کارگران شرکت پست کمتر از ۱۰ میلیون تومان دستمزد میگیرند

کارگران شرکت پست در ایران با ۱۲ ساعت کار روزانه، ماهانه کمتر از ۱۰ میلیون تومان و زیر حداقل دستمزد قانونی، حقوق میگیرند.

کارگران شرکت پست در ایران با ۱۲ ساعت کار روزانه، ماهانه کمتر از ۱۰ میلیون تومان و زیر حداقل دستمزد قانونی، حقوق میگیرند.
خبرگزاری ایلنا روز پنجشنبه ۲۴ خرداد گزارش داد با خصوصیسازی شرکت پست، کارگرانی که یکی از دشوارترین مشاغل ممکن را در حمل و تخلیه محمولههای پستی بر عهده دارند، از سادهترین امکانات و حداقلیترین مزایای مزدی محروم شدهاند.
این گزارش سقوط کارگران پست را از «نردبان جایگاه شغلی»، نتیجه «تفکرات لیبرالی» خواند و گفت نظام خصوصیشده آنها را به «بیگاری» کشانده است.
نمایندگان دولت و کارفرمایان در شورای عالی کار، روز ۲۹ اسفند سال گذشته بر روی افزایش ۳۵ درصدی حداقل دستمزد کارگران در سال ۱۴۰۳ توافق کردند.
بر این اساس، حداقل دستمزد کارگران برای یک خانوار چهار نفره، ۱۲ میلیون و ۱۰۷ هزار تومان تعیین شد.
مجید رحمتی، رییس کمیته مزد کانون هماهنگی شوراهای کار استان تهران روز ۲۰ اسفند ۱۴۰۲ در مصاحبه با ایلنا، نرخ سبد معیشت با کالری سه هزار را برای یک خانوار چهار نفره در تهران معادل ۳۲ میلیون و ۸۵۰ هزار تومان اعلام کرده و گفته بود این نرخ را برای سطح کشور ۲۶ میلیون و ۵۵۰ هزار تومان محاسبه کردهاند.
مقایسه رقم تعیین شده برای دستمزد کارگران در سال ۱۴۰۳ با میزان حقوق کارگران پست نشان میدهد که کارگران این شرکت حتی از دریافت حداقل دستمزد تعیین شده از سوی شورای عالی کار که نهادی حکومتی است، محروماند.
حمید، کارگر یکی از زیر مجموعههای شرکتهای خصوصی پست به ایلنا گفت شرایط کار او و همکارانش در بار کردن خودروهای حمل محمولههای پستی «بسیار بد» است، به طوری که با ۱۲ ساعت کار بیوقفه، تعطیلات رسمی و جمعهها هم باید سر کار باشند و تنها هر دو هفته یک روز به صورت شیفتی تعطیل میشوند.
او افزود این کار سخت، مشکلات جسمی بسیاری برای کارگران به همراه میآورد و اکثر همکارانش به کمر درد، دردهای مفاصل و استخوان، بیماریهای قلب و عروق و گرمازدگی دچار میشوند.
به گفته این کارگر پست، حقوق ماهانه او و همکارانش کمتر از ۱۰ میلیون تومان و دستمزد روزانهشان کمی بیشتر از ۲۰۰ هزار تومان است.
ایلنا چنین شرایطی را غیر قابل باور اما حقیقی خواند و نوشت: «خصوصیسازی خدمات شهری، بر گرده کارگرانی استوار مانده است که حق و حقوقشان از سوی سودجویان به تاراج رفته و تبدیل به بردگان یک نظام کالایی شدهاند.»
این گزارش در پایان، این نوع از فربه کردن بخش خصوصی را در دهههای اخیر به سود «گروهی از خواص» دانست.
در سالهای اخیر کارگران سراسر ایران بارها در اعتراض به وضعیت معیشتی و حقوقی خود تجمع کردهاند اما مطالبات آنان هنوز محقق نشده است.

وزیر امور اقتصادی و دارایی ایران گفت که درآمدهای مالیاتی دولت به هشت هزار تریلیون ریال معادل ۱۳/۵ میلیارد دلار رسیده است. به گفته احسان خاندوزی، سازمان مالیاتی توانسته با تحقق ۱۰۸ درصدی درآمد وصولی نسبت به میزان مصوب در سال ۱۴۰۱، رکورد جدیدی در تاریخ مالیاتستانی کشور ثبت کند.
خاندوزی به رشد سالانه درآمدهای مالیاتی اشاره ای نکرد اما گفت دولت در سال گذشته چهار هزار و ۷۰۰ تریلیون ریال درآمد مالیاتی داشته که نشاندهنده رشدی قابل توجه است.
