عملکردش در جنگ آرژانتین (۱۹۷۶ تا ۱۹۸۳) بحثبرانگیز شد.
در آن دوران، رژیم نظامی آرژانتین مخالفان خود را سرکوب میکرد و بسیاری از کشیشهای فعال در حوزه حقوق بشر تحت تعقیب قرار گرفتند. برخی منتقدان معتقدند که برگولیو میتوانست اقدامات آشکارتری برای دفاع از این افراد انجام دهد اما حامیانش میگویند که او بهطور مخفیانه از نفوذ خود برای نجات جان برخی کشیشها و فعالان اجتماعی استفاده کرده است.
مسیر پاپ شدن
در سال ۱۹۹۸، برگولیو به عنوان اسقف اعظم بوئنوس آیرس منصوب شد و در این نقش به فعالیتهای اجتماعی و ارائه خدمات مذهبی خود ادامه داد. او امتیازات خاص مقامات کلیسا را پس زد و به جای کاخ اسقفی، در آپارتمانی ساده زندگی کرد.
در سال ۲۰۰۱، پاپ ژان پل دوم، برگولیو را کاردینال کرد. شهرت او به عنوان مدافع فقرا در کلیسای کاتولیک افزایش یافت و در سال ۲۰۰۵ یکی از نامزدهای برجسته برای مقام پاپ بود اما در نهایت به نفع پاپ بندیکت شانزدهم کنار رفت.
پس از استعفای تاریخی پاپ بندیکت شانزدهم در سال ۲۰۱۳، برگولیو به عنوان پاپ جدید انتخاب شد و نام فرانسیس را برگزید. او این نام را به افتخار سنت فرانسیس آسیزی، قدیسی که به خاطر فقر و حفاظت از محیط زیست شناخته میشود، برای خود انتخاب کرد.
دیدگاههای الهیاتی و اصلاحات کلیسایی
از زمان انتخاب به عنوان پاپ، فرانسیس اصول رحمت، شفقت و شمول را ترویج داد. دیدگاههای او درباره تعالیم اجتماعی با تمرکز بر گروههای حاشیهنشین و مواجهه با بحرانهای جهانی منعکس شد.
پاپ فرانسیس به رویکرد باز و شفقتآمیز مشهور بود. او بارها تاکید کرد که کلیسا باید پذیرای همه باشد؛ از جمله افراد طلاق گرفته، الجیبیتیکیو پلاس (LGBTQ+) و مهاجران.
اظهار معروف او «من که هستم که قضاوت کنم؟» درباره افراد الجیبیتیکیو پلاس، تحولی مترقی در کلیسای کاتولیک بود؛ اگرچه او از تغییر دکترین رسمی در مورد ازدواج همجنسگرایان خودداری کرد.
سال ۲۰۱۵، پاپ فرانسیس «Laudato Si’» را منتشر کرد که یک دایرهالمعارف درباره محیط زیست است. او در این دانشنامه، خواستار اقدام فوری برای مقابله با تغییرات اقلیمی و تخریب محیط زیست شد.
پاپ فرانسیس اقدام در حوزه محیط زیست را به عنوان یک وظیفه اخلاقی مطرح کرد و از دولتها، شرکتها و افراد خواست مسئولیتشان را در قبال حفاظت از سیاره زمین بر عهده بگیرند.
پاپ فرانسیس همچنین یکی از منتقدان سرسخت نابرابری اقتصادی بود. او سرمایهداری بدون نظارت را با عبارت «اقتصادی که میکشد» توصیف کرد.
او در دوران حیاتش خواستار درآمد پایه جهانی، بخشش بدهی کشورهای در حال توسعه و محدود کردن مصرفگرایی افراطی شد. این دیدگاهها، حمایتهایی را جلب کرد اما از سوی اقتصاددانان محافظهکار مورد انتقاد قرار گرفت.
تنش با محافظهکاران آمریکایی
پاپ فرانسیس به ویژه با جناح محافظهکار در ایالات متحده بر سر موضوعات مختلفی اختلاف نظر داشت. او به شدت از سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی دوران دونالد ترامپ (در دوره اول ریاستجمهوری او) انتقاد کرد و بارها خواستار رفتار انسانیتر با مهاجران و پناهجویان شد.
بسیاری از محافظهکاران مذهبی، تغییرات اقلیمی را نادیده میگیرند اما پاپ فرانسیس در Laudato Si’ تاکید کرد بحران زیست محیطی یک مسئولیت اخلاقی است و از دولتها خواست اقدامات جدیتری در این زمینه انجام دهند.
