بیش از ۱۰۰ آتشنشان با ۲۰ خودروی آتشنشانی توانستند آتشسوزی گسترده در بنای تاریخی سامرست هاوس (خانه سامرست) در لندن را که یک مجموعه هنری بزرگ است و آثاری از جمله نقاشیهای بوتیچلی و سزان در آن قرار دارند، مهار کنند.
خبرگزاری رویترز روز شنبه ۲۷ مرداد گزارش داد که در پی این آتشسوزی، ابرهای دود در بالای شهر لندن قابل مشاهده بود.
آتشنشانی لندن اعلام کرد که حدود ۱۲۵ آتشنشان را پس از دریافت تماس وقوع حریق درست قبل از ظهر شنبه به محل حادثه اعزام کرده است.
این سازمان در بیانیهای نوشت: «خدمه در حال مهار شعلههای آتش واقع در بخشی از سقف ساختمان هستند.»
هنوز علت آتشسوزی مشخص نیست.
پلیس بریتانیا گفت که هیچ گزارشی از مجروح شدن کسی گزارش نشده است.
سامرست هاوس، واقع در ساحل رودخانه تیمز در مرکز لندن، پیشتر یک کاخ سلطنتی بوده که اکنون یک مرکز هنری، فرهنگی و سرگرمی است.
گالری کورتولد که شاهکارهای قرون وسطی تا قرن بیستم را در خود جای داده، در ضلع شمالی ساختمان قرار دارد.
حساب متعلق به سامرست هاوس در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «به دلیل آتشسوزی در بخش کوچکی از سامرست هاوس، این مرکر در حال حاضر بسته است.»
قدمت بنای سامرست هاوس به سال ۱۵۴۷ باز میگردد.
این کاخ محل سکونت پرنسس الیزابت قبل از تاجگذاری و دریافت عنوان ملکه الیزابت اول در سال ۱۵۵۸ بود.
در سال ۱۶۶۶ یک آتشسوزی بزرگ بسیاری از بناهای شهر لندن را ویران کرد، اما آتش درست در نزدیکی بنای سامرست هاوس متوقف شد.
در اواخر قرن بیستم، این ساختمان به مرکزی برای هنرهای تجسمی تبدیل شد.
حمید رسایی، نماینده تهران در ابتدای نطق خود در مخالفت با وزیر پیشنهادی ارتباطات، به انتقاد از پزشکیان پرداخت و گفت: «توقع داشتیم پزشکیان به راهکارهایی که برای اجرایی کردن سیاستهای خامنهای و برنامه هفتم دارد اشاره کند.»
او با تاکید بر اینکه «مجلس، جای روضه خواندن نیست»، گفت: «استناد به نهجالبلاغه خوب است اما در جایگاه ریاستجمهوری باید برنامه عملیاتی گفته شود.»
رسایی در ادامه، علت مخالفت کمیسیون فرهنگی مجلس با ستار هاشمی را «ابهامات برنامه» او و «نبود راهکار برای عملیاتی کردن برنامههایش» عنوان کرد.
این نماینده مجلس گفت هاشمی راهکار یا تمایلی برای ادامه مسیر دولت رئیسی در تکمیل «شبکه ملی اطلاعات»، توسعه شبکههای اجتماعی داخلی و مقابله با پلتفرمهای خارجی ارائه نداده است.
رسایی رویکرد موجود در فیلترینگ را «سیاست شترمرغی» توصیف کرد و گفت: «اگر نمیتوانید کامل فیلتر کنید این فیلتر موجود را هم بردارید. اینطوری فقط فحشش را میخوریم اما فضا ول و رهاست.»
او از هاشمی خواست تا «فیلترشکن فروشها» را معرفی کند و گفت : «باید یقه فیلترشکن فروشها را بگیریم.»
همزمان با ادامه پیشروی نیروهای اوکراین در منطقه کورسک، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه اعلام کرد اوکراین در حمله به این بخش از خاک روسیه، از موشک آمریکایی هیمارس استفاده کرده است.
الکساندر سیرسکی، فرمانده ارتش اوکراین گفت که نیروهای این کشور روز جمعه بین یک تا سه کیلومتر در برخی مناطق در منطقه کورسک روسیه پیشروی کردند.
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین نیز گفت نیروهای این کشور مواضع خود را در منطقه کورسک تقویت کردهاند.
در مقابل وزارت دفاع روسیه اعلام کرد نیروهای این کشور چندین حمله اوکراین را در منطقه کورسک دفع کردند.
این وزارتخانه گزارشی مبنی بر باز پس گیری هیچ منطقهای ارائه نکرده است.