صادرات نفت منبع اصلی درآمد بودجه ایران محسوب میشود که همچنان از سوی ایالات متحده تحریم است.
اگرچه تهران تقریب ۱/۳ میلیون بشکه در روز به چین میفروشد، اما مشخص نیست که به دلیل تحریمهای بینالمللی در ازای آن چقدر پول نقد دریافت میکند.
دولت از سال ۱۴۰۲ فشار زیادی برای بالا بردن مالیات و افزایش میزان جمعآوری آن اعمال کرد.
طی سه سال گذشته، درآمدهای مالیاتی بودجه بیش از ۱۶۲ درصد افزایش یافته است.
هدف دولت در سال مالی جاری، وصول بیش از ۱۳ هزار میلیارد ریال درآمد مالیاتی است که نسبت به سال مالی قبل از افزایشی ۶۲ درصدی حکایت دارد.
این ارقام نشاندهنده رشد ۳۲۶ درصدی درآمدهای مالیاتی نسبت به سال ۱۴۰۰ است.
در نتیجه، سهم درآمدهای مالیاتی در بودجه دولت طی این مدت از ۲۵ درصد به ۵۳ درصد رسیده است.
درآمدهای مالیاتی دولت ایران از سال ۱۴۰۰ که ابراهیم رئیسی قدرت را در دست گرفت، ۳۲۶ درصد افزایش یافته است.

جهش درآمدهای مالیاتی در دوران ریاستجمهوری رئیسی یعنی از تیر ۱۴۰۰ تا اردیبهشت ۱۴۰۳ همزمان با افزایش فقر در میان شهروندان ایرانی رخ داد.
بر اساس آمار سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، مصرف سرانه گوشت بین سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ به میزان یکسوم کاهش یافته است.
چرا دولت مالیاتها را افزایش میدهد؟
پیش از تحریمهای آمریکا علیه ایران در سال ۱۳۹۷، حدود ۴۰ درصد از بودجه دولت متکی به درآمدهای نفتی بود، اما به دلیل تحریمهای نفتی «فشار حداکثری»، این میزان در سال جاری به ۲۱ درصد کاهش یافت.
دولت ایران مجموع فروش داخلی و صادرات درآمدهای نفت و گاز را در بودجه، شش هزار و ۴۱۴ تریلیون ریال پیشبینی کرده که حدود نیمی از درآمدهای مالیاتی یا حدود ۱۱ میلیارد دلار به نرخ ارز جاری است.
به طور رسمی، سهم بودجه دولت کمتر از ۵۰ درصد از درآمدهای صادراتی نفت است.
از مجموع دلارهای نفتی ۱۴/۵ درصد به شرکت ملی نفت ایران، ۲/۵ درصد به مناطق محروم و مابقی به صندوق توسعه ملی اختصاص دارد.

دولت در سالهای اخیر سهم صندوق توسعه ملی از درآمدهای نفتی را نیز برای جبران کسری بودجه خود مصرف کرده است.
باوجود این، بودجه دولت همچنان با کسری ۳۰ درصدی در هر سال مواجه است، چراکه درآمدهای نفتی بسیار پایینتر از دوره ماقبل تحریمهاست.
اوپک هنوز گزارش سالانه خود را برای سال ۱۴۰۲ منتشر نکرده است، اما آمار گمرک ایران نشان میدهد درآمد صادرات نفت این کشور در سال مالی گذشته ۳۷ میلیارد دلار بوده است.
درآمد نقدی واقعی حاصل از صادرات نفت خام به چین به عنوان یک راز مخفی مانده است.
بسیاری از ناظران بر این باورند که جمهوری اسلامی به شکل مستقیم از درآمدهای نفتی خود استفاده میکند.
بر همین اساس، بخشی از درآمدهای صادراتی جمهوری اسلامی در چین نگهداری میشود تا بعدا از آن برای پرداخت هزینههای واردات کالا به ایران استفاده شود.
یکی دیگر از دلایل افزایش درآمدهای مالیاتی، تورم است.
بر اساس برآوردهای صندوق بینالمللی پول، نرخ تورم سالانه ایران از ۱۳۹۹ تاکنون بهطور متوسط بالای ۴۲ درصد بوده است.
بنابراین حتی با احتساب نرخ تورم، دولت ایران باید حداکثر ۱۶۰ درصد مالیات را افزایش میداد، نه ۳۲۶ درصد.

چهارمین روز از تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری با سخنان واکنشبرانگیز علیرضا زاکانی درباره وعده تامین گوشت قرمز برای شهروندان آغاز شد. روز پنجشنبه دعوای درونگروهی کاندیداهای جریان موسوم به اصولگرایی ادامه یافت و درخواستهایی برای کنارهگیری آنان به نفع «رقیب اصلح» مطرح شد.