تاکید او بر نابرابری در سیستم اقتصاد جهانی و خطر سرمایهداری بدون نظارت برای جوامع فقیر، باعث شد که برخی منتقدان آمریکایی این دیدگاههای او را «ضد سرمایهداری و سوسیالیستی» توصیف کنند.
این مواضع باعث میشد که پاپ فرانسیس در میان دموکراتها و گروههای دیگری محبوب باشد اما در جناح محافظهکار ایالات متحده، به ویژه میان برخی اسقفهای کاتولیک آمریکایی، مخالفتهایی علیه او شکل بگیرد.
رسیدگی به رسواییهای آزار جنسی در کلیسا
در سالهای گذشته، گزارشهای متعددی درباره سوءاستفاده جنسی کشیشان از کودکان و لاپوشانی این جرایم از سوی مقامات کلیسایی منتشر شد که کاهش اعتماد عمومی را به کلیسا در پی داشت.
به این ترتیب یکی از بزرگترین چالشهای دوران پاپ فرانسیس، رسیدگی به رسواییهای جنسی در کلیسای کاتولیک بود.
او تلاش کرد با ایجاد محاکم کلیسایی ویژه برای محاکمه اسقفهایی که این جرایم را پنهان کرده بودند، اصلاحاتی انجام دهد. همچنین قوانین سختگیرانهتری برای حمایت از قربانیان وضع کرد و برخی از اسقفهای متهم را از مقام خود برکنار کرد.
با این حال، منتقدان میگویند که اقدامات او کافی نبود و در برخی موارد، تصمیمهای متناقضی گرفته شد. برخی آسیبدیدگان و فعالان حقوق بشر انتظار داشتند که او رویکرد قاطعتری اتخاذ کند و تمامی مقامات کلیسایی را که در پنهانکاری این جرایم نقش داشتند، معرفی و مجازات کند.
مخالفت کاتولیکهای سنتگرا
تلاشهای پاپ فرانسیس برای مدرنسازی کلیسا، باعث مقاومت داخلی در میان کاتولیکهای سنتگرا شد. یکی از مهمترین نقاط اختلاف، کاهش محدودیتهای کلیسا برای افراد طلاق گرفته بود. او راه را برای برخی از افراد مطلقه به منظور دریافت عشای ربانی باز کرد که از دید سنتگرایان، کاهش سختگیریهای کلیسا بر ارزشهای سنتی محسوب میشد.
عشای ربانی، یادبود و بازسازی شام آخر عیسی مسیح با شاگردانش در شب قبل از مرگ است.
کاتولیکهای سنتگرا همچنین رویکرد ملایمتر پاپ فرانسیس نسبت به همجنسگرایان را نوعی سازش با ارزشهای مدرن دانستهاند.
در سال ۲۰۲۱، او آیین سنتی لاتین را که در دوران پاپ بندیکت شانزدهم دوباره رایج شده بود، محدود کرد. این تصمیم، موجب اعتراض برخی از محافظهکاران کلیسا شد که آن را «حمله به سنتهای مذهبی» قلمداد کردند.
میراث فرانسیس
فرانسیس با یک ریه تنفس میکرد و بخش بزرگی از یک ریهاش را در دوران کودکی به علت یک بیماری از دست داده بود. او به زبانهای ایتالیایی، اسپانیایی و آلمانی صحبت میکرد و با زبانهای انگلیسی، فرانسوی و پرتغالی آشنایی داشت.
پاپ به رقص سنتی آرژانتین، یعنی تانگو علاقه داشت و گفته بود: «در جوانی تانگو میرقصیدهام.»
او عضو کانون هواداران باشگاه فوتبال سن لورنزو نیز بود.
دوره پاپ فرانسیس ترکیبی از اصلاحات، جنجالها و رهبری اخلاقی بود.
او با تاثیرگذاری بر مباحث جهانی اقتصاد، تغییرات اقلیمی، مهاجرت و عدالت اجتماعی، کلیسای واتیکان را به بازیگری فعالتر در سیاست جهانی تبدیل کرد.
پاپ فرانسیس احتمالا به خاطر دفاع از فقرا و حاشیهنشینان، رهبری در مسائل محیط زیستی از طریق Laudato Si’ و فراخوان برای اصلاحات کلیسا و نقش دیپلماتیک خود در سیاست جهانی شناخته خواهد شد اما سرنوشت نهایی اصلاحات او را آینده کلیسا مشخص خواهد کرد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.