در روزهای گذشته روسیه اعلام کرد که «اوکراین از تسلیحات آمریکایی در منطقه کورسک استفاده کرده» است.
ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه گفت که اوکراین از سامانههای موشکی هیمارس، برای تخریب پل «سیم» در منطقه کورسک استفاده کرده است.
موشکهای آمریکایی هیمارس که به اوکراین تحویل شدهاند، حدود ۸۰ کیلومتر برد دارند.
مقامهای روسیه پیش از این هشدار داده بودند اگر سلاحهای غربی در خاک این کشور استفاده شوند، مسکو این اقدام را به عنوان یک تهدید جدی در نظر خواهد گرفت.
نیکلای پاتروشف، دستیار پوتین، پیش از این گفته بود: «عملیات در منطقه کورسک نیز با مشارکت ناتو و سرویسهای ویژه غربی برنامهریزی شده بود.»
ایالات متحده و قدرتهای غربی اعلام کردهاند اوکراین درباره این حمله از قبل به آنان اطلاعرسانی نکرده و واشینگتن در آن دخالتی نداشته است.
اوکراین روز ۱۶ مرداد حمله خود را به استان کورسک آغاز کرد.
این حمله بزرگترین تهاجم یک قدرت خارجی به روسیه از زمان جنگ جهانی دوم به شمار میرود.
اوکراین اعلام کرده بیش از ۸۰ شهرک به مساحت هزار و ۱۵۰ کیلومتر مربع را در کورسک تصرف و ۳۵ کیلومتر پیشروی کرده است.
روسیه نیز کنترل ۱۸ درصد از خاک اوکراین را در دست دارد.
روز شنبه وزارت دفاع روسیه، اوکراین را به برنامهریزی برای حمله به نیروگاه هستهای کورسک متهم و تهدید کرد به چنین حمله احتمالی که منطقه وسیعی را آلوده میکند، پاسخ سختی خواهد داد.
برخی تحلیلگران از جمله یوهان میشل، کارشناس نظامی فرانسوی، حمله اوکراین به منطقه کورسک روسیه را «شکست اطلاعاتی» مسکو خواندهاند.
آندری گورولیوف، نماینده پارلمان روسیه و افسر سابق ارتش، گفته بود حدود یک ماه پیش در گزارشی به رهبران نظامی روسیه هشدار داده شده نشانههایی از آمادگی کییف برای حمله وجود دارد اما این هشدار مورد توجه قرار نگرفته است.
یکی از اهداف اوکراین از حمله به کورسک منحرف کردن روسیه از عملیات خود در دونتسک است.
با این حال روسیه روز جمعه از تصرف شهر «سرهیوکا» در دونتسک خبر داد.
میخائیلو پودولیاک، از دستیاران ارشد زلنسکی، هدف از حمله به کورسک را «وادار کردن مسکو به مذاکره عادلانه برای صلح» ذکر کرده است.
هفتاد و هفتمین دوره جشنواره هنری ادینبورگ در اسکاتلند که از مهمترین و بزرگترین رویدادهای هنری جهان محسوب میشود، میزبان اجرایی است از هاملت ویلیام شکسپیر که با همه اجراهای پیشین این اثر جاودانه تفاوت دارد: اجرایی با بازی بازیگرانی با سندروم داون.
سندروم داون که به دلیل اضافه بودن یک کروموزوم به وجود میآید، باعث اختلالات یادگیری و معلولیت ذهنی میشود. حالا اینجا در اجرایی از پرو، همه هشت بازیگر نمایش این بیماری را دارند و نوع اجرای آنها از نمایش هاملت به چالشی بدل میشود که تماشاگر انتظارش را ندارد: آیا آنها قادرند اجرا را آنطور که قرار است پیش ببرند؟
از لحظه اول با نوعی فاصلهگذاری روبهرو هستیم. بر روی پرده، ویدیویی از به دنیا آمدن یک بچه به نمایش در میآید و بازیگران نمایش به آن چشم میدوزند. بعد هر یک از آنها رو به تماشاگر خودشان را معرفی میکنند و چند جملهای میگویند. آنها به طریق متفاوتی به مشکلات خود اشاره میکنند و این که ممکن است در طول نمایش نتوانند جملات خودشان را به یاد بیاورند یا درست ادا کنند اما به شوخی به ما یادآوری میکنند که نگران نباشیم، چون نمایش که به زبان اسپانیولی است، زیرنویس انگلیسی دارد!