بر اساس برنامههای اعلام شده، قرار است روز پنجشنبه ۲۴ خرداد مصطفی پورمحمدی در شبکه سه، مسعود پزشکیان در شبکه یک، محمدباقر قالیباف در شبکه دو و سعید جلیلی و امیرحسین قاضیزاده هاشمی در شبکه خبر حاضر شوند.
عصر روز چهارشنبه و در یکی از این برنامهها، علیرضا زاکانی در راستای تبلیغات انتخاباتیاش وعده داد در تهران روزانه ۱۲۰ تن گوشت مقابل در خانهها تحویل دهد.
زاکانی این طرح را مربوط به دولت ابراهیم رئیسی خواند و گفت قرار بود در ماه جاری افتتاح شود.
این اظهارات شهردار تهران، روز پنجشنبه واکنشهای مختلفی به همراه داشت.
او همچنین گفته است با قویترین تنهها و شاخههای فساد مقابله کرده است.
با وجود تلاش زاکانی برای نشان دادن چهرهای ضد فساد از خود، در کمتر از سه سالی که او مسئولیت شهرداری تهران را بر عهده گرفته، خبر چندین مورد تخلف و فساد و حاشیه در این مجموعه منتشر شده است.
جلیلی همدست روحانی؟
روز پنجشنبه سخنان اخیر سعید جلیلی، دیگر کاندیدای ریاستجمهوری درباره اینکه «دولت حسن روحانی در اواخر کارش نمیتوانست نفت بفروشد» نیز واکنشهایی در پی داشت.
جلیلی گفت که روحانی در این دوره با راهکار او موفق به فروش نفت شد.
عباس عبدی، روزنامهنگار و فعال اصلاحطلب از جلیلی خواست برای اثبات میزان صداقتش متن پیشنهادی را که به روحانی داده است، منتشر کند.
عبدی در ادامه گفت «محال است» عقل بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت دولت روحانی، نیازمند پیشنهاد جلیلی باشد.
او علت موفقیت فروش نفت در اواخر دولت روحانی را روی کار آمدن دولت جو بایدن در آمریکا دانست و از جلیلی خواست این دستاورد را به حساب خود نگذارد.
پایگاه خبری انتخاب نیز با انتقاد از اظهارات جلیلی نوشت: «بررسیها نشان میدهند دولت فعلی بر اساس همین ایده جلیلی، با تخفیفهای قابل توجه، نفت را به پالایشگاههای خصوصی چین فروخته.»
به گفته انتخاب، ایدههای نفتی جلیلی تنها در دو سال ۱۳۰ میلیارد دلار ضرر به اقتصاد کشور وارد کرده است.
جلیلی علاوه بر این، در یک سفر استانی به شهرستان بیرجند نیز گفت باید عقبماندگی هشت ساله پیش از دولت رئیسی با «رشد صفر و منفی»، جبران شود.
میزگردی با اشاره به عدم مشارکت مردم در انتخابات
روز پنجشنبه روزنامه هممیهن مشروح سخنرانیهای میزگردی انتخاباتی را با حضور تقی آزاد ارمکی، بیژن عبدالکریمی، جواد میری، احمد زیدآبادی و کیومرث اشتریان منتشر کرد.
زیدآبادی، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی در این نشست به تغییر رویکردها پس از مرگ ابراهیم رئیسی درباره مسائل اقتصادی اشاره کرد و گفت: «قبلش میگفتند مشکلات اقتصادی فراوان است اما بعد انگار این مشکلات حل شد و دیگر وجود ندارد.»
او گفت اگر بخشی از مردم احساس کنند این انتخابات «کلاهگذاری» بر سرشان است، دچار حس «تحقیر» شده و در انتخابات شرکت نخواهند کرد.
آزاد ارمکی، استاد بازنشسته علوم اجتماعی، در این نشست کنش مردم در زمینه عدم مشارکت را «منطق جامعه» نسبت به مسائل موجود توصیف کرد و گفت: «شما زار بزن، صد تا مثل پزشکیان را بیاور ببین رای میدهند؟»
او بر «دشمنی حکومت با مردم» تاکید کرد و گفت: «قبول کنیم که مردم قهر کردهاند.»
آزاد ارمکی در ادامه تاکید کرد افراد ذینفوذ حکومت باید برای «آشتی ملی» اقدام کنند.
اعتراضها به بازداشت و احضار منتقدان قالیباف
محمدباقر قالیباف در روزهای اخیر با برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چهرههای دیگر جریان موسوم به اصولگرایی دچار چالش شده است.
