• العربية
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

ابراهیم نبوی؛ خنده‌ای که در انزوا فروشکست

کامبیز حسینی
کامبیز حسینی

ایران‌اینترنشنال

۲۸ دی ۱۴۰۳، ۲۰:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

ابراهیم نبوی که ما او را «داور» صدا می کردیم، ۲۵ دی ماه خودش را در آمریکا کشت. او طنزپرداز و نویسنده‌ای بود با قلمی تیز و جسورانه که سال‌ها یکی از مهم‌ترین صداهای انتقادی جامعه ایران در دوره اصلاحات شد.

آثار او بازتابی از تضادهای اجتماعی و سیاسی بود که توانست میان خنده و نقد پلی بی‌همتا بسازد و برایش محبوبیتی بی‌نظیر به همراه بیاورد که شاید کمتر روزنامه‌نگار یا طنزپرداز ایرانی تجربه کرده بود. نبوی در دوره‌ای از تاریخ معاصر ایران، تبدیل به نماد طنز سیاسی در مطبوعات ایران شد و توانست با ابداع «طنز روزانه» نوشتن، ژانری را به مخاطب ایرانی معرفی کند که پیش از او وجود نداشت.

فارغ از قضاوت درباره اعتقادات سیاسی اصلاح طلبانه او، که در سال‌های اخیر همواره مورد مناقشه بود، ابراهیم نبوی بی‌شک یکی از تاثیر گزارترین روزنامه‌نگاران و نویسندگان زمان خودش بود. به نظر من، باید خبر تلخ خودکشی و پایان تراژیک او را از مرز یک رویداد شخصی فراتر دید و امید داشت که این مرگ خودخواسته تلنگری باشد برای بازتاب بحران‌های عمیق‌تری که بسیاری از هنرمندان در تبعید، تحت فشار سیاسی و در انزوای اجتماعی تجربه می‌کنند.

مرگ ابراهیم نبوی، بیش از هر چیز، یادآور این واقعیت است که خلاقیت و تعهد اجتماعی، بدون حمایت روانی و اجتماعی، می‌تواند به فشاری طاقت‌فرسا تبدیل شود. این اتفاق فرصتی برای واکاوی ابعاد پنهان زندگی او و درک عمیق‌تر از دشواری‌های هنرمندانی است که میان مخاطب، هویت و رسالت اجتماعی، گرفتار تضادهای گریزناپذیر می‌شوند.

در نهایت اگر این مطلب را تا آخر خواندید،‌ برای این سوال تکراری که آیا واقعا هنرمند به طور اعم و طنزپرداز به طور اخص باید رسالت اجتماعی داشته باشد؟ پاسخ مبرهنی پیدا نمی‌کنید.

نبوی و از دست دادن مخاطب: طنز در خلا
یکی از جنبه‌های حیاتی آثار ابراهیم نبوی، ارتباط مستقیم او با جامعه ایران بود. طنز نبوی زبانی زنده و وابسته به شرایط سیاسی و اجتماعی ایران داشت. با مهاجرت اجباری و گذشت زمان، او ارتباطش را با بخش بزرگی از مخاطبان از دست داد. مخاطبانی که روزگاری با اشتیاق طنز او را دنبال می‌کردند، در جریان تغییرات سیاسی و اجتماعی ایران، از او فاصله گرفتند.

کاهش محبوبیت جریان اصلاح‌طلبی در ایران، که نبوی یکی از چهره‌های شاخص ادبی و فرهنگی آن بود، او را از مخاطبانش جدا کرد. این جدایی نه‌ تنها به دلیل تغییر جایگاه سیاسی او، بلکه به دلیل تغییر نیازهای جامعه‌ای بود که با بحران‌های تازه‌تری مواجه شده بود.مردم از اصلاحات عبور کردند و او نه!

