شهریار بیات، زندانی عقیدتی محکوم به اعدام، از رسیدگی پزشکی محروم مانده است
الهه بیات، دختر شهریار بیات، زندانی عقیدتی ۶۵ ساله و یکی از بازداشتشدگان محکوم به اعدام خیزش «زن، زندگی، آزادی»، در گفتوگو با ایراناینترنشنال از بلاتکلیف ماندن پرونده پدرش در دیوان عالی کشور و محروم ماندن او از اعزام به بیمارستان و رسیدگی پزشکی در زندان اوین خبر داد.
بیات جمعه پنجم بهمن در گفتوگو با وبسایت ایراناینترنشنال گفت پدرش از بیماریهای مختلف از جمله پروستات، نقرس و مشکلات گوارشی رنج میبرد و از چند ماه پیش با «صداهای عجیبی» در سرش مواجه شده است.
او با بیان اینکه پدرش به دلیل مشکلات دندانپزشکی متحمل رنجهای بسیاری شده است، به ایراناینترنشنال گفت: «پدرم پیش از بازداشت با توصیه پزشک تمامی دندانهایش را کشید و قرار بود ایمپلنت کند اما پس از بازداشت نتوانست پروسه درمان را طی کند و به ناچار از دندان مصنوعی استفاده میکند. او ناچار باید غذا را له کند که بتواند بخورد و به همین دلیل وضعیت تغذیهاش چنان به هم ریخته که با مشکلات گوارشی و لاغری شدید مواجه شده است.»
به گفته دختر این زندانی سیاسی، او در ماههای اخیر بارها به دلیل وضعیت نامناسب جسمی به بهداری زندان مراجعه کرده اما هر بار تنها داروهایی که هیچ تاثیری در بهبودیاش ندارند، به او داده شده است.
او اضافه کرد با وجود وضعیت نامناسب پدرش در زندان و درخواستهای مکرر برای اعزام به بیمارستان با هزینه شخصی، همچنان از اعزام بیات به مراکز درمانی و رسیدگی پزشکی جلوگیری میشود.
در سالهای گذشته گزارشهای متعددی درباره عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان در ایران و نقض حق دسترسی آنان به درمان مناسب از سوی مسئولان زندانها منتشر شده است.
طی سالهای اخیر، شماری از زندانیان در ایران جان خود را در زندان از دست دادهاند و جمهوری اسلامی مسئولیتی در قبال مرگ آنها که به دلیل اعمال فشار، شکنجه و ارائه ندادن خدمات پزشکی رخ داده، نپذیرفته است.
تصویری از شهریار بیات در زمان اعزام به مرخصی در زمستان ۱۴۰۲
بلاتکلیف ماندن پرونده در دیوان پس از صدور حکم
الهه بیات در خصوص آخرین وضعیت پرونده پدرش به ایراناینترنشنال گفت با گذشت ۲۸ ماه از زمان بازداشت و یک سال از زمان صدور حکم اعدام و ارسال پرونده به دیوان عالی کشور، هیچ تغییری در پرونده پدرش صورت نگرفته و همچنان به صورت بلاتکلیف در زندان است.
او در پاسخ به این سوال که آیا شعبه رسیدگیکننده به پرونده پدرش در دیوان عالی کشور مشخص شده است، گفت: «پس از اعتراض به حکم اعدام صادر شده، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد اما طی این مدت، مسئولان دیوان هیچ پاسخ مشخصی به خانواده و وکلا ندادهاند و هر بار گفتهاند در نوبت رسیدگی است و باید منتظر بمانید.»
ایراناینترنشنال فروردین سال جاری در گزارشی نوشت که شهریار بیات در ۲۵ بهمن ۱۴۰۲ در بخش نخست پرونده با حکم دادگاه کیفری یک استان تهران به اتهام «سب النبی» به اعدام محکوم شد.
در این حکم، سعید شرافتی و علی تقیان، دو تن از مستشاران دادگاه، رای به اعدام و ابوالقاسم مرادطلب، مستشار دیگر دادگاه، رای به حبس بیات دادند.
مستشاران دادگاه برای صدور حکم اعدام از متن پیامها و انتشار تصاویر منتسب به بیات که «توهین به پیامبر اسلام، حضرت زهرا، حضرت زینب، حضرت ابوالفضل، حضرت عیسی و مکه مکرمه و آیات قرآنی» تلقی شده، به عنوان مصداق این اتهام استناد کردهاند.
حکم اعدام بیات در حالی صادر شده است که پروندهاش در مراحل نخست دادرسی به دلیل عدم وجود ادله کافی بابت اتهام «سبالنبی» با صدور قرار «منع تعقیب» مختومه شده بود.
در ادامه و با اعتراض دادستان شهریار، پرونده این شهروند معترض بار دیگر در دادگاه کیفری رسیدگی و برای او حکم اعدام صادر شد.