حمید رسایی، یکی از نمایندگان مجلس اخیرا به احضار و بازداشت چند فعال رسانههای اجتماعی با شروع تبلیغات انتخاباتی اشاره کرد که همگی منتقد «یک نفر» بودند.
اشاره او به بازداشت یاشار سلطانی و صبا آذرپیک و احضار علیاکبر رائفیپور در روز ۲۰ خرداد بود.
او گفت: «اگر پرونده داشتند چرا قبلا بازداشت نشدند؟ چرا این امر را برای بعد از هشت تیر نگذاشتند؟»
برخی فعالان سیاسی پیشتر گفته بودند بازداشت سلطانی و آذرپیک با شکایت قالیباف انجام شده است.
بازتاب انتخابات ۱۴۰۳ در رسانههای داخلی
روزنامه هممیهن روز پنجشنبه ۲۴ خرداد به یکی از شعارهای انتخاباتی محمدباقر قالیباف درباره جلوگیری از ورود پناهجویان افغانستانی به ایران و اخراج مهاجران غیرقانونی پرداخت.
این روزنامه از رویکرد قالیباف با عنوان برخورد «گازانبری» و «مهاجرستیزی به سبک احزاب راست افراطی اروپا» یاد کرد.
روز ۲۴ خرداد خبرگزاری ایلنا گفتوگویی با پیمان جبلی، رییس صداوسیمای جمهوری اسلامی درباره «تهمتها و توهینها در برنامههای انتخاباتی» منتشر کرد.
او با استناد به قانون کمیسیون تبلیغات گفت اگر در برنامههای زنده به شخصی توهین و تعریض شود یا تهمتی زده شود، زمانی به آن فرد اختصاص میدهند تا از خود دفاع کند.
جبلی درباره اتهاماتی که به افراد «ممنوعالتصویر» زده میشود گفت که تصمیمگیری در این زمینه با کمیسیون تبلیغات است.
کنار بکشید!
روزنامه کیهان روز پنجشنبه توصیهنامهای خطاب به کاندیداهای اصولگرای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ منتشر کرد و از آنان خواست به نفع «رقیب اصلح» کنار بکشند.
این روزنامه از کاندیداها خواست مشکلات کشور را «بزرگنمایی و سیاهنمایی» نکنند و «کمکاری و خیانت» برخی مسئولان را به حساب نظام و ولایت نگذارند.
همزمان با این توصیه، روزنامه سازندگی در گزارش صفحه اول روز پنجشنبه خود نوشت که «قالیبافیها از جلیلی خواستهاند در انتخابات بهنفع قالیباف کنارهگیری کند».
بر اساس گزارش این روزنامه، جلیلیها پاسخ دادهاند: «شما رییس یک قوه هستید، پس شما به نفع جلیلی کنارهگیری کنید.»
معرفی اعضای ستاد انتخاباتی پورمحمدی
روز پنجشنبه مصطفی پورمحمدی پس از گذشت سه روز از آغاز تبلیغات، سرانجام مدیران ستاد خود را معرفی کرد.
پورمحمدی در این احکام، حجتالله ایوبی را به عنوان رییس ستاد انتخاباتی و شهابالدین صدر را رییس ستادهای مردمی خود کرد.
مسعود زریبافان از دیگر مدیران ستاد پورمحمدی است. او در کارنامه و سوابق خود معاونت ریاستجمهوری در دولت محمود احمدینژاد و ریاست بنیاد شهید را دارد.
حسامالدین آشنا، چهره امنیتی دولت حسن روحانی و داماد قربانعلی دری نجفآبادی، وزیر اطلاعات در دولت محمد خاتمی در زمان قتلهای زنجیرهای، روز پنجشنبه خبری را که اخیرا درباره عضویتش در ستاد پورمحمدی منتشر شده بود، تکذیب کرد.
آشنا گفت: «هر یک از داوطلبان فعلی از من مشاوره بخواهد به او مشاوره خواهم داد ولی مطابق نظرات و دیدگاههایی که درست میدانم.»
پیشتر برخی رسانهها نوشته بودند آشنا مشاور رسانهای پورمحمدی شده است.

رویترز با استناد به گزارش محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی که به رویت این خبرگزاری رسیده، نوشت جمهوری اسلامی در روزهای ۲۰ و ۲۱ خرداد به آژانس اطلاع داده هشت آبشار را که هر کدام شامل ۱۷۴ سانتریفیوژ آیآر-۶ هستند، در عرض سه تا چهار هفته در تاسیسات فردو نصب خواهد کرد.