با این حال، با نگاهی به کارنامه او شکی نیست که ابراهیم نبوی سال‌ها به‌عنوان صدای برجسته جریان اصلاح‌طلبی، با قلم طنزش به انتقاد از کاستی‌های سیاسی و اجتماعی پرداخت. او از طنز نه صرفا برای سرگرمی، بلکه به‌عنوان ابزاری برای نقد و اصلاح استفاده کرد، سبکی که در بطن خود جسارت و مسئولیت را ترکیب می‌کرد.

100%

محبوبیت اصلاح‌طلبی، به‌ویژه پس از اعتراضات سال ۱۳۸۸ و تحولات سیاسی سال‌های بعد، به‌تدریج کاهش یافت. این تغییر وضعیت، تاثیرات گسترده‌ای بر نبوی و موقعیت اجتماعی او به‌عنوان یک طنزپرداز اصلاح‌طلب گذاشت.

نبوی در میانه این تغییرات، نه‌تنها از سوی جریان‌های سیاسی مخالف، بلکه از سوی بخشی از مخاطبان سابق خود نیز مورد انتقاد قرار گرفت. اصلاح‌طلبی که زمانی به‌عنوان صدای تغییرات مثبت شناخته می‌شد، حالا به سازش‌کاری متهم می‌شد و نبوی، به‌عنوان یکی از چهره‌های مرتبط با این جریان، در مرکز این انتقادها قرار داشت.

این انزوای سیاسی، به همراه حس طرد شدن از سوی جامعه‌ای که زمانی برای آن می‌نوشت، او را در موقعیتی فرساینده قرار داد. از طرفی خارج از ایران جایی برای خود نمی‌دید و از طرف دیگر، به عقیده من، به‌رغم خواسته قلبی‌اش که همواره آن را تکرار می‌کرد و تلاش داشت تا به آن دست یابد و به ایران برگردد، نتوانسته بود داخل ایران امروز هم جایگاهی برای خود پیدا کند. این یعنی کشف این نکته که حتی اگر بتواند به ایران برگردد، بازهم از رنجی که می‌کشید کاسته نمی‌شد.

برای یک هنرمند، ارتباط با مخاطب بخشی از هویت حرفه‌ای اوست. قطع این ارتباط، به‌ویژه برای کسی که آثارش عمیقا به درک و پذیرش اجتماعی وابسته است، می‌تواند منجر به بحران شود. نبوی که آثارش بازتاب‌دهنده دغدغه‌های روز جامعه بود، با احساس تلخ بیگانگی از جامعه‌ای که زمانی صدایش بود، دست‌وپنجه نرم می‌کرد. این فاصله روانی، در کنار فشارهای سیاسی و انزوای اجتماعی، وزنه سنگینی بر دوش او شد.

مهاجرت اجباری: گسست فرهنگی

مهاجرت برای ابراهیم نبوی، همچون بسیاری از روزنامه‌نگاران و هنرمندان ایرانی، راهی ناگزیر برای فرار از سرکوب سیاسی بود و هست. اما این تجربه، چالش‌هایی فراتر از آزادی بیان برای او به همراه داشت. مهاجرت، گرچه فضای فیزیکی او را از محدودیت‌ها رها کرد، اما او را با بحران‌های روانی و حرفه‌ای پیچیده‌تری مواجه ساخت.

گسست از جامعه و مخاطب که در نهایت همواره به انزوای فرهنگی و اجتماعی منجر می‌شود، برای نبوی کشنده بود.او که نوشته‌های روزانه‌اش را برای جامعه ایران می‌نوشت، با مهاجرت از محیط زبانی، فرهنگی و اجتماعی خود جدا شد. این گسست نه‌ تنها خلاقیت او را تحت تاثیر قرار داد، بلکه باعث شد احساس کند صدایش دیگر طنین گذشته را ندارد.

دوری از جامعه‌ای که هویت حرفه‌ای او را معنا می‌داد، به احساسی از بیگانگی منجر شد. این انزوا، که در بسیاری از مهاجران خلاق دیده می‌شود، به‌مرور زمان تاثیری عمیق بر سلامت روان او گذاشت.