بیات با تاکید بر این که پدرش جرمی مرتکب نشده است، به ایراناینترنشنال گفت: «در همان مراحل نخست رسیدگی به پرونده به پدرم گفته بودند به زودی آزاد میشود. حتی در زمستان ۱۴۰۲ و پس از ارائه درخواست مرخصی برای درمان با تودیع قرار وثیقه هشت میلیارد تومانی به مرخصی درمانی اعزام شد اما پس از دو هفته که به زندان بازگشت، بهیکباره با ابلاغ حکم اعدام مواجه شد.
تصویری از شهریار بیات پس از اعزام به مرخصی در مقابل زندان اوین
این شهروند معترض بازداشت شده در بخش دوم پروندهاش به دلیل حضور در اعتراضات، با حکم شعبه اول دادگاه انقلاب شهریار به ۱۸ سال حبس محکوم شده است.
بر اساس حکم صادر شده، بیات بابت اتهام «تشکیل گروه به قصد بر هم زدن امنیت کشور» به ۱۰ سال حبس، به اتهام «اجتماع و تبانی» به پنج سال حبس، بابت اتهام «توهین به علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی و روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی» به دو سال حبس و برای اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شد.
بازداشت و بازجویی
شهریار بیات سوم مهر ۱۴۰۱ با گزارش ماموران انتظامی و ماموران اداره اطلاعات شهریار به دلیل حضور در خیزش «زن، زندگی، آزادی» بازداشت و پس از پایان بازجوییها ابتدا به زندان تهران بزرگ و مدتی بعد به زندان قزلحصار کرج و در نهایت به زندان اوین منتقل شد.
بیات در زمان بازداشت با اتهامهای «تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبر جمهوری اسلامی و نشر اکاذیب در بستر ارتباطی فضای مجازی» مواجه بود و در ادامه اتهام «اجتماع و تبانی بر ضد امنیت ملی و شرکت در اعتراضها» به او تفهیم و با صدور قرار بازداشت موقت به ماموران وزارت اطلاعات تحویل داده شد.
اداره کل اطلاعات استان تهران در جریان بازجوییها از بیات، انتشار تعدادی تصویر و پست منتشر شده در فضای مجازی را به او نسبت داد و اعلام کرد این مدارک که از تلفن او استخراج شده، نشان میدهد بیات به «سبالنبی» و اتهامات دیگر متهم است.
نهایتا قرار جلب به دادرسی این زندانی عقیدتی با اتهامهای «سبالنبی، توهین به مقدسات، تبلیغ علیه نظام، افساد فیالارض، توهین به علی خامنهای و روحالله خمینی، تشکیل گروه به قصد بر هم زدن امنیت کشور و توهین به امامان شیعه»، صادر و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه شهریار ارسال شد.
الهه بیات درباره روند رسیدگی به پرونده شهریار بیات به ایراناینترنشنال گفت که پدرش در بازجوییهای اولیه، تحت فشار و شکنجه شدید، ناچار به «اعتراف اجباری» شد و به بازنشر چند تصویر که در دادگاه به عنوان مصداقهای اتهام «سبالنبی» مورد استفاده قرار گرفت، متهم شد.
او با بیان اینکه پدرش در ادامه و طی تمامی مراحل دادرسی، اتهامات وارد شده به خود را رد و تاکید کرده که «تحت فشار و شکنجه وادار به اعتراف اجباری شده» است، به ایراناینترنشنال گفت: «پدرم در اولین جلسه دادگاه به قاضی گفت چطور میشود به من اتهام سبالنبی وارد کنید در حالی که نام فرزندانم را از اسامی مذهبی یعنی الهه، زهرا و علیرضا انتخاب کردهام. قاضی هم همان زمان با دیدن پرونده به ماموران وزارت اطلاعات گفت هیچ ادلهای در پرونده وجود ندارد و به همین دلیل قرار منع تعقیب صادر شد.»
او در ادامه گفت که دادستان شهریار به رای صادر شده اعتراض کرد و چندی بعد حکم اعدام صادر کردند: «متاسفانه وکیل تسخیری که ابتدا در پرونده بود، به طرز عجیبی به خانواده گفت پدرم اعدام میشود و بهتر است پیگیری نکنند و رهایش کنند. بعد از آن حدود چهار ماه طول کشید تا اجازه ورود وکیل تعیینی به پرونده برای دفاع از پدرم داده شد.»
شهریار بیات، فرزند قربانعلی، متولد سوم مرداد سال ۱۳۳۹ و کارمند بازنشسته شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران است.
او که در جوانی مربی فوتبال بود و کوهنوردی را به صورت حرفهای دنبال میکرد، تا پیش از بازداشت در شهرستان شهریار در استان تهران زندگی میکرد.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.