اما عجیب این که آنها تا انتها، درست به مانند بازیگران حرفهای، اجرایی شستهرفته و بدون نقص ارائه میدهند که از استعداد بازیگری تکتکشان حکایت دارد؛ چیزی که تماشاگر پیش از تماشای نمایش مطلقا تصوری از آن نداشت.
استفاده از ویدیو به کمک فضاسازی میآید و دوربین گاه شخصیتها را در پشت صحنه تعقیب میکند و بخشی از ماجرا را ما از زاویه دوربین بر پرده سینما تماشا میکنیم. پردهای که بعدتر با پیوند هاملت با فیلمها و اجراهای قبلی، صحنههای جذابی را خلق میکند، مثل جایی که مشهورترین جمله نمایش («بودن با نبودن، مساله این است») بعد از ادا شدن به وسیله بازیگر بر روی صحنه، به نسخههای متعدد سینمایی آن بر روی پرده میرسد که همه در کنار هم این جمله را تکرار میکنند.
در صحنه جذاب دیگری بخشی از اجرای لارنس اولیویه را در فیلم هاملت (۱۹۴۸) میبینیم که یکی از بازیگران در ژستی مشابه او، سعی دارد حرکاتش را تقلید کند اما بازیگر دیگری که او هم هاملت است (در طول نمایش چند نفر نقش هاملت و اوفلیا را بازی میکنند و در واقع نقشها به طور مرتب جابهجا میشوند)، به این کار اعتراض میکند و میخواهد نقشش را به شیوه دیگری بازی کند؛ جایی که او مجبور میشود نظر تماشاگران را هم بپرسد.
روایت آنها از داستان طبق معمول از جایی آغاز میشود که روح پدر بر هاملت ظاهر میشود و از خیانت برادر خود میگوید که حالا بر تخت پادشاهی نشسته است. از این لحظه نمایش به طرز جذابی بین داستان هاملت و داستان واقعی این شخصیتها و مشکلات ناشی از بیماری ایشان در حال نوسان است.
در همان ابتدا بر این بدهبستان بازیگران و دنیای نمایشی که قرار است در آن بازی کنند، تاکید میشود. بازیگری که نامش جیمی است خودش را «جیملت» میخواند که ترکیب نام او با هاملت است. او در جواب سوالات، به شکل هوشمندانهای گاه به هاملت بدل میشود و گاه خودش، یعنی جیمی.
همین نوع فاصلهگذاری بین دو جهان تا انتهای نمایش ادامه دارد. جایی که با یک حرکت یا دیالوگ ساده از یک جهان (هاملت) به جهان واقعی (بازیگران نمایش با سندروم داون) نقل مکان میکنیم و گاه مرز بین این دو جهان از بین میرود.
این مرز زمانی بیشتر نامریی میشود که بازیگران رو به تماشاگران حرف میزنند، از آنها سوال میپرسند و در یک صحنه شگفتانگیز، چهار داوطلب از بین تماشاگران را انتخاب میکنند تا در صحنه بازسازی مرگ پدر هاملت به وسیله بازیگران تئاتر در دل نمایش، آنها را یاری دهند.
استفاده بازیگران از این چهار داوطلب به بازی جذابی بین آنها و مخاطب بدل میشود: حالا این بازیگران سندورم داون هستند که افراد سالم را کارگردانی میکنند و از آنها میخواهند که بنا به خواسته و میل آنها در صحنه بازی کنند.
گاه صحنه شکل بامزهای به خود میگیرد (مثل زمانی که از یکی از بازیگران میخواهند نقش ماه را بازی کند) و گاه به شکل جدی به هدایت بازیگران داوطلب مشغول میشوند و بدهبستان جذابی بین بازیگران و تماشاگران صورت میگیرد.
این بدهبستان با تماشاگر تا انتها ادامه دارد. یکی از بازیگران در صحنهای به میان تماشاگران میآید، روی یک صندلی خالی مینشیند و خطابهاش را به شکل بلندی ادا میکند.
بازیگر دیگری هم از تماشاگران میخواهد که ایده او برای اجرایی متفاوت را تایید کنند.
در نتیجه تماشاگران از ابتدا تا انتها در پیشبرد وقایع شریک میشوند تا به صحنه جذاب انتهایی میرسیم: جایی که بازیگران مرز میان صحنه و واقعیت را به کل از بین میبرند و از تماشاگران میخواهند که به روی صحنه بیایند و با آنها برقصند. یک پایان درخور و جذاب برای اجرایی که شبیه هیچ اجرای دیگری نیست و از نمایشنامهای که دهها هزار بار اجرا شده، به تمامی آشناییزدایی میکند.