100%
اما چرا طنزپردازان بیشتر در معرض افسردگی هستند؟

طنزپردازی هنری است که ظاهرا با شادی و خنده عجین شده، اما در بطن خود اغلب با زخم‌ها و دغدغه‌های درونی آمیخته است. طنزپردازان، با وجود لبخندهایی که به چهره دیگران می‌نشانند، خود ممکن است درگیر احساسات منفی یا افسردگی باشند. بسیاری از طنزپردازان، به‌ویژه آنهایی که طنز اجتماعی یا شخصی تولید می‌کنند، از طنز به‌عنوان ابزاری برای مواجهه با دردهای درونی استفاده می‌کنند. طنز به آن‌ها این امکان را می‌دهد که احساسات ناخوشایند خود را به قالبی قابل‌قبول تبدیل کنند. اما این مکانیسم دفاعی، اگرچه به‌طور موقت از شدت درد می‌کاهد، در بلندمدت می‌تواند مشکلات عمیق‌تری ایجاد کند، زیرا مسائل درونی حل‌نشده باقی می‌مانند و ممکن است به افسردگی منجر شوند.

طنزپردازان معمولا افرادی حساس هستند. این ویژگی‌ها به آن‌ها توانایی می‌دهد تا زوایای پنهان مسائل را ببینند و از آن‌ها برای خلق طنز استفاده کنند. اما همین حساسیت باعث می‌شود که بیش از دیگران از مشکلات زندگی، ناملایمات اجتماعی و حتی شکست‌های شخصی آسیب ببینند. آن‌ها دنیا را عمیق‌تر احساس می‌کنند و این عمق احساس، آن‌ها را به سوی افکار منفی و افسردگی سوق می‌دهد.

از طرفی طنزپردازان همواره با این انتظار مواجه هستند که دیگران را بخندانند، حتی زمانی که خود در شرایط روحی مناسبی نیستند. این فشار می‌تواند به مرور زمان خسته‌کننده و فرساینده باشد. آن‌ها ممکن است احساس کنند که اجازه ندارند لحظات ضعف یا غم را نشان دهند، زیرا جامعه از آن‌ها انتظار دارد که همیشه شاد و بانشاط باشند.طنزپردازان اغلب در صحنه و میان مخاطبان نقاب شادی به چهره می‌زنند، اما در زندگی شخصی ممکن است انسان‌هایی آرام، کم‌حرف یا حتی غمگین باشند. این دوگانگی بین تصویر عمومی و شخصیت واقعی می‌تواند باعث تنش درونی شود. زندگی با این تناقض روانی به‌مرور می‌تواند به احساس پوچی و افسردگی منجر شود.

طنز، به‌ویژه طنز انتقادی یا اجتماعی، اغلب ریشه در کاوش مسائل ناخوشایند، معضلات اجتماعی و نقاط ضعف انسان‌ها دارد. این تمرکز مداوم بر مشکلات و نواقص، ممکن است روحیه آن‌ها را تحت تاثیر قرار دهد و آن‌ها را نسبت به جنبه‌های مثبت زندگی کم‌توجه کند.

بسیاری از طنزپردازان در گذشته خود تجربیات تلخ یا آسیب‌های روانی داشته‌اند.این خاطرات و آسیب‌ها ممکن است در ناخودآگاه آن‌ها باقی بماند و گاه به شکل افسردگی یا اضطراب بازگردد. ضمن اینکه طنزپردازان معمولا در معرض قضاوت‌های مستقیم و گاه بی‌رحمانه قرار دارند. کار آن‌ها این است که مسائل حساس را دستمایه طنز قرار دهند و همین موضوع می‌تواند باعث ایجاد چالش‌های اخلاقی، نقدهای تند و حتی طرد شدن توسط برخی گروه‌ها شود. این مواجهه مداوم با قضاوت‌ها و انتقادها، می‌تواند روحیه آنها را تحلیل ببرد و می‌برد.