بر اساس این گزارش، آژانس روز ۲۲ خرداد تایید کرد جمهوری اسلامی فرآیند نصب سانتریفیوژهای آیآر-۶ را در دو آبشار فردو کامل کرده و نصب آنها در چهار آبشار دیگر در حال انجام بوده است.
گزارش محرمانه آژانس در خصوص برنامه هستهای جمهوری اسلامی به اعضای این سازمان ارسال شده است.
این گزارش همچنین حاکی از آن است که ایران روز ۲۱ خرداد در نامهای به آژانس، از قصد خود برای نصب ۱۸ آبشار سانتریفیوژ آیآر-۲ام در تاسیسات غنیسازی زیرزمینی نطنز خبر داد.
به گفته رویترز، جمهوری اسلامی زمان انجام این فعالیت را در نطنز اعلام نکرده است.

اقدام جدید تهران چند روز پس از آن صورت میگیرد که شورای حکام قطعنامه پیشنهادی بریتانیا، فرانسه و آلمان، موسوم به تروئیکا، را درباره برنامه هستهای حمهوری اسلامی با ۲۰ رای موافق، ۱۲ رای ممتنع و دو رای مخالف به تصویب رساند.
در این قطعنامه از حکومت ایران خواسته شده تا همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را بهبود بخشد و ممنوعیت ورود «بازرسان مجرب» آژانس را لغو کند.
جمهوری اسلامی روز ۲۶ شهریور ۱۴۰۲ مجوز فعالیت گروهی از بازرسان آژانس در ایران را باطل کرد.
محمد اسلامی، رییس سازمان انرژی اتمی ایران در مهرماه سال گذشته با دفاع از تصمیم تهران اعلام کرد دلیل این اقدام، سیاسیکاری این بازرسان بوده است.
پیشتر و در روز ۲۳ خرداد، رویترز به نقل از پنج دیپلمات آژانس بینالمللی گزارش داده بود جمهوری اسلامی در واکنش به قطعنامه شورای حکام، ظرفیت غنیسازی اورانیوم خود را در فردو و نطنز افزایش داده است.
امیر سعید ایروانی، سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی در سازمان ملل، روز ۱۷ خرداد از اقدام شورای حکام انتقاد کرد و گفت تهران به تعهدات خود در چارچوب پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای پایبند بوده است.

ایروانی در نامهای به شورای امنیت نوشت: «این ادعا که برنامه هستهای ایران به نقطه بحرانی و غیرقابل برگشت رسیده است، همراه با ادعاهایی مبنی بر اینکه فعالیتهای هستهای صلحآمیز ایران تهدیدی برای صلح و امنیت بینالمللی است، کاملا نادرست و بیاساس است.»
علی شمخانی، مشاور سیاسی رهبر جمهوری اسلامی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، هم روز ۱۲ خرداد بریتانیا، فرانسه و آلمان را «کجفهم» خوانده و تهدید کرده بود تهران به قطعنامه پیشنهادی آنها «پاسخ جدی و موثر» خواهد داد.
برخی رسانهها در ایران پیش از این گزارش داده بودند مسوولیت مذاکرات هستهای جمهوری اسلامی به شمخانی محول شده است.

پرونده ۱۱ فعال حقوق زنان در استان گیلان که به بیش از ۶۰ سال و شش ماه حبس محکوم شدهاند، به شعبه اجرای احکام دادسرای رشت ارجاع شد.
سایت حقوق بشری هرانا در گزارشی با اعلام این خبر نوشت این فعالان حقوق زنان اکنون در انتظار دریافت ابلاغیه برای اجرای احکام حبس صادره هستند.
فروغ سمیعنیا، سارا جهانی، یاسمین حشدری، شیوا شاهسیاه، نگین رضایی، آزاده چاوشیان، زهرا دادرس، متین یزدانی، زهره دادرس، هومن طاهری و جلوه جواهری اسامی این ۱۱ نفر است.
شامگاه دوشنبه ۲۱ خرداد دهها کاربر رسانههای اجتماعی با راهاندازی طوفانی توییتری اعتراض خود را به صدور احکام سنگین برای فعالان حوزه زنان از جمله این ۱۱ نفر نشان دادند.
این طوفان توییتری با هشتگ «نه به سرکوب زنان» به راه افتاد.
نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی روز ۲۵ مرداد ۱۴۰۲ این فعالان حقوق زنان را در شهرهای رشت، فومن، انزلی و لاهیجان بازداشت کردند.
یک روز پس از دستگیری این فعالان، اداره کل اطلاعات استان گیلان در اطلاعیهای نوشت که «بازداشتشدگان در حال برنامهریزی و اقدام برای دامن زدن به آشوب و خرابکاری در سالگرد خیزش انقلابی در گیلان و کردستان» بودند.