خلق طنز فرآیندی انرژی‌بر است که به تمرکز ذهنی و خلاقیت نیاز دارد. این تلاش مستمر برای پیدا کردن زوایای جدید، به مرور باعث خستگی روانی می‌شود. فرسودگی ذهنی، اگر با استراحت و مراقبت روانی همراه نباشد، زمینه‌ساز افسردگی خواهد شد. طنزپردازان در ظاهر پیام‌آور شادی و خنده‌اند، اما این شادی گاهی از دل زخم‌ها و رنج‌های درونی آنها برمی‌آید.

فشار اجتماعی، حساسیت شخصی، و دوگانگی بین چهره عمومی و شخصیت درونی، آنها را در معرض خطرات روانی از جمله افسردگی قرار می‌دهد. آگاهی از این واقعیت و توجه به سلامت روان طنزپردازان، می‌تواند گامی مهم در حمایت از آن‌ها و کاهش آسیب‌های روحی‌شان باشد.

طنزپرداز، انسانی است که دیگران را شاد می‌کند، اما گاهی نیازمند این است که کسی حال او را بپرسد.

100%

مرگ نبوی: فراخوانی برای بازاندیشی
خودکشی ابراهیم نبوی اما، نمایانگر بحران‌های عمیق‌تری است که هنرمندان ایرانی در جامعه حال حاضر ایران، که درگیر سرکوب و مهاجرت است، با آن روبه‌رو هستند. او قربانی ترکیبی از فشارهای سیاسی، اجتماعی و روانی شد که در نهایت به انزوایی طاقت‌فرسا انجامید. مرگ او، فراتر از یک حادثه فردی، به عقیده من، باید زنگ خطری باشد برای همه ما؛ برای جامعه‌ای که در سال‌های اخیر نقش خود در حمایت از هنرمندان را بازتعریف کرده است.

جامعه سیاست‌زده امروز ایران، که از ظلم و ستم خسته شده و سیاه و سفید می‌اندیشد، نمی‌خواهد و نمی‌تواند از هنرمندی که با اکثریت جامعه همراه نیست، حمایت کند. حقیقت اما این است که جامعه‌ای که از هنرمندانش انتظار خلاقیت و نقد دارد، نمی‌تواند نسبت به سلامت روان و نیازهای آن‌ها بی‌تفاوت باشد. این بی‌تفاوتی به مرگ هنرمند و در نهایت به مرگ هنر، اندیشه و فرهنگ می‌انجامد.

من امیدوارم که مرگ خودخواسته ابراهیم نبوی فرصتی شود تا به‌طور جدی‌تر به فشارهای روانی، اجتماعی و سیاسی که بر هنرمندان وارد می‌شود، فکر کنیم. ابراهیم نبوی، با تمام تناقض‌ها و چالش‌هایش، یادآور این واقعیت است که طنز، هرچند خنده را بر لبان دیگران می‌نشاند، می‌تواند برای خالق آن به قیمتی گزاف تمام شود.

رابطه شخصی نبوی با همکارانش
من سال‌ها با ابراهیم نبوی رابطه کاری و دوستانه داشتم و هرگز او را آدمی نیافتم که بخواهد عقاید سیاسی اصلاح‌طلبانه‌ی خودش را به دانش‌آموز طنز تحمیل کند. شاید فقط با کسانی که کار طنز می‌کردند یا تلاش داشتند طنازی یاد بگیرند این‌گونه بود و با دیگرانی که به حرفه‌اش ربطی نداشتند، جور دیگری رفتارمی‌کرد و بحث‌های داغ و احساسی سیاسی می‌کرد،‌ که می کرد!

به‌رغم اختلاف سیاسی که ما با هم داشتیم، و سال به سال هم فاصله‌مان بیشتر و بیشتر می‌شد، نبوی همیشه وقتی کاری از من می‌دید یا می‌شنید که فکر می‌کرد نیاز به تحسین یا نقد دارد، به من گوشزد می‌کرد. داور نبوی که من می‌شناختم با ابراهیم نبوی که در شبکه‌های اجتماعی تصویر می‌شود تفاوت داشت. البته که خودش باعث درست شدن این تصویر مخدوش از او در سال‌های اخیر شده بود، ولی هرگز این را به زبان نیاورد و مسئولیتش را به گردن نگرفت.

100%

ابراهیم نبوی، مثل دوست و همکار دیگر از دست‌رفته‌ام، علیرضا رضایی، طناز حساسی بود که تلخی دنیا را تحمل نکرد. طاقتش طاق شد، صبرش سر آمد و رفت. منتظر نایستاد که سرشکستگی دیکتاتور را ببیند. ای کاش می‌ماند تا آن روز نزدیک و خوش‌آبادانی ایران و سرافکندگی جمهوری اسلامی را می‌دید.

و اینکه ، طنز، هرچند خنده می‌آفریند، اما برای خالق آن به بهایی سنگین تمام می‌شود. ابراهیم نبوی، با تمام فراز و نشیب‌هایش، نمادی از هنرمندی بود که در مسیر خلاقیت، رسالت اجتماعی که برای خودش متصور بود و فشار روانی از پا افتاد. مرگ او فرصتی است برای بازاندیشی: آیا ما به اندازه‌ای که از هنرمندان انتظار داریم، از آن‌ها حمایت می‌کنیم؟

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

نیروهای بسیجی و لباس‌شخصی به تجمع هالووین جوانان در خیابان ایرانشهر تهران حمله کردند
۱

نیروهای بسیجی و لباس‌شخصی به تجمع هالووین جوانان در خیابان ایرانشهر تهران حمله کردند

۲

یک معلم بازنشسته در پی فشار ناشی از بازداشت دخترش در جشن تولدی در علی‌آباد کتول جان باخت

۳

جمهوری اسلامی برای نخستین بار از سال ۲۰۱۹ با مین چسبان به نفتکشی در تنگه هرمز حمله کرد

۴

قطر برای توافق تهران و واشینگتن تلاش می‌کند؛ مقام ایرانی از آمادگی پاسخ نظامی گفت

۵

توقیف و مصادره اموال بنیان‌گذار مدرسه اینورس؛ اردوبادی: جای من کنار مردم است

انتخاب سردبیر

  • بایننس می‌گوید ۹۰ درصد دارایی‌های سرقت‌شده در هک ۶.۳ میلیارد دلاری را جایگزین کرده است

    بایننس می‌گوید ۹۰ درصد دارایی‌های سرقت‌شده در هک ۶.۳ میلیارد دلاری را جایگزین کرده است

  • وای‌نت: اسرائیل آماده حمله است اما تصمیم درباره شروع و هدف جنگ با ترامپ است

    وای‌نت: اسرائیل آماده حمله است اما تصمیم درباره شروع و هدف جنگ با ترامپ است

  • از ۱۸ تیر تا جاوید شاه؛ روایتی از تغییر فضای سیاسی در دانشگاه‌های ایران

    از ۱۸ تیر تا جاوید شاه؛ روایتی از تغییر فضای سیاسی در دانشگاه‌های ایران

  • توقیف و مصادره اموال بنیان‌گذار مدرسه اینورس؛ اردوبادی: جای من کنار مردم است

    توقیف و مصادره اموال بنیان‌گذار مدرسه اینورس؛ اردوبادی: جای من کنار مردم است

  • نیروهای بسیجی و لباس‌شخصی به تجمع هالووین جوانان در خیابان ایرانشهر تهران حمله کردند

    نیروهای بسیجی و لباس‌شخصی به تجمع هالووین جوانان در خیابان ایرانشهر تهران حمله کردند

•
•
•

مطالب بیشتر

پشت درهای بسته و دنیای پنهان سکس و تن‌فروشی در ایران

۱ مرداد ۱۴۰۳، ۱۵:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
هومن عابدی
100%

هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیت‌های فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال می‌کند اما به نظر می‌رسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تن‌فروشی بدل شده است.