این افراد پس از گذراندن حدود دو ماه در فواصل زمانی متفاوت، با تودیع قرارهای وثیقه به صورت موقت از زندان لاکان رشت آزاد شدند.
آنها نهایتا فروردین ماه امسال در پروندهای مشترک از سوی مهدی راسخی، رییس شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت محاکمه و مجموعا به بیش از ۶۰ سال و شش ماه حبس محکوم شدند.
بر اساس این حکم، زهره دادرس به ۹ سال و شش ماه و دو روز حبس، فروغ سمیعنیا، سارا جهانی، یاسمین حشدری، شیوا شاهسیاه، نگین رضایی، آزاده چاوشیان، زهرا دادرس و متین یزدانی هر کدام به شش سال و یک ماه و ۱۷ روز حبس و جلوه جواهری و هومن طاهری نیز هر کدام به یک سال زندان محکوم شدند.
حکم صادر شده برای این فعالان حقوق زنان در نهایت روز هشتم خرداد امسال در دادگاه تجدیدنظر تایید شد.
پس از صدور و تایید این حکم، ۱۱۵ معلم و فعال صنفی در گیلان و بیش از ۳۵۰ تن از فعالان سیاسی و مدنی در بیانیههایی جداگانه از فعالان حقوق زنان در استان گیلان حمایت و احکام سنگین صادر شده برای آنان را بهشدت محکوم کردند.
جمهوری اسلامی از آغاز روی کار آمدن خود همواره فعالان مدنی و سیاسی منتقد حکومت را بازداشت، شکنجه و زندانی کرده است.
از زمان آغاز خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی از شهریور ۱۴۰۱ تاکنون، سرکوب فعالان مدنی، سیاسی و معترضان از سوی حکومت شدت گرفته و همچنان ادامه دارد.


در ماههای آغازین سال جاری، جمهوری اسلامی با چالشی مواجه شد که در دهه اول حکمرانی خود چند باری تجربهاش کردهبود؛ برگزاری انتخابات زودهنگام.
مرتبه اول، در مرداد ۱۳۶۰، دومین دوره انتخابات ریاستجمهوری بهشکل زودرس و در پی برکناری ابوالحسن بنیصدر برگزار شد که با مشارکت ۶۴ درصدی واجدین شرایط و پیروزی محمدعلی رجایی خاتمه یافت.
در مهرماه همان سال در پی انفجار دفتر نخستوزیری، رجایی و بسیاری دیگر کشته شدند و جمهوری اسلامی دومین تجربه برگزاری انتخابات زودرس را پشتسر گذاشت. اینبار انتخابات با مشارکت ۷۵ درصدی و پیروزی علی خامنهای که تنها کاندیدای شاخص بود به اتمام رسید.
اما سومین انتخابات زودرس در تاریخ جمهوری اسلامی، شرایط متفاوتی دارد. انتخاباتی که در پی سقوط بالگرد ابراهیم رئیسی و همراهانش، باید در تیرماه برگزار شود.
این یکی با نمونههای دهه شصتی آن دو تفاوت برجسته دارد:
اول، دلیل برگزاری:
اگر علل برکناری بنیصدر تقریبا برای افکار عمومی شفاف بود و اگر عاملان انفجار دفتر نخستوزیری تقریبا مشخص بودند، در فقره سقوط بالگرد ابراهیم رئیسی هیچ تنویر افکاری صورت نگرفتهاست.
دوم، بیرغبتی به مشارکت:
اگر در انتخابات دوم و سوم ریاستجمهوری، مشارکت به بیش از ۷۰ درصد میرسید و اگر چهرههای سیاسی آنقدر مقبولیت داشتند که برگزاری انتخابات با یک کاندیدای شاخص و رد صلاحیت گسترده شورای نگهبان خدشهای در مشارکت مردمی ایجاد نکند، حالا نه هیچکس محبوبیت کافی دارد، نه جامعه انگیزهای برای مشارکت در انتخابات از خود نشانمیدهد.

در انتخابات اخیر مجلس در اسفند ۱۴۰۲، شاهد پایینترین نرخ مشارکت از بدو تاسیس جمهوری اسلامی بودیم. آمار رسمی حکومت از مشارکت بالای ۴۰ درصدی خبر داد. ادعایی که رسانههای غیررسمی و افکار عمومی باورش نکرده و آن را بیش از میزان واقعی مشارکت میپندارد. همین مراجع رسمی میزان مشارکت در دور دوم انتخابات مجلس در اردیبهشت سال جاری را تنها ۲۴ درصد اعلامکردند.