تن‌فروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکه‌های مجازی تبلیغ می‌شود و پربازدید شده است، از تناقض‌های اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.

در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف می‌شود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش می‌گذارد.

به نظر می‌رسد بسیاری از این صفحه‌ها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسی‌های دقیق‌تر ایران‌اینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار می‌کند: شبکه‌ای مخفی از تن‌فروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت می‌کنند.

یکی از این صفحات به دست زنی اداره می‌شود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بین‌المللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی می‌کند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه می‎‌دهم.»

ایران‌اینترنشنال نمی‌تواند به‌طور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آن‌ها را تایید کند، علاوه بر این به نظر می‌رسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کرده‌اند.

این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکس‌هایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم می‌خورد.

وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را می‌دهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.

با این حال، یکی از لینک‌های موجود در یکی از این صفحه‌ها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی می‌کند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر می‌کشد.

محتویات این کانال تگرام نشان می‌دهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان می‌گذارند و خدمات آن‌ها همچنین شامل سکس سه‌نفره یا گروهی و رابطه با لزبین‌ها و افراد تراجنسیتی می‌شود.

قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقه‌ای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.

تن‌فروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت می‌کنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازات‌های سنگینی در نظر گرفته می‌شود.

بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و هم‌جنس‌گرایی می‌تواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.

ناظران می‌گویند علی‌رغم قوانین تنبیهی بی‌رحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن می‌زند.

مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهم‌ترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار می‌دهد و می‌تواند شماری از آنان را وادار به تن‌فروشی کند.

وقتی ایران‌اینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روش‌های پرداخت را توضیح می‌داد، به این تماس پاسخ داد.

به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینه‌ها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیش‌پرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت می‌گرفت و این موضوع می‌تواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.

وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگران‌کننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر می‌کشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تن‌فروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تن‌فروشی کنند.

ادامه بررسی های ایران‌اینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمین‌های ایرانی اداره می‌شوند.

برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی می‌پردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن می‌گویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.

100%

به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آن‌ها در این صفحات قرار داده شده است، ایران‌اینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری می‌کند.

«آ» که می‌گوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهی‌های تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده می‌شود.

آن‌چنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر می‌دهد که خطر ابتلا به بیماری‌های مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.

عکس‌هایی با لباس‌های مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه می‌کند و با آنان به سفر نیز می‌رود.

زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجی‌شده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکس‌هایی در سواحل، باشگاه‌های ورزشی و سایر مکان‌ها در اختیار مشتریان بالقوه خود می‌گذارد و به نظر می‌رسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.

«ر» زنی دیگر است که می‌گوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بین‌المللی با مشتریان اعلام کرده است.

زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده می‌شود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود می‌کند.

100%

مقام‌های جمهوری اسلامی در مواجهه با تن‌فروشی به صورت گزینشی عمل می‌کنند. آن‌ها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیت‌های موجود می‌بندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بی‌رحمانه افراد دخیل در تن‌فروشی را سرکوب می‌کنند.

به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوه‌گیری اتخاذ می‌شود.

هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تن‌فروشی، تحت تاثیر ارزش‌های محافظه‌کارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا می‌کنند.

هم‌زمان، تلاش‌ها برای مبارزه با تن‌فروشی در ایران به دلیل محدودیت‌های قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبه‌رو شده است.

اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمان‌های غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.

به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تن‌فروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشه‌ای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیب‌شناسانه به این معضل امکان‌پذیر است.

به‌علاوه، آگاهی‌بخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفه‌ای و مراقبت‌های پزشکی از دیگر شاخصه‌های مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تن‌فروشی در نظر گرفته شوند.

حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تن‌فروشی بیداد می‌کند و زنان آسیب‌پذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار می‌دهد.