صداوسیما؛ بودجههای بسیار برای هیچ
مثل همیشه نظرسنجی و آمار قابل اعتنایی از میزان مخاطبان صداوسیما وجود ندارد. از سویی رییس صداوسیما از مخاطب ۸۷ میلیونی تلویزیون سخن میگوید، از سوی دیگر نظرسنجیها نشان میدهد که پربینندهترین برنامه تلویزیون در دیماه ۱۴۰۲ تنها ۱۷ درصد مخاطب داشته است.
با اینحال آمارهای بازدید وبسایت تلوبیون (وابسته به صداوسیمای جمهوری اسلامی) قابل دسترس است. بر این اساس میتوان دریافت که آمار غالب ویدیوهای مرتبط با انتخابات از مرز ۱۰۰۰ بازدید تجاوز نمیکند.
بالاترین آمار بازدید مربوط به ویدیوی اعلام نامزدهای تایید صلاحیت شده (۶۰۰۰ بازدید)، ثبتنام و اعلام برنامههای اسحاق جهانگیری، لاریجانی، عبدالناصر همتی، وحید حقانیان و سعید جلیلی (۲۰۰۰ بازدید) و ثبت نام محمود احمدینژاد (۸۰۰۰ بازدید) بوده است.
جالب اینجاست که از میان پر بازدیدترین کاندیداها، تنها سعید جلیلی تایید صلاحیت شده است.
به لحاظ محتوایی، صداوسیما به همان سنت قدیمی برای برنامههای انتخاباتی خود اکتفا کردهاست. تنها تفاوت این دوره با ادوار پیشین، هشدار جدی صداوسیماست که طی بیانیهای از نامزدها خواسته از هرگونه «سیاهنمایی» علیه وضعیت کشور پرهیز کنند. این یعنی سانسور شدیدتر از قبل. این بیانیه ناخواسته ضدمشارکت عمل میکند، چرا که شهروندان را به این نتیجه میرساند که جایگاه ریاستجمهوری تا حدی خفیف شده که حتی صداوسیما نیز برای او تعیین تکلیف میکند، در اینصورت سوال مطرح این است که رای دادن چه سودی خواهد داشت؟
شبکه ایکس؛ خیلی دور، خیلی نزدیک
مورد ویژه شبکه ایکس (توییتر سابق)، این شبکه اجتماعی را از سایر پلتفرمهای موجود جدا میکند. کارکرد بسیار موثر توییتر در وقایع مهم تاریخی نظیر بهار عربی، اعتراضات آمریکا، جنبش میتو، جنبش «زن، زندگی، آزادی» و موارد مشابه موجب شده تا جمهوری اسلامی توجهی ویژه به این شبکه اجتماعی که آن را فیلتر نیز کرده داشته باشد.
شبکه ایکس فارسی در ماههای اخیر به جولانگاه ارتشهای سایبری جمهوری اسلامی و هواداران جریانات و گروههای سیاسی از هرسو بدل شدهاست. از اصولگرا تا اصلاحطلب، از حکومت تا مخالفانش. در تقابل این ارتشهای سایبری، عمدتا تخریب و نفی دیگران به چشم میخورد و برخلاف دورههای گذشته دعوت به مشارکت عمومی چندان اولویت ندارد.
تخریب، توهین، نفی و جنگ علیه کاندیداهای رقیب در توییتر، به فضای فکری هواداران کاندیداها بسیار نزدیک و از فضای فکری کف خیابان بسیار دور است. تا جایی که یک نماینده مجلس نیز اعتراف میکند که لایههای مردم به سمت انتخابات نرفتهاند.
کلابهاوس در قبضه اصلاحطلبان
کلابهاوس این روزها به تصرف اصلاحطلبان صندوقگرا درآمدهاست. آنها علاوه بر تبلیغ برای مسعود پزشکیان، بهدنبال جلب مشارکت مردمی هستند. اصلاحطلبان از تکنیک مهندسی معکوس برای جذب مخاطب استفاده میکنند. در اتاقهایی با عنوان «رای بی رای» یا «چرا رای نمیدهم» به اصلاحطلبانی برمیخوریم که در حال اقناع افراد برای شرکت در انتخابات هستند.
قابل توجه است که میزان تاثیرگذاری پلتفرم کلابهاوس در نگاه ناظران با ابهام و تردید مواجه است. چرا که در انتخابات ۱۴۰۰ نیز اصلاحطلبان با همین شدت مشغول تبلیغ برای عبدالناصر همتی بودند و دست آخر با اتاقهای کلابهاوسی چند هزار نفره سهم همتی تنها چهار درصد آرای واجدین شرایط بود.
اینستاگرام، تقریبا هیچ
این روزها شاید بتوان نزدیکترین فضا به کف جامعه و زندگی روزمره شهروندان را اینستاگرام دانست. شبکه اجتماعی که بیشترین کاربران ایرانی را داراست و در آنجا ارتش سایبری در مقابل خیل عظیم کاربران واقعی، موفقیت کمی بهدست میآورد. در اینستاگرام به طور خلاصه میتوان گفت که خبری از انتخابات نیست.
اگر در سال ۱۳۹۶ و ۱۴۰۰ کاربران مختلف بهشکل فعالانه به انتخابات واکنش نشان میدادند و بحثهای داغی پیرامون شرکت نکردن یا حمایت کردن از کاندیداها شکل میگرفت، حالا بهغیر از بخش نظرات صفحات اختصاصی رسانهها و نامزدهای انتخاباتی، خبری از انتخابات نیست.
رسانه رسمی دولت هم خود بر «رخوت و رکود» در این پلتفرم اذعان کرده و در تحلیلی اشاره کرده که با وجود ۳۱ میلیون کاربر ایرانی هنوز تحرکی برای انتخابات در اینستاگرام دیده نمیشود.

روزنامهها، دکههای خالی
هرچند که با شرایط فعلی مطبوعات، میتوان آنها را کماثرترین رسانههای موجود در جریان انتخابات دانست، اما بررسی محتوایی آنها خالی از لطف نیست.
بعد از اعلام تایید صلاحیتها، آنچه بیش از همه توجه مخاطب را جلب میکند، حمایت تمامقد و یکپارچه همه روزنامههای اصلاحطلب و اعتدالی از پزشکیان، و در سوی دیگر سکوت و عدم حمایت عجیب رسانههای حکومتی و اصولگرا از کاندیداهاست.
به نظر میرسد تعدد کاندیداهای اصولگرا برخلاف جریان اصلاحات که به اجبار شورای نگهبان با یک کاندیدا وارد عرصه شدهاند، کار را برایشان سخت کرده است. باید منتظر بود و دید که جبهه اصولگرا چه سیاستی اتخاذ میکند و آیا میتواند از یک کاندیدای واحد حمایت کند یا نه.
خیابانهای آرام
واکنشهای خیابانی به انتخابات، حتی از آنچه در اینستاگرام میگذرد هم کمتر است. این را از خلال گفتوگوهای گروههای تلگرامی میتوان دریافت. به عنوان نمونه «ص»، پزشک عمومی، که مطبهایی در شمال و جنوب تهران دارد، در گروهی نوشته بسیاری حتی خبر ندارند قرار است انتخاباتی برگزار شود. به گفته او، آن دستهای که خبر دارند هم انگیزهای برای مشارکت ندارند، چرا که جایگاه ریاستجمهوری را در ساختار فعلی تعیینکننده نمیدانند.
«م»، وکیل دادگستری نیز چنین اظهاراتی را تایید و اضافه میکند: «وضعیت نابسامان اقتصادی و قتلعام ۱۵۰۰ ایرانی در دولت مورد حمایت اصلاحطلبان، تاثیر عمیق روحی و عاطفی بر مردم گذاشتهاست.»
آنچه در خیابانهای ایران میگذرد، بر خلاف نظرسنجیهای رسمی و حکومتی، فضایی سرد مانند انتخابات اخیر مجلس را نشان میدهد. هرچند که احتمالا «مناظرههای نامزدها» میتواند بر میزان مشارکت مردمی اثر بگذارد. بنابراین برای پیشبینی دقیقتر درباره میزان مشارکت باید تا پایان مناظرات صبر کرد.
تا این لحظه، مجید میراحمدی، رییس کمیته ستاد امنیت انتخابات کشور، به یک نظرسنجی وزارت ارشاد بدون جزییات اشاره کرده و گفته مشارکت حدود ۷۰ درصد پیشبینی میشود و مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) هم میزان مشارکت را افزایشی و در موج دوم ۴۴.۴ درصد عنوان کرده است.
این ارقام با آنچه در جامعه به چشم میآید، اختلاف عمیقی دارد. هرچند که ایسپا تصریح کرده که ۵۹ درصد مردم در سراسر کشور حتی حاضر به شرکت در نظرسنجی نیز نشدهاند.
آیا جمهوری اسلامی میتواند افراد بیشتری را پای صندوق بکشاند؟ این سوالی است که برای پاسخ به آن باید چند هفتهای صبوری کرد. پاسخ صادقانه به این سوال را نه آمارهای رسمی وزارت کشور، که ناظران شهری در روز انتخابات خواهند داد.




